دروس تمهیدیه

جلسه دهم

00:26:28
17

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم
«وَأَمَّا عِدَّةُ الْحَامِلِ تَنْتَهِي بِوَضْعِ الْحَمْلِ فَهُوَ الْمَشْهُورُ». خانم حامله با زایمان از عده خارج می‌شود. این مشهور است و «یَدُلُّ عَلَیهِ قَوْلُهُ تَعَالَى»: آیه دلالت دارد: «وَأُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ». زن‌های حامله، اجلشان این است که وضع حمل کنند. و نیز روایات شريفه، حتّى روایتی از زراره و ابی‌جعفر (علیه السلام) نقل شده است: «طَلَاقُ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ، فَإِذَا وَضَعَتْ مَا فِي بَطْنِهَا فَقَدْ بَانَتْ». طلاق زن حامل با یک طلاق واقع می‌شود و وقتی آنچه در شکم دارد را به دنیا آورد، طلاقش بائن می‌شود.
طلاق حامل، ظاهراً ناظر به همان بحث سه‌طلاقه و اینهاست؛ یعنی سه طلاق و سه بار رجوع داشت. اینجا رجوع ندارد؛ یک طلاق، یعنی برای عقد یک طلاق. در مقابل این، قول شیخ صدوق و دیگران است که گفتند: «إِنَّ عِدَّتَهَا أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ»؛ یعنی زایمان و وضع حمل، یا چهار و سه ماه و هر کدامش زودتر اتفاق افتاد، همان از عده خارج می‌شود. «ابعد العجلین»، «اقرب العجلین» تعبیری است که اینجا رایج است. یکی تمسّک به «صحیح عن ابی‌عبدالله (علیه السلام)» است: «طَلَاقُ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ وَ عِدَّتُهَا أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ». طلاق حامله یکی است و عده‌اش اقرب الاجَلین است. صحیح حلبی از ابی‌عبدالله (علیه السلام) روایت کرده است: «طَلَاقُ الْحُبْلَى وَاحِدَةٌ وَ أَجَلُهَا أَنْ تُنْتَجَ حَمْلَهَا وَ هُوَ أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ». طلاق حامله یکی است و اجلش این است که وضع حمل کند، در حالی که این هم اقرب الاجَلین باشد. اگر زودتر از آن اجل دیگری باشد. غیر از این روایت هم داریم. «فَلَا يَخْفَى أَنَّ الْوَاوَ فِي فَقَرَةِ «وَ هُوَ أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ» حَالِّیَةٌ لَسْتَ أَنَا فِیهِ». مخفی نیست که واو در "هو اقرب الاجلین" حالیه است، سنافیه، «إِذْ قَدْ يَكُونُ الْوَضْعُ أَقْرَبَ الْأَجَلَیْنِ» یا «لاَ يَكُونُ». چون بعضی وقت‌ها زایمان اقرب الاجلین است، گاهی هم اقرب الاجلین نیست.
این حرف شیخ صدوق است و «لَا تَبْعُدُ وَجَاهَةُ أَقْرَبِ الْأَجَلَیْنِ». اولاً، آیه و طایفه اول از روایات قیدی ندارد، از این جهت که وضع اقرب الاجلین باشد یا نباشد. مطلقه است، «فَتَتَقَيَّدُ بِالطَّائِفَةِ الثَّانِیةِ». پس چون مطلقه است، با این طایفه دوم قید می‌خورد که دلالت دارد بر اینکه زایمان عده با زایمان تمام می‌شود، «فِی مَا إِذَا كَانَ أَقْرَبَ الْأَجَلَیْنِ». در آن وقتی که اقرب الاجلین باشد. مشکلش این است که یعنی زایمان می‌خواهد اقرب الاجلین باشد یا نباشد، می‌شود انتهای عده مصنفه. اقرب الاجلین.
دیگر یک بحث بعدی مربوط به صاحب جواهر است که به این قول تمایل دارد، ولی دیگران تمایل ندارند. ایشان (صاحب جواهر) فقط به قول مذکور تمایل دارد؛ تمایل به معنای تمایل.
«وَأَمَّا إِنَّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى زَوْجُهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْرَةَ أَيَّامٍ». اما عده زنی که شوهرش می‌میرد، چهار ماه و ده روز است. «فَهُوَ مِن ضَرُورِيَّاتِ الْفِقْهِ وَ الدِّينِ». این از ضروریات فقه و دین است و «یَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى». آیه بر آن دلالت دارد: «وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا». دلالت دارد که کسانی که از شما فوت می‌کنند و همسرانی به جا می‌گذارند، این زن‌ها باید چهار ماه و ده روز تربص کنند، صبر کنند. اما اینکه این آیه می‌خواهد بگوید که تا یک سال صبر کنند، نزوله و منسوخ با آیه قبل از عده بوده و باید منسوخ شود.
«وَ الْأَخْبَارُ فِي هَذَا الْبَابِ كَثِيرَةٌ». روایت در این باب زیاد است. از ابی‌عبدالله (علیه السلام) روایت شده است که رسول الله (پیامبر) به زنان فرمودند: «أَفَلْتَكُنَّ قَبْلَ ذَلِكَ، كُنْتُنَّ فِيهِ وَ إِنَّ الْمَرْأَةَ مِنكُنَّ إِذَا تُوُفِّيَ عَنْهَا بَعْزَتْ، فَرَمَتْ بِهَا خَلْفَ ظَهْرِهَا، ثُمَّ قَالَتْ: لَا أَخْطَبُ وَ لَا أُبْتُلُ وَ لَا أُخْتَضِبُ حَوْلًا كَامِلًا وَ إِنَّمَا أَمَرْتُكُنَّ بِأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٍ». فرمودند: قبل از اینکه من مبعوث شوم، شما این‌گونه بودید که زنی از شما وقتی شوهرش می‌مرد، شتری را می‌گرفت، بعد جلو آن شتر قایم می‌شد، پشت شترها جلوش را می‌گرفت، بعد می‌گفت که من موهایم را شانه نمی‌کنم، سُرمه نمی‌زنم، رنگ نمی‌کنم، تا حول کامل بشود سرگرم آن شتر می‌ماند و خودش را آرایش نمی‌کرد. آن موقع عمل می‌کردیم. خیلی جالب است؛ دیگر الان خود ماها به هزار و یک چیز تعبد داریم. طرف خدا و پیغمبر که می‌رسد، باید حتماً مثلاً برای ورود در خانه، نمی‌دانم آینه و شمعدان فلان باید باشد، هزار و یک ماجرا! یک روز پاتختی، یک روز نمی‌دانم چی؛ نامزدی، نه جشن نامزدی یک چیز است، جشن عقد یک چیز دیگر است. به هزار و یک مصیبت هم می‌آید. بعد دو مدل غذا هم باشد، ورودیش باید فلان باشد، غذایش هم فلان باشد و هزار و یک از این ماجراها. فشار هم نمی‌آید. پای گوشه خدا و پیغمبر که می‌آید، دیگر کار شیطان است؛ دیگر سخت و آسان و غیرها.
غیر این روایت هم داریم. «وَ بِلِحَاظِ جَمِيعِ الْحَالَاتِ الْمُتَقَدِّمَةِ»، اما به لحاظ همه حالاتی که گذشت، روایات را تکمیل می‌دهیم. «الْإِطْلَاقُ وَ الْمُعْتَادَاتُ الشَّرِيفَةُ». آیه که گذشت و روایتی که گذشت، اطلاق دارد. روایت محمد بن عمر الساواتی درباره مردی است که زنی را گرفته و «فَتَلَقَّاهَا قَبْلَ الدُّخُولِ». قبل از دخول طلاقش داده؛ عده‌ای بر زن نیست.
«استُفِيدَ عَنْهَا زَوْجُهَا». درباره زنی پرسیدم که شوهرش از دنیا رفته، «مِن قَبْلِ یَدخُلَ بِهَا». قبل از اینکه دخول کند. «قَالَ: لا عِدَّةَ عَلَیْهَا هُمَا سَوَاءٌ». جفتش یکی است؛ یعنی چه طلاقش بدهد، چه بمیرد، جفتش یکی است، اگر دخول نکرده باشد. الان «اشْتِرَاكُ الدُّخُولِ فِي ثُبُوتِ الْعِدَّةِ». دخول را در ثبوت عده فقط شرط گرفته است.
«لَكِنَّهَا مُضَافًا إِلَى ضَعْفِ سَنَدِهَا بَاسَابَتِي نَفْسِهِ». کنار این بگذاریم که سند هم که باشد، دیگر چرا سند حمام شده؟ مضاف بر اینکه سندش به خاطر خود «صاباتی» ضعیف است. «سَاقِطَةٌ عَن الْحُجِّيَةِ لِهُجْرَانِ الْأَصْحَابِ لِلْمُضَمَّنِ». از حجیت هم ساقط است، به خاطر اینکه اصحاب به مضمون آن عمل نکرده‌اند.
«حَامِلُ الْمُتُوَفَّى عَنْ زَوْجِهَا أَبْعَدُ الْأَجَلَیْنِ». عده زن حامله‌ای که شوهرش مرده، ابعد الاجلین است. آیا استدلال به این شده است که این مقتضای جمع بین این آیه است: «وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا» که این آیه می‌گوید چهار ماه و ده روز صبر کنند. و آنجا می‌فرماید آیه دیگر: «أُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ». زن‌های حامله، اجلشان به این است که وضع حمل کنند، «بِتَقْرِيبِ أَنَّ الْحَامِلَ مَشْمُولَةٌ لِكِلْتَا الْآيَتَینِ الْكَرِيمَتَيْنِ». هر دو آیه شامل حامله می‌شود. و «انْتِصَالُ الْعَامِلِ فِيهِمَا لا يَحْصُلُ إِلَّا بِاعْتِدَادٍ بِأَبْعَدِ الْأَجَلَیْنِ». کسی بخواهد هر دو آیه را عمل کند، باید چه کار کند؟ باید ابعد الاجلین را نگه دارد. شما می‌خواهی به جفتش عمل کنی، هر کدام که دیرتر است، باید عمل کنی. مثلاً اگر پنج ماهه حامله بود، چهار ماه و ده روزِ تمام را صبر کنید. اینجا به جفت آیات «رفیعه» اشکالش این است که «إِنَّ آيَةَ الْأَحْماَلِ نَاظِرَةٌ إِلَى خُصُوصِ الْمُطَلَّقَاتِ، فَلاَ مُشْكِلَ». مشکلش این است که این آیه احمال در مورد حامله‌هاست، ناظر به خصوص زنانی است که طلاقشان داده‌اند. «أُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ» فلان، این «أُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ» ناظر بحث طلاق است، ناظر بحث وفات نیست. آیه «روش طلاق ۶۴» مال طلاق است یا مال وفات؟ سیاق طلاق است.
«وَ الْأَنْسَبُ الْإِسْتِدْلاَلُ لِذَلِكَ بِالرِّوَایَاتِ الْخَاصَّةِ». مناسب‌تر این است که برای این به روایت خاصه استدلال کنیم: «عِدَّتُهَا آخِرُ الْأَجَلَیْنِ». زن حامله‌ای که شوهرش از دنیا رفته، عدّه‌اش با آخر دو اجل تمام می‌شود. «فَلَا خِلاَفَ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ فِي وُجُوبِهِ». بین مسلمانان اختلافی نیست که این واجب است. «فَقَدْ دَلَّتْ عَلَيْهِ صَحِيحَةُ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ». صحیحه ابن ابی یعفور بر آن دلالت دارد.
از امام صادق (علیه السلام) درباره زنی که شوهرش مرده می‌پرسیدم. حضرت فرمود که: «لَا تَكْتَحِلُ لِلزِّينَةِ وَ لا تَمَسَّ الطِّيبَ وَ لا تَلْبِسَ ثَوْبًا مَصْبُوغًا». سرمه برای زینت نکشد، عطر هم نزند، لباس رنگی هم نپوشد. «وَ غَيْرُهَا، فَقَدْ فَهِمَ مَنْ حَلَّ الْأَصْحَابِ حُرْمَةَ كُلِّ مَا یُعَدُّ زِينَةً». اصحاب خصوصیت کردند، گفتند هر چیزی که زینت به حساب می‌آید، حرام است. «قَالَ فِي الْحَدَائِقِ فَلِمَفْهُومِ كُلِّ مَا یُعَدُّ زِينَةً». فرمودند: مفهوم آن هر چیزی است که حالا ممکن است در شهرها، عادت‌ها، زینت‌های مختلفی را در هر شهری شاهد باشیم. «عَلَى کُلِّ بَلَدٍ بِمَا هُوَ الْمُتَعَبَّدُ». زینتی که نهی شده، «بِمَا یَعْتَبِرُ زِيْنَةً لِلزَّوْجِ». آن چیزی که زینت برای زوج به حساب می‌آید. یعنی خانم یک جوری زینت کند که این زینت برای همسر به حساب می‌آید. این زینت برای همسر در ایام عده حرام است.
عمار از امام صادق (علیه السلام) درباره زنی پرسیدم که شوهرش می‌میرد. «هَلْ یَحِلُّ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ مِنْ مَنْزِلِهَا فِي عِدَّتِهَا؟». آیا برایش حلال است که از منزلش در عده خارج شود؟ «قَالَ: لاَ». و «تَختضبُ وَ تَكْتَحِلُ وَ تَمْتَشِطُ وَ تَصْبُغُ وَ تَلْبِسُ الْمَصْبُوغَ». می‌تواند خضاب کند، سرمه بزند، شانه کند، رنگ کند و رنگی بپوشد. هر آنچه که زینت به حساب می‌آید، زینت برای شوهر به حساب نمی‌آید، انجام بدهد.
«إِلَّا أَنَّ الْمُوَثَّقَةَ قَدْ هُجِرَتْ بِهِجْرَانِ الْأَصْحَابِ». هرچند که موثقه با هجران اصحاب، مهجور واقع شده است. ولی فقط از مصادیق زینت بر زوج به حساب می‌آید. این از چیزهایی است که اصحاب غالباً به آن عمل کرده‌اند. اما اینکه چیزی که زینت نیست، «مُقْتَضِی التَّحْرِيمِ قَاصِرَةٌ لَمْ یُسْتَفَدْ مِنَ الْأخْباَرِ نَفْسِهَا جَوَازَ ذَلِكَ». این مال جایی است که اصلاً از خود اخبار استفاده کرده باشد. وگرنه اگر بخواهیم از خود اخبار استفاده کنیم که «كَانَتْ هِيَ الدَّلِيلُ لِعَدَمِ الْوُصُولِ الْعَمَلِيِّ». خود این اخبار دلیل می‌شود برای عدم عملی.
گفتیم هدات کی واجب است؟ قید زدیم به اینکه همسر این زن، بالغ و عاقله باشد. «لاَ تَكْلِيفَ عَلَيْهَا غَيْرَ هَذَا الْكَبِيرِ الْعَاقِلِ». این کبیره عاقله تکلیف ندارد. «وَ وُجُوبُ الْإِهْدَادِ تَكْلِيفِيٌّ». اما ثبوت عده در وجه شبه از کجا است؟ «الْإِشْكَالُ خِلاَفٌ»، خلاف است. از آن رو اختلاف است، از آن رو گفتند که این مسئله چیست؟ اجماعیه است. گفتند اشکال و اختلافی در این مسئله نیست.
صحیحه ابن بختری از ابی عبدالله (علیه السلام): «وَجَبَ الْمَهْرُ وَ الْغُسْلُ». وقتی دو خط نگاه به هم برسد، مهریه واجب می‌شود، ازدواج می‌شود و غسل هم کی کجا؟ فقط دو خط نگاه و زنا. «خَرَجَ مَخْصُوصًا». ولی در مورد زنان و متخصصین داریم که دیگر مهریه و عده و اینها لازم نمی‌شود.
«مُطْلَقاَ». مطلقه ثابت کنیم که عده، اینجا همان مقدار عده مطلقه را دارد. ذلک با توضیحاتی که می‌دهیم:
الف: «إِنَّ السُّكُوتَ عَنْ مِقْدَارِ الْعِدَّةِ مَعَ كَوْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام) فِي مَقَامِ الْبَيَانِ، يَدُلُّ إطْلاَقُ وُجُوبِ الْمَهْرِ وَ الْعِدَّةِ». سکوت کردن در مقام بیان هم بودند، باید قاعدتاً می‌گفتند چه مقدار عده نگه دارد. همین که سکوت کردند، دلالت دارد که عده مثل عده مطلقه معروف و رایج است که شوهرش نمرده مطلقه بوده. «وَلَوْ كَانَتْ غَيْرَهَا». حضرت تبلیغ می‌کرد.
به استناد به صحیحه حلبی از ابی‌عبدالله (علیه السلام). دومین دلیل حلبی: «عِدَّةُ الْمَرْأَةِ الَّتِي لَا تَحِيضُ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِي لَا تَطْهُرُ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ». عده زنی که حائض نمی‌شود و مستحاضه‌ای که پاک نمی‌شود، سه ماه است. «وَ عِدَّةُ الَّتِي تَحِيضُ وَ يَسْتَقِيمُ حَيْضُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ». عده زنی که حائض می‌شود و حیضش مستقیم است، سه ماه پاکی است.
«فَإِنَّهَا تَدُلُّ عَلَى أَنَّ عِدَّةَ الْمَرْأَةِ بِشَكْلٍ عَامٍّ مُسْتَقِيمَةُ الْحَيْضِ». پس، اینها دلالت دارد بر اینکه عده زن، به شکل عام، مستقیم‌الاستحاضه باشد. در آنجایی که مستقیم‌المحائض باشد، حیضش همیشه ثابت است، برنامه خاص، روز خاص، تعداد خاص دارد، محل که این می‌شود سه قروء، شامل محل کلام ما می‌شود.
ولی خروج مورد «جیم» از تمسک به صحیحه حلبی دیگر از ابی‌عبدالله (علیه السلام) است. توسط حلبی: صحیح دیگر حلبی از امام صادق (علیه السلام): «يَمُوتُ زَوْجُهَا». زن حامله، شوهرش می‌میرد. «فَتَزْوَجُ قَبْلَ أَنْ تُمْضِی‌ لَهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ». زایمان می‌کند و قبل از اینکه چهار ماه و ده روز تمام شود ازدواج می‌کند. «دَخَلَ بِهَا». مرد جدید دخول کرده باشد. «بَيْنَهُمَا أَبَدًا». حرام ابدی می‌شود. «وَعْتَدَتْ مَا بَقِيَ عَلَيْهَا مِنَ الْأَوَّلِ». عده نگه می‌دارد از آنچه از شوهر اول باقی مانده است. «وَ سَتُقْبِلُ عِدَّةً أُخْرَى مِنَ الْآخَرِ ثَلاثَةَ أَشْيْاءَ». و برای دومی هم دوباره سه قروء. «فَتَحَصَّلَ بِمَقْدَارِ الْقَطْعِ مِنَ الرِّوَايةِ»، از این روایت یقینی می‌شود که عده مرده نمی‌دانسته که زن در عده است. همین که قید نزدیم علم و جهلش را، فقط دخول دو تا قید داشت دیگر! وقت دخول بوده بحث علم و جهلش.
«وَأَمَّا وُجُوبُ الْعِدَّةِ عَلَى الْمَفْسُوخِ عَقْدُهَا بَعْدَ الدُّخُولِ بِفَسْخٍ أَوْ انْفِسَاخٍ». اما وجوب عده بر کسی که عقدش فسخ شده بعد از دخول، حالا چه فسخ کرده باشند، چه انفساخ شده باشد، عده بر او واجب است. صحیحه ابن بختری که گذشت بر آن دلالت دارد. مطلق است. اما مقدار این عده، مثل عده مطلقه اولی است که گذشت.
«وَأَمَّا إِنَّ عِدَّةَ الْمُرْتَدِّ زَوْجُهَا عَنْ فِطْرَةٍ فَعِدَّةُ الْوَفَاةِ». زنی که شوهرش مرتد فطری شده باشد، باید عده وفات نگه دارد. از ابی‌عبدالله (علیه السلام): «كُلُّ مُسْلِمٍ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ ارْتَدَّ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ جَحَدَ مُحَمَّدًا (صلی الله علیه و آله و سلم) نُبُوَّتَهُ وَ كَذَّبَهُ، فَدَمُهُ مُبَاحٌ لِمَن سَمِعَهُ». هر مسلمانی که بین مسلمین از اسلام مرتد شود و نبوت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را انکار کند و تکذیب کند، خونش برای کسی که این عمل را از او شنیده است، مباح است.
«وَمُرْتَهُ بَائِنَةٌ مِنْ يَوْمِ ارْتَدَّ». زنش هم از همان روزی که مرد مرتد شده، بائن می‌شود. «وَيُقْسَمُ مَالُهُ بَيْنَ وُرَّاثِهِ». و مالش بین وراثش تقسیم می‌شود. «وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا». زنش هم عده شوهرش که مرده است را نگه می‌دارد. «وَعَلَى الْإِمَامِ أَنْ يَقْتُلَهُ وَ لَا يَسْتَطِيبَهُ». وظیفه امام است که مرد را بکشد و توبه ندهد این مرد را.
«حَيْضَتَانِ كَامِلَتَانِ». ای جانم! عده کسی که صیغه شده، دو حیض کامل است، «بَعْدَ انْتِهَاءِ الْأَجَلِ أَوْ هُوَ الْمِقْدَارُ الْمُتَبَقِّی مِنَ الْعِدَّةِ». بعد از اینکه زمان مهلت تمام شود یا اینکه مقدار باقی‌مانده را از اجل ببخشد. ساده است. در مبحث نکاح موقت، از کتاب نکاح بحثش گذشت.
«وَأَمَّا عِدَّتُهَا مِنَ الْوَفَاةِ إِذَا كَانَتْ حَامِلًا أَبْعَدُ الْأَجَلَیْنِ». اما عده وفات، وقتی که خانم حامله باشد، ابعد الاجلین است. «لاَ خِلاَفَ فِي ذَلِكَ عَلَى مَا فِي الْجَوَاهِرِ». بر اساس آنچه در جواهر نقل شده، در مسئله اختلافی نیست. «وَتَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ الرِّوَایَاتُ الْخَاصَّةُ الْمُتَقَدِّمَةُ فِي رَقْمِ الْحَادِيَ عَشَرَ». روایات خاصه که در شماره یازدهم گذشت بر این دلالت دارد که آن ها با اطلاقشان شامل زن متمتعه صيغه شده هم می شوند.
«وَأَمَّا فِي غَيْرِ الْوَفَاةِ». اما اینکه اگر زنه شوهرش نمی‌میرد و حامله باشد، عدش چیست؟ «إِذَا كَانَتْ حَامِلًا وَضَعَتْ حَمْلَهَا». هر وقت زایمان کرد. «تَعَالَى: أُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ» حامله‌ها اجلشان این است که «نَاظِرًا إِلَى الْمُطَلَّقَاتِ دُونَ عَقْدِ التَّمَتُّعِ الَّذِي لَيْسَ فِيهِ طَلَاقٌ إِلَّا». درسته که این در مورد زن‌هایی است که طلاق داده شده‌اند، نه در مورد کسی که عقد متعه شده و تایمش تمام می‌شود، مهلتش تمام می‌شود. در عقد موقت اصلاً ما طلاق نداریم. ولی احتمال نمی‌دهیم که بگوییم مطلقه که سر خانه زندگی بوده و زن رسمی بوده و همه اینها و نیاز به طلاق داشته با زایمان از عده در بیاید، اما زنی که صیغه شده، وضعش شدیدتر باشد و بعد از زایمان هم باز باید عده نگه دارد. احتمال این نمی‌رود که وضع زن صیغه شده، به نسبت زنی که عقد دائم بوده و طلاق داده شده، شدیدتر باشد. لذا حکم این هم مثل آن می‌شود و شامل حال این هم می‌شود.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه