دروس تمهیدیه

جلسه نهم

00:19:21
17

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم
بچه‌ای که بالغ نشده و زن یائسه عده ندارند. مشهور بین اصحاب، عدم ثبوت عده بر آن‌ها است. آن‌چنان که بین اصحاب مشهور است، این است که عده بر این دو دسته‌ ثابت نیست. برای تایید این نظر، کتاب کریم قرآن و روایات شریفه را داریم؛ به خاطر قرآن و روایت: "وَلَائِی لَمْ یَحِضْنَ فَإِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ".
مقصود از آیه آن است که "وَلَائِی لَمْ یَحِضْنَ" یعنی زنان یائسه، آنانی که از حیض ناامید شده‌اند. واقعاً و بدون بلا، آیه فرموده است: «آن‌هایی از زنان شما که از حیض ناامید شده‌اند، اگر شک دارید، عده آن‌ها سه ماه است». مقصود این است که آن‌هایی که مشرف بر سن یائسگی هستند، دیگه مضطرب‌اند. اگر شک دارید که یائسگی محقق شده یا نه، واقعاً یائسه شده‌اند یا نه، عده‌شان سه ماه است. ولی اگر جزم داری چی؟ مفهوم دارد دیگه. اگر شک ندارید، جزم به یائسگی دارید، عده ندارند. نه با *اَقْرَاء* که طهر باشد و نه با ماه. نه بگوییم سه طهر، نه بگوییم سه ماه. سه ماه چرا که حیض نمی‌شوند که بگوییم سه طهر. یائسه، نه طهر دارد و نه ماه عده. و تعبیر «انّهن یَئِسْنَ مِنَ المحیض» وجیه است، از ناامید شدن، وجیه وجه دارد، بعد از آنکه «انّهن اَشْرَفْنَ علی سنٍّ و احتمل ذلک فی حقهنّ» به سن یائسگی رسیده‌اند و این احتمال در مورد این‌ها و در حق آن‌ها صدق می‌کند.
اما اینکه فرمود: «آن‌هایی که حیض نمی‌شوند»، فَلَیْسَ مِنَ الْبَعِیدِ أَنْ یَکُونَ الْمُرَادُ ... بعید نیست که مراد از آن این باشد: وَ اللَّائِی لَمْ یَحِضْنَ... آن‌هایی که حیض نمی‌شوند، اگر شک دارید، عده‌شان سه ماه است. شک تنها در حق زنی که حیض نمی‌شود، تصور نمی‌شود مگر وقتی که در سن کسی باشد که باید در سن باروری باشد، که باید حیض می‌شد، ولی حیض نمی‌شد. مثلاً ۳۵ سالش است، ولی خون نمی‌بیند. خب، اینجا بعضی اختلالات پیدا می‌کنند دیگر. جوان‌های ۲۰، ۲۵ ساله، این‌ها می‌شوند مسترابه. در سن حیض‌دهی، ولی خون ندارند.
و این لازمه همان است که خانمی که حیض نمی‌شود و شک هم در حقش نیست، این عده ندارد. نه با طهر و نه با حل. روایت دو طایفه است: «مادر علی عدم ثبوت العدّه». یک دسته‌ از روایات می‌گوید که عده بر یائسه و صغیره ثابت نیست. کسانی، حتی حماد بن عثمان، از حضرت درباره خانمی پرسیدم که یائسه شده و آنکه اصلاً حیض نمی‌شود، مثل او، مثل آنکه حیض نمی‌بیند، مثل یائسه است، این هم عده ندارد.
