دروس تمهیدیه

جلسه شانزدهم

00:47:28
9

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

**بسم الله الرحمن الرحیم**
**الحمد لله و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین.**
آیت‌الله... نام شخص مورد نظر
**استحباب جماعت در نماز**
در مورد اصل نماز جماعت و اینکه مستحب است، هیچ اختلافی و اشکالی نیست. اما اشکال و اختلاف در اینجاست که آیا عامی وجود دارد که بتوان با آن گفت هر نماز واجبی را می‌توان با جماعت خواند، به طوری که خروج از آن عام نیازمند تخصیص باشد؟
**بهترین دلیل**
بهترین چیزی که می‌توان به آن تمسک جست، صحیحه زراره و فضیل است که می‌گوید: «قُلنَا لَهُ الصَّلوَةُ جَمَاعَةً فَرِیضَةٌ هِیَ»؛ یعنی نماز جماعت واجب است. البته نماز، «فریده» (واجب) است، اما «لیس الجماعة بمفروضة» (جماعتش واجب نیست). در تمام نمازها جماعتش واجب نیست. «ولکنها سنة واجب من ترکها رغبة عنها و عن جماعة المؤمنین من غیر علة، فلا صلاة له.»
اینجا دو تعبیر «رغبت فی» و «رغبت عن» داریم. «رغبت فی» به معنای "رغبت داشتن" است، اما «رغبت عن» معنای متضاد پیدا می‌کند، یعنی "زهد و بی‌میلی". چون در «رغبت عن» بی‌تمایلی نسبت به چیزی وجود دارد؛ مثلاً «رغب عن سنتی» یعنی کسی که نسبت به سنت من بی‌میل باشد. پس «رغبة عنها» و «عن جماعة المؤمنین» یعنی بی‌میل و بی‌تفاوت باشد نسبت به نماز و جماعت مؤمنین و برای همین به نماز جماعت نرود. در این صورت، کسی که بدون علت از سنت و از جماعت مؤمنین فاصله بگیرد، نمازی برای او نیست. یعنی صلاحیت آن نمازی را که «تنهی عن الفحشاء و المنکر» و «قربان کل تقی» است، نمی‌گیرد. هرچند رفع تکلیف از او می‌شود، اما آن آثار معنوی بر نمازش بار نمی‌شود.
**عمومیت حکم جماعت**
این حدیث می‌گوید نماز جماعت سنت است. آیا این سنت شامل همه نمازهای واجب می‌شود یا نه؟ «صلوات کلها» (در تمام نمازها) و «ولکنها سنة علی به مفروضه»؛ این جمله «ولکنها سنة» عطف به مفروض است، یعنی جماعت واجب نیست، اما در تمام نمازها سنت است. از این روایت می‌توان تعمیم فهمید که همه نمازها را می‌توان به جماعت خواند. حال این می‌شود یک اصل اولی؛ هر نمازی را که نمی‌توان به جماعت خواند، باید با دلیل خاصی آن را جدا کنیم و تخصیص بدهیم.
**صداقت زراره و فضیل**
روایت زراره و فضیل از نظر صدور و ثبوت مشکلی ندارد. این روایت به دلالتش بر این عام در «صلوات کلها» دلالت می‌کند؛ یعنی همه نمازها را شامل می‌شود. افراد نماز، عموم افرادی را شامل می‌شود. «لو کان المراد فی خصوص صلاة الیومیة لزم أن یکون کلمة کلها لغواً»؛ اگر مراد فقط نمازهای یومیه بود، کلمه «کلها» بیهوده بود. پس ادعای انصراف به نمازهای یومیه با «فی الصلوات کلها» تناسب ندارد. چندین بار می‌گوید «الصلوات کلها». پس اگر چیزی خارج شود، باید با استثنا خارج شود.
**نماز طواف**
نماز طواف واجب است، ولی به جماعت نمی‌شود. شیخ نائینی و دیگران گفته‌اند: «من عدم معهودية الاتیان بصلاة الطواف جماعة»؛ یعنی معهودیت و سابقه ذهنی یا روایی نداریم که نماز طواف به جماعت خوانده شود. وجدان، ارتکاز، و سیره متشرعه نیز آن را تأیید نمی‌کند، حتی از پیامبر در حجة الوداع، با وجود اینکه جزئیات فراوانی از آن نقل شده، جماعت خواندن نماز طواف نقل نشده است. این نشانه عدم مشروعیت نماز طواف به جماعت است. این به مثابه یک مخصص متصل عمل می‌کند، یعنی انگار از همان ابتدا که نماز را واجب کردند و جماعت را وضع کردند، نماز طواف را خارج کرده‌اند.
