متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
احادیث کتاب طهارت کتاب شریف «وسائل الشیعه» را در باب تخلی میخواندیم. نُه باب را خواندیم. باب دهم مربوط است به «حکم کسی که استنجا را فراموش کند، وضو بگیرد و نماز بخواند.»
خب، روایت اول از امام صادق (علیهالسلام) درباره مردی است که فراموش کرده جلو و عقب بدن خود را با آب بشوید و نماز خوانده است. در روایت آمده است «مگر اینکه او سه بار با سه سنگ استنجا کرده است.» یعنی او با سه سنگ استنجا کرده، ولی خود را نشسته است. «اگر در وقت آن نماز است، نمازش را اعاده کند.» یعنی استنجا با سنگ کرده، ولی خود را نشسته، فراموش کرده، میآید نماز میخواند. خب، یادش میآید که خود را نشسته است. حضرت میفرمایند که اگر وقت نماز، یعنی وقت نماز، هنوز وقت دارد، فرد میرود، میشوید، میآید، وضو میگیرد، نمازش را دوباره میخواند، وضو را هم دوباره تکرار میکند. «و اگر وقت آن نماز گذشته باشد، نمازی که خوانده، نمازش درست است و فقط وضو میگیرد برای نماز بعدی.» خب، این حدیث اول.
مرحوم شیخ حرّ عاملی میفرمایند که شاید مراد اینجا از وضو، همان استنجا باشد که خیلی وقتها اطلاقش میشود؛ یا اعاده نماز و وضو، حمل بر استحباب شود؛ یا مانند حدیث دوم از امام صادق (علیهالسلام) درباره مردی که وضو میگیرد و فراموش میکند که ذکرش یعنی آلت تناسلیاش را (اینجا بحث ذکر جلو است و ادرار هم کرده بوده) بشوید و نمازش را... بعضی روایات خب، اینها با همدیگر کنار هم باید چیده شود دیگر. حمل بر استحباب میشود.
عمّار صاباتی میگوید که از امام صادق (علیهالسلام) شنیدم که حضرت فرمودند: «اگر مردی فراموش کند که مقعدش را استنجا کند و نماز بخواند، نمازش را نمیخواهد اعاده کند.» میفرمایند که منظور این است که فراموش میکند استنجا به آب کند، استنجا به سنگ میکند.
آنجا حدیث چهارم از موسی بن جعفر (علیهالسلام). کسی از حضرت سؤال کرد که: «آقا، یک مردی در نماز یادش میآید که استنجا نکرده است.» در دستشویی برمیگردد، میرود استنجا میکند، نمازش را دوباره میخواند؛ این حکم درصورتی است که حتی بعد از نماز یادش بیاید، آنجا دیگر کف اعاده کند.
حدیث پنجم، امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «وقتی داخل دستشویی شده، حاجتت را به جا آورده، خونی از تو خارج شده، بعد وضو گرفتهای و فراموش کردی که استنجا کنی. بعد از نماز یادت آمد، باید دوباره نمازت را بخوانی. اگر خونی از تو خارج شده و فراموش کردی که ذکرت را بشویی، نماز خواندی، باید اعاده وضو کنی و نماز و ذکر را هم بشویی؛ به خاطر اینکه بول مثل براز است.» حالا براز نمیدانم اینجا یعنی چه و این هم از این روایتی که خب.
این باب تمام. باب یازدهم. حالا اینجور که بحثها تخصصیتر است، خیلی به کار ما نمیآید. بحث مفصل روش بحث میکنم. فقها مفصل بحث کردند. بیشتر نکات مستحبی که تو این روایات هست، چه آدابی، دعایی، چیزی، یا نکته زیبایی مثلاً دارند، اینها را بیشتر توجه داشته باشیم. قصدمان از خواندن روایت بیشتر اینهاست. به دلیل اینکه بحثها دیگر بحثهای تخصصی میشود که فقها باید بیایند نظر بدهند.
خب، باب یازدهم: «باب استحباب استبرا برای مرد قبل از استنجا از بول.» یعنی وقتی هنوز خودش را نشسته در حالیکه ادرار کرده، خود را نشسته. قبل از اینکه خود را بشوید، استبرا کند، مستحب است.
ابا ابراهیم (علیهالسلام) سؤال شد: «از مردی که شب فکر میکند که این ادرار به لباسش رسیده، ولی یقین ندارد چون در تاریکی به لباسش خورده است. آیا او را کفایت میکند که فقط ذکرش را وقتی که ادرار کرده، بشوید و دیگر این تنشف خشک کردن را نکند؟ مثلاً دیگر لباسها و اینها را نشوید؟» حضرت فرمودند که: «آن جایی را که یقین دارد که به آن نجاست رسیده، آنجا را فقط میشوید. بله. آن جایی هم که شک دارد، در بدنش یا لباسش رها میکند و خلاصه قبل از وضو تنشف میکند.» حالا تنشف چرا باید در لغت از «نَشّ». «تَرشُحُ المُرادُ بِتَنَشُّفِ هُنَا الْإِسْتِبْرَاءُ.» گفتم تشرح اینجا منظور استبراء است و منظور از وضو هم اینجا استنجاست. وضو منظور شستن خود است. پس اینجا حضرت فرمودند که: «قبل از وضو تنشف کن.» یعنی چه؟ یعنی: «قبل از استنجا استبرا کن.»
حدیث دوم: محمد بن مسلم میگوید که: «خدمت امام باقر (علیهالسلام) عرض کردم: مردی ادرار میکند، همراهش آب نیست.» حضرت فرمودند که: «اصل ذکرش را سه بار فشار میدهد، تا سر ذکر، سه مرتبه و طرفش را هم، طرف دیگر هم همینطور. اگر بعد از آن چیزی خارج شد، دیگر از ادرار نیست، از حوائل است.» حوائل یعنی آن عروق، زهر. این دیگر مال رگها و اینهاست. دیگر مال مجرای رگهای پشت است. دیگر مال مجرای ادرار دیگر نیست، اگر آبی خارج شد.
باب دوازدهم: «با دست راست استنجا کردن کراهت دارد.» مست ذکر هم استبرا کردن با دست راست هم موقع ادرار، آن هم کراهت دارد. از امام صادق (علیهالسلام)، حضرت فرمودند که: «پیغمبر نهی کردند که انسان با دست راستش استنجا کند.» در روایت بعد فرمودند که: «استنجا با دست راست از جفاست.» همین استنجا با دست راست از جفاست. «فرمودند که اشکالی ندارد اگر دست چپ بیمار است، مریض است، در دست چپ مریضی باشد، نتواند با دست چپ استنجا کند، با دست راستش کار استنجا کند.» یعنی کار ندارد.
حدیث بعد فرمودند که: «امام باقر (علیهالسلام) وقتی مرد ادرار میکند، ذکرش را با دست راستش مست نکند، تماس پیدا نکند دست راست با مَذَکَر.»
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) از پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نقل کردند: «ادرار کردن ایستاده، بدون علت.» یعنی انسان در شرایط خاصی نیست که مجبور باشد ایستاده ادرار کند. «این از جفاست و استنجا به دست راست هم از جفاست.» بحثش هم میآید که «استنجا با انگشتری که در آن اسم خداست،» با دستی که در آن انگشتر است، این هم در باب هفدهم انشاءالله میآید، بحث خوبی است.
باب سیزدهم: «واجب در استنجا، ازاله* عِین* نجاست است. نه اینکه بو از بین برود.» همین که شسته شد، دیگر نباید آن قدر بشوید که بو از بین برود که عِین نجاست پاک شود.
خب، از امام کاظم (علیهالسلام)، ابن مغیره میگوید که: «به حضرت عرض کردم که استنجا حدی دارد؟» حضرت فرمودند: «نه. همان مکان را میشویند.» عرض کردم: «اگر بشوید، بو باقی بماند چه؟» حضرت فرمودند که: «بو چیزی نیست که به آن توجه شود.»
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «تو را کفایت میکند از شستن و استنجا آنچه که “مَلَأَتْ يَمِينُکَ.”» در حاشیه گفتند: «مَلَأَتْ يَمِينُکَ» یعنی پلۀ آب، یعنی رطوبت پیدا کند، یمینت پر بشود، دست راست مثلاً پر بشود. شاید منظور همین است که اینجا همان آلودگی برطرف بشود، اصل نجاست، عِین نجاست از بین برود.
باب چهاردهم: «استحباب ابتدا در استنجا به مقعد است. از مقعد شروع بکند، بعد احلیل یعنی ذکر. و استحباب مبالغه زنان در آن.» حالا ببینیم از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که نقل شده که عمّار صاباتی میگوید که: «از امام صادق (علیهالسلام) پرسیدم درباره مردی که میخواهد استنجا به آب کند، اول جلو را بشوید؟» حضرت فرمودند: «اول عقب را بشوید، بعد جلو.» و گذشت آنچه دلالت بر بد بودن آن؛ یعنی استحباب مبالغه زنان در استنجا. در احادیث وجوب استنجا، خانمها خیلی خوب مستحبی که زیاد بشویند. در استنجا ظاهراً مقعد را یا حالا احلیل، قرص خانمها مستحب است که خیلی بیشتر بشویند.
خب، باب پانزدهم: «باب کراهت جلوس برای قضا حاجت بر خطوط انهار و آبادیها و اینها که درخت است، بغل رودخانه و اینها.»
از امام صادق (علیهالسلام)، حضرت فرمودند که: «مردی به امام سجاد (علیهالسلام) عرض کرد که: غُربا کجا وضو بگیرند؟» یک شخص غریب وارد شهری شد، کجا برود؟ خب دستشویی عمومی که نبود آن زمان. غریبه این، کجا برود وضو بگیرد؟ حضرت فرمودند که: «از این اطراف رودخانهها پرهیز کند، از این راههایی که محل رفت و آمد است پرهیز کند، از این درختانی که میوه میدهند و زیر آن میوه میریزد پرهیز کند و مواضع ل عن.» مواضع ل عن هم جالب است. یعنی جایی در جلو در خانه طرف ادرار و مدفوع کند که این باعث ل عن بشود. هر که میآید، میگوید: «خدا ل عنت کند پدرش را، ل عنت کند کسی که آمده اینجا پشت در خانه من این کار را کرده است.» مواضع ل عن کجاست؟ فرمودند: «در خانهها، جلو در خانه هر که میآید، رد میشود، برای پدر و مادرش ل عن میکند. بله. طرف بابا به بچهاش گفت که: بچه، عاقبت میکنم. گفت: بابا، من هم عُقُّت میکنم. گفت: چطور عُقُّم میکنی؟ گفت: پشت در خانه مردم خرابکاری میکنم، هر که آمد بیرون میگوید: «اُفّ بر پدرش، ل عنت بر پدرش.»
حدیث بعد، ابوحنیفه قبلاً هم اشاره شد. ابوحنیفه از خدمت امام صادق (علیهالسلام) خارج شد. امام کاظم (علیهالسلام) کودک بودند و پرسیدند که: «کجا قَرَّ قَدیم، کجا برای تخلیه کند که از جلو در مساجد و محل شست و شور و مَسات سُمار و منازل پرهیز کند، رو به قبله نباشد، بهقاعد نباشد و ادرار و لباسش را بالا بکشد، هر جا میخواهد دیگر تخلیه کند.»
پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نهی کردند که کسی کنار چاه آب که از آن آب برداشته میشود، اینجا تَقوُّت کند، یا کنار نهر تقوت کند، نهری که از آبش استفاده میشود، یا زیر درختی که میوه میدهد.
حدیث بعد: پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند که: «سه دسته هستند که اگر بابت کارشان ملعوناند: یکی کسی که زیر سایبانها، محلی که سایبان زدهاند برای نشستن مردم، یک جایی را زدهاند، ملعون است بابت کار خود. دومین دسته، «المانع المنتاب»؛ کسی که یک جایی که دارد همینجور آب میآید، پشت سر هم میآید، آب را ببندد، نگذارد آب از آنجا به مردم برسد. و «سادّ الطریق المسلوک»؛ راهی که استفاده میشود را سد کند، راه را سد کند.» این سه تا بابت کارشان ملعون هستند.
حدیث بعدی: در روایت دیگری فرمودند: «کسی که راه را ببندد، خدا عمرش را کوتاه میکند.» یک راهی را ببندد، خدا ل عنت کند آل سعود را در منا. چه کردند؟ به مردم راه رفت و آمد را بستند، چقدر کشته شدند. انشاءالله با همین دست، دست خودشان، گور خود را شروع کردند، چرا؟ نابود میشوند. خب.
امام صادق (علیهالسلام) از پدرانشان و پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نهی کردند که مردی تقوت کند (همین که عرض شد، در حاشیه چاهی که از آن آب برداشته میشود، یا حاشیه نهری که از آبش برداشته میشود، زیر درختی که میوه میدهد.)
از امام موسی بن جعفر (علیهالسلام) (دوباره همان حدیث که حضرت کودک بودند و ابوحنیفه در زمان باقر (علیهالسلام)) فرمودند که: «پیغمبر نهی کردند که مردی از مسلمین کار تخلیه خودش را اینجاها انجام بدهد، زیر درخت یا نخلی که میوه میدهد؛ به خاطر اینکه ملائکه، ملائکه آنجا موکلاند و جایشان آنجاست.» زیر درخت جای ملائکه است، زیر نخل جای ملائکه است. برای همین درخت و نخل و لذا کراهت دارد. بله، ملائکه با درخت و نخل اُنس میگیرند وقتی که حمل میوه داشته باشد؛ درختی که میوه دارد و نخلی که خرما دارد، ملائکه با این اُنس میگیرند، چون میوه دارد، ملائکه برایش حاضر میشوند. لذا زیر اینها بول کردن کراهت دارد. بله.
حدیث بعد: در سفارش پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) به امیرالمومنین (علیهالسلام): «کراهت دارد ادرار در کنار شط (نهر) جاری و کراهت دارد که انسان حدث کند زیر درخت یا نخلی که میوه میدهد و کراهت دارد که انسان حدث کند در حالی که ایستاده است.»
حدیث بعدی: پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) نهی کردند که کسی بول کند زیر درخت مثمره یا جاده.
از امام صادق (علیهالسلام) از ابایشان و پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند که: «خدا بر شما مکروه کردهای امت، بیست و چهار خصلت را و شما را نهی کرده از آن.» تا به اینجا رسید که: «مکروه کرده بول بر شط (نهر) جاری و مکروه کرده که انسان حدث کند زیر درخت مثمرهای که میوه میدهد، یا نخلی که میوه میدهد.» اینها جزو مکروهات است. خب.
و در حدیث اربع مئه از امیرالمومنین (علیهالسلام)، حدیث چهارصدگانه آخر کتاب شریف «خصال»، امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند که: «لا تَبُلْ عَلَى الْمَحَجَّةِ.» بر محجّه (جاده) بول نکن و تقوت هم بر آن مکن.
باب شانزدهم: «کراهت تخلی بر قبر و تقوت بین قبور و اینکه متقوّع عجله کند ولی چند تا از مکروهاتش که احادیث زیبایی است.» از امام باقر (علیهالسلام) فرمودند که: «هر کس تخلی بر قبری کند، یا روی قبری بنشیند، تخلیه کند یا ایستاده ادرار کند، یا در آب ایستاده ادرار کند (آبی که در جریان نیست، در حرکت نیست)، روی یک پا راه برود، یا ایستاده آب بنوشد، یا در خانه تنها باشد، تو خانه تنها بماند و شب با چربی که روی دستش و اینها مانده، بخوابد، چیزی از شیطان به او میرسد که او را رها نمیکند مگر اینکه خدا بخواهد.» هر کدام از این کارها را که انجام دادید: «برویم با دست چپ بخوابیم، مریضی به امید بیماری بهش میرسد و سریعترین چیزی که شیطان بر انسان خلاصه دسترسی دارد، همین بعضی از این حالات است.» در این حالات خیلی شیطان وقتی انسان تو خانه تنهاست، وقتی انسان دارد آبی را ایستاده میخواهد، منظور شب میتواند باشد، تو آداب زندگی. چقدر انسان میتواند شیطان را از خودش پس بزند. عدم رعایت آداب باعث میشود که شیطان خیلی نفوذش به انسان نزدیک بشود. خب.
حدیث بعدی از امام کاظم (علیهالسلام) فرمودند که: «سه تا چیز است که از اینها ترس جنون میرود.» یکی، «تقوت»! خیلی وقتها این فرد مشکل روانی پیدا میکند، مجنون شده، دیوانه شده، قاطی کرده. نه، سر آنها یکیاش تقوت بین قبور است. بین قبرها خلاصه تخلیه. یکیاش «مشی فی خُفٍّ واحدٍ»؛ روی کفش، با یک کفش راه برود (روی یک پا) و «مردی که تنها میخوابد، ترس دیوانگی بر او است.»
حدیث بعدی در همین اربع مئه از امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند که: «انسان موقع غذاش عجله نکند تا اینکه از غذا فارغ بشود. هنگام قضای حاجتش هم عجله نکند تا به حاجتش خلاصه برسد.» «طولانی ماندنش هم بواسیر میآورد.» زیاده از حد بنشیند که دیگر خیالش جمع بشود که قشنگ همه چی تخلیه شود.
باب هفدهم: «کراهت استنجا به دستی که در آن انگشتری است که اسم خدا بر آن است و سایر موارد.» میگوید: «به امام صادق (علیهالسلام) عرض کردم که من داخل خلاف میشوم (دستشویی میروم)، در دستم انگشتری است که در آن اسمی از اسمای خداست.» حضرت فرمودند: «نه، این کار را نکن. با آن انگشترت مجامعت هم نکن.» وقتی انگشتری در دست است که اسم خدا بر آن است، نه با آن دستشویی برو، نه با آن مجامعت کن.
امام صادق (علیهالسلام). مرحوم کلینی میفرمایند که: «استنجاکننده در دستشویی جای انگشتر را عوض کند.» دستی که با آن استنجا نمیکند. حالا از آن میشود فهمید که اصلاً با آن دستشویی نباید برود.
از ابوالحسن ثانی. ابوالحسن ثانی کیست؟ امام رضا (علیهالسلام). حالا یا امام رضا یا امام هادی (علیهالسلام). معمولاً امام بله، امام رضا (علیهالسلام) را ابوالحسن ثالث نامیدهاند. امام هادی (علیهالسلام). حسین بن خالد میگوید: «خدمت حضرت عرض کردم که آقا، ما روایت کردیم در حدیث که پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) استنجا میکردند و انگشترشان تو دستشان بوده. امیرالمومنین (علیهالسلام) هم همین کار را میکردند و نقش خاتم رسولالله (صلیاللهعلیهوآله)، محمد رسولالله بوده. گفتم: پس شایسته است برای ما که این کار را بکنیم؟» حضرت فرمودند که: «اینها انگشترشان را تو دست راست میکردند، شما انگشترتان را تو دست چپ میکنید. انگشتر دست راستشان بوده، استنجا به دست چپ میکردند.» بله، بله، آن هم هست.
حدیث چهارم از امام صادق (علیهالسلام): «امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمود: کسی که بر انگشترش اسم خدا هست، در دستشویی این انگشتر را از آن دستی که با آن استنجا میکند درآوَرَد، به دست دیگر کند.» انگشتر که اسم خدا هست، روی دست چپ که با آن استنجا میکند، نباشد خوب است. دیگر این احادیث، بحثها دیگر تمام. بعضی نکاتش دیگر حالا اگر جفتش را اگر کسی عمل بکند که باز بهتر است. اصلش همین است که با همین کراهت به این است که استنجا نکند. باز بهتر است.
عمّار صاباتی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «جُنُب درهم و دینار را مست نکند.» درهم و دیناری که اسم خدا بر آن است، درهم و دیناری که اسم خدا بر آن است، جنب به آن دست نزند. «استنجا هم نکند درحالیکه انگشت او، انگشتری است که در آن اسم خداست و مجامعت نکند در حال این چنینی و داخل دستشویی هم نرود با یک همچین انگشتری.» پس این دیگر خیلی شفاف کرد.
حدیث ششم: معاویه بن عمار از امام صادق (علیهالسلام) نقل میکند. میگوید: «خدمت حضرت عرض کردیم که آقا، مردی میخواهد دستشویی برود، انگشتری دارد که براش اسم خداست.» حضرت فرمود: «خوشم نمیآید، دوست ندارم.» گفتم: «آقا اسم پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) بر آن است؟» حضرت فرمود: «اشکال ندارد.» «اسم خدا خوشم نمیآید، دوست ندارم.» مراد این است که شیخ طوسی فرمودند: «فرمودند که مراد این است که اسم پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) میخواهد داخل دستشویی ببرد اشکال ندارد ولی باز با همان هم استنجا نکن.»
از امام باقر (علیهالسلام) فرمودند: «کراهت دارد که انسان داخل خلا بشود و با او درهم، مگر اینکه مسرور باشد.» شراره درهم سفید، ظاهراً به خاطر این بوده که اسم خدا بر آن میزدند. مسرور را حالا اینجا شراره مثلاً درهم پیچیده، به نحوی که اسم خدا در آن یکجوری خراب شده باشد که دیگر اسمی براش نماند.
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «نقش خاتم پدرم امام باقر (علیهالسلام): «الْعِزَّةُ جَمِيعًا» بود و در دست چپشان هم میکردند با آن استنجا هم میکردند و نقش خاتم امیرالمومنین (علیهالسلام): «الْمُلْکُ لِلَّهِ» بود و در دست چپ میکردند و با آن استنجا میکردند.» مرحوم شیخ میفرمایند که: «احتمالاً اینجا غرض تقیه بوده که از اینجور. حدیث نهم، بالاخره احکامشان که الگوی ما هستند دیگر.» بالاخره هر چه که حضرات انجام دادند باید انجام بدهیم.
از حسین بن خالد صیرفی میگوید که: «به امام علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) عرض کردم که آقا، مردی استنجا میکند و انگشترش در انگشتش است و نقش «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» دارد.» حضرت فرمود: «از این خوشم نمیآید، کراهت دارم.» گفتم: «فدایتان بشوم! آیا نبود پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) و هر یک از پدران شما این کار را میکردند و انگشتر دستشان بود؟» حضرت فرمود: «بله، ولی آن ها انگشتر در دست راست میکردند، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ انْظُرُوا لِأَنْفُسِکُمْ.» شما از خدا تقوا داشته باشید، به فکر خودتان باشید. دیگر آخرش جالب است.
و حدیث آخر از امام موسی بن جعفر (علیهالسلام): «مردی که مجامعت میکند و داخل دستشویی میشود و بر او خاتمی است که در آن ذکر خدا، یک چیزی از قرآن، با او است. آیا این شایسته است؟» حضرت فرمودند: نه. خب، این هم از این.
باب هجدهم: «از مستحبات داخل دستشویی این است که انسان عبرت بگیرد در داخل دستشویی.» اینهایی که میبیند و تواضع و زهد و ترک حرام و اینها. خیلی این روایات، این باب، خیلی روایت زیبایی است. واقعاً درس اخلاق. یعنی معلوم میشود که دستشویی کلاس درس اخلاق است! خلا، جایی که انسان باید وقتی بیرون میآید باید نورانیت و معنویت کسب کرده باشد.
امیرالمومنین علیهالسلام میفرمود: «هیچ بندهای نیست مگر اینکه برای او مَلَک موکلی است.» همه ماها فرشتهای مسئولیت دارد پیش ما. این چه کار میکند؟ «این فرشته گردن این آقا را میبَرَد پایین تا به حدث خودش نگاه کند.» ما که دستشویی میرویم، فرشته ما گردنمان را میآوَرَد پایین که ببینیم چه کردیم که تخلیه کردیم و بهش میگوید که مَلَک بهش میگوید: «یَا بْنَ آدَمَ، هَذَا رِزْقُکَ.» میگوید: «ببین پسر آدم، بچۀ آدم، اِین رزق تو است. ببین از کجا اخذش کردهای و کجا دارد میرود. در به در دنبالش بودی، دروغ گفتی و غیبت کردی و سر او زدی، آنجا حق را بالا کشیدی، اینجا خواستی رأی بیاوری، بروی مجلس و حقوق بیشتر بشود، بیشتر بخوری، بیشتر تخلیه بشود، بیاید اینجا.» این همه بالا پایین کردن دنیا، تهش این بود: «ببین!» و «شایسته است برای عبد که اینجا بگوید: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی الْحَلَالَ وَ اجْنُبْنِی الْحَرَامَ.» خدایا، به من رزق حلال بده و من را از حرام دور کن. خیلی روایت، روایت زیبا و شریفی.
از امام صادق (علیهالسلام) از پدرشان امام باقر (علیهمالسلام) پرسیدند که: «آقا، عَنِ الْقَائِدِ، این قائد چیست؟ فلسفهاش چیست؟» حضرت فرمودند: «تَسْخِیرٌ لِابْنِ آدَمَ.» برای این است که بچۀ آدم را کوچک کند خدا تا تکبر نورزد و او حمل میکند مقعدش را با خودش. «بگوید: این تو بند به اِینی. زندگیت به همین فضولات و نجاسات دارد اداره میشود. حامل اینهایی.» همین الان تو بدن ما اینها همه هست. کسی که الان بدنش پر از نجاسات است، چطور شیفتۀ خودش میشود؟ چطور خودش را بهتر از دیگران میداند؟ خیلی واقعاً مایه تنبّه است.
عیسی بن ابی مهیبه میگوید که: «من خدمت امام صادق (علیهالسلام) بودم. عمر بن عبید پرسید از حضرت که: انسان را چه میشود که وقتی میخواهد قضای حاجت کند، نگاه به پایین میکند و آنچه که از او خارج میشود آنجا؟ چرا انسان موقع تخلیه نگاه به پایین میکند، ببیند چی ازش دارد خارج میشود؟» حضرت فرمودند که: «هیچ یک نیست که این را اراده میکند مگر اینکه خدا موکل کرده برای او مَلَکی را که گردنش را بگیرد تا به او نشان بدهد آنچه که از او خارج میشود که آیا حلال یا حرام، از حلال آمد بیرون یا از حرام؟»
امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند که: «من تعجب میکنم برای فرزند آدم. اَوَلِش نطفه بود، آخرش جیفه است.» یک مردار بدبو و آن بین این دو تا، یعنی بین دو تا نجاست (معنی مردار). اوّلش نجاست بوده، آخرش نجاست. الانم حامل نجاسات است. امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند: «قائم است بین دو تا ظرف قاعده.» ما الان ظرف قاعده با خودمان، قاعده را حمل میکنیم. بعد این آدم تکبر میورزد. پناه بر خدا. کسی که اَوَلش نجس، آخرش نجس، بین این دو تا هم حامل نجس است. این به چیاش تکبر میورزد؟ پناه بر لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.
از امام صادق (علیهالسلام) به حضرت گفته شد که: «آقا، انسان بر این حال (یعنی در خلا) صبر نمیکند تا اینکه نگاه میکند به آنچه از او خارج میشود.» حضرت فرمودند که: «نیست در زمین آدمی مگر اینکه همراه او دو تا مَلَکند که موکلند به او.» پس وقتی که در این حالند، اینها میآیند گردنش را پایین میآورند و بهش میگویند: «یَا بْنَ آدَمَ، انْظُرْ إِلَى مَا کُنْتَ تَکِدُّهُ.» بچۀ آدم، ببین برای چی در دنیا برای چی تلاش میکردی. «اونی که براش تلاش میکردی، عرق میریختی این بود؟ یک لقمه نان حلالی که میگفتی این بود؟ إِلَى مَا وَسِلَ؟» ببین چی شد آن یک لقمه نونی که میگفتی. تهش چی میشود؟ بالا میماند دیگر. لقمههای چرب و چیل خورده میشود، میشود تخلی مدفوع. و اگر همان را هم بتواند تخلیه کند. نه، میشود دستگاه تخلیه که اگر بتواند خوب تخلیه بکند. تهش میرود چاق و چله میشود، گردنش را برای قیام تکبر پناه میدهد. سود نمیبرم. نمیدانم چند درصد و اسکند نمیدانم چند درصد برای کجا؟ برای پر کردن چهار دستشویی.
باب نوزدهم: ببینید حضرات معصومین (علیهمالسلام) چهچیزی را به چهچیزی ربط میدهند، از چی چه استفادههایی میکنند. خب، این باب نوزدهم باب زیبایی است. «باب آنچه مستحب است که گفته شود، گفته شود به حافظ هنگام اراده قضای حاجت.» انسان با دو تا مَلَکش وقتی میخواهد برود دستشویی باید صحبت کند. از مستحبات. چی بگوید به اینها؟
از ابراهیم بن عبدالحمید نقل شده که گفت: «شنیدم از امام صادق (علیهالسلام) فرمود: امیرالمومنین (علیهالسلام) وقتی که اراده میکرد قضای حاجت را، جلوی باب مَذهَب (جلوی در دستشویی) حضرت میایستاد. یک نگاه به راست میکرد، یک نگاه به چپ میکرد. به دو مَلَک میفرمود: اَمِیتَا إِنِّی، من را رها کنید. فلکم بگذارید. وَ اللَّهِ عَلَى اللَّهِ. حُدُّثِنَا حَتَّى أَخْرُجَ إِلَیْکُمَا. قسم میخورم بر خدا و با شما عهد میبندم که توی این چند دقیقه من کار بدی انجام ندهم.» یک چند دقیقهای شما به من نگاه نکنی. «من عهد میبندم کار بدی نکنم، برمیگردم، باز در اختیار شما اعمال من را بنویس.» به زبانم چیزی نگویم، من قول میدهم تو این چند دقیقه چیزی نگویم. یعنی همش ذکر است دیگر. حرفی نمیزنم که بخواهد شما. بله دیگر. حالا امیرالمومنین (علیهالسلام) خودشان دارند میگویند که حرف امیرالمومنین (علیهالسلام) آن برای ماهاست. با مَلَک حرف بزنیم تو سرمان میزند، میگوید تو کی هستی که من میخواهم حرف تو را گوش بدهم؟ «من با زبانم چیزی نمیگویم، کاری انجام نمیدهم تا بیرون بیایم.»
و بیستم: «باب کراهت طول جلوس بر خلا.» مکروه است که زیاد طولانی بشود در دستشویی. محمد بن مسلم میگوید: «از امام باقر (علیهالسلام) شنیدم حضرت فرمودند که: لقمان به پسرش گفت: طول جلوس بر دستشویی موجب بواسیر میشود.» «فَاکْتُبْ هَذَا عَلَى بَابِ الْحَاجَهِ.» بالای در دستشویی نوشتم. خیلی جالب است. در زمان جناب لقمان کار فرهنگی میکردند. رو دستشویی جملات حکمتآمیز مینوشتند که آقا اینجا طول دادن اینجا مکروه است، اینجا طول دادن کار فرهنگی است. میکنیم؟ یا نمیکنیم؟ جمهوری اسلامی به فکر کار فرهنگی اینها نیستیم متأسفانه.
امام باقر (علیهالسلام) فرمودند که: «طول جلوس در دستشویی موجب بواسیر میشود.»
حدیث محمد بن مسلم میگوید: «از امام باقر (علیهالسلام) شنیدم حضرت فرمودند که: طول جلوس در دستشویی موجب بواسیر.» باز حدیث بعدی از امیرالمومنین (علیهالسلام) هم همین است.
حدیث بعدی: مرحوم طبرسی در «مجمع البیان» نقل کرده: «هنگام ذکر حکم لقمان یکی از حکمتهای، چند تا از حکمتهای لقمان اینهاست. گفته شده که مولای لقمان رفت دستشویی خیلی جلوس را طول داد. لقمان صدا زد که: طول جلوس بر حاجت کبد را از او ضرر میبیند.» کسی تو دستشویی زیاد طول بدهد، کبدش مشکل پیدا میکند و موجب بواسیر میشود و حرارت به سرش میرسد. «خیلی اندک بنشین و خیلی سریع و جمع و جور کار خود را انجام بده. خیلی سریع و جمع و جور بیا بیرون.» خلاصه که این را روی در دستشویی این حکمت او را نوشتهاند، که متهم است که کبد خراب میکند، بواسیر میآورد، حرارت را به سر میرساند.
باب بیست و یکم: «کراهت مسواک زدن در دستشویی» که خیلی انجام میدهند این کار را در دستشویی مسواک میزند. بله. حسن بن اَشْیَمْ گفت که: «أَکْلُ الْاُشْنَانِ یُذِیبُ الْبَدَنَ.» بدن را آب میکند و «تَلَلُّکَ بِخَوْیٍ» جسد را از بین میبرد با حذف. انسان خودش را "دلاکی" کند. مسواک زدن در دستشویی بخاراتی به اسم دارد. یعنی منظور این است که دندانها دچار چیز میشود. فاسد میشود در خلا. نه در حال تخلیه کردن. تو خود آن جایی که محل تخلیه است، آنجا موجب میشود که بخارات ضرر برساند.
خب، باب بیست و دوم: «کراهت بول در زمین سخت.» امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «از فقه رَجُلٍ این است که یک جایی را برای ادرار خودش در نظر بگیرد.» وقتی که دستشویی نبوده، یک جای معین داشته باشد آنجاها برود. اگر مثلاً باغچهای دارد، یک جای خاصی تو باغچه در نظر گرفته باشد، آنجا برود تخلیه کند.
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «پیغمبر در امر بول کسی بود که بیشترین مواظبت را داشت.» بیشترین پوشش و تَرَقی را داشت. یعنی هیچ کس مثل پیغمبر خودش را نمیپوشاند در بحث بول و این چیزها. «او وقتی که اراده میکرد بول را، میرفت به یک مکان مرتفع از زمین یا به یک مکانی از زمین که میباشد در آن خاک زیاد.» برای اینکه این بول ترشح بکند به او برسد. زمین سخت برمیگرداند دیگر. زمین خاک وقت زیادی میرود تو دل زمین دیگر برنمیگردد که بخواهد لباس را آلوده کند و به بدن برسد.
و روایت سوم: سلیمان جعفری میگوید که: «من یک شب با امام رضا (علیهالسلام) در صفح جبل بودم.» آخر شب که شد، حضرت پا شدند و رفتند دور شدند، رفتند بر یک موضع مرتفع ادرار کردند، وضو گرفتند و فرمودند: «از فقه رَجُلٍ، این است که یک جایی را برای بولش در نظر بگیرد.» و برای اینکه «شلوار خود را باز کند.» و حضرت ایستادند نماز شب خواندند.
باب بیست و سوم: «وجوب توقی از بول.» انسان مواظبت بکند که بول بهش نرسد. امام باقر (علیهالسلام) فرمودند که: «ادرار را حقیر نشمار و نسبت به آن سستی نکن.» یعنی سریع تخلیه کن.
حدیث بعدی: پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند که: «چهار تا چیز است که اذیت میکند اهل آتش را.» الان ما به اهل از عذاب ب بدهیم و اینها. امروز همه اذیتهایشان این. دوباره یک غوز بالا قوز است. و از «همیم» و «جهیم» به خورد اینها میدهند و اینها «وَیْلٌ» و «صَبُورٌ» دارند، ناله میکنند. «یکی از آنها کسانی هستند که یکی باعث میشود که اینها معدههایشان از هم بپاشد.» بعد تا اینجا که فرمودند: «به او گفته میشود که آن کسی که دُور بود به اینها گفته میشود که: مَا بَالُ الْأَبْعَدِ آذَابِنَا عَلَى مَا بِنَا مِنَ الْعَذَابِ.» جهنمیان در حال اذیت هستند، چرا یک اذیت مضاعف میآید؟ میگویند: «این را کی دارد میفرستد برای ما؟» اذیت مضاعف میگوید: «که آن شخصی که دارد این را میفرستد کسی بوده که باکش نبوده که این ادرارش به کجای بدنش برسد.» به واسطه خیلی از این غربا که بشویند، نشویند، ترشح کند، نجس بشود، شلوار نجس بشود، لباس نجس بشود، بدن نجس بشود. از این بوی گند و آزار این فرد، افراد جهنمی یک آزار بیشتری میکشند. «آنها هم جهنم هستند، دیگر جهنمیان هم از این فرد اذیت میشوند.»
حدیث بعدی از امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند که: «عذاب قبر از سخنچینی است و ادرار و دور بودن مرد از خانوادهاش.» از امیرالمومنین (علیهالسلام) نقل است: «عذاب قبر از سخنچینی است و ادرار و کنارهگیری مرد از خانواده.» منظور از ادرار یعنی حالا مثلاً نشستنش، آلودگیش. حالا هر چه. خلاصه اینها عذاب قبر میآورد. «عذاب قبر از سخنچینی و ا ادرار کردن.» مردی هم از خانوادهاش کنارهگیری کند. حالا نه یعنی مثلاً شغلش جای دیگر باشد کارش جای دیگر؛ یعنی او تمایلی به همسر نشان نمیدهد و ازش فاصله میگیرد و به نیازهای او توجه ندارد و اینها.
امام صادق (علیهالسلام) حدیث بعد فرمودند که: «بیشتر عذاب قبر درباره ادرار است.» خیلی حدیث عجیب! این هم حدیث آخرین.
باب بیست و چهارم: «کراهت ادرار در آب؛ چه جاری باشد چه راکد و جملهای از مناهی.» محمد بن مسلم یکی از امام باقر و صادق (علیهمالسلام) نقل کرده که حضرت فرمودند که: «در حالت ایستاده آب نخور و در آب نقی بول نکن و به قبری تف نکن.» تف اینجا به معنای تق است. روی قبر تقوت نکن. «و در خانهای تنها نباش و با یک نعل، با یک کفش راه نرو.» «شیطان سریعترین است به بنده وقتی که در بعضی از این حالات باشد.» و فرمودند که: «کسی که نرسیده است احدی را چیزی از این حال که نزدیک باشد از او جدا شود مگر اینکه دچار مشکل شود.» یعنی دیگر انسان با اینها مبتلا و بیچاره میشود، مگر اینکه حالا خدا به دادش برسد.
خب، امام صادق (علیهالسلام) در روایت بعد فرمودند که: «میشود انسانی در آب بول کند، ولی از بابت شیطان بر او خوف میرود که شیطان خلاصه بیاید بندش را ببندد و تصرف کند.» یعنی علیه السلام باشد. امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمود که: «نهی کرد از اینکه مرد بول کند در آب جاری مگر از باب برای آب اهلی است.»
حدیث بعدی از امام باقر (علیهالسلام) فرمود: «روایت شده که بول در آب راکد موجب نسیان فراموشی میآورد.» از پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) در حدیث مناهی، حضرت نهی کردند که کسی در آب راکد بول کند، «عقل ازش از بین میرود، ذهاب عقل میآورد، عقل را از بین میبرد.»
