شرح کتاب تحریر الوسیله

جلسه سوم

00:52:52
67

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

بحث چهارم در آب‌هاست که از رساله و نظرات مراجع بررسی می‌کردیم. بحث آب کُر، آب قلیل، آب جاری و آب باران را مطرح کردیم. دو آب دیگر می‌ماند: آب باران و آب چاه.

آب باران: اگر به چیزی نجس که عین نجاست در آن نیست، یک مرتبه باران ببارد و جایی که باران به آن برسد، پاک می‌شود. یعنی اگر چیزی نجس باشد، ولی عین نجاست در آن نباشد، یک مرتبه باران به آن بخورد، عین نجاست آن - پری خشک‌ شده و عین نجاست - ظاهراً دیگر گرفته نمی‌شود. بله، الان مشهود نیست. بله، مثلاً مدفوع و مشخص یا خون. مثلاً قطره خونی خودش احساس می‌کند که هست یا حالا نجاست دیگر. ولی اگر به نحوی است که شما الان نگاه می‌کنی، آن نجاست نیست، عین نجاست این. اگر بابت رنگ فرش باشد چی؟ رنگ فرش باعث می‌شود که احتمال مشخص - عرض کنم که اینجا مشتبه می‌شود - انسان اگر یقین دارد که نجاست به این رسیده و حالا مشتبه است که عین نجاست هست یا نیست، اینجا احتیاط بکند (دو مرحله). فرش سفید مثلاً مشخص می‌شود. علی ای‌حال، وقتی که عین نجاست نیست، این یک بار باران به آن بخورد، جایی که باران به آن برسد پاک می‌شود. در فرش و لباس و مانند این‌ها، پرده، فشار لازم نیست، ولی باریدن دو-سه قطره فایده ندارد. باران می‌خورد، نَم می‌گیرد و بزند، فقط در حدی که "تلیح" در مورد باران نیست؛ بلکه باید طوری باشد که بگویند باران می‌آید، "باران" باشد، یعنی بیاید و جاری باشد.

حالا ما مثلاً در فارسی (البته در عربی ظاهراً فرق می‌کند، مثلاً "متصل" و "قیس" و عرض کنم که "بابل" و "تعابیر مختلف" اقسام باران‌ها را وقتی خیلی کم بیاید، متوسط بیاید، شدید بیاید، اسمش فرق می‌کند)، ولی در فارسی ما مثلاً می‌گوییم چی؟ نَم گرفته، نَم زده، چی می‌گویند؟ یک اصطلاحاتی به کار می‌برند: "نَم‌نَم بارون" (یک اصطلاحاتی)، "نَرْمِه بارون" (خیلی کم‌کم قطره‌قطره است، اصلاً چیزی تهش نیست). ولی باران‌هایی که رگباری است، این‌ها... توی سریال، بهترین سریال‌ها بود، ساخته بودند، هر شبش یک باران شدید داشت. یکی از شخصیت‌ها شوخی کرده بود، یک عکس خیلی سرسبز این‌ها گذاشته بود، گفته بود که اگه اینجوری که این سریال تهران باران بیاید، دو سال دیگه ما درختای تهران همین شکل باران، این شکلی وقتی بیاید، این وقتی یک بار بخورد به آن فرش و لباس و این‌ها، عین نجاست هم تویش نباشد، باعث می‌شود که پاک شود.

آیت‌الله سیستانی می‌فرمایند که به هر جای آن یک مرتبه باران برسد، پاک می‌شود، مگر بدن و لباس که به بول نجس شده باشد که در این دو، بنابر احتیاط، دو مرتبه لازم است. بدن شما - ایشان دیگر حتی فرش و این‌ها نمی‌گوید - شما زیر باران بروید با تن نجس، صورت خونی (عین نجاست خونی بوده)، عین نجاست هم الان نیست؛ درست؟ اینجا باران که به صورت شما می‌خورد، صورت شما پاک. لباس شما خونی بوده، باران می‌خورد، خیس می‌شود و لباس شما هرچی. ولی اگر به بول نجس شده، لباس یا بدن، این باید برابر احتیاط دو مرتبه یک فشاری (خشکی مثلاً بینش بیفتد)، آها مثلاً یا مثلاً فشار بدهید. و در فرش و لباس و مانند این‌ها فشار لازم نیست. البته باریدن دو-سه قطره فایده ندارد، بلکه باید طوری باشد که بگویند باران می‌آید. از این البته فشار لازم نیست، معلوم می‌شود که آنجا می‌فهمند دو مرتبه. یعنی با فشار، یک عصاره‌ای باید گرفته بشود. احتیاط در این دو، برابر احتیاط دو مرتبه. ایشان بعد فتوا نیست.

آقای بهجت هم می‌فرمایند که بلکه باید بنابر اَحْوَط طوری باشد که بگویند باران می‌آید و به حد جریان برسد. هم جریان ذکر می‌کند، هم در مورد اینکه بگویند باران می‌آید. امام، فتوایشان بود که جاری بشود و به حد جریان برسد. بله، و اگر زمین طوری است که آب بر آن جریان پیدا نمی‌کند، کافی است که به حدی ببارد که اگر زمین سخت بود، بر آن جاری می‌شد. (سنگلاخی، یک چیزی، آب جاری نمی‌شود.) ملاک جاری بودن. خب، این هم از این مسئله. خب، ما چون این برخی از این مسائل را در تحریر نداشتیم، باید اشاره بکنیم از رساله حضرت.

