دروس تمهیدیه

جلسه اول

00:28:13
15

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آل الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.

خوشحالیم که در خدمت دوستان هستیم؛ ان‌شاءالله در کنار هم در محضر معارف خواهیم بود. ان‌شاءالله بحث جدیدی که ما با هم شروع می‌کنیم، کتاب «القصاص» است که در چند فصل بحث می‌شود. ابتدا قصاص و اقسامش را بحث می‌کنند، سپس قصاص نفس، بعد «وسائل اثبات قتل عمدی»، «برخی از احکام قصاص نفس» و «قصاص مادون نفس». قصاص «اعضا و جوارح» را به آن «قصاص مادون نفس» می‌گویند؛ برای کسی که چشم کسی را کور کرده یا دندان کسی را شکسته است.

بحث اول، «القصاص و اقسام آن» است. کتاب قصاص، کتاب کمی است؛ اما ما ان‌شاءالله می‌خواهیم کمی پرپیمان‌تر و مفصل‌تر، کتاب قصاص را با هم مطالعه کنیم. بحث‌های خیلی خوبی دارد و مسائل روز به‌هر‌حال اینجا هست؛ بحث‌های حقوق بشری در واقع اینجا داریم.
در حدود و قصاص و در کتاب قصاص ما، در مورد «تعرض جسمانی ظالمانه به دیگران، به انسان» صحبت می‌کنیم. این تعرض ظالمانه به انسان، هم در مورد جزای آن و هم در مورد خود احکام این تعرض که «اعتدا» هم از آن تعبیر می‌شود، بحث می‌کنیم.

ما در مورد تعرض مالی و عرضی صحبتی نخواهیم داشت؛ تعرض مالی و عرضی مانند سرقت. یعنی چه؟ آقا! یک نسبتی به کسی بدهیم. خدایی نکرده به کسی بگوییم زناکار یا بگوییم تو فلان گناه را کردی، زنا کردی، لواط کردی. خب، ما اگر کسی را این‌گونه کردیم، این شلاق دارد؛ ولی بحث آن در کتاب قصاص مطرح نیست. یا اگر کسی سرقت کرد، بحث آن در کتاب قصاص مطرح نیست؛ یا تعرض مالی و عرضی… آب! چرا کلاسشان کم شده، این‌قدر به شهادت رسیدند؟ قضایای اخیر… «جمله فلسفی قشنگ». یکی هست که باید باشد، ولی نیست. آدم یاد «یکی بود، یکی نبود» می‌افتد.

تعرض جسمانی احکامی دارد. یکی از احکام آن قصاص است. در مورد قصاص احکام دیگری هم هست. حالا بنده سعی می‌کنم توضیحات بیرون از کتاب را سریع‌تر بگویم. در مطلب خیلی مطالب را هم که عرض می‌کنم، عمدتاً از درس خارج فقه قصاص رهبر معظم است. "حدود" حالا بنده سیزده‌چهارده سال است ان‌شاءالله خواهم گفت به شما؛ ولی خیلی جمع‌وجورتر و تخصصی‌تر، سندی و… این‌ها. بحث‌های قشنگی است، مهم است؛ و حیف، دو سال طول کشید، هفتادوهشت تا… .

یکی دیگر از احکام قصاص این است که صاحب حق که به او «معتدی‌علیه» می‌گویند، یعنی کسی که به او تعرض شده، این می‌تواند عفو بکند. عفو هم می‌تواند مجانی باشد، رایگان عفو بکند؛ هم می‌تواند "عفو در مقابل دیه" باشد که می‌گوید: «دیه می‌گیرم و عفو می‌کنم» یا «مجانی». ما در کتاب قصاص فقط از قصاص بحث نمی‌کنیم؛ از دیه هم بحث می‌کنیم، از عفو بحث می‌کنیم، از طرق اثبات جنایت بحث می‌کنیم. چطور اصلاً اثبات می‌شود که این، چنین جنایتی کرده و این قاتل است؟ ولی به‌هر‌حال، عمده مباحث این کتاب در مورد خود قصاص است؛ لذا به آن می‌گویند کتاب قصاص.

از زمان محقق به این طرف، یعنی بعد از محقق، غالباً در کتاب‌های فقهی به این کتاب گفته‌اند «کتاب القصاص». ولی قبل از محقق و بین مؤلفین قدیم ما، قدیمای ما، برخی از بزرگان به این کتاب می‌گفتند «کتاب الجنایات» یا «کتاب الجراح». قبل از محقق اول محقق حلی، در کتب اهل سنت هم معمولاً به این کتاب می‌گویند «کتاب الجنایات»، «کتاب الجزاء»، «کتاب الدماء». حضرت آقا دارند در مورد اینکه فرق مباحث کتاب قصاص با حقوق جزای عمومی و حقوق جزای اختصاصی چیست، بحث جرم و اینهاست که دیگر به آن بحث خیلی نمی‌پردازم.

