شرح کتاب تحریر الوسیله

جلسه پنجم

00:40:15
46

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. خوب، هشتمین از نجاسات، کافر است. در مورد کافر هم صحبت شد. کافر، از نظر حضرت امام در رساله، یعنی کسی که منکر خداست، یا برای خدا شریک قائل می‌شود. یعنی اصلاً خدا را قبول ندارد یا برای خدا شریک قائل است. شرک جدید، نجاست ظاهری نیست، باطنی است. یا پیامبری پیامبر اکرم را قبول ندارد، نجس است. مانند زرتشتی‌ها و این‌ها. اهل کتاب مشکلی نیستند. شهدای ارمنی و این‌ها. آقا می‌روند، وقتی کسی چیزی نمی‌خورد، ناراحت می‌شود. نجس. همچنین اگر در یکی از این‌ها شک داشته باشد، درباره خدا شک یا درباره پیغمبر اکرم شک، این هم نجس است. پاک بیشتر.

و نیز کسی که ضروری دین را انکار کند، یعنی چیزی را که مسلمانان جزو دین اسلام می‌دانند، مثل نماز و روزه، منکر شود. اگر بداند آن چیز ضروری دین است و انکار آن چیز برگردد به انکار توحید یا نبوت، نجس است. آن شخص بدون ضروریات اسلام، مرتد یا کافر مرتد است. بعد از مسلمان‌بودن، کافر است و قبل از مسلمانبودن، کافر. اگر نداند، نمی‌دانم ضروریات دین است، ولی ممکن است ضروریات دین اسلام باشد، درست. ولی نماز نه، احتیاطاً باید از آن اجتناب کرد، احتیاطاً باز نجس است، گرچه لازم نیست و واجب نیست.

رسماً بابایی گفته که از تمام جوونه که پدرم گفته که من راضی نیستم که تو خانه من نماز می‌خوانی. حضرت امام غلط کرده است بخوان، غلط کرده. خب این بابای کلینی قاعدتاً نجس است دیگر. ممکن است با شرایطش اثبات شود و این‌ها. خب، آن بحثش فرق می‌کند. چگونه ؟ ادواری - جنون، اتباقی - دائماً دیوانه است، گاهی دیوانه است. این حرف‌ها می‌زند که دیوانه است یا سرحال است. انشقاق دارد. این بحث دیوانگی دارد. از کوره در رفتن این در مورد این حضرت امام، حضرت کافر (رضوان‌الله!) مذاکره می‌کنیم. این‌ها تحریم برایمان برمی‌دارند و در عین حال خیلی خوبند و دوست‌داشتنی‌اند. کسی که معترف به خدا و یگانگی‌اش نباشد - یگانگی خدا را معترف نیست - و همچنین غلات. غلات آنهایی که یکی از ائمه را خدا می‌دانند یا بگویند خدا درش حلول کرده، خدا در این شخص حلول کرد. خدا در امام زمان، خدا در امیرالمومنین. خوارج و نواصب، آنهایی که با اهل‌بیت دشمنی می‌کنند، اظهار دشمنی می‌کنند. رسماً دیگر، ای کاش من در جنگ صفین بودم با علی. رسماً می‌گویند که دم یزید گرم که مثلاً امام حسین حقش نبود. عرض کنم که یک چیزهایی در مورد امیرالمومنین، در مورد امام زمان - دستبند مسجد جمکران - اهانت می‌کند. می‌گویند ایران امامشان تو چاه است! سردار صابران و قیمت امام زمان را مسخره می‌کند. توی پیام‌ها گاهی من به این جوان‌ها اشاره می‌کنم. پیام برای ما می‌فرستادند، پیام فرستاده، طول عمر امام زمان را مسخره می‌کند، انبیا را مسخره می‌کند. حضرت نوح، حضرت لقمان. چه جوک‌هایی، چه لطیفه‌هایی! بفهمد، حالیش باشد چه دارد می‌گوید، کافر می‌شود، مرتد می‌شود، از دین خارج می‌شود. کسی که نبوت یا یکی از ضروریات دین مثل نماز و روزه را منکر شود، اگر به نحوی باشد که مستلزم تکذیب پیغمبر گفتن باشد. چهار تا زن حلال است! کافر است این تکذیب پیغمبر است. ولی تو یک مورد، یکی از دیالوگ‌های یکی از فیلم‌های سینمایی جمهوری اسلامی - جمهوری اسلامی فیلم سینمایی ساخته‌اند - این جمله را تو آن فیلم می‌گوید. آنی که چهار تا همسری را اجازه داده، خودش مرد بوده، طرف خودش را گرفته که این را گفته، به نفع خودش حرف زده. اعوذ بالله! پیغمبر از سر هوای نفس حرف زده.

اهل کتاب یعنی یهود، نصارا، مجوس. مجوس، مجوس. زرتشتی ها را اهل کتاب می‌دانند، به نظر سیستانی. پس مجوسی‌ها را اهل کتاب می‌دانند. اقای سیستانی و آقای بهجت می‌فرمایند که خوب، اگر ممکن است خداست و برای خدا شریک قائل است، و پیامبری پیغمبر را قبول ندارد. همین‌طور کسی که ایمان به خدا و پیغمبر نداشته باشد. یعنی منکر است، یا ایمان ندارد، یا رسماً رد می‌کند، یا قبول نمی‌کند. دو تا ظریف می‌فرماید: خدا چیست؟ یا می‌گویی خدا، می‌گوید قبول نمی‌کنم. همچنین کسی که یکی از ضروریات دین اسلام مثل نماز یا روزه را با علم به اینکه ضروری دین است، انکار کند. این هم نجس است. و اگر از روی تقصیر نداند و انکار کند، احتیاطاً باید ازش اجتناب کرد. نمی‌داند بنده خدا.

بله، اعتراض به پیغمبر، اعتراض به خدا. طرف تخم‌مرغ توی زلزله فلان جا – حالا نمی‌گویم - ما با لباس روحانیت در می‌رفتیم. بس که می‌نشینیم داد می‌زنم به خدا توهین می‌کند. زلزله‌های معروف جنوب کشور، جنوب شرقی کشور. داد می‌زدند به خدا توهین کردند. من خودم با بعضی از مردم منطقه گفتگو داشتم تا منطقه. بعد چند سال باز هنوز می‌نالیدند: یعنی چی؟ خدا چرا با من اینجوری کرد؟ خب حالا یک وقت سوال، یک شب یک خوابیدیم و ۵ دقیقه زلزله زن و بچه زندگیم همه را از دست دادم. شاخ و دم که ندارد! منکر عدالت خداست که جزو ضروری‌ترین ضروریات دین است، اصول دین است. کافر می‌شود و نجس می‌شود. از این مسئله، مسئله بعدی.

شما الان مسلمانی که اهل کتاب قرآن برای بعد اهل کتابی که علناً چیز را قبول ندارند، عدالت خدا؟ اهل تسنن، ظاهراً عدالت سال‌های خطرناک. روال بحث این است. حالا یک وقتی روی حساب ضرورت‌هایی، یک اهمیت‌هایی بوده است. اهل‌بیت حالا وحدت بوده، جنبه‌های دیگر بوده، جنبه تصویر در زندگی مردم بوده، این‌ها را طاهر دانستند. معامله، ازدواج با آنها هستند. حالا آن بحثش، بحث منطق کار است. این است. کفر یعنی این‌ها. بحث ارتباط و کتاب، حدود و این‌ها بحث می‌کند که اعدام و این‌ها. آنجا بحث می‌کنم که امتداد دقیقاً چیست؟ چه جور است؟ و این‌ها ابتدا یا قبول نکرده یا رد کرده. یا اینجوری ضروریات دین را قبول نمی‌کند. یک دانه زن بیاید این را قبول نمی‌کند. این حساب منطق، منطق دین، این کافر است. حالا اینکه چرا اهل کتاب پاک‌اند و این‌ها، فعلاً چون اینجا بحثش نشده بهش اشاره‌ای نمی‌کنیم. حالا سر وقت خودش تو بحث اسلام به نظرم از جواب بحث بکنم، اسلام. بحث اسلام، مسئله ۲۰، آنجا بحث شده.

تمام بدن کافر هم نجس است، حتی ناخنش. ناخن کافر اگر جایی باشد، زمین نجس. موی کافر توی سلمونی، روی زمین. بوی بهاری ریخته! حرام که نیست. عرض کنم که حالا مثلاً الانیا این مسئله خیلی جوانب دارد. شنیده‌ام که موی طبیعی را سلمونی می‌برند. مو بلندند. این‌ها کافرند؟ کافرند که مویشان هم نجس است؟ خرید و فروشش حرام است. باطل. یا ناخن مصنوعی مثلاً بر فرض اگر ناخن شخص باشد، واقعی باشد. مثلاً مژه، مژه مصنوعی به خود ناخن. چیز هم نباشد. کاشتش، بحث کاشتش بحث دیگر می‌شود. این است که آب برای غسل و نماز بحث وضو این‌ها ان‌شاءالله به رطوبت‌های در بدنش نجس است. این عرقی که تنش می‌کند، حتی می‌گویند اگر کافر خواست مسلمان بشود، این عرق کرده. دفتر فلان مرجع مثلاً شهادتین بگیرد، نماز بخواند؟ نه. چون قبلش عرق کرده، عرق هم که کرده به بدن خورده، به لباس. این تمام بدنش پس کافر است بلامانع. تمام بدنش کافر است. تمام بدنش نجس است. حالا تو بحث پیوند اعضا چه باید کرد؟ اولین باری که خودم دارم می‌شنوم و دارم می‌گویم که اگر ما یک عضوی از یک کافر را پیوند زدیم به یک مسلمان، حالا چه باید کرد؟ دست کافر نجس نبود. علما بنشینند بحث کنند و جوابش را بگویند چه باید کرد؟ بدن کافر الان که بدن مسلمان است، پاک است. دیگر بحث این است که الان کافر پیوند زدند، طرف ۵۰ سال پیش دزدی کرده، دستش قطع شده. بعد پیوند زدند. آقا را پیدا کردند، گفتند قطع کنیم. خوب دست راست را می‌خواهم قطع کنم. آقا این دست پیوندی است، این را من قطع نکنید. اینجا قطع نمی‌کند، قطع می‌کند دست خودت. تو بحث طهارت و این‌ها هم همین. دانستن که ملاک نیست که دانستن چی که بدونیم این کافر است یا نه؟ دیگر تأثیر دارد یا نه؟ آن نجس هست که نجس است. من نمی‌دانم این پاک است، همه پاک.

خب، مسئله بعدی. اگر پدر و مادر و جد بچه نابالغ کافر باشند، یک بچه ۷ ساله ما داریم اروپایی از بلاد کفر، نجس‌اند پدرش، مادرش، جدش. پس پدر، مادر، جد نزدیک‌تر. جدش اعتقاد مسلمانانه. پدر و مادرش کافرند. مثل اوباما دیگر، باباش مسلمان، مادرش. بعد خودش کافر و نجس‌ترین نجاسات عالم. پس چرا مستراح هم نجس است؟ کافر حربی است. کافر حربی را سعید جمال اهل کتاب می‌شناسد. اهل کتاب هم وقتی به حرب و جنگ بیایند دیگر. مادر، جد و جده را گفتند. یعنی مادربزرگ اشاره کرد. بچه نجس می‌شود. و اگر یکی از این‌ها مسلمان باشد، بچه پاک است. پدر و مادر کافرند، پدربزرگش پاک. آقای سیستانی اینجا فرمودند که پدر و مادر و جد و جده‌های سیستانی هم جده را قبول دارند. جدم شهر جده هم که می‌گویند جده، محل دفن حضرت حوا در شهر جده، فرودگاه جده خیلی مقام معروف است، می‌شناسیم. آنجا جناب حوا مدفون است.

بچه نابالغ کافر، آن بچه هم نجس است، مگر در صورتی که ممیز و مظهر اسلام باشد. آیا سیستمی وجود دارد که بچه نابالغ ملحق به پدر و مادر و جد و جده می‌شود، مگر اینکه ممیز خودش دیگر حالیش می‌شود اظهار اسلامی کافر باشد که در این صورت پاک است. اگر از پدر و مادر خودش رویگردان و به مسلمان‌ها تمایل داشته باشد یا در حال تحقیق و بررسی باشد، حکم به نجاستش مشکل است و متمایل به مسلمین. و اگر پدر و مادر، جد و جده، یکی از این‌ها مسلمان باشد، این بچه پاک. توضیح مطلب تو بحث اسلام اشاره خواهد شد.

مسئله بعدی: کسی که معلوم نیست مسلمان است یا نه، چی می‌گذاریم؟ ولی احکام دیگر مسلمانان را ندارد. یعنی مثلاً مردم می‌گویند آقا این ارمنی است، جهود است، مسلمان است، ولی نمی‌تواند زن مسلمان بگیرد. نباید در قبرستان مسلمان‌ها دفن بشود. الان که قبرستان مسلمانان بهشت زهرا می‌روید، می‌بینید زده نمی‌دانم نانائیک و نمی‌دانم چی‌چی‌ها. بعد بغلش شهید فلانی، بعد بغلش آیت‌الله فلانی. زرتشتی و مسیحی و جهود و همه با هم حساب و کتاب هم ندارد. بابا قبرستان مسلمان‌ها باید جدا باشد، مسیحی‌ها باید جدا باشد. حساب کتاب ایرانی‌بودن و تهرانی‌بودن. الان که پارسا چی‌چی، جهود را تو اصفهان می‌خواستند دفن کنند. چی بود ماجرایش؟ تاریخ‌شناس یقین داریم ارمنی. قلبم می‌آید. اگر معلوم نیست مسلمان است یا نه، نشانه‌اش این پارچه.

مسئله بعدی: اگر مسلمانی به یکی از ۱۲ امام دشنام بدهد - به امام هادی کمپین راه افتاده تو این شبکه‌های مجازی اهانت می‌کردند به امام هادی علیه‌السلام - و دشمنی داشته باشد، این نجس است. خب، آقای سیستانی فرمودند که اگر از روی دشمنی دشنام بدهد، چرا؟ حالیش نیست، نمی‌داند، نمی‌فهمد. اگر روی دشمنی دشنام بدهد، نجس است. آیت‌الله بهجت هم می‌فرمایند که اگر کسی می‌خواهد مسلمان باشد یا غیر مسلمان، به یکی از این ۱۲ امام دشنام بدهد، نجس است.

نهم از نجاسات، شراب و هر چیزی که انسان را مست می‌کند. اگر به خودی خود روان باشد، نجس است. به خودی خود یعنی که آب تو آب نریزیم، آب بهش نبندیم، کاری نکنیم که مایع بشود، خودش مایع باشد. و اگر مثل بنگ و حشیش روان نباشد، اگرچه چیزی در آن بریزند که روان بشود، پاک است. پس بنگ و حشیش این‌ها خودش جامد است. ازش آب بگیرند، این در هر صورت پاک است. ولی شراب چون خودش مایع است، نجس است. پس اصل که هم مذکر باشد هم مایع، شراب نجس است. و غیر از آن از چیزهایی که انسان را مست می‌کند، نجس نیست. پس فقط شراب. شراب و هر چیزی که زیاد اگر به خودی خود مایع باشد نجس است و حرام است، اگرچه کم باشد. یعنی چیزی که زیادش انسان را مست می‌کند، کمش هم خوردن آن حرام است. شراب، یک ته استکان شراب می‌خورم، مستم نمی‌شود. نجاستش مهم است. شراب را جدا کردم. یک سری چیزهایی هست الان دارد تولید می‌شود با درصدهای کم. درصد متفاوت ۵ درصد، ۷ درصد، ۱۰ درصد، ۲۰ درصد، ۵۰ درصد. مست می‌گوییم بابت دو تا چیز حرام است خوردنش. یکی اینکه مست‌کننده است، و دیگر اینکه نجس است. شراب با ادرار هیچ فرقی نمی‌کند. کم و زیادش همین است. نجس است اگرچه کم باشد یا مست‌کنندگی‌اش خفیف باشد. ولی اگر مثل بنگ و حشیش مایع نباشد، اگرچه چیزی در ذهن که مایع است، باشد. الکل صنعتی چه حکمی دارد که برای رنگ کردن در و میز و صندلی و مانند این‌ها به کار می‌رود؟ اگر انسان نداند از چیزی که مست‌کننده و روانه درست کرده‌اند، پاک است. تا وقتی انسان نمی‌داند که این خاصیت تخمیر مست‌کننده است، خاصیت مست‌کنندگی دارد دیگر. ولو خاصیت صنعتی هم داشته باشد، نمی‌شود استفاده کرد. ازش اینجا هم بهداشتی. مسئله این است که بداند مست‌کننده است یا نه. دیگران که خورده‌اند بپرسیم. نان گندم خورده. حالا تو موادش چیزی باشد که مست‌کننده باشد.

آیت‌الله سیستانی می‌فرمایند که برای کار صنعتی به کار می‌برند تمام اقسامش چه صنعتی و چه طبی، پاک است. انگور، آب انگور به خودی خود جوش بیاید، حرام خوردنش حرام است ولی پاک است. انگور، آب انگور. آب انگور گرفتیم گذاشتیم تو حیاط حرارت خورد و جوش خورد، یک جوجه قل خورده، یک جوش خورده، این دیگر نمی‌شود خورد ازش ولی نجس نیست. خالی می‌کنیم توی ظرف‌هایی که داشتیم. خالی می‌کنیم توی یک قابلمه‌ای، یک دیگی می‌جوشانیم. حالا این ظرف‌های کوچکی که از توش خالی کردیم این‌ها همه نجس. مسئله مهم، مگر اینکه معلوم بشود که مست‌کننده شده. یعنی یک بار جوش خورده، یک بار هست مانده نصب. اگر به واسطه پختن جوش بیاید، خوردنش حرام است ولی نجس نیست. اینجا هم آقای سیستانی می‌فرمایند که اگر آب انگور به خودی خود یا به واسطه پختن جوش بیاید، پاک است ولی خوردنش حرام است. همین‌طور انگور جوشیده بنابر احتیاط واجب، حرام است ولی نجس نیست. انگور اگر به واسطه پختن یا غیر آن جوش بیاید - انگور به واسطه پختن، حالا کشمش هم که ملحق می‌کند - شما کشمش را توی برای عدس پلو، توی ماهیتابه. خوردنش حرام است ولی نجس نیست. الان برایش هیئت عدس پلو آوردند، رویش کشمش پخته است. خب این کشمش پخته انداخت. همان غذا دیگر. حرام است. نجس هم نبوده. غذا نجس. بنابر اقوی و احوط، نجس است و خوردنش حرام است. ایشان نجس است. نجس است، هم خوردن حرام است و باید از آن اجتناب کرد. کشمش پختن برای عدس پلو، بستن کشمش و انگور و این‌ها یک حکم.

مسئله بعدی: امام می‌فرمایند خرما و مویز و کشمش و آب آن‌ها اگرچه جوش بیایند، پاک است و خوردنش حلال است. فقط انگور. انگور وقتی جوش بیاید، خوردنش حرام است، تازه نجس هم نیست. امام می‌فرمایند که از بین انگور، خرما، کشمش، مویز کدامش اگر جوش بیاید، خوردنش حرام است، کدامش نجس می‌شود؟ هیچ کدام. آقای بهجت می‌فرمایند که کردن کدامش، اگر همه‌اش هم نجس می‌شود، هم محل اشکال است. محل اشکال، محل اشکال است. یعنی خوب.

دهم از نجاسات فقاع که از جو گرفته می‌شود. بهش آبجو می‌گویند. این هم نجس است. ولی آبی که به دستور طبیعی و جو گرفته شود پاک است. یعنی آبجویی که غالباً از جو گرفته می‌شود و موجب مستی درجه کامل و به احتیاط واجب نجس است. اما آبجویی که موجب هیچ‌گونه مستی نیست، این پاک و حلال است. این آبجو، آبجویی که… یعنی چیزی که از جو گرفته می‌شود، بهش آبجو می‌گویند، نجس است و خوردنش هم حرام است. ولی اگر عرض کنم که…

مسئله بعدی: عرق جنب از حرام. خب این هم بحث مهم است. عرق جنب از حرام نجس نیست. بله، احتیاط واجب این است که با آن بدن یا لباسی که بهش آلوده شده نماز نخواند. اینجا عرق جنب از حرام هم پاک است، هم نماز باهاش صحیح.

مسئله بعدی: اگر حالا مسئله خود را با جزئیات بگوییم. دیگر بحث فقه دیگر باید گفت. اگر حالا حرام یعنی با شخص حرام صورت نمی‌گیرد. با شخص حلال صورت می‌گیرد، ولی در وقت حرام. در وقت حرامش مثل مثلاً در روز ماه رمضان، مثل در ایامی که مثلاً عذر شرعی دارد، آن زن همسر خودش است ولی به مناسبت موقعیتی حرام شده. اگر انسان در موقعی که نزدیکی با زن حرام است، مثلاً در روزه ماه رمضان با زن خود نزدیکی کند، بنابر احتیاط واجب بعد از عرق خود در نماز اجتناب کند. آن عرق باز دوباره. امام می‌فرمایند که آن عرق را هم باهاش نماز نخواند. آیت‌الله بهجت می‌فرمایند که نجس نیست ولی بنابر اظهر و احوط با بدن یا لباسی که بهش آلوده شده تا خشک نشده، نماز نخواند.

مسئله بعدی: اگر تو این دوره مثلاً در روزهای ماه رمضان باشد، در صورتی که عرقش خشک نشده و اگر وظیفه‌اش تیمم باشد، تیمم نکرده، بنابر احتیاط واجب باید از عرق خودش در حال نماز اجتناب کند. ولی اگر تیمم کرده و بنابر ازهر، اجتناب از عرقی که بعد از تیمم حاصل شده، حتی اگر خشک نشده باشد، لازم نیست. یعنی عرق بعد از تیمم آمده ولی خشک هم نشده باشد، می‌تواند نماز بخواند.

خوب، مسئله بعدی: از حرام غسل نکرده، تیمم کرده، وقت نداشته برود غسل کند. خب غسل نکرده و بعد از تیمم و خواندن نماز عرق کند، این بنابر احتیاط واجب باید از عرق خودش در نماز اجتناب کند. ولی اگر به واسطه عذر دیگر تیمم کند، اجتناب لازم نیست. به خاطر تنگی وقت اگر باشد، باید از آن عرق اجتناب کند. خلاصه، ولی اگر به واسطه عذر دیگر، مثلاً آب برای بدنش ضرر دارد و این‌ها. خب، اگر وقت دوباره، وقتی که آزاد شد، می‌رود غسل می‌کند، دوباره نمازش را می‌خواند. ولی اگر به خاطر مشکل دیگر مثلاً آب برای بدنش ضرر دارد. اگر جنب از حرام بدون عذر به جای غسل تیمم کند و بعد از تیمم عرق کند، بنابر احتیاط واجب باید از عرقش در نماز اجتناب کند.

حالا از حرام جنب شده، بعد با حلال نزدیکی کند. این بنابر احتیاط واجب باید از عرق خودش اجتناب کند. ولی اگر اول با حلال بوده بعد از حرام جنب شود، عرق او وجوب اجتناب ندارد.

که آخر اینکه عرق شتر نجاست‌خوار. عرق شتر نجاست‌خوار نجس است. بقیه حیوان‌ها که در تحریر آمده‌اند. بقیه حیوانات عرقشان نجس‌اند. آقای سیستانی می‌فرماید عرق شتری که به خوردن نجاست انسان عادت کرده نجس است. و همچنین بنابر احتیاط واجب عرق حیوانات دیگری که اینچنین باشند هم باز نجس است. ایشان همه را می‌گویند. شتر فتواست در مورد بقیه احتیاط واجب. عرق شتر نجاست‌خوار بنابر اظهر پاک. امام نجس می‌دانستند، اگرچه احتیاط لازم است. تفاوت‌هایی دارند. آقای بهجت کلاً یک مسلک دیگرند، دیگر. امام یک مسلک دیگر. این تا اینجا بحث اقسام نجاسات بود و بحث در مورد خود نجاسات. اینکه چه جور اثبات بشود نجس است، چه جور نجس را پاک بکنیم و این‌ها بحث‌هایی است که بعد از بله، تعطیلات، ان‌شاءالله تعطیلات زمستانی ان‌شاءالله مطرح خواهیم کرد. عمل فقه و احکام به او عنایت بفرمایید. الحمدلله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب تحریر الوسیله