متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسئله بعدی در بحث "استبراء" این است که اگر انسان شک کند استبراء کرده یا نه (که اینها را اشاره شد به آن) و رطوبتی از او بیرون بیاید که نداند پاک است یا نه، (یک رطوبتی بیرون میآید که نمیداند این پاک است یا نه) آنجا بنا را بر چه میگذارد؟ بله، اگر انسان شک کند استبراء کرده یا نه، رطوبتی بیرون میآید که نداند پاک است یا نه، این نجس است. اینجا بنا را بر نجس بودن میگذارد؛ بنابراین نجس درست است. بله، رطوبت بیرون میآید که نمیداند پاک است یا نه. خب، همانطور که اگر وضو هم گرفته باشد باطل میشود. ولی اگر شک کند استبرایی که کرده، درست بوده یا نه و رطوبتی از او بیرون بیاید که نداند پاک است یا نه، درست است یا نه؟ رطوبتی از او بیرون بیاید که نداند پاک است یا نه، اینجا چهکار میکند؟ اینجا رطوبت پاک است و وضو را هم باطل نمیکند.
مسئله اختلافی خیلی در این بحث نداریم. فقط نکتهای اضافهتر نسبت به آنکه در "تحریر" عرض شده، این است که حالا خانمها که استبراء ندارند. برای خانمها استبراء نیست. اگر خانمی رطوبتی ببیند، شک کند که این پاک است یا نه، اینجا باید چهکار کرد؟ استبراء ندارند که بگوییم آیا استبراء کرده بوده یا نکرده بوده. شک دارد که استبراء کرده است، رطوبت دیده. خانم از مجرای بول رطوبت دیده، شک میکند که این پاک است یا نه. اگر پاک باشد، وضو و غسلش را باطل نمیکند. رهبر معظم انقلاب اینجا فرمایش خوبی دارند. میفرمایند که حالا اگر کسی استبراء کرد، رطوبتی از مجرای ادرار خارج شود که نداند بول است یا چیز دیگری. استبراء کرده، خب این که مشخص بود. محکوم به چیست؟ طهارت. محکوم به طهارت است، دیگر نیاز به بررسی و جستوجو ندارد؛ نیاز نیست برویم بررسی کنیم، چک کنیم. همینقدر که انسان استبراء کرده، بعد رطوبت میبیند، دیگر لازم نیست پاک بودنش را چک کنیم، رنگش را چک کنیم، بوی ادرار میدهد یا نمیدهد؛ نه، تفحص نمیخواهد.
یک نکته، نکته بعدی این است که استبراء واجب نیست. رهبر معظم انقلاب یک قیدی میزنند، خیلی قید خوبی است. میفرمایند که در برخی موارد استبراء حرام هم هست. در برخی موارد استبراء حرام است. کجا استبراء حرام است؟ وقتی که موجب ضرر باشد؛ وقتی که در مجرا زخمی وجود دارد. مثلاً وقتی استبراء میکند، بر اثر فشار از آن خون جاری میشود و بهبودی زخم را به تأخیر میاندازد. خب حالا این بنده خدا به خاطر این مشکلی که دارد، استبراء نمیکند. بعد از اینکه بول کرد، یک رطوبت مشتبه میآید. اینجا حکم بول را دارد. آیا ادرار است؟ نه، نباید استدلال کنید "اینجا هم بول میآید، خب بیاید". استبراء برای شما حرام است به خاطر آن بیماری و ضرری که برای شما دارد. خود استبراء حرام است، نه اینکه حالا چون استبراء حرام است، پس دیگر آمده و پاک است.
این هم از این.
خوب، شیوههای مختلفی دارد، ولی بهترینش همان بود که سهتایی بود. بعد آن هم اینجور بود که بهترش این بود که اگر مخرج قاعده نجس شده، اول مخرج قاعده شسته شود، بعد حالا اگر کسی قبل از اینکه مخرج قاعده را تطهیر کند، چهکار کرد؟ استبراء کرد قبل از تطهیر مخرج. اشکالی دارد یا ندارد؟ نه، فرقی نمیکند، چه قبلش باشد چه بعدش.
مثلاً میفرمایند که وقتی کسی بول از او خارج شد، استبراء کرد، وضو گرفت، بعد یک رطوبتی آمد که مردد بین بول و منی بود. حضرت امام احتیاط داده بودند. درست است؟ آقا میفرماید واجب است برای تحصیل یقین به طهارت، هم از حدث هم باز کند، هم وضو بگیرد. فتوا دادند، قشنگ است. استبراء ادرار کرد، بعد استبراء کرد، بعد وضو گرفت، بعد یک رطوبتی آمد، مردد بود بین بول و منی. هم وضو میگیرد، هم غسل میکند. مردد است دیگر. این مایع مردد مال حالت جنابت است. ولی حالا در مورد این مایعات چه کار باید کرد؟
در مورد بحث استنجاء هم رهبر معظم انقلاب میفرمایند که در مورد مخرج بول که مشخص است، فقط با آب پاک میشود، با هیچ چیز دیگری پاک نمیشود. بعد با آب هم چگونه پاک میشود؟ بنابراین احتیاط واجب با دوبار شستن برای همه است. دیگر فرقی ندارد مرد باشد یا زن باشد. امام ره فرمودند میخواهم در مورد استنجاء فرمودند که برای مرد اگر از مخرج طبیعی خارج شده باشد، یک بار کفایت میکند. حضرت دوبار فرمودند. احتیاط واجب در اینکه دوبار شسته شود.
یک مسئله. مسئله بعدی اینکه حضرت امام فرمودند که در هر صورت شستن مخرج قاعده بهتر است که با چه باشد؟ یعنی تطهیرش بهتر است که با آب باشد. فرقی نمیکند؛ چه با آب چه با غصل یا قتل. بله ایشان مزیتی قائل نیستند. در مورد امام فرمودند بهتر شستن، ایشان از جفتش تفاوتی ندارند. یا اینکه با آب بشوید تا نجاست از بین برود. کشیدن لازم نیست. قطعهای که گفتیم (یا سنگ باشد یا پارچه باشد) پاک شد که هیچ، اگر نشد با قطعات دیگر با آب بشوید تا پاک شود. و آن سه شرط هم که اگر سه تا شرط باشد (که سه تا اتفاق افتاده باشد)، اینجا دیگر با آب فقط باید مخرج را شست. خاطرتان هست؟ یکی اینکه نجاست دیگری آمده باشد، از بیرون نجاست رسیده باشد، یا بیش از حد معمول نجس شده باشد.
بحث مستحبات و مکروهات تخلی که در تحریر حضرت امام اشاره به آن نکردند، ولی در رساله به آن اشاره شده. مستحبات و مکروهات تخلی. گفته شده که مستحب است در موقع تخلی جایی بنشیند که کسی او را نبیند. پس از مستحباتش است. واجبش چیست؟ واجب این است که عورت دیده نشود. مستحبش چیست؟ مستحب این است که اصلاً کلاً خودش دیده نشود. پس ممکن است انسان جایی نشسته باشد، چهرهاش قشنگ مشخص است موقع تخلی، ولی عورت مشخص نیست، این اشکالی ندارد. ولی مستحب این است که به این نحو هم... موقعی که وارد مکان تخلی میشود، بله، به مکان تخلی وقتی وارد میشود، با پای چپ بیاید. حالا اتاق مثلاً مثل غرفههای دستشویی میماند. مثلاً توی بیابانی اگر رفته، توی آن گودی دارد وارد میشود. گودی هست، جایی هست، محدودهای که دیگر اصطلاحاً به آن میگویند محدوده تخلی، مکان تخلی. آنجا دیگر با پای چپ وارد شود. موقعی هم که دارد بیرون میآید، با پای راست. اول پای راست. و باز هم مستحب است که در حال تخلی سرش را بپوشاند. مرحوم شهید ثانی در لمعه میفرمایند که مستحب است هم سر را بپوشاند با یک چیزی، دوباره باز روی آن هم یک چیزی بکشد؛ دو مرحله پوشش. "تقنع و تصدتر"؛ یعنی حالت مقنعهای چیزی برای خودش هم درست کند. کلاً یعنی محدوده، یعنی هم سر بپوشاند، هم محدودهای که دور گردن و دور سر و همه را با یک چیزی پوشانده باشد که این بالاخره سم سنگینی است دیگر. سم ادرار، اسیدش یک اسید فوقالعاده مهلک است. خدا رحمت کند مرحوم حاج آقا جبرئیل، ایشان در مسجدالحرام کنار بهجت منبر میرفت. فرمود که بررسی کردند یک قطره ادرار در قویترین ظرفهای عالم اگر باشد، ظرف را از تو نابود میکند. حالا این مثانه انسان چیست که تحمل میکند؟ و آن کسی که ادرار دارد و عقب میاندازد، این چه ضرری به خودش وارد میکند؟ در روایت داریم که یکی از چیزهایی که موجب عذاب شب اول قبر میشود، همین نگه داشتن ادرار است. بله، خیلی برای جسم ضرر دارد. این از پیغمبر بود به نظرم. بله، خلاصه اسید خیلی سنگینی دارد. تمام کسانی که توی کار تخلیه چاه و اینها هستند، من شنیدهام که میگفتند که با کمترین حرارت منفجر میشود این چاهی که بخارات، فقط بخارات ادرار و مدفوع و اینها میآید. انقدر این گاز سنگین است که خطر انفجار دارد. خلاصه همچین اسیدی. لذا فرمودند که سر را بپوشانیم تا به نصیر و مغز و پوست سر و اینها سرایت پیدا نکند. و سنگینی بدن را هم بیندازد روی پای چپ، بله؛ یعنی به چپ تکیه بدهد، تمایلش به چپ باشد و تخلیه کند.
خب، این یک مسئله.
مسئله بعدی این است که روبهروی خورشید و ماه در موقع تخلی اگر بنشیند، این کار مکروه است. انسان در تخلی است و روبهروی خورشید نشسته. یا ماه باشد. انسان روبهروی این دو تا باشد. این کراهت دارد. تخلی روبهروی این دو تا کراهت دارد، نه جهتش، نه خود خورشید توی بیابان و صحرا. خوب، حالا همانجا هم برای اینکه مکروه نباشد، میتواند عورت خودش را با وسیلهای بپوشاند. یعنی اگر همانجا هم که رو به خورشید است یا رو به ماه است، این عورت خودش را با وسیلهای بپوشاند، دیگر کراهت ندارد. و در موقع تخلی نشستن روبهروی باد و در جاده و خیابان و کوچه و درب خانه، زیر درختی که میوه میدهد، در حال چیز خوردن، با توقف زیاد از مکروهاتش است. یعنی انسان موقع تخلی بنشیند روبهروی باد، یا توی جاده تخلیه کند، توی خیابان تخلیه کند، توی کوچه تخلیه کند، جلوی درب خانه تخلیه کند، زیر درختی که میوه میدهد تخلیه کند، در حال چیز خوردن تخلیه کند، توقف زیاد داشته باشد که در مورد آن گفتند موجب بواسیر میشود. یعنی در دستشویی زیاد توقف کند. تطهیر کردن با دست راست، با دست راست تطهیر کند، خودش را بشوید، اینها همه کراهت دارد. همینطور اگر انسان حرف بزند در حال تخلی، این هم کراهت دارد. مگر اینکه ناچار باشد. حالا گاهی با آه و اوه و اینها حل میشود. ولی گاهی یک کسی میبینی حالا یک مسئلهای پیدا شده، خطری هست؛ این دیگر حالا میخواهد حرف بزند آدم و در حد ناچاری و اینها صحبت کردنش کراهت ندارد. یا ذکر خدا بگوید. البته آیات قرآن را گفتند که نباشد، ولی صلوات، حمد، مخصوصاً حمد الهی گفتن خیلی خوب است که اصلاً آدابی دارد، دعا دارد. آیتالکرسی به نظرم در روایات بود که آیتالکرسی هم اشکال ندارد. بله، خوب، اینها است. ذکر خدا در هر صورتش در دستشویی اشکال ندارد. البته چیزی باشد که بالاخره وضو لازم دارد یا سجده میخواهد.