دسته دوم، طایفه دوم، آن‌هایی که دلالت دارد بر ثبوت عده بر صغیره. برنامه گفتند سه ماه، بعد نگه: «وَلَمْ تُدْرِکِ الْح ...». عده زنی که حیض نمی‌شود، مستحاضه‌ای که پاک نمی‌شود، کنیزی که یائسه شده و حیض را درک نمی‌کند، سه ماه است. خب، پس یائسه را هم سه ماه در نظر می‌گیریم. این دو تا را چه‌شکلی جمع کنیم؟ یکی از جمع‌هایی که کرده‌اند این است که بگوییم دومی به قرینه اولی، دومین علت برای چی بکنه؟ استفهام از ذلک. اگه این جمع، تمام باشه که خب، همان را می‌گیریم. "وَ کَانَ جَمْعًا عُرْفِیًّا فَبِهَا". اگر جمع عرفی باشد. اگر جواب تبرعی باشد. "وَ إِلَّا یَلْزَمُ تَرْجِیْحُ الْأَوْلَى لِمَا وَافَقَتِ الثَّانِیَةُ لِتَقِیَّه". طایفه اولی را ترجیح می‌دهیم، چون دسته دوم موافق با تقیه است و اولی چون مخالف با تقیه است، ترجیح پیدا می‌کند. "تَنَزُّلَ یَلْزَمُ تَعَارُضٌ وَ تَسَاقُطٌ". اگر هم که اصلاً این جمع را قبول نکنیم و ترجیح ندهیم، نوبت می‌رسد به تعارض و ساقط می‌شود جفتش و «وَمَنْ فَمَلَا یَبْقَى دَلِیلٌ عَلَى لُزُومِ الْعِدَّةِ». ما دیگه دلیلی نداریم برای تغییر. باید عده نگه دارند و «وَیَکُونُ الْمُرْجِعُ وَ الْبَرَاءَةُ». نوبت به مجرای شک و شبهه بدویه می‌رسد و «وَ عَلَى جَمِیعِ تَقْدِیرِ ثَلَاثَ تَعُودُونَ نَتِیجَةَ وَاحِدَةٍ». بنا بر همه این تقدیرهای سه‌گانه، نتیجه همان است که عده سه تا طهر است. فله: آیت الکریمه، چون آیه فرموده: "وَ الْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ".
اما انا القر، او به معنی قروءی که اینجا می‌گوییم، یعنی پاک بشود، یعنی خون ببیند. نه یعنی از خون دیدن پاک شود. متعارض است. روایت اینجا تعارض دارد. مجموعه و مجموعه اخری علی انه به معنی حیض. یک طایفه از روایات گفتند که معنای طهر را می‌دهد. طایفه اولی که گفتند معنای طهر را می‌دهد. صحیحه زراره از ابی جعفر علیه السلام: «الْأَقْرَاءُ هِیَ الْأَطْهَارُ». قروء همان اطهاره. رفیع صحیحه دیگری، در صحیح دیگری گفتند: «قَلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ مَنْ رَأَی فِیمَا بَلَغَهُ عَنْ عَلِیٍّ»، نظر من به اینه که این اقرایی که تو قرآن اسمش آمده: «طُهْرٌ بَیْنَ ذَالِکَ». دروغ می‌گه، دروغ می‌گه. جالبه‌ها. نه یعنی حرفش دروغه. این را با رأی خودش نگفته، این از علی علیه السلام است. یعنی همین که نسبت به خودش نقل قولی را نمی‌گویی که عکس کی و اینا است. "سَلَامٌ یَقُولُ ذَلِکَ". گفتم که علی علیه السلام این را می‌گوید: «إِنَّمَا الْقُرُّ الطُّهْرُ الَّذِی یَقْرَأُ فِیهِ الدَّمُ». بله، قروء همان طهری است که خون در آنجا قرائت می‌شود، یعنی چک می‌شود. "فَیَجْمَعُهُ فَإِذَا جَاءَ الْمَحِیضُ دَفَعَهُ". همه خون‌ها را جمع می‌کند. تو بدن این خون‌ها جمع می‌شود. حیض که می‌شود، همه آن‌ها را بیرون می‌دهد. ما قرائت‌مان یک معنای جمعی دارد دیگر. «إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ». یک معنایی از قرائت، جمع قطرات خون دارد. در طول ماه جمع می‌کند. اولی که حیض می‌شود، می‌دهد بیرون.
