شرح کتاب تحریر الوسیله

جلسه دوم

00:47:51
46

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
مرغی که مرده و تخمی درونش هست، حالا هر حیوانی که حلال‌گوشت باشد و مرده، اگر تخمش با پوسته‌ی رویی پوشیده شده باشد، پوسته‌ی خود تخم کامل شده، بلکه اگر از حرام‌گوشت هم باشد، چه حلال‌گوشت چه حرام‌گوشت که از مردارش باشد، تخمی باشد که از کدام نوع باشد، تخم خود تخم است. استفاده‌اش یعنی نمی‌خواهیم حالا بخوریمش، بحث نجاست و پاکی‌اش مهم است. چه از حلال‌گوشت باشد چه از حرام‌گوشت باشد، در صورت حالا خوردنش بحث دیگری است. کلاً تخمش پاک است، تخمش که پاک است، ولی حالا بحث خوردنش جایز است. بحث تخم مرغ الان، زنگ زد گفت: «۲۱ روزه گرفته این‌جوری تخم مرغ ساختیم.» بله، مهسا قشنگ همین‌طور که تخم مرغ دست گرفته می‌گوید: «بچه‌ها کدوم تخم میشه خورد، کدوم نمیشه خورد؟» احکامش رو الان إن‌شاءالله می‌شنوید. تلویزیون هم که حالا مثلاً اگر دوسرش مساوی باشد یا یک طرف برآمدگی بیشتری داشته باشد و مساوی نباشد، علی‌ای‌حال دو سر یعنی تخم مرغ که می‌گوید «دو سر مساوی باشد، میشه حرام میشه.» نه، بحث حرام و حلال نجس و پاکی بحث دیگر است.

بحث پاکی‌اش که پاک است، اینها همه تخم پرنده پاک است. بحث حلال و حرام می‌شود حالا جلوتر هم تو بحث چیز می‌آید. به نظرم تخم مرغ که دو طرف، بالاخره هرچی باشد چیزی است دیگر، یعنی حالت دایره ندارد از بغلش دایره‌مانند است ولی از سر و تهش که حالت بیضوی است. شما حرام می‌گیری وقتی که مثلاً تهش دایره باشد. آها، مثلاً تهش زاویه‌اش چند درجه است؟ ۳۵ درجه، مثلاً بیشتر از ۱۲۰ یا ۳۵ درجه ۱۵ و ۱۲۰ درجه. دقیقاً دو طرف مساوی باشد، خود پرنده‌ها تو پروازشان فهمیده می‌شود که کدامش تخمش حلال است، کدام حرام است یا گوشتشان حلال‌گوشت است یا حرام‌گوشت است. پاشان فهمیده می‌شود و همچنین است اینی که گفتیم، ملحق می‌شود به "انفحه". "انفحه" پنیر مایع است، پنیر مایع یک چیز زرد رنگی است که باهاش پنیر درست می‌کنند. این تو شکم بره است. حالا ما چون بچه روستا نبودیم، اینها را تشخیص نمی‌دهیم. حالا خوب است بپرسی اگر کسی دسترسی دارد. یک چیز زرد رنگی است باهاش پنیر درست می‌کنند. این تو شکم بره و بزغاله‌ای است که هنوز علف‌خور نیست. بره و بزغاله خیلی کوچک. این تو شکمش یک چیزی به اسم "انفحه" است که چیست؟ یک چیز زرد رنگ است که باهاش پنیر درست می‌کنند. بعد این به صورت بسته آنجا قرار دارد. اگه آن حیوان مرد، این را خواستند تو شکمش در بیاورند، این پاک است یا نجس است؟

پاک است. خب، اگر حیوان مرد، گاوی مرد، تو سینه‌اش شیر است. شیر تو سینه، شیر در پستانش پاک است، البته تا وقتی که داخل پستان است و بیرون به بدنش تماس پیدا نکند. چون داخل بدن و تماسی با بیرون بدن ندارد. بله، دیگر اگر از داخل هم نجس باشد، بله دیگر نجس می‌شود. دیگر اینترو آن هم که مرد، مضاف هم هست، نمی‌شود شستش. مگر اینکه آنقدر بشوری که دیگر از شیر بودن خارج بشود. تماس با بدنش پیدا نمی‌کند. حالا شیر شیر می‌دوشد، دردسر دارد، اگر دستگاه شما هم مرد، حالا کوچکترین چیزی از دست وصل، در صورت طهارت است دیگر. حالا حکمش شیر داخل پستان و پنیر مایع و شیر به وسیله جایگاهشان، اینها نجس نمی‌شود. پس پنیر مایع با اینکه تو بدن مرغ است نجس نمی‌شود. شیر و اینها هیچ‌کدام نجس نیستند. ولی آن احتیاطی که نباید ترک بشود این است که این شیر اختصاص به حیوان حلال‌گوشت دارد، یعنی شیر حیوان حلال‌گوشت پاکه. نباید ترک بشود احتیاطی که نباید ترک بشود، احتیاط مستحب، نباید ترک بشود.

مسئله سوم، این هم مسئله خوبی است. حالا بعضی‌ها برایشان اینها کثیرالابتلاست، بعضی‌ها نه. حالا من برای خودم یک مسئله سوم پیش آمده بود. به زبان عربی می‌خواند: "افراز الم ان اهر حیات نجست علی الاغوا لون فصللت من الحی بالمیت قبل بلوغها و استقلالها و زوال الحیات انها حال حیات الذبی و مع بلوغها حددا لابد من لفظها فال اقوا طهارته صبا ان کانت مبانت من الحی المیت و مع الشک فی کم من ما تحل الحیات محکومة به طه و مع العلم به و شک فی بلوغ هذالک الحد محکومة بالنجاست و مسک فلا اشکال فی طهارته فی جمیع صور الا فی ما سرت الیه رطوبت سرت الیه رطوبم ما هو محکوم به نجاست فان طهارته حین لا تخل من اشکال حال محکوم به طهاره." این مشکدان آهو. آهو را اصلاً خود شکلش را تا حالا ندیده‌اید. شکلش این یک حالت گرد و مثلاً دارد، گرد مانند. خودش جمع می‌شود می‌آید بالا که وصل بوده به بدن. در می‌آید مشک. اگر این احراز بشود که از آهوی زنده یا مرده جدا شده قبل از اینکه برسد، وقت دارد، تایم دارد، دوره‌ای دارد. اگر قبل از اینکه برسد این را کندند، قبل از اینکه مستقل بشود جدا بشود، قبل از اینکه حیات ازش زائل بشود، چون این می‌آید خودش خشک می‌شود، جدا می‌شود، خشک می‌شود، دیگر بی‌روح می‌شود، می‌افتد این‌جوری کنده می‌شود از بدن. قبل از اینکه جدا بشود و بی‌روح بشود و اینها، این را بکنندش، با اینکه آهو هنوز زنده است، با اینکه از مرده‌ها نکَنیم، از زنده کندیم. با این حال، بله.

در مورد دنبه هم همین بحث را داریم. حالا فکر کنم اینجا بله اشاره بهش شده در مورد دنبه. اینجا به نظرم نیست. در مورد دنبه‌ای که شما زنده‌زنده از گوسفند می‌کنی، احتمالاً این هم نجس است دیگر. زنده‌زنده شاید اختلافی بوده. آهو، بله. این ولو آهوی چی باشد، زنده باشی، در هر صورت نجس بنابر عق و اما اگر به حدی رسیده که باید کنده بشود، دیگر وقت کندنشه. درست است خودش نیفتاده، ولی دیگر بیرون شده و اینها. این چه حکمی دارد؟ این دیگر فرقی نمی‌کند از آهوی زنده جدا بشود یا از آهوی مرده. اگر حالا شک داریم که این زنده است یا مرده، آهو افتاده، این خوب مشک هم دارد. الان ما برنداریم، یکی دیگر می‌آید ورمی‌دارد می‌برد. الان مثل اینکه خیلی گران است، خوب ما می‌خواهیم این را بکنیم، نمی‌دانیم این دارد می‌میرد، زنده است، چه جور است؟ مشکوک است. اینجا محکوم به چیست؟ این طهارتش را نداریم ولی در آن صورت مشک آنی که به حساب رسیده جدا نشده، آهو زنده است، وقتی که مرده که نمی‌شود جدا کرد. اگر رسیده، اگر نرسیده چی؟ بله، اگر رسیده که چه پایین شکم، فکر می‌کنم به لطف اینترنت همه چیز دیگر مکشوف است الان. ناف آهو یک دقیقه قشنگ پیدا می‌شود. پس این محکوم به طهارت. اینها توی بحث علمش، علم بهش بود که می‌دانستیم مرده است یا زنده. تو بحث شک هم که باز فرقی نمی‌کند. می‌دانیم که زنده است، نرسیدیم، نجس. می‌دانیم که زنده است یا مرده است، رسیده، پاک. حالت سوم نمی‌دانیم که زنده است یا مرده است، حالش بد است، مریض است، افتاده، معلوم نیست. در هر صورت این‌جوری محکوم به پاکی.

