دروس تمهیدیه

جلسه چهارم

00:37:36
8

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله، صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد رئال طیبین طاهرین.
نعمت این است که حج را به سه قسم تقسیم کردیم؛ و این «فمما لا خلاف فیه بین المسلمین» هیچ اختلافی بین مسلمانان نیست و دلالت بر این تقسیم دارد «صحیحه معاویه بن عمار» که می‌فرماید حج سه نوع است: یک: مفرد، دو: قِران، و سه: تمتع. و تمتعی که از عمره پیوسته به حج است؛ ترکیبی از عمره و حج است. رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم به این حج تمتع امر کرده‌اند و فضیلت در همین تمتع است: «ولا نُعمر الناس الا ما امربهِ». ما به مردم امر نمی‌کنیم مگر به آنچه خودمان امر شده‌ایم. این‌ها ساکنانی هستند که در سه کیلومتری مکه زندگی نمی‌کنند؛ و چون کجا زندگی کنیم موضوعی است که امر به حج کردن مردم برای آنها فضیلت دارد؛ «فیها ثلاثه من افضل الاعمال» آن حجی که سخت‌تر است. حج از جاهای مختلف انجام می‌شود؛ طرف مثلاً از آفریقا، از آمریکا و از آسیای شرقی بلند می‌شود و می‌آید. این‌ها سخت است، دیگر فضیلت هم با همین است. این نیست که گفته‌اند به مقدماتش کار ندارد، مقدمه وجوب را کار نداشتند که کجا هستی و کدام حج به تو تعلق بگیرد؛ چون عموماً مردم بیرون از محدوده مکه هستند و امر حج که می‌شود، برای این‌ها تمتع است. لذا فضیلت هم با همین است. مثال دیگر برای توضیح اهمیت تمتع، اصل زیارت امام رضا علیه‌السلام را آن زائران پیاده که در این کوه و کمر، در برف پیاده می‌آیند نشان می‌دهد. یعنی چه امر کردند یعنی در واقع اصل حج این است، چون همه حاجیان از خارج مکه هستند؛ اکثریت حاجیان برمی‌گردند، اکثریت و خارج از حرم کعبه و حرم مکه هستند.
قاعده این است که «مما ذکر»، اینکه گفتیم حج ترکیبی از عمره و حج است. نتایج حاج جوادی در صحرای حج می‌فرمایند که عمره حج اصغر است، چون «یوم الحج الاکبر» که قرآن فرموده، این مفهوم را دارد. معلوم می‌شود آن حجی که می‌روند، حج اکبر است و عمره که می‌روند، حج اصغر. لذا تعبیر «حاجی» برای معتمر هم حاجی عمره‌گذار است؛ این از تفکیک آن عمره متصل به حج است؛ بله، متصل به حج دیگر، چون این در واقع احلال است، احلال برای احرام است. آنجا حاجی نمی‌خواهد از احرام بیرون بیاید، لازم نیست.
«فمما لا خلاف فیه» اختلافی نیست و این «یدلل علیه تعالی» «فمن تمتع بالعمره الی الحج» بر روایات کثیر دلالت دارد؛ بر آن آیه که می‌فرماید: «هرکی تمتع به عمره کند به حج»، یعنی عمرش را به حج برساند، که مشخص می‌شود تمتع ترکیبی از عمره و حج است. و روایت خلیفه پردازش همین طواف نساء متعه حج است که همین بوده دیگر: متعه.
و اما کیفیت عمره: چگونه به جا می‌آوریم؟ «فتدل علیه سیره المتوارثه بین جمیع المسلمین یدا بید من النبی صلی الله علیه و سلم» دلالت دارد بر آن سیره‌ای که بین همه مسلمین نسل‌به‌نسل و دست‌به‌دست به ارث رسیده است، از پیغمبر سینه‌به‌سینه انتقال یافته. و صحیحه حلبی؛ می‌خواست بخواند، صدایش در نیامد. آن یکی گفتش که سینه‌اش خسته است، بچه شیر داده، سینه حلالیتی می‌خواهد. «عن رسول‌الله، عن جده علوی عن ابی‌عبدالله علیه السلام» از امام صادق علیه السلام که حکایت می‌کند حج پیغمبر را: «و ان هذا کان حکا حین حج حج الاسلام خرج فی اربع بقین من ذی‌القعده» وقتی پیغمبر خواستند حج اسلام را به جا بیاورند، در روزی که چهار روز مانده بود ذی‌القعده تمام بشود، یعنی بیست و ششم ذی‌القعده خارج شدند. «حتی اتوا شجره» تا اینکه به شجره -که در قدیم درخت بود- رسیدند. امروز آنجا مسجد شجره، یا مسجد فصلی است. زیر شجره بیعت شجره بود. «فصلی بها» نماز خواند و «حتی صری» در آن مسجد نماز خواندند، راحله را راه انداختند. «قادَ» از «قِیاد» می‌آید. یعنی بیا، در رانندگی فرمان دست کسی باشد. خلاصه سوار راحله شدند و اسباب و دندان گرفت، سوار بر مَرکَب شد. «حتی ازلوا بیدا» تا اینکه به بیدا رسیدند. بیدا پیچ پایین مسجد شجره، کوچه پایینی پایین شهر، پایین خیابان. بله، بین شجره و مکه می‌شود. «فاحرم منها» از آنجا محرم شدند و «احل بالحج» حلول در حج کردند؛ دیگر وارد حج شدند. «حتی اذا قدم رسول‌الله مکه» تا اینکه وارد مکه شدند.
خیلی جالب است: در مورد کلاً حج اهل بیت خیلی ماجراها دارد. یکی فرمودند: «من چرتم می‌گیرد. به چیزی که رسیدیم، واژه «فخ‌» را سرچ کنید، «فخ» با «ه» دوچشم. جیمی، امام کاظم علیه‌السلام، امام صادق علیه‌السلام، اسم منطقه‌اش را یادم رفته، در منطقه «فخ». به «فخ» که رسیدم، مرا بیدار کن. فرمود هنوز شهید نشده بودند این‌ها. این روایت راهیان نور است. روایت راهیان نور می‌گوید که: قاعده همین‌هاست. این‌ها کشف کبرای واقعیت می‌شود. حضرت فرمودند: «من می‌خوابم. به فخ که رسیدیم، بیدارم کن.» راوی می‌گوید: «رسیدیم فخ. دیدم حضرت خواب هستند. آمدم برای بیدار کردنشان. عرض کردم: بله؟» گریه می‌کردند و دو رکعت نماز خواندند. فرمودند: «به زودی یکی از بچه‌های ما اینجا مظلومانه کشته می‌شود.» ماجرای شهید فخ بود که بعد شهید شد و در دوران امام کاظم علیه‌السلام، قبل جنگ شیعیان آنجا این کار را می‌کنند. دیگر بعدش از طریق اَوْلیٰ، قیاس اولویت است. شهید برای شهید مظلوم عزاداری کردن، محل شهادت او را – یعنی می‌شود تزیین مصداق تعظیم شعائر می‌شود – «حسین حسین فخ» است. سید امام سجاد علیه‌السلام در لب همین روایتِ آداب حج اهل بیت، نکات قشنگی دارد. هنگامی که امام سجاد علیه‌السلام حضرت محرم شدند و لبیک نمی‌گفتند. گفتند: «آقا، همه لبیک می‌گویند. شما بگویید.» حضرت فرمودند: «می‌ترسم در جواب من بگوید: «لا لبیک و لا تافی بالبید». و «طاف الناس معه» حضرت طواف به خانه کردند و مردم هم با او طواف کردند. «ثم صلی رکعتین عندالمقام» دو رکعت نماز پیش از مقام ابراهیم خواندند و «و استلم حجر» استلام حجر کردند. استلام، استلام حجر، دست کشیدن و تبرک کردن به حجر است. ملکی بوده در آسمان که پایین می‌فرستند برای بیعت و این‌ها که هرکس خواست با خدا مثلاً اعلام بیعت کند. شکل یک سنگ کبریای عجیب و غریب در می‌آید. سفید بود، بس که گناهکاران رویش دست کشیدند، سیاه شد. علمای تهران: «مردم بوسش می‌کردند، برای همین سیاه شده.»
«عز و جل به آغاز کن به آنچه خدا به آن آغاز کرده.» «فعتصفا فبدأ به» رفتند کنار صفا، صفا سیتی. صفا و المروه صبا. صفا سیتی طواف کردند. این هم «فلما قضا دور دور سعی بین صفا و مروه کردند، هفت بار» گفتند امام صادق علیه‌السلام. «فلما قضا طوافه عندالمروه قام خطیبا» کوه بوده دیگر، صفا و مروه کوه بوده. الان که نابود کردند این صفا و مروه عجیب و غریب را، چند طبقه کردند. یک تکه سنگی معلوم است، آره، ویزایش مانده. ولی بی‌ریختی کردند کلاً آنجاها را، افتضاح. مثلاً خود کوه صفا، نشستن رویش کلی آداب دارد؛ کلی مثلاً یک ختم قرآن چقدر برکات دارد. دستور ویژه‌ای دارد بزرگان. در نزد علمای روحانی یک جزوه داشتند، یعنی تعابیری که دستوراتی که داده بودند، جزوه شده بود. ۴۰ صفحه بود. عرض کنم که فقط کوه صفا شاید ۱۰، ۱۲ تا دستور ایشان داده بود که کارهایی که اینجا بشود، ختم قرآن چه اثری دارد. کسی می‌خواهد بچه‌دار بشود، چه کار بکند؟ نمی‌دانم چه کاری برای زیاد شدن ثروت، چه کار بکند؟ کلی ماجرا. کوه مروه مثلاً چه آثار و برکاتی سعی می‌کرد از آنجا تعبیر طواف به کار ببرد.
«فلما قضا طواف» وقتی حضرت پیش از مروه طوافشان تمام شد، در حالت خطابه ایستاد و خطابه خواند. حضرت امر کردند که این‌ها از احرام درآیند، تقصیر کنند و «یجعلو ها عمره» همان چیز بود دیگر، عمره متصل به حج بود دیگر، احلال به معنای تقصیر. و «یجعلوها عمره» یعنی این را به عنوان عمره قرار بدهند. مردم احلال کردند، تقصیر کردند و «قال صراخه بن مالک بن جعشم الکنانی یا رسول‌الله علم کنا خلقنا الیوم» همین الان به دنیا آمدیم، ساده بگو توضیح خبری یادمان بده. روزی که از مادر زاییده شده‌ایم، انگار هیچی بلد نیستیم. به ما یاد بده. اینی که الان گفتی، مال یک بار است یا هر ساله؟ انگار همین الان زاییده شدیم. نرم‌افزار نور مگر نیست؟ یک عده پول گذاشتند. سلام. همین امسال فقط این‌جوری بود ماجرا؟ نه، تا ابد هرکس خواست حج به جا بیاورد، باید این‌جوری باشد. و یکی پاشد فعال، «یا رسول‌الله نخرج حجاج و رئوسنا تقطر.» کلاً فضاها چی بوده؟ واقعاً چه کار کرده پیغمبر که تحمل کرده این‌ها را؟ «ما الان به عنوان حاجی بریم، هنوز از کله‌مان دارد آب می‌چکد. هنوز غسل جنابت که کردیم، خشک نشده حاجی شدیم.» به مسخره کرد دیگر حج و فلان این‌ها را درآوردی. ما هنوز مثلاً خواست بگوید که مثلاً ما فضایمان عوض شده. «آمدیم اینجا ما مثلاً صبح با زن‌هایمان خوابیدیم، آمدیم اینجا محرم شدیم، بعد اعمال به جا آوردیم، بعد دیگر پاک شدیم. تو دو ساعت، دو ساعته زن‌ها حرام شدند، باز حلال شدند. این همه حلال و حرام کردی دو ساعته؟» هنوز کله‌اش خیس است: «زن‌ها حرام شدند، دوباره حلال شدند.» فرمودند که: «ممکن است ابداً تو عمرش به این چیزها ایمان نیاورد.» حرفا هیچی!
و اما کیفیت حج: پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فقط لا نعفر علیه السلام یجمع. ما به چیزی دست پیدا نکردیم که این کیفیت را جمع بکند. یک روایت درست و حسابی شسته‌رفته و مرتبی که همه را یکجا از اول تا آخر گفته باشد، ندیدیم. کاملاً همه مباحث حج بین همه اتفاق افتاده، و اضافه بر آن محل ابتلا جمیع مسلمین در طول زمان همیشه محل ابتلای مسلمین بوده و همه جلو چشم مردم بوده است. و مردم چون دائماً می‌رفتند، مسائل را می‌شنیدند، بلد بودند و واضح بوده. یکی از چیزهایی که در آن دست نخورده، یعنی حکومت‌های مختلف که آمدند، نتوانستند کمترین بدعت را در اینجاها وارد کنند. نوع مدیریت اهل بیت بود که کمترین بدعت وارد سیستم این‌ها شد. نماز ما و اهل سنت، حج ما و اهل سنت، چهارچوب کلی‌اش ۹۰ تا ۹۵ درصدش یکی است. تکتّف می‌کنند. آن‌ها آمین می‌گویند. فقط در جزئیات خیلی کمی تفاوت دارند. نوع مدیریت اهل بیت این بوده: تقیه، خاصیتش نگه‌داشتن همین‌ها را. که امیرالمؤمنین علیه‌السلام به حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند که: «من اگر شمشیر را بکشم، دیگر اذان صدایش در نمی‌آید. قیام هیچی نمی‌ماند. تفرقه و جنگ و این‌ها. نماز و احکام نماز، همه می‌گذارند کنار، درگیر مسائل حاشیه‌ای. و بعد دو نسل، سه نسل دیگر هیچی از این‌ها نمی‌ماند.» امیرالمؤمنین علیه‌السلام به آن خلفا گفتند که: «این پیراهن خلافت، پیراهن خلافت من. اگر از این ور بکشم، شما از آن ور بکشین، جر می‌خورد. من با اینکه اهلش نیستید، اما این پیراهن را سالم به دستتان دادم، سالم نگه‌ش دارید. دست شما باشد، این پیراهن را نگه‌داری کنید.» بخش عمده‌ای از مباحث این‌جوری است، فقط.
اما اختلاف آن‌ها یدلل علیه تلقیها من النبی صلی الله علیه و سلم جز از پیغمبر دست‌به‌دست گرفتن و «یُبیّنُ محمد تفصیل بین حاضر المشر الحرام القران اول افراط و بین غیره من حیث یلزمهم التمتع» گفتیم کسانی که در مکه می‌نشینند، اطراف مسجدالحرامند، این‌ها باید قِران و اِفراد به جا بیاورند. و کسانی که بیرون از این محدوده‌اند، باید حج تمتع، تمتع به جا بیاورند. «در حاضر مسجد هرکی تمتع بکند با عمره به سمت حج»، پس «هر آنچه برایش میسر است، قربانی کند. اگر قربانی یافت نکرد، سه روز روزه بگیرد در حج و هفت روز وقتی برمی‌گردد شهر خودش، که مجموعاً می‌شود ۱۰ روز کامل.» این برای کسی است که خانواده او حاضر نیستند در مسجدالحرام. «قربانی می‌گیرد».
«المشهور تفسیر حاضر المسجد الحرام» مشهور این‌جوری تفسیر کردند حاضر مسجدالحرام را: «بین المسجد الحرام و دون ثمانیه و اربعین میلاً المساویه لعشر فرسخاً او ما یقرب من تسعین کیلومتر» گفتند کسی که فاصله اش تا الحرام ۴۸ میل باشد که می‌شود همان ۱۶ فرسخ – ۶ ۱۶ تا که نزدیک می‌شود به ۹۰ کیلومتر – «لصحیحه زراره علیه السلام قول الله عزوجل فی کتابه: ذَلِكَ لمنْ لمْ یْکُن اهله حاضِری المسجد الحرام». این آیه که فرموده که: «این برای کسی است که خانواده‌اش حاضر نیستند مسجدالحرام»، یعنی اهل مکه. «لیس علیهم متعه». اهل مکه را بخوانیم یا کل جمله را معنی‌اش را بخوانیم بگوییم یعنی: «اهل مکه کسی که خانواده‌اش «لیس علیهم» یعنی اهل مکه بودن، متعه برای آن‌ها نیست. یعنی کسی که خانواده‌اش زیر ۴۸ میل ذات عرق و عسفان بود؛ «میقات اهل عراق بودند در نزدیکی، در نزدیکی مکه»، ورودی عراق، احسنت. و عسفان هم از مدینه بوده، آن ورودی از سمت مدینه. آن ورودی از سمت میقات عراقی‌ها، میقات مدنی‌ها یعنی مردمی که در عراق زندگی می‌کنند، مردمی که در عسفان زندگی می‌کنند، دو تا منطقه است. «کما یدور حول مکه» همان‌جور که دور مکه این‌ها همین «حاضری اهل المسجد الحرام» هستند. هرکه خانواده‌اش «وراء» یعنی دورتر از اینجاست، تمتع به جا بیاورد.
مواقیت احرام شیرین و ساده است، خیلی بحث‌های سنگین استدلالی این‌ها ندارد. البته دارد مانند بحث‌های کتاب. فعلاً اولش خوب است، راحت پیش می‌رود. «لایصح الاحرام الا من المواقیت» احرام صحیح نیست مگر از ۱۰ تا میقات. «وحیت مسجد الشجره» اولین میقات مسجد شجره است که گفتیم. دومی «و وادی عقیق»، سومی «و الجحفه»، چهارمی «یلملم» که مال یمنی‌هاست، و پنجمی «قرن المنازل». «یلملم». «یلملم»، تلفظ یلملم دوم را بَقِّله شده است. «یلملم». آقا اسم فعلی که یادم می‌آید اولش اسم «بِهاذی وقتها رسول‌الله علیها» این را پیغمبر توقیت کردند. این پنج تا را برای اهل میقات قرار دادند، برای اهل میقات مواقیت. و برای کسی که از این‌ها رد می‌شود، یعنی هم اهل آنجا از اینجا بیان، اهل یلملم از یلم بیایند، رد بشود. و مکه هم میقات برای حج تمتع است، برای حج اما نه برای عمره. عمره را که از بیرون می‌آیند، در خود مکه دوباره محرم می‌شود. برای از عمره جداگانه، یعنی از احرام در حج خارج نمی‌شود، از احرام این عمره خارج می‌شود و وارد عمره می‌شود. غسل جنابت. خب دیگر با غسل جنابت رفتن، خارج شدن از تهران، اغراق شدن، دوباره برای تمتع فاصله رفتن، یک سری سلام و علیکی کردن و آمدن. «والمنزل الذی و المنظر الذی یکون دون المیقات الا مکه» کسی که خونش کمتر از میقات تا مکه است، یعنی دورتر برود خودش به مکه نزدیک‌تر شود. خانه خودش، میقاتش باشد. زیر ۳۰ کیلومتر، مثلاً حدود ۳۰ کیلومتر‌ است. «فان لصاحبه الاحرام منهم» صاحبش از همان خود خانه محرم می‌شود. «و الجعرانه» اهل مکه برای اهل مکه از جعرانه در حج قِران، «فی حج القِران و الاِفراد» از آنجا محرم می‌شوند. «او من کان به حکم أهلها» یا کسی که به حکم در حکم اهل جعرانه است. «مجاور لها بعد سنتین» کسی که مجاور مکه باشد، اهل مکه باشد، یا کسی که در حکم اهل مکه باشد یعنی دو سال مجاور مکه بوده باشد، در حکم اهل مکه است. «جارالله زمخشری» به خاطر همین بهش می‌گویند «جارالله». جارولاه، همسایه خدا. رفته بود آنجا در مکه ساکن شده بود، بهش گفتند «جارالله». «مسجد الشجره لمن اقام مکه شهر و موازی مسجد الشجره» برای کسی که یک ماه مقیم مکه بوده، «ثم اراد الحج من غیر طریق اهل مدینه» بعد می‌خواسته که حج بیاید ولی از راه غیر راه مدینه. «و عدن الحل لاحرام العمره المفرده لمن هو به مکه و اراد الاتیان به» راحت‌ترین، ساده‌ترین، در دسترس‌ترین محل برای احرام عمره مفرده برای کسی که در مکه است و می‌خواهد محرم شود. یعنی کدامش کمترین راه را دارد؟ اونی که در مرکز جعرانه و این‌ها دارد. برمی‌گردد از بیرون در مکه، خمسه الولا، اولی. آها. «فتدل علی کذا و کذا مواقیت معاویه بن عمار ابی‌عبدالله علیه السلام» در روایت معاویه، صحیحه معاویه، مواقیت را گفته است. این پنج تا مواقیت، «من تمام الحج و العمره رسول‌الله» خرده اسپانیولی خوب، «از تمام حج عمره اینه که محرم بشی از مواقیت که پیامبرمواقیت کردند و از آن‌ها رد نشی مگر اینکه محرم باشی.» اگر خواستی رد بشوی، دیگر باید به حال احرام از این‌ها رد بشوی. «اهل العراق» برای عراقی‌ها توقیت کردند؛ «و لم یکن یوم اذن عراق» آن موقع عراقی هم نبود. ولی کسی از آن سمت می‌خواست بیاید، برایش میقات درست کردند: «بطن العقیق من قبل اهل العراق» که عقیق می‌شود میقاتشان. «یمن» برای یمنی‌ها یلملم. «اهل طائف» قرن المنازل برای طائفی‌ها قنان المنازل. و «اهل المغرب» مراکش برای مراکشی‌ها، و سمت مراکش که می‌شود آفریقا، جحفه را و هی «مهیع» که مسیر هم همین است یا در مسیرشان است. جحفه در همان مسیر می‌شود. «اهل مدینه و الحلیفه» برای اهل مدینه هم ذوالحلیفه را شهر ذوالحلیفه میقات کردند. «و من کان منزله خلف هذه المواقیت من ما یلی مکه» که خانه‌اش پشت این مواقیت است، یعنی اینکه نزدیک مکه است، رد شده از این مواقیت به سمت مکه، این خود خونش میقاتش باشد. «و غیره و غیرها من الروایات کثیره». یا کل شهر، یا خصوص مسجدش. کدامش نیست؟ الان مسجد ۱، ۲، ۳، ۶، ۱۰ تا شد دیگر. مجاور مکه هم اگر بود، باز می‌شد جعرانه. البته خود جعرانه یکی است. برای دو موازات مسجد شجره هم شد یکی دیگر.
«ابن الهلال» به آیه «اقرا بسم ربک»
الحمدلله رب العالمین
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00