اگر باران به عین نجس ببارد و به جای دیگر ترشح کند، به عین نجاست بخورد و به جای دیگر ترشح کند، اگر عین نجاست همراهش نباشد و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد، پاک است. پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح کند، چنانچه ذره خون درش باشد یا آن‌ که بو یا رنگ یا مزه خون گرفته باشد، نجس است.

مسئله بعدی این است که بله، دیگر اصلاً بحث نجاست باید بداند تا نداند، اصلاً نجاستی نیست. حالا برخی هم گفته شده، خیلی سریع اشاره می‌کنم که یک سری ریزه‌کاری‌هاست. اگر بر سقف عمارت یا روی بام آن عین نجاست باشد، تا وقتی باران به بام می‌بارد، آبی که به چیزی نجس رسیده و از سقف یا ناودان می‌ریزد پاک است. آب متصل است. این آب ناودان پاک است. این هم که پایین است، آب توی کوچه دارد می‌آید، چون می‌دانی که آن بالا نجس بود. الان زیر توی کوچه وایستاده‌اید. خب، چون متصل است و بعد از قطع شدن باران اگر معلوم بشود آبی که می‌ریزد به چیز نجس رسیده، نجس می‌شود، دیگر باران قطع شده، الان آب می‌آید. من هم که نجاست می‌خواهم دیگر. نجس است.

مسئله بعد، زمین نجسی که باران بر آن می‌بارد، پاک می‌شود و اگر باران بر زمین جاری بشود، جابجایی نجسی که زیر سقف برسد، آن هم پاک می‌کند. خب، البته آقای بهجت اینجا دو تا اختلاف دارد. یکی آنی که از سقف و ناودان می‌ریزد را آقای بهجت می‌فهمند که اگر صفات عین نجس را نداشته باشد، مضاف نشده باشد، پاک است. ایشان قید می‌زند که مضاف نشده باشد. بله، امام غیرمضاف نگفت. یکی دیگر هم اینکه دوباره باز اینجا هم که روی زمین جاری می‌شود و این‌ها باز ایشان قید می‌زنند که مضاف نشده باشد. گاهی زمین چیزهایی دارد، خلاصه این آب و گل می‌شود و این‌ها می‌شود، آن دیگر سیمان و جاری می‌شود. الان شن بود و ماسه بود و سنگ بود... چی بود؟ گِل است الان روی زمین جاری. این دیگر پاک است. این هم نکته خوبی است. اگر مضاف یا متغیر به نجاست نشده باشد. وقتی که اصلاً نجاست به این غلبه دارد، یک تکه مدفوع بود جایی یا یک حیوان مرده‌ای افتاده بود روی زمین، پاشیده بود، باران آمد. باران حجمش زیاد است، ولی خب مثلاً یک سگ مرده، دارد جنازه سگ را می‌برد، پاک نمی‌شود. خود آب نجس است و هرجا که دارد می‌رود، دارد نجس می‌کند.

خب، مسئله بعدی خاک نجسی که به وسیله باران گِل بشود. ما یک خاک نجس تویش خون افتاده، باران می‌آید، این را گِل می‌کند و آب آن را فرا بگیرد، این گِل - باران بهش خورده، گِل شده، آب فرا گرفته - این پاک است، اما اگر فقط رطوبت بهش برسد، پاک نمی‌شود. فقط گِل بشود، آب باران همه اجزای آن را فرا بگیرد، همه تار و پودش تنیده بشود، به شرط اینکه معلوم نباشد آیا به وسیله رسیدن به خاک، مضاف شده باشد؛ به همه خاک برسد، ولی خب اولی که به خاک می‌رسد، می‌خواهد نفوذ بکند، آن اول مضاف نشود. اولی که آب می‌خورد به این خاک، دارد نفوذ می‌کند که برود همه را بگیرد. دیگر حجم خاک، جنس خاک این‌ها مهم است دیگر. بعضی خاک‌ها نفوذناپذیرند، بعضی‌ها زود نفوذ می‌کنند.

حالا مسئله بعدی‌ام این است که این هم خیلی مهم است. ما الان یک چاله داریم مثلاً، دارد باران می‌آید، تویش هم آب جمع شده، متصل به باران هم هست. می‌توانم سریع لباسم را بیاورم تو این آب، این چاله بشویم؟ لباس نجس‌ام در جایی جمع بشود هرچند کمتر از کُر باشد، چنانچه موقعی که باران می‌آید، چیز نجسی درش بشورند و آب بو یا رنگ یا مزه نجاست هم نگیرد، این پاک می‌شود. (نجاست. توی مسئله قبلی هم آقای بهجت، مضاف نشده باشد.) آقای بهجت همین را احتیاط دادند که احتیاط پس آیا قانون جایی جمع بشود، کمتر از کُر هم هست، متصل به باران هم هست، شما چیز نجس تویش می‌شویی، طعم و رنگ و بویش عوض نمی‌شود؟ این هم از این مسئله آخر.

