متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن إلی قیام یوم الدین.
کتاب «صلات» را شروع میکنیم. بحث زیبا و شیرین صلواتی که در فقه ما هیچ بابی را به اندازه «صلات» فرع و آداب و احکام نداریم. چهارصد فرع دارد. حالا هم چهارصد باب فقهی دارد، هم چهارصد باب معنوی. گفتهاند که برای صلات است و خیر. و موضوع بهترین چیزی که در دین وصل شده و جعل شده، نماز است؛ قرة العین رسول الله. همۀ لذات عالم را خدای متعال در صلات گنجانده. اهل که باشد در نماز، فقط خود او میداند که چه معجونی درست کرد در قالب نماز. فقط خود...
کتاب «صلات» را شروع میکنیم. فراکاربردی باشه. با رفقایی که «لمعه» میخواندیم، نظرمان این بود که کنارش در کتاب «صلات» یک مانوری بدهید. البته الان وقتمان کم است. یک ماه تا امتحان داریم. باید هم تندتند بخوانیم برویم. درسهایمان که فشرده است. یک سال میخوانند دیگر طهارت و صلات را. سال اول جلد ۱. آنجا میشود در کنار کتب دیگری که هست، «الفیه نفلیه»، عرض کنم خدمتتان که: «منتها تذکره خلاف شرایط» (ببینه). هم با اصطلاحات و عبارات فقها آشنا میشود، هم با سبک و سیاق کتابها آشنا میشود، هم خیلی نکات ظریف و لطیف... چقدر روایت در مورد نماز! آداب نماز. شما برخی از آداب نماز را اگر بخواهیم رعایت بکنیم و نماز را آنطور بخوانیم، مردم پشت سر شما نماز نمیخوانند؛ چون فکر میکنند که نماز، نماز مندرآوردی است. نماز واقعی را اگر بخواهیم بخوانیم، نحوۀ تشهد، ذکر تشهد، اذان، اقامه، ما بینش، ماقبل. بنشینی، پاشی، سجده بروی، این کارو بکنی، اون کارو... احکام و آداب و نحوۀ قنوت گرفتن، نحوۀ رکوع رفتن، نحوۀ سجده رفتن. در خانمها، نحوۀ ایستادن، نشستن. عجیبوغریب است احکام خانمها و خود آقایان. تشهدشان. و از کاری که گفته میشود، مردم فکر میکنند که یک نماز جدید مندرآوردی دیگر. ولی آدم خوب است یک بار به هر کدام از اینها، ولو شده یک بار این اذکار و ادعیه و اینهایی که گفتهاند، عمل بکند. برکاتی دارد و خود این آداب خیلی حال توجه میآورد. اساتید میفرمودند که: «آن چیزی که باعث توجه در نماز میشود، رعایت آداب است.» ولذا، «آداب الصلاة» مقدمه رسیدن به سرّ صلاة است. در آثار امام، این شکلی صلاتشان عمیقتر است: «آداب الصلاة». آداب... حالا کتبی که بزرگان نوشتهاند، اکثراً معمولاً اینجوری بوده: فقیه و هر عارفی خصوصاً یک کتاب در مورد صلات دارد، و یک بحث در مورد نماز کردن. مباحث درس خارجشان هم خب خیلی خوب است. همش روایات. مباحث عقلی یا نداری یا کم دارد. روش استنباط و عرض کنم که مایۀ فقاهت را قشنگ آدم میتواند کسب کند و به دردش هم میخورد.
کتاب صلات بحث، البته عصای جونداری است. مخصوصاً روایات و وقتی که آدم میخواهد تعارض بین روایات را حل بکند، روایات صلات خیلی روایات متفاوتی است در وقت صلات. آغازش، پایانش. و روایات تعارض جدی با هم دارد. حمله بر تقیه شود؟ نشود؟ اطلاق، تقیید؟ چه بحث جدی و جونداری! خلاصه کتاب صلات را جدی بگیرید. در مباحث فقهی...
یکی از اشکالاتی که به برخی از حضرات مطرح است — گفتی با صحبتهای آقای رحیمپور، قلباً و غالباً نقد وارده — منظور چیست؟ قالبش. منظورم این است که نوع بیان بعضاً تأثیر معکوس دارد. بله، اگر یک صاحب دهیه، صاحب عمامه کبیره، اگر این حرفها را بزند، فرق است. کسی که چهره چهره فقهی نیست، تو فضای حوزه... عرض کنم که نوع بیان اگر مجتهد، مرجع تقلید بخواهد این را بگوید، طبعاً فرق میکند با کسی که شاگرد به حساب میآید. لحن و زیر و بَم حوزه. نوع ادبیات، چون خیلی ادبی، منعطف و نرم. و یک نکته. بله، هدف چیست؟ بالاخره این یکی. و یکی هم البته حرفشان درست است. و یکی هم یک اشکال محتوایی هم که هست، این است که حالا در حوزه، اگر «طهارت» و «صلات» درس خارج باشد، این لزوماً عیب نیست. مشکلی نیست. مشکل این است که در اینها متوقف بشویم. حالا بریم ببینیم آقا از بین مثلاً هزار تا درس خارج، هشتصد تایش طهارت و صلات. هیچ بحث فقهی و کر و فری توش نیست وارد بشه، بخواهد تولید بکند، اگر متوقف میشود، یعنی حوزه در طهارت و صلات همه مجتهد میشوند. و میرود یاد بگیرد کار را. مباحث جدید و مشکلاتی که هست، آنجا کاربرد خارج طهارت میخوانَد. خارج صلات میخوانَد. ما نمیخواهیم اینها را بخوانیم. ولی شروع کرد با خارج طهارت و صلات. و شروع کرد زود به نتیجه و جمعبندی میرسد. برای خودش خوب است. مدل کار، اسلوب کار را یاد میگیرد. این هم اشکال دیگری است که وارد است. وگرنه کلیت حرف، حرف درستی است و حوزه اگر سکولار نشده باشه، واقعاً در خطر جدی سکولار بودن است. و مشکل جدیاش هم این است که خودشو متولی مسائل جامعه نمیداند. و شناختی هم ندارد از فضای جامعه. و نیازی هم نمیبیند که بخواهد شناخت داشته باشد. و اگر هم کسی شناخت دارد، او را مسخرهاش میکنند و رَمیاش میکنند به روشنفکری. این دیگر اوج فاجعه. آخوند سوسول... می شود آخوند میرود برنامه کودک برای بچهها میسازد و امید اونی که فعال کف دانشگاه و کف رسانه و کف مدرسه و کف جامعه میشه طلبه سوسول. خلاصه، قُِرتّی!
جدی به فضای «الصلاة الواجبه». کتاب صلات ما اولش فهرستشو ندارد، مال شما شاید داشته باشید. چون اول کتاب یک فهرست کلی تو اون کتابای دیگرش، چاپ دیگرش، گفته اگه دارید که یک دور اونو بگیم. اول تو فهرست اصلیش. رفتی؟ اول خود چیز داره؟ خود فهرستخونیِ کتابی که میخواندیم یک دور فهرستشو اول میدیدیم. یک ذهنیت جامعی به آدم میدهد که چه مباحثی تو این کتاب مطرح میشود و چی جایش کجاست.
اول صلات واجبه:
بعد صلات یومیه:
شرایط صلاة را میگویند. اوقات یومیه را میگویند. وقت الصلاة، علامات اوقات و بعضی از احکامش. از کجا بفهمیم که تشخیص داد وقت نماز را؟ همون بحث شاخص و فلان و اینها.
القبله: قبله را چه شکلی میشود تعیین کرد؟
از طهارت، بله طهارتی که شرط نماز است. ستر العورة شرط نماز است. مکان المصلی.
بعد بحث بعدیاش اجزاء صلات است که نماز از چه اجزایی تشکیل شده که ایشون ۸ تا چیز اجزای صلات را میداند: نیت، تکبیرة الاحرام، قیام، قرائت، رکوع، سجود و تسلیم.
و احکام شکوک که اگر شکی در نماز کردیم چه کار بکنیم؟ صلات المسافر. پس این اول، الان صلوات واجبه. یک بحثی در مورد صلات مسافر مطرح میشود. اینجا نباید بحث را بحث اصلی دانست. بحث اصلی اینجا بحث استدلالی است. بحث اصلیاش تو صلوات مسافر. غواص السفر چیست؟ اصلاً سفر مناتش به چیست؟ کجاست؟ چقدر است؟ محدودش؟ احکامش؟
و بحث بعدی صلاة الجماعة.
و بحث آخرم صلات جمعه.
این کلیات بحث کتاب صلات است. «الصلاة الواجبه»، نمازهای واجب نماز نافله که حدود مشخصی ندارد. هر وقت، هر جا میخواستی بخوانی. البته احکام چیزی دارد که مثلاً کراهت در عبادت. گفتم بینالطلوعین نافلۀ مبتدأ کراهت دارد. نماز برای خودت بخوانی. منالطلوعین کَرَهَ. بعد از نماز صبح کراهت دارد به معنای اقل صابره دیگر. تو عبادت یعنی ثواب کمتر. شرایط فقط گفتن که اگر میتونه قبله را پیدا کن رو به قبله. رو به قبله.
«الواجب من الصلاة»؛ نمازهای واجب از نماز. پس به معنای اجزاء صلات دیگر نیست. آن نمازهای یومیه «بما فی ذلک الجمعه». اولین نمازی که واجب است، نمازهای یومیه است و نماز جمعه را هم جز نمازهای یومیه به حساب آوردیم. چون روز جمعه شما مخیری بین اینکه نماز ظهر بخوانی یا نماز... و صلات طواف الواجب. طواف واجب که به جا آوردی، نماز طوافش هم چی میشود آقا جان؟ واجب میشود. و صلاة علی المیت. نماز بر میت که قبلاً گفتیم در واقع نماز نیست، انا هی دعا. بلکه فقط دعا است. و الآیات کفایتاً واجب. اسم نماز مجازاً نماز به احکامش را توی احکام نماز آیات. نماز آیات و ملتزم به نذر و شبهه نذر. نمازی که واجب شده با نذر و شبه نذر، قسم، عهد، با این حال واجب شده. و قضاء الولد الاکبر ما فات والده. نمازی که بر پسر، شما پسر بزرگ، بر پسر بزرگ واجب میشود از قضای پدرش. که اینجا اختلاف است بر هر فقاهت: پسر بزرگه؟ بر هم است؟ بر دختر هم میتواند باشد؟ نمیتواند باشد؟ فقط پدر و مادرم است؟ اختلافی. ولی قدر متیقنش که همه قبول دارند، چیست؟ ولد اکبر.
