شرح کتاب تحریر الوسیله

جلسه چهارم

00:41:27
47

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم. از نجاسات، ۹ مورد نجاست را خواندیم و به نجاست دهم رسیدیم.

العاشر: الکافر، و کذلک من ینتقص شریعته المطهره من غیر فرق بین المرتد و الکافر الاصلی و الحربی و الذِّمّی و النّواصب و الخوارج لعنهم الله تعالی فهؤلاء نجسان من غیر اشکال. (متن این قسمت از تحریر الوسیله نقل شده است.)

مهم نیست (؟)، نجاست دهم «کافر» است؛ کافر نجس است.

خب، حالا کافر کیست؟ کافر کسی است که اسلام را قبول ندارد، یک مکتبی غیر از اسلام دارد؛ یا اینکه اسلام را قبول دارد ولی یکی از ضروریات دین را انکار می‌کند. کسی که یکی از ضروریات دین را انکار کند کافر است. (مثلاً) پیغمبر را قبول دارد، امام زمان (عج) را قبول دارد، اما معاد را قبول ندارد؛ این کافر است، نجس است. بگوید که من پیغمبر را قبول دارم و اهل بیت را قبول دارم؛ این نجس، کافر.

عرض کنم که از آن طرف بگوید: «نماز! ما چیزی به اسم نماز در دینمان نداریم.» یا «چیزی به اسم حجاب در دین نداریم.» اینها همه ضروریات دین است و انکارش کفر است.

«ضروریات» یعنی آن چیزی که هر کسی که مسلمان است، می‌داند که این در اسلام هست. هر مسلمانی می‌داند که این جزء اسلام است و برایش جزء واضحات و بدیهیات است. بدیهیات اسلام که حالا این تقلیدی هم نیست ها! یعنی ضروریات دیگر از رساله نیست. ضروریات اصلاً بحث تقلید ندارد که بگوییم شما ضروریات را از کدام مرجع تقلید می‌کنید. ضروریات بیش از (ظاهراً: هیچ) انسان شک دارد، گمان دارد. اگر چیزی یقین داشته باشد که تقلید نمی‌کند؛ با تقلید یقین، تقلیدیته (تقلید که یقین نیست)، دیگر کلیت را انکار کند این تقلید می‌شود.
جزئیات، بله. عرض کنم که حالا بخش کل نماز را، کلیت نماز را قبول دارد؛ ولی حالا به چه شکلی خوانده بشود؟ یعنی اصلش را می‌داند هست، بعد جزئیاتش را رفته از توی (رساله پرسیده). نماز ظهر چهار رکعت است، (این از) ضروریات دین است دیگر، تقلیدی نیست؛ از کدام رساله داری می‌گویی؟

اگر قبلاً مسلمان بوده، مرتد است. اگر اصلاً از بیخ قبول نمی‌کند، از همان اول کافر است، نجس.

اگر یک استخر ۳۵۰ کیلو آب، سر انگشت کافر به آن برسد، همه ۳۵۰ کیلو نجس می‌شود.

به چه نحوی انکار کند؟ این هم نکته است. به نحوی که آن برگردد به انکار رسالت. «پیغمبری (وجود ندارد)» یا «پیغمبر دروغ گفته است» یا «شریعت پیغمبر را تنقیص کند، ناقص بداند». اینها، اگر به آن (انکار) برگردد، کافر می‌شود وگرنه نه.

اگر طرف نمی‌داند، یعنی هنوز اول اسلام است. به او می‌گویند که حجاب. می‌گوید: «نه، حجاب نداریم.»

اروپایی مثلاً تازه مسلمان شده است، می‌گویند: «شما چرا حجاب نداری؟» می‌گوید: «من از اسلام تحقیق کرده‌ام، در اینترنت، آنقدری که من خوانده‌ام اسلام همین است. خدا و پیغمبر. حجاب در اسلام ندیدم.»

