متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد لعن الله علی اعدائهم اجمعین.
«لایَجُوزُ لِلمُحرِمِ الإدهان وَ لَو بِما لَیسَ لَهُ رائِحَةٌ اِلّا عِندَ الحاجَةِ لِلعِلاج».
مُحرم نمیتواند روغنمالی کند، حتی اگر بویی نداشته باشد، مگر در صورت نیاز برای علاج. یعنی اگر بیماری داشته باشد و نیاز به استفاده از روغن باشد، اجازه دارد. اما اصل روغنمالیدن حرام است.
چرا حرام است؟ «فَهُوَ المَشهُورُ لِصَحیحَةِ الحَلَبیِ عَن اَبی عَبدِاللهِ عَلیهِ السَّلام».
این حرمت مشهور است و دلیل آن، صحیحه حلبی از امام صادق (علیه السلام) است که ایشان میفرمایند:
«لِمُحَمّدِبنِ قَیسٍ عَن اَبی جَعفَرِِ عَلیهِ السَّلام: کُنتُ اَدهَنُ الدُهَنَ قَبلَ الاحرامِ فَیَبقی وَ اَنا مُحرِمٌ قَالَ لا بَأسَ . فَاِذا اَحرمتَ فَقَد حَرُمَ عَلَیکَ الادهان»
(محمد بن قیس از ابی جعفر (س): قبل از احرام روغن میمالیدم و روغن در زمان احرام باقی بود آیا اشکال دارد؟ فرمودند: اشکالی ندارد. اما زمانی که محرم شدی روغنمالی بر تو حرام است)
«لایَجُوزُ للمُحرمِ الإدهان وَ لَو بِما لَیسَ لَهُ رائِحَةٌ اِلّا عِندَ الحاجَةِ لِلعِلاج».
مانند روغن بنفشه، روغن سیاهدانه، روغن بادام تلخ. اینها اگرچه خوشبو نیستند، اما تا زمانی که حاجت و نیازی برای علاج نباشد، روغنمالی مجاز نیست.
این حکم حرامبودن روغنمالی، حتی اگر روغن خوشبو نباشد، تا وقتی که از احرام خارج نشود، ادامه دارد.
«وَ غَیرُها، و قَد رَواها جَمیعُ المَشایِخِ الثَلاثَةِ».
مشایخ ثلاثه (کلینی، صدوق، طوسی) که صاحب کتب اربعه هستند، این روایت را با سند صحیح نقل کردهاند.
«وَ لا تَعارَضُهُ صَحیحَةُ هِشامِ بنِ سالِمِ».
هیچ تعارضی با صحیحه هشام بن سالم ندارد. صحیحه هشام چیست؟ «قالَ لَهُ ابنُ ابی یَعفُورِ: ما تَقُولُ فی دُهَنِ بَعدَ الغُسلِ لِلإحرام؟».
ابن ابی یعفور از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «نظر شما در مورد روغنمالی بعد از غسلِ احرام چیست؟».
فرمود: «قَبلُ و بَعدُ و مَعَ لَیسَ بِهِ بَأس».
پیش از غسل، بعد از غسل و همراه با غسل ایرادی ندارد.
چرا تعارض نمیکند؟ به دلیل اینکه «ذالِکَ ناظِرٌ اِلی ما قَبلَ الإحرامِ».
این روایت ناظر به زمان قبل از احرام است. احرام از کجا شروع میشد، یادتان هست؟ محسوب و ابن ابی یعفور و هشام و اینها، از اجلای دوره امام بودند که کلام غیرمعصوم را نقل نمیکردند. پس تعمیم این حکم که حتی اگر بوی خوش نداشته باشد، اطلاق این صحیحه است. در مورد بعد از غسل صحبت میکند.
مُحرم روغن مالی نمیتونه بکنه. اگر بخواهد بمالد نمیتواند، حتی با چیزی که بوی خوش ندارد.
«وَ لا تَعارَضُهُ مَعَ جَوازِ الحاجَةِ».
همچنین، در صورتی که نیاز به استفاده از روغن باشد، اشکالی ندارد.
«و وُصولِها اِلَی حَدِّ الاِضطِرارِ و التَضَرُّرِ فَواضِحٌ لِقاعِدَةِ نَفیِ الاِضطِرارِ المُستَنَدَةِ اِلَی النَّبیِّ صَلّی اللهٌ عَلَیهِ و آلِهِ و سَلَّمَ».
اگر نیاز به حدی برسد که موجب اضطرار یا ضرر شود، واضح است که استفاده از آن، به دلیل قاعده نفی اضطرار و با استناد به فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جایز است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «رُفِعَ عَن اُمَّتی مَا اضطُرُّوا إلَیِه».
(از امت من آنچه به آن مجبور شدهاند، برداشته شده است).
و همچنین «قاعِدَةُ نَفیِ الضَرَرِ».
(قاعده نفی ضرر).
یکی نفی اضطرار است و دیگری نفی ضرر.
بنابراین، اگر به حد اضطرار و تضرر برسد، دیگر لازم نیست مراعات کند و میتواند روغن بمالد. این به خاطر کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمودند: «رُفِعَ عَن اُمَّتی مَا اضطُرُّوا إلَیِه».
(از امت من آنچه به آن مجبور شدهاند، برداشته شده است).
همینطور «قاعده نفی ضرر».
مقصود از «نفی الحُکمِ الشَرعیِ الذَّی یُدرَوُهَ الضَرَرَ کَما هُوَ مُختارُ الشَیخِ الاَنصاریِ» چیست؟
شیخ انصاری در رسائل خود بحث کردهاند که این ضرری که برداشته شده، تکوینی است یا تشریعی؟ یعنی آیا اصلاً ضرر در اسلام اتفاق نمیافتد یا ضرر از نظر حکم تشریعی برداشته شده؟
اسلام نمیخواهد بگوید که ضرر به صورت تکوینی اتفاق نمیافتد. مثلاً تصادف مسلمان با مسلمان یا شکستن پای کسی، اینگونه نیست؛ بلکه بحث این است که حکمی که منشأ ضرر باشد، در اسلام نداریم.
پس این ناظر به تشریع و حکمی است که منشأ ضرر باشد. این برداشت شیخ انصاری است. «لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ».
مانند: «رُفِعَ عَن اُمَّتی» که رفع تکوینی باشد یا رفع تشریعی. در ادامه حدیث، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حسد را هم آوردهاند. «حَسَدَ و طِیَرَةَ وَ لا عُلَماءَ بِالحَسَدِ».
پس منظور تکوین نیست، بلکه تشریعی است. یعنی حسد که بروز پیدا نکرده است.
پس مقصود، نفی حکم شرعی است که منشأ ضرر شود. اگر به حرمت روغنمالی حکم کردیم و این حکم باعث متضرر شدن کسی شد، دیگر مشروعیت ندارد؛ زیرا «لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ فِی الإِسلامِ».
«وَ اَمّا مَنُ یَجُوزُ الاِدهانِ ما لَم یَصِل اِلی ذالِکَ الحَدِ مِنَ الضَّرَرِ».
اما اگر به حد ضرر نرسید، طبق صحیحه هشام بن سالم، ما روایت خاصی برای این مورد داریم.
«اِذا خَرَجَ بِالمُحرمِ الخَراجُ فَلیَبُشَّرَّهُ وَ لَیُداوِهِ بِسَمنٍ أو بِزَیتٍ مِن اَنها اِذا تَکُونُ عَلی المُطلَبِ».
اگر مُحرم دچار ورم یا دمل یا عفونت شد، آن را بشکافد و با روغن حیوانی یا روغن زیتون مداوا کند.
این جمله به ما میگوید که اگر کسی ضرر یا بیماری دارد، مطلقاً روغن اشکال ندارد. این روایت نشان میدهد که در این موارد، حتی اگر بحث اضطرار هم در کار نباشد، از باب مداوا اجازه داده شده است.
«اِذا لَم یَکُنِ المَقَصود مِن التَّقلیمِ الاَجمَعِ لِلعِلاجِ وَ اِن کانَ هُوَ التَّقلیمٌ مِن هذا المَعنیِ و غیرها».
و غیر از این هم داریم. این روایت با اطلاق خود، دلالت بر مطلوب دارد. مطلوب چه بود؟
اگر بحث اضطرار را قبول نداشته باشیم و بگوییم به حد اضطرار نرسیده، خود همین روایت میگوید که اگر فرد نیاز دارد، حتی اگر به حد ضرورت شدید هم نرسیده باشد (نیاز معمولی)، اجازه داده شده است.
«إزالَة الشَعَرِ عَنِ البَدَنِ وَ غَیْرِهِ وَ لَو بِمُحَلٍّ مَمنُوعٌ».
إزاله مو از بدن خود، و از بدن دیگری، حتی اگر دیگری از احرام خارج شده (مُحِلّ) باشد، برای مُحرم ممنوع است. اپیلاسیون در حج ممنوع است. حتی مُحِلّ هم نمیتواند برای مُحرم إزاله مو کند.
«وَ الحَکُّ مَعَ الشَّکِّ فِی السُّقُوطِ بِسَبَبِهِ جائِزٌ».
خاراندن بدن، در صورتی که شک داشته باشیم آیا مو به دلیل خاراندن کنده میشود یا خیر، جایز است.
اما اگر یقین داشته باشیم که با خاراندن، مو کنده میشود، حرام است.
