متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. در بحث کتاب طهارت «تحریر» حضرت امام، بخش رو خواندید؛ آن بخشی که مانده، تطبیق و حاشیههایی است که از فتاوای مراجع باید بحث شود. خب، ما احکام آب را از «تحریر» خواندیم، ولی آرای مراجع را بررسی نکردیم و بخش دیگری هم که جلسه قبل خواندیم، بخش تخلی بود که آن را هم باید اضافه بکنیم. لذا حالا در چند جلسه، انشاءالله از فتاوای مراجع استفاده خواهیم کرد تا این بخش تمام شود، دوباره بیاییم و ببینیم حضرت امام در «تحریر» چه میفرمایند.
خب، بنای ما بر این است که فقط نکات اختلافی را حل بکنیم و بگوییم و آن هم فتاوای برخی از مراجعی که قبلاً اشاره شد، از اسامی شریفشان. ببینیم این حضرات مراجع در این مسئله چه فرمودهاند و اختلافشان کجاست.
یک مسئله که مسئله خیلی مهمی است درباره آب کر: «مقدار آب کر چقدر است؟» این از مسائل اختلافی و از مسائل مهم است. خب دیدیم که حضرت امام (رضوان الله علیه) فرمودند که ظرفی باشد که درازا و پهنا و گودی -سه بُعدش- هر کدام سه وجب و نیم باشد؛ سه وجب و نیم در سه و نیم در سه و نیم. وزن آن هم از ۱۲۸ من تبریز، ۲۰ مثقال کمتر باشد؛ یعنی چه؟ یعنی هفت و خوردهای گیلوگرم، مثلاً من تبریز به حسب کیلویی متعارف. حضرت امام فرمودند: «بنابر اقل حداقل ۳۷۷.۴۱۹ کیلو»، نظر شریف حضرت امام (رضوان الله علیه).
آیتاللهالعظمی بهجت (رضوان الله علیه)، ایشان میفرمایند که: «بنابر اصح، سه وجب کافی است؛ سه در سه در سه». آقای بهجت وزن آن را «همان ۱۲۸ من تبریز، ۲۰ مثقال کمتر» میدانند و کافی است. به حسب کیلو: «۳۷۶.۷۱۴ لیتر تقریباً». به حسب لیتر هم به همین مقدار باشد. این هم نکتهای است، به حسب لیتر هم میفرمایند: «لیتر و کیلو را ظاهراً آقای سیستانی از آیتاللهالعظمی سیستانی» ... حالا ما برخی مراجع دیگر مثل آقای مکارم و مظاهری و اینها را دیگر بنا بر این شد که فتاوای این بزرگواران را بررسی نمیکنیم. همین چهار تا مرجعی که بنا داشتیم: حضرت امام، حضرت آقا مقام معظم رهبری، بهجت و آیتالله سیستانی. این چهار بزرگوار به حسب اینکه مقلدینشان عموماً مردم از این چهار بزرگوار تقلید میکنند، بر همین حساب. حالا مراجع دیگر هم محترمند.
حالا ما گفتیم که «این چهار بزرگوار» را بررسی کنیم. حضرت آیتاللهالعظمی سیستانی میفرمایند که: «مساحت ظرفش ۳۶ وجب». هر وجب متعارف را ایشان تقریباً ۲۲ سانت میداند. هر وجب متعارف ۲۲ سانت. ۳۶ وجب مساحتش بخواهد بشود در سه بعد، یعنی «سه» نه تا «۲۷». سه و نیم متر چی؟ سه و نیم در سه و نیم چقدر؟ ایشان ظاهراً سه و نیم را بین سه و سه و نیم میدانند، دیگر نه سه، نه سه و نیم که حالا «چند وجب؟» نمیدانم. خلاصه این مهم بود که ایشان هر وجب را ۲۲ سانت میدانند. تقریباً معادل ۳۸۴ لیتر، ۳۸۴ لیتر. این هم نکته مهمی بود. پس این شد نظر مراجع عظام.
مسئله بعدی درباره این است که: «آب کر نجس میشود یا نمیشود؟» قبلاً گفتیم اگر عین نجس، مثل بول و خون به آب کر برسد، عین نجاست اگر به واسطه آن عین نجاست... خب، این فتوای حضرت امام بود که عین نجاست باید باشد؛ بعد به واسطه آن عین نجاست، رنگ یا بو یا مزه عوض شود، آب نجس میشود. اگر تغییر نکند، نجس نمیشود. آقای سیستانی قیدی اینجا دارد. آقای سیستانی میفرمایند که: «هم عین نجاست، هم متنجس». یعنی چه؟ چه خود خون به آب برسد، چه لباس خونی به آب برسد.
حضرت امام چه فرمودند؟ «عین نجاست». هم عین نجاست، هم متنجس، «متنجس هم همین حکم را دارد». یک لباس نجس به آب کر برسد، اگر آب آن، بو یا رنگ یا مزه نجاست را بگیرد، نجس میشود؛ اگر تغییر نکند، نجس نمیشود. آقای بهجت هم همین را میفرمایند. آقای بهجت هم «متنجس» را اضافه میکند. «خود عین نجاست باید برسد». عین نجاست، خود خون باید به آب برسد. این بزرگواران میفرمایند که: «متنجس هم همین حکم را دارد». بله، اگر از آن لباسی که بچه ادرار کرده، به آب کر رنگ آن ادرار برسد، به آب رنگ و طعم و بو را عوض کند، این آب هم باز نجس است. این هم از این نکته.
نکته بعدی این است که اگر بوی آب کر عوض شود به واسطه غیر نجاست، یعنی بو عوض شده، ولی این بو مال آن نجاست نیست، مال غیر نجاست است. مثلاً فرض کنید یک شلواری که بوی نفت میداده و نجس بوده، ما این را توی آب انداختیم، توی آب کر انداختیم. آب کرمان بوی ادرار نگرفته، بوی نفت گرفته. شلوار که نفتی بوده و نجس بوده، حالا آب کر ما نجس میشود. بوش عوض شده، بوی نجاست گرفته؟ بوی غیر نجاست، بوی غیر نجاست گرفته. پس نجس نمیشود. این نظر کیست؟ حضرت امام. «غیر نجاست اینجا نجس نمیشود». آقای سیستانی میفهمند که نه، «فقط رنگ یا مزهاش هم همین طور است». رنگ آب کر عوض شده به واسطه غیر نجاست، طعمش عوض شده به واسطه غیر نجاست. پس مهم این است که طعم و رنگ و بو که عوض میشود، طعم و رنگ و بوی نجاست را بگیرد. مزه فلان بستنی، مثلاً بستنی خونی بوده، شما بستنی خونی را میاندازید توی آب کر، آب کر مزه بستنی گرفته. نخیر، مزه خون باید بگیرد. بله، درست است مزه بستنی خونی گرفته، ولی این کفایت نمیکند. باید مزه خون بگیرد. نکته مهم این است. بو، رنگ و هر سه تا باید باشد.
خب، آقای بهجت یک قیدی اینجا اضافه میکند. میگویم که نجس نمیشود. آقای بهجت میفرمایند که: «بله، هم نجس نمیشود، هم هنوز مطهّر است تا وقتی که مضاف شود». خب، این هم نکته خوب.
مسئله بعدی درباره آب فواره است. فوارهای که میزند و آب آن اگر متصل به کر باشد، آب فواره متصل به کر، خب آب نجس را پاک میکند. این یک شرط دارد. شرطش این است که با آن آب نجس مخلوط بشود؛ ولی اگر قطرهقطره روی آب نجس بریزد، آب فواره قطرهقطره بریزد روی آب نجس که متصل به کر هم هست، اینجا آن نجاسات را پاک نمیکند، مگر اینکه چیزی روی فواره بگیرند تا آب قبل از قطرهقطره شدن با آب نجس متصل شود و با آن مخلوط شود. یک چیزی بگیرند روی فواره، قبل از اینکه آب فواره قطرهقطره بشود، متصل سریع متصل شود به آب نجس، با آن مخلوط شود، یک چیزی بگیرند، یک چیزی واسطه. حالا اینجا هم یک سری قیودی هست و نکاتی هست. حضرت امام فرمودند که: «آب نجس را پاک میکند». آقای بهجت میفرمایند که: «هم آب نجس را پاک میکند، هم هر متنجس دیگری را پاک میکند». فوارهای که متصل به کر است، هر متنجسی را که با آب قابل تطهیر باشد، این پاکش میکند. خب، این یک نکته.
نکته بعدی این است که چون بخش آخر که حضرت امام فرموده بودند، «مگر اینکه چیزی روی فواره بگیرند که آب قبل از اینکه قطرهقطره بشود، بهتر این است که آب فواره با آن آب نجس مخلوط شود، باهاش حتماً مخلوط شود». متصل هم باید متصل شود، هم مخلوط. متصل شود، مخلوط شدن بهتر است، مستحب.
مسئله بعد، اگر یک چیز نجس را زیر شیری بگیرند که متصل به کر است، آبی که از آن چیز میریزد... شما یک شلواری که نجس شده را میگیرید زیر شیر آب. آب شما هم متصل به کر است. این آبی که از این شلوار دارد شسته میشود و میریزد، اگر متصل به کر باشد و خود این آب بو یا رنگ یا مزه نجاست هم نگرفته باشد، این پاک است. درست است اینکه مسئله قبلاً هم اشاره شد. اینجا آقای سیستانی یک قیدی اضافه میزنند. در کنار اینکه «بو، رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد»، یک قید اضافه میکنند: «عین نجاست هم در آن نباشد». در این صورت پاک است. حالا ممکن است که یک تکه مثلاً مدفوع خیلی کم باشد، ولی طعم و رنگ و مزه آب را عوض نکند. بله.
خب، مسئله بعدی که مسئله آخر است در بحث آب کر، این است که «کر بودن از دو راه اثبات میشود که یک آب کر است». یکی اینکه خود انسان یقین کند. دیگر اینکه دو تا مرد عادل خبر بدهند. خب، این دو راه را حضرت امام فرمودند. حضرت آیتاللهالعظمی بهجت میفرماید «سه راه». این از سه راه اثبات میشود. یکی اینکه خود انسان یقین کند یا اطمینان داشته باشد. «بنابر اظهر»، یعنی اطمینان را هم در حکم یقین میدانند. قبلاً عرض شد دیگر، فرق اطمینان و یقین: یقین صددرصد است، اطمینان نوددرصدی. انسان یقین کند یا اطمینان داشته باشد، این یک است. اطمینان نود درصد. راه دوم که آقای بهجت میفرمایند این است که دو تا مرد عادل خبر بدهند. راه سوم این است که آن کسی که آب در اختیارش است، ولو عادل هم نیست، شما رفتید اروپا، از یک کافر میپرسید توی این دستشویی که میروید، مثلاً پرسیدید که این آب این دستشویی متصل مثلاً به لوله شهری است یا خیر؟. کسی که آب در اختیارش است، بگوید: «آب کر است». مثلاً صاحبخانه بگوید: «حوض منزل کر است»، ولو عادل هم نیست. این نکته مهمی است. «نمیدانم با اطمینان». حرف کسی که آب در اختیارش است، با اطمینان باید بگوید. آقای بهجت پس این سه راه را فرمود.
آقای سیستانی یک نکته اضافه میکند. آقای سیستانی هم همین دو راه را میفرمایند. بعد میفرمایند که: «اگر یک عادل یا ثقه...» فرق عادل و ثقه چیست؟ عادل کسی است که به حرفش میشود اطمینان کرد از این جهت که دروغ نمیگوید و عادل هم هست، یعنی معصیت نمیکند. ما از او معصیتی نمیبینیم؛ ولی ثقه کسی است که ممکن است اهل معصیت باشد، ولی میدانیم که دروغ نمیگوید. پس در عادل اصلاً معصیت نمیکند. فرقشان این است: «عادل السقه»، عادل اهل معصیت نیست، ثقه ممکن است اهل معصیت باشد از قله عادل. ولی آنی که به درد ما میخورد، ثقه بودن کفایت میکند. حالا یک کسی است که یا عادل است یا ثقه است یا کر در اختیار اوست. این سه تا: یک عادل، یک ثقه و کسی که کر در اختیارش است. ادامه مطلب. راه دوم این بود که چی؟ دو تا عادل بگویند دیگر. ایشان که حالا یک عادل بگوید، یک عادل بگوید یا یک ثقه بگوید. یک عادل بخواهد بگوید، فکر کن مسئله حل نمیشود. بگذار من کل جمله را بخوانم بعد مسئله حل شود. اگر یک عادل بخواهد بگوید یا یک ثقه بگوید یا کسی که کر در اختیارش است بخواهد بگوید، «حرف اینها تا وقتی که اطمینانآور نباشد، نمیشود بهش عمل کرد». پس آنی که آقای بهجت فرمودند: «کسی که کر در اختیارش است»، نخیر؛ «کسی که کر در اختیارش است بگوید و برای من اطمینان حاصل بشود»، دیگر آن هم نه از باب اینکه او گفته، از باب اینکه برای من اطمینان حاصل شده، من میتوانم بنابر کر بودن بگذارم. ایشان دو راه امام را قبول داشتند.
نکتهای که میفرمایند این است که بخواهد یک عادل بگوید یا ثقه بگوید یا کسی که کر در اختیارش است بگوید، این «اگر مفید اطمینان نباشد، اعتبارش محل اشکال است؛ یعنی باید اطمینان بیاورد.» خب، دو تا عادل که درست گفتند. خود انسان هم که یقین کند، درست. حالا اگر یک عادل گفت یا کسی که آب در اختیارش است، گفت. این همین فرد خارجی گفت، همین کافر گفت. کافر است، ولی ثقه است دیگر، میدانیم که دروغ نمیگوید. اینها گفتند، برای من باید اطمینان حاصل بشود، همان حالت نوددرصدی. شصت درصد برایم خیلی مهم است که اگر مثلاً یک عادل به من گفت، شما رفتی توی بیابان، رفتی توی رستوران، «قبله کدام ور است؟» صاحب رستوران صورت تراشیده و خلاصه قیافه دین و پیغمبر. «شصت درصد احتمال میرود، اطمینان هنوز حاصل نشده». وقتی میگویند هم یک نفر که گفت کفایت میکند. وقتی میگوید نه، باید اطمینان حاصل بشود، یک نفر، یکی دیگر هم بپرس. تازه آن دو تا هم شدند باید یک عادل یا دو تا عادل، تازه کلی ماجراست. حالا توی بحث قبله، انشاءالله بهش میرسیم. پس این هم همین است. در بحث کر بودن آب باید اطمینان، اطمینان همین قدر که آب در اختیار است... دیگر اطمینان اینها هم شرط. توی این تکه اطمینان شرط نیست، ولی اگر خود انسان از هر راهی اطمینان پیدا کند و در کر کفایت میکند. امام که یقین را شرط دانستند.
تفاوت نظرات مراجع عزیز در چیست؟ اختلاف از روایت استفاده کردن یا حکم عقلی. حالا انشاءالله توی مباحث بحثهای درس خارجیش، انشاءالله حالا توی همین بحثهای استدلالی خودمان هم انشاءالله بهش میرسیم.
بحث بعدی درباره آب قلیل است. آب قلیل. حضرت امام میفرمایند که: «اگر آب قلیل روی چیز نجس بریزد یا چیز نجس به آن برسد...» شما گوشه حمام، یک مقدار آب جمع شده، کسی بول کند در حمام، این بول برود و این نجسش کند، نجس میشود. «ولی اگر از بالا با فشار روی چیز نجس بریزد...» شما آفتابه را گرفتی، حالا مثلاً یک جایی دارید خونی، سرامیک خون گرفته، شما با فشار آفتابه را گرفتید. آب قلیل است دیگر. این با فشار دارد میریزد. مقداری که به آن خون دارد میرسد، آب قلیل است دیگر، این نجس است. این آب خب متصل است الان و آن بالا هم آفتابه است با فشار هم دارد میآید. آن لبه دهانه آفتابه نجس میشود. از این آب از بالا میریزد، پاک است. «اگر از بالا با فشار روی چیزی نجس بریزد، مقداری که به آن چیز میرسد نجس و هرچه بالاتر از آن است، پاک میباشد. و نیز اگر مثل فواره، با فشار از پایین به بالا برود...» حالا با فشار از پایین به بالا برود، «در صورتی که نجاست به بالا برسد، پایین نجس نمیشود». چون پایین از بحث فشار است دیگر. آب از هر طرف با فشار دارد میرود. آن طرفی که دارد فشار میدهند، نجس نیست. از بالا دارد با فشار میآید، آن بالایی که دارد با فشار میآید، نجس نیست. از پایین دارد با فشار میرود بالا برسد، این پایینی که شما مثلاً سقف نجس است، درست است؟ آب مثل مورد آب قلیل هم هست، دارد میزند به سقف. پایینش که الان با فشار دارد میخورد به آن بالا، پایین و «اگر نجاست به پایین برسد، بالا در صورتی که نجاست به بالا برسد، پایین نجس نمیشود و اگر نجاست به پایین برسد، نجس میشود». نصب به پایین برسد که خب بالا نجس میشود دیگر، پایینش نجس شده با فشار. حالا اینجا اصل بحث که روشن است، خیلی چیز و مطلب خاصی ندارد. قبلاً هم اشاره شد.
نکتهای که اینجا هست این است که آقای بهجت میفرمایند که: «با فشار بلکه با مطلق حرکت از بالا به پایین...» توی بالا به پایینش آنکه از بالا به پایین است، میخواهد فشار باشد یا حرکت باشد. اصلاً حرکت آرام هم باشد، حرکت آرام هم که باشد، بالا نجس نمیشود. بله. یعنی توی همین آفتابه، لازم نیست با فشار باشد. شما آفتابه را خیلی، یعنی قطرهقطره دارد میشود که خیلی ملایم شما کج کردید، خیلی ملایم دارد میچکد. پس آقای بهجت صرف حرکت را کافی میداند؛ فشار لازم نیست. این هم از این نکته.
نکته بعدی این است که درباره آب قلیل، چون خیلیهایش را گفتیم دیگر، مقداری که اختلاف فتوا هست را میخواهم اشاره کنم. خوبی بود. آقای بهجت فشار لازم، حرکت آب را کافی میدانند. «آب قلیلی که برای برطرف کردن عین نجاست روی چیز نجس ریخته شود و ازش جدا شود، نجس است». این قبلاً بحث شده. لازم نیست، بله، این از امام است. شما یک آب قلیل دارید، میریزید برای اینکه نجاست را برطرف کنید. این روی چیز نجس میریزد، ازش جدا میشود، این نجس است چون قلیل است دیگر. همین طور «بنابر اقوا باید از آن آب قلیلی هم که بعد از برطرف شدن عین نجاست برای آب کشیدن چیز نجس روی آن میریزند و ازش جدا میشود، اجتناب کنند». «بنابر اقوا، باید از آب قلیلی که بعد از برطرف شدن عین نجاست برای آب کشیدن چیز نجس روی آن میریزند و از آن جدا میشود، اجتناب کنند.»
حالا درباره آبی که با آن مخرج را بلغاری ؟ که قبلاً اینها را بحث کردیم. نکتهای که اینجا هست این است که شما ببینید، پس ما یک ظرفی داریم. این ظرف خونی است. با آب قلیل، عین نجاست را برطرف کرد. درست است؟ آب ریختیم توی آن، چرخاندیم، ریختیم بیرون. خون رفت بیرون. خب، این آب قلیل بود دیگر. هنوز ظرف ما متنجس است. عین نجاست توی آن نیست. حالا دوباره من آب قلیل میریزم توی آن. الان دیگر خون که نیست. امام میفرماید: «بنابر اقوا از این آب دومی هم که شما ریختی، باید از این هم باید اجتناب شود.» درست شد؟ امام «بنابر اقوا» فرمودند. آقای بهجت اینجا احتیاط واجب میدهند. آقای سیستانی هم میفرمایند: «بنابر احتیاط لازم، نجس واجب باشد.» «أقوا» فتواست، ولی آقای بهجت و آقای سیستانی احتیاط کرده بودند. این هم از این مسئله.
آنجا هم که پنج تا شرط داشت برای اینکه آب طاهر باشد... چهار تا فرموده بودند. یکی از اجداد جسد الان میباشد پیش از حد معمول نکرده باشد، دیگر از خارج به آن نرسیده باشد، آهان، یک شرط دیگر هم دارد که «نجاست دیگری با مدفوع بیرون نیامده باشد»، به همراه مدفوع. این هم شرط دیگری بود که باید بهش اضافه میشد. امام در رساله فرمودند اگر توی مدفوع خون باشد. بحثمان بیشتر در مورد بول یا مدفوع و «نجاست دیگری نباشد». شراب مثلاً خورد، گوشت خوک خورد. حالا مثلاً شما در خود گوشت خوک، مثلاً بر فرض... خب، این دیگر حالا کسی گوشت خوک بخورد، دنبال این احکام نیست، ولی حالا بر فرض نجاستی خورده، حالا آن نجاست با او دارد دفع میشود. خب، این هم پنج تا شرط برای آب استنجا.
بحث آب جاری: تقریباً اختلافی نیست درباره آب جاری. آب جاری را امام فرمودند که «آبی است که از زمین بجوشد و جریان داشته باشد». حالا اینجا فتاوای رهبر معظم انقلاب را هم تا رد نشدیم، جاهایی که علامت گذاشته بودم، بگویم. یکی بحث کر آلمان. آب جاری را فعلاً ننویسید. من از رهبر... رهبر معظم انقلاب آب کر را میفرمایند تقریباً ۳۸۴ لیتر است. بیشتر میدانند از امام. تقریباً ۳۸۴ لیتر. دیگر نگفتم چرا، ۴۲.۷ وجب. کمتر از این اگر باشد، میشود آب قلیل.
یک وقتهایی حالا توی بحث آب مطلق و آب مضاف، یک چیزهایی به آب اضافه میکنند، آن را به رنگ شیر در میآورد. شما آب را باز میکنید آب خیلی سفید است. این آب حکم آب مضاف را ندارد، آب مطلق است؛ طاهر هم هست، مطهر هم هست. نکته دیگری که میفرمایند اینکه برای اینکه آب مطلق باشد و اینها، «نظر عرف آنجا کافی است». صدق عنوانش در نظر عرف. الان عرف این آبی که باز کرده است. نمیگوید آب کر است، میگوید آب است. نمیگوید آب شیر. آب سفید، درست است، خیلی رنگش الان یک خورده غلیظ و اینها. بله، آب را آب مطلق میداند یا مضاف؟ پس وقتی مثلاً املاحش زیاد است، نمکش مثلاً آب نمک. حالا آب قم را کسی نمیگوید آب مضاف نیست، آب مطلق است. برای همین مثل مثلاً دریاچه ارومیه را میشود باهاش نماز خواند. در آب شور میشود چیزهای نجس شست و وضو گرفت، غسل کرد. خب، این از این نکته.
نکته بعدی این است که آنجا که داشتیم که آب... آب نجس را بریزند و اینها، آب قلیل را بریزند روی نجس، ایشان میفرمایند که: «اگر آب قلیل را بر روی چیزهایی که نجس شده بریزند، آنها را پاک میکند، ولی آن مقدار آبی که بعد از ریخته شدن بر روی نجس ازش سرازیر میشود...» سرازیر میشود، آنجا نمونه. حرکت کند. آهان، آب رویش ریختیم، آن مقداری که راه بیفتد، آب قلیل شما ریختید، خودش پاک میشود. حالا آن آب قلیل بود دیگر. آن آب قلیل اگر توی خود این ماند، این دیگر پاک است. اگر راه افتاد، سرازیر شد، آنی که سرازیر شد یا نه، نجس است. اگر دو بار، سه بار ریختید که دیگر کلاً پاک است، هرچند سرازیر شود پاک است. ولی اگر یک بار ریختی، آهان، تاریخ نجاست رو برطرف کردی، یک استکان. بله. البته بحثی که با یک بار پاک میشود یا خیر. حالا شما یک بار شستید، عین نجاست را برطرف کردید. نجاست نیست. کدام این قطراتی که از کلاه میچکد ؟. در هر صورت آن آبی که سرازیر میشود، نجس است. در مورد آب قلیل، آنی که سرازیر میشود، نجس است. خب، این هم از این.