نداریم، بیشتر اصل مباحث را عرض بکنم. البته ایشان پیشنهادی دارند که همه این کتاب حدود و قصاص و اینها، دیات و اینها، کل بحث مباحث در حقوق، دانش حقوق، بحث‌های مباحث مربوط به جرم و جنایت و اینها، حقوق جزای اختصاصی و حقوق جزای عمومی و اینها، آن شکلی باید جمع بشود و یک کتاب بشود؛ از این حالت سه‌چهارتا کتاب در‌آیند.

بحث اولی که داریم، در مورد معنای لغوی «قص» به کسر قاف است. کتاب گفته: «و هو الجزاء علی الجنایة بمثلها»؛ ولی تعریفی که معمولاً دارند این است که می‌گویند: «مجازاة المعتدی علی غیره بمثل ما جنی». «مجازاة المعتدی»؛ معتدی کسی است که جنایت کرده است. «علی غیره»؛ انسان است یا حیوان هم می‌تواند باشد؟ می‌تواند باشد. یعنی بنده اگر زدم گاو شما را زخمی کردم، شما هم زخمی می‌کنی؟ پس ما غیر انسان را نمی‌توانیم قصاص بکنیم، فقط انسان. «علی غیره» منظور انسان. حالا یا «فی نفسه»، بدنش؛ «بمثال ما جنی علیه»، همان جنایتی که تو به من کردی، من هم همان را به تو وارد می‌کنم. آبرو را قصاص می‌کنیم؟ یا جراحت، دستش را قطع می‌کنیم؟ پس بحث ما اینجا «قطع» و «جرح» و «ضرب» است. یا می‌بُری، یا جراحت وارد می‌کنی، یا می‌زنی. «زرد بکشه» مقصود: زخم بکشه. از جهت اینکه آن حیوان است، مجازات ندارد؛ از جهت مملوکیتش مجازات دارد. آن هم فقط مجازاتش چیست؟ آقا! مجازات مالی. دیگر قصاص… .

«قصاص» در لغت از دو ماده گرفته شده است. دو معنا در این اصل به کار می‌رود: گاهی اوقات به معنای «تتبع الاثر»، «تتبع الاثر». معنایش چیست؟ آقای سالار! در پی نشانه رفتن، در پی اثری رفتن. دو جا در قرآن استفاده شده است: یکی سوره قصص، آیه ۱۱؛ «در پی نشانه رفتن، در پی اثری رفتن». به خواهر حضرت موسی، مادرش گفت: «قُصیّه»، کجا می‌رود؟ و سوره کهف، آیه ۶۴: «فارتدا علی آثارهما قصصاً». از همان‌جا که آمده بودند، دوباره برگشتند، «ارتداد» پیدا کردند. دو تایی برگشتند «آثارهما»، همان‌جایی که بودم. این یک معنا. معنای دوم، «قطع و بریدن». می‌گویند: «قص الشعر»، مو را چی است؟ برادر، ناخن، ناخن برید، کوتاه کرد.

قصاص… بحث می‌کردند در مورد اینکه کدام معنا بهتر است؟ معنای اول را رهبر انقلاب تأیید کردند. بحث دوم، آقا جان، در مورد این است که قصاص جزو ضروریات دین است. قشنگی‌اش، البته یه بخش مهمش همین است که انکار ضروریات موجب چیست؟ آقا! ارتداد. بحث انکار حکم این که کسی که منکر ضروریات بشود، اختلافی است. برخی گفته‌اند که بعضی گفته‌اند که همین‌که ضروری دین را انکار کرد، به شرط اینکه این ضروری دین را که انکار می‌کند، انکار این برگردد به انکار… برو آقا، قصاص چیه، آقا؟ اسلام… برو بابا! این مسخره‌بازی‌ها رو جمع کنید. بعضی دیگر گفته‌اند که ضروری دین را اگر انکار کنی، فی حد نفسه موجب ارتداد است؛ حتی اگر پیغمبر و دین و رسالت و اینها را هم انکار نکرده باشد، لازم نیست به آنجا برگردد. از بعضی گفته‌اند اگر از اینجا ناشی شود که اصل دین مرتد است، اینطور باشد، اصلاً دیگر بحث ضروریات دین فقط حرام و واجبات نیست. هر چیزی که توی دین واضح است، مثال زده‌اند، مثل نماز شب. نماز شب مسلماً یکی از احکام است. اگر بگویی آقا نماز… گردنت را می‌زنم تا بفهمی چیه.