«وَ اَمّا حُرمَةُ الإزالَةِ بِالحَلقِ فَلا تَعَلُّقَ بِرُءُوسِکُم».
تراشیدن سر حرام است. به دلیل آیه «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ».
(حج و عمره را برای خدا به پایان برسانید. اگر به علتی محصور شدید، آنچه از قربانی برای شما میسّر است قربانی کنید، و سرتراشی نکنید تا قربانی به محل خود برسد).
این حکم، با اطلاق خود، شامل حج و عمره و همه اقسام آن میشود.
«وَ اَمّا حُرمَةُ الإزالَةِ وَ لَو بِغَیرِ الحَلقِ فَلا تَعَلُّقَ بِرُءُوسِکُم».
اما حرمت ازاله مو حتی با غیر حلق (یعنی تراشیدن) نیز شامل میشود. مثلاً کوتاهکردن با قیچی. چرا حرام است؟
«عَن اَبِی عَبدِاللهِ عَلیهِ السَّلام: لا بَأسَ أن یَحتَجِمَ المُحرِمُ ما لَم یَحْلِقْ أو یَقْطَع شَعْراً».
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «اشکالی ندارد که محرم حجامت کند، تا وقتی که سر نتراشد یا مویی را کوتاه نکند».
برخی افراد که پشمالو هستند، برای حجامت نیاز به ازاله مو دارند. اینجا حجامت ضرورت درمانی است.
«فَاِنَّها تُشامِلُ کُلَّ شَعَرٍ، أو لِإطلاقِها أو لِفَهمِ عَدَمِ الخُصُوصِیَّةِ».
این روایت شامل هر مویی در هر جای بدن میشود، یا به خاطر اطلاق آن، یا به خاطر فهم عدم خصوصیت. یعنی قطع مو خصوصیت ندارد و به هر نحوی که ازاله شود، حکم حرمت دارد.
«وَ اَمّا عَدَمُ جَوازِ إزالَةِ المُحرِمِ لِشَعَرٍ غَیرِهِ وَ لَو کَانَ هُوَ المَحلُ».
اما اینکه محرم نمیتواند از بدن دیگری إزاله مو کند، حتی اگر آن دیگری مُحلّ باشد:
«فَصَحِیحَةُ مُعاوِیَةَ بنِ عَمّارٍ عَن اَبِی عَبدِاللهِ عَلیهِ السَّلام».
صحیحه معاویه بن عمار از امام صادق (علیه السلام) میفرماید:
«لا یَأخُذُ المُحرِمُ مِن شَعَرِ الحَلالِ شَیئاً».
(مُحرم نباید از موی مُحلّ چیزی بگیرد (کوتاه کند)).
این اطلاق دارد و شامل بدن غیرمحرم نیز میشود.
«وَ اَمّا عَدَمُ جَوازِ إزالَةِ المُحَلِّ لِشَعَرِ المُحرِمِ».
و اما اینکه مُحلّ نیز نمیتواند از بدن محرم إزاله مو کند:
«فِلإطلاقِ صَحیحَةِ حَریزٍ المُتَقَدّمِ».
به خاطر اطلاق صحیحه حریز که قبلاً گذشت. اینگونه است که عرفاً از حرمت قطع موی محرم، حرمت آن، حتی به واسطه غیر نیز فهمیده میشود.
مُحرم نمیتواند موی خود را قطع کند و به هر نحو که این مو از او کنده شود، حرام است. حتی اگر به کسی دیگر بسپارد.
مثل قتل میماند؛ مسبب و مباشر هر دو در گناه شریک هستند. اگر مُحرم بخواهد موهای خود را بزند و خودش نمیزند و به شخصی که از احرام خارج شده میگوید تو بیا این کار را بکن، این نیز مشکل دارد، زیرا او در حال تسبیب است.
«وَ اَمّا جَوازُ الحَکِّ عِندَ عَدمِ حَزمٍ بِسُقوطِ الشَّعَرِ بِسَبَبِهِ فَلِلإستِصحابِ».
اما جواز خاراندن در صورتی که یقین به سقوط مو در اثر آن نباشد، به دلیل استصحاب است. استصحاب استقلالی.
اگر شک داریم که این ماژیکی که تا دیروز آبی بود، هنوز هم آبی هست یا خیر، استصحاب حالی میکنیم. اما اگر شک داریم که این ماژیک که دیروز آبی بود، فردا هم آبی خواهد بود یا خیر، این استصحاب استقبالی است که بسیاری گفتهاند حجیت ندارد، اما عدهای نیز گفتهاند: «لا تَنقُضُ الیَقینَ بِالشَّکِ».
پس این هم یکی از موارد استصحاب استقبالی است.
میگوییم: «من موهایم الان سرجایش هست، اگر خاراندم، مو میریزد؟» در آینده میگوییم: «شما بنا را بگذارید بر اینکه نمیریزد و الان هست و انشاءالله همین حالت باقی میماند».
در استصحاب حالی میگوییم: «تا حالا که نبوده، الان هم فرض را بر این میگیریم که هست».
در استصحاب استقبالی میگوییم: «انشاءالله خواهد بود». «الان موهایم هست، انشاءالله بعد از خاراندن هم خواهد بود».
خب، این «علم اجمالی» اینجا حق ندارد، چون بحث ما در مادون است و جزو استصحاب نمیشود که یقین سابق را از بین ببرد.
«وَ إلاّ تَقریرُ عَدَمِ حُجّیَّةِ الإستِصحابِ الإستقبالیِ».
و مگر اینکه تقریر کنیم که استصحاب استقبالی حجیت ندارد. در این صورت، تمسک به برائت میکنیم.
اینجا تمسک به برائت در شبهه جواز میکنیم، نه شبهه تحریم...
شبهه موضوعیه چیست؟ شبههای که در خود موضوع شک داریم. قید موضوع.
مثلاً سلامت بدن، موضوع است برای استطاعت در حج. آیا کنده شدن مو، مصداق کندن مو است یا نه؟ این خاریدن، مصداقی از کنده شدن مو است و موضوع اکثراً یکی است.
اگر نگوییم همیشه یکسان است، میگوییم اکثراً یکسان است.
اینجا از حیثیت در برابر مفهوم نگاه میشود، اما از حیثیت در برابر حکم است. شبهه موضوعیه.
اکثر فقها گفتهاند که در شبهه موضوعیه، برائت جاری میشود و بر آن اجماع داریم؛ حتی اخباریون.
«تَقلیمُ الأظفارِ».
تقلیم ناخنها. مُحرم برایش جایز نیست که ناخنهایش را بگیرد یا سوهان بزند، مگر در صورتی که ضرری به او برسد یا اذیت شود. مثلاً ناخنهایش بلند شدهاند و او را اذیت میکنند.
«وَ اَمّا حُرمَةُ القُصّیِ».
اما اینکه نمیتواند ناخنهایش را بگیرد، قطع کند یا سوهان بزند:
«فَلِصَحیحَةِ مُعاوِیَةَ بنِ عَمّارٍ عَنِ اَبِی عَبدِاللهِ عَلیهِ السَّلامِ عَنِ المُحرِمِ تَتَطاوَلُ اَظفارُهُ».
(صحیحه معاویه بن عمار از امام صادق (علیه السلام) در مورد محرمی که ناخنهایش بلند شده است).
امام(ع) فرمود: «لا یَقَصُّ شَیئًا مِنها اِن اِستَطاعَ».
(اگر میتواند، چیزی از آن را کوتاه نکند).
«فَاِن کانَت تُؤذیهِ فَلیَقَصَّها وَ یُطعِمَ مَکانَ کُلِّ ظُفرٍ قَبضَةً مُمِزًّا».
(اگر او را اذیت میکند، کوتاه کند و به جای هر ناخنی که میگیرد، یک مشت طعام بدهد).
«ظُفُر» یعنی ناخن.
«وَ اِن کانَتِ هُوَ قَصراً اِلاَّ اَنَّهُ یُمکِنُ التَّمَسُّکَ بِصَحیحَةِ زُرارَةَ عَنِ اَبِی جَعفَرٍ عَلیهِ السَّلام».
هرچند در مورد کوتاه کردن ناخن است، اما میتوان به صحیحه زراره از امام باقر (علیه السلام) نیز تمسک کرد.
«مَن قَلَّمَ أظفارَهُ ناسِیًا أو جاهِلًا، أو سَهوًا فلا بَأسَ بِهِ».
(کسی که ناخنهایش را از روی نسیان، جهل یا سهو کوتاه کند، اشکالی ندارد).
نسیان یعنی حکم را فراموش کرده است. سهو یعنی میدانسته حرام است ولی به اشتباه انجام داده است.
«و مَن فَعَلَ مُتَعَمِّدًا فَعَلَیِهِ دَمٌ».
(و کسی که عمداً این کار را انجام دهد، باید کفاره بدهد (قربانی گوسفند)).
تقلیم یعنی سوهان زدن.
«إنَّ المُرادَ مِنَ الأظافیرِ ما یَشمُلُ البَعضَ مِنَ الأظافیرِ وَ لا یَختَصُّ بِتَقلِیمِ المَجموعِ».
منظور از «اظفار» شامل یک قسمت از ناخن هم میشود و مختص به تقلیم مجموع ناخنها نیست. یک ناخن، یا یک ذره از ناخن را نیز در بر میگیرد.
الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد لعن الله علی اعدائهم اجمعین.
«لایَجُوزُ لِلمُحرِمِ الإدهان وَ لَو بِما لَیسَ لَهُ رائِحَةٌ اِلّا عِندَ الحاجَةِ لِلعِلاج».
مُحرم نمیتواند روغنمالی کند، حتی اگر بویی نداشته باشد، مگر در صورت نیاز برای علاج. یعنی اگر بیماری داشته باشد و نیاز به استفاده از روغن باشد، اجازه دارد. اما اصل روغنمالیدن حرام است.
چرا حرام است؟ «فَهُوَ المَشهُورُ لِصَحیحَةِ الحَلَبیِ عَن اَبی عَبدِاللهِ عَلیهِ السَّلام».
این حرمت مشهور است و دلیل آن، صحیحه حلبی از امام صادق (علیه السلام) است که ایشان میفرمایند:
«لِمُحَمّدِبنِ قَیسٍ عَن اَبی جَعفَرِِ عَلیهِ السَّلام: کُنتُ اَدهَنُ الدُهَنَ قَبلَ الاحرامِ فَیَبقی وَ اَنا مُحرِمٌ قَالَ لا بَأسَ . فَاِذا اَحرمتَ فَقَد حَرُمَ عَلَیکَ الادهان»
(محمد بن قیس از ابی جعفر (س): قبل از احرام روغن میمالیدم و روغن در زمان احرام باقی بود آیا اشکال دارد؟ فرمودند: اشکالی ندارد. اما زمانی که محرم شدی روغنمالی بر تو حرام است)
«لایَجُوزُ للمُحرمِ الإدهان وَ لَو بِما لَیسَ لَهُ رائِحَةٌ اِلّا عِندَ الحاجَةِ لِلعِلاج».
مانند روغن بنفشه، روغن سیاهدانه، روغن بادام تلخ. اینها اگرچه خوشبو نیستند، اما تا زمانی که حاجت و نیازی برای علاج نباشد، روغنمالی مجاز نیست.
این حکم حرامبودن روغنمالی، حتی اگر روغن خوشبو نباشد، تا وقتی که از احرام خارج نشود، ادامه دارد.
«وَ غَیرُها، و قَد رَواها جَمیعُ المَشایِخِ الثَلاثَةِ».
مشایخ ثلاثه (کلینی، صدوق، طوسی) که صاحب کتب اربعه هستند، این روایت را با سند صحیح نقل کردهاند.
«وَ لا تَعارَضُهُ صَحیحَةُ هِشامِ بنِ سالِمِ».
هیچ تعارضی با صحیحه هشام بن سالم ندارد. صحیحه هشام چیست؟ «قالَ لَهُ ابنُ ابی یَعفُورِ: ما تَقُولُ فی دُهَنِ بَعدَ الغُسلِ لِلإحرام؟».
ابن ابی یعفور از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «نظر شما در مورد روغنمالی بعد از غسلِ احرام چیست؟».
فرمود: «قَبلُ و بَعدُ و مَعَ لَیسَ بِهِ بَأس».
پیش از غسل، بعد از غسل و همراه با غسل ایرادی ندارد.
چرا تعارض نمیکند؟ به دلیل اینکه «ذالِکَ ناظِرٌ اِلی ما قَبلَ الإحرامِ».
این روایت ناظر به زمان قبل از احرام است. احرام از کجا شروع میشد، یادتان هست؟ محسوب و ابن ابی یعفور و هشام و اینها، از اجلای دوره امام بودند که کلام غیرمعصوم را نقل نمیکردند. پس تعمیم این حکم که حتی اگر بوی خوش نداشته باشد، اطلاق این صحیحه است. در مورد بعد از غسل صحبت میکند.
مُحرم روغن مالی نمیتونه بکنه. اگر بخواهد بمالد نمیتواند، حتی با چیزی که بوی خوش ندارد.
«وَ لا تَعارَضُهُ مَعَ جَوازِ الحاجَةِ».
همچنین، در صورتی که نیاز به استفاده از روغن باشد، اشکالی ندارد.
«و وُصولِها اِلَی حَدِّ الاِضطِرارِ و التَضَرُّرِ فَواضِحٌ لِقاعِدَةِ نَفیِ الاِضطِرارِ المُستَنَدَةِ اِلَی النَّبیِّ صَلّی اللهٌ عَلَیهِ و آلِهِ و سَلَّمَ».
اگر نیاز به حدی برسد که موجب اضطرار یا ضرر شود، واضح است که استفاده از آن، به دلیل قاعده نفی اضطرار و با استناد به فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جایز است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «رُفِعَ عَن اُمَّتی مَا اضطُرُّوا إلَیِه».
(از امت من آنچه به آن مجبور شدهاند، برداشته شده است).
و همچنین «قاعِدَةُ نَفیِ الضَرَرِ».
(قاعده نفی ضرر).
یکی نفی اضطرار است و دیگری نفی ضرر.
بنابراین، اگر به حد اضطرار و تضرر برسد، دیگر لازم نیست مراعات کند و میتواند روغن بمالد. این به خاطر کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمودند: «رُفِعَ عَن اُمَّتی مَا اضطُرُّوا إلَیِه».
(از امت من آنچه به آن مجبور شدهاند، برداشته شده است).
همینطور «قاعده نفی ضرر».
مقصود از «نفی الحُکمِ الشَرعیِ الذَّی یُدرَوُهَ الضَرَرَ کَما هُوَ مُختارُ الشَیخِ الاَنصاریِ» چیست؟
شیخ انصاری در رسائل خود بحث کردهاند که این ضرری که برداشته شده، تکوینی است یا تشریعی؟ یعنی آیا اصلاً ضرر در اسلام اتفاق نمیافتد یا ضرر از نظر حکم تشریعی برداشته شده؟
اسلام نمیخواهد بگوید که ضرر به صورت تکوینی اتفاق نمیافتد. مثلاً تصادف مسلمان با مسلمان یا شکستن پای کسی، اینگونه نیست؛ بلکه بحث این است که حکمی که منشأ ضرر باشد، در اسلام نداریم.
پس این ناظر به تشریع و حکمی است که منشأ ضرر باشد. این برداشت شیخ انصاری است. «لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ».
مانند: «رُفِعَ عَن اُمَّتی» که رفع تکوینی باشد یا رفع تشریعی. در ادامه حدیث، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حسد را هم آوردهاند. «حَسَدَ و طِیَرَةَ وَ لا عُلَماءَ بِالحَسَدِ».
پس منظور تکوین نیست، بلکه تشریعی است. یعنی حسد که بروز پیدا نکرده است.
پس مقصود، نفی حکم شرعی است که منشأ ضرر شود. اگر به حرمت روغنمالی حکم کردیم و این حکم باعث متضرر شدن کسی شد، دیگر مشروعیت ندارد؛ زیرا «لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ فِی الإِسلامِ».
«وَ اَمّا مَنُ یَجُوزُ الاِدهانِ ما لَم یَصِل اِلی ذالِکَ الحَدِ مِنَ الضَّرَرِ».
اما اگر به حد ضرر نرسید، طبق صحیحه هشام بن سالم، ما روایت خاصی برای این مورد داریم.
«اِذا خَرَجَ بِالمُحرمِ الخَراجُ فَلیَبُشَّرَّهُ وَ لَیُداوِهِ بِسَمنٍ أو بِزَیتٍ مِن اَنها اِذا تَکُونُ عَلی المُطلَبِ».
اگر مُحرم دچار ورم یا دمل یا عفونت شد، آن را بشکافد و با روغن حیوانی یا روغن زیتون مداوا کند.
این جمله به ما میگوید که اگر کسی ضرر یا بیماری دارد، مطلقاً روغن اشکال ندارد. این روایت نشان میدهد که در این موارد، حتی اگر بحث اضطرار هم در کار نباشد، از باب مداوا اجازه داده شده است.
«اِذا لَم یَکُنِ المَقَصود مِن التَّقلیمِ الاَجمَعِ لِلعِلاجِ وَ اِن کانَ هُوَ التَّقلیمٌ مِن هذا المَعنیِ و غیرها».
و غیر از این هم داریم. این روایت با اطلاق خود، دلالت بر مطلوب دارد. مطلوب چه بود؟
اگر بحث اضطرار را قبول نداشته باشیم و بگوییم به حد اضطرار نرسیده، خود همین روایت میگوید که اگر فرد نیاز دارد، حتی اگر به حد ضرورت شدید هم نرسیده باشد (نیاز معمولی)، اجازه داده شده است.
«إزالَة الشَعَرِ عَنِ البَدَنِ وَ غَیْرِهِ وَ لَو بِمُحَلٍّ مَمنُوعٌ».
إزاله مو از بدن خود، و از بدن دیگری، حتی اگر دیگری از احرام خارج شده (مُحِلّ) باشد، برای مُحرم ممنوع است. اپیلاسیون در حج ممنوع است. حتی مُحِلّ هم نمیتواند برای مُحرم إزاله مو کند.
«وَ الحَکُّ مَعَ الشَّکِّ فِی السُّقُوطِ بِسَبَبِهِ جائِزٌ».
خاراندن بدن، در صورتی که شک داشته باشیم آیا مو به دلیل خاراندن کنده میشود یا خیر، جایز است.
اما اگر یقین داشته باشیم که با خاراندن، مو کنده میشود، حرام است.
«وَ اَمّا حُرمَةُ الإزالَةِ بِالحَلقِ فَلا تَعَلُّقَ بِرُءُوسِکُم».
تراشیدن سر حرام است. به دلیل آیه «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ».
(حج و عمره را برای خدا به پایان برسانید. اگر به علتی محصور شدید، آنچه از قربانی برای شما میسّر است قربانی کنید، و سرتراشی نکنید تا قربانی به محل خود برسد).
این حکم، با اطلاق خود، شامل حج و عمره و همه اقسام آن میشود.
«وَ اَمّا حُرمَةُ الإزالَةِ وَ لَو بِغَیرِ الحَلقِ فَلا تَعَلُّقَ بِرُءُوسِکُم».
اما حرمت ازاله مو حتی با غیر حلق (یعنی تراشیدن) نیز شامل میشود. مثلاً کوتاهکردن با قیچی. چرا حرام است؟
«عَن اَبِی عَبدِاللهِ عَلیهِ السَّلام: لا بَأسَ أن یَحتَجِمَ المُحرِمُ ما لَم یَحْلِقْ أو یَقْطَع شَعْراً».
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «اشکالی ندارد که محرم حجامت کند، تا وقتی که سر نتراشد یا مویی را کوتاه نکند».
برخی افراد که پشمالو هستند، برای حجامت نیاز به ازاله مو دارند. اینجا حجامت ضرورت درمانی است.
«فَاِنَّها تُشامِلُ کُلَّ شَعَرٍ، أو لِإطلاقِها أو لِفَهمِ عَدَمِ الخُصُوصِیَّةِ».
این روایت شامل هر مویی در هر جای بدن میشود، یا به خاطر اطلاق آن، یا به خاطر فهم عدم خصوصیت. یعنی قطع مو خصوصیت ندارد و به هر نحوی که ازاله شود، حکم حرمت دارد.
«وَ اَمّا عَدَمُ جَوازِ إزالَةِ المُحرِمِ لِشَعَرٍ غَیرِهِ وَ لَو کَانَ هُوَ المَحلُ».
اما اینکه محرم نمیتواند از بدن دیگری إزاله مو کند، حتی اگر آن دیگری مُحلّ باشد:
«فَصَحِیحَةُ مُعاوِیَةَ بنِ عَمّارٍ عَن اَبِی عَبدِاللهِ عَلیهِ السَّلام».
صحیحه معاویه بن عمار از امام صادق (علیه السلام) میفرماید:
«لا یَأخُذُ المُحرِمُ مِن شَعَرِ الحَلالِ شَیئاً».
(مُحرم نباید از موی مُحلّ چیزی بگیرد (کوتاه کند)).
این اطلاق دارد و شامل بدن غیرمحرم نیز میشود.
«وَ اَمّا عَدَمُ جَوازِ إزالَةِ المُحَلِّ لِشَعَرِ المُحرِمِ».
و اما اینکه مُحلّ نیز نمیتواند از بدن محرم إزاله مو کند:
«فِلإطلاقِ صَحیحَةِ حَریزٍ المُتَقَدّمِ».
به خاطر اطلاق صحیحه حریز که قبلاً گذشت. اینگونه است که عرفاً از حرمت قطع موی محرم، حرمت آن، حتی به واسطه غیر نیز فهمیده میشود.
مُحرم نمیتواند موی خود را قطع کند و به هر نحو که این مو از او کنده شود، حرام است. حتی اگر به کسی دیگر بسپارد.
مثل قتل میماند؛ مسبب و مباشر هر دو در گناه شریک هستند. اگر مُحرم بخواهد موهای خود را بزند و خودش نمیزند و به شخصی که از احرام خارج شده میگوید تو بیا این کار را بکن، این نیز مشکل دارد، زیرا او در حال تسبیب است.
«وَ اَمّا جَوازُ الحَکِّ عِندَ عَدمِ حَزمٍ بِسُقوطِ الشَّعَرِ بِسَبَبِهِ فَلِلإستِصحابِ».
اما جواز خاراندن در صورتی که یقین به سقوط مو در اثر آن نباشد، به دلیل استصحاب است. استصحاب استقلالی.
اگر شک داریم که این ماژیکی که تا دیروز آبی بود، هنوز هم آبی هست یا خیر، استصحاب حالی میکنیم. اما اگر شک داریم که این ماژیک که دیروز آبی بود، فردا هم آبی خواهد بود یا خیر، این استصحاب استقبالی است که بسیاری گفتهاند حجیت ندارد، اما عدهای نیز گفتهاند: «لا تَنقُضُ الیَقینَ بِالشَّکِ».
پس این هم یکی از موارد استصحاب استقبالی است.
میگوییم: «من موهایم الان سرجایش هست، اگر خاراندم، مو میریزد؟» در آینده میگوییم: «شما بنا را بگذارید بر اینکه نمیریزد و الان هست و انشاءالله همین حالت باقی میماند».
در استصحاب حالی میگوییم: «تا حالا که نبوده، الان هم فرض را بر این میگیریم که هست».
در استصحاب استقبالی میگوییم: «انشاءالله خواهد بود». «الان موهایم هست، انشاءالله بعد از خاراندن هم خواهد بود».
خب، این «علم اجمالی» اینجا حق ندارد، چون بحث ما در مادون است و جزو استصحاب نمیشود که یقین سابق را از بین ببرد.
«وَ إلاّ تَقریرُ عَدَمِ حُجّیَّةِ الإستِصحابِ الإستقبالیِ».
و مگر اینکه تقریر کنیم که استصحاب استقبالی حجیت ندارد. در این صورت، تمسک به برائت میکنیم.
اینجا تمسک به برائت در شبهه جواز میکنیم، نه شبهه تحریم...
شبهه موضوعیه چیست؟ شبههای که در خود موضوع شک داریم. قید موضوع.
مثلاً سلامت بدن، موضوع است برای استطاعت در حج. آیا کنده شدن مو، مصداق کندن مو است یا نه؟ این خاریدن، مصداقی از کنده شدن مو است و موضوع اکثراً یکی است.
اگر نگوییم همیشه یکسان است، میگوییم اکثراً یکسان است.
اینجا از حیثیت در برابر مفهوم نگاه میشود، اما از حیثیت در برابر حکم است. شبهه موضوعیه.
اکثر فقها گفتهاند که در شبهه موضوعیه، برائت جاری میشود و بر آن اجماع داریم؛ حتی اخباریون.
«تَقلیمُ الأظفارِ».
تقلیم ناخنها. مُحرم برایش جایز نیست که ناخنهایش را بگیرد یا سوهان بزند، مگر در صورتی که ضرری به او برسد یا اذیت شود. مثلاً ناخنهایش بلند شدهاند و او را اذیت میکنند.
«وَ اَمّا حُرمَةُ القُصّیِ».
اما اینکه نمیتواند ناخنهایش را بگیرد، قطع کند یا سوهان بزند:
«فَلِصَحیحَةِ مُعاوِیَةَ بنِ عَمّارٍ عَنِ اَبِی عَبدِاللهِ عَلیهِ السَّلامِ عَنِ المُحرِمِ تَتَطاوَلُ اَظفارُهُ».
(صحیحه معاویه بن عمار از امام صادق (علیه السلام) در مورد محرمی که ناخنهایش بلند شده است).
امام(ع) فرمود: «لا یَقَصُّ شَیئًا مِنها اِن اِستَطاعَ».
(اگر میتواند، چیزی از آن را کوتاه نکند).
«فَاِن کانَت تُؤذیهِ فَلیَقَصَّها وَ یُطعِمَ مَکانَ کُلِّ ظُفرٍ قَبضَةً مُمِزًّا».
(اگر او را اذیت میکند، کوتاه کند و به جای هر ناخنی که میگیرد، یک مشت طعام بدهد).
«ظُفُر» یعنی ناخن.
«وَ اِن کانَتِ هُوَ قَصراً اِلاَّ اَنَّهُ یُمکِنُ التَّمَسُّکَ بِصَحیحَةِ زُرارَةَ عَنِ اَبِی جَعفَرٍ عَلیهِ السَّلام».
هرچند در مورد کوتاه کردن ناخن است، اما میتوان به صحیحه زراره از امام باقر (علیه السلام) نیز تمسک کرد.
«مَن قَلَّمَ أظفارَهُ ناسِیًا أو جاهِلًا، أو سَهوًا فلا بَأسَ بِهِ».
(کسی که ناخنهایش را از روی نسیان، جهل یا سهو کوتاه کند، اشکالی ندارد).
نسیان یعنی حکم را فراموش کرده است. سهو یعنی میدانسته حرام است ولی به اشتباه انجام داده است.
«و مَن فَعَلَ مُتَعَمِّدًا فَعَلَیِهِ دَمٌ».
(و کسی که عمداً این کار را انجام دهد، باید کفاره بدهد (قربانی گوسفند)).
تقلیم یعنی سوهان زدن.
«إنَّ المُرادَ مِنَ الأظافیرِ ما یَشمُلُ البَعضَ مِنَ الأظافیرِ وَ لا یَختَصُّ بِتَقلِیمِ المَجموعِ».
منظور از «اظفار» شامل یک قسمت از ناخن هم میشود و مختص به تقلیم مجموع ناخنها نیست. یک ناخن، یا یک ذره از ناخن را نیز در بر میگیرد.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه هجدهم
دروس تمهیدیه
جلسه نوزدهم
دروس تمهیدیه
جلسه بیستم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و یکم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و دوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و چهارم
دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
جلسه دوم
دروس تمهیدیه
جلسه سوم
دروس تمهیدیه
جلسه چهارم
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...