**نماز نافله**
اما در مورد عدم مشروعیت جماعت در نماز نافله، دلیل قصور مقتضی است. به قرینه تعبیر «الصلاة فریضة»، جماعت برای نماز واجب است (نمازش واجب است و جماعتش مستحب). در نافله نیز (مضافاً الی عدم معهودیت ذالک زمان النبی صلی الله علیه و آله و سلم و اهتمامه بالجماعة) سابقه جماعت در زمان نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وجود نداشته است.
**نوافل ماه رمضان (نماز تراویح)**
در خصوص نوافل ماه رمضان، خلیفه دوم جماعت را تجویز کرد که نماز تراویح بود. این نماز تا امروز نیز ادامه دارد. اما از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) نقل شده: «إن الصلاة باللیل فی شهر رمضان من النافلة بدعة».
امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز در دوران خلافتشان پیگیر شدند تا مانع این نماز شوند، اما از طرف مردم سر و صدایی بلند شد که «واعمرا! واعمرا!» (یا عمَر! به دادمان برس!). در نتیجه، حضرت تنازل کردند و فرمودند: «صلوا صلاتکم» (نماز خود را بخوانید)، همانطور که در موثقه ساباتی عسکر امام، بعضی از سپاهیان امام گفتند: «یا أَهلَ الاسلامِ، قُوِّیَ سُنَّةُ عُمَرَ» (ای اهل اسلام، سنت عمر را تقویت کنید).
این همان مطلبی است که امام صادق (علیه السلام) فرمود شیعه ما نیست. اصل بر این است که نماز جماعت را باید در واجبات اصلی خواند، نه واجبات فرعی و طبعی (مثل نماز نذری) که واجب بالعرض هستند. آن نمازی که بالاصالة واجب است، مشمول جمله «الصلاة فریضة» است.
**فرق احوال و افراد**
این روایت اطلاق احوالی ندارد، یعنی عموم احوال را شامل نمی‌شود، بلکه عموم افرادی را شامل می‌شود.
**عدم مشروعیت جماعت در نوافل**
نوافل را نمی‌توان به جماعت خواند، مگر نماز استسقاء که روایت خاص دارد.
**نیت امام جماعت و سایر شرایط**
در مورد نیت امام جماعت، سابقه ذهنی نداریم که شرط باشد که امام نیت امامت کند. صحیحه زراره و فضیل که ناظر به عموم افرادی است، به این موضوع اشاره‌ای ندارد. اگر این شرط معتبر بود، امام به خاطر کثرت ابتلاء، به آن تنبیه می‌کرد. بلکه گاهی گفته می‌شود که در اینجا می‌توان برائت جاری کرد از شرط بودن آن.
**نماز جمعه و عیدین**
نمازهای دو عید و نماز جمعه استثنا شده‌اند، زیرا صحت نماز در آنها متقوم به جماعت است. یعنی اجتماع و جماعت، جزو ارکان این نمازهاست. اینجا امام قطعاً باید نیت جماعت کند، وگرنه نماز منعقد نمی‌شود.
**رسیدن به رکعت**
در مورد اینکه مأموم اگر به رکوع رسید، رکعت را درک کرده است، روایات زیادی بر آن دلالت دارد؛ از جمله روایتی که می‌گوید: «داخل مسجد إذا خافه رفع الامام رأسه من الرکوع کَبِّرَ و مَشَى» (اگر کسی وارد مسجد شد و ترسید که امام سر از رکوع بردارد، تکبیر بگوید و به سمت امام برود). همچنین روایاتی که استحباب طولانی کردن رکوع امام را برای الحاق مأموم بیان می‌کنند، و صحیحه سلیمان بن خالد از امام صادق (علیه السلام): «الرجلُ إذا أدرکَ الإمامَ و هو راکع، قبلَ أن یرفعَ سرَهُ من الرکوع، فقد أدرکَ الرکعة» (اگر مرد امام را در حال رکوع، قبل از اینکه امام سرش را از رکوع بردارد، درک کند، رکعت را درک کرده است). اگر بعداً شک کند که امام در رکوع بود یا نه، باید بنا را بر این بگذارد که جماعت نبوده است.
**امامت زن**
امامت زن برای زنان جایز است. اما امامت زن برای مردان محل سؤال نیست و بدیهی است که جایز نیست.
