دروس تمهیدیه

جلسه پنجم

00:44:45
9

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی اللّه علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم مصطفی محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد فعال طیبین الطاهرین و رحمة اللّه.
نماز رها کنیم... اون روایت غنوی بود، تقریرات درس شفر قبل از قصره و با اطلاق قرآن دال بر جواز تا اون موقع است و روایت باید دال بر آن باشد، قبل از قَصْر با اختیار هم جواز. اگر روایت را قبول بکنیم، تا شفق، از شفق تا قصْر جواز صریح رو روایت معنای اطلاق چی شد؟ یه موقعی مثل اون قضیه عمره شرقیه ابتدا رو داره، مثلاً غیب می‌زنه اونو فردا. بالاخره گوش بده! صلات صبح طلوع الف... اما اینی که آغاز نماز صبح طلوع فجیره‌ست، فجر صادق، فلا خلاف فی درش اختلافی نیست، و یداللّه علیه قبوله تعالی زیاد میاد. برادر، رمز ورود فقط "دونات"، "دونات" وارد شدی انتخابات برگزار نمی‌شه. تعالی، این آیه دلالت دارد: "اقم الصلاة لدلوک الشمس... لیل و قرآن ف..." نماز را بخوان به خاطر زوال شمس تا نصف شب و قرآن الف... یعنی قرآن فجر هم اقامه! اقم الصلاة و قرآن الف اقامه کن! یکی نماز رو، یکی قرآن فجر. البته قرآن فجر نه خود قرآن، منظور قرآن در نماز؛ منظور قرآنی که در نماز خوانده می‌شه. این‌هم تأکید خاص‌اش گفتند از باب این است که هم ملائکه شب حاضرند در نماز صبح و هم ملائکه روز. شیفت رو که می‌خوان تحویل بدن، نماز صبح اون تایم رو می‌بینند و بعد می‌رن. بحث اینکه قرآن اقامه کن سحرها، نماز صبحی که می‌خونی قرآن توشه. "فان المراد من قرآن الفجر هو صلاة صبح"، ایشون قول دوم رو گرفتن. مراد از قرآن فجر نماز صبح، "و لا وجه لنسبتها الی الفجر". قرآن فجر، قرآن فجر ک... بدایت هذا، هیچ وجه نداره برای اینکه شما بگی نماز ف... از فجر وقتش شروع می‌شه چون وقتش از فجر صادق شروع می‌شه بهش می‌گن نماز فجر، درست؟! الو؟ روشنه! استق، نهایتاً طلوع شب. چرا بهش می‌گیم نماز فجر؟ چرا از وقت فجر شروع می‌شه؟ طلوع شمس، بستن آغاز از کی شروع بشه؟ منظور از قرآن نه قرائت قرآن مصدر اقامه همون قرینه صلات. اقامه کن! قرآن فجر همون که نهایتش طلوع شمسه. آخر نماز صبح طلوع آفتابه این‌هم مشهور. "و قیل الی طلوع الحمرة المشرقیة للمختار" تا طلوع نه غروب‌ها، هفت شب نیاز. ۵ صبح وقت داری نماز صبح‌ات رو بخونی تا ۷ شب طلوع حمره مشرقی. طلوع حمره مشرقی زودتر از طلوع آفتاب است. در مورد غروبش اول آفتاب می‌رفت حمره مشرقیه، در مورد طلوع همراه اول مشرقی میاد میاد بعد آفتاب میاد پرتوش. حالا حمره مشرقیه یکمی از گوشه آسمون اگه حرم رفته باشی تو بین الحرم از سمت چپ حرم ببینید یه قلمبه‌ای داره وا می‌شه هنوز آفتاب نزده‌ها، یه قلمبه‌ای گوشه آسمون وایساده تا خود آفتاب بزنه، شمس میاد بیرون. طلوع مشرقی سمت چپ حرم. چپ حرم فرق می‌کند. کجای حرم بگیری... مسیری که ما میایم بیشتر صحن آزادی که میای بیرون سمت چپ همین سمت شرق بهتره دیگه، شرق. از سمت کاوش. "للمختار طلوع شمس لغیره" غیر مختار گفتن که طلوع حمره مشرقیه. غیر مختار گفتن که طلوع شمس. مختار یعنی آدمی که اختیار داره، حائز بوده، خواب بوده، نمی‌دونم. مختار کسی که عذر نداره. "مناسب الاول"، مناسب