برای مستند است. «فی ذلک باز از کجاتون درآوردید اینا رو؟» ام، ضرورت دینیه و نصوص کثیره. نمازهای یومیه ضرورت دینی است. بعضیهایش که جزو بدیهیات است و واضحات. مثل نمازهای یومیه. هر مسلمانی میداند که مسلمان است و نماز خواندن اسلام است و نماز مثل نماز، بله، ستون دین. باید کیفیت اصل اینکه نماز یومیه واجب است. بعضیهایش مثل نماز یومیه ضروریه. سه تا حالت دارد. بعضیهایش ضروری دینیه و نصوص بسیار دارد. مثل نماز یومیه. بعضیهایش اقتضای قاعده است. بعدش هم نصوص خاصه دارد. اقتضای قاعده مثل چیست؟ گفته آقا: «کما فی الملتزم به نذر و نحوه». قاعدۀ فقهی و اصولی این را میگوید که اگر نذر کردی، ناذر بودی، منظورت را باید ادا بکنی. منظور هم تا وقتی راجح، رجحان شرعی و عقلی دارد، باید ادا کرد. اگر نماز هم بود، باید ادا کرد. حالا نماز فی نفسه مستحب بود، به واسطۀ نذر واجب شد. این هم میشود یکی از نمازهای واجب. معالم واجب نیست، به واسطۀ طبعاً واجب است. پس این هم حالت دوم اقتضای قاعده بود. سومی نصوص. نصوص الخاصه. یا اینکه نصوص خاصه دارد. کما فی غیر ذلک. تو غیر این دوتایی که گفتی این شکلی است. نماز طواف نصوص خاصه دارد. پس یک دستش ضرورت دینی و نصوص کثیره داشت (نماز یومیه). یک دسته اقتضای قاعده بود (نماز به واسطه نذر). یک دسته هم چی بود؟ نصوص خاصه داشت. غیر نماز یومیه و «الصلاة الیومیه».
میرویم سراغ نماز یومیه. «و الیومیه خمس». دستم را گرفتند. «و الیومیه خمس». نماز یومیه ۵ تا است. صبح رکعتان. نماز صبح دو رکعت. و المغرب ثلاث رکعات. مغرب سه رکعت است. و البقیه اربعه. بقیه نمازها و فی السفر والخوف تقصر الرباعیه الی فنتاین. در سفر و خوف نماز چهار رکعتی شکسته میشود، کوتاه میشود، قصر میشود به دو رکعت. تو قصر و تقصران.
«و المستند فی ذلک اما ان الیومیه خمس و عدد رکعاتها ما ذکر». اما اینکه نماز یومیه پنج تا است و تعداد رکعاتش آن چیزی که ذکر شد، «فلضرورة الدینیة و روایات الخاصه». به خاطر ضرورت دنیوی و روایات خاصه است. بله، چی شده؟ معنی دوم: نماز یومیه پنج تا است، ضرورت دینی است. و اینی که تعداد رکعاتش این است که گفتیم، از کجا درآوردیم؟
«و اما قصر الرباعیه فی السفر»؛ اینی که در سفر نماز چهار رکعتی شکسته میشود. کتاب خوبی است. همش ضروریات. اینها را آوردند بزرگوار. ضروریات مذهب که نماز چهار رکعتی در سفر. و «تدل علیه الروایات الخاصه». نماز اول وضعش همه دو رکعتی بوده. پنج تا دو رکعتی بود که گفتند که فرض و سنت تفاوتش این است. فرض، مقدار دفتره الله؛ سنت و مقداری که پیغمبر اضافه کردند. اضافهکاری خورده. در واقع روایت خاصه یا فقط عدد رکعاتش رابطه خاصه دارد. «فرض الله النبی» که همه رکعتی بود. بعد گفتند که هر معصومی که امام حسن، امام حسین که به دنیا آمدند، نماز اضافه شد. تفاوت فرض و سنت. چرا فرض؟ نمونه سنت برداشته میشود. که حالا اون سه رکعتیاش هم یادم نیست چه اتفاقی افتاد. یک رکعت اضافه کردند. و جالب این است که اون یکی رکعت رو هم فرض میدانند، سنت نمیدانند. در صورت «وسائل»، کتاب «الصلاة»، مطالعه «وسائل» کنارش. ببینیم خیلی روایت جالبی. فلسفه وجوب نماز، رابطه عجیب و غریبی امام رضا دارد. رابطۀ خیلی زیبا و خیلی کاربردی. رابطه خیلی... بله. نه سنت. «فرض الله سنت». فرض و سنت پیغمبر سنت کرد.
«و اما قصرها عند الخوف» از ضروریات اهل سنت. همه قائل به این نیست که با خود پیغمبر سفر رفتند، روزهشون نمیخوردند. لیسان: «من هم برم صیام فی السفر.» شنیدید دیگر. الف لام الف میم میگفتند بعد پیغمبر دیدند اینها دارند روزه میگرفتند. پیغمبر آقا، من پیغمبرم. میگم روزه نگیرید. گفتند: «یا رسول الله نوکرتیم، با روزۀ ما کار نداشته باش.» خلاف چه پیامبری. داره روزهخوری میکنه الان ماه رمضون.
«و اما قصرها عند الخوف» وقتی ترسید، نمازش شکسته میشود. برداشت که ریخت، نمازشم میریزد و محل و اختلاف، اختلاف فقط. «نقل فی الحدائق» بحرانی از خوبهای اخبار دیگری. شیخ یوسف. «ثلاثة فی الحدائق» سه قول نقل شده:
۱. «قصرها به شرط سفر». گفتند که نماز خوف شکسته میشود به شرطی که تو سفر باشی. اگه تو سفر ترسیدی، شکسته میشود. این قول اول.
۲. «قصرها مطلقاً». مطلقاً وقتی ترسیدی، شکسته میشود.
۳. «قصرها فی الحضر به شرط ادائها جماعتاً». در حضر اگه ترسیدی، نماز شکسته میشود به شرط اینکه نماز جماعت بخوانَد. وحید کرده باشد.