**اصالت عدم مشروعیت در عبادات**
در عبادات، اصل عدم مشروعیت است مگر اینکه دلیلی بر جواز آن وجود داشته باشد (کفایت می‌کند). چون تعبدیات توقیفی هستند، به این معنا که هر حرکتی در عبادت نیاز به دلیل دارد. اطلاق احوالی ندارد، یعنی تمام حالات را شامل نمی‌شود.
**عدالت امام**
امام باید عادل باشد. روایتی داریم که در مورد مردی که پشت سر امام جماعت، که عادل نبوده، نماز می‌خوانده، و امام یک رکعت از نمازش را خوانده و رفته: «إن کانَ الإمامُ عَدْلاً فلیسجُدْ أخری و ینصرفْ و یجلها تتَّطوَّع، و لیدخلْ مع الإمامِ فی صلاته کما هو» (اگر امام عادل است، یک رکعت دیگر بخوان و منصرف شو و نماز مستحبی کن و با امام در نمازش همانطور که هست، داخل شو). «و إن کان الإمامُ غیرَ عَدْلٍ فلیسجُدْ أخری و یجلسْ قدرَ ما یقولُ: أشهدُ أن لا إلهَ إلا اللهُ وحدهُ لا شریکَ لهُ، ثم لیتمَّ صلاتَه علی مُستَتَبِهِ، فإنَّ التقیةَ واسعةٌ» (اگر امام عادل نیست، یک رکعت دیگر بخوان و به مقداری بنشین که بگویی: أشهد أن لا إله إلا اللهُ وحدهُ لا شریکَ لهُ، سپس نمازت را به گونه‌ای تمام کن که مورد قبول باشد، زیرا تقیه وسیع است). این روایت اهمیت عدالت امام را نشان می‌دهد.
**ضمانت قرائت امام**
بحث مهمی مطرح می‌شود که آیا مأموم باید خودش قرائت کند یا امام ضامن قرائت اوست. «ان الامام ضامن للقرائة» یعنی امام وکیل قرائت مأموم است.
**نماز جمعه در عصر غیبت**
در مورد واجب بودن نماز جمعه در عصر غیبت اختلاف بزرگی وجود دارد. نماز جمعه مانند نماز صبح دو رکعت است، با این تفاوت که امام در رکعت اول قیام می‌کند و حمد و ثنای الهی را می‌گوید و به تقوای الهی سفارش می‌کند، سوره‌ای می‌خواند و می‌نشیند، سپس خطبه دوم را می‌خواند.
**آرای سه‌گانه در مورد نماز جمعه:**
1. **وجوب تعیینی:** واجب است و فقط نماز جمعه باید خوانده شود.
2. **وجوب تخییری:** واجب است و می‌توان نماز جمعه یا نماز ظهر را خواند.
3. **عدم مشروعیت:** اصلاً project نیست و بدعت است.
وقتی آیه نماز جمعه را ملاحظه می‌کنیم: «إذا نُودیَ للصلاةِ مِن یومِ الجمعةِ فاسعَوا إلى ذکرِ اللهِ و ذَروا البیعَ» (هنگامی که برای نماز روز جمعه نداده شد، به سوی ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید)، وجوب ابتدایی از آن فهمیده نمی‌شود، بلکه می‌گوید وقتی اذان گفته شد و نماز برقرار بود، کارتان را تعطیل کنید و بروید. نگفته اگر نماز برقرار نبود، شما خودتان راه بیندازید.
**عدم شرطیت حضور امام**
از اطلاق آیه فهمیده می‌شود که شرط حضور امام برای نماز جمعه نیست. بلکه به باقی شروطی که دارد، اکتفا می‌شود؛ مثل اینکه دو خطبه داشته باشد، پنج نمازگزار داشته باشد (برخی گفته‌اند هفت نفر)، و احکام خطیب (مثل عصا به دست گرفتن). دلیل بر اعتبار این شروط هست، اما از هیچ‌یک از آنها حضور امام علیه السلام فهمیده نمی‌شود.
**تعداد نمازهای واجب در هفته**
خداوند از یک جمعه تا جمعه دیگر (هفت روز) سی و پنج نماز واجب کرده است، که از بین آنها یک نماز را «فَرَدَها اللهُ عزّوجلّ و ضَعَها عن تسعة» (خداوند عزوجل آن را واجب کرده و از نُه نفر برداشته است)، که عبارتند از: کوچک، بزرگ، دیوانه، مسافر، برده، زن، بیمار، نابینا، و کسی که محل اقامتش در فاصله دو فرسنگ (حدود ۱۰ کیلومتر) از محل نماز است.
**جمع‌بندی در مورد نماز جمعه**
کلمه «ناس» (مردم) در روایات، همه را تا روز قیام شامل می‌شود و وجوب آن در عصر غیبت هم فهمیده می‌شود. اما وجوب ابتدایی از روایات فهمیده نمی‌شود. بنابراین، مناسب است که حکم کنیم به اینکه نماز جمعه وجوب تعیینی دارد در مرحله بقاء، نه حدوث. یعنی اگر نماز جمعه‌ای برقرار بود، رفتن به آن واجب تعیینی است، نه اینکه اگر برقرار نبود، خودمان آن را برقرار کنیم.
**مشکلات در زمان غیبت**
برای اقامه نماز جمعه در زمان غیبت دو مشکل وجود دارد:
1. **شرط حضور امام یا منصوب خاص:** شرط انعقاد نماز جمعه حضور امام یا منصوب خاص از طرف اوست، که در زمان غیبت این شرط منتفی است (البته این خود محل بحث و اختلاف است).
2. **دعای صحیفه سجادیه:** ظاهر عبارت امام سجاد (علیه السلام) در دعای صحیفه سجادیه این است: «اللهم إنّ هذا مقامٌ لِخَلفائِکَ و أَصْفِیائِکَ...» (خُلفا و برگزیده‌های تو) که می‌گوید: «قد ابتزّوها و أنتَ المُقَدِّرُ لذلک، حتی عاد صفوتُک و خلفاؤک مغلوبین مَغرورین»؛ این مردم جایگاه خلفا و اولیای تو را غصب کرده‌اند، در حالی که تو بر آن قادری، تا جایی که برگزیدگان و خلفای تو مغلوب و مقهور شده‌اند. این جایگاه امام است و دیگران مانند خنازیر (خوک‌ها) به بالای منبر رفته و خطبه می‌خوانند.
**روایت سماعة**
اما در مورد دو رکعتی بودن نماز جمعه مثل نماز صبح، از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: «صلوةُ الجمعةِ مع الامامِ رکعتان» (نماز جمعه با امام دو رکعت است). اگر تنها بخوانی، چهار رکعت است که همان نماز ظهر می‌شود. اینجا منظور از امام، امام جماعت است، نه امام معصوم.
**مقدم بودن دو خطبه**
نماز جمعه با دو خطبه مقدم می‌شود، که در آن حمد و ثنای الهی، توصیه به تقوا و خواندن سوره‌ای کوتاه انجام می‌شود. سپس خطیب می‌نشیند و دوباره برمی‌خیزد و حمد و ثنا و صلوات بر پیامبر و ائمه مسلمین می‌فرستد و برای مؤمنین استغفار می‌کند. پس از آنکه از اینها فارغ شد، مؤذن اقامه می‌گوید و امام با مردم دو رکعت نماز می‌خواند.
**وجوب اصلی (طبعی) نماز جماعت**
از عبارتی که گفته «فریضه» (واجب)، فهمیده می‌شود که منظور، واجب اصلی است. یعنی جماعت را می‌توان در نماز واجبی خواند که اصلی و طبعی باشد، نه واجبی که تبعی باشد، مانند نماز نذری. آن نمازی که بالاصالة واجب است، انصراف دارد از این روایت. زیرا اگر امام قرائتش صحیح نباشد، مشروعیت ندارد؛ چون روایات گفته‌اند امام وکیل و ضامن قرائت است، اما اطلاق احوالی ندارد که بگوید هر امامی با هر قرائتی (منظور قرائت صحیح و کامل) مشروع است.
**اصولاً در عبادیات، اصل بر عدم مشروعیت است، چرا که عبادیات توقیفی هستند.**
**کار و سفر**
در مورد چوپان، سفر کارش است. پول درنمی‌آورد که سفر کند، بلکه سفر می‌کند تا گوسفندان را بچراند و این منبع درآمدش است. یعنی او از طریق سفر کسب درآمد می‌کند یا به واسطه سفر کسب درآمد می‌کند.
**مباحث کتاب صلاة**
این کتاب صلات به پایان رسید و این ترم نیز به حمدالله به انتها رسید. بله، خلاصه، ما را حلال کنید اگر نارسایی‌ها و کاستی‌هایی داشتیم، حتماً داریم. ما را حلال کنید، دعا کنید ما را و ان شاء الله ما هم دعاگوتان هستیم. عرض کنم که برای امتحان هم خوب بخوانید، خیلی خوب بخوانید، خیلی خیلی خوب بخوانید.
**الحمد لله رب العالمین.**
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00