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «در حال ایستاده آب ننوش و روی قبری تقوت نکن. در آب پاکیزه و اینها بول نکن.» «هر کس این کار را بکند، چیزی اگر بهش، این کار را کرد، بهش چیزی رسید جز خودش را ملام ت نکند.» و اگر کسی همین کار را کرد، دیگر بهش یک چیزی میرسد که دائماً با او است. مگر اینکه به گرفتاری دچار میشود که ولش نمیکند، گریبانگیرش میشود، مگر اینکه نجات پیدا کند.
باب بیست و پنجم: «کراهت استقبال شمس و قمر به عورت هنگام تخلی» که اینها احکام تو بحث احکام بهش اشاره شده. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نهی کردند که مرد خلاصه روبروی شمس و قمر باشد با فرجش، یعنی عورتش رو به شمس باشد، عورتش رو به قمر باشد در حالی که دارد ادرار میکند.
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود که: کسی از شما بول نکند در حالی که عورت او برای ماه آشکارا و رو به ماه.» حالا یک آثاری بالاخره دارد دیگر. آثار فیزیکی عجیبی هم ممکن است داشته باشد. هلال نباشد و پشت به هلال نباشد در تخلی.
حدیث درس بعدی نهی کردند از اینکه مرد بول کند و عورتش رو به شمس، یعنی برای شمس و قمر آشکار باشد.
درس بعدی فرمودند که: «رو به خورشید نباش و رو به ماه هم نباش.»
باب بیست و ششم: «اقل آنچه که کفایت میکند در استنجا از بول.» حسین بن علی میگوید: «به امام صادق (علیهالسلام) از خدمت حضرت پرسیدم که ادراری که به بدن، دو بار بشوریتش، همین دو باری که فتوا داده بودند، آب بریز. ادرار به بدن رسیده، کفایت میکند که شسته شود به مثلش از آب وقتی که رؤس حَشفه باشد روی ما.» و «سخت نیست، احتیاج به احتیاج دارد که دست کشیده بشود.»
حدیث بعدی: «آب نجس نیست و احتیاج نیست که دست کشیده بشود.» یعنی همان آبی که یک بار میریزد دیگر نجس نمیشود، یک دست هم نیاز به دست کشیدن نیست.
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) از امام میگویند: «از حضرت پرسیدیم: آقا، کسی ادرار به بدن که دو بار برسد.»
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) پرسیدند که: «آقا، چقدر کفایت میکند از آب در استنجا؟» «مِثْلُ مَا عَلَى الْحَشَفِ مِنَ الْبَلَلِ.» همین قدری که حشفه را در بر بگیرد، رطوبت به حشفه برسد، خیس بشود.
زراره میگوید که حضرت استنجا میکردند از بول سه مرتبه و از غائط به مقدّمه و خرد با پارچه و اینها حضرت.
و حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «کفایت میکند از بول همین که سر آلت شسته بشود، مقداری که ادرار رسیده، نه حتماً آن مقداری که لازم است.»
حدیث بعدی از امام ابوالحسن سوم. ابوالحسن سوم کیست؟ ابوالحسن اول موسی بن جعفر (علیهالسلام)، ابوالحسن تو روایت ابوالحسن دوم امام رضا (علیهالسلام)، ابوالحسن سوم امام هادی (علیهالسلام). تو دعاهای توسل به امام سجاد (علیهالسلام) و روایات ابوالحسن کوچک این درست است. بله، تو روایت این شکلی است. هادی (علیهالسلام). داوود بن سِرمُّی میگوید که: «دیدم امام هادی (علیهالسلام) را بیش از یک بار که حضرت بول کردند و یک کوزه کوچکی درخواست کردند و آب را همان جا ریختند و شستند اینها حضرت.» یعنی دیدم حضرت با کوزه همراه بودند.
و حدیث آخر این باب: ابی نصر بَزَنطی میگوید: «از حضرت پرسیدم در مورد ادراری که به جسد میرسد.» حضرت فرمودند که: «دو بار بر آن آب بریز. فَإِنَّمَا هُوَ مَاءٌ.» این هم آب است. بعد دو بار بر آن آب بپاش.
باب بیست و هفتم: هفت، هشت دقیقه وقت داریم، یک دو، سه تا باب دیگر بخوانیم. خسته که نشدید؟ از روایت لذت ببرید.
باب بیست و هفتم: «باب عدم وجوب استنجا از خواب یا باد و عدم استحبابش همچنین.» سلیمان بن جعفر جعفری میگوید که: «امام ابوالحسن (علیهالسلام) را دیدم.» اینجا دیگر اصلاً نگفتند اول، دوم، سوم. شاید منظور امام کاظم (علیهالسلام) یا امام رضا (علیهالسلام) باشد. «دیدم حضرت از خواب بیدار شدند وضو گرفتند، ولی استنجا نکردند.» و گفت: «مثل کسی که متعجب میشود از مردی که إِذَا خَرَجَتْ مِنْهُ الرِّیحُ اسْتَنْجَا.» به من خبر رسیده که بعضیها باد که ازشان خارج میشود استنجا میکنند، یعنی بشویند خود را. اینکه باد خارج بشود و یک انسان بخوابد، وقتی خوابید برود استنجا کند، باد خارج شد برود اسنجا؟ نه واجب است نه مستحب.
حدیث بعدی از عمّار صاباتی میگوید: «از امام رضا (علیهالسلام) حضرت وضو گرفتند فقط. از خواب بیدار شدند وضو گرفتند، استنجا دیگر نکردند.»
امام صادق (علیهالسلام) را پرسید عمّار صاباتی که: «از مردی که باد از او خارج میشود، باید استنجا کند؟»
باب بیست و هشتم: «وقتی یکی از دو حدث خارج بشود، غسل شستن مخرجش، مخرج دیگر واجب نیست.» یعنی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «وقتی مرد ادرار میکند و از او چیز دیگری (یعنی غائطی) خارج نشده، فقط واجب است که احلیلش را به تنهایی بشوید.» احلیل یعنی آلت تناسلی. «و نمیخواهد مقعدش را بشوید. و اگر از مقعدش چیزی خارج شده و ادرار نکرده، فقط باید مقعدش را به تنهایی بشوید.»
باب بیست و نهم: بعضیها این جور گرفتهاند یعنی طرف هر سری میرود همه را باید بشوید، نیم تنه پایین را کلاً میشوید. مبتلا نشویم. بحث وسواس واقعاً مصیبتی است.
باب بیست و نهم: «واجب در استنجا، شستن ظاهر مخرج است نه باطنش.» ابراهیم بن ابی محمود میگوید: «از امام رضا (علیهالسلام) پرسیدم درباره استنجا آنچه که از او ظاهر است بر شرج.» همان را بشوید. معلوم است، بیرون و اینها. «و لا یدخل فیه الماء.» الماء اینجا باید بررسی شود. خلاصه ظاهرش.
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «بر او واجب است که بشوید آنچه از آن ظاهر است.» تو بحث استنجای مقعد، یعنی آن داخلش را دیگر لازم نیست بشوید. بله. همان بیرونیاش را که ظاهر است. تو این حدیث دوم هم اونی که ازش ظاهر است در مقعد و واجب نیست که داخلش هم کثیف است.
و از امام باقر (علیهالسلام)، محمد نسخه میگوید: «از حضرت پرسیدم درباره طهارت زن در نفاس وقتی که پاک میشود و نمیتواند با آب استنجا کند. إِنِ اسْتَنْجَیَتْ اعْتَقَرَتْ.» اگر استنجا کند که گفتم اگر این کار را بکند، اگر بخواهد استنجا بکند، این جراحتش بیشتر میشود. زنی که زایمان کرده بخواهد آب بگیرد ادرار خودش را خلاصه با آب بشوید، این بخواهد آب برسد، این زخمها و حالا الان اینها و بخیهها و اینها باز میشود و مشکلاتی پیدا میکند. «جراحت و چرک.» آیا اجازه دارد که خارج هم بیرونیاش را فقط بشوید، داخل را نشوید؟ «پنبهای یا پارچهای این را پاک کند.» بله. «لَتَقَا مِن داخلِ أَبْ خَلَلٍ.» این پاک میکند داخل را با یک جریان پنبه یا پارچه.
باب سیام: خب، اینجا بحثی که طرف مخیر است بین اینکه بشوید یا با چند تا سنگ استنجا کند. از امام باقر (علیهالسلام)، زراره پرسید که: «درباره تمسح به احجار، با چند تا سنگ.» امام حسین (علیهالسلام) استنجایشان همیشه با سه تا سنگ بوده. بله، با سه تا سنگ استنجا میکردند.
بعدی از امام باقر (علیهالسلام) فرمودند که: «کفایت میکند از غائط، مسح به احجار.» همین که با سنگها پاک کند. «ولی کفایت نمیکند از بول مگر بشوید.»
حدیث بعدی: زراره از امام باقر (علیهالسلام) حضرت فرمودند که: «سنت جاری شده در اینکه بعد از غائط سه تا سنگ باشد و مست کند اوجان را.» اوجان هم همان قبلاً گفتیم بین مقعد و چیز است. بیضه. «اجاق گفتیم موی اوجان و اینها. یادتان هست که بروید و فلانی. آنجا نگاه کردنش هم جزو مهریه و اینها گفت: اشکال ندارد.» خب، این فاصله که مست کند هم خود چیز را هم اینجا و آن را نشوید. «و جایز است که دو پایش را مست کند و آن دو تا را نشوید.»
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «سنت جاری شده در استنجا به سه سنگ بکر و بعدش هم با آب بشوید.» که هم سه تا سنگ هم بعدش. زمان پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) هم عرض شد، پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) همین کار را میکرد.
باب سی و یکم: «وجوب اختصار بر آب در استنجا از بول.» پس استنجا از بول حتماً باید فقط آب باشد. امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «وقتی که ادرار یک سر میرود.» آمدند ادرار کردند. قطع شد، با آب به صورتش از محمد بن اسماعیل آمده و بحث استبرا نیست.
از عیسی بن قاسم گفت که: «از امام صادق (علیهالسلام) سوال کردم از مردی که در جایی ادرار کرده که آب نیست. ذکرش را با سنگ مست کرده و رسیده بوده این به ذکر و خلاصه به رانها و اینهایش.» حضرت فرمودند که: «این ذکر و دو تا رانش را باید بشوید.»
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «بنی اسرائیل وقتی یکیشان قطره ادرار میکرد،» روایت عجیبی است. «یک قطره ادرار به تنشان میرسید، با قیچی از تنشان میکَندند آن تیکه پوست را و با قیچی برمیداشتند.» «از عجایب است، به خدا بر شما توسعه داد به وسیعترین چیزی که بین آسمانها و زمین است و برای شما آب را طور قرار داد.» خدا چقدر شما را راحت ب کرد. پوست را برمیداشتند، نجاست میرسید. «حالا شما برایتان آب میگیرد، راحت تمام میشود.»
حدیث بعدی: امام صادق (علیهالسلام) ادرار کردند در حالی که من بالا سر حضرت ایستاده بودم و دست من همراه من اِداوَهای بود از این آفتابههای کوچولو یا کوزهای بود. «وقتی که قطع کرد حضرت، تمام شد کارشان. قَالَ بِيَدِهِ هَكَذَا إِلَيْهِ سَمْتِي وَ أَنَا أُعْطِيهِ الْمَاءَ.» به سمت من و من آب را به ایشان دادم. حضرت همان جا را شستند. پس فهمید میشود که حضرت با آب شستند مکان را.
از عبدالله بن مرحوم میگوید که: «به امام صادق (علیهالسلام) عرض کردم: مردی ادرار میکند، پیشش آب نیست، ذکرش با حائل مسح میکند.» حالا سنگی چیزی احتمالاً. حضرت فرمودند که: «هر چیز خشکی که حالا اینجا هم بتواند با یک چیز خشک خلاصه این را پاک کند.»
یک روایت دیگر از یک باب سی و دوم بخوانیم و تمام. سی و دوم: «عدم وجوب شستن بین دو تا مخرج.» نه شستنش واجب است نه معنی ندارد. بَزَنطی بن اَعیَن از امام باقر و امام صادق (علیهمالسلام) گفت که: «شنیدم از این دو بزرگوار که میفرمایند: بین دو تا إِلیه و حشفه بخشیده شده است.» یعنی در غائط إلیه، خود مقعد را باید شست. یعنی مخرج را باید شست. دو تا باسن لازم نیست. آن طرف هم کل عورت را لازم نیست بشوید. برای ادرار فقط حشفه لازم است. مابین این دو تا دیگر شستنش لازم نیست. بله، معاف شده. نه مسح میشود نه غسل نمیشود.
تا سر باب سی و سوم خواندیم که حالا این چند تا باب هم کوتاه است. انشاءالله جلسه بعد سریع تمامش میکنیم. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم
احادیث کتاب طهارت کتاب شریف «وسائل الشیعه» را در باب تخلی میخواندیم. نُه باب را خواندیم. باب دهم مربوط است به «حکم کسی که استنجا را فراموش کند، وضو بگیرد و نماز بخواند.»
خب، روایت اول از امام صادق (علیهالسلام) درباره مردی است که فراموش کرده جلو و عقب بدن خود را با آب بشوید و نماز خوانده است. در روایت آمده است «مگر اینکه او سه بار با سه سنگ استنجا کرده است.» یعنی او با سه سنگ استنجا کرده، ولی خود را نشسته است. «اگر در وقت آن نماز است، نمازش را اعاده کند.» یعنی استنجا با سنگ کرده، ولی خود را نشسته، فراموش کرده، میآید نماز میخواند. خب، یادش میآید که خود را نشسته است. حضرت میفرمایند که اگر وقت نماز، یعنی وقت نماز، هنوز وقت دارد، فرد میرود، میشوید، میآید، وضو میگیرد، نمازش را دوباره میخواند، وضو را هم دوباره تکرار میکند. «و اگر وقت آن نماز گذشته باشد، نمازی که خوانده، نمازش درست است و فقط وضو میگیرد برای نماز بعدی.» خب، این حدیث اول.
مرحوم شیخ حرّ عاملی میفرمایند که شاید مراد اینجا از وضو، همان استنجا باشد که خیلی وقتها اطلاقش میشود؛ یا اعاده نماز و وضو، حمل بر استحباب شود؛ یا مانند حدیث دوم از امام صادق (علیهالسلام) درباره مردی که وضو میگیرد و فراموش میکند که ذکرش یعنی آلت تناسلیاش را (اینجا بحث ذکر جلو است و ادرار هم کرده بوده) بشوید و نمازش را... بعضی روایات خب، اینها با همدیگر کنار هم باید چیده شود دیگر. حمل بر استحباب میشود.
عمّار صاباتی میگوید که از امام صادق (علیهالسلام) شنیدم که حضرت فرمودند: «اگر مردی فراموش کند که مقعدش را استنجا کند و نماز بخواند، نمازش را نمیخواهد اعاده کند.» میفرمایند که منظور این است که فراموش میکند استنجا به آب کند، استنجا به سنگ میکند.
آنجا حدیث چهارم از موسی بن جعفر (علیهالسلام). کسی از حضرت سؤال کرد که: «آقا، یک مردی در نماز یادش میآید که استنجا نکرده است.» در دستشویی برمیگردد، میرود استنجا میکند، نمازش را دوباره میخواند؛ این حکم درصورتی است که حتی بعد از نماز یادش بیاید، آنجا دیگر کف اعاده کند.
حدیث پنجم، امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «وقتی داخل دستشویی شده، حاجتت را به جا آورده، خونی از تو خارج شده، بعد وضو گرفتهای و فراموش کردی که استنجا کنی. بعد از نماز یادت آمد، باید دوباره نمازت را بخوانی. اگر خونی از تو خارج شده و فراموش کردی که ذکرت را بشویی، نماز خواندی، باید اعاده وضو کنی و نماز و ذکر را هم بشویی؛ به خاطر اینکه بول مثل براز است.» حالا براز نمیدانم اینجا یعنی چه و این هم از این روایتی که خب.
این باب تمام. باب یازدهم. حالا اینجور که بحثها تخصصیتر است، خیلی به کار ما نمیآید. بحث مفصل روش بحث میکنم. فقها مفصل بحث کردند. بیشتر نکات مستحبی که تو این روایات هست، چه آدابی، دعایی، چیزی، یا نکته زیبایی مثلاً دارند، اینها را بیشتر توجه داشته باشیم. قصدمان از خواندن روایت بیشتر اینهاست. به دلیل اینکه بحثها دیگر بحثهای تخصصی میشود که فقها باید بیایند نظر بدهند.
خب، باب یازدهم: «باب استحباب استبرا برای مرد قبل از استنجا از بول.» یعنی وقتی هنوز خودش را نشسته در حالیکه ادرار کرده، خود را نشسته. قبل از اینکه خود را بشوید، استبرا کند، مستحب است.
ابا ابراهیم (علیهالسلام) سؤال شد: «از مردی که شب فکر میکند که این ادرار به لباسش رسیده، ولی یقین ندارد چون در تاریکی به لباسش خورده است. آیا او را کفایت میکند که فقط ذکرش را وقتی که ادرار کرده، بشوید و دیگر این تنشف خشک کردن را نکند؟ مثلاً دیگر لباسها و اینها را نشوید؟» حضرت فرمودند که: «آن جایی را که یقین دارد که به آن نجاست رسیده، آنجا را فقط میشوید. بله. آن جایی هم که شک دارد، در بدنش یا لباسش رها میکند و خلاصه قبل از وضو تنشف میکند.» حالا تنشف چرا باید در لغت از «نَشّ». «تَرشُحُ المُرادُ بِتَنَشُّفِ هُنَا الْإِسْتِبْرَاءُ.» گفتم تشرح اینجا منظور استبراء است و منظور از وضو هم اینجا استنجاست. وضو منظور شستن خود است. پس اینجا حضرت فرمودند که: «قبل از وضو تنشف کن.» یعنی چه؟ یعنی: «قبل از استنجا استبرا کن.»
حدیث دوم: محمد بن مسلم میگوید که: «خدمت امام باقر (علیهالسلام) عرض کردم: مردی ادرار میکند، همراهش آب نیست.» حضرت فرمودند که: «اصل ذکرش را سه بار فشار میدهد، تا سر ذکر، سه مرتبه و طرفش را هم، طرف دیگر هم همینطور. اگر بعد از آن چیزی خارج شد، دیگر از ادرار نیست، از حوائل است.» حوائل یعنی آن عروق، زهر. این دیگر مال رگها و اینهاست. دیگر مال مجرای رگهای پشت است. دیگر مال مجرای ادرار دیگر نیست، اگر آبی خارج شد.
باب دوازدهم: «با دست راست استنجا کردن کراهت دارد.» مست ذکر هم استبرا کردن با دست راست هم موقع ادرار، آن هم کراهت دارد. از امام صادق (علیهالسلام)، حضرت فرمودند که: «پیغمبر نهی کردند که انسان با دست راستش استنجا کند.» در روایت بعد فرمودند که: «استنجا با دست راست از جفاست.» همین استنجا با دست راست از جفاست. «فرمودند که اشکالی ندارد اگر دست چپ بیمار است، مریض است، در دست چپ مریضی باشد، نتواند با دست چپ استنجا کند، با دست راستش کار استنجا کند.» یعنی کار ندارد.
حدیث بعد فرمودند که: «امام باقر (علیهالسلام) وقتی مرد ادرار میکند، ذکرش را با دست راستش مست نکند، تماس پیدا نکند دست راست با مَذَکَر.»
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) از پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نقل کردند: «ادرار کردن ایستاده، بدون علت.» یعنی انسان در شرایط خاصی نیست که مجبور باشد ایستاده ادرار کند. «این از جفاست و استنجا به دست راست هم از جفاست.» بحثش هم میآید که «استنجا با انگشتری که در آن اسم خداست،» با دستی که در آن انگشتر است، این هم در باب هفدهم انشاءالله میآید، بحث خوبی است.
باب سیزدهم: «واجب در استنجا، ازاله* عِین* نجاست است. نه اینکه بو از بین برود.» همین که شسته شد، دیگر نباید آن قدر بشوید که بو از بین برود که عِین نجاست پاک شود.
خب، از امام کاظم (علیهالسلام)، ابن مغیره میگوید که: «به حضرت عرض کردم که استنجا حدی دارد؟» حضرت فرمودند: «نه. همان مکان را میشویند.» عرض کردم: «اگر بشوید، بو باقی بماند چه؟» حضرت فرمودند که: «بو چیزی نیست که به آن توجه شود.»
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «تو را کفایت میکند از شستن و استنجا آنچه که “مَلَأَتْ يَمِينُکَ.”» در حاشیه گفتند: «مَلَأَتْ يَمِينُکَ» یعنی پلۀ آب، یعنی رطوبت پیدا کند، یمینت پر بشود، دست راست مثلاً پر بشود. شاید منظور همین است که اینجا همان آلودگی برطرف بشود، اصل نجاست، عِین نجاست از بین برود.
باب چهاردهم: «استحباب ابتدا در استنجا به مقعد است. از مقعد شروع بکند، بعد احلیل یعنی ذکر. و استحباب مبالغه زنان در آن.» حالا ببینیم از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که نقل شده که عمّار صاباتی میگوید که: «از امام صادق (علیهالسلام) پرسیدم درباره مردی که میخواهد استنجا به آب کند، اول جلو را بشوید؟» حضرت فرمودند: «اول عقب را بشوید، بعد جلو.» و گذشت آنچه دلالت بر بد بودن آن؛ یعنی استحباب مبالغه زنان در استنجا. در احادیث وجوب استنجا، خانمها خیلی خوب مستحبی که زیاد بشویند. در استنجا ظاهراً مقعد را یا حالا احلیل، قرص خانمها مستحب است که خیلی بیشتر بشویند.
خب، باب پانزدهم: «باب کراهت جلوس برای قضا حاجت بر خطوط انهار و آبادیها و اینها که درخت است، بغل رودخانه و اینها.»
از امام صادق (علیهالسلام)، حضرت فرمودند که: «مردی به امام سجاد (علیهالسلام) عرض کرد که: غُربا کجا وضو بگیرند؟» یک شخص غریب وارد شهری شد، کجا برود؟ خب دستشویی عمومی که نبود آن زمان. غریبه این، کجا برود وضو بگیرد؟ حضرت فرمودند که: «از این اطراف رودخانهها پرهیز کند، از این راههایی که محل رفت و آمد است پرهیز کند، از این درختانی که میوه میدهند و زیر آن میوه میریزد پرهیز کند و مواضع ل عن.» مواضع ل عن هم جالب است. یعنی جایی در جلو در خانه طرف ادرار و مدفوع کند که این باعث ل عن بشود. هر که میآید، میگوید: «خدا ل عنت کند پدرش را، ل عنت کند کسی که آمده اینجا پشت در خانه من این کار را کرده است.» مواضع ل عن کجاست؟ فرمودند: «در خانهها، جلو در خانه هر که میآید، رد میشود، برای پدر و مادرش ل عن میکند. بله. طرف بابا به بچهاش گفت که: بچه، عاقبت میکنم. گفت: بابا، من هم عُقُّت میکنم. گفت: چطور عُقُّم میکنی؟ گفت: پشت در خانه مردم خرابکاری میکنم، هر که آمد بیرون میگوید: «اُفّ بر پدرش، ل عنت بر پدرش.»
حدیث بعد، ابوحنیفه قبلاً هم اشاره شد. ابوحنیفه از خدمت امام صادق (علیهالسلام) خارج شد. امام کاظم (علیهالسلام) کودک بودند و پرسیدند که: «کجا قَرَّ قَدیم، کجا برای تخلیه کند که از جلو در مساجد و محل شست و شور و مَسات سُمار و منازل پرهیز کند، رو به قبله نباشد، بهقاعد نباشد و ادرار و لباسش را بالا بکشد، هر جا میخواهد دیگر تخلیه کند.»
پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نهی کردند که کسی کنار چاه آب که از آن آب برداشته میشود، اینجا تَقوُّت کند، یا کنار نهر تقوت کند، نهری که از آبش استفاده میشود، یا زیر درختی که میوه میدهد.
حدیث بعد: پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند که: «سه دسته هستند که اگر بابت کارشان ملعوناند: یکی کسی که زیر سایبانها، محلی که سایبان زدهاند برای نشستن مردم، یک جایی را زدهاند، ملعون است بابت کار خود. دومین دسته، «المانع المنتاب»؛ کسی که یک جایی که دارد همینجور آب میآید، پشت سر هم میآید، آب را ببندد، نگذارد آب از آنجا به مردم برسد. و «سادّ الطریق المسلوک»؛ راهی که استفاده میشود را سد کند، راه را سد کند.» این سه تا بابت کارشان ملعون هستند.
حدیث بعدی: در روایت دیگری فرمودند: «کسی که راه را ببندد، خدا عمرش را کوتاه میکند.» یک راهی را ببندد، خدا ل عنت کند آل سعود را در منا. چه کردند؟ به مردم راه رفت و آمد را بستند، چقدر کشته شدند. انشاءالله با همین دست، دست خودشان، گور خود را شروع کردند، چرا؟ نابود میشوند. خب.
امام صادق (علیهالسلام) از پدرانشان و پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نهی کردند که مردی تقوت کند (همین که عرض شد، در حاشیه چاهی که از آن آب برداشته میشود، یا حاشیه نهری که از آبش برداشته میشود، زیر درختی که میوه میدهد.)