مثال دوم، دستگاه پیچیده و عجیب‌وغریب هست. معنای اصلی آن جمعی است که در پی داشته باشد. مثال دوم که گفتند قروء به معنای حیض. صحیح الحلبی از ابی عبدالله علیه السلام: «عِدَّةُ الَّتِی تَحِیضُ وَ یَسْتَقِیمُ حَیْضُهَا ثَلَاثُ». عده کسی که حیض می‌شود و حیضش مستقیم می‌شود، یعنی دیگر ثابت و مشخص است، سه تا قرعه مستقر. تعارض با جمع اولی و جمع عرفی ندارد. تعارض مستقر می‌شود. مرجحات حالا می‌آید. ما می‌توانیم ترجیح دهیم اولی را اما به دلیل مخالفت با تقیه. می‌شود دسته اول را ترجیح دهیم. حالا یا به خاطر اینکه مخالف تقیه است، حسب دعوای شیخ طوسی، موافقت با کتاب کریم. طایفه اول موافق با قرآن کریم است. چرا موافق قرآن کریم است؟ امام به بیان: «إِنَّمَا الْقُرُّ عِبَارَةٌ إِنَّ الْجَمْعَ». تو که قرعه بناها را جمع گرفته و جمع خون و حبس آن، "یَتَحَقَّقُ فِی حَالَةِ الطُّهْرِ". این جمع شدن در طهر اتفاق می‌افتد. در حیض که اتفاق نمی‌افتد. «کَمَا تُشِیرُ إِلَى ذَلِکَ صَحِیحَةُ زُرَارَةَ الْمُتَقَدِّمَةُ». اشاره دارد. قروء در زمان طهر محقق می‌شود که دارد جمع می‌شود. آیه ظاهرش این است که می‌خواهد مدت صبری که زن باید انجام دهد را بگوید. «تَرَبُّصُ الَّتِی هِیَ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ». سه تا قروء. مدت طلاق که از اول طلاق شروع می‌شود. طلاق هم توی حیض واقع می‌شود یا تو طهر؟ تو طهر. پس چون از طهر دارد شروع می‌شود و "ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ". خب، سه تا قروء می‌شود سه تا. «إِلَّا بِتَفْسِیرِ الْقُرْءِ بِالطُّهْرِ». این تمام نیست، مگر اینکه ما قروء را تفسیر کنیم به طهر.
اول مسما گفتیم در طهر اولی که طلاق دارد داده می‌شود برای عده مسمای طهر باشد، کفایت می‌کند. ولو ۳۰ ثانیه بعد طرف حیض بشود. بله، «بِمُجَرَّدِ رُؤْیَةِ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ» از اینجاست که کفایت می‌کند در انتهای عده، مجرد دیدن حیض سوم. «فَتَدَلُّ عَلَیْهِ رِوَایَاتٌ کَثِیرَةٌ». روایات زیادی بر این دلالت دارد که صحیحه زراره از ابی‌جعفر علیه السلام، به امام باقر علیه السلام گفتم: «أَصْلَحَکَ اللَّهُ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ»، خدا صالحت کند، مردی زنش را طلاق داده بر طهر غیر مواقعه. «بِشَهَادَةِ عَدْلَیْنِ». دو تا عادل هم شاهد گرفته. «فَقَالَ إِذَا دَخَلَتْ فِی الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ»، حضرت فرمود: «وقتی زن داخل شد در حیض سوم، فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ حَلَّتْ لِلزَّوَاجِ». عده‌اش تمام شده و برای ازدواج هم آماده است و می‌شود با او ازدواج کرد. «قُلْتُ لَهُ أَهْلُ الْعِرَاقِ یَقُولُونَ إِنَّ عَلِیًّا عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ إِنَّ الْمَرْءَ أَحَقُّ بِالرَّجْعِةِ إِلَّا أَنْ تَغْتَسِلَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ». گفتم آقا خدا صالحتان کند، اهل عراق می‌گویند که علی علیه السلام فرموده که مرد شایسته‌تر برای رجوع است تا وقتی زن از حیض سوم غسل نکرده. دروغ می‌گویند. سیر و سرّ و غیرها علیه السلام. مقتضای اطلاق این روایت این است که: «إِذَا دَخَلَتْ فِی الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا». همین که داخل در حیض سوم شد، عده‌اش منقضی است. همین که خون سوم دید، دیگر عده طلاق. «قَدْ وَقَعَ فِی بِدَایَةِ الطُّهْرِ الْأَوَّلِ أَوْ قَبْلَ نِهَایَةِ». فرقی نمی‌کند. طلاق اول، طهر اول بوده یا یک کوچولو قبل از پایان طهر اول. بله.
و بنا بر این مسئله، «فَأَقَلُّ زَمَنٍ یُمْکِنُ تَحَقُّقُ الْعِدَّةِ فِیهِ سِتَّةٌ وَ عِشْرُونَ یَوْمًا». کمترین زمانی که عده در آن محقق می‌شود، ۲۶ روز است. چرا ۲۶ روز و دو لحظه؟ که لحظه اول، لحظه پاک بودنش بود که بعد باعث شد. لحظه آخرم، لحظه حیض بودنش بود که پاک شد. لحظه بعدی هم، لحظه حیض شدن. دو تا اول، لحظه طهر اولش یک لحظه بود. «أَقَلُّ طَهْرٍ ثَلَاثَةُ أَقَلُّ طُهْرٍ عَشَرَةُ أَیَّامٍ». اقل طهر ۱۰ روز است. این یک لحظه پاک بودنش باعث شد سه روز حیض شود، در آمد. ۱۰ روز پاک شد، ۱۳. دوباره حیض شد، سه روز شد ۱۶ روز. دوباره ۱۰ روز طهر شد، ۲۶ روز و دوباره یک لحظه خون دید. ۲۶ روز و دو لحظه. لحظه اولی بود که تو طهر بود. یک لحظه طهر بود. طلاقی که گفتند طهر بود. حیض شد، سپس طهر سه ایام. «ثُمَّ تَحِیضُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ». سپس سه روز حیض می‌شود. «ثُمَّ تَطْهُرُ أَقَلَّ الطُّهْرِ عَشَرَةَ أَیَّامٍ». حیض می‌شود و به مجرد رویت دم اخیر. «وَبِمُجَرَّدِ رُؤْیَةِ الدَّمِ الْأَخِیرِ لَحْظَةً مِنْ أَوَّلِهِ تَنْقَضِی الْعِدَّةُ». به مجرد دیدن این خون آخر، یک لحظه هم که باشد، عده منقضی می‌شود و لحظه اخیر، خارجه از عده. مشخص است که این لحظه اخیر دیگر از عده خارج است و دوره‌اش. دور الکاشف: «وَ دَوْرُ الْکَاشِفِ أَنَّ تَمامَ الطُّهْرِ الثَّالِثِ». جایگاهش فقط جایگاه کاشفیت است که نشان می‌دهد که طهر سوم تمام شد. تمام شد. می‌خواهید بروید، بفرمایید. استراحت. دو سه دقیقه دیگر می‌خوانم.
و اما سه صفحه تمام شد. عده مسترابه سه ماه است دیگر. این‌ها واضح است دیگر. گفتیم: «فَیَدُلُّ عَلَیْهِ قَوْلُهُ تَعَالَى»: «وَاللَّائِی لَمْ یَحِضْنَ». بخشی از آیه «وَ لَا اللَّائِی لَمْ یَحِضْنَ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ». آن‌هایی که حیض نمی‌شوند و شما شک دارید نسبت به این‌ها. زنی که حیض نمی‌شود، شک در مورد آن تصور نمی‌شود، مگر در مورد مسترابه. «عِدَّةُ الْمَرْأَةِ الَّتِی لَا تَحِیضُ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِی لَا تَطْهُرُ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ». عده زنی که حیض نمی‌شود و مستحاضه‌ای که پاک نمی‌شود، سه ماه است.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه