متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. صلی علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین مِنَ الآن إلی قیام یوم الدین.
اختصاص ظهر به اولین وقت و عصر به آخر زوال شمس. هر ذراعی دو قدم است. کجاست قدم؟ دو وجب چه دو قدم میشود. هر وجب یک قدم است. هرکسی وجبش با قدمش کیست؟ *«أجاب یجابُ»* *«بی مجاب»* *«أجابَ یُجابُ»*.
آها، «مجابح جبهه گرفتن» خصوصیت در خود دشمن ندارد؛ یعنی بالاخره طرف از گُرگ هم بترسد، میتواند نمازش را مثلاً شبیه غذایی که دارد میشود (نماز و اینها)، از گرگ هم میترسد. یعنی توی این آیه ما مثلاً ملاک را «الذین کَفَروا» نگیریم، فتنه بگیریم، «فتنه وجود فتنه کند».
به شما کف بگویم؟ بحث بر این بود که بعد از نماز باید بگذرد تا وقت نماز عصر. من یادم هست از بحثهای استنباطیشان طرز و راهی را دو قدم میگرفتند. مثال اول، فصل ۱۲، سوم، ذراع. عذرخواهی میکنم از قدم و ذراع نسبت به شعر؛ یعنی هر چهار قدم. اونی که میگویم توی ذهن من است این است که هر ذراعی دو قدم است، ولی از این روایت این برنمیآید. زوال شمس، خراب. دو قدم ذراع. من زوال شمس، آره چهار قدم از زوال شمس، چهار قدم از آن وقت نماز ظهر. اگر بگیریم، درست میشود. اگر زوال شمس اینجا معنا…
اینجا در تعریف اقدام و نسبت اقدام و ذراع هم تعارض کرده روایات. روایت در نسبتسنجی بین ذراع و قدم تعارض کرده. یکی میگوید دو قدم است، یکی چهار سوم. خلاصه چه گردشی بدون خط، چهار قدم از زهره جان! اگر تعارض کرد برمیگردیم به اصل عملی و آن، عرض کنم که اونی که عرف، چند قدم؟ به نظرم عرف هم هر ذراع را دو قدم میداند. این میخواهد بگوید از زوال شمس شما میخواهید وقت ظهرش کنید. بعد گفته اگر دوزراع شود که میشود چهار قدم بعد از ظهر. «ذراعان» به وقت ظهر. من وقت ظهر را اینکه از ابتدای وقت ظهر بگیرم، وقت ظهر نه از وقت، وقت ظهر از اول زوال. روایت میگوید که این کار را کردند، میدانی چرا؟ مکان نافله، یعنی ابتدای ظهر. زوال شمس که از اول ظهر، تایم نافلهاش به کنار. وقت ظهر، زوال است دیگر. خود حضرت هم دارند اشاره میکنند که اگر میخواهی نافله و، عرض کنم که، «لک أن تتنافل مِن زوال شمس إلا أیام زهرا». از زوال شمس میتوانی نافله بخوانی، «لک» میتوانی. پس این «مِن وقت ظهر» برمیگردد به اول زوال.
حالا از اول زوال وقتی شد، این یک ذراع، دو ذراع میشود، ادامه همان دیگر. به هر ذراعی هم که دو قدم بود، مجموعاً میشود دو ذراع که میشود چهار. روشن شد؟ منظورش این نبوده که کِی نماز ظهر واجب میشود. منظورش این است که کِی نماز ظهر بخوانم. زمان پیغمبر از امام صادق… یعنی شما از زمان پیغمبر تا الان برای مردم واضح نشده نماز ظهر کِی واجب میشود، کِی شروع میشود، کِی بخوانم؟ مقام امتثال را گفتند، نه در مقام وضع. دقت حضرت! مقام در مقام وضع پاسخ نمیدهند، در دوباره دوباره سهباره در مقام وضع پاسخ نمیدهند. در مقام امتثال دارند پاسخ میدهند. آنچه که وضع شده، تایم نمازی که فرض شده نماز از کِی واجب میشود، عنوان میخورد به مقام امتثال میخورد. اونی که میخواهی بخوانی، از کِی بخوان. از کِی بریم؟ جلسه فلان از این تایم تا آن تایم است. من کِی بیایم حاج آقا؟ من کِی بیایم؟ من برای سخنرانی میخواهم بیایم، کِی بیایم؟ این جلسه از ۷ شب تا ۱۰ شب است. میگوید من کِی بیایم؟ پیامک میدهد که آقا جلسه امشب را چند بیایم؟ آن وقت جلسه امشب را از فلانی پرسیدم در مورد جلسه امشب، گفت: «۱۰ بیا!» سخنرانی گوش بدهی میخواهی؟ فقط شام بخوری، ۱۰ بیا. میخواهی نافله بخوانی یا نمیخواهی بخوانی؟ «نافله میخواهی بخوانی؟» نافله فضیلت اول وقت برای نافله برای نماز ظهر از زوال تا، از، از اول تا یک ذراع.
اول وقت. تو میگوید نماز عصر؟ اصلش واقعاً باید بعد از کِی نماز عصر میشود و انگار کِی بخوانم نماز عصرم را دو ذراع؟ کِی واجب میشود؟ زوال. زوال نه، جفتش را از اول شروع میشود. وضع را نمیخواهند بگویند که نماز از کِی واجب میشود. نماز میخواهی بخوانی، اینجوری بخوان نمازت را. نافله، نافلهها که خواندی نمازت را بخوان. دو ذراع که گذشت، نافله اصلت را بخوان، ولی اول گذشت یا دو ذراع گذشت، دیگر نافلهها را نخوان. خود نماز، مدیریت امتثال تو درس خارج. بله، زمان ذراعان از زمان خواندن خود باز نماز، اشکال پیش میآید. کدام وقت؟ «الاصل ذراعان». وقت خواندن. خب وقت ظهر دوم به اعتبار همان اولی. وقت خواندن، باز هم اشکال. وقت ظهری که میدانی دو ذراع که گذشت، بخوان. میدانی و میخوانی. تفکیک کنید وقتی که میدانی و وقتی که میخوانی. آن وقت ظهری که میدانی، آن وقت ظهری که میخوانی. وقت ظهر، وقتی که میخوانی. هر ذراعی دو قدم است، واضح است توی فضای ذهن عرف عرب. چون او را داریم. فضا که «اربعة» تو اقدام. من زوال شمس را چهکار بکنیم؟ «مِن زوال شمس»، وقت ظهر. زوال شمس، وقت ظهری که میخوانی را میگویند. وقت ظهر زوال شمس، زو بیانیه میشود برای وقت ظهر. اول میآید در واقع وقت استحباب ظهر را میگوید. میگوید بله، ذراع وقت ظهر آن وقت ظهر چیست؟ زوال شمس. وقت ظهر دوم، وقت ظهر اولی نیست. چرا نیست؟ لپتاپ نداری؟ «از ذراع فی کتاب علی.» «از ذراع فی کتاب علی». خدمات به نظرم، کتاب علی یک روز درس خارج همین، سر همین یک عبارت گذشت. «از ذراع فی کتاب کیف کتاب علی» یعنی چی؟ کتاب علی چی بوده؟ «از ذراع فی کتاب علی» یعنی چی؟ چرا حضرت میگوید «از ذراع فی کتاب علی». خوب بله، بفرمایید.
مثال ثانی: تع! غرض تأخیر ادا و نافله. فمن لم تکونُ مسافر از کجا درآورد؟ یعنی اگر میخواهی بخوانی، دوست داری بخوان. «علیک به نماز بخوانی کتاب علی». «از ذراع فی کتاب علی». قامت دو ذراع و با یک قامت ذراع، طول خود آن شاخص باید چقدر باشد؟ مسجد اقامه حیات خصوصی. آقا بیت که این عکس! آیا شاهرودی که منتشر شده مال آنجاست؟ من رفتم، عرض کنم که خیلی کوچکی دارد. همش درخت و یه پنج شش تا نیم. مال خود خانه خود آقاست. پلههایی که میرود بالا که این هم دیدار با هنرمند توی همین حیاط است که نماز را میخواند. آن در سفید هم که عکس آقا هست، در سفید هم روبرو این است. خانه شخصی خودشان. کولرهایش مال، قشنگ معلوم است مال دهه ۵۰. توی چشم بزرگ میآید. حسینیه هم خیلی کوچک. کفش هم که زیلوئه، واقعاً مشخص است، زیلو قدیمی هم هست و کولر گازی کلاً داغون است. هیچ چیز آنچنان توی تلویزیون خیلی به چشم میآید. شاخص دارد توی حیاط آقا. شاخص گذاشتند، جلو شیشهشان هم بستند. همین شبیه همین شاخصی که توی صحن جمهوری، زن جمهوری.
وقت نماز، سلام سلام، وقت ظهر و نماز. وقت ظهر که میخوانی. محمد بن زیاد عن علی بن حنظلة قال: قال لی اباعبدلله علیه السلام، «أز قامةُ القامةُ و القام و القامتان یا قامتین؟» قامه اقامت بودی؟ یعنی چقدر؟ چون اندازهی شاخص باید چقدر باشد؟ اندازهی یک قامت باشد. یک قامت چقدر است؟ در کتاب علی قامت را از «ذراعین» گرفته. «القامت و القامتین» یعنی دو قامت.
بحث بسیار مهم: علیت شهریه، اختصاص ظهر به اول وقت. گفتیم که اول وقت نماز ظهر، مخصوص نماز ظهر است. آخر وقت هم مخصوص نماز عصر. مشهور شیخ صدوق و غیره، اختیار و عدم الاختصاص. «غایة یجب تقدیم ظه به شرطیت ترتیب.» نسبت داده شده به شیخ صدوق و غیر شیخ صدوق، اختیار عدم اختصاص. اختیار عدم اختصاص. شیخ صدوق گفتهاند که وقت اختصاصی نداریم. اگر حواست نبود اول نماز عصر را خواندی، اشکال ندارد توی آن تایم. اول یک نماز یا آخر وقت فکر میکردی که وقتت میرسد به اینکه هم ظهر را بخوانی هم عصر را. آخر وقت گفتی من ظهر را بخوانم، عصر هم میرسم بخوانم. خواندی، غروب. وقت اختصاصی بوده؟ دوباره هم ظهر را بخوانم، عصر توی وقت اختصاصی اگر خواندی اشکال؟ «غایة یجب تقدیم الزهر». نماز ظهر مقدم میشود به نماز عصر. اول بخوان، نه که وقت اختصاصیاش است. صدوق قبول ندارد وقت اختصاصی را. میگوید بله، ظهر باید جلوتر از عصر خوانده بشود، ولی وقتی اختصاصی ما نداریم. اگر رکعت داری و فقط به نماز عصر میرسد، دیگر نباید نماز ظهر بخوانی. الان ۴ رکعت مانده، مقدم باشد، ولی وقت اختصاصی نداریم. الان چهار رکعت مانده به غروب، من چه نمازی بخوانم؟ در نظر کی وقت اختصاصی اصل نیست. میگوید عصرت را اداء بخوان، ظهرت را قضا. اجماع میشود اول که دیگر الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. صلی علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین مِنَ الآن إلی قیام یوم الدین.
اختصاص ظهر به اولین وقت و عصر به آخر زوال شمس. هر ذراعی دو قدم است. کجاست قدم؟ دو وجب چه دو قدم میشود. هر وجب یک قدم است. هرکسی وجبش با قدمش کیست؟ *«أجاب یجابُ»* *«بی مجاب»* *«أجابَ یُجابُ»*.
آها، «مجابح جبهه گرفتن» خصوصیت در خود دشمن ندارد؛ یعنی بالاخره طرف از گُرگ هم بترسد، میتواند نمازش را مثلاً شبیه غذایی که دارد میشود (نماز و اینها)، از گرگ هم میترسد. یعنی توی این آیه ما مثلاً ملاک را «الذین کَفَروا» نگیریم، فتنه بگیریم، «فتنه وجود فتنه کند».
به شما کف بگویم؟ بحث بر این بود که بعد از نماز باید بگذرد تا وقت نماز عصر. من یادم هست از بحثهای استنباطیشان طرز و راهی را دو قدم میگرفتند. مثال اول، فصل ۱۲، سوم، ذراع. عذرخواهی میکنم از قدم و ذراع نسبت به شعر؛ یعنی هر چهار قدم. اونی که میگویم توی ذهن من است این است که هر ذراعی دو قدم است، ولی از این روایت این برنمیآید. زوال شمس، خراب. دو قدم ذراع. من زوال شمس، آره چهار قدم از زوال شمس، چهار قدم از آن وقت نماز ظهر. اگر بگیریم، درست میشود. اگر زوال شمس اینجا معنا…
اینجا در تعریف اقدام و نسبت اقدام و ذراع هم تعارض کرده روایات. روایت در نسبتسنجی بین ذراع و قدم تعارض کرده. یکی میگوید دو قدم است، یکی چهار سوم. خلاصه چه گردشی بدون خط، چهار قدم از زهره جان! اگر تعارض کرد برمیگردیم به اصل عملی و آن، عرض کنم که اونی که عرف، چند قدم؟ به نظرم عرف هم هر ذراع را دو قدم میداند. این میخواهد بگوید از زوال شمس شما میخواهید وقت ظهرش کنید. بعد گفته اگر دوزراع شود که میشود چهار قدم بعد از ظهر. «ذراعان» به وقت ظهر. من وقت ظهر را اینکه از ابتدای وقت ظهر بگیرم، وقت ظهر نه از وقت، وقت ظهر از اول زوال. روایت میگوید که این کار را کردند، میدانی چرا؟ مکان نافله، یعنی ابتدای ظهر. زوال شمس که از اول ظهر، تایم نافلهاش به کنار. وقت ظهر، زوال است دیگر. خود حضرت هم دارند اشاره میکنند که اگر میخواهی نافله و، عرض کنم که، «لک أن تتنافل مِن زوال شمس إلا أیام زهرا». از زوال شمس میتوانی نافله بخوانی، «لک» میتوانی. پس این «مِن وقت ظهر» برمیگردد به اول زوال.
حالا از اول زوال وقتی شد، این یک ذراع، دو ذراع میشود، ادامه همان دیگر. به هر ذراعی هم که دو قدم بود، مجموعاً میشود دو ذراع که میشود چهار. روشن شد؟ منظورش این نبوده که کِی نماز ظهر واجب میشود. منظورش این است که کِی نماز ظهر بخوانم. زمان پیغمبر از امام صادق… یعنی شما از زمان پیغمبر تا الان برای مردم واضح نشده نماز ظهر کِی واجب میشود، کِی شروع میشود، کِی بخوانم؟ مقام امتثال را گفتند، نه در مقام وضع. دقت حضرت! مقام در مقام وضع پاسخ نمیدهند، در دوباره دوباره سهباره در مقام وضع پاسخ نمیدهند. در مقام امتثال دارند پاسخ میدهند. آنچه که وضع شده، تایم نمازی که فرض شده نماز از کِی واجب میشود، عنوان میخورد به مقام امتثال میخورد. اونی که میخواهی بخوانی، از کِی بخوان. از کِی بریم؟ جلسه فلان از این تایم تا آن تایم است. من کِی بیایم حاج آقا؟ من کِی بیایم؟ من برای سخنرانی میخواهم بیایم، کِی بیایم؟ این جلسه از ۷ شب تا ۱۰ شب است. میگوید من کِی بیایم؟ پیامک میدهد که آقا جلسه امشب را چند بیایم؟ آن وقت جلسه امشب را از فلانی پرسیدم در مورد جلسه امشب، گفت: «۱۰ بیا!» سخنرانی گوش بدهی میخواهی؟ فقط شام بخوری، ۱۰ بیا. میخواهی نافله بخوانی یا نمیخواهی بخوانی؟ «نافله میخواهی بخوانی؟» نافله فضیلت اول وقت برای نافله برای نماز ظهر از زوال تا، از، از اول تا یک ذراع.
اول وقت. تو میگوید نماز عصر؟ اصلش واقعاً باید بعد از کِی نماز عصر میشود و انگار کِی بخوانم نماز عصرم را دو ذراع؟ کِی واجب میشود؟ زوال. زوال نه، جفتش را از اول شروع میشود. وضع را نمیخواهند بگویند که نماز از کِی واجب میشود. نماز میخواهی بخوانی، اینجوری بخوان نمازت را. نافله، نافلهها که خواندی نمازت را بخوان. دو ذراع که گذشت، نافله اصلت را بخوان، ولی اول گذشت یا دو ذراع گذشت، دیگر نافلهها را نخوان. خود نماز، مدیریت امتثال تو درس خارج. بله، زمان ذراعان از زمان خواندن خود باز نماز، اشکال پیش میآید. کدام وقت؟ «الاصل ذراعان». وقت خواندن. خب وقت ظهر دوم به اعتبار همان اولی. وقت خواندن، باز هم اشکال. وقت ظهری که میدانی دو ذراع که گذشت، بخوان. میدانی و میخوانی. تفکیک کنید وقتی که میدانی و وقتی که میخوانی. آن وقت ظهری که میدانی، آن وقت ظهری که میخوانی. وقت ظهر، وقتی که میخوانی. هر ذراعی دو قدم است، واضح است توی فضای ذهن عرف عرب. چون او را داریم. فضا که «اربعة» تو اقدام. من زوال شمس را چهکار بکنیم؟ «مِن زوال شمس»، وقت ظهر. زوال شمس، وقت ظهری که میخوانی را میگویند. وقت ظهر زوال شمس، زو بیانیه میشود برای وقت ظهر. اول میآید در واقع وقت استحباب ظهر را میگوید. میگوید بله، ذراع وقت ظهر آن وقت ظهر چیست؟ زوال شمس. وقت ظهر دوم، وقت ظهر اولی نیست. چرا نیست؟ لپتاپ نداری؟ «از ذراع فی کتاب علی.» «از ذراع فی کتاب علی». خدمات به نظرم، کتاب علی یک روز درس خارج همین، سر همین یک عبارت گذشت. «از ذراع فی کتاب کیف کتاب علی» یعنی چی؟ کتاب علی چی بوده؟ «از ذراع فی کتاب علی» یعنی چی؟ چرا حضرت میگوید «از ذراع فی کتاب علی». خوب بله، بفرمایید.
مثال ثانی: تع! غرض تأخیر ادا و نافله. فمن لم تکونُ مسافر از کجا درآورد؟ یعنی اگر میخواهی بخوانی، دوست داری بخوان. «علیک به نماز بخوانی کتاب علی». «از ذراع فی کتاب علی». قامت دو ذراع و با یک قامت ذراع، طول خود آن شاخص باید چقدر باشد؟ مسجد اقامه حیات خصوصی. آقا بیت که این عکس! آیا شاهرودی که منتشر شده مال آنجاست؟ من رفتم، عرض کنم که خیلی کوچکی دارد. همش درخت و یه پنج شش تا نیم. مال خود خانه خود آقاست. پلههایی که میرود بالا که این هم دیدار با هنرمند توی همین حیاط است که نماز را میخواند. آن در سفید هم که عکس آقا هست، در سفید هم روبرو این است. خانه شخصی خودشان. کولرهایش مال، قشنگ معلوم است مال دهه ۵۰. توی چشم بزرگ میآید. حسینیه هم خیلی کوچک. کفش هم که زیلوئه، واقعاً مشخص است، زیلو قدیمی هم هست و کولر گازی کلاً داغون است. هیچ چیز آنچنان توی تلویزیون خیلی به چشم میآید. شاخص دارد توی حیاط آقا. شاخص گذاشتند، جلو شیشهشان هم بستند. همین شبیه همین شاخصی که توی صحن جمهوری، زن جمهوری.
وقت نماز، سلام سلام، وقت ظهر و نماز. وقت ظهر که میخوانی. محمد بن زیاد عن علی بن حنظلة قال: قال لی اباعبدلله علیه السلام، «أز قامةُ القامةُ و القام و القامتان یا قامتین؟» قامه اقامت بودی؟ یعنی چقدر؟ چون اندازهی شاخص باید چقدر باشد؟ اندازهی یک قامت باشد. یک قامت چقدر است؟ در کتاب علی قامت را از «ذراعین» گرفته. «القامت و القامتین» یعنی دو قامت.
بحث بسیار مهم: علیت شهریه، اختصاص ظهر به اول وقت. گفتیم که اول وقت نماز ظهر، مخصوص نماز ظهر است. آخر وقت هم مخصوص نماز عصر. مشهور شیخ صدوق و غیره، اختیار و عدم الاختصاص. «غایة یجب تقدیم ظه به شرطیت ترتیب.» نسبت داده شده به شیخ صدوق و غیر شیخ صدوق، اختیار عدم اختصاص. اختیار عدم اختصاص. شیخ صدوق گفتهاند که وقت اختصاصی نداریم. اگر حواست نبود اول نماز عصر را خواندی، اشکال ندارد توی آن تایم. اول یک نماز یا آخر وقت فکر میکردی که وقتت میرسد به اینکه هم ظهر را بخوانی هم عصر را. آخر وقت گفتی من ظهر را بخوانم، عصر هم میرسم بخوانم. خواندی، غروب. وقت اختصاصی بوده؟ دوباره هم ظهر را بخوانم، عصر توی وقت اختصاصی اگر خواندی اشکال؟ «غایة یجب تقدیم الزهر». نماز ظهر مقدم میشود به نماز عصر. اول بخوان، نه که وقت اختصاصیاش است. صدوق قبول ندارد وقت اختصاصی را. میگوید بله، ظهر باید جلوتر از عصر خوانده بشود، ولی وقتی اختصاصی ما نداریم. اگر رکعت داری و فقط به نماز عصر میرسد، دیگر نباید نماز ظهر بخوانی. الان ۴ رکعت مانده، مقدم باشد، ولی وقت اختصاصی نداریم. الان چهار رکعت مانده به غروب، من چه نمازی بخوانم؟ در نظر کی وقت اختصاصی اصل نیست. میگوید عصرت را اداء بخوان، ظهرت را قضا. اجماع میشود اول که دیگر الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهل و هشتم
دروس تمهیدیه
جلسه چهل و نهم
دروس تمهیدیه
جلسه پنجاهم
دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
جلسه دوم
دروس تمهیدیه
جلسه چهارم
دروس تمهیدیه
جلسه پنجم
دروس تمهیدیه
جلسه ششم
دروس تمهیدیه
جلسه هفتم
دروس تمهیدیه
جلسه هشتم
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...