از امام موسی بن جعفر (علیهالسلام) (دوباره همان حدیث که حضرت کودک بودند و ابوحنیفه در زمان باقر (علیهالسلام)) فرمودند که: «پیغمبر نهی کردند که مردی از مسلمین کار تخلیه خودش را اینجاها انجام بدهد، زیر درخت یا نخلی که میوه میدهد؛ به خاطر اینکه ملائکه، ملائکه آنجا موکلاند و جایشان آنجاست.» زیر درخت جای ملائکه است، زیر نخل جای ملائکه است. برای همین درخت و نخل و لذا کراهت دارد. بله، ملائکه با درخت و نخل اُنس میگیرند وقتی که حمل میوه داشته باشد؛ درختی که میوه دارد و نخلی که خرما دارد، ملائکه با این اُنس میگیرند، چون میوه دارد، ملائکه برایش حاضر میشوند. لذا زیر اینها بول کردن کراهت دارد. بله.
حدیث بعد: در سفارش پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) به امیرالمومنین (علیهالسلام): «کراهت دارد ادرار در کنار شط (نهر) جاری و کراهت دارد که انسان حدث کند زیر درخت یا نخلی که میوه میدهد و کراهت دارد که انسان حدث کند در حالی که ایستاده است.»
حدیث بعدی: پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) نهی کردند که کسی بول کند زیر درخت مثمره یا جاده.
از امام صادق (علیهالسلام) از ابایشان و پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند که: «خدا بر شما مکروه کردهای امت، بیست و چهار خصلت را و شما را نهی کرده از آن.» تا به اینجا رسید که: «مکروه کرده بول بر شط (نهر) جاری و مکروه کرده که انسان حدث کند زیر درخت مثمرهای که میوه میدهد، یا نخلی که میوه میدهد.» اینها جزو مکروهات است. خب.
و در حدیث اربع مئه از امیرالمومنین (علیهالسلام)، حدیث چهارصدگانه آخر کتاب شریف «خصال»، امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند که: «لا تَبُلْ عَلَى الْمَحَجَّةِ.» بر محجّه (جاده) بول نکن و تقوت هم بر آن مکن.
باب شانزدهم: «کراهت تخلی بر قبر و تقوت بین قبور و اینکه متقوّع عجله کند ولی چند تا از مکروهاتش که احادیث زیبایی است.» از امام باقر (علیهالسلام) فرمودند که: «هر کس تخلی بر قبری کند، یا روی قبری بنشیند، تخلیه کند یا ایستاده ادرار کند، یا در آب ایستاده ادرار کند (آبی که در جریان نیست، در حرکت نیست)، روی یک پا راه برود، یا ایستاده آب بنوشد، یا در خانه تنها باشد، تو خانه تنها بماند و شب با چربی که روی دستش و اینها مانده، بخوابد، چیزی از شیطان به او میرسد که او را رها نمیکند مگر اینکه خدا بخواهد.» هر کدام از این کارها را که انجام دادید: «برویم با دست چپ بخوابیم، مریضی به امید بیماری بهش میرسد و سریعترین چیزی که شیطان بر انسان خلاصه دسترسی دارد، همین بعضی از این حالات است.» در این حالات خیلی شیطان وقتی انسان تو خانه تنهاست، وقتی انسان دارد آبی را ایستاده میخواهد، منظور شب میتواند باشد، تو آداب زندگی. چقدر انسان میتواند شیطان را از خودش پس بزند. عدم رعایت آداب باعث میشود که شیطان خیلی نفوذش به انسان نزدیک بشود. خب.
حدیث بعدی از امام کاظم (علیهالسلام) فرمودند که: «سه تا چیز است که از اینها ترس جنون میرود.» یکی، «تقوت»! خیلی وقتها این فرد مشکل روانی پیدا میکند، مجنون شده، دیوانه شده، قاطی کرده. نه، سر آنها یکیاش تقوت بین قبور است. بین قبرها خلاصه تخلیه. یکیاش «مشی فی خُفٍّ واحدٍ»؛ روی کفش، با یک کفش راه برود (روی یک پا) و «مردی که تنها میخوابد، ترس دیوانگی بر او است.»
حدیث بعدی در همین اربع مئه از امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند که: «انسان موقع غذاش عجله نکند تا اینکه از غذا فارغ بشود. هنگام قضای حاجتش هم عجله نکند تا به حاجتش خلاصه برسد.» «طولانی ماندنش هم بواسیر میآورد.» زیاده از حد بنشیند که دیگر خیالش جمع بشود که قشنگ همه چی تخلیه شود.
باب هفدهم: «کراهت استنجا به دستی که در آن انگشتری است که اسم خدا بر آن است و سایر موارد.» میگوید: «به امام صادق (علیهالسلام) عرض کردم که من داخل خلاف میشوم (دستشویی میروم)، در دستم انگشتری است که در آن اسمی از اسمای خداست.» حضرت فرمودند: «نه، این کار را نکن. با آن انگشترت مجامعت هم نکن.» وقتی انگشتری در دست است که اسم خدا بر آن است، نه با آن دستشویی برو، نه با آن مجامعت کن.
امام صادق (علیهالسلام). مرحوم کلینی میفرمایند که: «استنجاکننده در دستشویی جای انگشتر را عوض کند.» دستی که با آن استنجا نمیکند. حالا از آن میشود فهمید که اصلاً با آن دستشویی نباید برود.
از ابوالحسن ثانی. ابوالحسن ثانی کیست؟ امام رضا (علیهالسلام). حالا یا امام رضا یا امام هادی (علیهالسلام). معمولاً امام بله، امام رضا (علیهالسلام) را ابوالحسن ثالث نامیدهاند. امام هادی (علیهالسلام). حسین بن خالد میگوید: «خدمت حضرت عرض کردم که آقا، ما روایت کردیم در حدیث که پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) استنجا میکردند و انگشترشان تو دستشان بوده. امیرالمومنین (علیهالسلام) هم همین کار را میکردند و نقش خاتم رسولالله (صلیاللهعلیهوآله)، محمد رسولالله بوده. گفتم: پس شایسته است برای ما که این کار را بکنیم؟» حضرت فرمودند که: «اینها انگشترشان را تو دست راست میکردند، شما انگشترتان را تو دست چپ میکنید. انگشتر دست راستشان بوده، استنجا به دست چپ میکردند.» بله، بله، آن هم هست.
حدیث چهارم از امام صادق (علیهالسلام): «امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمود: کسی که بر انگشترش اسم خدا هست، در دستشویی این انگشتر را از آن دستی که با آن استنجا میکند درآوَرَد، به دست دیگر کند.» انگشتر که اسم خدا هست، روی دست چپ که با آن استنجا میکند، نباشد خوب است. دیگر این احادیث، بحثها دیگر تمام. بعضی نکاتش دیگر حالا اگر جفتش را اگر کسی عمل بکند که باز بهتر است. اصلش همین است که با همین کراهت به این است که استنجا نکند. باز بهتر است.
عمّار صاباتی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «جُنُب درهم و دینار را مست نکند.» درهم و دیناری که اسم خدا بر آن است، درهم و دیناری که اسم خدا بر آن است، جنب به آن دست نزند. «استنجا هم نکند درحالیکه انگشت او، انگشتری است که در آن اسم خداست و مجامعت نکند در حال این چنینی و داخل دستشویی هم نرود با یک همچین انگشتری.» پس این دیگر خیلی شفاف کرد.
حدیث ششم: معاویه بن عمار از امام صادق (علیهالسلام) نقل میکند. میگوید: «خدمت حضرت عرض کردیم که آقا، مردی میخواهد دستشویی برود، انگشتری دارد که براش اسم خداست.» حضرت فرمود: «خوشم نمیآید، دوست ندارم.» گفتم: «آقا اسم پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) بر آن است؟» حضرت فرمود: «اشکال ندارد.» «اسم خدا خوشم نمیآید، دوست ندارم.» مراد این است که شیخ طوسی فرمودند: «فرمودند که مراد این است که اسم پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) میخواهد داخل دستشویی ببرد اشکال ندارد ولی باز با همان هم استنجا نکن.»
از امام باقر (علیهالسلام) فرمودند: «کراهت دارد که انسان داخل خلا بشود و با او درهم، مگر اینکه مسرور باشد.» شراره درهم سفید، ظاهراً به خاطر این بوده که اسم خدا بر آن میزدند. مسرور را حالا اینجا شراره مثلاً درهم پیچیده، به نحوی که اسم خدا در آن یکجوری خراب شده باشد که دیگر اسمی براش نماند.
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «نقش خاتم پدرم امام باقر (علیهالسلام): «الْعِزَّةُ جَمِيعًا» بود و در دست چپشان هم میکردند با آن استنجا هم میکردند و نقش خاتم امیرالمومنین (علیهالسلام): «الْمُلْکُ لِلَّهِ» بود و در دست چپ میکردند و با آن استنجا میکردند.» مرحوم شیخ میفرمایند که: «احتمالاً اینجا غرض تقیه بوده که از اینجور. حدیث نهم، بالاخره احکامشان که الگوی ما هستند دیگر.» بالاخره هر چه که حضرات انجام دادند باید انجام بدهیم.
از حسین بن خالد صیرفی میگوید که: «به امام علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) عرض کردم که آقا، مردی استنجا میکند و انگشترش در انگشتش است و نقش «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» دارد.» حضرت فرمود: «از این خوشم نمیآید، کراهت دارم.» گفتم: «فدایتان بشوم! آیا نبود پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) و هر یک از پدران شما این کار را میکردند و انگشتر دستشان بود؟» حضرت فرمود: «بله، ولی آن ها انگشتر در دست راست میکردند، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ انْظُرُوا لِأَنْفُسِکُمْ.» شما از خدا تقوا داشته باشید، به فکر خودتان باشید. دیگر آخرش جالب است.
و حدیث آخر از امام موسی بن جعفر (علیهالسلام): «مردی که مجامعت میکند و داخل دستشویی میشود و بر او خاتمی است که در آن ذکر خدا، یک چیزی از قرآن، با او است. آیا این شایسته است؟» حضرت فرمودند: نه. خب، این هم از این.
باب هجدهم: «از مستحبات داخل دستشویی این است که انسان عبرت بگیرد در داخل دستشویی.» اینهایی که میبیند و تواضع و زهد و ترک حرام و اینها. خیلی این روایات، این باب، خیلی روایت زیبایی است. واقعاً درس اخلاق. یعنی معلوم میشود که دستشویی کلاس درس اخلاق است! خلا، جایی که انسان باید وقتی بیرون میآید باید نورانیت و معنویت کسب کرده باشد.
امیرالمومنین علیهالسلام میفرمود: «هیچ بندهای نیست مگر اینکه برای او مَلَک موکلی است.» همه ماها فرشتهای مسئولیت دارد پیش ما. این چه کار میکند؟ «این فرشته گردن این آقا را میبَرَد پایین تا به حدث خودش نگاه کند.» ما که دستشویی میرویم، فرشته ما گردنمان را میآوَرَد پایین که ببینیم چه کردیم که تخلیه کردیم و بهش میگوید که مَلَک بهش میگوید: «یَا بْنَ آدَمَ، هَذَا رِزْقُکَ.» میگوید: «ببین پسر آدم، بچۀ آدم، اِین رزق تو است. ببین از کجا اخذش کردهای و کجا دارد میرود. در به در دنبالش بودی، دروغ گفتی و غیبت کردی و سر او زدی، آنجا حق را بالا کشیدی، اینجا خواستی رأی بیاوری، بروی مجلس و حقوق بیشتر بشود، بیشتر بخوری، بیشتر تخلیه بشود، بیاید اینجا.» این همه بالا پایین کردن دنیا، تهش این بود: «ببین!» و «شایسته است برای عبد که اینجا بگوید: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی الْحَلَالَ وَ اجْنُبْنِی الْحَرَامَ.» خدایا، به من رزق حلال بده و من را از حرام دور کن. خیلی روایت، روایت زیبا و شریفی.
از امام صادق (علیهالسلام) از پدرشان امام باقر (علیهمالسلام) پرسیدند که: «آقا، عَنِ الْقَائِدِ، این قائد چیست؟ فلسفهاش چیست؟» حضرت فرمودند: «تَسْخِیرٌ لِابْنِ آدَمَ.» برای این است که بچۀ آدم را کوچک کند خدا تا تکبر نورزد و او حمل میکند مقعدش را با خودش. «بگوید: این تو بند به اِینی. زندگیت به همین فضولات و نجاسات دارد اداره میشود. حامل اینهایی.» همین الان تو بدن ما اینها همه هست. کسی که الان بدنش پر از نجاسات است، چطور شیفتۀ خودش میشود؟ چطور خودش را بهتر از دیگران میداند؟ خیلی واقعاً مایه تنبّه است.
عیسی بن ابی مهیبه میگوید که: «من خدمت امام صادق (علیهالسلام) بودم. عمر بن عبید پرسید از حضرت که: انسان را چه میشود که وقتی میخواهد قضای حاجت کند، نگاه به پایین میکند و آنچه که از او خارج میشود آنجا؟ چرا انسان موقع تخلیه نگاه به پایین میکند، ببیند چی ازش دارد خارج میشود؟» حضرت فرمودند که: «هیچ یک نیست که این را اراده میکند مگر اینکه خدا موکل کرده برای او مَلَکی را که گردنش را بگیرد تا به او نشان بدهد آنچه که از او خارج میشود که آیا حلال یا حرام، از حلال آمد بیرون یا از حرام؟»
امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند که: «من تعجب میکنم برای فرزند آدم. اَوَلِش نطفه بود، آخرش جیفه است.» یک مردار بدبو و آن بین این دو تا، یعنی بین دو تا نجاست (معنی مردار). اوّلش نجاست بوده، آخرش نجاست. الانم حامل نجاسات است. امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند: «قائم است بین دو تا ظرف قاعده.» ما الان ظرف قاعده با خودمان، قاعده را حمل میکنیم. بعد این آدم تکبر میورزد. پناه بر خدا. کسی که اَوَلش نجس، آخرش نجس، بین این دو تا هم حامل نجس است. این به چیاش تکبر میورزد؟ پناه بر لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.
از امام صادق (علیهالسلام) به حضرت گفته شد که: «آقا، انسان بر این حال (یعنی در خلا) صبر نمیکند تا اینکه نگاه میکند به آنچه از او خارج میشود.» حضرت فرمودند که: «نیست در زمین آدمی مگر اینکه همراه او دو تا مَلَکند که موکلند به او.» پس وقتی که در این حالند، اینها میآیند گردنش را پایین میآورند و بهش میگویند: «یَا بْنَ آدَمَ، انْظُرْ إِلَى مَا کُنْتَ تَکِدُّهُ.» بچۀ آدم، ببین برای چی در دنیا برای چی تلاش میکردی. «اونی که براش تلاش میکردی، عرق میریختی این بود؟ یک لقمه نان حلالی که میگفتی این بود؟ إِلَى مَا وَسِلَ؟» ببین چی شد آن یک لقمه نونی که میگفتی. تهش چی میشود؟ بالا میماند دیگر. لقمههای چرب و چیل خورده میشود، میشود تخلی مدفوع. و اگر همان را هم بتواند تخلیه کند. نه، میشود دستگاه تخلیه که اگر بتواند خوب تخلیه بکند. تهش میرود چاق و چله میشود، گردنش را برای قیام تکبر پناه میدهد. سود نمیبرم. نمیدانم چند درصد و اسکند نمیدانم چند درصد برای کجا؟ برای پر کردن چهار دستشویی.
باب نوزدهم: ببینید حضرات معصومین (علیهمالسلام) چهچیزی را به چهچیزی ربط میدهند، از چی چه استفادههایی میکنند. خب، این باب نوزدهم باب زیبایی است. «باب آنچه مستحب است که گفته شود، گفته شود به حافظ هنگام اراده قضای حاجت.» انسان با دو تا مَلَکش وقتی میخواهد برود دستشویی باید صحبت کند. از مستحبات. چی بگوید به اینها؟
از ابراهیم بن عبدالحمید نقل شده که گفت: «شنیدم از امام صادق (علیهالسلام) فرمود: امیرالمومنین (علیهالسلام) وقتی که اراده میکرد قضای حاجت را، جلوی باب مَذهَب (جلوی در دستشویی) حضرت میایستاد. یک نگاه به راست میکرد، یک نگاه به چپ میکرد. به دو مَلَک میفرمود: اَمِیتَا إِنِّی، من را رها کنید. فلکم بگذارید. وَ اللَّهِ عَلَى اللَّهِ. حُدُّثِنَا حَتَّى أَخْرُجَ إِلَیْکُمَا. قسم میخورم بر خدا و با شما عهد میبندم که توی این چند دقیقه من کار بدی انجام ندهم.» یک چند دقیقهای شما به من نگاه نکنی. «من عهد میبندم کار بدی نکنم، برمیگردم، باز در اختیار شما اعمال من را بنویس.» به زبانم چیزی نگویم، من قول میدهم تو این چند دقیقه چیزی نگویم. یعنی همش ذکر است دیگر. حرفی نمیزنم که بخواهد شما. بله دیگر. حالا امیرالمومنین (علیهالسلام) خودشان دارند میگویند که حرف امیرالمومنین (علیهالسلام) آن برای ماهاست. با مَلَک حرف بزنیم تو سرمان میزند، میگوید تو کی هستی که من میخواهم حرف تو را گوش بدهم؟ «من با زبانم چیزی نمیگویم، کاری انجام نمیدهم تا بیرون بیایم.»
و بیستم: «باب کراهت طول جلوس بر خلا.» مکروه است که زیاد طولانی بشود در دستشویی. محمد بن مسلم میگوید: «از امام باقر (علیهالسلام) شنیدم حضرت فرمودند که: لقمان به پسرش گفت: طول جلوس بر دستشویی موجب بواسیر میشود.» «فَاکْتُبْ هَذَا عَلَى بَابِ الْحَاجَهِ.» بالای در دستشویی نوشتم. خیلی جالب است. در زمان جناب لقمان کار فرهنگی میکردند. رو دستشویی جملات حکمتآمیز مینوشتند که آقا اینجا طول دادن اینجا مکروه است، اینجا طول دادن کار فرهنگی است. میکنیم؟ یا نمیکنیم؟ جمهوری اسلامی به فکر کار فرهنگی اینها نیستیم متأسفانه.
امام باقر (علیهالسلام) فرمودند که: «طول جلوس در دستشویی موجب بواسیر میشود.»
حدیث محمد بن مسلم میگوید: «از امام باقر (علیهالسلام) شنیدم حضرت فرمودند که: طول جلوس در دستشویی موجب بواسیر.» باز حدیث بعدی از امیرالمومنین (علیهالسلام) هم همین است.
حدیث بعدی: مرحوم طبرسی در «مجمع البیان» نقل کرده: «هنگام ذکر حکم لقمان یکی از حکمتهای، چند تا از حکمتهای لقمان اینهاست. گفته شده که مولای لقمان رفت دستشویی خیلی جلوس را طول داد. لقمان صدا زد که: طول جلوس بر حاجت کبد را از او ضرر میبیند.» کسی تو دستشویی زیاد طول بدهد، کبدش مشکل پیدا میکند و موجب بواسیر میشود و حرارت به سرش میرسد. «خیلی اندک بنشین و خیلی سریع و جمع و جور کار خود را انجام بده. خیلی سریع و جمع و جور بیا بیرون.» خلاصه که این را روی در دستشویی این حکمت او را نوشتهاند، که متهم است که کبد خراب میکند، بواسیر میآورد، حرارت را به سر میرساند.
باب بیست و یکم: «کراهت مسواک زدن در دستشویی» که خیلی انجام میدهند این کار را در دستشویی مسواک میزند. بله. حسن بن اَشْیَمْ گفت که: «أَکْلُ الْاُشْنَانِ یُذِیبُ الْبَدَنَ.» بدن را آب میکند و «تَلَلُّکَ بِخَوْیٍ» جسد را از بین میبرد با حذف. انسان خودش را "دلاکی" کند. مسواک زدن در دستشویی بخاراتی به اسم دارد. یعنی منظور این است که دندانها دچار چیز میشود. فاسد میشود در خلا. نه در حال تخلیه کردن. تو خود آن جایی که محل تخلیه است، آنجا موجب میشود که بخارات ضرر برساند.
خب، باب بیست و دوم: «کراهت بول در زمین سخت.» امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «از فقه رَجُلٍ این است که یک جایی را برای ادرار خودش در نظر بگیرد.» وقتی که دستشویی نبوده، یک جای معین داشته باشد آنجاها برود. اگر مثلاً باغچهای دارد، یک جای خاصی تو باغچه در نظر گرفته باشد، آنجا برود تخلیه کند.
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «پیغمبر در امر بول کسی بود که بیشترین مواظبت را داشت.» بیشترین پوشش و تَرَقی را داشت. یعنی هیچ کس مثل پیغمبر خودش را نمیپوشاند در بحث بول و این چیزها. «او وقتی که اراده میکرد بول را، میرفت به یک مکان مرتفع از زمین یا به یک مکانی از زمین که میباشد در آن خاک زیاد.» برای اینکه این بول ترشح بکند به او برسد. زمین سخت برمیگرداند دیگر. زمین خاک وقت زیادی میرود تو دل زمین دیگر برنمیگردد که بخواهد لباس را آلوده کند و به بدن برسد.
و روایت سوم: سلیمان جعفری میگوید که: «من یک شب با امام رضا (علیهالسلام) در صفح جبل بودم.» آخر شب که شد، حضرت پا شدند و رفتند دور شدند، رفتند بر یک موضع مرتفع ادرار کردند، وضو گرفتند و فرمودند: «از فقه رَجُلٍ، این است که یک جایی را برای بولش در نظر بگیرد.» و برای اینکه «شلوار خود را باز کند.» و حضرت ایستادند نماز شب خواندند.
باب بیست و سوم: «وجوب توقی از بول.» انسان مواظبت بکند که بول بهش نرسد. امام باقر (علیهالسلام) فرمودند که: «ادرار را حقیر نشمار و نسبت به آن سستی نکن.» یعنی سریع تخلیه کن.
حدیث بعدی: پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند که: «چهار تا چیز است که اذیت میکند اهل آتش را.» الان ما به اهل از عذاب ب بدهیم و اینها. امروز همه اذیتهایشان این. دوباره یک غوز بالا قوز است. و از «همیم» و «جهیم» به خورد اینها میدهند و اینها «وَیْلٌ» و «صَبُورٌ» دارند، ناله میکنند. «یکی از آنها کسانی هستند که یکی باعث میشود که اینها معدههایشان از هم بپاشد.» بعد تا اینجا که فرمودند: «به او گفته میشود که آن کسی که دُور بود به اینها گفته میشود که: مَا بَالُ الْأَبْعَدِ آذَابِنَا عَلَى مَا بِنَا مِنَ الْعَذَابِ.» جهنمیان در حال اذیت هستند، چرا یک اذیت مضاعف میآید؟ میگویند: «این را کی دارد میفرستد برای ما؟» اذیت مضاعف میگوید: «که آن شخصی که دارد این را میفرستد کسی بوده که باکش نبوده که این ادرارش به کجای بدنش برسد.» به واسطه خیلی از این غربا که بشویند، نشویند، ترشح کند، نجس بشود، شلوار نجس بشود، لباس نجس بشود، بدن نجس بشود. از این بوی گند و آزار این فرد، افراد جهنمی یک آزار بیشتری میکشند. «آنها هم جهنم هستند، دیگر جهنمیان هم از این فرد اذیت میشوند.»
حدیث بعدی از امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمودند که: «عذاب قبر از سخنچینی است و ادرار و دور بودن مرد از خانوادهاش.» از امیرالمومنین (علیهالسلام) نقل است: «عذاب قبر از سخنچینی است و ادرار و کنارهگیری مرد از خانواده.» منظور از ادرار یعنی حالا مثلاً نشستنش، آلودگیش. حالا هر چه. خلاصه اینها عذاب قبر میآورد. «عذاب قبر از سخنچینی و ا ادرار کردن.» مردی هم از خانوادهاش کنارهگیری کند. حالا نه یعنی مثلاً شغلش جای دیگر باشد کارش جای دیگر؛ یعنی او تمایلی به همسر نشان نمیدهد و ازش فاصله میگیرد و به نیازهای او توجه ندارد و اینها.
امام صادق (علیهالسلام) حدیث بعد فرمودند که: «بیشتر عذاب قبر درباره ادرار است.» خیلی حدیث عجیب! این هم حدیث آخرین.
باب بیست و چهارم: «کراهت ادرار در آب؛ چه جاری باشد چه راکد و جملهای از مناهی.» محمد بن مسلم یکی از امام باقر و صادق (علیهمالسلام) نقل کرده که حضرت فرمودند که: «در حالت ایستاده آب نخور و در آب نقی بول نکن و به قبری تف نکن.» تف اینجا به معنای تق است. روی قبر تقوت نکن. «و در خانهای تنها نباش و با یک نعل، با یک کفش راه نرو.» «شیطان سریعترین است به بنده وقتی که در بعضی از این حالات باشد.» و فرمودند که: «کسی که نرسیده است احدی را چیزی از این حال که نزدیک باشد از او جدا شود مگر اینکه دچار مشکل شود.» یعنی دیگر انسان با اینها مبتلا و بیچاره میشود، مگر اینکه حالا خدا به دادش برسد.
خب، امام صادق (علیهالسلام) در روایت بعد فرمودند که: «میشود انسانی در آب بول کند، ولی از بابت شیطان بر او خوف میرود که شیطان خلاصه بیاید بندش را ببندد و تصرف کند.» یعنی علیه السلام باشد. امیرالمومنین (علیهالسلام) فرمود که: «نهی کرد از اینکه مرد بول کند در آب جاری مگر از باب برای آب اهلی است.»
حدیث بعدی از امام باقر (علیهالسلام) فرمود: «روایت شده که بول در آب راکد موجب نسیان فراموشی میآورد.» از پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) در حدیث مناهی، حضرت نهی کردند که کسی در آب راکد بول کند، «عقل ازش از بین میرود، ذهاب عقل میآورد، عقل را از بین میبرد.»
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «در حال ایستاده آب ننوش و روی قبری تقوت نکن. در آب پاکیزه و اینها بول نکن.» «هر کس این کار را بکند، چیزی اگر بهش، این کار را کرد، بهش چیزی رسید جز خودش را ملام ت نکند.» و اگر کسی همین کار را کرد، دیگر بهش یک چیزی میرسد که دائماً با او است. مگر اینکه به گرفتاری دچار میشود که ولش نمیکند، گریبانگیرش میشود، مگر اینکه نجات پیدا کند.
باب بیست و پنجم: «کراهت استقبال شمس و قمر به عورت هنگام تخلی» که اینها احکام تو بحث احکام بهش اشاره شده. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نهی کردند که مرد خلاصه روبروی شمس و قمر باشد با فرجش، یعنی عورتش رو به شمس باشد، عورتش رو به قمر باشد در حالی که دارد ادرار میکند.
از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود که: کسی از شما بول نکند در حالی که عورت او برای ماه آشکارا و رو به ماه.» حالا یک آثاری بالاخره دارد دیگر. آثار فیزیکی عجیبی هم ممکن است داشته باشد. هلال نباشد و پشت به هلال نباشد در تخلی.
حدیث درس بعدی نهی کردند از اینکه مرد بول کند و عورتش رو به شمس، یعنی برای شمس و قمر آشکار باشد.
درس بعدی فرمودند که: «رو به خورشید نباش و رو به ماه هم نباش.»
باب بیست و ششم: «اقل آنچه که کفایت میکند در استنجا از بول.» حسین بن علی میگوید: «به امام صادق (علیهالسلام) از خدمت حضرت پرسیدم که ادراری که به بدن، دو بار بشوریتش، همین دو باری که فتوا داده بودند، آب بریز. ادرار به بدن رسیده، کفایت میکند که شسته شود به مثلش از آب وقتی که رؤس حَشفه باشد روی ما.» و «سخت نیست، احتیاج به احتیاج دارد که دست کشیده بشود.»
حدیث بعدی: «آب نجس نیست و احتیاج نیست که دست کشیده بشود.» یعنی همان آبی که یک بار میریزد دیگر نجس نمیشود، یک دست هم نیاز به دست کشیدن نیست.
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) از امام میگویند: «از حضرت پرسیدیم: آقا، کسی ادرار به بدن که دو بار برسد.»
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) پرسیدند که: «آقا، چقدر کفایت میکند از آب در استنجا؟» «مِثْلُ مَا عَلَى الْحَشَفِ مِنَ الْبَلَلِ.» همین قدری که حشفه را در بر بگیرد، رطوبت به حشفه برسد، خیس بشود.
زراره میگوید که حضرت استنجا میکردند از بول سه مرتبه و از غائط به مقدّمه و خرد با پارچه و اینها حضرت.
و حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «کفایت میکند از بول همین که سر آلت شسته بشود، مقداری که ادرار رسیده، نه حتماً آن مقداری که لازم است.»
حدیث بعدی از امام ابوالحسن سوم. ابوالحسن سوم کیست؟ ابوالحسن اول موسی بن جعفر (علیهالسلام)، ابوالحسن تو روایت ابوالحسن دوم امام رضا (علیهالسلام)، ابوالحسن سوم امام هادی (علیهالسلام). تو دعاهای توسل به امام سجاد (علیهالسلام) و روایات ابوالحسن کوچک این درست است. بله، تو روایت این شکلی است. هادی (علیهالسلام). داوود بن سِرمُّی میگوید که: «دیدم امام هادی (علیهالسلام) را بیش از یک بار که حضرت بول کردند و یک کوزه کوچکی درخواست کردند و آب را همان جا ریختند و شستند اینها حضرت.» یعنی دیدم حضرت با کوزه همراه بودند.
و حدیث آخر این باب: ابی نصر بَزَنطی میگوید: «از حضرت پرسیدم در مورد ادراری که به جسد میرسد.» حضرت فرمودند که: «دو بار بر آن آب بریز. فَإِنَّمَا هُوَ مَاءٌ.» این هم آب است. بعد دو بار بر آن آب بپاش.
باب بیست و هفتم: هفت، هشت دقیقه وقت داریم، یک دو، سه تا باب دیگر بخوانیم. خسته که نشدید؟ از روایت لذت ببرید.
باب بیست و هفتم: «باب عدم وجوب استنجا از خواب یا باد و عدم استحبابش همچنین.» سلیمان بن جعفر جعفری میگوید که: «امام ابوالحسن (علیهالسلام) را دیدم.» اینجا دیگر اصلاً نگفتند اول، دوم، سوم. شاید منظور امام کاظم (علیهالسلام) یا امام رضا (علیهالسلام) باشد. «دیدم حضرت از خواب بیدار شدند وضو گرفتند، ولی استنجا نکردند.» و گفت: «مثل کسی که متعجب میشود از مردی که إِذَا خَرَجَتْ مِنْهُ الرِّیحُ اسْتَنْجَا.» به من خبر رسیده که بعضیها باد که ازشان خارج میشود استنجا میکنند، یعنی بشویند خود را. اینکه باد خارج بشود و یک انسان بخوابد، وقتی خوابید برود استنجا کند، باد خارج شد برود اسنجا؟ نه واجب است نه مستحب.
حدیث بعدی از عمّار صاباتی میگوید: «از امام رضا (علیهالسلام) حضرت وضو گرفتند فقط. از خواب بیدار شدند وضو گرفتند، استنجا دیگر نکردند.»
امام صادق (علیهالسلام) را پرسید عمّار صاباتی که: «از مردی که باد از او خارج میشود، باید استنجا کند؟»
باب بیست و هشتم: «وقتی یکی از دو حدث خارج بشود، غسل شستن مخرجش، مخرج دیگر واجب نیست.» یعنی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «وقتی مرد ادرار میکند و از او چیز دیگری (یعنی غائطی) خارج نشده، فقط واجب است که احلیلش را به تنهایی بشوید.» احلیل یعنی آلت تناسلی. «و نمیخواهد مقعدش را بشوید. و اگر از مقعدش چیزی خارج شده و ادرار نکرده، فقط باید مقعدش را به تنهایی بشوید.»
باب بیست و نهم: بعضیها این جور گرفتهاند یعنی طرف هر سری میرود همه را باید بشوید، نیم تنه پایین را کلاً میشوید. مبتلا نشویم. بحث وسواس واقعاً مصیبتی است.
باب بیست و نهم: «واجب در استنجا، شستن ظاهر مخرج است نه باطنش.» ابراهیم بن ابی محمود میگوید: «از امام رضا (علیهالسلام) پرسیدم درباره استنجا آنچه که از او ظاهر است بر شرج.» همان را بشوید. معلوم است، بیرون و اینها. «و لا یدخل فیه الماء.» الماء اینجا باید بررسی شود. خلاصه ظاهرش.
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «بر او واجب است که بشوید آنچه از آن ظاهر است.» تو بحث استنجای مقعد، یعنی آن داخلش را دیگر لازم نیست بشوید. بله. همان بیرونیاش را که ظاهر است. تو این حدیث دوم هم اونی که ازش ظاهر است در مقعد و واجب نیست که داخلش هم کثیف است.
و از امام باقر (علیهالسلام)، محمد نسخه میگوید: «از حضرت پرسیدم درباره طهارت زن در نفاس وقتی که پاک میشود و نمیتواند با آب استنجا کند. إِنِ اسْتَنْجَیَتْ اعْتَقَرَتْ.» اگر استنجا کند که گفتم اگر این کار را بکند، اگر بخواهد استنجا بکند، این جراحتش بیشتر میشود. زنی که زایمان کرده بخواهد آب بگیرد ادرار خودش را خلاصه با آب بشوید، این بخواهد آب برسد، این زخمها و حالا الان اینها و بخیهها و اینها باز میشود و مشکلاتی پیدا میکند. «جراحت و چرک.» آیا اجازه دارد که خارج هم بیرونیاش را فقط بشوید، داخل را نشوید؟ «پنبهای یا پارچهای این را پاک کند.» بله. «لَتَقَا مِن داخلِ أَبْ خَلَلٍ.» این پاک میکند داخل را با یک جریان پنبه یا پارچه.
باب سیام: خب، اینجا بحثی که طرف مخیر است بین اینکه بشوید یا با چند تا سنگ استنجا کند. از امام باقر (علیهالسلام)، زراره پرسید که: «درباره تمسح به احجار، با چند تا سنگ.» امام حسین (علیهالسلام) استنجایشان همیشه با سه تا سنگ بوده. بله، با سه تا سنگ استنجا میکردند.
بعدی از امام باقر (علیهالسلام) فرمودند که: «کفایت میکند از غائط، مسح به احجار.» همین که با سنگها پاک کند. «ولی کفایت نمیکند از بول مگر بشوید.»
حدیث بعدی: زراره از امام باقر (علیهالسلام) حضرت فرمودند که: «سنت جاری شده در اینکه بعد از غائط سه تا سنگ باشد و مست کند اوجان را.» اوجان هم همان قبلاً گفتیم بین مقعد و چیز است. بیضه. «اجاق گفتیم موی اوجان و اینها. یادتان هست که بروید و فلانی. آنجا نگاه کردنش هم جزو مهریه و اینها گفت: اشکال ندارد.» خب، این فاصله که مست کند هم خود چیز را هم اینجا و آن را نشوید. «و جایز است که دو پایش را مست کند و آن دو تا را نشوید.»
حدیث بعدی از امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «سنت جاری شده در استنجا به سه سنگ بکر و بعدش هم با آب بشوید.» که هم سه تا سنگ هم بعدش. زمان پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) هم عرض شد، پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) همین کار را میکرد.
باب سی و یکم: «وجوب اختصار بر آب در استنجا از بول.» پس استنجا از بول حتماً باید فقط آب باشد. امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «وقتی که ادرار یک سر میرود.» آمدند ادرار کردند. قطع شد، با آب به صورتش از محمد بن اسماعیل آمده و بحث استبرا نیست.
از عیسی بن قاسم گفت که: «از امام صادق (علیهالسلام) سوال کردم از مردی که در جایی ادرار کرده که آب نیست. ذکرش را با سنگ مست کرده و رسیده بوده این به ذکر و خلاصه به رانها و اینهایش.» حضرت فرمودند که: «این ذکر و دو تا رانش را باید بشوید.»
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که: «بنی اسرائیل وقتی یکیشان قطره ادرار میکرد،» روایت عجیبی است. «یک قطره ادرار به تنشان میرسید، با قیچی از تنشان میکَندند آن تیکه پوست را و با قیچی برمیداشتند.» «از عجایب است، به خدا بر شما توسعه داد به وسیعترین چیزی که بین آسمانها و زمین است و برای شما آب را طور قرار داد.» خدا چقدر شما را راحت ب کرد. پوست را برمیداشتند، نجاست میرسید. «حالا شما برایتان آب میگیرد، راحت تمام میشود.»
حدیث بعدی: امام صادق (علیهالسلام) ادرار کردند در حالی که من بالا سر حضرت ایستاده بودم و دست من همراه من اِداوَهای بود از این آفتابههای کوچولو یا کوزهای بود. «وقتی که قطع کرد حضرت، تمام شد کارشان. قَالَ بِيَدِهِ هَكَذَا إِلَيْهِ سَمْتِي وَ أَنَا أُعْطِيهِ الْمَاءَ.» به سمت من و من آب را به ایشان دادم. حضرت همان جا را شستند. پس فهمید میشود که حضرت با آب شستند مکان را.
از عبدالله بن مرحوم میگوید که: «به امام صادق (علیهالسلام) عرض کردم: مردی ادرار میکند، پیشش آب نیست، ذکرش با حائل مسح میکند.» حالا سنگی چیزی احتمالاً. حضرت فرمودند که: «هر چیز خشکی که حالا اینجا هم بتواند با یک چیز خشک خلاصه این را پاک کند.»
یک روایت دیگر از یک باب سی و دوم بخوانیم و تمام. سی و دوم: «عدم وجوب شستن بین دو تا مخرج.» نه شستنش واجب است نه معنی ندارد. بَزَنطی بن اَعیَن از امام باقر و امام صادق (علیهمالسلام) گفت که: «شنیدم از این دو بزرگوار که میفرمایند: بین دو تا إِلیه و حشفه بخشیده شده است.» یعنی در غائط إلیه، خود مقعد را باید شست. یعنی مخرج را باید شست. دو تا باسن لازم نیست. آن طرف هم کل عورت را لازم نیست بشوید. برای ادرار فقط حشفه لازم است. مابین این دو تا دیگر شستنش لازم نیست. بله، معاف شده. نه مسح میشود نه غسل نمیشود.
تا سر باب سی و سوم خواندیم که حالا این چند تا باب هم کوتاه است. انشاءالله جلسه بعد سریع تمامش میکنیم. الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه دوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه سوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه دوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه چهارم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه دوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه سوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه چهارم
شرح کتاب تحریر الوسیله
در حال بارگذاری نظرات...