نه، این را که نمی‌گویند مرتد. آن وقتی ارتداد، آن وقتی کفر است که طرف یک جوری دارد انکار می‌کند که (که) انکارش برمی‌گردد به تکذیب پیغمبر، به انکار رسالت. به اینکه دین پیغمبر را دارد تنقیص می‌کند، یک بخشش را دارد از بین می‌برد (و) یا ازش چیزی صادر بشود که اقتضای کفرش را دارد، یا از قول یافه، (؟) توهین کند مثلاً به یکی از حضرات توهین کند، مست (یا) تمسخر کند. ببینید در اینترنت چه خبر است! صبح تا شب انواع و اقسام (؟) جوک، توهین، کاریکاتور، چیا (چه چیزی‌ها) که نمی‌سازند برای اهل بیت، از خود پیامبر اکرم تا سایر حضرات، برای امیرالمؤمنین، برای امام زمان. اینها که حالا خیلی در تیررس توهین‌اند. ح... (ظاهراً: حرمت) را (شکسته‌اند). برای امام هادی (علیه‌السلام)، لقمه حرام، حرام‌خوار... حالا قاعدتاً معمولاً اینها نَسب بله، برای (مثلاً) حذف قمر بنی‌هاشم (چه کردند). چه خزعبَلاتی که من وقتی گوش دادم واقعاً تنم لرزید و تا یک هفته‌ای افسردگی گرفته بودم. چه جسارت‌هایی! چه...

خب، این همان اولین کلمه، اولین اشاره‌ای که دارد می‌کند و قصدش جسارت و (توهین) است، چی می‌شود؟ حرام. این دیگر کافر است، نجس است، مرتد. و فرقی هم نیست بین مرتد و کافر اصلی. چه از بیخ (اساساً) طرف کافر باشد، و چه اینکه اول مسلمان بوده بعد انکار می‌کند.

و کافر اصلی هم می‌خواهد حربی باشد یا ذمی. کافر حربی الان مشغول جنگ است با مسلمان، مثل صهیونیست‌ها. کافر ذمی، کافر است ولی خب زرتشتی که الان مثلاً در یزد است، این چیست؟ این کافر است، کافر اصیل هم هست ولی چه نوع کافری است؟ کافر ذمی است. ذمی اسلام، خونش محترم است، مالش محترم، ناموسش محترم. ولی کافر حربی دیگر عملاً مثلاً مالش محترم نیست، شما می‌توانید ازش ربا بگیرید. حالا در مورد کافر ذمی و اینها هم بحث است. محترم نیست کافر حربی.

اما نواصب و خوارج. نواصب و وهابیت (؟). خوارج هم که الان هستند که برخی کشورهای حاشیه‌نشین خلیج لعنهم الله، امام (ره) اینجا لعن می‌کند. اینها نجس‌اند و نجس بودنشان هم مشروط به این نیست که انکاری داشته باشند که (آن) به انکار رسالت برگردد. (اگر) کار رسالت (انکار شود). ولی به یکی از حضرات توهین می‌کند (یا) یکی از معصومین را قبول ندارم. (؟) جسارت پیغمبر (اگر) برگردد ولی خلاصه سایر حضرات (اهل بیت) یا قبول ندارند یا (اگر) پیغمبر (را قبول نکنند، کفر است و) برگردد (به نفی رسالت).

غلو می‌کند. اگر غلوش موجب انکار الوهیت یا توحید یا نبوت بشود، کافر است. «لا اله الا زهرا»، «لا اله الا علی». می‌فهمد دارد چی می‌گوید؟ حواسش جمع است؟ قاطی نکرده؟ جوگیر نشده؟ حالیش (حالی‌اش) هست که چی دارد می‌گوید؟ نجس. این خلاصه نجس. «لا اله الا فلان»! خیلی اینها خوب‌اند.

حالا بحث اهل سنت را که مطرح کردند: «غیر الاثنا عشری من فِرَق الشیعه الی لم یظهر منه لا یعتقدون به امامتهم طاهرون.» (تا زمانی که از آنها چیزی ظاهر نشود که عقیده به امامت را نفی کند طاهرند.) (یعنی) ۱۲ امامی، از زیدیه و اسماعیلیه و اینها گرفته تا اهل سنت، تا زمانی که اظهار (دشمنی) به شیعیان (نکنند). اینجا امام (ره) در تحریر اهل سنت را نجس می‌دانند. سنی‌ها را این وسط مسئله جدا نگفتند؛ جزء فرق شیعه که نیستند. در حالی که واقعش اینطور نیست. حالا در رساله ملاحظه می‌فرمایید.

امام شاید اینجا عبارت تحریر (یک) خورده بودار باشد. ولی اولاً که خب خیلی شفاف حضرت امام در سخنرانی‌هایشان در مورد اهل سنت و اینها صحبت می‌کردند، مسلمان می‌دانستند، همه مسلمان‌های دنیا را مسلمان می‌دانستند، پیام می‌دادند به اینها. برای حج پیام می‌دادند، برای وقت‌های دیگر پیام می‌دادند. اینها را، آن جنبه اسلام و مسلمان بودنشان را هی تأکید می‌کردند.

خب نجس‌اند اینها، کافرند؟ این همه هی پیام به این ور آن ور (دادند) هی اینکه آقا شما مسلمانید، قیام کنید در راه خدا و فلان!

ثانیاً واقعاً پس ما در (نظر) حضرت امام، اهل سنت را کافر و نجس نمی‌دانیم، مسلمان. مگر اینکه همین شروطی که اینجا (گفته شد). پس از شیعه دوازده امامی، فرق اسلامی، اگر دشمنی از اینها ظاهر نشود و ناسزا به حضرات (معصومین) به هر کدام از این دوازده امام، ناسزایی سر نزند. به آن ائمه‌ای که او قبول ندارد از (مثل) موسی بن جعفر (علیه‌السلام). قبول ندارد دیگر. (بعد از) امام صادق (علیه‌السلام)، (آنها) اسم (می‌برند) یا زیدیه، امام سجاد (علیه‌السلام) را قبول دارد بعد امام سجاد (علیه‌السلام) قائل به امامت زید است که در یمن هم خیلی زیاد است. در حرم شما می‌بینید، در پیاده‌روی اربعین کربلا، اینها را می‌بینی. در حرم امام حسین (علیه‌السلام) می‌بینی، در حرم امیرالمومنین (علیه‌السلام) می‌بینید. در مکه و مدینه که کلاً همه را می‌بینید. خب در حرم امیرالمومنین (علیه‌السلام) شما زیدی می‌بینید، اسماعیلی می‌بینید. اینها شیعه‌اند. خب می‌شود غذاشان را خورد؟ می‌شود ارتباط برقرار کرد؟ پاک‌اند یا نجس‌اند؟ اگر توهین و ناسزا و دشمنی با سایر اهل بیت ندارد (پاک‌اند)، ولی اگر اظهار ناسزا و دشمنی و اینها کردند، اینها مثل ناصبی‌ها (هستند و نجس).

مسئله یازدهم، نجاست یازدهم: «الحادی عشر، عرق الاَوَلِ الجَلاله.» عرق شتر نجاست‌خوار. یک شتری (که) نجاست خورده است، عرق می‌کند. حیوانات الجلاله (یک) حیوان دیگری است که نجاست می‌خورد. امام (ره) نظرشان این است که اینها چیست؟ عرقشان پاک است. «والاَحْوَطُ الاجتناب.» خب چرا این را در همان مسئله اول که جلال داشتیم، (بحث نکردیم) که عرق این «جدال» (جلال) را نجس است، حرام‌گوشت هم (هستند). چون حرام‌گوشت می‌شوند، ادرار و مدفوعشان نجس می‌شود دیگر. اجتناب کند یعنی از سایر حیوانات. اقوا این است که بفرمایید اوایل که پاک‌اند. احوط که شناختن، یعنی چی؟ یعنی احتیاط مستحب این است که یعنی از گوسفند نجاست (خوار) عرقش، شتر نجاست (خوار) اینها، از عرقش اجتناب (کنید). حرام (و) همان جوری که بنا بر اقوا عرق جنب از حرام هم چیست؟ پاک است. یک انسانی خدای نکرده با زنا، با (کلمه نامناسب)... هرچی (هر گونه گناهی) از حرام. این عرقی که به تنش نشسته نجس است؟ ولی امام می‌فرماید که پاک است ولی با آن نماز نخواند. «والاَحْوَطُ التَّجَنُّبُ عَنْهُ فِی الصَّلاه.» از این دوری کند برای نماز. «احتیاطاً منه مطلقاً.» اصلاً کلاً هم نسبت به این احتیاط بکند مطلقاً، یعنی چه برای نماز، چه غیر نماز. طواف برای حج، هر جایی که طهارت لازم است. برای توقف در مسجد، برای هرچیزی مثلاً. خلاصه اینجا ازش این مسائل (بیان شده).

عرض کنم خدمت شما که بحث نجاسات، ۱۱ نجاستی که در تحریر به آن اشاره شده. خب رساله حضرت امام (ره) این مبحث را پیش ببریم. خب (رساله‌های) مفصل اینها خیلی بیشتر به آن پرداخته شده است، احکام نجاسات. حالا بحث بعدیمان که از تحریر می‌کنیم، در مورد خود نجاسات که نجاسات چیا (چه چیزی‌ها) است. خب نجاسات (شامل) آیا (از نظر) سیستانی و آقای بهجت ۱۰ مورد (است). این اولین مسئله (که) امام (ره) فرمودند، قاعد (؟)، منی، مردار، خون، سگ، خوک، کافر، شراب، فقاع (؟) و عرق شتر نجاست‌خوار. این ۱۱ تا را آقای سیستانی فقاع (؟) ذکر نکرده‌اند. آقای بهجت هم فقاع (؟) و مسائل مربوط به عرق جنب از حرام و عرق شتر نجاست‌خوار را (ذکر نکرده‌اند). در ادامه همین مسائل اینست (اینها را آورده‌اند)، یعنی یک بحث جدا ندانسته‌اند.

عرض شد که مال حیوان حرام‌گوشت اگر باشد که خون جهنده دارد، خون جهنده یعنی خون ازش بیرون می‌زند، نجس است. ولی فضله حیوانات کوچک مثل پشه و مگس که گوش ندارند، فضله پرنده‌های حرام‌گوشت. حرام‌گوشت، فضله پرنده حرام‌گوشت مثل چیست؟ کلاغ و طوطی. حالا در مورد این مسئله آقای سیستانی می‌فرمایند که از (بعد) حیوان حرام‌گوشت که خون جهنده ندارد، حرام‌گوشت است ولی خون جهنده (هم ندارد). این باید برابر احتیاط لازم اجتناب کرد. یعنی چون حرام‌گوشت است، ولو خون جهنده ندارد، باز هم (سؤال: باید آن را) ... (؟) واجب (است) اجتناب بشود از ایشان و خون جهنده‌دار نجس است. حالا هنوز به بحث پرنده. از آقای بهجت می‌فرمایند که ایشان هم بنا بر احتیاط از بول و غائط حیوان حرام‌گوشتی که خون جهنده ندارد، اگر حرج لازم نمی‌آید، اجتناب کند (و اگر حرج لازم آمد، لازم نیست). حرام‌گوشت است ولی خون جهنده ندارد. اینجا بخواهد از اینها اجتناب بکند، این کسانی که در شالی مثلاً کار می‌کنند، اینها می‌آید می‌چسبد (به) بدن و هی حالا مثلاً ادرار می‌کند روی تنش و فلان. بول و فضله پرنده‌های حرام‌گوشت پاک است ولی بهتر اینست که اجتناب کند.

آقای بهجت فرمودند که فضله خفاش بنا بر احتیاط نجس است. خفاش پرنده حرام‌گوشت است دیگر، بنا بر احتیاط نجس است. خفاش پستان (دارد).