«و المناسب وجوب و قصرها مطلقاً». ولی ما چی میگیم؟ ما قائل به قول چهارمیم. میگوییم که مناسب این است که مطلقاً نمازش را در حالت خوف شکسته بخوانَد. چه قصرها مطلقاً. یعنی او مطلقاً دوم یعنی میخواهد در سفر باشد، میخواهد در حضر باشد. مطلقاً پایه. یعنی در سفر باشد و حضر باشد. انفراداً یا جماعت. نسبت به همۀ اینها مطلق. مطلق در برابر سفر، پیشرفت سفر. مطلق در برابر اون قبلی میشود به شرط سفر. مطلقاً یعنی به شرط سفر، به سفر یا غیر سفر، سفر فرقی نمیکند. در حضر به شرط ادای جماعتن. دومی به نسبت جماعت و عدم جماعت مطلقه. اگر بعدش گفته دیگر در سفر مطلقاً. این مطلقاً که اینجا میآید، مال به این است. با این قرینه است. قرینه که جفتش این مطلقاً در برابر سفر. مطلقاً یعنی سفر و حضر. قول سومی داریم. در حضر به شرط جماعت آورده. ناظر به سفر. بعدش گفته اگه سوم میگفت ناظر به جفت قبلی. حالا یک قول چهارم داریم. میگوید مطلقاً. سفر داشتیم، حضر داشتیم، یک قید جماعت به نسبت همۀ اینها چیست؟ در سفر هم کامله. شکسته نمیشود. بحث شکسته شدن. شکسته شدن نمازشان که اولویت مذهبش همین بود دیگر. اینی که اونها بعضیهاشون قائلاند که در سفر نماز شکسته نمیشود. ما میگوییم در سفر شکسته میشود. بحث جدا در خوف، فقهای شیعه، بحث اهل سنت نداریم. فقهای شیعه گفتند که بفرمایید سه تا قول. یک عده گفتند تو سفر باشه شکسته. اگه بترسه در سفر شکسته میشود. به نسبت ساکت بوده به اون نسبت اطلاق دارد دیگر. سفر باشه یا حضر. مطلق سفر حضر جماعت. این در حضر به جماعت گفتند که نه. یعنی در سفر و نگرفتنا. در حضر هم میشود ولی شرط جماعت است. در حضر و سفر یا سفر به شرط جماعت. ملاک این است که بقیه سفر و حضر را شرط گرفتند. ما این را شرط نمیدانیم. تو خونش هم میتواند باشد. جماعت است؟ قول اول ملاک سفر. دوم ملاک به این نسبت. این به شرط چی بود؟ این دومی لعاب شرط شد به نسبت همین سفر. ملاکش چیست؟ جماعت. این دیگر اصلاً به نسبت سفر و حضر چیست؟ دوم به نسبت سفر کلام این شکلی میآورد. تو این حالت سوم میخواهد بگوید اول سفر به شهر شی بود. تو سومی به نسبت سفر و حضر لا بشرط است. یعنی در حضر باشد. ملاک را آورده به شرط شی. مرتبه مرتبه تنزل میکند. سفر حضر منزل مکان. همینجوری که هستی، خب داشته باشه. گرفته سفر. دومی آمده گفته سفری که تو قبلی به شرط شی بود، چیست؟ سومی گفته آقا این به شرطی است که تو اولین سفر و حضر گرفتی. من کلاً به نسبت این جماعت است. و فی الحضر فلان با قید حضر. واضحاتی که اصل دعوا سر این است که توی سفر، تو سفر هم، توی سفر که قطعاً هست. تو حضر هم به حساب میآید یا نمیآید. مفروضه خوف، خوف در سفر که مفروضه. اصلاً تو این بحثی نیست. یک عده گفتند فقط سفرش. یک عده گفتند آقا سفر و حضر فرقی نمیکند. جماعتش مهم است. حضور یک سفر داریم. یک حضر. سفر وقتی که از منطقه، از موقعیت رفتی بیرون. حضور وقتی که در موقعیت هستی. قول دوم میگوید مطلقاً، هر جا که خوف داشت، نمازش شکسته. سفر یعنی حضر سفر، نه جماعتش. مال حضر شرط جماعت دارد. به نسبت سفر کلاً ساکت. مفروض به شرط شیخ روی جماعت است. ملاک چیست؟ جماعت.
مناسب از کلمه مناسب میتوانیم بگوییم که یک قول چهارم نیست. به نسبت جماعت یا فرادا اطلاق دارد. به نسبت همون جماعت هم مطلقه. در حضر گفته جماعت. چند میشود الان؟ گفته مطلقه در حضر، مطلقاً در سفر، مطلقاً در حضر، مطلقاً. بله. (مناسب خیار داشتیم معاملات، تأخیر) باز بهتره قید وجوب آورده. ولی بالای قید وجوبی نیاورده. تو هیچ کدوم. میتونه که قصر باشه. میتونم چهار رکعتی بخونم توی سفر. مناسب، وجوب وجود مناسب. یک قول دیگری است که قول ۴. الجماعة. چه در سفر، چه در حضر، چه فرادا، چه جماعت. ملاکش فقط خوف است. توی این کتاب ستارگان آمده که مناسبش این دومی است. مثلاً قول ثانی. وقتی مناسب قبول ندارم، وقتی مناسب یک تعبیر بدش میآید. صدای قبلی باید بگه قول اول، قول دوم، قول سوم. «مجرم اتخاذ کردن دیگر». «فی الارض فلیس علیکم جناح». یعنی باری به گردنتان نیست. ولی خیلی وقتها به معنای وجوب است. مثل همون در مورد حج و سعی صفا و مروه. «ان تقصروا من الصلاة». اشکال ندارد که نماز را قصر کنیم. «ان خفتم ان یفتنکم الذین کفروا». اگه ترسیدید که کافران شما را دچار فتنه کنند، غافلگیرتان کنند، حمله کنند و مانند اینکه انشاءالله سهشنبه ادامهش را با هم خواهیم خواند. و الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن إلی قیام یوم الدین.