خوب، ولی اگر جان داشتنش معلوم است و رسیدنش مشکوک است، یعنی می‌دانم که زنده است، شک دارم رسیده یا نرسیده. اینجا چی؟ محکوم به نجاست. حالا مشک که توش چیست؟ این مشکدان بود که نجس شد. مشک توشی، آن در همه حالات پاک است. فرقی نمی‌کند، خیس درون نجاست است. چه عکسش، یک چیزی شبیه پشکل مرطوب است، ولی حالا به ما آنی که به ما رسید که باز کردیم، دیدیم که همش خشک شده، پودر رفت رو هوا. خدا خیرشان بدهد. پاکستان و در کجا؟ بله، بدون اشکال تو همه اینها پاک است، مگر اینکه رطوبت چیزی که محکوم به نجاست است بهش سرایت کند، یعنی این تماس پیدا کند با آن آن هم از بیرون. مشک با از داخل با بیرون تماس پیدا کند یا رطوبت از بیرون. اینجا محکوم به نجاست می‌شود. از بیرون بهش چیزی سرایت کند، رطوبت همین نجاست است، نجس است دیگر. نه، اگر در هر صورت ببینید، چه از زنده‌اش ما جدا کنیم، چه از مرده‌اش جدا کنیم. از زنده‌ام اگر جدا کنم، خود مشک که پاک است، مشک‌دانه نجس است. درست؟ حالا اگر از مشک‌دانه رطوبت سرایت کرد به مشک رسیده بود، دارم می‌گویم که وقتی این را از زنده کندی آب قطره سرایت کرد، بله دیگر از آن نجاست سرایت کرد به مشک. اینجا پاک بودنش خالی از اشکال نیست. اگر سرایت معلوم نباشد، باز محکوم به طهارت.

اگر شک داریم که باز توضیح کوتاه را بخوانم: «کیسه به حجم یک نارنج، نارنج که در زیر شکم جنس نر آهوی خُتَن در زیر جلد نزدیک عضو تناسلی حیوان قرار دارد و دارای منفذی که از آن ماده قهوه‌ای رنگ روغنی‌شکل خارج می‌شود که بسیار خوشبو و معطر است، مشک موسوم است و در عطرسازی به کار می‌رود.» توضیح حالا دیکشنری زیر پوست.

مسئله چهارم از مسائل باز مهم و رایج است تو کشور ما. خدا را شکر الحمدلله، برکت انقلاب این مشکل کمتر هست. تو برخی کشورهای همسایه خیلی مشکل رایج است. به زبان عربی می‌خواند: "ما یؤخذ من ید المسلم و سوق المسلمین کافر محکوم به طهارت و ان لم یعلم تزکی مطروحا فی ارض المس ان المسلم الذی أخذ من الکافر قد تفحصا ورض تزکیه بل و عمل المسلم معه معاملت المذکا علی الاحول محکوم بهطه اجتناب." خیلی مسئله مهمی و زیاد هم پیش می‌آید، مخصوصاً تو سفرهای خارجی. آنی که از دست مسلمان گرفته می‌شود و از بازار مسلمانان گرفته می‌شود، می‌خواهد گوشت باشد، می‌خواهد دنبه و پی و چربی و اینها باشد یا می‌خواهد پوست باشد. اینها همش محکوم به چیست؟ به طهارت. به شرط چی؟ به شرط اینکه دانسته نشود که قبلاً دست کافر به آن رسیده است. یعنی اگر علم دارد که این دست کافر بهش رسیده، دیگر پاک نیست. یقین باید حاصل بشود که دست کافر به اینها خورده. دست در دست کافر بوده، نه حتماً دست کافر به اینها خورده. یعنی مثلاً دست کافر نه، یعنی این تو دست کافر بوده است. می‌دانم قطعاً تو دست کافر بود. الان تو فلان مغازه فلان قصاب مسلمان، مثلاً آقا تو یک شهری مثلاً یزد یک قصاب مسلمان است. حاج آقای کریمی می‌گوید یک زرتشتی اطراف شهر بود. چی داشت؟ گوسفند. قصابی که من دارم ازش می‌خرم چیست؟ مسلمان. می‌دانم این قصاب رفته از زرتشتی گوسفند را خریده. نمی‌دانم زرتشتیه سر برید داد به این یا خودش خرید سر برید. اینجا حکمش چیست؟ محکوم به طهارت نیست. محکوم به طهارت نیست. ولی اگر شک دارم که این از زرتشتی خریده یا نه. خیلی مثال قشنگ و گیرایی بود دیگر. حالا اگر من نمی‌دانم در دست کافر بوده یا نه. جمهوری اسلامی نماینده دارد تو کشورهای مختلف. بله، بله. تو آرژانتینش را خبر دارم. بله، مرغ و گوسفند و اینها را حتی روحانیون از ایران به کشورهای امریکای جنوبی فرستادند. روحانیون را فرستادن آنجا تو کشتارگاه و اینها نظارت دارند. حالا درست است تو کشتارگاه خودمان خیلی نظارت نیست، ولی تو خارج بالاخره آنجا نظارت هست تا حدی. جمهوری اسلامی همین است. ولی توی حالا مثالش را عرض خواهم کرد.

از مردارهایی که در عراق فروخته می‌شد. یک شب به یکی از اساتید چند سال پیش نشسته بودیم تو حرم. ایشان به ما رسائل درس می‌داد. بحث علم اجمالی اجتناب و اینها بود. یک کلمه عراقی آمد نشست، گفت: «من هم می‌خواهم گوش بدهم.» آن عبارتهای شیخ را می‌خواند و گوش می‌داد و می‌... بعد گفت: «شیخنا، من یک سوالی دارم.» گفت: «ما تو مغازه‌های بازار عراق ۷۰ و ۳۰ گوشت مردار به گوشت ذبح شده می‌فروشند. معلوم هم نیست کدام مردار است، کدام ذبح شده است. از ترکیه، از ترکیه که نه، از نمی‌دانم کدام کشورها می‌آورند. اطراف وضع پیشم اسلامی نیست. مردار هم هست. ما چکار کنیم؟ مغازه‌ها برویم خرید کنیم یا نکنیم؟» ۷۰ و ۳۰ کشور مسلمان. ۷۰ درصد مردار، ۳۰ درصد. معلوم هم نیست چی به چی است. حالا بعضی جاها را من شنیدم که می‌گفتند تو عراق قیمت زده، مثلاً این گوشت‌ها مثلاً ۲۰۰۰ دینار، آن یکی ۵۰۰۰ دینار. این چرا گران‌تر؟ می‌گفت: «ولّی سر برید بفروشی، این حرام است. فروختن بهشت باطله. به نجس باطله. شراب فروختن هیچ فرقی نمی‌کند. چه شما مردار بفروشی، چه شراب بفروشی.» بحث نجاست تو بحث بی معاملات خیلی کاربرد دارد. خیلی کاربرد دارد. این را خوب اینجا با دقت بحث بخواهید. شما تو مکاسب می‌بینید بخش بسیار مهم و زیادی در مفاصل محرم مرحوم شیخ اعظم در مورد نجاسات بحث بحث‌های دقیق قصاب از کافر که دست کافر بوده یا نبوده. حتی اگر من شک دارم دست کافر بوده، محکوم به طهارت است. ولو نمی‌دانم سر بریدند یا نه. دو تا علم است. علم به دو تا چیز است. یکی علم به اینکه دست کافر بوده یا نبوده. یکی علم به اینکه سر بریدند یا نبریدند. اگر علم به این دارم که دست کافر بوده، ولو علم به این ندارم که سر بریدند یا نبریدند، این پاک نیست. ولی علم به این دارم که دست کافر نبوده، ولو علم به این ندارم که سر بریدند یا نبریدند. مطلب جا افتاد؟

این شرطی می‌شود که یکی دو تا شرط دیگر هم دارد که چیست. خیلی خوب است یک بار که چند سال پیش از لمعه جدولی برای ما کشیدید در مورد نمازها خیلی قشنگ بود تو ذهنم مانده هنوز. سودوکو حل می‌کردیم ذهنتان فعال. مرداب آقای مهدی شرط اینکه اگر علم داریم که دست کافر بوده. علم به اینکه دست کافر بوده داریم، نبود. علم به دست کافر نبوده، یعنی یقین پیدا کند از کافر نبود. ما همین قدر که شک داریم که دست کافر نبود. علم دارم که دست کافر بوده یا علم ندارم که دست کافر بوده. دست کافر بوده داریم، آن بالا داریم احسنت. دست کافر بوده نداریم. این دو تا باز خودش دو شقه می‌شود. هر کدامش دو تا می‌شود. هر کدامش باز علم داریم به حالا ما اصطلاح فکرش می‌شود "تزکیه" با دال. سربریدن. این را اصطلاحش را داشته باشید. "تزکیه" سربریدن. احسنت. علم به "تزکیه" داریم و علم "تزکیه" نداریم. "تزکیه" نداریم حالت علم و "تزکیه" داریم، داریم علم "تزکیه". احسنت. حالا از این چهار حالت کدام‌ها پاک است، کدام‌ها نجس است؟ محکوم به طهارت است، داریم دست کافر بوده. اوکی. یعنی گرفته طرف ذبح کرده، درست. اگر علم به "تزکیه" نداریم. نه، خوب خوب، مدرک. اگر دست کافر علم به اینکه دست کافر بوده، علم به "تزکیه" داریم. اگر علم به تصفیه هم نداریم، باز هم احسنت. هرچند دانسته نشود "تزکیه‌اش". مال کدام حالت است؟ حالت چهارم. خدا به شما خیر بدهد. دست کافر بوده شک داشته باشیم که تصفیه دارد یا ندارد. الان مثلاً گوشت برزیلی را علم به این داریم که دست کافر بوده. خیلی بسیار. و همینطور است آن چیزی که در زمین مسلمین پیدا بشود. این هم که در زمین مسلمین پیدا بشود همین احکام چهارگانه را دارد.

حالا یعنی از بازار نخریم؟ پیدا کند گوشی چیزی، کسی برایش بیاورد. نذری بیاورد. این را مثلاً فلان کس گوشت قربانی نذری داد، اما آنچه علم دارد به اینکه اهل کتاب یا حالا این چیزهایی که مراسمات و تاسوعا عاشورا و فلان و اینها غذا درست می‌کنند، نذری می‌دهند تو تهران. نمی‌دانی حالا طرف اهل کتاب که غذاشون پاک است. بله، امام آقا منزل ارمنی‌ها اینها می‌خورند. آقای تبریزی هم به نظرم یک فتوای خاصی به نظرم یک غذای تبریزی بود از کسی دیگر یادتان. همان اول هم بحث شد تو بحث مسلمانی و اینها بود. شاید اهل کتاب نیست، بستر مسیحی هم نیست، حتی یهودی هم نیست، دانلود ساعبی‌ها. اختلاف استاد ستاره‌پرست بودن یا مال قوم حضرت یهود هست، یحیی بودن و اینها که اختلافی. خوب، فکر کنم بحث‌هاش بیاید جلوتر. تو ذهنم هستش که در مورد کافر، نجاست کافر بعد احتمالاً بحث شده باشد. بله، بله. در مورد کافر کسی که ناسزا بگوید به اهل بیت را نجس دانسته است. یعنی وهابی‌ها نجس‌اند. قبول نداشته باشید. یعنی چی؟ یعنی شیعه شش امامی به سایر ائمه توهین نمی‌کند ولی شیعه دوازده امامی به ظاهر به یک معصومی توهین می‌کند العیاذ بالله. این نجس است. ناصبی و نجس. مرتد هم همین‌طور. کرج ما توی یک پاساژی می‌گفتند که اینجا هفت هشت هشتاد وهابی‌اند. توی طبقه هفتم هم مثلث هست. توی طبقه پایه بهاییت در ایران. کرج ما خودمان فراوان مغازه بهاییه. آن بهاییه، آن بهاییه. ده تا مغازه، دو سه تا همانجا به آنها تعلق دارد.

اگر دانسته بشود که مسبوق به ید کافر است. یعنی می‌دانم که قبلاً در دست کافر بوده. اگر احتمال داده بشود مسلمانی که از کافر گرفته حتماً ذبح شرعی‌اش را احراز کرده. مثل همین که الان می‌آید دولت ما دارد وارد می‌کند این گوشت را از برزیل و می‌دانیم که مثلاً بر فرض دولت ما خیلی با تقواست، جنس نجس و فلان و اینها به خورد ما نمی‌دهد. فقط احکام امام را بخوانیم. به آن صحیفه‌ی امام اینها خیلی کار نداشته باشیم. احکام ارتداد. از دست ایشان هیچی نگیر. کیش نجس است. کیش نجس است. اینجا می‌دانیم که طرف تحقیق کرده، احراز کرده. امام می‌فرمایند که بنابر احتیاط واجب مسلمان با آن کاری را که با ذبح شرعی شده انجام می‌شود. یعنی شما حکمی که وقتی شرعی شده، چه حکمی بار می‌کنی برای گوشت؟ اینجا هم که می‌دانم دست کافر بوده ولی مسلمانی از او گرفته. مسلمان مقیدی بوده که رفته احتمال می‌دهم که احراز کرده باشد. احتمال. احتمال که می‌دهم بنابر احتیاط واجب چیست؟ این گوشت هم پاک است. اگر یقین دارم که این بابا نرفته احراز کند، حکمش جداست. ولی می‌دانم که از ایران فرستادند این را. که می‌دانیم. حالا من یک وقت یقین دارم که این بابا شارلاتان بوده. پا شده رفته آنجا رفته عشق و حال. رفتیم برزیل رفته تو جزایر فلان آقا گفتند خب بیا ذبح شرعی گفته من فعلاً دنبال چیزهای دیگر شرعی تو جزایر.

یقین دارد آدم گاهی. مثلاً مرحوم آیت الله کوهستانی نقل کردند گفتند که منطقه شمال بین ساری و نکا با هم رفتیم یا نه. روستای کوچکی است. شنیده بودی که اینجا یک آقایی از یک گله گوسفند، یک گوسفند را دزدیده. ایشان از اطرافیانش پرسیده بودند که چند سال طول می‌کشد که کلاً نسل این گوسفندهایی که الان تو شهر ما هستند بروند. نسل بعدی بیایند. گفتند آقا هفت سال طول می‌کشد. از گوسفندهای فعلی هیچی نمونه. گوسفندهای نسل جدید. هفت سال گوشت نمی‌خورم. چون یک گوسفند دزدیده شده. خون آن چکار می‌کند؟ مشکل‌دار پخش می‌شود و این هم بین بقیه. تو دین به ما نگفته‌اند. یعنی تو احکام رساله‌ها نیست دیگر. بعضی‌ها خودشان خیلی باصفا. این‌جور ریاضت‌های واجب نیست. یک همچین کاری. ولی بله، بله. رباط کریم یکی از مراکزی است که بلدرچین می‌آورند. همه به جای "زَد"، نه رباط کریم پایین می‌شود سمت نزدیک فرودگاه. آخر بعد از ظهر شد دیگر. بنده خدا ذبح کردند و این چیزها. بسم الله، بسم الله خبری نیست. گردن می‌زنی، چیز می‌کنی، آیت الکرسی، آیت الکرسی ندارد که. الله، الله، الله، بسم الله الرحمن الرحیم. الله، الله، الله، الله. فقط الله بگو. لقمه‌ها را خوردی. خیلی. این هم محکوم به طهارت. اما اگر بدون اینکه مسلمان تحقیق نکرده از کافر گرفته. یعنی یقین دارم که مسلمان نرفته بود احراز کند. رفت از کافر گرفت. بله، مسلمان برای من آورده. نرفتی احراز کنی. اگر مسلمانی بود که من می‌دانم یا احتمال می‌دهم احراز کرده، محکوم به طهارت. ولی اگر مسلمانی که یقین دارم به عدم احراز اینجا محکوم به چیست؟ واجب. بلکه بنابر اقوا یعنی دیگر فتواست، باید ازش اجتناب شود.

مسئله پنجم: به زبان عربی می‌خواند: "او شعماً او جلداً من الکافر او من سوق الکار ولم یعلم انه من نفس او غیره سمک و نحوه فهوه محکوم به طهاره و ان لم یحرب ترکیت ولاکن لا یجوز الصلاة فیه." این هم بحث مهمی است. مسئله پنجم. چقدر مسائل، مسائل مهمی است. خیلی اینها پرکاربرد. بحث نجاسات خیلی پرکاربرد است. می‌فرمایند که اگر مسلمان رفت یک گوشتی گرفت یا پی گرفت، دنبه یا پوست از کافر. حالا بحث پوست هم آن قبلی که گفتیم پوست هم توش بود که از کافر اگر بیاید، پوست هم می‌آید، کیف می‌آید، کفش می‌آید. بله، اینها که روباه و شغال مشکل دارد. بحث در مورد اینها که مثلاً پوست این‌جور حیوانات را بعد از تزکیه می‌شود استفاده کرد یا نه. مثلاً پوست روباه را، مثلاً پوست خرس را، مثلاً ما بعد از تزکیه استفاده کنیم. به نظرم برخی گفتند که می‌شود. حالا یادم نیست. یعنی اینکه خرس را سر ببرند. از ایتالیا کیفایی که دارد می‌آید و چیز می‌کند. همان گاو و گوسفند و فلان. احراز را یقین داشته باشید. گاهی مشکل دارد. از ایران ما صادر می‌کنیم. پوستی که ما می‌دهیم و بردارم بعید می‌دانم اروپا که اصلاً مهد گاو و گوسفند است. اصل کشور ما بیشتر به این طرف کشورهای عربی و اینها حاشیه خلیج اینها. فکر می‌کنم برای آفریقا و اینها بیشتر پوست‌ها را بفرستند. در هر صورت اینجا حالا رفت از کافر خرید، برای شما از آلمان کیف آوردم. کیف چرمی، چرم گاو، شیک درجه یک است. یا از بازار کفار رفتن خریدند. یک شاپینگ سنتر بوده مثلاً. بعد تو دُبی خودشان مسلمانند ولی بازار، بازار کفار است. معروف برند بازار معروف که در دُبی سیتی سنتر یا سیتی سنتر دو. چند تا برند معروف در امارات. کسی از اینجا رفته برای شما جنس از مسلمان خریده ولی از سوق کفار خریده. طرف کشورهای بدبخت خاک بر سر نکبت خلیج فارس. هیچی از خودشان ندارند غیر از نفتی که مفت تقدیم می‌کنند. صادراتشان نفت و تروریست است دیگر. این کشورهای حاشیه خلیج فارس نفت و تروریست صادر می‌کنند. عربستان نفت، خرما، تروریست. این سه تا را صادر می‌کنیم. بعد بازار، بازار مسلمان ولی محصولات، محصولات کفار است. بازار یعنی از کافر نخریده ولی از سوق کفار خریده. این چه حکمی دارد؟ نمی‌داند که حالا این پوست از حیوانی که خون جهنده دارد یا نه. مثلاً خب، مثلاً آفرین، مثل مار خون جهنده ندارد. پوستش هم می‌شود استفاده کرد. بله، حالا من ذبح شرعی‌اش را هم هنوز علم بهش ندارم، تزکیه‌اش هم علم ندارم، شک دارم در اینکه از خون جهنده دارد یا از غیر آن. در مورد ذبح شرعی‌اش هم شک دارم. این محکوم به طهارت است. یعنی من الان شک دارم این پوست مشخصه. پوست حیوان است. پوست مار است، پوست ماهی. خیلی قیافه‌ها شبیه هم است. از "سوق الکفار" است یا از "ید و کافر" است. معلوم نیست. یعنی علم به تزکیه هم که از آن طرف ندارم. یعنی یقین ندارم که تزکیه شده باشد. ولی شک دارم در اینکه خون جهنده دارد یا ندارد. ولی محکوم به طهارت. جهنده تمام می‌شود که علم به این داریم که دست کافر بوده و از آن طرف هم علم به تزکیه هم نداری. یقین نداری داشته باشی که تزکیه شده تا پاک باشد. اگر یقین نداری، نجس است. ولی از مسلمان اگر دارد می‌گیرد باید یقین داشته باشد که تزکیه نشده نجس. چون که حضرت کافر دارد می‌آید. ما یقین نداریم که از پوست گاو استفتاء کردن جداست. بله، الان ما از بازار مسلمین می‌خریم ولو می‌دانیم که آقا بسیاری از این کشتارگاه بسم الله نمی‌گویند، مردار می‌شود. دست مسلمان داریم می‌گیریم، باید یقین یقین داشته باشیم که تزکیه نشده تا یقین باید بگویم آقا یقین داری که بسم الله نگفتند. می‌گویم از دست کافر. یقین داری که بسم الله گفتند؟ روشن است. از مسلمان اگر گرفتی یقین داری که بسم الله نگفته، نجس است.

اما مسئله ششم: به زبان عربی می‌خواند: "من الکار او من سوقهم ولم یعلم انه من اجزا حیوان او غیره ساریه ولیعصر الصلاة فیه ایضاً و من هذ القبیل الاستیک و شمع المجلوبان من بلاد الکفر." سیاسی. اگر چیزی از کفار یا از بازار اینها گرفته می‌شود، معلوم نیستش که از اجزای حیوان است یا از غیر از حیوان درست کردند یا از غیر حیوان. از مرجان دریایی مثلاً، از خزنده‌هاست یا پشم حیوان، موی حیوان. معلوم نیست. مادامی که ملاقات او با نجاست سرایت‌کننده معلوم نباشد. یعنی من یقین باید داشته باشم اینجا در مورد اینکه یقین داشته باشم که با چیزی تماس پیدا کرده که آن نجاست بوده و سرایت بهش پیدا کرده. یعنی مثلاً تماس با بدن مردار داشته، تماس با خون داشته، تماس با دست کا، دست خیس کافر. بالاخره کار می‌کنند روش. دست خیس کافر اگر بهش بخورد نجسش می‌کند. اگر یقین دارم اینها را، خب هیچی. اگر یقین ندارم محکوم به طهارت. حتی نماز هم اینجا تو این صحیح است. چون شک بین اینکه از حیوان است یا غیر حیوان. تو قبلی نماز صحیح نبود، چرا؟ چون حیوان بود، علم اجمالی به حیوان بودن داشتم، شک داشتم که خون جهنده دارد یا ندارد. علم اجمالی نیست. نمی‌دانم اصلاً حیوان است یا نیست. می‌شود توش نماز از همین قبیل استیک و شمع که این زمان از بلاد کفر می‌آورند برای کسی که از حقیقتش اطلاع ندارد. پلاستیک را آقا من پلاستیک‌هایی که از کفار تولید کردند می‌توانم بهش دست بزنم یا نه؟ پلاستیک، چسب، روغن موتور، روغن ترمز، همش می‌شود. چون شما یقین باید داشته باشید که این دست باهاش تماس داشته یا یک نجاستی باهاش تماس پیدا کرده. تو این مورد فرق بین حیوان و غیر حیوان. اما اگر حیوان، آن بحثش فرق می‌کند. بحث تا سر مسئله خون. گفتیم چهار تا نجاست. نجاست بعدی بحث خون است که این هم از آنهایی است که پدر در می‌آورد. إن‌شاءالله جلسه بعد بهش خواهیم پرداخت. والحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب تحریر الوسیله