اگر بر فرش پاکی که روی زمین نجس است، باران ببارد، فرش پاک، زمین نجس (با کف پشت بام نجس بود، رویش فرش انداخته بودیم)، حالا بر زمین نجس جاری بشود، فرش نجس می‌شود؟ فرش نجس نمی‌شود، زمین هم پاک می‌شود، تازه. آیت‌الله سیستانی می‌فرمایند که فرشی که روی زمین است، باران می‌آید، در حال باریدن از فرش به زمین هم برسد، این از فرش رد شود، آنقدر باران قوی باشد، این فرش نجس نمی‌شود، زمین هم پاک می‌شود. ایشان از فرش رد شود، تام قبل از این باران بیاید. مسائل قبلی‌ام مطرح است. انگار برای این مسئله باید جاری بشود. اگر غیر از این بود، باز باران هم حساب می‌شود. حتماً برای اینکه آن زمین پاک بشود، باید به زمین هم برسد. معمولی نباشد. بهش بگویند باران. بهش می‌گویند باران وقتی که جاری می‌شود، می‌گویند باران دیگر، قشنگ راه می‌افتد. بله، هم جاری بشود، هم رد بشود. یعنی از این فرش‌های زمختِ کلفتی که ازش آب رد نمی‌شود مثلاً، نباشد. این ازش فهمیده می‌شود دوباره. مگر اینکه آب مضاف یا متغیر باشد.

باز آب مضاف نشود، تغیر پیدا نکند، مضاف نشود. خیلی خب. این هم از این مسئله. آقای بهجت هم آنجا دوباره قید کردند که آن چاله‌ای که آب تویش جمع شده و این‌ها، آن هم حالا هم بحث مضاف، هم بحث اینکه بعد از باران دیگر تویش نمی‌شود چیزی شست، نجس می‌شود اگر تویش می‌خواهیم. این هم از این.

خب، برویم سراغ آب. باران می‌آید. پاک و متاهل نیست. طاهر و غیرمضاف. آب چاه. آب چاهی که از زمین می‌جوشد، حتی اگر کمتر از کُر باشد، اگر نجاست بهش برسد، خرمای چاه منزل داریم. این درش وا بود مثلاً، یک قورباغه افتاد تویش، مرد (خیلی رایج است تو این جاهای شمال و این‌ها، گربه). خب، این الان گربه تویش مرده. مردار است. مردار هم که نجس است. الان این آب چاه هم که کمتر از کُر است. چقدر آب دارد؟ ۴۰۰ لیتر بخواهد آب داشته باشد، ۳۸۰ و خرده‌ای. خیلی آبی که از تویش است مثلاً ۱۰۰ لیتر-۲۰۰ لیتر دیگر خیلی باشد. اینجا این نجس می‌شود یا نمی‌شود؟ اصل مطلب این است که، آها، بعد من یادم است که مثل خیلی طول و در چیزی باید مشخص کنیم. بله، می‌فرمایند که تا وقتی رنگ و بو و مزه‌اش به واسطه نجاست تغییر نکرده، پس این اگر نجاست بهش هم برسد، پاک است، به شرط اینکه این‌ها تغییر نکند. ولی مستحب است، امام، مستحب است که بعد از رسیدن بعضی از نجاست‌ها، مقداری که در کتاب‌های مفصل گفته شده، ازش آب بکشند که بهش می‌گویند بعد از خروج نجاست دیگر، عین نجاست، عین نجاست. بله، اصل عین نجاست را بردارند. بله، که حالا تعدادش هم اشاره کردیم. من یادم هست قبل از تعطیلات اشاره کردی. حالا این را مفصل‌اش را مثلاً توی لُمعه و جاهای دیگر گفتند: آدم بیفتد تویش، موش باشد چی باشد. بله، زمانی که رنگش عوض نشده. بله، رنگ و طعم و ولو نجاست تویش هست. قورباغه مرده، شما آب را می‌خوری مزه قورباغه مرده نمی‌دهد. آب دارد از چاه در می‌آید، توی لوله است دیگر. این مزه قورباغه مرده نمی‌دهد. وقتی که مستحب است به آن مقدارهای مشخص برای فلان حیوان، مثلاً ۴۰ تا سطل باید بکشد. می‌گویند "نَضح" بر "جلن" در لُمعه بهش اشاره شد که به خود احکامش هم که به چه نحوی این را بیرون بکشند و این‌ها، چهار نفر باشند، بعد در سه شبانه‌روز مثلاً بیرون بکشند. متصل هم باشد چی باشد، اشاره بهش شده که الان دیگر مسئله‌ای که این بخشش یعنی کمتر مبتلابه باشد، یعنی معمولاً چیزهایی که می‌افتد توی چاه، آن جور مثلاً انسانی بیفتد توی چاه، اینجا به این نحو.

مسئله بعدی هم این است که اگر نجاستی توی چاه بریزد و بو یا رنگ و مزه آب تغییر بدهد، اگر حالا تغییر آب چاه از بین برود، موقعی پاک می‌شود که با آبی که از چاه می‌جوشد، مخلوط بشود. یعنی شما مزه آب عوض شده بود، یک یک هفته می‌رویم مسافرت، برمی‌گردیم، مزه، دیگر آن مزه آن نجاست، مزه خون می‌داد، خون ریخته بودید، برگشته، مزه‌اش رفته به خاطر اینکه آب جدید دوباره جوشید باهاش مخلوط شد. اگر این جوریه که درست است، مشکلی حل شده. نه، مسئله حل. خب، این هم از این.

آقای بهجت می‌فرمایند که اگر این تغییر، اگر این رنگ و طعم یا بو که تغییر کرده بود از بین برود، تغییر از بین برود، این بنابر احتیاط واجب آب موقعی پاک می‌شود که به آبی که از چاه می‌جوشد متصل بشود. اگر آب باران یا آب دیگر در گودالی جمع بشود و کمتر از کُر باشد، عرض کردیم وقتی که باران قطع می‌شود، نجاست بهش برسد، نجس می‌شود که امام هم.

مسئله بعدی، بخش بعدی احکام آب‌هاست. بحث‌های خوبی داریم و بعدش وارد بحث تخّلی می‌شویم، و که تخّلی را از تحریر خواندیم و از روی رساله باید. آب مضاف، معنی‌اش گفته شد. این چیز نجس را پاک نمی‌کند. وضو، غسل هم باهاش باطل است. اگر ذره نجاست به آب مضاف برسد، نجس می‌شود. زرد سر سوزن نجاست برسد. ولی اگر با فشار روی چیز نجس بریزد، مقداری که به چیز نجس رسیده نجس و مقداری که بالاتر از آن است، پاک است. شما گلاب را با فشار از آن بالا فواره دارد یا چی دارد مثلاً از بالا دارد می‌ریزد، ما ظرف اینجا داریم، این هم نجس. پوشک بچه است، باز شده، آن بغل و دستگاهی که دارند گلاب می‌گیرند، با فشار می‌آید، می‌رود مثلاً توی حوض. با فشار که می‌خورد، آن بالا نجس نشده. متصل است دیگر، با فشار دارد می‌آید. این پایین هم متصل. این‌هایی که اطراف نجاست، نجسی، آن بالاییه که با فشار دارد می‌زند، او نجس نیست. مثلاً اگر گلاب را از گلابدان روی دست نجس بریزند، نجس است، آنی که به دست نرسیده، پاک است. متصل شد، از سر گلابدان به این دست متصل بود دیگر، آب متصل بود. خب، این دست هم که نجس است. از پایین چیزی که بالاست و فشار هم دارد، نجس است. آفتابی بیاید. آقای بهجت، از بالای یادتان است؟ بالا باشد کفایت می‌کند، حرکت مهم است. خب، و نیز اگر مثل فواره با فشار از پایین به بالا برود، باز هم فشار مهم است. اگر نجاست به بالا برسد، پایین نجس نمی‌شود. نظر شریف حضرت امام رضوان‌الله علیه.

آقای بهجت می‌فرمایند که آب مضاف هر قدر زیاد باشد، حالا ما یک استخر داریم، استخر بزرگ پُر گلاب. استخر بزرگ، دو برابر کُر. یک قطره خون که برسد، همه استخر نجس است. در مضاف، کُریت مطرح نیست. مضاف، مَعْرُوف است. در موارد متعارف که احتمال نجس شدن به وسیله ملاقات داده بشود. ولی اگر از بالا با فشار روی چیزی نجس بریزد که بچه هم فشار - خب، بالاخره منظور همین است، یعنی قطره‌قطره نباشد - مقداری که به چیز نجس رسیده، نجس و مقداری که بالاتر از آن، پاک. مثلاً اگر گلاب را از گلابدان روی آنی که به دست رسیده، نجس، آنی که به قسمت آخر آب نجس بشود، نجس شدن قسمت اول آن، محل تامل است. اگرچه سطح اول و آخر آب یکی باشد و از بالا به پایین جریان نداشته باشد، در صورتی که عُرفاً ملاقات تأثر و انفعال حاصل نکند. نکته مهم. آقای مضافی داریم، آن سرش رسیده، این تهش هم نجس باشد، تهش هم نجس بشود، محل تامل است، فتوا نداده است. در صورتی که عُرفاً به سبب ملاقات، تأثر و انفعال حاصل نشود. الان رسید، ولی تأثری باشد، رسیده باشد به این آب، توی آب نفوذ کرده باشد، آن تهش، آن ور قطره خون تماس دارد باهاش، با آن نجاسته. خب، حالا در سطح خودش بگوییم، این ته استخر آن هم نجس باشد. در بعضی موارد که آب مضاف جریان دارد، اگر قسمت آخر آب نجس بشود، نجس شدن قسمت اول آن، خالی از تأمل نیست. قسمت آخر، قسمت اولش هم نجس باید باشد. این خیلی نمی‌شود حالا پذیرفت. هرچند سطح اول و آخر آب یکی باشد، یعنی بالا و پایین نباشد، چند تا یکسان و از بالا به پایین جریان نداشته باشد. یک گلابی جریان دارد. آن تهش با یک نجاستی ملاقات می‌کند. جریان دارد. بالای آب می‌شود. نه بالا پایین ندارد. سطح شیک است. آن جهتی که دارد می‌رود، آن تماس پیدا کرده، بالا نفوذ کرده به این. آن جریان به آن سمت هم دارد می‌رود. فشار به آن سمت دارد. بعید است که این نجاست تویش نفوذ کرده باشد. قسمت آخرش هم نجس است. کوچک ترین چیزی که بیفتد، تمام این بحث جریان ملاقات تأثر و انفعال حاصل شده، اگر حاصل نشود، بلکه نجس نشدن قسمت اول، خالی از وجه نیست. ایشان حتی همان را هم که تماس پیدا کردند، خیلی نمی‌شود گفتش که نجس است. خیلی نظر شما خیلی متفاوت است. جریان آنجایی که دارد خارج قسمت اولش است دیگر. قسمت اول این است که دارد می‌رود. این هم از.

اگر آب نجس (آیا مضاف نجس) طوری با آب کُر یا جاری مخلوط بشود که دیگر آب مضاف بهش نگویند، پاک می‌شود. گلاب با آب جاری مخلوط می‌کنیم، باران مخلوط می‌شود، شیر مخلوط می‌شود. گلاب دبه بزرگ ما یک شیشه گلاب داشتیم تویش خون افتاد. سطل بزرگ گلاب نیست، عُرفاً گلاب بهش می‌گویند دیگر. عُرفاً، عُرفاً دیگر مخلوط نمی‌دانند. زیاد، خیلی زیاد باشد. ظرف گلاب، آبی که توی یخچال بوی گلاب می‌دهد، ولی تویش گلاب است. آب انار باشد، پرتقال که رنگی هم هست. خب، حالا من که خیلی وسیع باشد، جوری که دیگر اصلاً دیگر تو آن‌ها حل بشود.

آیت‌الله بهجت می‌فرمایند که آب مضاف نگویند، بلکه مردم بگویند آب است. آب، آب مطلق. هیچ کلمه دیگری هم بهش اضافه نشود، این پاک می‌شود. آبی که مطلق بوده، معلوم نیست مضاف شده یا نه، مثل آقای مصلح: مطلق بوده، شک داریم مضاف شد یا نشد. اصل بر مطلق بودن. آبی که مضاف بوده، معلوم نیست مطلق شده است. مضاف بوده، شک داریم مطلق یا نه؟ باز اصل بر چی است؟ مضاف باطل. معلوم نیست به حد مضاف شدن رسیده است، مضاف شد. بهش چند قطره گلاب توش گلاب است، طعم گلاب دارد. معلوم نیست به حد مضاف رسیدیم، معلوم نیست آنقدر گلاب بهش اضافه شده که از معنای از آب مطلق بودن خارجش کرده باشد. اینجا هنوز هم آب است، مطلق. اینکه معلوم نیست مضاف شده یا نه و با مختصر تحقیق و بررسی هم نشود وضعش را روشن کرد. یک وقت هست معلوم نیست، ولی با مختصر تحقیقی روشن می‌شود. آنجا نمی‌توانی شما بنا را بگذاری بر مطلق. تحقیق کن، بررسی کن، بپرس. مختصری تحقیق، مسئله را حل می‌کند. این می‌شود آب. بله، اگر این جوری بشود مضاف، ولی اگر با مختصر تحقیق و بررسی نمی‌شود، شما بنا را مسئله بعدی این است که آبی که معلوم نیست مطلق است یا مضاف، معلوم هم نیست که قبلاً مطلق بوده یا مضاف. یک آبی داریم که نمی‌دانی مستقیم است یا مضاف. قبلش هم نمی‌دانستیم این چی می‌شود. نجاست را پاک نمی‌کند. وضو، غسل هم باهاش باطل است. باهاش باطل. نجاست هم اگر بهش برسد و آب کمتر از کُر باشد، نجس می‌شود و اگر به اندازه کُر یا بیشتر باشد، بنابر احتیاط واجب هم نجس می‌شود. کمتر از کُر باشد نجس می‌شود، بله. اگر به اندازه کُر یا بیشتر باشد، بنابر احتیاط واجب. خب، نه، بحثشان فقط اختلاف این دو تا عبارت توی فتوا و احتیاط کُر منظورمه‌ها. کمتر از کمتر مشخص. آن فتوا. حتی کُر و بیشتر از کُر هم احتیاط واجب. دو طرفش معلوم نیست. نه معلوم مطلق است، نه معلوم مضاف است. نه معلوم است قبلاً مطلق بوده، نه معلوم است قبلاً مضاف بوده. مبهم، مبهم. حالت سابق داشتیم. معلوم نیست که مضاف شده، ولی می‌دانستیم که مطلق. ولی اگر به اندازه کُر یا بیشتر باشد و نجاست بهش برسد، نجاست بهش برسد، حکم به نجس بودنش نمی‌شود، واجب می‌شود. کُر باشد.

آبی که عین نجاست مثل خون و بول بهش برسد و بو یا رنگ یا مزه را تغییر بدهد، اگر کُر یا جاری باشد، نجس می‌شود. مزه آن به واسطه نجاستی که بیرون آن است، عوض بشود. مثلاً مرداری که پهلوی پهلوی آب است، ولی بوش عوض شده. بله، این نجس نمی‌شود که قبلاً اشاره شد. واجب. بنابر احتیاط واجب نجس می‌شود. مردار کنار آب است. بوش آب را برداشته. احتیاط واجب نجس است. این آقا نه. مسئله خدا. خیلی ظرافت. این اختلاف فتواها تو مباحث استدلالی خیلی ذهن را کمک می‌کند. ذهن اتوماتیک فعال می‌شود. همین الان که شما این اختلاف را می‌شنوید، استدلالش بالاخره؟ اجزای آن مردار توی این آب است. وگرنه چرا دارد بوی آب؟ اجزایش هست. وقتی اجزا هست... نریز بحث استدلالی را، ذهن قوی.

آبی که عین نجاست مثل خون و بول درش ریخته و بو یا رنگ یا مزه آن را تغییر داده، اگر به کُر یا جاری متصل بشود یا باران بر آن ببارد یا باد باران درش بریزد یا آب باران در موقع باریدن از جاری بشود و تغییر آن از بین برود، پاک می‌شود. ولی باید آب باران یا کُر یا جاری با آن مخلوط بشود. این هم از. آقای بهجت می‌فرمایند که این را تغییر بدهد، پاک می‌شود و اگر قبل از اتصال به کُر یا جاری یا باریدن باران، تغییر از بین برود، همینقدر که آب کُر یا جاری بهش متصل بشود، مخلوط بشود، چون از بین رفته دیگر، تغییر از بین. این هم نکته.

مسئله: اگر چیزی نجس را در آب کُر یا جاری فرو ببرند و در چیزهایی که قابل فشار دادن است، مثل فرش و لباس، طوری فشار یا در داخل آب حرکت بدهند که آب داخل خارج بشود، اگر چیزهایی باشد که در دفعه اول پاک می‌شود، آبی که بعد از بیرون آوردن از آن می‌ریزد، پاک است. یک چیز نجس را توی آب کُر یا جاری فرو برده و در چیزهایی که قابل فشار دادن است، مثل فرش این‌ها که می‌شود فشارش داد، مبلو نمی‌شود فشار داد، طوری فشار یا در داخل آب حرکت بدهند که آب داخل آن خارج بشود، آب تخلیه بشود. درست شد؟ دفعه اول پاک می‌شود، آبی که بعد از بیرون آمدن از آن می‌ریزد، پاک است. آن آب همان اولی که می‌آید بیرون، چون یک مرتبه با یک مرتبه پاک می‌شد دیگر، بیرون پاک. اگر چیزهایی باشد که باید دو مرتبه آن را در آب فرو ببرند تا پاک بشود، آبی که بعد از دفعه دوم از آن می‌ریزد، پاک می‌شود که حالا بعضی نجاسات را باید دوبار شست، بعضی نجاسات یک بار شست. بحثش ان شاء الله می‌رسد.

آیت‌الله سیستانی می‌فرمایند که اگر یک چیز نجس را توی آب کُر یا جاری تطهیر کنند، در شستنی که باهاش آب پاک می‌شود، آبی که بعد از بیرون آوردن از آن می‌ریزد، پاک است، چون به شستن می‌گیرد. آن توی شستنی که پاک می‌شود. خب، آقای بهجت می‌فرمایند که توی آب جاری این‌ها آب بکشند، آبی که بعد از بیرون آوردن از آن می‌ریزد، پاک و پاک‌کننده است. هم طاهر، هم مطهر. خوب، این هم از این مسئله.

آبی که پاک بود و معلوم نیست نجس شده یا نه، پاک بوده، معلوم نیست. کدام حکمش چی است؟ هم پاک است، هم مطهر. پاک‌کننده. آبی که نجس بوده، معلوم نیست که پاک شده. این چی است؟ نجس.

نیم خورده سگ و خوک و کافر. نیم خورده‌اش. کافر، غذایی که خورده، ظرفی که خورده، آبی که خورده. باقی مانده‌اش. مرتد مثلاً مسیحی. مثلاً حالا بدم؟ اهل کتاب اختلاف. کافر وهابی. نیم خورده وهابی. جنگ حمله می‌کنی و خلاصه می‌رسی به یک خلاصه. دستگیر می‌کنی و بعد می‌بینی که سفره پَهن است و یک غذای چرب و شیرین. یک بوقلمونی. نمی‌شود چه نوع ناصبی‌ایَند. ناصبی هم کافر. ملک سنی باشند می‌شود. نیم خورده سگ و خوک و کافر نجس. خوردنش هم حرام. نیم خورده حیوانات حرام گوشت، پاک است، نجس نیست. گربه. نیم خورده گربه را می‌شود خورد. خوردنش مکروه است، ولی پاک است. حیوان حرام گوشتی هم خورده، پاک است، ولی خوردنش مکروه. مثلاً خرگوش. خرگوش نیم خورده چی است؟ ولی خوردنش حرام. آخه خودش حرام. خرگوش، خرگوش نه حرام گوشت. ذَبْح گوشت اسم پاک است ولی خوردنش مکروه. اینجا هم بله. خب، مسئله اختلافی از آقای مکارم و این‌ها هست، ولی مزایای "تبریز" این‌ها. ولی از آقای سیستانی چیزی گفته: کافری که از اهل کتاب، یعنی یهودی، نصرانی، مجوسی نباشد، نجس. خوردن، بله. ایشان کافر را در غیر اهل کتاب. خوردن آن در غیر گربه مکروه است. "گِلِ دَرْمَان" گربه مکروه. نمی‌دانم تبریزی، تبریزی مکروه نیست. بله.