کتاب «صلات» را شروع میکنیم. بحث زیبا و شیرین صلواتی که در فقه ما هیچ بابی را به اندازه «صلات» فرع و آداب و احکام نداریم. چهارصد فرع دارد. حالا هم چهارصد باب فقهی دارد، هم چهارصد باب معنوی. گفتهاند که برای صلات است و خیر. و موضوع بهترین چیزی که در دین وصل شده و جعل شده، نماز است؛ قرة العین رسول الله. همۀ لذات عالم را خدای متعال در صلات گنجانده. اهل که باشد در نماز، فقط خود او میداند که چه معجونی درست کرد در قالب نماز. فقط خود...
کتاب «صلات» را شروع میکنیم. فراکاربردی باشه. با رفقایی که «لمعه» میخواندیم، نظرمان این بود که کنارش در کتاب «صلات» یک مانوری بدهید. البته الان وقتمان کم است. یک ماه تا امتحان داریم. باید هم تندتند بخوانیم برویم. درسهایمان که فشرده است. یک سال میخوانند دیگر طهارت و صلات را. سال اول جلد ۱. آنجا میشود در کنار کتب دیگری که هست، «الفیه نفلیه»، عرض کنم خدمتتان که: «منتها تذکره خلاف شرایط» (ببینه). هم با اصطلاحات و عبارات فقها آشنا میشود، هم با سبک و سیاق کتابها آشنا میشود، هم خیلی نکات ظریف و لطیف... چقدر روایت در مورد نماز! آداب نماز. شما برخی از آداب نماز را اگر بخواهیم رعایت بکنیم و نماز را آنطور بخوانیم، مردم پشت سر شما نماز نمیخوانند؛ چون فکر میکنند که نماز، نماز مندرآوردی است. نماز واقعی را اگر بخواهیم بخوانیم، نحوۀ تشهد، ذکر تشهد، اذان، اقامه، ما بینش، ماقبل. بنشینی، پاشی، سجده بروی، این کارو بکنی، اون کارو... احکام و آداب و نحوۀ قنوت گرفتن، نحوۀ رکوع رفتن، نحوۀ سجده رفتن. در خانمها، نحوۀ ایستادن، نشستن. عجیبوغریب است احکام خانمها و خود آقایان. تشهدشان. و از کاری که گفته میشود، مردم فکر میکنند که یک نماز جدید مندرآوردی دیگر. ولی آدم خوب است یک بار به هر کدام از اینها، ولو شده یک بار این اذکار و ادعیه و اینهایی که گفتهاند، عمل بکند. برکاتی دارد و خود این آداب خیلی حال توجه میآورد. اساتید میفرمودند که: «آن چیزی که باعث توجه در نماز میشود، رعایت آداب است.» ولذا، «آداب الصلاة» مقدمه رسیدن به سرّ صلاة است. در آثار امام، این شکلی صلاتشان عمیقتر است: «آداب الصلاة». آداب... حالا کتبی که بزرگان نوشتهاند، اکثراً معمولاً اینجوری بوده: فقیه و هر عارفی خصوصاً یک کتاب در مورد صلات دارد، و یک بحث در مورد نماز کردن. مباحث درس خارجشان هم خب خیلی خوب است. همش روایات. مباحث عقلی یا نداری یا کم دارد. روش استنباط و عرض کنم که مایۀ فقاهت را قشنگ آدم میتواند کسب کند و به دردش هم میخورد.
کتاب صلات بحث، البته عصای جونداری است. مخصوصاً روایات و وقتی که آدم میخواهد تعارض بین روایات را حل بکند، روایات صلات خیلی روایات متفاوتی است در وقت صلات. آغازش، پایانش. و روایات تعارض جدی با هم دارد. حمله بر تقیه شود؟ نشود؟ اطلاق، تقیید؟ چه بحث جدی و جونداری! خلاصه کتاب صلات را جدی بگیرید. در مباحث فقهی...
یکی از اشکالاتی که به برخی از حضرات مطرح است — گفتی با صحبتهای آقای رحیمپور، قلباً و غالباً نقد وارده — منظور چیست؟ قالبش. منظورم این است که نوع بیان بعضاً تأثیر معکوس دارد. بله، اگر یک صاحب دهیه، صاحب عمامه کبیره، اگر این حرفها را بزند، فرق است. کسی که چهره چهره فقهی نیست، تو فضای حوزه... عرض کنم که نوع بیان اگر مجتهد، مرجع تقلید بخواهد این را بگوید، طبعاً فرق میکند با کسی که شاگرد به حساب میآید. لحن و زیر و بَم حوزه. نوع ادبیات، چون خیلی ادبی، منعطف و نرم. و یک نکته. بله، هدف چیست؟ بالاخره این یکی. و یکی هم البته حرفشان درست است. و یکی هم یک اشکال محتوایی هم که هست، این است که حالا در حوزه، اگر «طهارت» و «صلات» درس خارج باشد، این لزوماً عیب نیست. مشکلی نیست. مشکل این است که در اینها متوقف بشویم. حالا بریم ببینیم آقا از بین مثلاً هزار تا درس خارج، هشتصد تایش طهارت و صلات. هیچ بحث فقهی و کر و فری توش نیست وارد بشه، بخواهد تولید بکند، اگر متوقف میشود، یعنی حوزه در طهارت و صلات همه مجتهد میشوند. و میرود یاد بگیرد کار را. مباحث جدید و مشکلاتی که هست، آنجا کاربرد خارج طهارت میخوانَد. خارج صلات میخوانَد. ما نمیخواهیم اینها را بخوانیم. ولی شروع کرد با خارج طهارت و صلات. و شروع کرد زود به نتیجه و جمعبندی میرسد. برای خودش خوب است. مدل کار، اسلوب کار را یاد میگیرد. این هم اشکال دیگری است که وارد است. وگرنه کلیت حرف، حرف درستی است و حوزه اگر سکولار نشده باشه، واقعاً در خطر جدی سکولار بودن است. و مشکل جدیاش هم این است که خودشو متولی مسائل جامعه نمیداند. و شناختی هم ندارد از فضای جامعه. و نیازی هم نمیبیند که بخواهد شناخت داشته باشد. و اگر هم کسی شناخت دارد، او را مسخرهاش میکنند و رَمیاش میکنند به روشنفکری. این دیگر اوج فاجعه. آخوند سوسول... می شود آخوند میرود برنامه کودک برای بچهها میسازد و امید اونی که فعال کف دانشگاه و کف رسانه و کف مدرسه و کف جامعه میشه طلبه سوسول. خلاصه، قُِرتّی!
جدی به فضای «الصلاة الواجبه». کتاب صلات ما اولش فهرستشو ندارد، مال شما شاید داشته باشید. چون اول کتاب یک فهرست کلی تو اون کتابای دیگرش، چاپ دیگرش، گفته اگه دارید که یک دور اونو بگیم. اول تو فهرست اصلیش. رفتی؟ اول خود چیز داره؟ خود فهرستخونیِ کتابی که میخواندیم یک دور فهرستشو اول میدیدیم. یک ذهنیت جامعی به آدم میدهد که چه مباحثی تو این کتاب مطرح میشود و چی جایش کجاست.
اول صلات واجبه:
بعد صلات یومیه:
شرایط صلاة را میگویند. اوقات یومیه را میگویند. وقت الصلاة، علامات اوقات و بعضی از احکامش. از کجا بفهمیم که تشخیص داد وقت نماز را؟ همون بحث شاخص و فلان و اینها.
القبله: قبله را چه شکلی میشود تعیین کرد؟
از طهارت، بله طهارتی که شرط نماز است. ستر العورة شرط نماز است. مکان المصلی.
بعد بحث بعدیاش اجزاء صلات است که نماز از چه اجزایی تشکیل شده که ایشون ۸ تا چیز اجزای صلات را میداند: نیت، تکبیرة الاحرام، قیام، قرائت، رکوع، سجود و تسلیم.
و احکام شکوک که اگر شکی در نماز کردیم چه کار بکنیم؟ صلات المسافر. پس این اول، الان صلوات واجبه. یک بحثی در مورد صلات مسافر مطرح میشود. اینجا نباید بحث را بحث اصلی دانست. بحث اصلی اینجا بحث استدلالی است. بحث اصلیاش تو صلوات مسافر. غواص السفر چیست؟ اصلاً سفر مناتش به چیست؟ کجاست؟ چقدر است؟ محدودش؟ احکامش؟
و بحث بعدی صلاة الجماعة.
و بحث آخرم صلات جمعه.
این کلیات بحث کتاب صلات است. «الصلاة الواجبه»، نمازهای واجب نماز نافله که حدود مشخصی ندارد. هر وقت، هر جا میخواستی بخوانی. البته احکام چیزی دارد که مثلاً کراهت در عبادت. گفتم بینالطلوعین نافلۀ مبتدأ کراهت دارد. نماز برای خودت بخوانی. منالطلوعین کَرَهَ. بعد از نماز صبح کراهت دارد به معنای اقل صابره دیگر. تو عبادت یعنی ثواب کمتر. شرایط فقط گفتن که اگر میتونه قبله را پیدا کن رو به قبله. رو به قبله.
«الواجب من الصلاة»؛ نمازهای واجب از نماز. پس به معنای اجزاء صلات دیگر نیست. آن نمازهای یومیه «بما فی ذلک الجمعه». اولین نمازی که واجب است، نمازهای یومیه است و نماز جمعه را هم جز نمازهای یومیه به حساب آوردیم. چون روز جمعه شما مخیری بین اینکه نماز ظهر بخوانی یا نماز... و صلات طواف الواجب. طواف واجب که به جا آوردی، نماز طوافش هم چی میشود آقا جان؟ واجب میشود. و صلاة علی المیت. نماز بر میت که قبلاً گفتیم در واقع نماز نیست، انا هی دعا. بلکه فقط دعا است. و الآیات کفایتاً واجب. اسم نماز مجازاً نماز به احکامش را توی احکام نماز آیات. نماز آیات و ملتزم به نذر و شبهه نذر. نمازی که واجب شده با نذر و شبه نذر، قسم، عهد، با این حال واجب شده. و قضاء الولد الاکبر ما فات والده. نمازی که بر پسر، شما پسر بزرگ، بر پسر بزرگ واجب میشود از قضای پدرش. که اینجا اختلاف است بر هر فقاهت: پسر بزرگه؟ بر هم است؟ بر دختر هم میتواند باشد؟ نمیتواند باشد؟ فقط پدر و مادرم است؟ اختلافی. ولی قدر متیقنش که همه قبول دارند، چیست؟ ولد اکبر.
برای مستند است. «فی ذلک باز از کجاتون درآوردید اینا رو؟» ام، ضرورت دینیه و نصوص کثیره. نمازهای یومیه ضرورت دینی است. بعضیهایش که جزو بدیهیات است و واضحات. مثل نمازهای یومیه. هر مسلمانی میداند که مسلمان است و نماز خواندن اسلام است و نماز مثل نماز، بله، ستون دین. باید کیفیت اصل اینکه نماز یومیه واجب است. بعضیهایش مثل نماز یومیه ضروریه. سه تا حالت دارد. بعضیهایش ضروری دینیه و نصوص بسیار دارد. مثل نماز یومیه. بعضیهایش اقتضای قاعده است. بعدش هم نصوص خاصه دارد. اقتضای قاعده مثل چیست؟ گفته آقا: «کما فی الملتزم به نذر و نحوه». قاعدۀ فقهی و اصولی این را میگوید که اگر نذر کردی، ناذر بودی، منظورت را باید ادا بکنی. منظور هم تا وقتی راجح، رجحان شرعی و عقلی دارد، باید ادا کرد. اگر نماز هم بود، باید ادا کرد. حالا نماز فی نفسه مستحب بود، به واسطۀ نذر واجب شد. این هم میشود یکی از نمازهای واجب. معالم واجب نیست، به واسطۀ طبعاً واجب است. پس این هم حالت دوم اقتضای قاعده بود. سومی نصوص. نصوص الخاصه. یا اینکه نصوص خاصه دارد. کما فی غیر ذلک. تو غیر این دوتایی که گفتی این شکلی است. نماز طواف نصوص خاصه دارد. پس یک دستش ضرورت دینی و نصوص کثیره داشت (نماز یومیه). یک دسته اقتضای قاعده بود (نماز به واسطه نذر). یک دسته هم چی بود؟ نصوص خاصه داشت. غیر نماز یومیه و «الصلاة الیومیه».