توی این بحث سرازیر بودن آب، گفتیم آقای بهجت صرف حرکت را میدانند و امام فشار. حضرت آقا میفرمایند که: «آب قلیلی که به طور سرازیر و بدون فشار، بدون فشار به پایین آفتابه...» شما آرام آن را و قسمت پایین آن با نجاست برخورد میکند، «در صورتی که سرازیری آب به گونهای باشد که جریان از بالا به پایین برای صدق قسمت...» پس چی توی آن لازم است؟ این که بگوییم از بالا به پایین میریزد. پس آقای بهجت صرف حرکت را، صرف اینکه از بالا به پایین بریزد، چه فشار چه... مهم این است که بگوییم از بالا به پایین دارد میریزد. این هم نظر شریف رهبر معظم. اضافه کنید.
در مورد آب جاری هم نکات را عرض بکنیم. خیلی مسئله چندانی در مورد آب جاری نداریم. سریع تمامش بکنیم. حالا آب باران و اینها برای جلسه بعد. آب جاری. حضرت امام فرمودند که: «آبی است که از زمین بجوشد و جریان داشته باشد». پس هم از زمین بجوشد، هم جریان داشته باشد. مثل آب چشمه و قنات. جناب آقای سیستانی، ایشان سه تا شرط میفرمایند. میفرمایند که: «آب جاری به آبی میگویند که اول، منبع طبیعی داشته باشد. جاری باشد، هرچند به وسیلهای آن را جاری کنند». مثل موتور آب که میزند. موتور زدن از منبع طبیعی کشیدن آب بیرون و جاری شده. دقت بفرمایید. ولو به واسطه دارد جاری میشود، میآورد از زیر زمین دارد روی زمین جاری میشود. و سوم، «فی الجمله استمرار داشته باشد». فی الجمله یعنی چی؟ جمله ؟، بالجمله یعنی تفصیلاً. تفصیلاً، بال فی الجمله یعنی اجمالاً.
خب، پس فی الجمله این استمرار داشته باشد. «لازم نیست به منبع طبیعی متصل باشد». پس اگر به طور طبیعی ازش جدا بشود، حالا لازم نیست همیشه متصل به آن باشد، از زیر زمین کشیدند و آوردند. «اگر به طور طبیعی ازش جدا بشود، مثل ریزش آب از بالا به صورت قطره با فرض جریان بر زمین، جاری به حساب میآید». آب سر کوه جمع شده و برف آب شده بود، الان آمد. حالا دیدید که آن ته چیزی که وصل میشود، آن آبشار که میخواهد بیاید، یک وقتهایی قطع میشود. آب دارد میآید، نیم ساعتی قطع شد، دوباره مثلاً وصل میشود. وقتی قطرهقطره میشود، یک وقتی با فشار میشود، بستگی به آفتاب هم دارد. وقتی آفتاب میخورد، خیلی حجم وسیعی از این برفها آب شده و جاری میشود. یک وقتی آفتاب نیست، اصلاً یخ میزند. این آب علیایحال جاری است. الان از آن بالای کوه آمده. این چشمه جاری است. حتماً باید وصل باشد به آن منبع طبیعی؟ نه. همین قدر که جاری باشد، کفایت. «ولی اگر چیزی مانع اتصال آن به منبع بشود...» مثلاً اگر مانع ریزش یا جوشش آب بشود، «ارتباط آن را با منبع قطع بکند، آب باقیمانده حکم جاری را ندارد». یک چیزی بیاید قطع کند. صخره گذاشتی آنجا. آب نمیخورد به این. دیگر ارتباطش قطع شد. یک وقت قطع نشده، ولی الان وصل نیست. این دو تا. یک وقت است وصل نیست، یک وقت است قطع است. «لازم نیست همیشه وصل باشد، ولی اگر قطع کردی دیگر آب چشمه آب جاری نیست.» منبع، اصل منبع که نمیشود که. آبی که جاری است، منبع دارد. این آب شده، بیا پایین، برف است، این آب شد. آب چشمه هست یا آب برخی آب میشود. «اگر با آن منبع قطع شد، آب باقیمانده حکم جاری را ندارد، هرچند جریان داشته باشد». پس نباید وصل بودن لازم نیست، ولی قطع نبودن لازم است. لازم نیست، ولی قطع نبودن لازم است. «ختنه بودن ؟، قطع نباشد». حالا وصل هم نیست، نباشد، ولی قطع هم نباشد. خب، این هم نکته مهم.
و آب جاری. مسئله دیگر بخوانیم. پس امام میفرمایند که: «آب چشمهای که جاری نیست...» چشمه است، جاری نیست، «ولی طوری است که اگر ازش بردارند، باز میجوشد، مرکز را بردارم، باز میجوشد، حکم آب جاری دارد». خب، حکم آب جاری دارد یعنی چی؟ یعنی «اگر نجاست به آن برسد، پاک است، مگر اینکه چی بشود؟ رنگ و طعم آن تغییر کند.» آقای سیستانی میفرمایند که: «اگر نجاست به آن برسد و این آبی که الان هست، کمتر از کر باشد، این نجس میشود.» این را جاری فرق میکرد دیگر. این الان جاری نیست. این الان جاری نیست. چشمه است، ولی جاری نیست، راکد. جاری نیست، ولی شما اگر ازش برداری، باز دوباره پر میشود، یعنی پایین نمیآید. الان امام کر بودن در حکم جاری، در حکم جاری نیست. کر باشد تا نجس نشود. بله، «اگر کر نیست، نجاست به آن برسد، کلش نجس میشود».
مسئله بعدی. حضرت امام میفرمایند که: «آبی که کنار نهر است و ایستاده». آن یک نهری که دارد میرود، آن اطرافش آب جمع میشود گاهی و متصل هم هست، متصل به آب جاری است. «آب کنار نهر که ایستاده و متصل به آب جاری است، این حکم آب جاری را دارد». پس آب کنار نهر که ایستاده و متصل به آب جاری است، بله، همان آب جاری نیست؟ بله. کمتر از این. نکته بعد
مسئله بعدی آب حوض حمام. امام میفرمایند که: «این حتی اگر از کر کمتر باشد، ولی به یک خزانهای متصل باشد که آن به اندازه کر است، این مثل آب جاری میشود، آب این حوضچه مثل آب جاری است». قید میزنند که بهش وصل باشد. یک جوری باشد که به ملاقات نجس بو یا رنگ یا مزهاش تغییر نکند. بو یا رنگ و مزهاش تغییر نکند. بله.
مسئله بعدی هم همین است. همین شکلی. خیلی تفاوتی با آن قبلی ندارد. حالا نخواستیم بنویسیم. «آب لولههای حمام که از شیرها و دوشها میریزد»، قدیمی دیگر. «آبی که از دوش دارد میریزد، از شیر دارد میآید»، نگی متصل به کر باشد مثل آب جاری. «آب لولههای عمارت»، «عمارت اگر متصل به کر باشد، در حکم آب کر است». آقای سیستانی میفرمایند که: «اگر این آبی که از دوش میریزد در حمامها، از شیر و دوش و اینها میآید، این به ضمیمه منبعی که متصل به آن است، به قدر کر باشد، حکم کر را دارد». یعنی آن منبعی که این متصل بهش است، یعنی صرف اتصال به کر نباشد، منبع خودش کر باشد، این میشود. این هم از این بحث. و بحث احکام آب جاری را هم اشاره کردیم. انشاءالله جلسه بعد آب باران و آب چاه را که حالا توی بحث آب این دو تا مانده و بعد هم که آن نحوه برطرف کردن نجاست و اینها که حالا توی تحریر هم با آن کار داریم و احکام تخلی را هم که خواندیم، انشاءالله جلسات بعد از فتوای مراجع بررسی خواهیم کرد.
الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. در بحث کتاب طهارت «تحریر» حضرت امام، بخش رو خواندید؛ آن بخشی که مانده، تطبیق و حاشیههایی است که از فتاوای مراجع باید بحث شود. خب، ما احکام آب را از «تحریر» خواندیم، ولی آرای مراجع را بررسی نکردیم و بخش دیگری هم که جلسه قبل خواندیم، بخش تخلی بود که آن را هم باید اضافه بکنیم. لذا حالا در چند جلسه، انشاءالله از فتاوای مراجع استفاده خواهیم کرد تا این بخش تمام شود، دوباره بیاییم و ببینیم حضرت امام در «تحریر» چه میفرمایند.
خب، بنای ما بر این است که فقط نکات اختلافی را حل بکنیم و بگوییم و آن هم فتاوای برخی از مراجعی که قبلاً اشاره شد، از اسامی شریفشان. ببینیم این حضرات مراجع در این مسئله چه فرمودهاند و اختلافشان کجاست.
یک مسئله که مسئله خیلی مهمی است درباره آب کر: «مقدار آب کر چقدر است؟» این از مسائل اختلافی و از مسائل مهم است. خب دیدیم که حضرت امام (رضوان الله علیه) فرمودند که ظرفی باشد که درازا و پهنا و گودی -سه بُعدش- هر کدام سه وجب و نیم باشد؛ سه وجب و نیم در سه و نیم در سه و نیم. وزن آن هم از ۱۲۸ من تبریز، ۲۰ مثقال کمتر باشد؛ یعنی چه؟ یعنی هفت و خوردهای گیلوگرم، مثلاً من تبریز به حسب کیلویی متعارف. حضرت امام فرمودند: «بنابر اقل حداقل ۳۷۷.۴۱۹ کیلو»، نظر شریف حضرت امام (رضوان الله علیه).
آیتاللهالعظمی بهجت (رضوان الله علیه)، ایشان میفرمایند که: «بنابر اصح، سه وجب کافی است؛ سه در سه در سه». آقای بهجت وزن آن را «همان ۱۲۸ من تبریز، ۲۰ مثقال کمتر» میدانند و کافی است. به حسب کیلو: «۳۷۶.۷۱۴ لیتر تقریباً». به حسب لیتر هم به همین مقدار باشد. این هم نکتهای است، به حسب لیتر هم میفرمایند: «لیتر و کیلو را ظاهراً آقای سیستانی از آیتاللهالعظمی سیستانی» ... حالا ما برخی مراجع دیگر مثل آقای مکارم و مظاهری و اینها را دیگر بنا بر این شد که فتاوای این بزرگواران را بررسی نمیکنیم. همین چهار تا مرجعی که بنا داشتیم: حضرت امام، حضرت آقا مقام معظم رهبری، بهجت و آیتالله سیستانی. این چهار بزرگوار به حسب اینکه مقلدینشان عموماً مردم از این چهار بزرگوار تقلید میکنند، بر همین حساب. حالا مراجع دیگر هم محترمند.
حالا ما گفتیم که «این چهار بزرگوار» را بررسی کنیم. حضرت آیتاللهالعظمی سیستانی میفرمایند که: «مساحت ظرفش ۳۶ وجب». هر وجب متعارف را ایشان تقریباً ۲۲ سانت میداند. هر وجب متعارف ۲۲ سانت. ۳۶ وجب مساحتش بخواهد بشود در سه بعد، یعنی «سه» نه تا «۲۷». سه و نیم متر چی؟ سه و نیم در سه و نیم چقدر؟ ایشان ظاهراً سه و نیم را بین سه و سه و نیم میدانند، دیگر نه سه، نه سه و نیم که حالا «چند وجب؟» نمیدانم. خلاصه این مهم بود که ایشان هر وجب را ۲۲ سانت میدانند. تقریباً معادل ۳۸۴ لیتر، ۳۸۴ لیتر. این هم نکته مهمی بود. پس این شد نظر مراجع عظام.
مسئله بعدی درباره این است که: «آب کر نجس میشود یا نمیشود؟» قبلاً گفتیم اگر عین نجس، مثل بول و خون به آب کر برسد، عین نجاست اگر به واسطه آن عین نجاست... خب، این فتوای حضرت امام بود که عین نجاست باید باشد؛ بعد به واسطه آن عین نجاست، رنگ یا بو یا مزه عوض شود، آب نجس میشود. اگر تغییر نکند، نجس نمیشود. آقای سیستانی قیدی اینجا دارد. آقای سیستانی میفرمایند که: «هم عین نجاست، هم متنجس». یعنی چه؟ چه خود خون به آب برسد، چه لباس خونی به آب برسد.
حضرت امام چه فرمودند؟ «عین نجاست». هم عین نجاست، هم متنجس، «متنجس هم همین حکم را دارد». یک لباس نجس به آب کر برسد، اگر آب آن، بو یا رنگ یا مزه نجاست را بگیرد، نجس میشود؛ اگر تغییر نکند، نجس نمیشود. آقای بهجت هم همین را میفرمایند. آقای بهجت هم «متنجس» را اضافه میکند. «خود عین نجاست باید برسد». عین نجاست، خود خون باید به آب برسد. این بزرگواران میفرمایند که: «متنجس هم همین حکم را دارد». بله، اگر از آن لباسی که بچه ادرار کرده، به آب کر رنگ آن ادرار برسد، به آب رنگ و طعم و بو را عوض کند، این آب هم باز نجس است. این هم از این نکته.
نکته بعدی این است که اگر بوی آب کر عوض شود به واسطه غیر نجاست، یعنی بو عوض شده، ولی این بو مال آن نجاست نیست، مال غیر نجاست است. مثلاً فرض کنید یک شلواری که بوی نفت میداده و نجس بوده، ما این را توی آب انداختیم، توی آب کر انداختیم. آب کرمان بوی ادرار نگرفته، بوی نفت گرفته. شلوار که نفتی بوده و نجس بوده، حالا آب کر ما نجس میشود. بوش عوض شده، بوی نجاست گرفته؟ بوی غیر نجاست، بوی غیر نجاست گرفته. پس نجس نمیشود. این نظر کیست؟ حضرت امام. «غیر نجاست اینجا نجس نمیشود». آقای سیستانی میفهمند که نه، «فقط رنگ یا مزهاش هم همین طور است». رنگ آب کر عوض شده به واسطه غیر نجاست، طعمش عوض شده به واسطه غیر نجاست. پس مهم این است که طعم و رنگ و بو که عوض میشود، طعم و رنگ و بوی نجاست را بگیرد. مزه فلان بستنی، مثلاً بستنی خونی بوده، شما بستنی خونی را میاندازید توی آب کر، آب کر مزه بستنی گرفته. نخیر، مزه خون باید بگیرد. بله، درست است مزه بستنی خونی گرفته، ولی این کفایت نمیکند. باید مزه خون بگیرد. نکته مهم این است. بو، رنگ و هر سه تا باید باشد.
خب، آقای بهجت یک قیدی اینجا اضافه میکند. میگویم که نجس نمیشود. آقای بهجت میفرمایند که: «بله، هم نجس نمیشود، هم هنوز مطهّر است تا وقتی که مضاف شود». خب، این هم نکته خوب.
مسئله بعدی درباره آب فواره است. فوارهای که میزند و آب آن اگر متصل به کر باشد، آب فواره متصل به کر، خب آب نجس را پاک میکند. این یک شرط دارد. شرطش این است که با آن آب نجس مخلوط بشود؛ ولی اگر قطرهقطره روی آب نجس بریزد، آب فواره قطرهقطره بریزد روی آب نجس که متصل به کر هم هست، اینجا آن نجاسات را پاک نمیکند، مگر اینکه چیزی روی فواره بگیرند تا آب قبل از قطرهقطره شدن با آب نجس متصل شود و با آن مخلوط شود. یک چیزی بگیرند روی فواره، قبل از اینکه آب فواره قطرهقطره بشود، متصل سریع متصل شود به آب نجس، با آن مخلوط شود، یک چیزی بگیرند، یک چیزی واسطه. حالا اینجا هم یک سری قیودی هست و نکاتی هست. حضرت امام فرمودند که: «آب نجس را پاک میکند». آقای بهجت میفرمایند که: «هم آب نجس را پاک میکند، هم هر متنجس دیگری را پاک میکند». فوارهای که متصل به کر است، هر متنجسی را که با آب قابل تطهیر باشد، این پاکش میکند. خب، این یک نکته.
نکته بعدی این است که چون بخش آخر که حضرت امام فرموده بودند، «مگر اینکه چیزی روی فواره بگیرند که آب قبل از اینکه قطرهقطره بشود، بهتر این است که آب فواره با آن آب نجس مخلوط شود، باهاش حتماً مخلوط شود». متصل هم باید متصل شود، هم مخلوط. متصل شود، مخلوط شدن بهتر است، مستحب.
مسئله بعد، اگر یک چیز نجس را زیر شیری بگیرند که متصل به کر است، آبی که از آن چیز میریزد... شما یک شلواری که نجس شده را میگیرید زیر شیر آب. آب شما هم متصل به کر است. این آبی که از این شلوار دارد شسته میشود و میریزد، اگر متصل به کر باشد و خود این آب بو یا رنگ یا مزه نجاست هم نگرفته باشد، این پاک است. درست است اینکه مسئله قبلاً هم اشاره شد. اینجا آقای سیستانی یک قیدی اضافه میزنند. در کنار اینکه «بو، رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد»، یک قید اضافه میکنند: «عین نجاست هم در آن نباشد». در این صورت پاک است. حالا ممکن است که یک تکه مثلاً مدفوع خیلی کم باشد، ولی طعم و رنگ و مزه آب را عوض نکند. بله.
خب، مسئله بعدی که مسئله آخر است در بحث آب کر، این است که «کر بودن از دو راه اثبات میشود که یک آب کر است». یکی اینکه خود انسان یقین کند. دیگر اینکه دو تا مرد عادل خبر بدهند. خب، این دو راه را حضرت امام فرمودند. حضرت آیتاللهالعظمی بهجت میفرماید «سه راه». این از سه راه اثبات میشود. یکی اینکه خود انسان یقین کند یا اطمینان داشته باشد. «بنابر اظهر»، یعنی اطمینان را هم در حکم یقین میدانند. قبلاً عرض شد دیگر، فرق اطمینان و یقین: یقین صددرصد است، اطمینان نوددرصدی. انسان یقین کند یا اطمینان داشته باشد، این یک است. اطمینان نود درصد. راه دوم که آقای بهجت میفرمایند این است که دو تا مرد عادل خبر بدهند. راه سوم این است که آن کسی که آب در اختیارش است، ولو عادل هم نیست، شما رفتید اروپا، از یک کافر میپرسید توی این دستشویی که میروید، مثلاً پرسیدید که این آب این دستشویی متصل مثلاً به لوله شهری است یا خیر؟. کسی که آب در اختیارش است، بگوید: «آب کر است». مثلاً صاحبخانه بگوید: «حوض منزل کر است»، ولو عادل هم نیست. این نکته مهمی است. «نمیدانم با اطمینان». حرف کسی که آب در اختیارش است، با اطمینان باید بگوید. آقای بهجت پس این سه راه را فرمود.
آقای سیستانی یک نکته اضافه میکند. آقای سیستانی هم همین دو راه را میفرمایند. بعد میفرمایند که: «اگر یک عادل یا ثقه...» فرق عادل و ثقه چیست؟ عادل کسی است که به حرفش میشود اطمینان کرد از این جهت که دروغ نمیگوید و عادل هم هست، یعنی معصیت نمیکند. ما از او معصیتی نمیبینیم؛ ولی ثقه کسی است که ممکن است اهل معصیت باشد، ولی میدانیم که دروغ نمیگوید. پس در عادل اصلاً معصیت نمیکند. فرقشان این است: «عادل السقه»، عادل اهل معصیت نیست، ثقه ممکن است اهل معصیت باشد از قله عادل. ولی آنی که به درد ما میخورد، ثقه بودن کفایت میکند. حالا یک کسی است که یا عادل است یا ثقه است یا کر در اختیار اوست. این سه تا: یک عادل، یک ثقه و کسی که کر در اختیارش است. ادامه مطلب. راه دوم این بود که چی؟ دو تا عادل بگویند دیگر. ایشان که حالا یک عادل بگوید، یک عادل بگوید یا یک ثقه بگوید. یک عادل بخواهد بگوید، فکر کن مسئله حل نمیشود. بگذار من کل جمله را بخوانم بعد مسئله حل شود. اگر یک عادل بخواهد بگوید یا یک ثقه بگوید یا کسی که کر در اختیارش است بخواهد بگوید، «حرف اینها تا وقتی که اطمینانآور نباشد، نمیشود بهش عمل کرد». پس آنی که آقای بهجت فرمودند: «کسی که کر در اختیارش است»، نخیر؛ «کسی که کر در اختیارش است بگوید و برای من اطمینان حاصل بشود»، دیگر آن هم نه از باب اینکه او گفته، از باب اینکه برای من اطمینان حاصل شده، من میتوانم بنابر کر بودن بگذارم. ایشان دو راه امام را قبول داشتند.
نکتهای که میفرمایند این است که بخواهد یک عادل بگوید یا ثقه بگوید یا کسی که کر در اختیارش است بگوید، این «اگر مفید اطمینان نباشد، اعتبارش محل اشکال است؛ یعنی باید اطمینان بیاورد.» خب، دو تا عادل که درست گفتند. خود انسان هم که یقین کند، درست. حالا اگر یک عادل گفت یا کسی که آب در اختیارش است، گفت. این همین فرد خارجی گفت، همین کافر گفت. کافر است، ولی ثقه است دیگر، میدانیم که دروغ نمیگوید. اینها گفتند، برای من باید اطمینان حاصل بشود، همان حالت نوددرصدی. شصت درصد برایم خیلی مهم است که اگر مثلاً یک عادل به من گفت، شما رفتی توی بیابان، رفتی توی رستوران، «قبله کدام ور است؟» صاحب رستوران صورت تراشیده و خلاصه قیافه دین و پیغمبر. «شصت درصد احتمال میرود، اطمینان هنوز حاصل نشده». وقتی میگویند هم یک نفر که گفت کفایت میکند. وقتی میگوید نه، باید اطمینان حاصل بشود، یک نفر، یکی دیگر هم بپرس. تازه آن دو تا هم شدند باید یک عادل یا دو تا عادل، تازه کلی ماجراست. حالا توی بحث قبله، انشاءالله بهش میرسیم. پس این هم همین است. در بحث کر بودن آب باید اطمینان، اطمینان همین قدر که آب در اختیار است... دیگر اطمینان اینها هم شرط. توی این تکه اطمینان شرط نیست، ولی اگر خود انسان از هر راهی اطمینان پیدا کند و در کر کفایت میکند. امام که یقین را شرط دانستند.
تفاوت نظرات مراجع عزیز در چیست؟ اختلاف از روایت استفاده کردن یا حکم عقلی. حالا انشاءالله توی مباحث بحثهای درس خارجیش، انشاءالله حالا توی همین بحثهای استدلالی خودمان هم انشاءالله بهش میرسیم.
بحث بعدی درباره آب قلیل است. آب قلیل. حضرت امام میفرمایند که: «اگر آب قلیل روی چیز نجس بریزد یا چیز نجس به آن برسد...» شما گوشه حمام، یک مقدار آب جمع شده، کسی بول کند در حمام، این بول برود و این نجسش کند، نجس میشود. «ولی اگر از بالا با فشار روی چیز نجس بریزد...» شما آفتابه را گرفتی، حالا مثلاً یک جایی دارید خونی، سرامیک خون گرفته، شما با فشار آفتابه را گرفتید. آب قلیل است دیگر. این با فشار دارد میریزد. مقداری که به آن خون دارد میرسد، آب قلیل است دیگر، این نجس است. این آب خب متصل است الان و آن بالا هم آفتابه است با فشار هم دارد میآید. آن لبه دهانه آفتابه نجس میشود. از این آب از بالا میریزد، پاک است. «اگر از بالا با فشار روی چیزی نجس بریزد، مقداری که به آن چیز میرسد نجس و هرچه بالاتر از آن است، پاک میباشد. و نیز اگر مثل فواره، با فشار از پایین به بالا برود...» حالا با فشار از پایین به بالا برود، «در صورتی که نجاست به بالا برسد، پایین نجس نمیشود». چون پایین از بحث فشار است دیگر. آب از هر طرف با فشار دارد میرود. آن طرفی که دارد فشار میدهند، نجس نیست. از بالا دارد با فشار میآید، آن بالایی که دارد با فشار میآید، نجس نیست. از پایین دارد با فشار میرود بالا برسد، این پایینی که شما مثلاً سقف نجس است، درست است؟ آب مثل مورد آب قلیل هم هست، دارد میزند به سقف. پایینش که الان با فشار دارد میخورد به آن بالا، پایین و «اگر نجاست به پایین برسد، بالا در صورتی که نجاست به بالا برسد، پایین نجس نمیشود و اگر نجاست به پایین برسد، نجس میشود». نصب به پایین برسد که خب بالا نجس میشود دیگر، پایینش نجس شده با فشار. حالا اینجا اصل بحث که روشن است، خیلی چیز و مطلب خاصی ندارد. قبلاً هم اشاره شد.
نکتهای که اینجا هست این است که آقای بهجت میفرمایند که: «با فشار بلکه با مطلق حرکت از بالا به پایین...» توی بالا به پایینش آنکه از بالا به پایین است، میخواهد فشار باشد یا حرکت باشد. اصلاً حرکت آرام هم باشد، حرکت آرام هم که باشد، بالا نجس نمیشود. بله. یعنی توی همین آفتابه، لازم نیست با فشار باشد. شما آفتابه را خیلی، یعنی قطرهقطره دارد میشود که خیلی ملایم شما کج کردید، خیلی ملایم دارد میچکد. پس آقای بهجت صرف حرکت را کافی میداند؛ فشار لازم نیست. این هم از این نکته.
نکته بعدی این است که درباره آب قلیل، چون خیلیهایش را گفتیم دیگر، مقداری که اختلاف فتوا هست را میخواهم اشاره کنم. خوبی بود. آقای بهجت فشار لازم، حرکت آب را کافی میدانند. «آب قلیلی که برای برطرف کردن عین نجاست روی چیز نجس ریخته شود و ازش جدا شود، نجس است». این قبلاً بحث شده. لازم نیست، بله، این از امام است. شما یک آب قلیل دارید، میریزید برای اینکه نجاست را برطرف کنید. این روی چیز نجس میریزد، ازش جدا میشود، این نجس است چون قلیل است دیگر. همین طور «بنابر اقوا باید از آن آب قلیلی هم که بعد از برطرف شدن عین نجاست برای آب کشیدن چیز نجس روی آن میریزند و ازش جدا میشود، اجتناب کنند». «بنابر اقوا، باید از آب قلیلی که بعد از برطرف شدن عین نجاست برای آب کشیدن چیز نجس روی آن میریزند و از آن جدا میشود، اجتناب کنند.»
حالا درباره آبی که با آن مخرج را بلغاری ؟ که قبلاً اینها را بحث کردیم. نکتهای که اینجا هست این است که شما ببینید، پس ما یک ظرفی داریم. این ظرف خونی است. با آب قلیل، عین نجاست را برطرف کرد. درست است؟ آب ریختیم توی آن، چرخاندیم، ریختیم بیرون. خون رفت بیرون. خب، این آب قلیل بود دیگر. هنوز ظرف ما متنجس است. عین نجاست توی آن نیست. حالا دوباره من آب قلیل میریزم توی آن. الان دیگر خون که نیست. امام میفرماید: «بنابر اقوا از این آب دومی هم که شما ریختی، باید از این هم باید اجتناب شود.» درست شد؟ امام «بنابر اقوا» فرمودند. آقای بهجت اینجا احتیاط واجب میدهند. آقای سیستانی هم میفرمایند: «بنابر احتیاط لازم، نجس واجب باشد.» «أقوا» فتواست، ولی آقای بهجت و آقای سیستانی احتیاط کرده بودند. این هم از این مسئله.
آنجا هم که پنج تا شرط داشت برای اینکه آب طاهر باشد... چهار تا فرموده بودند. یکی از اجداد جسد الان میباشد پیش از حد معمول نکرده باشد، دیگر از خارج به آن نرسیده باشد، آهان، یک شرط دیگر هم دارد که «نجاست دیگری با مدفوع بیرون نیامده باشد»، به همراه مدفوع. این هم شرط دیگری بود که باید بهش اضافه میشد. امام در رساله فرمودند اگر توی مدفوع خون باشد. بحثمان بیشتر در مورد بول یا مدفوع و «نجاست دیگری نباشد». شراب مثلاً خورد، گوشت خوک خورد. حالا مثلاً شما در خود گوشت خوک، مثلاً بر فرض... خب، این دیگر حالا کسی گوشت خوک بخورد، دنبال این احکام نیست، ولی حالا بر فرض نجاستی خورده، حالا آن نجاست با او دارد دفع میشود. خب، این هم پنج تا شرط برای آب استنجا.
بحث آب جاری: تقریباً اختلافی نیست درباره آب جاری. آب جاری را امام فرمودند که «آبی است که از زمین بجوشد و جریان داشته باشد». حالا اینجا فتاوای رهبر معظم انقلاب را هم تا رد نشدیم، جاهایی که علامت گذاشته بودم، بگویم. یکی بحث کر آلمان. آب جاری را فعلاً ننویسید. من از رهبر... رهبر معظم انقلاب آب کر را میفرمایند تقریباً ۳۸۴ لیتر است. بیشتر میدانند از امام. تقریباً ۳۸۴ لیتر. دیگر نگفتم چرا، ۴۲.۷ وجب. کمتر از این اگر باشد، میشود آب قلیل.
یک وقتهایی حالا توی بحث آب مطلق و آب مضاف، یک چیزهایی به آب اضافه میکنند، آن را به رنگ شیر در میآورد. شما آب را باز میکنید آب خیلی سفید است. این آب حکم آب مضاف را ندارد، آب مطلق است؛ طاهر هم هست، مطهر هم هست. نکته دیگری که میفرمایند اینکه برای اینکه آب مطلق باشد و اینها، «نظر عرف آنجا کافی است». صدق عنوانش در نظر عرف. الان عرف این آبی که باز کرده است. نمیگوید آب کر است، میگوید آب است. نمیگوید آب شیر. آب سفید، درست است، خیلی رنگش الان یک خورده غلیظ و اینها. بله، آب را آب مطلق میداند یا مضاف؟ پس وقتی مثلاً املاحش زیاد است، نمکش مثلاً آب نمک. حالا آب قم را کسی نمیگوید آب مضاف نیست، آب مطلق است. برای همین مثل مثلاً دریاچه ارومیه را میشود باهاش نماز خواند. در آب شور میشود چیزهای نجس شست و وضو گرفت، غسل کرد. خب، این از این نکته.
نکته بعدی این است که آنجا که داشتیم که آب... آب نجس را بریزند و اینها، آب قلیل را بریزند روی نجس، ایشان میفرمایند که: «اگر آب قلیل را بر روی چیزهایی که نجس شده بریزند، آنها را پاک میکند، ولی آن مقدار آبی که بعد از ریخته شدن بر روی نجس ازش سرازیر میشود...» سرازیر میشود، آنجا نمونه. حرکت کند. آهان، آب رویش ریختیم، آن مقداری که راه بیفتد، آب قلیل شما ریختید، خودش پاک میشود. حالا آن آب قلیل بود دیگر. آن آب قلیل اگر توی خود این ماند، این دیگر پاک است. اگر راه افتاد، سرازیر شد، آنی که سرازیر شد یا نه، نجس است. اگر دو بار، سه بار ریختید که دیگر کلاً پاک است، هرچند سرازیر شود پاک است. ولی اگر یک بار ریختی، آهان، تاریخ نجاست رو برطرف کردی، یک استکان. بله. البته بحثی که با یک بار پاک میشود یا خیر. حالا شما یک بار شستید، عین نجاست را برطرف کردید. نجاست نیست. کدام این قطراتی که از کلاه میچکد ؟. در هر صورت آن آبی که سرازیر میشود، نجس است. در مورد آب قلیل، آنی که سرازیر میشود، نجس است. خب، این هم از این.
توی این بحث سرازیر بودن آب، گفتیم آقای بهجت صرف حرکت را میدانند و امام فشار. حضرت آقا میفرمایند که: «آب قلیلی که به طور سرازیر و بدون فشار، بدون فشار به پایین آفتابه...» شما آرام آن را و قسمت پایین آن با نجاست برخورد میکند، «در صورتی که سرازیری آب به گونهای باشد که جریان از بالا به پایین برای صدق قسمت...» پس چی توی آن لازم است؟ این که بگوییم از بالا به پایین میریزد. پس آقای بهجت صرف حرکت را، صرف اینکه از بالا به پایین بریزد، چه فشار چه... مهم این است که بگوییم از بالا به پایین دارد میریزد. این هم نظر شریف رهبر معظم. اضافه کنید.
در مورد آب جاری هم نکات را عرض بکنیم. خیلی مسئله چندانی در مورد آب جاری نداریم. سریع تمامش بکنیم. حالا آب باران و اینها برای جلسه بعد. آب جاری. حضرت امام فرمودند که: «آبی است که از زمین بجوشد و جریان داشته باشد». پس هم از زمین بجوشد، هم جریان داشته باشد. مثل آب چشمه و قنات. جناب آقای سیستانی، ایشان سه تا شرط میفرمایند. میفرمایند که: «آب جاری به آبی میگویند که اول، منبع طبیعی داشته باشد. جاری باشد، هرچند به وسیلهای آن را جاری کنند». مثل موتور آب که میزند. موتور زدن از منبع طبیعی کشیدن آب بیرون و جاری شده. دقت بفرمایید. ولو به واسطه دارد جاری میشود، میآورد از زیر زمین دارد روی زمین جاری میشود. و سوم، «فی الجمله استمرار داشته باشد». فی الجمله یعنی چی؟ جمله ؟، بالجمله یعنی تفصیلاً. تفصیلاً، بال فی الجمله یعنی اجمالاً.
خب، پس فی الجمله این استمرار داشته باشد. «لازم نیست به منبع طبیعی متصل باشد». پس اگر به طور طبیعی ازش جدا بشود، حالا لازم نیست همیشه متصل به آن باشد، از زیر زمین کشیدند و آوردند. «اگر به طور طبیعی ازش جدا بشود، مثل ریزش آب از بالا به صورت قطره با فرض جریان بر زمین، جاری به حساب میآید». آب سر کوه جمع شده و برف آب شده بود، الان آمد. حالا دیدید که آن ته چیزی که وصل میشود، آن آبشار که میخواهد بیاید، یک وقتهایی قطع میشود. آب دارد میآید، نیم ساعتی قطع شد، دوباره مثلاً وصل میشود. وقتی قطرهقطره میشود، یک وقتی با فشار میشود، بستگی به آفتاب هم دارد. وقتی آفتاب میخورد، خیلی حجم وسیعی از این برفها آب شده و جاری میشود. یک وقتی آفتاب نیست، اصلاً یخ میزند. این آب علیایحال جاری است. الان از آن بالای کوه آمده. این چشمه جاری است. حتماً باید وصل باشد به آن منبع طبیعی؟ نه. همین قدر که جاری باشد، کفایت. «ولی اگر چیزی مانع اتصال آن به منبع بشود...» مثلاً اگر مانع ریزش یا جوشش آب بشود، «ارتباط آن را با منبع قطع بکند، آب باقیمانده حکم جاری را ندارد». یک چیزی بیاید قطع کند. صخره گذاشتی آنجا. آب نمیخورد به این. دیگر ارتباطش قطع شد. یک وقت قطع نشده، ولی الان وصل نیست. این دو تا. یک وقت است وصل نیست، یک وقت است قطع است. «لازم نیست همیشه وصل باشد، ولی اگر قطع کردی دیگر آب چشمه آب جاری نیست.» منبع، اصل منبع که نمیشود که. آبی که جاری است، منبع دارد. این آب شده، بیا پایین، برف است، این آب شد. آب چشمه هست یا آب برخی آب میشود. «اگر با آن منبع قطع شد، آب باقیمانده حکم جاری را ندارد، هرچند جریان داشته باشد». پس نباید وصل بودن لازم نیست، ولی قطع نبودن لازم است. لازم نیست، ولی قطع نبودن لازم است. «ختنه بودن ؟، قطع نباشد». حالا وصل هم نیست، نباشد، ولی قطع هم نباشد. خب، این هم نکته مهم.
و آب جاری. مسئله دیگر بخوانیم. پس امام میفرمایند که: «آب چشمهای که جاری نیست...» چشمه است، جاری نیست، «ولی طوری است که اگر ازش بردارند، باز میجوشد، مرکز را بردارم، باز میجوشد، حکم آب جاری دارد». خب، حکم آب جاری دارد یعنی چی؟ یعنی «اگر نجاست به آن برسد، پاک است، مگر اینکه چی بشود؟ رنگ و طعم آن تغییر کند.» آقای سیستانی میفرمایند که: «اگر نجاست به آن برسد و این آبی که الان هست، کمتر از کر باشد، این نجس میشود.» این را جاری فرق میکرد دیگر. این الان جاری نیست. این الان جاری نیست. چشمه است، ولی جاری نیست، راکد. جاری نیست، ولی شما اگر ازش برداری، باز دوباره پر میشود، یعنی پایین نمیآید. الان امام کر بودن در حکم جاری، در حکم جاری نیست. کر باشد تا نجس نشود. بله، «اگر کر نیست، نجاست به آن برسد، کلش نجس میشود».
مسئله بعدی. حضرت امام میفرمایند که: «آبی که کنار نهر است و ایستاده». آن یک نهری که دارد میرود، آن اطرافش آب جمع میشود گاهی و متصل هم هست، متصل به آب جاری است. «آب کنار نهر که ایستاده و متصل به آب جاری است، این حکم آب جاری را دارد». پس آب کنار نهر که ایستاده و متصل به آب جاری است، بله، همان آب جاری نیست؟ بله. کمتر از این. نکته بعد
مسئله بعدی آب حوض حمام. امام میفرمایند که: «این حتی اگر از کر کمتر باشد، ولی به یک خزانهای متصل باشد که آن به اندازه کر است، این مثل آب جاری میشود، آب این حوضچه مثل آب جاری است». قید میزنند که بهش وصل باشد. یک جوری باشد که به ملاقات نجس بو یا رنگ یا مزهاش تغییر نکند. بو یا رنگ و مزهاش تغییر نکند. بله.
مسئله بعدی هم همین است. همین شکلی. خیلی تفاوتی با آن قبلی ندارد. حالا نخواستیم بنویسیم. «آب لولههای حمام که از شیرها و دوشها میریزد»، قدیمی دیگر. «آبی که از دوش دارد میریزد، از شیر دارد میآید»، نگی متصل به کر باشد مثل آب جاری. «آب لولههای عمارت»، «عمارت اگر متصل به کر باشد، در حکم آب کر است». آقای سیستانی میفرمایند که: «اگر این آبی که از دوش میریزد در حمامها، از شیر و دوش و اینها میآید، این به ضمیمه منبعی که متصل به آن است، به قدر کر باشد، حکم کر را دارد». یعنی آن منبعی که این متصل بهش است، یعنی صرف اتصال به کر نباشد، منبع خودش کر باشد، این میشود. این هم از این بحث. و بحث احکام آب جاری را هم اشاره کردیم. انشاءالله جلسه بعد آب باران و آب چاه را که حالا توی بحث آب این دو تا مانده و بعد هم که آن نحوه برطرف کردن نجاست و اینها که حالا توی تحریر هم با آن کار داریم و احکام تخلی را هم که خواندیم، انشاءالله جلسات بعد از فتوای مراجع بررسی خواهیم کرد.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه دوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه سوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه چهارم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه سوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه اول
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه دوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
جلسه سوم
شرح کتاب تحریر الوسیله
در حال بارگذاری نظرات...