اینه که بقیه اگه تا ۱۱ استتار قرص وقت داری تا قرص رو ازت مستتر نکردی. مناسب اولیه نهایتاً طلوع شمس می‌گیره به خاطر صحیح زراره وقت نماز صبح بین طلوع فجر است تا طلوع شمس و اصیلاً علامات الاوقات و بعضاً احکامها. علامت وقت و بعضی احکام. علامت الفجر ای التتبین تقدیری. علامت فجر یعنی صبح صادق "تبین" تقدیریه نه "تبین فعلی". "و علامة الزوال زیادة الذل او حدوثه". علامت زوال زیاد شدن سایه است یا حدوث سا... بعضی وقتا سایه به کمترین حد رسیده، حالا برمی‌گرده زیاد بشه این می‌شه زیاد. یه وقتی اصلاً سایه از بین رفته همین که شروع می‌کنه می‌شه علامت زوال. هرچی به سمت استوا باشه تابش مستقیم‌تر از بالا شرق و غرب باشه و شمال جنوب باشه، شمال شرقی، جنوب شرقی، شمال غر... جنوب غربی این هی زاویه تابش فرق می‌کنه و عرض کنم خدمت شما که یه آفتاب نداره. یه آفتاب با یه شیب خیلی تند بعضی جاها همون حدوث سایه است یعنی فقط سایه میاد. "و منتصف اللیل نصف ما بین القلوب الی طلوع الفجر". نصف شب کیه؟ از بین غروب تا طلوع فجر، تا اذان صبح. نه مغرب و اونور هم نه طلوع آفتاب. طلوع فجر اینور هم غروب. غروب الان به وقت مشهد تقریباً چهار و نیمه، طلوع فجر هم تقریباً پنج و ربع. مابین این دوتا رو تقسیم بر ۲ می‌کنیم می‌شه نصف شب. طلوع الشمس گفتن که تا طلوع خورشید، امام صادق علیه السلام. خود غروب هم صلاح نماز اجزا ندارد نماز مگر همراه لاتجزی السلام لاتو. احراز دخول الوقت به علم، اطمینان، او بینت، او خبر سقه، او اذان سقط العارف اذان داره شما اصلاً حق قانونی برای سؤال ندارید. کسی که در کلاس حاضره و نماز کفایت نمی‌کند مگر همراه کتاب. اجزا نماز کفایت نمی‌کنه مگر اینکه احراز بکنی دخول وقت رو یا با علم احراز کنید یا با اطمینان یا با بینه یا خبر سقه یا اذان سقه عارف.
بهج اما عن المراد من الفجر هو الصادق دون الکاظم. مراد از فجر، فجر صادق نه فجر کاذب. "فموضع وفاق بین المسلمین". این رو همه مسلمین قبول دارن و "و تدل علیه روایات متعدده شبه فیها الفجر الصادق بال... بیضاء و به نهر صورا". روایت فراوانی داریم که فجر صادق را تشبیه کرده. یکی به قبطیه بیضاء، یه پارچه‌ای بوده پارچه سفید محصول مصر و یکم به رودخانه سورا که در عرض بابل بوده، زمین بابل عرض کنم که و این‌هم یه رودخانه سفید باریکی تشبیه کردن در روایات. به اون قبطیه؛ پارچه سفید، یه سفیدی این شکلی تو آسمون شکل می‌گیره. این می‌شه فجر صادق. من این رو تست کردم. توی روستایی بودیم از اذان صبح تقریباً ۴۰ دقیقه گذشت تا این زد فجر صادق، تقریباً یزدانی که تلویزیون می‌گه من حساب کردم ۴۰ دقیقه با اذان واقعی فاصله. "به مردم بگید!" گفتن "آقا" گفتن من گفتم تا ۲۰ دقیقه تا یه ربع بیست احتیاط کنه دیگه ۲۰ دقیقه نیم ساعت دیگه همه مطمئن هستن که وقت اذان شده. اطمینان و علم خودش در نماز مبنای نجومی، محاسبات نجومی. ولی اونی که مهمه برای ما احکام بر اساس عرف صادر شده دیگه. در عرف باید اونی که می‌بین لااقل در اون کلاس رو ببند. نهر سهراب به خلاف الکاظم "فانه شبه به زنب السرحان"، تشبیه شده به دم گرگ. فجر کاذب به دم گرگ. دم گرگ هم گفتن که بغل‌هایش سیاهه یه سفیدی وسطش داره "زن ابدو وسط دم سفید بغلش سیاه". "ففی صحیحة ابی بصیر اباعبداللّه علیه السلام متا یحرم الطعام و شراب علی السائم و تحل صلاة الفجر". پرسیدم که آقا کی خوراک و نوشیدنی حرام می‌شه بر روزه‌دار و نماز صبح حلول می‌کنه؟ "فقال اذا اعترض الفجر فکان کل بیضاء". وقتی که فجر اعترض، اعتراض کنه عرض پیدا کنه. اعتراض یعنی در عرض رفتن. این رو گفتی باز تولید فضای دونالد. "عرضه اعتراض، عرض پیدا کنید." مطالعه اختیار الارض. اعتراض یعنی اختیار الارض. کسی هم به شما اعتراض می‌کند خودشو در عرض شما قرار می‌ده به جای اینکه در طول باشه در عرض قرار می‌گیره. در خطبه شقشقیه می‌گن که مردم رو در دوره خلیفه دوم اعتراض و شماس تلوون و اعتراض شماس. یکی دیگه هم احسنت خاصی از آسمون سمت خورشید به نظرم. "تلان و اعتراض". مردم همه رو تو عرض قرار. یکی طعنه. حالا اعتراضش همون معنای پررو شدن نه، یعنی مردم دیگه دلا از سمت حکومت خدا و پیغمبر و اهل بیت و اینا رمیده شد. مردم زده شدن و تلوّن هم پیدا کرد رنگ رنگ به رنگ شماس و خفت تعابیر مهم اونجا بیضاء مثل کانهو به یاد و نهر سورا سید علی بن، پهن می‌شه سفیدی رودخانه صغری بهمن. علامت الفجر هوتبین. خب گفتیم که علامت ف... فجر علامت علامت فجر دقت. "تبین" علامت فجره نه خود علامت تا اینکه تبین پیدا کنه برای شما نخ سفید از نخ سیاه از فجر. یه نخ سفیدی می‌زنه بیرون این نخ روشن بشه از سیاهی در بیاد، رگه سیاهی پشتش دیگه بره قشنگ سفیدی‌ای بزنه بیرون اون می‌شه تبین. جدا بشه و می‌شه علامت. یه رگه‌ای می‌افته گوشه آسمون از همونجا که آفتاب می‌خواد بزنه یه نخ خیلی باریکه اول خیلی ماته کی می‌شه همون فجر کاذب؟ بعد دیگه کامل می‌زنه بیرون شفاف می‌شه نخی که شفاف می‌شه اون می‌شه فجر صادق. گوشه آسمون یه سفیدی کم‌رنگی دیده بیرون نز. این قبلی علامت فجر نبود. این تشبیهات قبلی دیگه نه خود از تقدیری دونال فعلی. مراد به اون تبین "تبین تقدیریه نه تبین فعلی". فجری فجر ولو من نبینم. اگر فعلی باشه یعنی فجری که ببینم، تبیانی که دیده بشه، تبین تقدیری نبینم هم کفایت می‌کنه. یعنی ملاک دیدن من نیست. دیدن من موضوعیت. هوا ابریه مثلاً، برف سفیده روشن. آقا تبین یُؤخذ عرفاً به نحو الطریقیه دون الموضوعیه. عرف تبین رو چی می‌دونه؟ نسبت تبین با فجر چه نسبتیه؟ طریق است یا موضوع؟ طریقت داره نه موضوعیت. یعنی ما تبین هم می‌خوایم به خاطر فجر می‌خوایم ملاک برامون فجره بله این موضوع دونات یعنی خود دونات موضوعیت داره نه اینجا طریقت داره. یعنی ما یه چیزی می‌خوایم این کفایت می‌کنه اثبات تحقق ذالک الوقت الواقعی. اینجا طریق است برای اثبات تحقق آن وقت واقعی. "موی درس المجزی می‌رفتیم آقازاده مرحوم احمد معرفت. برادرزاده شیخ محمد آقا خیلی آدم خوش‌مشربی بود خیلی استاد از معدود اساتیدی که واقعاً علاقمند از درس هیچی یادمون نیست. یاد هیچی. واقعاً بین و بین اللّه از غیر از یکی دو جمله که اون‌هم جوک بود ولی روزی سه چهار تا جعبه شیرینی خامه‌ای بود که روی میز بود به هر مناسبتی پاشو این رو جواب بده. بلدم برو خودت برو شیرینی‌فروشی! داشتیم شیرینی همون اول صبح آماده می‌دونست دیگه می‌دونستی کلاس قشنگ ۵ ۶ تا خیلی شوخی اش اینه که جدی اش اینه که همون شیرینی هم شما برای ما نداشتی.
به نحو موضوعیه، به حیث یلزم متحققه بالفعل لزم الحکم به عدم تحقق الفجر فی حالت وجود الغیم محمدی که تو عمو پ... کلید آورده بود صدا و سیما رو خیلی سرکار. مجری‌های خیلی معروف نشستم سر میز سفره بود ولی خیلی جدی چی خریده بود آورده بود بخوریم خوب بخور آقا بخور تو عمرت یه دو لقمه حلال هم خورده باشی. اگر به نحو موضوعیت اخذ شده باشه به حیثی که لازم بیاد تحققش بالفعل. تحقق چی؟ تحقق هو چوب تبین. به حیثی که لازم به تحقق تبین بالفعل یعنی هر سحر لازم باشه من برم ببینم به چشم خودمم اون نخه رو ببینم. اگه ملاک تبیان فعلیه پس تفاوت تقدیر و فعلی چی شد؟ تقدیر همین که می‌دونم اون پشت دیگه زده اون سفیدی ولی من نبینم بله شبکه کیش و اینا. ولی اگر فعلی باشه یعنی خودت باید ببینی شبکه لازم میاد حکم به عدم تحقق الف... اگر بخوای فعلی رو لازم بگیری تو برخی مواقع نمی‌تونی بگی که فجر محقق شده. مثل کجا؟ "فی حالت وجود الغیم من الموانع الا... الا بعد فترة طویلة". اگر تحقق فعلی رو اگر تبین فعلی رو لازم بدانی دیگه وقتی هوا ابریه یا مانعی در آسمان است نمی‌تونی فجر رو تشخیص بدی فعلی پیدا کنه آفتاب بشینی. پس تبیان فعلی لازم تقدیری کفایت می‌کنه. الا بعد فترة طویلة، من به مدت طولانی نزدیک طلوع، "کما یلزم اختلاف وقت الفجر فی لیلة الواحدة". همون جور که لازم می‌آید تو یه شب وقت فجر اختلاف پیدا بکنه. چطور؟ "به فرض تحقق الخسوف فیها و عدمه". به فرض اینکه خسوف در شب تحقق پیدا کن یا پیدا... "فی تقدم لو فرض تحقق الخسوف". اگر فرض بگیریم یه شبی خسوف محقق شده اینجا فجر جلوتر. اگر خسوف محقق بشه در یک شبی وقت فجر باید جابجا بشه. اگر شما اگر شما تبین فعلی رو لازم می‌دونی الان نور می‌زنه دیگه وقتی خسوف می‌شه نور می‌زنه خورشید میاد جلو دیگه ماه میره عقب خورشید میاد. خسوف این بود دیگه ما اینور زمین برای خورشید بین این دو تا قرار گرفته خسوف. وقتی خورشید قرار می‌گیره این خیت هم می‌زنه دیگه تا قبلش این بود که ماه بره خورشید بیاد. شما تو آسمونی ماه داره میره خورشید داره در میاد می‌زنه. خب وقتی هم خورشید جلوتر از ماه قرار بگیره خیلی طبیعت می‌زنه. حالا یه بار ساعت ۳ خسوف شده این نخه زد. روشنه. اگه تبیان فعلی رو شرط حاصل شد دیگه ساعت ۵، ۵ و ربع دوباره می‌زنه یا مثلاً جابجا بشه. برای تبین تقدیری یقین به اینکه دخول وقت شده باشه خیلی به این بخش ربط نداره. به بیان تقدیر فعلی ربط نداره ولی از جهت اینکه یقین پیدا کنی وقت وارد، پس ما ملاک رو تبیان فعلی نمی‌دانیم چون دو تا مشکل داشت. یکی اینکه شب‌هایی که ابری و فلان و ایناست نمی‌شه تبیان، یکی اینکه بعضی شب‌ها جابجا می‌شه، اختلاف پیدا می‌کنه تو یک شب. "اگر خسوف محقق شد فجر جلو می‌افته و یتأخر لو فرض عدمه". اگر خسوف نشد فجر عقب می‌افته. یعنی شب‌هایی که خسوف نیست سر وقت خودشه شبی که خسوفه می‌افته جلوتر. روشنه. هزار راه نرفته بود ساخته بودن. تنها معلِّم پی برد. به از وقت وقتی گذشت حالا به فترة طویلة نمی‌رسه ولی بالاخره یه ۲۰ دقیقه یه ربع نیم ساعت گذشته و این فرض هم فرض بعیدی و خسوف چرا باعث می‌شه که از اون