میرویم سراغ نماز یومیه. «و الیومیه خمس». دستم را گرفتند. «و الیومیه خمس». نماز یومیه ۵ تا است. صبح رکعتان. نماز صبح دو رکعت. و المغرب ثلاث رکعات. مغرب سه رکعت است. و البقیه اربعه. بقیه نمازها و فی السفر والخوف تقصر الرباعیه الی فنتاین. در سفر و خوف نماز چهار رکعتی شکسته میشود، کوتاه میشود، قصر میشود به دو رکعت. تو قصر و تقصران.
«و المستند فی ذلک اما ان الیومیه خمس و عدد رکعاتها ما ذکر». اما اینکه نماز یومیه پنج تا است و تعداد رکعاتش آن چیزی که ذکر شد، «فلضرورة الدینیة و روایات الخاصه». به خاطر ضرورت دنیوی و روایات خاصه است. بله، چی شده؟ معنی دوم: نماز یومیه پنج تا است، ضرورت دینی است. و اینی که تعداد رکعاتش این است که گفتیم، از کجا درآوردیم؟
«و اما قصر الرباعیه فی السفر»؛ اینی که در سفر نماز چهار رکعتی شکسته میشود. کتاب خوبی است. همش ضروریات. اینها را آوردند بزرگوار. ضروریات مذهب که نماز چهار رکعتی در سفر. و «تدل علیه الروایات الخاصه». نماز اول وضعش همه دو رکعتی بوده. پنج تا دو رکعتی بود که گفتند که فرض و سنت تفاوتش این است. فرض، مقدار دفتره الله؛ سنت و مقداری که پیغمبر اضافه کردند. اضافهکاری خورده. در واقع روایت خاصه یا فقط عدد رکعاتش رابطه خاصه دارد. «فرض الله النبی» که همه رکعتی بود. بعد گفتند که هر معصومی که امام حسن، امام حسین که به دنیا آمدند، نماز اضافه شد. تفاوت فرض و سنت. چرا فرض؟ نمونه سنت برداشته میشود. که حالا اون سه رکعتیاش هم یادم نیست چه اتفاقی افتاد. یک رکعت اضافه کردند. و جالب این است که اون یکی رکعت رو هم فرض میدانند، سنت نمیدانند. در صورت «وسائل»، کتاب «الصلاة»، مطالعه «وسائل» کنارش. ببینیم خیلی روایت جالبی. فلسفه وجوب نماز، رابطه عجیب و غریبی امام رضا دارد. رابطۀ خیلی زیبا و خیلی کاربردی. رابطه خیلی... بله. نه سنت. «فرض الله سنت». فرض و سنت پیغمبر سنت کرد.
«و اما قصرها عند الخوف» از ضروریات اهل سنت. همه قائل به این نیست که با خود پیغمبر سفر رفتند، روزهشون نمیخوردند. لیسان: «من هم برم صیام فی السفر.» شنیدید دیگر. الف لام الف میم میگفتند بعد پیغمبر دیدند اینها دارند روزه میگرفتند. پیغمبر آقا، من پیغمبرم. میگم روزه نگیرید. گفتند: «یا رسول الله نوکرتیم، با روزۀ ما کار نداشته باش.» خلاف چه پیامبری. داره روزهخوری میکنه الان ماه رمضون.
«و اما قصرها عند الخوف» وقتی ترسید، نمازش شکسته میشود. برداشت که ریخت، نمازشم میریزد و محل و اختلاف، اختلاف فقط. «نقل فی الحدائق» بحرانی از خوبهای اخبار دیگری. شیخ یوسف. «ثلاثة فی الحدائق» سه قول نقل شده:
۱. «قصرها به شرط سفر». گفتند که نماز خوف شکسته میشود به شرطی که تو سفر باشی. اگه تو سفر ترسیدی، شکسته میشود. این قول اول.
۲. «قصرها مطلقاً». مطلقاً وقتی ترسیدی، شکسته میشود.
۳. «قصرها فی الحضر به شرط ادائها جماعتاً». در حضر اگه ترسیدی، نماز شکسته میشود به شرط اینکه نماز جماعت بخوانَد. وحید کرده باشد.
«و المناسب وجوب و قصرها مطلقاً». ولی ما چی میگیم؟ ما قائل به قول چهارمیم. میگوییم که مناسب این است که مطلقاً نمازش را در حالت خوف شکسته بخوانَد. چه قصرها مطلقاً. یعنی او مطلقاً دوم یعنی میخواهد در سفر باشد، میخواهد در حضر باشد. مطلقاً پایه. یعنی در سفر باشد و حضر باشد. انفراداً یا جماعت. نسبت به همۀ اینها مطلق. مطلق در برابر سفر، پیشرفت سفر. مطلق در برابر اون قبلی میشود به شرط سفر. مطلقاً یعنی به شرط سفر، به سفر یا غیر سفر، سفر فرقی نمیکند. در حضر به شرط ادای جماعتن. دومی به نسبت جماعت و عدم جماعت مطلقه. اگر بعدش گفته دیگر در سفر مطلقاً. این مطلقاً که اینجا میآید، مال به این است. با این قرینه است. قرینه که جفتش این مطلقاً در برابر سفر. مطلقاً یعنی سفر و حضر. قول سومی داریم. در حضر به شرط جماعت آورده. ناظر به سفر. بعدش گفته اگه سوم میگفت ناظر به جفت قبلی. حالا یک قول چهارم داریم. میگوید مطلقاً. سفر داشتیم، حضر داشتیم، یک قید جماعت به نسبت همۀ اینها چیست؟ در سفر هم کامله. شکسته نمیشود. بحث شکسته شدن. شکسته شدن نمازشان که اولویت مذهبش همین بود دیگر. اینی که اونها بعضیهاشون قائلاند که در سفر نماز شکسته نمیشود. ما میگوییم در سفر شکسته میشود. بحث جدا در خوف، فقهای شیعه، بحث اهل سنت نداریم. فقهای شیعه گفتند که بفرمایید سه تا قول. یک عده گفتند تو سفر باشه شکسته. اگه بترسه در سفر شکسته میشود. به نسبت ساکت بوده به اون نسبت اطلاق دارد دیگر. سفر باشه یا حضر. مطلق سفر حضر جماعت. این در حضر به جماعت گفتند که نه. یعنی در سفر و نگرفتنا. در حضر هم میشود ولی شرط جماعت است. در حضر و سفر یا سفر به شرط جماعت. ملاک این است که بقیه سفر و حضر را شرط گرفتند. ما این را شرط نمیدانیم. تو خونش هم میتواند باشد. جماعت است؟ قول اول ملاک سفر. دوم ملاک به این نسبت. این به شرط چی بود؟ این دومی لعاب شرط شد به نسبت همین سفر. ملاکش چیست؟ جماعت. این دیگر اصلاً به نسبت سفر و حضر چیست؟ دوم به نسبت سفر کلام این شکلی میآورد. تو این حالت سوم میخواهد بگوید اول سفر به شهر شی بود. تو سومی به نسبت سفر و حضر لا بشرط است. یعنی در حضر باشد. ملاک را آورده به شرط شی. مرتبه مرتبه تنزل میکند. سفر حضر منزل مکان. همینجوری که هستی، خب داشته باشه. گرفته سفر. دومی آمده گفته سفری که تو قبلی به شرط شی بود، چیست؟ سومی گفته آقا این به شرطی است که تو اولین سفر و حضر گرفتی. من کلاً به نسبت این جماعت است. و فی الحضر فلان با قید حضر. واضحاتی که اصل دعوا سر این است که توی سفر، تو سفر هم، توی سفر که قطعاً هست. تو حضر هم به حساب میآید یا نمیآید. مفروضه خوف، خوف در سفر که مفروضه. اصلاً تو این بحثی نیست. یک عده گفتند فقط سفرش. یک عده گفتند آقا سفر و حضر فرقی نمیکند. جماعتش مهم است. حضور یک سفر داریم. یک حضر. سفر وقتی که از منطقه، از موقعیت رفتی بیرون. حضور وقتی که در موقعیت هستی. قول دوم میگوید مطلقاً، هر جا که خوف داشت، نمازش شکسته. سفر یعنی حضر سفر، نه جماعتش. مال حضر شرط جماعت دارد. به نسبت سفر کلاً ساکت. مفروض به شرط شیخ روی جماعت است. ملاک چیست؟ جماعت.
مناسب از کلمه مناسب میتوانیم بگوییم که یک قول چهارم نیست. به نسبت جماعت یا فرادا اطلاق دارد. به نسبت همون جماعت هم مطلقه. در حضر گفته جماعت. چند میشود الان؟ گفته مطلقه در حضر، مطلقاً در سفر، مطلقاً در حضر، مطلقاً. بله. (مناسب خیار داشتیم معاملات، تأخیر) باز بهتره قید وجوب آورده. ولی بالای قید وجوبی نیاورده. تو هیچ کدوم. میتونه که قصر باشه. میتونم چهار رکعتی بخونم توی سفر. مناسب، وجوب وجود مناسب. یک قول دیگری است که قول ۴. الجماعة. چه در سفر، چه در حضر، چه فرادا، چه جماعت. ملاکش فقط خوف است. توی این کتاب ستارگان آمده که مناسبش این دومی است. مثلاً قول ثانی. وقتی مناسب قبول ندارم، وقتی مناسب یک تعبیر بدش میآید. صدای قبلی باید بگه قول اول، قول دوم، قول سوم. «مجرم اتخاذ کردن دیگر». «فی الارض فلیس علیکم جناح». یعنی باری به گردنتان نیست. ولی خیلی وقتها به معنای وجوب است. مثل همون در مورد حج و سعی صفا و مروه. «ان تقصروا من الصلاة». اشکال ندارد که نماز را قصر کنیم. «ان خفتم ان یفتنکم الذین کفروا». اگه ترسیدید که کافران شما را دچار فتنه کنند، غافلگیرتان کنند، حمله کنند و مانند اینکه انشاءالله سهشنبه ادامهش را با هم خواهیم خواند. و الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهل و ششم
دروس تمهیدیه
جلسه چهل و هفتم
دروس تمهیدیه
جلسه چهل و هشتم
دروس تمهیدیه
جلسه چهل و نهم
دروس تمهیدیه
جلسه پنجاهم
دروس تمهیدیه
جلسه دوم
دروس تمهیدیه
جلسه سوم
دروس تمهیدیه
جلسه چهارم
دروس تمهیدیه
جلسه پنجم
دروس تمهیدیه
جلسه ششم
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...