مسئله بعدی این است که حیوانی که نجاست‌خوار باشد، گفتیم نجس است. و بول و غائط حیوانی هم که انسان باهاش نزدیکی کرده و گوسفندی که استخوانش از خوردن شیر خوک محکم شده. این هم اضافه شده. حیوان بود جلاله و موطوعه. گوسفندی که با شیر خوک رشد کرده، استخوانش با شیر خوک شکل گرفته. حلال‌گوشت (است). سومی، آره می‌شود گوسفندی که... (؟) از گوشت خوک (تغذیه کرده باشد). بهجت اینجا می‌فرمایند که حیوان نجاست‌خوار که عادت به خوردن فقط نجاست انسان، اون هم بدون اختلاط به چیز دیگری، پیدا کرده است، تا وقتی که استمرار نشده، پاک (؟) نجس است. حیوانی که انسان باهاش نزدیکی کرده و گوسفندی که گوشتش از خوردن و شیر خوک روییده، بنا بر احتیاط ملحق به نجاست‌خوار (هستند). احتیاط واجب می‌دانند که این دو تا (هم) گوسفند، ملحق به نجاست چیست؟ (فقط نجاست انسان)، نه فقط نجاست خالی انسان، (بلکه) نجاست، فقط همین، فقط این را خورده باشد، قاعد (؟). بچه بزی که شیر خوک خورده به تفصیلی که در احکام خوردنی و آشامیدنی می‌آید، یک حیوان چهارپایی که انسان باهاش نزدیکی کرده. اینها چیست؟ نجس.

سومین از نجاسات، منی. آن هم منی حیوانی که خون جهنده دارد. این هم وصل کردیم که نجس است. آقای سیستانی فرمودند که از (منی) مرد و هر حیوان مذکر حرام‌گوشت، حیوان مذکر حرام‌گوشت، این که خون جهنده داشته باشد، منی‌اش نجس است. رطوبتی که از زن با شهوت خارج می‌شود و موجب جنابتش می‌شود، در حکم منی نیست. (با این حال سیستم...) (؟) منی حلال‌گوشت. از نظر امام (ره) منی حیوان مذکر حلال‌گوشتی که خون جهنده دارد، اشتباه است (که نجس باشد).

چهارمین از نجاسات، مردار. چهارمین از نجاسات، مردار. مردار حیوانی که خون جهنده دارد نجس است. پس این همش بحث خون جهنده است. منی (؟) مردار بحث خون جهنده‌دار (است). چه خودش مرده باشد یا به غیر دستوری که در شرع معین شده او را کشته‌اند. ماهی چون خون جهنده ندارد اگرچه (حتی) در آب بمیرد باز هم پاک است، مردار نیست، خوردنش جایز نیست ولی پاک است. (باید) سیل (؟) بشود ولی نجس (نیست).

مسئله بعدی (این است که) حالا از این حیوانی که خون جهنده دارد یا از این مردار، چیزهایی مثل پشم و مو و کرک و استخوان و دندان، اینها روح ندارد. (اگر) از غیر حیوانی باشد که مثل سگ (و خوک) نجس است، پاک است. پس اینهایی که روح ندارد از مردار پاک است. (ولی) از یک حیوانی که خودش نجس‌العین است مثل سگ و خوک، آن چیست؟ (نجس).

سیستانی و آقای بهجت گفتند که در کنار خون جهنده گفتند خودمان عضو هم روح نداشته باشد. پوست‌های مختصر لب (؟)، (نفس) به جاهای دیگر بدن که موقع افتادنش رسیده. پوست از جایی از بدن، (مثلاً) بغل ناخن یک مقدار پوست می‌زند بیرون، خودش هم می‌افتد، خودش می‌افکند. آن پوستی که الان شما کندید آن نجس است. حتی اگر موقع افتادنش رسیده، موقع افتادنشه ولی خودت بکنی باز هم (نجس است) ولی باید برابر احتیاط واجب از پوستی که موقع افتادنش نرسیده و آن را کندند، اجتناب کرد، یعنی دست خیس به آن بخورد یا لب آب دهان، هر کدامش بخورد، چی می‌شود؟ سیستانی فرمودند که این اگر جاهای دیگر بدن (مثلاً) پوست لب به جاهای دیگر بدن، (اگر) این را بکنند، اگر روح نداشته باشد و به آسانی کنده بشود، پاک است.

مسئله بعدی تخم‌مرغی که از شکم مرغ مرده بیرون می‌آید. اگر پوست رویش، پوست رویش سفت شده باشد، پاک است ولی ظاهر را باید (با آب) آب کشید. اینجا هم بهجت (و) سیستانی فرمودند که پاک، بنا بر احتیاط باید پوست رویش سفت شده باشد ولی ظاهرش را باید آب کشید. این (تخم‌مرغ) پاک (است) هر چند پوست رویش سفت نشده باشد باز هم ولی ظاهرش را باید آب کشید (؟). تویش پاک (است) ولی روی تخم‌مرغ (نه). بهجت هم (آیه) پاک (است) اگر سفت شده. امام برای (مورد) وحشت (؟) میگویند: تویش پاک است. آقای بهجت و امام (می‌گویند) سفت شدن تخم‌مرغ قبل از اینکه علف‌خوار بشوند. اول قبل از اینکه علف‌خوار بشوند، این پنیر مایعی که در شیردانشان است، شیری که یک پنیر مایع است، این پاک است برای مرده (؟) پاک است. اینجا هم اختلافی بین آقایان نیست.

مسئله بعدی حالا خیلی از این مسائل چون خواندیم، بحث گوشت و پیه و چرم که این در بازار مسلمان‌ها فروخته می‌شود. یکی از اینها در دست مسلمان باشد (؟) که از حیوانی (است که) صورت کشته شده یا نه، این نجس است. حالا اینجا آقای سیستانی یک توضیحی دادند، فرمودند چربی که احتمال آن (برود) که از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده ولی اگر از دست کافر گرفته شده یا اینکه دست مسلمانی باشد که از کافر گرفته و رسیدگی نکرده که از حیوانی که به دستور شرع کشته شده یا نه، خوردن آن گوشت و پیه حرام. و آنی که از بازار مسلمان‌ها یا از مسلمانی گرفته بشود و معلوم نباشد که از کافر گرفته شده، گوشت و پیه نیز جایز است. (یا) تصرفی بکند که مختص گوشت حلال است. مثل اینکه برای خوردن می‌فروشد، برای تصرف حلال تصرف بکند، حلال است. مثلاً گوشت حلال را تصرفاتی که مخصوص گوشت حلال است چیست؟ مثل خوردن. برای خوردن می‌فروشد. (شرعی نشده). حالا برای خوردن بفروشد. قید قبلش (اینکه) چیزی نگفتند دیگر، گفتند از کافر گرفته شده مسلمان. قید احتمالش برود مشروط به اینکه آن مسلمان توی این گوشت تصرف بکند که مختص گوشت حلال است. (تعهد) تصرفی بکند، شاید تصرف... حالا مثلاً تصرفاتی که برای (غیر) گوشت حلال است چیست؟ بله این قید آخری که زدند یک خورده همچین... ما که مثلاً برای چه تصرفات دیگری؟ و یک دو دقیقه وقت داریم.

بحث خون را هم که پنجمین نجاست. چون قبلاً خواندیم خیلی سریع مطالب را رد (می‌کنیم). اینجا خونی که در تخم‌مرغ است، امام فرمودند نجس نیست ولی بنا بر احتیاط واجب باید از خوردنش اجتناب کند. نجس نیست ولی نباید بخورد. تخم‌مرغ را هم بزند که از بین برود. خوردن زرده هم مانعی (ندارد). اینجا آقای سیستانی فرمودند که احتیاط مستحب آنی است که از زرده تخم‌مرغ که ذره خون درش (در آن) هست، اجتناب بشود. یعنی اگر ما یک تخم‌مرغی داشتیم و یک سر سوزن توش (داخلش) نجس است و از کلش اجتناب می‌شود، از خونی که در تخم‌مرغ است بنا بر احتیاط باید اجتناب کرد ولی اگر خون در زرده باشد، سفیده پاک است. اگر در سفیده باشد، زرده (را) نباید خورد ولی محدوده (آن) پاک بودنش (است) سفید.

خونی که گاهی موقع دوشیدن شیر دیده می‌شود، این هم نجس است، هم شیر نجس است. دندانی (بر اثر ضربه) می‌آید (بعد خون می‌آید). این اگر مخلوط بشود با آب دهان (و) از بین برود، این پاک است. و فرو بردنش هم در این صورت اشکالی ندارد. ولی وقتی زیاد (باشد)، این جوری که محسوس است، یعنی جداست. (اگر) آنقدر کم است که قاطی آب دهان است. اینجا هم (اگر) به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین برود، اجتناب از آب دهان لازم نیست.

بعد بحث این خونی که کوبیده می‌شود که دیشب هم عرض (کردم) زیر ناخن، زیر پوست این (که) می‌میرد. (اگر) این طور بشود که دیگر بهش (به آن) خون نگویند، این پاک است. اگر بهش خون بگویند، در صورتی که ناخن یا پوست سوراخ بشود، اگر مشقت ندارد باید برای وضو و غسل خون را بیرون بیاورد. اگر مشقت دارد و پارچه یا چیزی مثل پارچه رویش (روی آن) بگذارند، روی پارچه دست تر بکشند. اینجا فقط آقای سیستانی فرمودند که این (اگر) بهش خون نگویند که پاک است. اگر خون بگویند و ظاهر بشود، نجس است. پس اگر ناخن یا پوست سوراخ بشود به طوری که خون جزو ظاهر بدن به حساب بیاید، اگر بیرون آوردن خون و تطهیر محل جهت وضو یا غسل مشقت زیاد دارد، باید تیمم کند. ایشون (امام سیستانی) فرمودند اگر نمی‌تواند، سیستانی و امام (همین را می‌گویند).

مسئله بعدی هم (اینکه) اگر موقع جوشیدن غذا ذره خون درش (داخل آن) بیفتد، تمام غذا و ظرفمان نجس می‌شود. گاهی بوده دیگر، بنده خدا داشته غذا برای هیئت درست می‌کرده، از کی شنیدم؟ تازگی‌ها هم شنیدم. نه دستش که در قابلمه را برداشته، یک خراش می‌افتد و یک کوچولو خون می‌افتد تو این قل‌قل‌خوران (آب جوش). (اگر یک) خروار (غذا) باشد، همش (همه‌اش) نجس شده است. آب قلیل بهش (به آن) برسد همش (همه‌اش)، تمام غذا و ظرفش نجس می‌شود و جوشیدن و حرارت و آتش پاک‌کننده نیست. مشکین (؟) (در مورد) دلیل ظرفش فرمودند که احتیاط واجب این است که چه خودمان غذا، چه ظرفش...

زردابه‌ای که در حال بهبودی زخم در اطرافش پیدا می‌شود. زردی می‌آید بیرون. اگر معلوم نیست که این با خون مخلوط است یا نه، بنا بر (نظر) اینجا آقای بهجت فرمودند که اگر معلوم نیست که با خون مخلوط است، و بهش خون زرد هم نگویند، قشنگ است. خون زرد. چون خود زردی، گاهی خون است. پس قرمز بودن شرط در خون نیست، زرد بودن هم هست. همان که در بحث حیض و اینها به زردی هم خون گفته می‌شود. این اگر بهش خون زرد نگویند، پاک است. اما اگر قبلاً می‌دانستیم خون بوده، ولی اگر خون، خون زرد است، یک وقت خون زرد است، یک وقت چرک (یا) عفونت. اگر عفونت (باشد) پاک است، ولی اگر خون زرد است، این نجس است. خون بوده حالا شک (در) زردی دارد ازش می‌آید. من شک دارم این زردی که (هست، آیا) خون زرد است یا پاک شده (است). بهجت (این را می‌گوید).

مسئله ششم و هفتم هم تمام شد. سگ و خوکی که در خشکی زندگی می‌کنند. حتی مو و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبت‌های آنها نجس است. دریایی پاک‌اند. آقای سیستانی فرمودند که سگ و خوک نجس‌اند حتی مو، استخوان، پنجه، ناخن، رطوبت‌های آنها. ایشان قید خشکی و دریایی نزده‌اند. حالا سگ دریایی داریم، خوک دریایی (هم داریم). سگ دریایی که سگ گفته بشود. هرچی (کدام) سگ‌های زینتی (که) آمده، (با) مدل فانتزی جدید، کتانی پای سگش کرده بود، سگ کفش‌دار. هر نوعی که باشد، حالا اگر خشک (باشد)، مال خشکی باشد که کلاً همه (نجس‌اند). ولی اگر دریایی، اینها هم فرقی نمی‌کند که مطلقاً نجس است، چه مال خشکی، چه مال دریا. خب این هم بحث سگ و خوک. بحث کافر (؟) می‌ماند برای جلسه بعدی که نجاسات را ان‌شاءالله.

الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب تحریر الوسیله