مسئله بعدی این است که ایستاده ادرار کردن که خب در اروپا خیلی رایج است. و بول کردن در زمین سخت (آسفالت، کسی روی آسفالت ادرار-بول کند). و بول کردن در سوراخ جانوران؛ کسی بیاید برود یک سوراخ موشی پیدا کند جلویش ادرار کند. و ادرار کردن در آب؛ شنا میکند، آنجا بغل برکهای ادرار کند. خصوصاً آب ایستاده، خصوصاً آبی که حرکت ندارد و ایستاده است. اینها هم مکروه است. اگر موجب ضرری شود و چیزی باشد، اینها بعید نیست که حرام هم باشد؛ مثلاً به حیوانی بخواهد آسیب به آن برسد، محیط زیست آلوده شود، آسیبی به بقیه وارد شود. بعید نیست حرام هم میشود.
مسئله بعدی این است که خودداری کردن از بول و قاعده مکروه است. نگه داشتن ادرار و مدفوع، حبس بول و غائط، اصطلاحاً حبس بول و حبس غائط. این تعبیر ظاهراً از بوعلی است، میگوید: "اگر پشت شتر هم بودی، ادرارت گرفت، همانجا تخلیه کن." حتی در حد پیاده شدن از شتر هم تأخیر نینداز. از امام رضا علیهالسلام یادم نمیآید، ولی از لقمان حکیم به نظرم هست. از بوعلی هم نقل شده که حتی به حد اینکه بخواهیم پیاده شویم، اینقدر تأخیر نینداز. شدت را میرساندند که حالا هرکی هرجا رسیده میخواهد تخلیه کند. خودداری کردن مکروه است. اگر ضرر برساند، باید خودداری نکند. در این صورت حرام است دیگر. اگر بخواهد حبس بعدی باشد که برای بدن ضرر هم دارد، دیگر حرام هم هست؛ اگر برای بدن ضرر کلی داشته باشد، دیگر حرام است.
و مسئله آخر در این بحث این است که مستحب است که انسان حالا کجاها انسان تخلیه کند؟ یکی قبل از نماز. یک قید خوبی است، اگر به حدی ضرر برساند که در حکم ضرر زدن حرام باشد. چون میدانید که ضرر خب تا یک حدیش معقول و طبیعی است، نمیشود کاریش هم کرد. خب مثلاً همین پیاده رفتن، مثلاً همین توی سرما رفتن به کلاس. در سرما خوب، کلاس واجب است رفتنش. بالاخره درس و بحث هوای سرد. اگر انسان بخواهد بگوید: "سرد و گرم است!" و بگوید "بهار تابستان که گرم است، پاییز و زمستان هم که سرد است." توی این قید ما همیشه ضرر است. هم گرمایش ضرر دارد، هم سرمایش. ولی ضرر در حد عقلایی نیست که حرمت بیاورد. پس تا یک حدی ضرر همیشه هست، هر چیزی بالاخره یک ضرری دارد. تا در حد خودش ضرر، ضرر عقلایی است. در حد معقولی که آن باعث حرمت میشود. اینجا مگر ضررش در حدی است که ضرر عقلایی است، نه ضرر خیلی معمولی است، خیلی کم. اگر ضرر عقلایی است، آنجا باعث میشود که حرام بشود. ضرری که موجب حرمت بشود، خب اینجا پس چی شد؟
یکی قبل از نماز مستحب است انسان تخلیه کند. یکی قبل از خواب است. اینجا توی روایت دارد که حتی اگر بول هم ندارید، عرضه کنید خودتان را به دستشویی، موجب سلامتی است. بله، یکی اینکه تا گرسنه نشدی نخوری. هرکسی مریض نمیشود هیچ وقت. یکی اینکه تا سیر نشدی دست نگه نداری. باشد، بدیش این است که غذا را خوب بجو. و چهارمیش این است که هر شب قبل از خواب تخلیه کنید خودتان را، عرضه کنید. یعنی حتی اگر انسان هم ندارد، باز برود تخلیه کند. در مدینه حالا یا کوفه نقل شده کسی آمد دید که مردم مریض نیستند. پرسید "مریض نیستید؟" گفتند که "ما از امیرالمؤمنین این را یاد گرفتیم. این چهار تا را مراعات میکنیم، مریض نمیشویم." انقدر مهم است. یا عکس آن. یعنی عامل اصلی مریضی یکی خوراک معده مایع اصلی مریضی است که سه تا از این دستورات به معده برمیگشت. یکیش هم بول ادرار، سومی که در بدن منتشر میشود، در بدن نماند که موجب ضرر نشود. یکی دیگر آن سومین مورد پیش از جماع (مقاربت) آنجا هم تخلیه صورت گرفته باشد. و آخرش هم بعد از بیرون آمدن منی. این هم خیلی مهم است که بالاخره این هم ضرر دارد. هرچه سریعتر مجرا را پاک بکند، بهتر است. برای سلامتیاش بهتر است. اینجا خوب، مستحب هم هست و خیلی سفارش شده.
خب، این از بحث رساله حضرت امام.
و در مورد نظرات هم که خب اختلاف چندانی توی این بحث نبود. شاید خیلی اختلافی نشود توی این مبحث پیدا کرد. حالا این بحث تخلی چون تمام شد، روایاتی را درباره احکام تخلی که مرحوم شیخ عاملی زحمت کشیدند (رضوان الله علیه) دستهبندی کردند؛ خدمت شما عرض کنم که ۴۰ باب و ۶۵ صفحه از کتاب شریف وسائل الشیعه روایات در مورد احکام تخلی را آوردهاند. خب چون بحث، بحث خوبی است، این روایات را هم ما کمتر میشنویم، مربوط به بحث است. بنا بر این است انشاءالله تا جایی که میشود ما روایات را در کنار بحث داشته باشیم. مسائل را بخوانیم.
خب، در این کتاب، ما جلد ۱ وسائل الشیعه، صفحه ۲۹۹، باب اول: "باب وجوب ستر عورت و تحریم نگاه کردن به عورت مسلم". نگاه به عورتش حلال نیست؛ چه مرد باشد چه زن. من فقط چون ۶۵ صفحه روایت است، سریع فقط پشت سر هم روایتش را میخوانم، بتوانیم انشاءالله توی این چند دقیقه، اگر بتوانیم بخوانیم. جلسه بعد هم حالا باز روایتش را بخوانیم. خیلی قیمتی است.
امام صادق فرمودند که (حالا من ترجمه میکنم، دیگر متن عربی را نمیخوانم) فرمودند: "رجل مرد به عورت برادرش نگاه نکند." این حدیث اول.
حدیث دوم فرمودند که: "وقتی یک نفر از شما در فضایی از زمین غسل کرد، عورت خودش را بپوشاند." پیغمبر اکرم فرمودند: بعد فرمودند که: "هیچکدام از شما داخل حمام نشود مگر با لنگ." و حضرت نهی کردند از اینکه مرد به عورت برادر مسلمانش نگاه کند. فرمودند: "هرکس که تأمل کند عورت برادر مسلمانش را، دقت بکند، توجه کند، نگاه کند، ۷۰ هزار ملک او را لعن میکند." و نهی کردند از اینکه نگاه کند به عورت زن. فرمودند که: "کسی که نگاه کند به عورت برادر مسلمانش یا به عورت غیر اهل خودش، با تعمد، عمداً به عورت دیگری نگاه کند، به عورتی که بر او حلال نیست، ادخله الله المنافقین." خدا او را با منافقین محشور میکند. داخل در منافقین میشود؛ کسانی که همان منافقینی که دنبال عورات مردم بودند. منافقین هم دنبال عیوب مردماند دیگر. توی جامعه ایمانی دنبال عیوب میگردند برای اینکه بزنند توی سر مؤمنان. آن کسی که دنبال نگاه کردن به عورت دیگران است، با آن منافقینی محشور میشود که دنبال عیوب دیگران و دنبال عیوب مؤمنیناند. و از دنیا نمیرود کسی که نگاه به عورت دیگری میکند تا اینکه خدا او را ضایع کند، به فضاحت بیفتد. مگر اینکه توبه کند. اگر نه، اگر توبه نکند، این کسی که به عورت دیگری نگاه میکند تا آبرویش نریخته باشد، از دنیا نمیرود. این هم یک روایت.
روایت بعدی از امام صادق علیهالسلام سؤال شد که: "آقا این آیهای که میفرماید: «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن أبصارِهِم وَ یَحفَظوا فُرُوجَهُم ذٰلِكَ أَزكىٰ لَهُم» این چیست؟" حضرت فرمودند که: "هرجا در قرآن سخن از حفظ فرج، سخن از حفظ دامن است، منظور چیست؟ این است که از زنا انسان خودش را حفظ کند." غیر از این آیه است. اینجا حفظ فرج، حفظ دامن به معنای حفظ از زنا نیست، به معنای حفظ از نگاه حرام است.
روایت بعدی امام صادق فرمودند که: "اگر کسی داخل حمام شد، خب آن حمامهای قدیمی که همه با هم میرفتند و بعد لنگ هم بود و بالاخره یک فضایی بود که تا حدی بالاخره عورات دیگران دیده میشد، معلوم بود. داخل حمام بشود، چشمش را از نگاه به عورت برادرش بپوشاند، خدا او را از آن آب گرم حمیم جهنم در روز قیامت در امان میدارد."
روایت بعدی امیرالمؤمنین درباره همین آیه «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن أبصارِهِم» فرمودند که معنایش این است که: "یکی از شما، هیچکدام از شما نگاه به فرج برادر مؤمنش نکند." او را برایش یعنی "مؤمنی در شرایطی خودش را قرار ندهد که دیگری بتواند به عورت او نگاه کند." بعد فرمودند: «قُل لِلمُؤمِنَاتِ یَغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ» این هم یعنی اینکه "از آن کسانی که ملحق میشود به ایشان نظر، همانجور که درباره حفظ فرج آمده است، پس نظر سبب ایقاع فعل است از زنا." یعنی زنها هم به عورت دیگران نگاه نکنند، عورت خودشان هم در معرض نگاه قرار ندهند. این زمینه زنا را فراهم میکند.
مرحوم شیخ حر میفرمایند که توی این باب در مورد این مسئله نگاه و اینها، روایت هم در آداب حمام و آداب نکاح، کتاب نکاح آنجا هم در مورد این بحث نظر حرام و اینها مباحثی را آورده.
باب دوم: در مورد اینکه به سمت قبله، نه روبهقبله و نه پشتبهقبله تخلی نشود. و در برابر باد، نه روبهباد و نه پشتبهباد نباشد. و مستحب است که رو به مشرق یا مغرب باشد. نقل شده که ابوحنیفه از نزد امام صادق خارج شد. امام موسی بن جعفر ایستاده بودند در حالی که کودک بودند. ابوحنیفه به امام کاظم علیهالسلام گفتند: "یا غلام، ای بچه، این غریب توی شهر شما بیاید کجا باید برود تخلیه کند؟" حضرت فرمودند که: "از افنیه (از حیاط و صحن مساجد) اجتناب کن. از شط انهار (این اطراف رودخانهها و دریاچه و اینها) اجتناب کن. از مساقط ثمار (زیر درختهایی که میوه میدهد) اجتناب کن. و منازل نزال (در جلوی درب خانه مردم و اینها). و روبهقبله نباش، نه به غائط، نه به بول." خیلی جالب است دیگر. روبهقبله نباش، نه به غائط نه به بول، هم جلو هم پشت. جفتش را با یک تعبیر خیلی قشنگ. "و لباست را بالا بیاور" یعنی "روی سرت بینداز"، صورت بپوشانید یا حالا خودتان را بپوشانید. هرجا که میخواهی بروی، دیگر گفت هست: "برو تخلیه کن."
روایت بعدی از امام رضا علیهالسلام سؤال شد که: "آقا حد قاعده (یعنی غائط) را کجا باید مثلاً تخلیه کرد؟" حضرت فرمودند که: "روبهقبله نباش و پشتبهقبله نباش. و روبهباد و پشتبهباد هم نباش."
حدیث بعدی از پیامبر اکرم است که فرمودند: "وقتی که برای قاعد رفتید." قاعد قدیم به آن محل گودی میگفتند که برای تخلیه میرفتند. بعداً اسمش آمد روی آن مادهای که هنگام تخلی خارج میشود. وگرنه قاعد به معنای آن چالهای بوده که برای تخلیه میرفته. "وقتی که داخل قاعد شدید (یعنی آن چالهای که رفتی) چون دستشویی اینجوری که نبوده که بخواهند دیوار درست کنند و اینها، چالههایی بوده میرفتند آنجا تخلیه میکردند. وقتی که داخل قاعد شدید، از قبله اجتناب کنید." یعنی هنگام تخلی، نه روبهقبله و نه پشتبهقبله باشید. و پیغمبر نهی کردند از اینکه روبهقبله باشد به بول یا قاعد؛ همان یعنی رو به قبله و پشت به قبله. و از امیرالمؤمنین است که پیغمبر فرمودند که: "وقتی که داخل مخرج شدی (یعنی جایی که خواستی مخرج، یعنی جایی که برای اسم مکان، محل خروج، محل تخلیه) روبهقبله نباش، پشتبهقبله نباش." "شرقُ او غربُ"؛ یا جهتتان به سمت شرق باشد یا به سمت غرب. این هم از این حدیث.
بعد دوباره همان شبیه آن قبلی از امام حسن علیهالسلام مجتبی سؤال شد: "حد قاعده چیست؟" فرمودند که: "روبهقبله و پشتبهقبله نباشد. روبهباد و پشتبهباد نباشد."
محمد بن اسماعیل میگوید: "خدمت امام رضا علیهالسلام وارد شدم. در منزل حضرت کنیفی بود که روبهقبله بود." کنیف را نمیدانم اینجا به چه معناست. "بعد شنیدم حضرت فرمودند که: «مَنْ بَالَ هَٰذَا قُبْلَهَ الْقِبْلَهِ؟»" حالا شاید مثلاً کنیف اینجا منظور نجاستی اینها بوده که روبهقبله بوده. حضرت فرمودند: "کی به سمت قبله ادرار کرده؟" بعد حضرت یاد خدا را کردند، آمدند این را، این نجاستی که بود (حالا کنیف شاید ظرف ادرار بوده مثلاً). این جور به ذهن میرسد که روبهقبله بوده. این ظرف را از روی قبله برگرداندند به خاطر اجلال برای قبله و تعظیم برای قبله. بعد حضرت فرمودند که: «لَمْ یَقُمْ مُقْعَدُهُ ذٰلِكَ حَتّىٰ یَغْفِرَ لَهُ» کسی اینجوری اگر مثلاً در جهت غیر قبله از محل تخلیه خودش بلند بشود، خدا گناهش را میبخشد.
و پیغمبر فرمودند که (توضیح دادند کنیف را): "همانطوری که عرض کردم برای همان ظرفی که بله، توی نجاسات اینها ریخته." خب.
باب سوم. این روایات خیلی روایات زیبایی است. خیلی روایت زیبایی است. اکثرش را نشنیدیم تا حالا. باب سوم: در مورد استحباب پوشاندن سر، «تغطیه و تقنع» (هم حالت روپوشی درست کند) موقع قضای حاجت. مرحوم شیخ مفید فرمودند که: "پوشاندن سر، اگر سر باز است، پوشاندنش موقع تخلی سنتی از سنن پیغمبر است."
از امام صادق علیهالسلام نقل شده که: "وقتی که داخل کنیف میشدند (پس همانه، محل تخلیه) سر خودشان را میپوشاندند و سرا زیر زبان نجوا میکردند." «بسم الله و بالله» این ذکر را میگفتند هنگام تخلی.
از ابوذر نقل شده از پیغمبر که در سفارششان به ابوذر فرمودند که: "یا اباذر، از خدا حیا کن، پس من قسم به آن کسی که جانم به دست اوست، وقتی که برای تخلی میروم، دائماً سرم با لباسم پوشیده شده است." لباسشان را روی سرشان میکشیدند و میپوشاندند از باب حیا از دو ملکی که با من هستند. "ای اباذر، آیا دوست میداری که داخل بهشت بشوی؟" گفت: "بله، فدای شما بشوم پدر و مادرم." و فرمودند که: "آرزو را کوتاه کن. مرگ را جلوی چشمت داشته باش و از خدا حیا کن، حق حیا." این هم حدیث.
بسم الله.
از امام صادق. باب چهارم: این بحث جدا شدن از مردم، فاصله گرفتن از مردم هنگام تخلی و شدت "تستر و تحفل" (خیلی خوب خودش را بپوشاند و اصلاً هیچی از او دیده نشود). حتماً در برخی مورد اساتید دیده بودم، مثلاً دستشوییهایی که دیوارشان شیشههای مات دارد. اینها داخل دستشویی میشدند با عبا، همان شیشه مات هم میپوشاندند که مثلاً سایهشان هم حتی دیده نشود.
داخل دستشویی. دستورات امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "لقمان به پسرش فرمود که وقتی با قومی مسافرت رفتی، زیاد با آنها مشورت کن. و وقتی که خواستی قضای حاجت کنی، «فَبَعِّدِ الْمَذْهَبَ فِی الْأَرْضِ»" آنجایی که میخواهی تویش تقوت کنی و تخلیه کنی، آن را جای دوری برو. خیلی فاصله بگیر، جای دور. بغل جاده پیاده میشوند، همان آنجا هم زن و ناموس مردم، جهت قبله معلوم نیست، توی باد، رو به خورشید. همه جمعی ماشاءالله از مکروهات سرباز میزنند. او هزار و یک مشکلات دارد، تازه اگر حرام نباشد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "به لقمان حکمت داده نشد به خاطر حسب یا نسب و نه به خاطر مال و نه به خاطر اینکه جسم خیلی قوی داشت، نه به خاطر جمال. و به خاطر اینکه آن مردی بود که در امر خدا قوی بود و نسبت به خدا ورع داشت." انسان ساکت و سه کیت بود. خیلی ساکتی بود. بعد حضرت یک شرحی از اوصاف لقمان دادند و یکیش این بود: "و هیچکس او را ندید در حال بول و قاعده هرگز." یکی از چیزهایی که باعث شد به لقمان حکمت داده شود، همین بود که هیچکس او را در حال تخلی ندید و در حال غسل کردن ندید. کسی او را به خاطر شدت تسترش (خودش را میپوشاند) و تحفظش در امرش. خیلی مراقب بود که کسی حالات او را نبیند. به خاطر همین به او حکمت داده شد و قضاوت به او عطا شد.
در حدیث بعدی از پیغمبر اکرم نقل شده که: "هیچکس پیغمبر را در حال بول و غائط ندید." و "هرکس برای رفت، خودش را بپوشاند."
در حدیث بعدی فرمودند که بله، جنید بن عبدالله گفت که: "ما نهروان وارد شدیم. من صفوف را شکافتم و نیزهام را خلاصه درآوردم و این سپرم را یا کلاه خود را انداختم و از خورشید خودم را پوشاندم. پس نشسته بودم." امیرالمؤمنین بر من وارد شد. "یعنی با با کلاه خود و اینها، با سپر سایه درست کرده برای خودش." فرمود: "برادری که مال مثلاً طایفه عضلات هستی، طهور داری؟ با خودت آب داری؟" گفتم: "بله." بعد من به حضرت عداوه دادم. عداوه آن یک ظرف کوچکی است که با پوست درست میکردند و یک مثلاً حالت قمقمه کوچک بوده که برای تطهیر و اینها توی جنگ استفاده میشد. حضرت دادم. حضرت رفتند تا جایی که من دیگر ندیدم حضرت را برای تخلی که رفتند و برگشتند. تطهیر هم کرده بودند. نشستند زیر این سایه سپر. خب، این هم از امیرالمؤمنین که حضرت هم در حال تخلی دیده نشده.
باب پنجم: باب استحباب این است که در حال تخلی مستحب است که اسم خدا آورده بشود، پناه به خدا برده بشود، دعاهایی دارد گفته بشود. وقتی انسان داخل دستشویی میشود و خارج از آن میشود، وقتی تخلی میکند، وقتی به آب نگاه میکند، وقتی وضو میخواهد بگیرد، اینها همه آدابی دارد و ادعیهای دارد. خیلی باب شریفی است.
از معاویه بن عمار نقل شده که: "از امام صادق علیهالسلام شنیدم. فرمود: وقتی داخل دستشویی میشوی، بگو: «بِسْمِ اللّٰهِ اللّٰهُمَّ إِنّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْخَبِیثِ الْمُخَبِّثِ الرِّجْسِ النَّجِسِ الشَّیْطَانِ الرَّجِيمِ»" وقتی خارج میشوی، بگو: «بِسْمِ اللّٰهِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی عَافَانِی مِنَ الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ وَ أَمَاطَ عَنِّی الْأَذَىٰ»
وقتی وضو میگیری این را بگو: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللّٰهُ اللّٰهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوَّابِینَ وَاجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»
از ابوبصیر نقل شده، یکی از امام باقر و امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "وقتی داخل دستشویی میشوی، این را بگو: «أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الرِّجْسِ النَّجِسِ الْخَبِیثِ الْمُخَبِّثِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»" خوب است اینها را بنویسیم، توی دستشویی داشته باشیم. وارد میشویم و خارج میشویم. «الْخَبِیثِ الْمُخَبِّثِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِم». وقتی فارغ میشوی، تخلیه کردی، بگو: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی عَافَانِی مِنَ الْبَلَاءِ وَ أَمَاطَ عَنِّی الْأَذَىٰ».
بله، بله، بله.
از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که: وقتی که خارج میشدند از دستشویی، میفرمودند: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی رَزَقَنِی لَذَّتَهُ وَ أَبْقَىٰ قُوَّتَهُ فِی جَسَدِی وَ أَخْرَجَ عَنِّی أَذَاهُ یَا لَهَا نِعْمَه»
امام صادق علیهالسلام فرمودند که: پیغمبر اکرم فرمودند: "وقتی که کسی از شما عریان شد، عورتش را کشف کرد برای ادرار یا برای کار دیگری، برای استحمام، برای حج، کشف کرد که عورتش را." این را بگوید: «بسم الله» یا «بسم الله الحمید» «بسم الله الشیطان یَغُضُّ بَصَرَهُ» چشمش را جمع میکند این شیطان. چشمش را جمع میکند.
حدیث بعدی پیغمبر اکرم فرمودند که: پیغمبر اکرم وقتی که میخواستند داخل جایی بشوند که وضو بگیرند، نجس. حالا منظور شاید همان دستشویی هم باشد. «الْخَبِیِثِ الْمُخْبِثِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِمِ، اللّٰهُمَّ أَنْتَ أَذْهَبَ عَنِّی الْأَذَىٰ وَ أَعِذْنِی مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِمِ». بعد وقتی که حضرت متمایل میشدند برای وضو (صاف مینشستند) این را میگفتند: «اللّٰهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّی الْقَذَىٰ وَ الْأَذَىٰ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ». وقتی که خلاصه بادی از حضرت خارج میشد، میفرمودند: «اللّٰهُمَّ کَمَا أَطْعَمْتَنِی طَیِّبًا فِی عَافِیَهٍ» حالا یا بادی یا تخلیه صورت میگرفته. کلنجار در ترجمه گفتن: «إِخْرَاجُ صَوْتٍ» یا نفخ باد بوده، حالا شاید غیر از من باشد. «اللّٰهُمَّ کَمَا أَطْعَمْتَنِی طَیِّبًا فِی عَافِیَهٍ فَاجْعَلْهُ مِنِّی خَبِیثًا فِی بَلَاءِ».
و نقل شده که امام صادق علیهالسلام ظاهراً وقتی داخل دستشویی میشدند، میفهمیدند: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی حَفِظَ الْمِعْدَهَ». وقتی که خارج میشدند، شکم مبارک را مسح میکردند. میفرمودند: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَخْرَجَ عَنِّی الْأَذَىٰ وَ أَبْقَىٰ فِی قُوَّتِهِ فِی جَسَدِی فَيَا لَهَا مِنْ نِعْمَهٍ لَا يَقْدِرُ الْقَادِرُونَ قَطِعَ».
امام صادق علیهالسلام وقتی که داخل دستشویی میشدند، سر خودشان را میپوشاندند و در نفس خودشان (دل) این را میخواندند: «بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللّٰهُ رَبِّ أَخْرِجْنِی مِنَ الْأَذَىٰ سَلِیماً بِغَيْرِ حِسَابٍ، وَ اجْعَلْنِی لَكَ مِنَ الشَّاکِرِینَ فِی مَا تَصْرِفُهُ عَنِّی مِنَ الْأَذَىٰ الْقِبَلَ و أَخْرِجْنِی مِنْهَا سَالِماً وَ الْحَقَنِی وَ بَيْنِی وَ بَيْنَ طَاعَهِ الشَّیْطَانِ».
در حدیث بعدی دارد که امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "هرکس در نماز زیاد دچار سهو میشود، زیاد حواسش پرت میشود." این وقتی که داخل دستشویی میشود، این ذکر را بگوید: (اشاره کردن روایتش اینجاست) «بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الرِّجْسِ النَّجِسِ الْخَبِیثِ الْمُخَبِّثِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ».
حدیث بعدی امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "وقتی کسی کشفِ عورت کرد برای ادرار یا غیر آن، این ذکر را بگویید: «بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِمِ وَ أَخْنثُ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِمِ»" اینجا شیطان تا وقتی که او میخواهد لباس تنش کند، دیگر به او نگاه نمیکند، در او طمع نمیکند که او را وسوسه به گناه بکند.
حدیث بعدی از امام صادق علیهالسلام، از حضرت سؤال شد که: "مسنه فی دخول الخلاء آقا در دستشویی سنت چیست؟ وقتی کسی وارد میشود چه احکامی دارد، چه آدابی؟" حضرت فرمود: "یاد خدا کند، از شیطان رجیم به خدا پناه ببرد. وقتی هم که کارش تمام شد، فارغ شد، این را بگوید: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ مَا أَخْرَجَ مِنِّی مِنَ الْأَذَىٰ بِیَسْرٍ وَ عَافِیَهٍ»" حدیث خیلی خلاصه و جمع و جور است. این حدیث را اگر عمل کنیم، از همه اینها کفایت میکند. بسم الله بگوییم، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگوییم. آخر هم که تمام شد: «أَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَلْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ مَا أَخْرَجَ مِنِّی مِنَ الْأَذَىٰ بِیَسْرٍ وَ عَافِیَهٍ». حالا خود نگاه به آب هم موقعی که انسان به آب نگاه میکند و اینها، آن هم آدابی دارد که در باب خودش مرحوم شیخ حر آورده است.
باب ششم: کراهت حرف زدن در هنگام تخلی. امام رضا آقا، سلامت باشی. امام رضا علیهالسلام فرمودند که: "پیغمبر اکرم نهی کردند که انسان در حالت قاضی غائط (تخلیه میکند) جواب دیگری را بدهد." نهی کردند یا باهاش حرف بزند تا اینکه فارغ بشود و سهل تخلیه صورت بگیرد. کسی هم سؤال دارد انسان حرف نمیزند، کراهت دارد.
حدیث بعدی امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "هنگام در خلا صحبت که اگر کسی هنگام تخلی حرف بزند، حاجتش برآورده نمیشود." این هم روایت عجیبی بود.
باب بعدی، باب هفتم. آیتالکرسی هم که گفتم اینجا دیده بودم، از خیلی قبلتر توی ذهنم بود. خوب، ذکر خدا و حمد خدا و قرائت آیتالکرسی هنگام تخلی کراهت ندارد. روایت اول امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "در آن توراتی که تحریف نشده، نوشته شده که موسی علیهالسلام از خدای متعال درخواستی که عرضه داشت که: خدایا یأتی علیّ مجالس أزكى و أجلک این است: خدایا یک وقتهایی پیش میآید، روم نمیشود یادت کنم. یک جاهایی خجالت میکشم، شرایط برایم سخت است برای اینکه یادت باشم، تو را یاد کنم. حالا یکیش مثلاً همین حالت تخلی. اینجاها خیلی دوست ندارم، کراهت دارم." ندا آمد که: "ای موسی، ذکر من در هر حالی خوب است. نگاه نکن در چه وضعی هستی. در هر حالی ذکر من خوب است." خیلی روایت، روایت زیبا و شریفی است.
حدیث بعدی از امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "در حالی که داری ادرار میکنی، اشکال ندارد که بخواهی یاد خدا کنی. ذکر خدا در هر حالی خوب است. از ذکر خدا خسته نشو."
حدیث بعدی امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "خدای متعال به موسی علیهالسلام وحی کرد: موسی به کثرت مال خوشحال نشو و ذکر من را در هیچ حالی رها نکن. کثرت مال باعث فراموشی گناهان میشود و ترک ذکر من موجب قساوت قلب." بله، بله.
روایت بعدی از امام رضا علیهالسلام، حدیث سلسلهالذهب از آباءشان از پیامبر اکرم. فرمودند که: "موسی علیهالسلام وقتی که با خدای متعال نجوا میکرد، عرض کرد: خداوندا تو از من دوری که من ندا بدهم تو را، یا من نزدیکی که من نجوا کنم تو را؟ دور را ندا میدهند، نزدیک را نجوا میکنند." خدای متعال به او وحی کرد که: "من همنشین کسیام که من را یاد کند." موسی علیهالسلام عرضه داشت که: "خدایا برخی حالات پیش میآید که من برایم سنگین است که بخواهم تو را یاد کنم. روم نمیشود، فضا، فضای خوبی نیست." صدا آمد که: "ای موسی من را در هر حالی یاد کن."
حدیث بعد موسی علیهالسلام عرضه داشت که: "خدایا حالاتی برای من میآید که من حیا میکنم تو را." ندا آمد که: "ذکر من در هر حالی خوب است."
حدیث بعد از امام باقر علیهالسلام به امام باقر علیهالسلام عرض کرد محمد بن مسلم و زراره که: "آقا حائض و جنب میتوانند قرائت کنند قرآن را؟" حضرت فرمود: "بله، هرچی که میخواهند. مگر آیات سجده، آیه سجده سجدهدار. و خدا را ذکر کنند در هر حالی." یعنی حائض و جنب، حالا من در حال جنابتم یا من در حال حیضم، دیگر یاد خدا نباشم؟ ذکر نگویم؟ ذکر نفسی، من مثلاً صلوات نمیفرستم دیگر، من چون حائضم یا من جنبم صلوات نمیفرستم. نه، ذکر من در هر حالی در هر حال. فقط همان سجده، آیه سجدهدار استثنا کردند.
عمر بن یزید میگوید از امام صادق علیهالسلام پرسیدم: "آقا در دستشویی تسبیح چه حکمی دارد و قرائت قرآن؟" حضرت فرمودند که: "در کنیف، همان حالت جای تخلی و اینها خدا ترخیص نداده در اکثر از آیتالکرسی." قرآن خواندن در دستشویی فقط آیتالکرسی، بیشترش نه. "و خدا را حمد کند." آیا «الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»؟ «الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» یک آیه است دیگر، آن هم اشکالی ندارد بخواهد بگوید. همراه با اول از قرآن همین دو تا. کراهت دارد دیگر چیزی از قرآن خواندن کراهت دارد.
از امام صادق علیهالسلام پرسیدم که: "آقا نفساء (زنی که نفساء شده)، حائض، جنب، و مردی که در حال تقوّاته، اینها قرآن میتوانند بخوانند؟" حضرت فرمودند: "هرچقدر که میخواهند بخوانند." هرچی دوست دارند بخوانند. جوازش را میرساند. آن بحث سجده فقط عرض کردم حکمش جداست. بحث جنابت هم حکمش جداست. در جنابت از یک مقدار تا ۷ آیه گفتند. حالا بحثش میآید انشاءالله. تا هفت آیه گفتند که اشکال ندارد، کراهت ندارد. به بعدش دیگر کراهت دارد. آیات سجدهدار هم که اصلاً سورهاش را هم حتی نمیشود خواند، نه جنب.
امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "پدر من امام سجاد علیهالسلام میفرمود که: وقتی کسی از شما در حال تخلی بود، عطسه کرد، باید خدا را در نفس خودش حمد کند، به زبان نیاورد، در دلش حمد کند."
یک پنج دقیقه وقت داریم، یک باب دیگر هم بخوانیم ببینیم چقدر میشود خواند. خیلی شریف. آدم واقعاً دلش نمیآید که بحثها را زود رد شود. حالا توی این چند دقیقه ۲۰ صفحه تقریباً.
از امام باقر علیهالسلام به محمد بن مسلم فرمودند که: "محمد بن مسلم ذکر خدا را در هیچ حال رها نکن. و اگر شنیدی منادی ندای اذان میدهد و تو در دستشویی بودی، صدا اذان آمد، در دستشویی بودی، خدا را ذکر کن." یکی از مستحبات این است که انسان صدای اذان که میشنود، اذان را تکرار کند، حتی اگر در حال تخلی است. «اللّٰهُ أَكْبَرُ، اللّٰهُ أَكْبَرُ» میگویند تکرار کند). «و قل كما یقول المؤذن» همانطوری که مؤذن میگوید را تکرار کن. حتی اگر در حال تخلیه باشی. خب، اینها روایاتی که فکر نمیکنم به گوش کسی تا حالا رسیده باشد. پس «الغربت» دیگر. «الغربت» واقعاً «الغربت» خاک میخورد.
از ابوبصیر علیهالسلام، از ابوبصیر نقل شده که امام صادق علیهالسلام (رضوان الله علیه) نقل کردند. امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "اگر صدای اذان را شنیدی و در حال تخلیه بودی، مثل آنچه که مؤذن میگوید و ذکر خدا را در آن حال رها نکن. چون ذکر خدا در هر حالی نیکوست." بعد آن حدیثی که از حضرت موسی علیهالسلام عرض کردیم، حضرت ذکر کرده.
روایت بعدی از سلیمان بن مقبل مدینی میگوید: "به امام موسی بن جعفر علیهالسلام عرض داشتم که: آقا چرا مستحب است که انسان وقتی صدای اذان را میشنود، همانطوری که مؤذن میگوید را تکرار کند؟ حتی اگر در حال بول و قاعد باشد؟" حضرت فرمودند: "به خاطر اینکه رزق را زیاد میکند. محل تکرار اذان رزق را زیاد میکند."
این دو دقیقه هم یک باب دیگر هم بخوانیم.
باب وجوب استنجاء؛ استنجاء واجب است، ازاله نجاسات واجب است برای نماز. امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "نماز نیست مگر به طهارت. و برای استنجاء شما را کفایت میکند سه تا سنگ." (فتوایی که میخواندیم از این روایت درآمده بود.) "به این وسیله جاری شده سنت از رسول الله." اما بول ناچار از شستنش است. پس استنجاء را با سه تا سنگ میشود. سنت پیغمبر هم سه تا سنگ بوده. بول را ولی باید حتماً بشوید.
علی بن جعفر که در این گلزار مدفوناند، از برادرشان موسی بن جعفر علیهالسلام نقل کردند که: "سؤال کردم از مردی که ذکر میکند و او در صلاتش است و ناگهان یادش میآید که در دستشویی که رفت، استنجاء نکرد، خودش را نشسته. آمد بیرون، برمیگردد و استنجاء میکند و میآید دوباره نمازش را تکرار میکند."
حدیث بعدی پیغمبر اکرم به یکی از همسرانشان فرمودند که: "به زنان مؤمنین امر کن که خودشان را با آب استنجاء کنند و آن را به خودشان برسانند. آن باعث طهارت برای نظافت حواشی است و بواسیر را از بین میبرد." شستن با آب بواسیر را از بین میبرد. خود آلودگی بیشتر آنی که باعث بواسیر میشود، آلودگی و اینهاست که انسان خوب بشوید و اینها، معمولاً بواسیر.
و حدیث بعدی از امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند که: پیغمبر فرمود: "وقتی که کسی از شما استنجاء میکند، این را باید به یک عدد فرد انجام بدهد." سه بار، پنج بار. اینها اگر آب نباشد، مثلاً با پنج تا سنگ، سه تا سنگ، یا هفت تا سنگ. سه تا اصل است.
یونس بن یعقوب میگوید: "به امام صادق علیهالسلام عرض کردم که: آقا وضویی که خدا آن را واجب کرده بر بندگان برای کسی که از قاعده یا بول میآید، ذکر خودش را میشوید، از دستشویی درمیآید، بعد دو تا دو تا وضو میگیرد. دوبار صورت، دوبار دست، دوبار پا." اینجوری مثلاً. یعنی استنجاء واجب نیست. حالا اینجا دوبار دوبار، یعنی مستحب شاید حالا بله، است. بار دو تا پا، دو تا دست، دو تا پا، با سر یکی.
و حدیث آخر از امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "قاعده کفایت میکند مسح با سنگها. ولی از ادرار کفایت نمیکند مگر بشوید." این هم ۹ بابش را از این ۴۰ باب خواندیم. انشاءالله باز جلسات بعد هم این روایاتش خیلی قیمتی است. ماشاءالله کل روایات این باب را خواهیم خواند. هرچقدر هم طول بکشد اشکال ندارد. روایت نورانیت میآورد. پس تا سر باب ۱۰ خواندیم. انشاءالله جلسه بعد باب دهم. و الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسئله بعدی در بحث "استبراء" این است که اگر انسان شک کند استبراء کرده یا نه (که اینها را اشاره شد به آن) و رطوبتی از او بیرون بیاید که نداند پاک است یا نه، (یک رطوبتی بیرون میآید که نمیداند این پاک است یا نه) آنجا بنا را بر چه میگذارد؟ بله، اگر انسان شک کند استبراء کرده یا نه، رطوبتی بیرون میآید که نداند پاک است یا نه، این نجس است. اینجا بنا را بر نجس بودن میگذارد؛ بنابراین نجس درست است. بله، رطوبت بیرون میآید که نمیداند پاک است یا نه. خب، همانطور که اگر وضو هم گرفته باشد باطل میشود. ولی اگر شک کند استبرایی که کرده، درست بوده یا نه و رطوبتی از او بیرون بیاید که نداند پاک است یا نه، درست است یا نه؟ رطوبتی از او بیرون بیاید که نداند پاک است یا نه، اینجا چهکار میکند؟ اینجا رطوبت پاک است و وضو را هم باطل نمیکند.
مسئله اختلافی خیلی در این بحث نداریم. فقط نکتهای اضافهتر نسبت به آنکه در "تحریر" عرض شده، این است که حالا خانمها که استبراء ندارند. برای خانمها استبراء نیست. اگر خانمی رطوبتی ببیند، شک کند که این پاک است یا نه، اینجا باید چهکار کرد؟ استبراء ندارند که بگوییم آیا استبراء کرده بوده یا نکرده بوده. شک دارد که استبراء کرده است، رطوبت دیده. خانم از مجرای بول رطوبت دیده، شک میکند که این پاک است یا نه. اگر پاک باشد، وضو و غسلش را باطل نمیکند. رهبر معظم انقلاب اینجا فرمایش خوبی دارند. میفرمایند که حالا اگر کسی استبراء کرد، رطوبتی از مجرای ادرار خارج شود که نداند بول است یا چیز دیگری. استبراء کرده، خب این که مشخص بود. محکوم به چیست؟ طهارت. محکوم به طهارت است، دیگر نیاز به بررسی و جستوجو ندارد؛ نیاز نیست برویم بررسی کنیم، چک کنیم. همینقدر که انسان استبراء کرده، بعد رطوبت میبیند، دیگر لازم نیست پاک بودنش را چک کنیم، رنگش را چک کنیم، بوی ادرار میدهد یا نمیدهد؛ نه، تفحص نمیخواهد.
یک نکته، نکته بعدی این است که استبراء واجب نیست. رهبر معظم انقلاب یک قیدی میزنند، خیلی قید خوبی است. میفرمایند که در برخی موارد استبراء حرام هم هست. در برخی موارد استبراء حرام است. کجا استبراء حرام است؟ وقتی که موجب ضرر باشد؛ وقتی که در مجرا زخمی وجود دارد. مثلاً وقتی استبراء میکند، بر اثر فشار از آن خون جاری میشود و بهبودی زخم را به تأخیر میاندازد. خب حالا این بنده خدا به خاطر این مشکلی که دارد، استبراء نمیکند. بعد از اینکه بول کرد، یک رطوبت مشتبه میآید. اینجا حکم بول را دارد. آیا ادرار است؟ نه، نباید استدلال کنید "اینجا هم بول میآید، خب بیاید". استبراء برای شما حرام است به خاطر آن بیماری و ضرری که برای شما دارد. خود استبراء حرام است، نه اینکه حالا چون استبراء حرام است، پس دیگر آمده و پاک است.
این هم از این.
خوب، شیوههای مختلفی دارد، ولی بهترینش همان بود که سهتایی بود. بعد آن هم اینجور بود که بهترش این بود که اگر مخرج قاعده نجس شده، اول مخرج قاعده شسته شود، بعد حالا اگر کسی قبل از اینکه مخرج قاعده را تطهیر کند، چهکار کرد؟ استبراء کرد قبل از تطهیر مخرج. اشکالی دارد یا ندارد؟ نه، فرقی نمیکند، چه قبلش باشد چه بعدش.
مثلاً میفرمایند که وقتی کسی بول از او خارج شد، استبراء کرد، وضو گرفت، بعد یک رطوبتی آمد که مردد بین بول و منی بود. حضرت امام احتیاط داده بودند. درست است؟ آقا میفرماید واجب است برای تحصیل یقین به طهارت، هم از حدث هم باز کند، هم وضو بگیرد. فتوا دادند، قشنگ است. استبراء ادرار کرد، بعد استبراء کرد، بعد وضو گرفت، بعد یک رطوبتی آمد، مردد بود بین بول و منی. هم وضو میگیرد، هم غسل میکند. مردد است دیگر. این مایع مردد مال حالت جنابت است. ولی حالا در مورد این مایعات چه کار باید کرد؟
در مورد بحث استنجاء هم رهبر معظم انقلاب میفرمایند که در مورد مخرج بول که مشخص است، فقط با آب پاک میشود، با هیچ چیز دیگری پاک نمیشود. بعد با آب هم چگونه پاک میشود؟ بنابراین احتیاط واجب با دوبار شستن برای همه است. دیگر فرقی ندارد مرد باشد یا زن باشد. امام ره فرمودند میخواهم در مورد استنجاء فرمودند که برای مرد اگر از مخرج طبیعی خارج شده باشد، یک بار کفایت میکند. حضرت دوبار فرمودند. احتیاط واجب در اینکه دوبار شسته شود.
یک مسئله. مسئله بعدی اینکه حضرت امام فرمودند که در هر صورت شستن مخرج قاعده بهتر است که با چه باشد؟ یعنی تطهیرش بهتر است که با آب باشد. فرقی نمیکند؛ چه با آب چه با غصل یا قتل. بله ایشان مزیتی قائل نیستند. در مورد امام فرمودند بهتر شستن، ایشان از جفتش تفاوتی ندارند. یا اینکه با آب بشوید تا نجاست از بین برود. کشیدن لازم نیست. قطعهای که گفتیم (یا سنگ باشد یا پارچه باشد) پاک شد که هیچ، اگر نشد با قطعات دیگر با آب بشوید تا پاک شود. و آن سه شرط هم که اگر سه تا شرط باشد (که سه تا اتفاق افتاده باشد)، اینجا دیگر با آب فقط باید مخرج را شست. خاطرتان هست؟ یکی اینکه نجاست دیگری آمده باشد، از بیرون نجاست رسیده باشد، یا بیش از حد معمول نجس شده باشد.
بحث مستحبات و مکروهات تخلی که در تحریر حضرت امام اشاره به آن نکردند، ولی در رساله به آن اشاره شده. مستحبات و مکروهات تخلی. گفته شده که مستحب است در موقع تخلی جایی بنشیند که کسی او را نبیند. پس از مستحباتش است. واجبش چیست؟ واجب این است که عورت دیده نشود. مستحبش چیست؟ مستحب این است که اصلاً کلاً خودش دیده نشود. پس ممکن است انسان جایی نشسته باشد، چهرهاش قشنگ مشخص است موقع تخلی، ولی عورت مشخص نیست، این اشکالی ندارد. ولی مستحب این است که به این نحو هم... موقعی که وارد مکان تخلی میشود، بله، به مکان تخلی وقتی وارد میشود، با پای چپ بیاید. حالا اتاق مثلاً مثل غرفههای دستشویی میماند. مثلاً توی بیابانی اگر رفته، توی آن گودی دارد وارد میشود. گودی هست، جایی هست، محدودهای که دیگر اصطلاحاً به آن میگویند محدوده تخلی، مکان تخلی. آنجا دیگر با پای چپ وارد شود. موقعی هم که دارد بیرون میآید، با پای راست. اول پای راست. و باز هم مستحب است که در حال تخلی سرش را بپوشاند. مرحوم شهید ثانی در لمعه میفرمایند که مستحب است هم سر را بپوشاند با یک چیزی، دوباره باز روی آن هم یک چیزی بکشد؛ دو مرحله پوشش. "تقنع و تصدتر"؛ یعنی حالت مقنعهای چیزی برای خودش هم درست کند. کلاً یعنی محدوده، یعنی هم سر بپوشاند، هم محدودهای که دور گردن و دور سر و همه را با یک چیزی پوشانده باشد که این بالاخره سم سنگینی است دیگر. سم ادرار، اسیدش یک اسید فوقالعاده مهلک است. خدا رحمت کند مرحوم حاج آقا جبرئیل، ایشان در مسجدالحرام کنار بهجت منبر میرفت. فرمود که بررسی کردند یک قطره ادرار در قویترین ظرفهای عالم اگر باشد، ظرف را از تو نابود میکند. حالا این مثانه انسان چیست که تحمل میکند؟ و آن کسی که ادرار دارد و عقب میاندازد، این چه ضرری به خودش وارد میکند؟ در روایت داریم که یکی از چیزهایی که موجب عذاب شب اول قبر میشود، همین نگه داشتن ادرار است. بله، خیلی برای جسم ضرر دارد. این از پیغمبر بود به نظرم. بله، خلاصه اسید خیلی سنگینی دارد. تمام کسانی که توی کار تخلیه چاه و اینها هستند، من شنیدهام که میگفتند که با کمترین حرارت منفجر میشود این چاهی که بخارات، فقط بخارات ادرار و مدفوع و اینها میآید. انقدر این گاز سنگین است که خطر انفجار دارد. خلاصه همچین اسیدی. لذا فرمودند که سر را بپوشانیم تا به نصیر و مغز و پوست سر و اینها سرایت پیدا نکند. و سنگینی بدن را هم بیندازد روی پای چپ، بله؛ یعنی به چپ تکیه بدهد، تمایلش به چپ باشد و تخلیه کند.
خب، این یک مسئله.
مسئله بعدی این است که روبهروی خورشید و ماه در موقع تخلی اگر بنشیند، این کار مکروه است. انسان در تخلی است و روبهروی خورشید نشسته. یا ماه باشد. انسان روبهروی این دو تا باشد. این کراهت دارد. تخلی روبهروی این دو تا کراهت دارد، نه جهتش، نه خود خورشید توی بیابان و صحرا. خوب، حالا همانجا هم برای اینکه مکروه نباشد، میتواند عورت خودش را با وسیلهای بپوشاند. یعنی اگر همانجا هم که رو به خورشید است یا رو به ماه است، این عورت خودش را با وسیلهای بپوشاند، دیگر کراهت ندارد. و در موقع تخلی نشستن روبهروی باد و در جاده و خیابان و کوچه و درب خانه، زیر درختی که میوه میدهد، در حال چیز خوردن، با توقف زیاد از مکروهاتش است. یعنی انسان موقع تخلی بنشیند روبهروی باد، یا توی جاده تخلیه کند، توی خیابان تخلیه کند، توی کوچه تخلیه کند، جلوی درب خانه تخلیه کند، زیر درختی که میوه میدهد تخلیه کند، در حال چیز خوردن تخلیه کند، توقف زیاد داشته باشد که در مورد آن گفتند موجب بواسیر میشود. یعنی در دستشویی زیاد توقف کند. تطهیر کردن با دست راست، با دست راست تطهیر کند، خودش را بشوید، اینها همه کراهت دارد. همینطور اگر انسان حرف بزند در حال تخلی، این هم کراهت دارد. مگر اینکه ناچار باشد. حالا گاهی با آه و اوه و اینها حل میشود. ولی گاهی یک کسی میبینی حالا یک مسئلهای پیدا شده، خطری هست؛ این دیگر حالا میخواهد حرف بزند آدم و در حد ناچاری و اینها صحبت کردنش کراهت ندارد. یا ذکر خدا بگوید. البته آیات قرآن را گفتند که نباشد، ولی صلوات، حمد، مخصوصاً حمد الهی گفتن خیلی خوب است که اصلاً آدابی دارد، دعا دارد. آیتالکرسی به نظرم در روایات بود که آیتالکرسی هم اشکال ندارد. بله، خوب، اینها است. ذکر خدا در هر صورتش در دستشویی اشکال ندارد. البته چیزی باشد که بالاخره وضو لازم دارد یا سجده میخواهد.
مسئله بعدی این است که ایستاده ادرار کردن که خب در اروپا خیلی رایج است. و بول کردن در زمین سخت (آسفالت، کسی روی آسفالت ادرار-بول کند). و بول کردن در سوراخ جانوران؛ کسی بیاید برود یک سوراخ موشی پیدا کند جلویش ادرار کند. و ادرار کردن در آب؛ شنا میکند، آنجا بغل برکهای ادرار کند. خصوصاً آب ایستاده، خصوصاً آبی که حرکت ندارد و ایستاده است. اینها هم مکروه است. اگر موجب ضرری شود و چیزی باشد، اینها بعید نیست که حرام هم باشد؛ مثلاً به حیوانی بخواهد آسیب به آن برسد، محیط زیست آلوده شود، آسیبی به بقیه وارد شود. بعید نیست حرام هم میشود.
مسئله بعدی این است که خودداری کردن از بول و قاعده مکروه است. نگه داشتن ادرار و مدفوع، حبس بول و غائط، اصطلاحاً حبس بول و حبس غائط. این تعبیر ظاهراً از بوعلی است، میگوید: "اگر پشت شتر هم بودی، ادرارت گرفت، همانجا تخلیه کن." حتی در حد پیاده شدن از شتر هم تأخیر نینداز. از امام رضا علیهالسلام یادم نمیآید، ولی از لقمان حکیم به نظرم هست. از بوعلی هم نقل شده که حتی به حد اینکه بخواهیم پیاده شویم، اینقدر تأخیر نینداز. شدت را میرساندند که حالا هرکی هرجا رسیده میخواهد تخلیه کند. خودداری کردن مکروه است. اگر ضرر برساند، باید خودداری نکند. در این صورت حرام است دیگر. اگر بخواهد حبس بعدی باشد که برای بدن ضرر هم دارد، دیگر حرام هم هست؛ اگر برای بدن ضرر کلی داشته باشد، دیگر حرام است.
و مسئله آخر در این بحث این است که مستحب است که انسان حالا کجاها انسان تخلیه کند؟ یکی قبل از نماز. یک قید خوبی است، اگر به حدی ضرر برساند که در حکم ضرر زدن حرام باشد. چون میدانید که ضرر خب تا یک حدیش معقول و طبیعی است، نمیشود کاریش هم کرد. خب مثلاً همین پیاده رفتن، مثلاً همین توی سرما رفتن به کلاس. در سرما خوب، کلاس واجب است رفتنش. بالاخره درس و بحث هوای سرد. اگر انسان بخواهد بگوید: "سرد و گرم است!" و بگوید "بهار تابستان که گرم است، پاییز و زمستان هم که سرد است." توی این قید ما همیشه ضرر است. هم گرمایش ضرر دارد، هم سرمایش. ولی ضرر در حد عقلایی نیست که حرمت بیاورد. پس تا یک حدی ضرر همیشه هست، هر چیزی بالاخره یک ضرری دارد. تا در حد خودش ضرر، ضرر عقلایی است. در حد معقولی که آن باعث حرمت میشود. اینجا مگر ضررش در حدی است که ضرر عقلایی است، نه ضرر خیلی معمولی است، خیلی کم. اگر ضرر عقلایی است، آنجا باعث میشود که حرام بشود. ضرری که موجب حرمت بشود، خب اینجا پس چی شد؟
یکی قبل از نماز مستحب است انسان تخلیه کند. یکی قبل از خواب است. اینجا توی روایت دارد که حتی اگر بول هم ندارید، عرضه کنید خودتان را به دستشویی، موجب سلامتی است. بله، یکی اینکه تا گرسنه نشدی نخوری. هرکسی مریض نمیشود هیچ وقت. یکی اینکه تا سیر نشدی دست نگه نداری. باشد، بدیش این است که غذا را خوب بجو. و چهارمیش این است که هر شب قبل از خواب تخلیه کنید خودتان را، عرضه کنید. یعنی حتی اگر انسان هم ندارد، باز برود تخلیه کند. در مدینه حالا یا کوفه نقل شده کسی آمد دید که مردم مریض نیستند. پرسید "مریض نیستید؟" گفتند که "ما از امیرالمؤمنین این را یاد گرفتیم. این چهار تا را مراعات میکنیم، مریض نمیشویم." انقدر مهم است. یا عکس آن. یعنی عامل اصلی مریضی یکی خوراک معده مایع اصلی مریضی است که سه تا از این دستورات به معده برمیگشت. یکیش هم بول ادرار، سومی که در بدن منتشر میشود، در بدن نماند که موجب ضرر نشود. یکی دیگر آن سومین مورد پیش از جماع (مقاربت) آنجا هم تخلیه صورت گرفته باشد. و آخرش هم بعد از بیرون آمدن منی. این هم خیلی مهم است که بالاخره این هم ضرر دارد. هرچه سریعتر مجرا را پاک بکند، بهتر است. برای سلامتیاش بهتر است. اینجا خوب، مستحب هم هست و خیلی سفارش شده.
خب، این از بحث رساله حضرت امام.
و در مورد نظرات هم که خب اختلاف چندانی توی این بحث نبود. شاید خیلی اختلافی نشود توی این مبحث پیدا کرد. حالا این بحث تخلی چون تمام شد، روایاتی را درباره احکام تخلی که مرحوم شیخ عاملی زحمت کشیدند (رضوان الله علیه) دستهبندی کردند؛ خدمت شما عرض کنم که ۴۰ باب و ۶۵ صفحه از کتاب شریف وسائل الشیعه روایات در مورد احکام تخلی را آوردهاند. خب چون بحث، بحث خوبی است، این روایات را هم ما کمتر میشنویم، مربوط به بحث است. بنا بر این است انشاءالله تا جایی که میشود ما روایات را در کنار بحث داشته باشیم. مسائل را بخوانیم.
خب، در این کتاب، ما جلد ۱ وسائل الشیعه، صفحه ۲۹۹، باب اول: "باب وجوب ستر عورت و تحریم نگاه کردن به عورت مسلم". نگاه به عورتش حلال نیست؛ چه مرد باشد چه زن. من فقط چون ۶۵ صفحه روایت است، سریع فقط پشت سر هم روایتش را میخوانم، بتوانیم انشاءالله توی این چند دقیقه، اگر بتوانیم بخوانیم. جلسه بعد هم حالا باز روایتش را بخوانیم. خیلی قیمتی است.
امام صادق فرمودند که (حالا من ترجمه میکنم، دیگر متن عربی را نمیخوانم) فرمودند: "رجل مرد به عورت برادرش نگاه نکند." این حدیث اول.
حدیث دوم فرمودند که: "وقتی یک نفر از شما در فضایی از زمین غسل کرد، عورت خودش را بپوشاند." پیغمبر اکرم فرمودند: بعد فرمودند که: "هیچکدام از شما داخل حمام نشود مگر با لنگ." و حضرت نهی کردند از اینکه مرد به عورت برادر مسلمانش نگاه کند. فرمودند: "هرکس که تأمل کند عورت برادر مسلمانش را، دقت بکند، توجه کند، نگاه کند، ۷۰ هزار ملک او را لعن میکند." و نهی کردند از اینکه نگاه کند به عورت زن. فرمودند که: "کسی که نگاه کند به عورت برادر مسلمانش یا به عورت غیر اهل خودش، با تعمد، عمداً به عورت دیگری نگاه کند، به عورتی که بر او حلال نیست، ادخله الله المنافقین." خدا او را با منافقین محشور میکند. داخل در منافقین میشود؛ کسانی که همان منافقینی که دنبال عورات مردم بودند. منافقین هم دنبال عیوب مردماند دیگر. توی جامعه ایمانی دنبال عیوب میگردند برای اینکه بزنند توی سر مؤمنان. آن کسی که دنبال نگاه کردن به عورت دیگران است، با آن منافقینی محشور میشود که دنبال عیوب دیگران و دنبال عیوب مؤمنیناند. و از دنیا نمیرود کسی که نگاه به عورت دیگری میکند تا اینکه خدا او را ضایع کند، به فضاحت بیفتد. مگر اینکه توبه کند. اگر نه، اگر توبه نکند، این کسی که به عورت دیگری نگاه میکند تا آبرویش نریخته باشد، از دنیا نمیرود. این هم یک روایت.
روایت بعدی از امام صادق علیهالسلام سؤال شد که: "آقا این آیهای که میفرماید: «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن أبصارِهِم وَ یَحفَظوا فُرُوجَهُم ذٰلِكَ أَزكىٰ لَهُم» این چیست؟" حضرت فرمودند که: "هرجا در قرآن سخن از حفظ فرج، سخن از حفظ دامن است، منظور چیست؟ این است که از زنا انسان خودش را حفظ کند." غیر از این آیه است. اینجا حفظ فرج، حفظ دامن به معنای حفظ از زنا نیست، به معنای حفظ از نگاه حرام است.
روایت بعدی امام صادق فرمودند که: "اگر کسی داخل حمام شد، خب آن حمامهای قدیمی که همه با هم میرفتند و بعد لنگ هم بود و بالاخره یک فضایی بود که تا حدی بالاخره عورات دیگران دیده میشد، معلوم بود. داخل حمام بشود، چشمش را از نگاه به عورت برادرش بپوشاند، خدا او را از آن آب گرم حمیم جهنم در روز قیامت در امان میدارد."
روایت بعدی امیرالمؤمنین درباره همین آیه «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن أبصارِهِم» فرمودند که معنایش این است که: "یکی از شما، هیچکدام از شما نگاه به فرج برادر مؤمنش نکند." او را برایش یعنی "مؤمنی در شرایطی خودش را قرار ندهد که دیگری بتواند به عورت او نگاه کند." بعد فرمودند: «قُل لِلمُؤمِنَاتِ یَغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ» این هم یعنی اینکه "از آن کسانی که ملحق میشود به ایشان نظر، همانجور که درباره حفظ فرج آمده است، پس نظر سبب ایقاع فعل است از زنا." یعنی زنها هم به عورت دیگران نگاه نکنند، عورت خودشان هم در معرض نگاه قرار ندهند. این زمینه زنا را فراهم میکند.
مرحوم شیخ حر میفرمایند که توی این باب در مورد این مسئله نگاه و اینها، روایت هم در آداب حمام و آداب نکاح، کتاب نکاح آنجا هم در مورد این بحث نظر حرام و اینها مباحثی را آورده.
باب دوم: در مورد اینکه به سمت قبله، نه روبهقبله و نه پشتبهقبله تخلی نشود. و در برابر باد، نه روبهباد و نه پشتبهباد نباشد. و مستحب است که رو به مشرق یا مغرب باشد. نقل شده که ابوحنیفه از نزد امام صادق خارج شد. امام موسی بن جعفر ایستاده بودند در حالی که کودک بودند. ابوحنیفه به امام کاظم علیهالسلام گفتند: "یا غلام، ای بچه، این غریب توی شهر شما بیاید کجا باید برود تخلیه کند؟" حضرت فرمودند که: "از افنیه (از حیاط و صحن مساجد) اجتناب کن. از شط انهار (این اطراف رودخانهها و دریاچه و اینها) اجتناب کن. از مساقط ثمار (زیر درختهایی که میوه میدهد) اجتناب کن. و منازل نزال (در جلوی درب خانه مردم و اینها). و روبهقبله نباش، نه به غائط، نه به بول." خیلی جالب است دیگر. روبهقبله نباش، نه به غائط نه به بول، هم جلو هم پشت. جفتش را با یک تعبیر خیلی قشنگ. "و لباست را بالا بیاور" یعنی "روی سرت بینداز"، صورت بپوشانید یا حالا خودتان را بپوشانید. هرجا که میخواهی بروی، دیگر گفت هست: "برو تخلیه کن."
روایت بعدی از امام رضا علیهالسلام سؤال شد که: "آقا حد قاعده (یعنی غائط) را کجا باید مثلاً تخلیه کرد؟" حضرت فرمودند که: "روبهقبله نباش و پشتبهقبله نباش. و روبهباد و پشتبهباد هم نباش."
حدیث بعدی از پیامبر اکرم است که فرمودند: "وقتی که برای قاعد رفتید." قاعد قدیم به آن محل گودی میگفتند که برای تخلیه میرفتند. بعداً اسمش آمد روی آن مادهای که هنگام تخلی خارج میشود. وگرنه قاعد به معنای آن چالهای بوده که برای تخلیه میرفته. "وقتی که داخل قاعد شدید (یعنی آن چالهای که رفتی) چون دستشویی اینجوری که نبوده که بخواهند دیوار درست کنند و اینها، چالههایی بوده میرفتند آنجا تخلیه میکردند. وقتی که داخل قاعد شدید، از قبله اجتناب کنید." یعنی هنگام تخلی، نه روبهقبله و نه پشتبهقبله باشید. و پیغمبر نهی کردند از اینکه روبهقبله باشد به بول یا قاعد؛ همان یعنی رو به قبله و پشت به قبله. و از امیرالمؤمنین است که پیغمبر فرمودند که: "وقتی که داخل مخرج شدی (یعنی جایی که خواستی مخرج، یعنی جایی که برای اسم مکان، محل خروج، محل تخلیه) روبهقبله نباش، پشتبهقبله نباش." "شرقُ او غربُ"؛ یا جهتتان به سمت شرق باشد یا به سمت غرب. این هم از این حدیث.
بعد دوباره همان شبیه آن قبلی از امام حسن علیهالسلام مجتبی سؤال شد: "حد قاعده چیست؟" فرمودند که: "روبهقبله و پشتبهقبله نباشد. روبهباد و پشتبهباد نباشد."
محمد بن اسماعیل میگوید: "خدمت امام رضا علیهالسلام وارد شدم. در منزل حضرت کنیفی بود که روبهقبله بود." کنیف را نمیدانم اینجا به چه معناست. "بعد شنیدم حضرت فرمودند که: «مَنْ بَالَ هَٰذَا قُبْلَهَ الْقِبْلَهِ؟»" حالا شاید مثلاً کنیف اینجا منظور نجاستی اینها بوده که روبهقبله بوده. حضرت فرمودند: "کی به سمت قبله ادرار کرده؟" بعد حضرت یاد خدا را کردند، آمدند این را، این نجاستی که بود (حالا کنیف شاید ظرف ادرار بوده مثلاً). این جور به ذهن میرسد که روبهقبله بوده. این ظرف را از روی قبله برگرداندند به خاطر اجلال برای قبله و تعظیم برای قبله. بعد حضرت فرمودند که: «لَمْ یَقُمْ مُقْعَدُهُ ذٰلِكَ حَتّىٰ یَغْفِرَ لَهُ» کسی اینجوری اگر مثلاً در جهت غیر قبله از محل تخلیه خودش بلند بشود، خدا گناهش را میبخشد.
و پیغمبر فرمودند که (توضیح دادند کنیف را): "همانطوری که عرض کردم برای همان ظرفی که بله، توی نجاسات اینها ریخته." خب.
باب سوم. این روایات خیلی روایات زیبایی است. خیلی روایت زیبایی است. اکثرش را نشنیدیم تا حالا. باب سوم: در مورد استحباب پوشاندن سر، «تغطیه و تقنع» (هم حالت روپوشی درست کند) موقع قضای حاجت. مرحوم شیخ مفید فرمودند که: "پوشاندن سر، اگر سر باز است، پوشاندنش موقع تخلی سنتی از سنن پیغمبر است."
از امام صادق علیهالسلام نقل شده که: "وقتی که داخل کنیف میشدند (پس همانه، محل تخلیه) سر خودشان را میپوشاندند و سرا زیر زبان نجوا میکردند." «بسم الله و بالله» این ذکر را میگفتند هنگام تخلی.
از ابوذر نقل شده از پیغمبر که در سفارششان به ابوذر فرمودند که: "یا اباذر، از خدا حیا کن، پس من قسم به آن کسی که جانم به دست اوست، وقتی که برای تخلی میروم، دائماً سرم با لباسم پوشیده شده است." لباسشان را روی سرشان میکشیدند و میپوشاندند از باب حیا از دو ملکی که با من هستند. "ای اباذر، آیا دوست میداری که داخل بهشت بشوی؟" گفت: "بله، فدای شما بشوم پدر و مادرم." و فرمودند که: "آرزو را کوتاه کن. مرگ را جلوی چشمت داشته باش و از خدا حیا کن، حق حیا." این هم حدیث.
بسم الله.
از امام صادق. باب چهارم: این بحث جدا شدن از مردم، فاصله گرفتن از مردم هنگام تخلی و شدت "تستر و تحفل" (خیلی خوب خودش را بپوشاند و اصلاً هیچی از او دیده نشود). حتماً در برخی مورد اساتید دیده بودم، مثلاً دستشوییهایی که دیوارشان شیشههای مات دارد. اینها داخل دستشویی میشدند با عبا، همان شیشه مات هم میپوشاندند که مثلاً سایهشان هم حتی دیده نشود.
داخل دستشویی. دستورات امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "لقمان به پسرش فرمود که وقتی با قومی مسافرت رفتی، زیاد با آنها مشورت کن. و وقتی که خواستی قضای حاجت کنی، «فَبَعِّدِ الْمَذْهَبَ فِی الْأَرْضِ»" آنجایی که میخواهی تویش تقوت کنی و تخلیه کنی، آن را جای دوری برو. خیلی فاصله بگیر، جای دور. بغل جاده پیاده میشوند، همان آنجا هم زن و ناموس مردم، جهت قبله معلوم نیست، توی باد، رو به خورشید. همه جمعی ماشاءالله از مکروهات سرباز میزنند. او هزار و یک مشکلات دارد، تازه اگر حرام نباشد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "به لقمان حکمت داده نشد به خاطر حسب یا نسب و نه به خاطر مال و نه به خاطر اینکه جسم خیلی قوی داشت، نه به خاطر جمال. و به خاطر اینکه آن مردی بود که در امر خدا قوی بود و نسبت به خدا ورع داشت." انسان ساکت و سه کیت بود. خیلی ساکتی بود. بعد حضرت یک شرحی از اوصاف لقمان دادند و یکیش این بود: "و هیچکس او را ندید در حال بول و قاعده هرگز." یکی از چیزهایی که باعث شد به لقمان حکمت داده شود، همین بود که هیچکس او را در حال تخلی ندید و در حال غسل کردن ندید. کسی او را به خاطر شدت تسترش (خودش را میپوشاند) و تحفظش در امرش. خیلی مراقب بود که کسی حالات او را نبیند. به خاطر همین به او حکمت داده شد و قضاوت به او عطا شد.
در حدیث بعدی از پیغمبر اکرم نقل شده که: "هیچکس پیغمبر را در حال بول و غائط ندید." و "هرکس برای رفت، خودش را بپوشاند."
در حدیث بعدی فرمودند که بله، جنید بن عبدالله گفت که: "ما نهروان وارد شدیم. من صفوف را شکافتم و نیزهام را خلاصه درآوردم و این سپرم را یا کلاه خود را انداختم و از خورشید خودم را پوشاندم. پس نشسته بودم." امیرالمؤمنین بر من وارد شد. "یعنی با با کلاه خود و اینها، با سپر سایه درست کرده برای خودش." فرمود: "برادری که مال مثلاً طایفه عضلات هستی، طهور داری؟ با خودت آب داری؟" گفتم: "بله." بعد من به حضرت عداوه دادم. عداوه آن یک ظرف کوچکی است که با پوست درست میکردند و یک مثلاً حالت قمقمه کوچک بوده که برای تطهیر و اینها توی جنگ استفاده میشد. حضرت دادم. حضرت رفتند تا جایی که من دیگر ندیدم حضرت را برای تخلی که رفتند و برگشتند. تطهیر هم کرده بودند. نشستند زیر این سایه سپر. خب، این هم از امیرالمؤمنین که حضرت هم در حال تخلی دیده نشده.
باب پنجم: باب استحباب این است که در حال تخلی مستحب است که اسم خدا آورده بشود، پناه به خدا برده بشود، دعاهایی دارد گفته بشود. وقتی انسان داخل دستشویی میشود و خارج از آن میشود، وقتی تخلی میکند، وقتی به آب نگاه میکند، وقتی وضو میخواهد بگیرد، اینها همه آدابی دارد و ادعیهای دارد. خیلی باب شریفی است.
از معاویه بن عمار نقل شده که: "از امام صادق علیهالسلام شنیدم. فرمود: وقتی داخل دستشویی میشوی، بگو: «بِسْمِ اللّٰهِ اللّٰهُمَّ إِنّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْخَبِیثِ الْمُخَبِّثِ الرِّجْسِ النَّجِسِ الشَّیْطَانِ الرَّجِيمِ»" وقتی خارج میشوی، بگو: «بِسْمِ اللّٰهِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی عَافَانِی مِنَ الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ وَ أَمَاطَ عَنِّی الْأَذَىٰ»
وقتی وضو میگیری این را بگو: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللّٰهُ اللّٰهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوَّابِینَ وَاجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»
از ابوبصیر نقل شده، یکی از امام باقر و امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "وقتی داخل دستشویی میشوی، این را بگو: «أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الرِّجْسِ النَّجِسِ الْخَبِیثِ الْمُخَبِّثِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»" خوب است اینها را بنویسیم، توی دستشویی داشته باشیم. وارد میشویم و خارج میشویم. «الْخَبِیثِ الْمُخَبِّثِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِم». وقتی فارغ میشوی، تخلیه کردی، بگو: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی عَافَانِی مِنَ الْبَلَاءِ وَ أَمَاطَ عَنِّی الْأَذَىٰ».
بله، بله، بله.
از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که: وقتی که خارج میشدند از دستشویی، میفرمودند: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی رَزَقَنِی لَذَّتَهُ وَ أَبْقَىٰ قُوَّتَهُ فِی جَسَدِی وَ أَخْرَجَ عَنِّی أَذَاهُ یَا لَهَا نِعْمَه»
امام صادق علیهالسلام فرمودند که: پیغمبر اکرم فرمودند: "وقتی که کسی از شما عریان شد، عورتش را کشف کرد برای ادرار یا برای کار دیگری، برای استحمام، برای حج، کشف کرد که عورتش را." این را بگوید: «بسم الله» یا «بسم الله الحمید» «بسم الله الشیطان یَغُضُّ بَصَرَهُ» چشمش را جمع میکند این شیطان. چشمش را جمع میکند.
حدیث بعدی پیغمبر اکرم فرمودند که: پیغمبر اکرم وقتی که میخواستند داخل جایی بشوند که وضو بگیرند، نجس. حالا منظور شاید همان دستشویی هم باشد. «الْخَبِیِثِ الْمُخْبِثِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِمِ، اللّٰهُمَّ أَنْتَ أَذْهَبَ عَنِّی الْأَذَىٰ وَ أَعِذْنِی مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِمِ». بعد وقتی که حضرت متمایل میشدند برای وضو (صاف مینشستند) این را میگفتند: «اللّٰهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّی الْقَذَىٰ وَ الْأَذَىٰ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ». وقتی که خلاصه بادی از حضرت خارج میشد، میفرمودند: «اللّٰهُمَّ کَمَا أَطْعَمْتَنِی طَیِّبًا فِی عَافِیَهٍ» حالا یا بادی یا تخلیه صورت میگرفته. کلنجار در ترجمه گفتن: «إِخْرَاجُ صَوْتٍ» یا نفخ باد بوده، حالا شاید غیر از من باشد. «اللّٰهُمَّ کَمَا أَطْعَمْتَنِی طَیِّبًا فِی عَافِیَهٍ فَاجْعَلْهُ مِنِّی خَبِیثًا فِی بَلَاءِ».
و نقل شده که امام صادق علیهالسلام ظاهراً وقتی داخل دستشویی میشدند، میفهمیدند: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی حَفِظَ الْمِعْدَهَ». وقتی که خارج میشدند، شکم مبارک را مسح میکردند. میفرمودند: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَخْرَجَ عَنِّی الْأَذَىٰ وَ أَبْقَىٰ فِی قُوَّتِهِ فِی جَسَدِی فَيَا لَهَا مِنْ نِعْمَهٍ لَا يَقْدِرُ الْقَادِرُونَ قَطِعَ».
امام صادق علیهالسلام وقتی که داخل دستشویی میشدند، سر خودشان را میپوشاندند و در نفس خودشان (دل) این را میخواندند: «بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللّٰهُ رَبِّ أَخْرِجْنِی مِنَ الْأَذَىٰ سَلِیماً بِغَيْرِ حِسَابٍ، وَ اجْعَلْنِی لَكَ مِنَ الشَّاکِرِینَ فِی مَا تَصْرِفُهُ عَنِّی مِنَ الْأَذَىٰ الْقِبَلَ و أَخْرِجْنِی مِنْهَا سَالِماً وَ الْحَقَنِی وَ بَيْنِی وَ بَيْنَ طَاعَهِ الشَّیْطَانِ».
در حدیث بعدی دارد که امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "هرکس در نماز زیاد دچار سهو میشود، زیاد حواسش پرت میشود." این وقتی که داخل دستشویی میشود، این ذکر را بگوید: (اشاره کردن روایتش اینجاست) «بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الرِّجْسِ النَّجِسِ الْخَبِیثِ الْمُخَبِّثِ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ».
حدیث بعدی امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "وقتی کسی کشفِ عورت کرد برای ادرار یا غیر آن، این ذکر را بگویید: «بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِمِ وَ أَخْنثُ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیِمِ»" اینجا شیطان تا وقتی که او میخواهد لباس تنش کند، دیگر به او نگاه نمیکند، در او طمع نمیکند که او را وسوسه به گناه بکند.
حدیث بعدی از امام صادق علیهالسلام، از حضرت سؤال شد که: "مسنه فی دخول الخلاء آقا در دستشویی سنت چیست؟ وقتی کسی وارد میشود چه احکامی دارد، چه آدابی؟" حضرت فرمود: "یاد خدا کند، از شیطان رجیم به خدا پناه ببرد. وقتی هم که کارش تمام شد، فارغ شد، این را بگوید: «الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ مَا أَخْرَجَ مِنِّی مِنَ الْأَذَىٰ بِیَسْرٍ وَ عَافِیَهٍ»" حدیث خیلی خلاصه و جمع و جور است. این حدیث را اگر عمل کنیم، از همه اینها کفایت میکند. بسم الله بگوییم، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگوییم. آخر هم که تمام شد: «أَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَلْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ مَا أَخْرَجَ مِنِّی مِنَ الْأَذَىٰ بِیَسْرٍ وَ عَافِیَهٍ». حالا خود نگاه به آب هم موقعی که انسان به آب نگاه میکند و اینها، آن هم آدابی دارد که در باب خودش مرحوم شیخ حر آورده است.
باب ششم: کراهت حرف زدن در هنگام تخلی. امام رضا آقا، سلامت باشی. امام رضا علیهالسلام فرمودند که: "پیغمبر اکرم نهی کردند که انسان در حالت قاضی غائط (تخلیه میکند) جواب دیگری را بدهد." نهی کردند یا باهاش حرف بزند تا اینکه فارغ بشود و سهل تخلیه صورت بگیرد. کسی هم سؤال دارد انسان حرف نمیزند، کراهت دارد.
حدیث بعدی امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "هنگام در خلا صحبت که اگر کسی هنگام تخلی حرف بزند، حاجتش برآورده نمیشود." این هم روایت عجیبی بود.
باب بعدی، باب هفتم. آیتالکرسی هم که گفتم اینجا دیده بودم، از خیلی قبلتر توی ذهنم بود. خوب، ذکر خدا و حمد خدا و قرائت آیتالکرسی هنگام تخلی کراهت ندارد. روایت اول امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "در آن توراتی که تحریف نشده، نوشته شده که موسی علیهالسلام از خدای متعال درخواستی که عرضه داشت که: خدایا یأتی علیّ مجالس أزكى و أجلک این است: خدایا یک وقتهایی پیش میآید، روم نمیشود یادت کنم. یک جاهایی خجالت میکشم، شرایط برایم سخت است برای اینکه یادت باشم، تو را یاد کنم. حالا یکیش مثلاً همین حالت تخلی. اینجاها خیلی دوست ندارم، کراهت دارم." ندا آمد که: "ای موسی، ذکر من در هر حالی خوب است. نگاه نکن در چه وضعی هستی. در هر حالی ذکر من خوب است." خیلی روایت، روایت زیبا و شریفی است.
حدیث بعدی از امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "در حالی که داری ادرار میکنی، اشکال ندارد که بخواهی یاد خدا کنی. ذکر خدا در هر حالی خوب است. از ذکر خدا خسته نشو."
حدیث بعدی امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "خدای متعال به موسی علیهالسلام وحی کرد: موسی به کثرت مال خوشحال نشو و ذکر من را در هیچ حالی رها نکن. کثرت مال باعث فراموشی گناهان میشود و ترک ذکر من موجب قساوت قلب." بله، بله.
روایت بعدی از امام رضا علیهالسلام، حدیث سلسلهالذهب از آباءشان از پیامبر اکرم. فرمودند که: "موسی علیهالسلام وقتی که با خدای متعال نجوا میکرد، عرض کرد: خداوندا تو از من دوری که من ندا بدهم تو را، یا من نزدیکی که من نجوا کنم تو را؟ دور را ندا میدهند، نزدیک را نجوا میکنند." خدای متعال به او وحی کرد که: "من همنشین کسیام که من را یاد کند." موسی علیهالسلام عرضه داشت که: "خدایا برخی حالات پیش میآید که من برایم سنگین است که بخواهم تو را یاد کنم. روم نمیشود، فضا، فضای خوبی نیست." صدا آمد که: "ای موسی من را در هر حالی یاد کن."
حدیث بعد موسی علیهالسلام عرضه داشت که: "خدایا حالاتی برای من میآید که من حیا میکنم تو را." ندا آمد که: "ذکر من در هر حالی خوب است."
حدیث بعد از امام باقر علیهالسلام به امام باقر علیهالسلام عرض کرد محمد بن مسلم و زراره که: "آقا حائض و جنب میتوانند قرائت کنند قرآن را؟" حضرت فرمود: "بله، هرچی که میخواهند. مگر آیات سجده، آیه سجده سجدهدار. و خدا را ذکر کنند در هر حالی." یعنی حائض و جنب، حالا من در حال جنابتم یا من در حال حیضم، دیگر یاد خدا نباشم؟ ذکر نگویم؟ ذکر نفسی، من مثلاً صلوات نمیفرستم دیگر، من چون حائضم یا من جنبم صلوات نمیفرستم. نه، ذکر من در هر حالی در هر حال. فقط همان سجده، آیه سجدهدار استثنا کردند.
عمر بن یزید میگوید از امام صادق علیهالسلام پرسیدم: "آقا در دستشویی تسبیح چه حکمی دارد و قرائت قرآن؟" حضرت فرمودند که: "در کنیف، همان حالت جای تخلی و اینها خدا ترخیص نداده در اکثر از آیتالکرسی." قرآن خواندن در دستشویی فقط آیتالکرسی، بیشترش نه. "و خدا را حمد کند." آیا «الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»؟ «الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» یک آیه است دیگر، آن هم اشکالی ندارد بخواهد بگوید. همراه با اول از قرآن همین دو تا. کراهت دارد دیگر چیزی از قرآن خواندن کراهت دارد.
از امام صادق علیهالسلام پرسیدم که: "آقا نفساء (زنی که نفساء شده)، حائض، جنب، و مردی که در حال تقوّاته، اینها قرآن میتوانند بخوانند؟" حضرت فرمودند: "هرچقدر که میخواهند بخوانند." هرچی دوست دارند بخوانند. جوازش را میرساند. آن بحث سجده فقط عرض کردم حکمش جداست. بحث جنابت هم حکمش جداست. در جنابت از یک مقدار تا ۷ آیه گفتند. حالا بحثش میآید انشاءالله. تا هفت آیه گفتند که اشکال ندارد، کراهت ندارد. به بعدش دیگر کراهت دارد. آیات سجدهدار هم که اصلاً سورهاش را هم حتی نمیشود خواند، نه جنب.
امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "پدر من امام سجاد علیهالسلام میفرمود که: وقتی کسی از شما در حال تخلی بود، عطسه کرد، باید خدا را در نفس خودش حمد کند، به زبان نیاورد، در دلش حمد کند."
یک پنج دقیقه وقت داریم، یک باب دیگر هم بخوانیم ببینیم چقدر میشود خواند. خیلی شریف. آدم واقعاً دلش نمیآید که بحثها را زود رد شود. حالا توی این چند دقیقه ۲۰ صفحه تقریباً.
از امام باقر علیهالسلام به محمد بن مسلم فرمودند که: "محمد بن مسلم ذکر خدا را در هیچ حال رها نکن. و اگر شنیدی منادی ندای اذان میدهد و تو در دستشویی بودی، صدا اذان آمد، در دستشویی بودی، خدا را ذکر کن." یکی از مستحبات این است که انسان صدای اذان که میشنود، اذان را تکرار کند، حتی اگر در حال تخلی است. «اللّٰهُ أَكْبَرُ، اللّٰهُ أَكْبَرُ» میگویند تکرار کند). «و قل كما یقول المؤذن» همانطوری که مؤذن میگوید را تکرار کن. حتی اگر در حال تخلیه باشی. خب، اینها روایاتی که فکر نمیکنم به گوش کسی تا حالا رسیده باشد. پس «الغربت» دیگر. «الغربت» واقعاً «الغربت» خاک میخورد.
از ابوبصیر علیهالسلام، از ابوبصیر نقل شده که امام صادق علیهالسلام (رضوان الله علیه) نقل کردند. امام صادق علیهالسلام فرمودند که: "اگر صدای اذان را شنیدی و در حال تخلیه بودی، مثل آنچه که مؤذن میگوید و ذکر خدا را در آن حال رها نکن. چون ذکر خدا در هر حالی نیکوست." بعد آن حدیثی که از حضرت موسی علیهالسلام عرض کردیم، حضرت ذکر کرده.
روایت بعدی از سلیمان بن مقبل مدینی میگوید: "به امام موسی بن جعفر علیهالسلام عرض داشتم که: آقا چرا مستحب است که انسان وقتی صدای اذان را میشنود، همانطوری که مؤذن میگوید را تکرار کند؟ حتی اگر در حال بول و قاعد باشد؟" حضرت فرمودند: "به خاطر اینکه رزق را زیاد میکند. محل تکرار اذان رزق را زیاد میکند."
این دو دقیقه هم یک باب دیگر هم بخوانیم.
باب وجوب استنجاء؛ استنجاء واجب است، ازاله نجاسات واجب است برای نماز. امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "نماز نیست مگر به طهارت. و برای استنجاء شما را کفایت میکند سه تا سنگ." (فتوایی که میخواندیم از این روایت درآمده بود.) "به این وسیله جاری شده سنت از رسول الله." اما بول ناچار از شستنش است. پس استنجاء را با سه تا سنگ میشود. سنت پیغمبر هم سه تا سنگ بوده. بول را ولی باید حتماً بشوید.
علی بن جعفر که در این گلزار مدفوناند، از برادرشان موسی بن جعفر علیهالسلام نقل کردند که: "سؤال کردم از مردی که ذکر میکند و او در صلاتش است و ناگهان یادش میآید که در دستشویی که رفت، استنجاء نکرد، خودش را نشسته. آمد بیرون، برمیگردد و استنجاء میکند و میآید دوباره نمازش را تکرار میکند."
حدیث بعدی پیغمبر اکرم به یکی از همسرانشان فرمودند که: "به زنان مؤمنین امر کن که خودشان را با آب استنجاء کنند و آن را به خودشان برسانند. آن باعث طهارت برای نظافت حواشی است و بواسیر را از بین میبرد." شستن با آب بواسیر را از بین میبرد. خود آلودگی بیشتر آنی که باعث بواسیر میشود، آلودگی و اینهاست که انسان خوب بشوید و اینها، معمولاً بواسیر.
و حدیث بعدی از امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند که: پیغمبر فرمود: "وقتی که کسی از شما استنجاء میکند، این را باید به یک عدد فرد انجام بدهد." سه بار، پنج بار. اینها اگر آب نباشد، مثلاً با پنج تا سنگ، سه تا سنگ، یا هفت تا سنگ. سه تا اصل است.
یونس بن یعقوب میگوید: "به امام صادق علیهالسلام عرض کردم که: آقا وضویی که خدا آن را واجب کرده بر بندگان برای کسی که از قاعده یا بول میآید، ذکر خودش را میشوید، از دستشویی درمیآید، بعد دو تا دو تا وضو میگیرد. دوبار صورت، دوبار دست، دوبار پا." اینجوری مثلاً. یعنی استنجاء واجب نیست. حالا اینجا دوبار دوبار، یعنی مستحب شاید حالا بله، است. بار دو تا پا، دو تا دست، دو تا پا، با سر یکی.
و حدیث آخر از امام باقر علیهالسلام فرمودند که: "قاعده کفایت میکند مسح با سنگها. ولی از ادرار کفایت نمیکند مگر بشوید." این هم ۹ بابش را از این ۴۰ باب خواندیم. انشاءالله باز جلسات بعد هم این روایاتش خیلی قیمتی است. ماشاءالله کل روایات این باب را خواهیم خواند. هرچقدر هم طول بکشد اشکال ندارد. روایت نورانیت میآورد. پس تا سر باب ۱۰ خواندیم. انشاءالله جلسه بعد باب دهم. و الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه دوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه سوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه سوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه چهارم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه دوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه سوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
در حال بارگذاری نظرات...