صفر احکام تخّلی. یک ۱۰ دقیقه مطرح کرد. واجب است که وقت تخّلی، مواقع دیگر، عورت انسان را از کسانی که مکلف‌اند بپوشاند، ولو محرم باشند، مثل خواهر و مادر. فقط در مورد همسری که استثنا شده است. با دیوانه ممیز، بچه‌های ممیز و اینها هم که خوب و بد می‌فهمد، از او هم باید بپوشاند. زن و شوهر واجب نیست که خودشان را از همدیگر. در رساله‌های بهجت این واژه "ممیز" نیامده است. دیوانه مطلق. دیوانه فرقی نمی‌کند ممیز باشد یا. مسئله بعدی لازم نیست با چیز مخصوصی عورت خودش را بپوشاند. پارچه و لباس باشد. نه، با دست هم باشد کفایت. آقای بهجت می‌فرمایند که بلکه در غیر نماز با دست هم اگر آن را بپوشاند کافی است. توی نماز نه. سِتْر عورت در نماز باید با لباس باشد. در غیر نماز که سِتْر عورت واجب است، با هرچی که شد فرقی نمی‌کند. حالا البته نماز، برای نماز قید لباس نیاورده‌ام. فرمودند با دست نمی‌شود. در نماز با دست نمی‌شود. اگر مثلاً با دست آن را بپوشاند، کافی است. در مورد تخّلی. در تخّلی و وقت‌های دیگر این جوری است. در مورد نماز فقط.

برای بچه موقع تخیلی باید طرف جلوی بدن، یعنی شکم و سینه را به قبله و پشت به قبله نباشد. همان مقادیم بدن. این به رو یا پشت قبله نباشد. دیوانه غیر ممیز ندارد. پوشاندن نزدن در مورد دیوانه فرقی نمی‌کند ممیز باشد یا نیست. باید ازش پوشاند. اگر موقع تخّلی، طرف جلوی بدن کسی رو به قبله یا پشت به قبله باشد و عورتش را از قبله بگرداند، کفایت نمی‌کند که قبلاً عورت در آقایان از قبله منصرف. و اگر جلوی بدنش رو به قبله یا پشت به قبله نباشد، احتیاط واجب این است که عورت را رو به قبله پشت به قبله. (بدن آن طرفه. عورت را به یک سمت بگیرد که به سمت قبله بشود.) این احتیاط واجب. آنی که بله، اصل آن مقادیم بدن است، ولی حالا خود عورت را هم بخواهد برگرداند. مراجع بزرگ، خیلی بزرگ، نقل شده که ایشان مفتون شده بودند و این‌ها، مخلوس و متون و این‌ها، خلاصه شده بودند و از دنیا با این حالت داشتند می‌رفتند و از ایشان جاری بود، خلاصه مدفوعشان و این‌ها داشت در. خب، از احکام احتضار این است که رو به قبله کنند محتضر را. ایشان را پایش را رو به قبله می‌کردند. شما وظیفه خودتان را عمل کنید، من وظیفه خودم را عمل می‌کنم. وظیفه شما این است که پای من را رو به قبله کنید، من قبله را برمی‌گردانم، دارم تخّلی می‌کنم الان. بله، رحمة الله علیه. بنابر احتیاط نباید موقع تخّلی طرف جلوی بدن و این‌ها رو به قبله باشد. مقادیم را احتیاط.

این هم مسئله بعدی. در موقع تطهیر مخرج بول و غائط. موقع تطهیرش هم رو به قبله و پشت به قبله بودن اشکال دارد یا ندارد؟ ندارد. اشکال ندارد. ولی اگر در موقع استبراء، بول از مخرج بیرون بیاید، در این حال رو به قبله پشت به قبله بودن حرام است. فقط استبراء طهارتش لازم نیست رو به قبله، ولی استمرار حرام است. آقای سیستانی اینجا احتیاط مستحب دادند که در موقع استبراع. آقای بهجت فرمودند که موقعی که دارد تطهیر می‌کند، موقع استبراء بول از مخرج بیرون بیاید یا اینکه بدون بول یا آب مشکوکی در حال استمرا خارج می‌شود، یعنی باز هم مشکوک باشد استبراء بکند، ولی مشکوک. اگر استبراء برای بیرون آمدن بول دارد می‌کند، نباید رو و پشت به قبله باشد. اگر استبراء مشکوک دارد می‌کند، یعنی احتمال اینکه اصلاً بولی هم بیرون نیاید، باز هم آقای بهجت می‌فهمند که رو به قبله نمونه. مجبور بشود رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند، بغل جاده کاری می‌کند و در نظر گرفته مسیر قبله را. یک خانمی از یک جهتی روبروش می‌آید، قشنگ مشخص می‌شود دیگر. دیده می‌شود. برگرداند. می‌شود پشت رو به قبله. اینجا باید رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند، مجبور است دیگر. بله، و اگر راه و نیز اگر راه دیگر ناچار باشد که رو به قبله پشت به قبله بنشیند، مانعی ندارد. یعنی بحث محرم و نامحرم هم نیست از بحث‌های دیگر. همان که عرض کردیم. بله، مثلاً گفتیم کشور خارجی رفته و هتلش مثلاً طبقه بعد از شام همه فرنگی و بعد قبله هم که رفته پیدا کرده و بعد خب یک وقتی مثلاً حالا قبل از تخّلی می‌داند، می‌رود دستشویی پیدا می‌کند یک جای دیگر تو اتاق‌های دیگر مثلاً، ولی الان فی‌الفور باید تخّلی کند وگرنه خانه و این‌ها نجس می‌شود مثلاً. یا ضرری وارد می‌شود برای ضرر دارد. اینجا چی؟ اینجا اشکالی ندارد. پس اصل اضطرار.

آیت‌الله سیستانی می‌فرمایند که توی این حالتی که نامحرم می‌آمد. امام فرمودند که می‌خواهد رو به قبله بنشیند، پشت به قبله، بنابر احتیاط لازم پشت. این هم احتیاط واجب. این است که آقا لذت می‌برید از بحث یا نه؟ اختلاف فتوا این‌ها خوب است. بحث جالب نیست دیگر. از واجبات دیگر باید بلد باشی. احتیاط واجب این است که بچه را در وقت تخّلی رو به قبله یا پشت به قبله ننشانیم. چی می‌گویند؟ سرپا بگیر و این‌ها، آن هم رو به قبله پشت. ولی اگر خود بچه بنشیند، خب باید حتماً برود. نه، تا وقتی مکلف نشده، چون تکلیفی ندارد. خودش نشسته رو به قبله نشسته، تکلیفی ندارد. آن بخشی که ما می‌خواهیم بنشانیم، اجلاس یا جلوس. نشاندن یا نشستن. نشاندنش را و پشت به قبله حرام. نشستنش لازم نیست جلوگیری کنم. نماز نشستن اینجا احتیاط مستحب. آنی که بچه را در وقت تخّلی رو به قبله پشت به قبله ننشانند، مستحب دادند و مسئله بعدی در چهار جا تخّلی حرام است. این را از تحریر نداشتیم. شماره کریم نداشتیم.

اولی در کوچه‌های بن‌بست. اگر صاحبش اجازه ندهد. خب این کوچه و خیابان‌هایی که مسیر مردم است.

دومین، ملک کسی که اجازه تخّلی نداده. تو رستوران‌ها، بین راه، خانه‌های نیمه‌ساز و این‌ها. بله، طرف معلوم است که اجازه نمی‌دهی. حرام است. مشکل.

سومین جایی که برای عده مخصوصی وقف شده، مثل بعضی از مدارس برای شهرستانی‌ها. از هتل برای فلان. برای قومی‌هاست. فشار آمده. یک دقیقه می‌روم اینجا. ملک عامه است دیگر. مثلاً مسجد است، حسینیه است. مال حسینیه زده حسینیه قمی‌ها. اجازه بگیرد از واقف و این‌ها.

و چهارم این است که روی قبور مؤمنین در صورتی که بی‌احترامی به آن‌ها باشد. این هم می‌شود حرام. مؤمنین یا سایر مقامات مقدسه دینی و مذهبی. قبر پاپ بنشیند مشکل. به شرطی که بی‌احترامی به آن‌ها بشود. به شرط اینکه بی‌احترامی به آن‌ها باشد. بلکه حتی اگر نباشد، مگر اینکه زمین از مباحات اصلی باشد. قبر به حساب نیاید، زمین به حساب. تخّلی موجب هتک حرمت یکی از مقدسات دین یا مذهب بشود. تو حرم مثلاً کسی برود گوشه حرم. قبر کسی نیست که من آمده‌ام اینجا گوشه صحن نشسته‌ام تخّلی کنم. صحن جامع رضوی باد بهش خورده بود. خلاصه کلیه‌ها فعال شده. دیوار حرام است.

در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاک می‌شود. مسئله بعدی. سه جا. سه صورت فقط باید غائط را با آب شست. بحث واحد فقط با آب پاک می‌شود. باز سنگ و کلوخ و دستمال و این‌ها می‌شود پاک کرد. سه جا فقط و با آب شست:
۱. وقتی که با غائط نجاست دیگری بیاید مثل خون.
۲. آنی که نجاستی از خارج به مخرج غائط رسیده باشد.
۳. و سوم اینکه اطراف مخرج بیشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد. در بله. در غیر این سه صورت می‌شود مخرج را با آب شست یا به دستوری که بعداً گفته می‌شود با پارچه و سنگ و مانند این‌ها، پاک کرد. پس وقتی که نجاست دیگری باهاش هست، حالا یا با غائط آمده یا از بیرون آمده یا اینکه مخرج، اطراف مخرج بیشتر از حد معمول است، اینجا با دستمال و این‌ها دیگر پاک نمی‌شود. حتماً باید شسته شود. و در غیر این حالت با دستمال و این‌ها می‌شود پاک کرد، اگرچه باز شستن با آب تو همون حالت هم بهتر است. به جز رسیدن بول به مخرج غائط در زنان. اینی که گفته شده که نجاستی از خارج به مخرج غائط رسیده باشد، نجاست از خارج. اگر در خانم‌ها بول است که مخرج غائط رسیده، این اشکال ندارد.

مسئله بعدی را هم که علامت بزنیم ان شاء الله جلسه بعد، فردا ان شاء الله بررسی کنیم. و الحمدلله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب تحریر الوسیله