بحثی است که بالآخره چند تا نظر است. پس در هر صورت، یکی از واضحات در شریعت و ضروریات دین که هیچ شبهه‌ای در آن نیست، قصاص است. ضروریات و واضحات دیگر نیاز به اثبات ندارد. فوق ادله است، نیاز به اثبات ندارد؛ ولی اینجا به‌هر‌حال بحثی از ادله این هم می‌شود. در واقع، اسلوب منطقی بحث رعایت شده است. چند تا آیه در قرآن ما داریم که توی کتاب هم به آن پرداخته. اینها همه‌اش دلالت می‌کند بر تشریع قصاص. در بعضی از اینها هم اشاره می‌کند به فلسفه قصاص. اولین آیه‌ای که اینجا آوردند، آیه ۱۷۹ کتاب خودمان، آیه ۱۷۹ سوره بقره است. رهبر انقلاب آیاتی که مصرف می‌کنند برای اینکه در قرآن بحث قصاص مطرح شده، این آیه را مطرح می‌کنند؛ در مقام تشریع قصاص، در مقام تعلیل علت قصاص چیست؟ البته در ضمنش آیات دیگری است که ایشان مطرح می‌کنند و توی همان آیات هم البته بحث‌های نکاتی هست، نقدهایی هست و جواب‌های آیه ۱۷۸ سوره بقره: «کُتِبَ عَلَیکُمُ القِصَاصُ...».

قصاص مادون نفس: «حرّ را در برابر حرّ، عبد را در برابر عبد، انثی را در برابر خنثی»، در حالی که «ذکر در برابر انثی، حرّه در برابر»… مصادیق را… چیزی که هست این است که به صورت کلی می‌خواهد بیان بکند که هم زن قصاص می‌شود، هم عبد قصاص می‌شود، هم آزاد. اینها را دیگر اشاره نکرده که «حر در برابر حر» قصاص می‌شود.

یکی دیگر از آیات، آیه ۴۵ سوره مائده است: «و کَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنفَ بِالْأَنفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ». «ما در تورات این را تشریع کردیم». تورات و احکام شریعت سابق که برای ما حجیت ندارد که. چند تا جواب به آن داده شده است: اولاً که قرآن دارد الان تشریع می‌کند، بعد دارد تصدیق می‌کند و احکام را دارد با جزئیاتش گفته، نسخ شده است. در هر صورت، قصاص حکم روشنی است.

آیه ۱۲۶ سوره مبارکه نحل: «وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِه». کسی را عقوبت کنید به مثل آنچه که عقوبت شده‌اید. چشمت را کور کرده، چشمش را کور کن.

آیه ۱۹۴ سوره بقره: «شَهْرُ الْحَرَامِ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَ الْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ». اطلاق این آیه هم خوب است؛ هرکه به شما تعرض کرد، دشمنی کرد، به همان اندازه به او تعرض کنید. «اعتدا» را گفتیم معنایش چیست؟ تعرض.

به روایات هم که در این موضوع متواتر است. البته روایات عمدتاً امور فرعی قصاص را بیان می‌کنند ولی به‌هر‌حال همه با همدیگر در مورد یک اصل و در مورد اصل مشروعیت قصاص دارد صحبت می‌کند. قصاص اجماع را هم که البته دیگر اجماع اینجا جایگاه ندارد. چرا آقا؟ داریم دیگر؛ مدرک اجماع بود. جایگاه حجیت اجماع، اصل حجیت اجماع سر جای خودش بود، مشکلش این بود که این اجماعمان محتمل بود که از آن روایات گرفته شده باشد؛ ولی اینجا دیگر اصلاً اجماع جایی ندارد با دلیل لفظی، اصلاً نوبت این هم بحث از اجماع در اثبات مشروعیت… .

و صلی الله علی سیدنا محمد.

الان زمانش نیست، ضروریات دین نیستش که. اینی که مثلاً این میزان حجاب چقدر است؟ اختلافی است. از آیه چی بفهمیم؟ از روایات چی بفهمیم؟ و مباحث مختلفی که هست. حالا شبهات، ما اینجا شبهات مفهومی داریم، شبهات مصداقی اینجا داریم. اینها که می‌آید، شبهات… همین که یکم شبهه آمد، مسئله از آن وضوح و یقینی بودن و شفاف بودن درآمد، دیگر حدود احکام دفع می‌شود، می‌رود کنار (قواعد کلیدی کتاب حدود را رعایت کنید). لذا آنی که دیگر واضح و شفاف و صددرصدی است که دیگر قسم حضرت عباس (ع) خیلی مهم است. وسواس یکی از مراجع با همین درمان کرده، گفته بود که: «از طرف من، من وکیلت می‌کنم، نجسه یا نه؟ وایسا. به نماز… در یه صورت نماز نخون: وایسا قسم حضرت عباس (ع) بخور که این نجسه است. بگو به حضرت عباس (ع) قسم نجسه است! بعد برو دوباره قسم حضرت عباس (ع) بخور که همین آقا دقیقاً متن دین واضح و یقینی، همه گفتند نه».
از آن چیزهایی که ماها خیلی ایقان و سرعت و یقین و وضوح داشته باشد، مسئله حجاب: «الّا ما ظهر منها». اگر خودش ظاهر شد، نه اینکه خودت ظاهر کنی. بادی می‌خوری، از صورتت می‌رود کنار، اشکال ندارد. این مفهومی است.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه