شرح کتاب تحریر الوسیله

جلسه سوم

00:43:11
46

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم
پنجمین از نجاسات: پنجمیش خون.
«الخامسُ الدَّمُ اِذا سالَ بِخِلافِ دَمِ غَیرِهِ. طاهِرٌ و المَشكُوكُ فِي أنَّهُ مِن اَيهِما مَحكُومٌ و اَلاَحْوَجُ اَلاِجتِينابُ عَنِ العَلَقَةِ المُستَحِيلَةِ مِنَ المَنِيِّ بَلعَمِ جَميعِ ما فيها إلا أن يَّكُونَ أو تَحتَ مِردَابَ. سُدَيش».

معنی: چهارمین، مردار حیوان و پنجمین، خون. خون حیوانی که خون جهنده دارد. (خون جهنده را قبلاً توضیح دادم.) هر حیوانی که خون جهنده دارد، خونش نجس است. خون گاو هم نجس است. ادرارشان (ادرار) پاک است ولی خونشان نجس. همه حیوانات هم فرقی نمی‌کنند. حیواناتی مثل ماهی، پشه، شپش، و مگس و این‌ها، و کک که این‌ها خون جهنده ندارند، وقتی رگشان زده شود خونی بیرون نمی‌زند. این‌ها پاک‌اند.

حالا اگر شک داشتیم که حیوانی جزو آنهایی است که خون جهنده دارد یا نه؟ مثلاً حیوانی را ما خواستیم سر ببریم یا کشتیم، زیر پایمان فرضاً خونی ازش درآمد.

در مورد تخم‌مرغ: این خونی که گاهی توی تخم‌مرغ دیده می‌شود، انسان باز می‌کند، یک قطره خون، وسط زرده و سفیده. گاهی دیده می‌شود. حضرت امام (رضوان‌الله‌‌علیه) احتیاط واجب این است که این خونی که توی تخم‌مرغ، منی که به خون بسته تبدیل شده و تخم‌مرغ شکل گرفته، باید از آن اجتناب کرد، هرچند پاک بودنش در تخم‌مرغ خالی از خرافه نیست. ظاهراً تخم‌مرغ نجس نیست، ولی آن تکه خون را باید جدا کرد و نباید خورد. ولی اینکه بخواهیم بگوییم همه زرده و سفیده نجس شده و کل تخم‌مرغ را کنار بگذاریم، نه، تخم‌مرغ نجس نیست. می‌شود خورد. نه، اگر هم بخورد، چرا دیگر؟ خراب می‌شود دیگر. ورش داشت، اما اگر اتفاقی، اتفاق ناخواسته. بنا بر اقوا، خونی که در داخل تخم‌مرغ است، پاک است، هرچند احتیاط مستحب آن است که… یعنی فتواشان این است که پاک است. احتیاط مستحب این است که از آن، بلکه از همه داخل تخم‌مرغ اجتناب شود. فتوا به این است که پاک است. احتیاط مستحب این است که تکه خونی که تویش هستش را جدا کنید، مگر اینکه خون در داخل رگی یا زیر پوستی باشد که حائل بین خون و بقیه تخم‌مرغ است. این به بیرون استفاده نکند. مستحب است، یعنی فتواشان به این است که پاک است. اگر عمل نکنید به این فتوا، این نظر این مرجع یا نظر مرجع دیگر، بله، احتیاط مستحب این است که یا به فتوای مرجع عمل کنید یا به احتیاط مرجع. نجس حساب نیست. فتوایی می‌توانید به حساب احتیاط استحباب عمل کنید با احتیاط استحبابی.

مسئله هفتم: بعضی وقت‌ها از همه داخل تخم‌مرغ، سفیده مرطوب است، آبکی است. یه قطره خون بالاخره مرطوب نجس. هفتم که این هم خیلی مسئله مهمی نیست، خیلی پیش می‌آید. آن خونی که از حیوانی که ذبح شرعی شده، خونی که توی بدنش مانده، پاک است یا حرام یا نجس است؟ این خونی که مانده، ذبح شرعی شده. حالا اگر این حیوان درست ذبح شد. خرگوش! حالا خب اگر حرام‌گوشت باشد که احتیاط واجب این است که باید ازش اجتناب کرد. این خون داخل خودش که هیچی. خودش که حرام‌گوشت است، خونش هم که نجس است. این خونی که توی بدنش مانده، پس حیوانی را ذبح کردیم. خونی که موقع ذبحش آمد بیرون که چیست؟ نجس است. اوکی. این حکم که هم خونش جهنده است. اگر حرام‌گوشت نباشد، خون را داخل بدن خریده و آورده خانه. اگر حرام‌گوشت نباشد، خون هم به مقدار عادی بعد از ذبح یا سر بریدن. ذبح یعنی سربریدن. نحر که مال شتر است. شتر را نحر می‌کنند دگر. توی گلو خون خیلی بیرون نمی‌آید، ولی اگر خون به مقدار عادی بیرون آمده و دست‌وپا زده و خون بیرون آمده، این دیگر خونی که توی تنش مانده، چیست؟ خودش دیده آن حیوان. حالا فرقی می‌کند که این خون کجا مانده باشد؟ توی قلب مثلاً که پر خون است همیشه یا مثلاً گوشت دسته گوشت گردن، مثلاً جاهای مختلفش. توی شکمش است. فرقی نمی‌کند. این خونی که مانده توی شکم است یا توی گوشت است یا توی رگ‌هاست. حتی توی رگ هم. اگر توی قلب، توی جیگره، هرجای حیوان باشد، پاک است به شرط اینکه این خون با آن خون بیرونی نجس نشده باشد.

گاهی خون داخل بدن، گردن را بریدند. خب توی خود گردن خون است. بعد چکار می‌کند این قصاب؟ این چاقوی خونیش را… چاقوی خونیه نجس. چاقو به گردن این حیوان می‌خورد. خونی هم که توی گردن است، چون متصل به این خون بیرون می‌شود، داخل گردن هم نجس می‌شود. پس به شرط اینکه با نجاست وسیله ذبح و غیر آن نجس نشده باشد. و همین طور خونی که باقی می‌ماند در اجزایی از حیوان حلال‌گوشت که خوردنش حرام است. مثلاً در چیه حیوان؟ یک اصطلاحی دارد. قصاب‌ها می‌آیند برای گوسفند، دستگاه تناسلی چی می‌گویند؟ دنبلان گوسفند که خوردنش حرام است. درسته، ولی خون داخلش، خونی که داخلش است، نجس است یا پاک است؟ بعد از ذبح خودش حرام است. دست بهش بخورد، دست نجس نمی‌شود، ولی خوردنش حرام است. خوردنش حرام است، ولی یا مثلاً اگر ما حیوانی را سر بریدیم، این حیوان بعد از اینکه سرش بریده شد، یک نفسی کشید، یک مقدار خون از بیرون رفت تو یا بالاتر قرار گرفتن سرش. سرش را بالاتر می‌گذاریم. اینجا گفتند که مثل خون پاک باقی‌مانده نیست. این نجس است. این خون دیگر خونی که توی بدن برگشته، نجس است. خوردن خون باقی‌مانده پاک حرام نیست. آن تکه نجس است، خونی که برگشته تا گردن. خوب مشخص است. این محدوده گردن و این‌ها، این خونش نجس است. بهتره بالاخره خون است دیگر. حالا پاک است، ولی باید مستهلک بشود توی امراق، خورشت و آبگوشت و این‌ها، مستهلک بشود یا اینکه طوری توی گوشت باشد که جزء گوشت حساب بشود، یعنی خون جزء گوشت حساب بشود. از بیرون نجس نیست.

مسئله هشتم: «ماشِككَ فِيهِ أنَّهُ مثلاً ...». اینکه این خون است یا غیر خون. الان من بدنم و لباسم را نگاه می‌کنم. شک می‌کنم این خون است یا غیر خون؟ یک چیز دیگر است. خوب اینجا مثل زردابه‌ای که از زخم خارج می‌شود. از زخم یک چیزی بیرون آمده. من نمی‌دانم این خون است یا زرده؟ یا اینکه تاریک است یا به علت تاریکی، به علت ضعف بینایی تشخیص نمی‌دهم که این الان چیست؟ خون است یا غیر خون؟ یا چرک زخم مرطوب است. نمی‌دانم این مرطوب است، الان خون که بیرون زده یا چرک زخمی که بیرون زده. هیچی رنگی ندارد. حالا من تحقیق و تفحص و این‌ها برام واجب است؟ بروم کشف بکنم که این چیست؟ من یک خونی به بدنم آمده یا لباسم. مال یک حیوانی‌ای است، ولی معلوم نیست که این مال حیوانیه‌ای است که خون جهنده دارد یا نه؟ چه حیوانیه‌ای؟ مثل مار. یا مثلاً خود خون معلوم نیست که مثلاً از گوسفندی است یا از ماهی. گوسفند اگر باشد، خونش نجس است. ماهی اگر باشد، خونش پاک است. شما فرض بفرمایید مثلاً یک فروشگاه. حالا باز مثال خیلی خوب نیست. فروشگاه این‌ها. حیوان‌های بعد از خونی رفتیم توی یخچال اروپا. توی فروشگاه چکار کنیم؟ رفتیم توی فروشگاه. بعد مرغ و ماهی و گوشت گوسفند این‌ها همه کنار هم. زیر همه این‌ها یک چیز خونی، یک لایه‌ای آب و خون راه افتاده. خب آنجا دیگر شک ندارد آدم که آن خونی که از گوشت گوسفند توی یخچال اروپا راه افتاده، نجس است. چرا؟ خونی که از داخل بدن است، نجس است. هرچند بیرون بیاید، نجس نیست. حالا من شک دارم این خون مال مرغ است؟ مال گوسفند است؟ یا مال ماهی است؟ دست خون دارم، زیر پا. چرا؟ مردد بین ماهی و گوسفند و مرغ. خودش خون جهنده ندارد. مردارش یک بحث دیگر است. خودش خون جهنده ندارد. اگر لباسش خونی ببیند، و نداند که این خون مال خودش است یا از پشه است یا از کک. اگر حیوانیه‌ای باشد روی بدنش.

مسئله بعدی، مسئله نهم: «عَدَمُ خَارِجِيٍّ مِن بَينِ الاَسنَانِ نَجَسٌ و حَرَامٌ لاَيَجُوزُ بَلعُهُ». خونی که از دندان، از لای دندان می‌آید. انسان با این نخ دندان لای دندان را پاک کرده، خونی می‌بیند. این خونی که لای دندان است، چیست؟ پاک است یا نجس است؟ می‌توانم قورتش بدهم؟ حالا اگر این خون توی آب دهان مستهلک بشود، یکجوری بشود که اصلاً دیگر خون گُم شود، بلعیدنش هم اشکالی ندارد. من لازم است که اینجا که دهنم اینجوری بود، بروم دهنم را بشورم، با مزمزه آب بدهم توی دهنم، بریزم بیرون؟ نه. گفتند که تطهیر دهان با مزمزه واجب نیست.

مسئله دهم: «مُنجَمِدٌ تَحتَ الاَظفَارِ وَ الجِلدِ بِسَبَبِ الرَّضِّ نَجِسٌ اِذَا ظَهَرَ مِن خَرابٍ». حالا من ناخنم، این خون‌مُرده زیر ناخن نجس است. خونی که منجمد شده زیر ناخن یا زیر پوست به سبب کوبیده شدن، این وقتی که پوست پاره بشود، این بیاید و آشکار بشود یا ناخن می‌شکند، آشکار می‌شود، خون خشک می‌شود یا پوست، پوست کنده می‌شود. این خون زیرش معلوم می‌شود. نجس است، مگر اینکه استحاله بشود. کلاً دیگر اصلاً استحاله شد. اگر پوست پاره بشود و آب به آن خون‌بسته برسد. من دستم، زیر ناخنم خون‌مردگی بود. ناخنم را گرفتم، خون‌مردگی زده بیرون. مسئله خیلی مهم: آب به انگشتم برسد، انگشتم نجس می‌شود و وضو من باطل می‌شود. باید وضوی جبیره‌ای بگیرم. خونی که دیگر پاک نمی‌شود. پاک بشود که وقتی با آب پاک نمی‌شود. پاک می‌شود تا جایی که می‌توانی نجاست را از بدنت خارج بکند. رنگ آن باقی می‌ماند. شما حتی مثلاً با اسکاج انقدر کشیدی، مثلاً فرض بکن، نفت، بنزین چیزی هم شستی، دیگر تا آنجایی که رفته، یعنی اما اثر سفیدی کمی هست. دیگر بعدش دیگر اشکال ندارد. دیگر توانش خارج است، ولی اگر در توانایی هست، تمیزش می‌کند. خون جاری بحثش جداست. آب بهش می‌زنی هی خون می‌آید. ببندیم. و فرمودند که حالا این خونی که زیر پوست بود و این‌ها، وضو، غسل باهاش مشکل است. «اِخرَاجُهُ اِن لَم يَکُن حَرَجٍ». اگر حرجی ندارد، باید این خون در بیاید. اگر آب بهش می‌رسد. آن خشک شده و عضوی از پوست هم نشده، ولی خون است. اگر حرجی نیست، اگر حرجی باشد که حالا بحث و بحث، اگر از بین نمی‌رود، باید خارج شود. اگر حرج دارد، در توانمان نیست. هر کاری کردیم نرفت. مسئله مسح کردن علیه مانع، برش مسح کند یا توی آبی فرو ببرد. به ملاقات نجاست نجس نمی‌شود. توی آب کُر وضو بگیرد. آب کُر یا آب جاری. اگر کوفته شده، شبیه خون شده. این هم از مسئله بحث خون.

بحث بعدیمان که عرض می‌کنیم، بحث ششم و هفتم و هشتم است. ششم از نجاسات سگ. هفتمی، خوک. هشتمین، شراب صحرایی. سگ و خوک دریایی نجس نیستند. سگ دریایی نجس نیست. خوک دریایی هم نجس نیست. هم خود این‌ها نجس است، هم لعاب دهانشان. مال صحرا، بیابانی، یعنی خشکی. توی خشکی زندگی می‌کنند. همه اجزای بدنشان نجس است. دندان این‌ها نجس است. موشان نجس است. دیگر مثل مرده نیست که بگویند روح درش حلول کرد یا نکرد. مثل استخوان. خود استخوان و مانند این‌ها. یک سگی است پوسیده. استخوانش روی زمین است. خب داخل استخوان که روح حلول نکرده که. مردار نجس است، ولی خون استخوانی که از مرده مانده که نجس نیست، چون روح درش حلول نکرده. نظر امام که ایشان می‌گویند که خون استخوان، روح استخوان سگ. یک جایی گیر آمد، دست زدیم. چرا؟ مال مردار اگر نجس نیست، ولی به سگ، موی سگ جایی ریخته. اما سگ دریایی و خوک دریایی، این دو تا هشتمین از نجاسات است.
مذکر مایع هم مست کند، هم روان باشد. مایع باشد. مست‌کننده‌های جامد مثل بنگ و حشیش و فلان و این‌ها، آن درش بحث است. این مایع باشد که نجس است، اما اگر جامد باشد، مثل حشیش، ذاتاً در اصل نجس نیست. نه اینکه توی آب بریزند. خودش مایع است، مثل شراب. شراب خودش مایع است. اگر چایی ریختند، حالا مثلاً حشیش را گذاشتند و جوش آمده، این نجس است. هرچند بجوشد هم حشیش هم خودش پاک است، هم آنی که ازش جوشیده، ولی شراب نجس. اما آب انگور. حالا ما یک انگور، انگور داشتیم. دیدید گذاشتیم جوش آمده. اگر به آتش بجوشد، «بِالنار»؛ اگر با آتش بجوشد و پشت در، پشت پنجره بگذارند، آفتاب بهش بخورد. آب انگور ما گذاشتیم توی آتش تا جوش بیاید برای اینکه چی بگیریم ازش؟ سرکه درست کنیم، شیره. حالا چی شد؟ یک خرده جوش آمد. این ظاهر این است که پاک است. امام فتوایشان عجیب است اینجاها. می‌فرمایند که تا وقتی که دو سوم آن… خب می‌گویند که باید دو سومش برود. آب انگور وقتی جوشید، یک دیگی که گذاشتند، دیگ انگور بود. دو سوم این دیگ خالی بشود، یک سوم آن می‌شود خورد، می‌شود استفاده کرد. امام می‌فرماید نجس نیست، ولی خوردنش حرام است. هنوز دو سوم نرفته ازش، یک سوم رفته. بخورم؟ نخیر. دستم بهش خورد؟ خوردنش حرام است.

بله، نظر امام. یک حرارت کمی به کشمش و این‌ها بخورد. می‌گویند که عدس پلو نجس می‌شود و نمی‌شود خورد و فلان. مقلدهای بهجت بودند، عدس پلو و این‌ها را توی هیئت‌ها و این‌ها نمی‌خوردند. حالا آب کشمش چی؟ کشمش را ما گذاشتیم، آبش را گرفتیم و «ذَبِيبِيٌّ أَيْضًا طَاهِرٌ». پس آب انگوری که بجوشد، حالا بعضی می‌گویند آب انگور نجس است. نه. آب انگور که نجس است. آب انگوری که می‌جوشد. آب کشمش هم پاک است. بنابر اقوا حرام نیست. و «صَارَ مُسكِراً». حالا اگر خودش بجوشد، این‌ها که می‌زنند پشت شیشه‌ها، توی پشت‌بام، آفتاب بهش می‌خورد و خودش می‌جوشد و «مُذكَرٌ بِعُلَقِهِ فَهُمَا نَجَسَانِ». اینجا دیگر نجس هم می‌شود. آب انگور برگشته. یک خرده که گرما می‌خورد این دیگر نجس است. «وَ بِکَبِّ التَّمْرِیِّ عَلٰی هذَا التَّمْرِیِّ». آب خرما هم خودش بجوشد و مُسکِر هم بشود نجس است. آن هم اگر بجوشد و مُسکِر بشود، این دو تا شرط باهم.

خوب، حالا اگر مُسکِر بودنش مشکوک بود توی همه این‌ها که حرارت بهش خورده. ما شک داریم شده یا نشده، چه آب انگور، چه آب کشمش، چه آب خرما. ازش استفاده کرده شده. بله. همه‌اش حکم طهارتش می‌شود پاک.

مسئله بعدی. مسئله «اِنَّهُ اِذا جَعَلَ الْقَفَّازَ وَ التَّمْرَ فِي دُهْنٍ مَبِيِّنٍ اوْ جُعِلَ الْقَفَّازَ وَ التَّمْرَ فِي دُهْنٍ يُّلْتَقِى اَوْ جُعِلَ الْقَفَّازَ وَ التَّمْرَ فِي دُهْنٍ غَيْرِ مَبِيِّنٍ وَ الَّذِي جُعِلَ فِي الْقَفَّازَ وَ التَّمْرَ ذَلِكَ الْدُّهْنِ فَهُوَ حَرىٌّ بِاَنْ لَّايُكْرَهَ اِسْتِعْمَالُهُ». حالا اگر کشمش و خرما توی روغن بجوشد، یا خرما را توی بعضی غذاها با تخم‌مرغ. مثلاً ما خرما را با تخم‌مرغ، روغن داریم. این چه حکمی دارد؟ «اَوْ جُعِلَا فِی الْمَحْشَى وَ الطَّبِیخِ اَوْ فِی الِامْرَاضِ مُطْلَقًا». امام می‌فرمایند که مطلقاً اشکالی ندارد. درست کنند، قطاب درست کنند یا با برنج بپزند، بیا توی هر خورشتی بریزند. نظر امام این است که این پاک است. خصوصاً وقتی که ما وقتی بیرونش سرخ می‌شود یا تویش هم سرخ می‌شود. داخل خود کشمش، داخل خود خرما، مخصوصاً اگر جوش آمدن داخلش مشکوک باشد. قالب این است که مشکوک است. قالب این است که ما شک داریم که داخلش جوشیده یا نجوشیده. با روغن که سرخ می‌کنیم. پس اشکال ندارد. مخصوصاً وقتی که حتماً اشکالی ندارد. حرارت به داخلش رسیده. چکار کنیم؟ اشکال ندارد. مخصوصاً کجا اشکال ندارد؟ مخصوص این مورد. مخصوصاً اینجا که حتماً پاک است وقتی که ما شک داریم که داخلش هست یا نه.

تمام نهمین از نجاسات: «اَلْفِقَاعُ». آبجو. حالا این موشیل اسمش عوض شده. یعنی آب شهید، شراب. شراب مخصوص «مُتَّخَذٌ مِنَ الشَّعِیرِ غَالِبًا». یک نوع شراب مخصوص که غالباً از جو می‌گیرندش. «حُرْمَتُهُ وَ نَجَاسَتُهُ تَأَمُّلٌ». حالا اگر آبجو را از غیر جو گرفتند، از عسل. عسل خرما. انواع اقسام شراب‌ها را یاد داده بود آنجا. سیب می‌گیرند، از هندوانه می‌گیرند. حضرت آدم آمد توی بهشت دید که ابلیس دارد پای درخت انگور ادرار می‌کند. بعد روایتی در وسائل‌الشیعه آمده است که علت اینکه انگور باید دو سومش وقتی جوشید خارج بشود، وحی شد و دستور آمد به آدم که این درخت انگور را ادرار ابلیس تویش است. دو سوم انگور با این مخلوط رشد کرده. لذا باید دو سومش، آبش گرفته بشود. اما آنی که غیر جو گرفته بشود، در حرمت و نجاستش «تَحَمُّلٌ» است. یعنی بعید است. حالا محل اختلاف است که اگر ما داشته باشیم که از جو نیست، آیا این نجس است یا حرام است؟ این جای بحث است. ولی از جو نساختند، خب حالا مخمر نزنم. مخمر بهش می‌زنند، مشروب‌فروشی آبجو درست می‌کنم بدون مخمر. درصد الکل روش زده. اگر کسی دقت بکند، روش نوشته شده که هست با چند درصد الکل. الکل دارد. بحثش ادامه دارد.

این مقداری که در تحریر فرمودند این‌ها را باز کردند در چند جلسه. ۹ تا را گفتیم. کافر و حیوان جلال. این دو تا در «میمونه». نجاست‌خوار. عرق شتر هم نجاست. این دو تا می‌ماند که ان‌شاءالله در جلسه بعد گفته می‌شود.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب تحریر الوسیله