زودتر بشه. خورشید میاد جلو فاصله داره. اگر ببینید فاصله خورشید با زمین کم می‌شه در خسوف. وقتی فاصله کم می‌شه. ماه گرفتگی سایه زمین روایت. خورشید گرفتگی زمین وسط قرار می‌گیره. پشت به خورشیدیم تو شب دیگه. بعد سایه‌ای که قراره از ماه بیفته رو زمین صفر می‌شه. به هر حال این خیلی بهتر می‌خوره دیگه. لحظه‌ای که قراره از سمت خورشید، انگاری طلوع فجر یکم توی ماه گرفتگیه که انگاری انعکاسش از ماه قراره نور خورشید روی ماه روشن بشه اولش که می‌خواد روشن بشه بالاخره ۵، ۶ تا این زمین باشه این‌هم نور نمی‌خوره به نور. نور خورشید انگاری به ماه نمی‌خوره که بخواد برگرده به زمین. حالا هر نوری که بخواد به سمت زمین بیاد یه خط ابیض می‌آید. قبلش وارد زمین می‌شه دیگه الان اگر که کد... خورشید بیاد اینجا مثلاً یعنی زمین دورش بچرخه بیاد مثلاً زمین بیاد اینجا ما اینجا باشیم این روشن می‌شه از نور خورشید مستقیم روشن می‌شه اول صبح مستقیم به خاطر نور خورشید اون خط چیزو داریم دیگه. فجر رو داریم حالا یا انعکاسش از ماهه که می‌افته رو زمین اون خطه رو از انعکاس ماه داریم روی زمین. نور بالاخره آفتابی که خط ایجاد می‌کنه بین سفید و سیاه. الان بعد از اینکه ما از اینجا حرکت کرد اومد اینجا این نور که می‌خوره انعکاسش می‌خوره به زمین. قبل از اینکه این نور بیاد یک خطی میاد و اون سیاهی رو می‌بره آسمون برای ما از این قسمت داره یک نوری وارد انگاری محوطه دید ما می‌شه دیگه. محدوده دید ما انعکاسی همون لحظه‌ای که داره سایه خسوف تموم می‌شه آره دیگه همونجا دیگه گوشی این یه دونات حل می‌کنه.
به این وسیله واضح می‌شود آنچه که شیخ همدانی، حاج آقا رضا همدانی اختیار کردند. کتاب ایشون یکی از بهترین کتب فقه مصباح الفقیه به بعضی از اعلام از متأخرین اختیار کردند من اختلاف الفجر به اختلاف ک... لیلة مقمرة. اولاً موضوع تا اونی که اختیار کرده شیخ همدانی و برخی از اعلام این بوده که اگر شب مهتابی باشد ساعت فجر به نظر حضرت امام. قائم به همین مهتابی شبی که مهتابی باشه یا نباشه فجرش فرق می‌کنه. از اینجا معلوم می‌شه که حرفی که این بزرگان زدن موضع تأمل و نمی‌شه این حرف رو قبول کرد. از کجا؟ از اینکه ما قائل به تبیان تقدیری نه تبیان فعلی. اگر تولد فعلی بگیریم شب مهتابی با غیر مهتابی فرق می‌کنه. درصورت هنگام وقوع فرض خسوف زودتر متوقف می‌شه. کفایت قسمت همدانی اینجوری باشه باید اون. این حرف تقدیری یعنی قابل تحمله که گفتن موقع خسوف و اینا تشخیص داده نمی‌شه. گفتن شب مهتابی. گفتن چون شب روشنه بذار یه کمی بگذره تا روشنایی خط ابیض کشف بشه. نه مال روشنایی شب. این حرف آقا رضا همدانی و برخی از اعلام این بر مبنای تبیان فعلی. ما که تبیان فعلی برامون لازم نیست که خود قید رو بخوایم ببینیم. ما برامون تبیان تقدیری ملاکه که اون پشت خط شده باشه ولی ما می‌خوایم ببینیم یا نبینیم. اگر قائل به تبین فعلی شدیم حرف آقا رضا همدانی و برخی آقایون دیگه محل تحمله. اگر قائل به تقدیری نشدی قالبت فعلی شدی که همون حرف اینا حرف درستیه. الحمدلله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00