شرح نهج البلاغه

سوره 31 نامه 31 جلسه اول

00:25:43
15

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن إلی قیام یوم الدین.

بحثی که خدمت عزیزان، ان‌شاءالله، تقدیم خواهیم کرد، با عنوان «سوره ۳۱، نامه ۳: راهبردهای آموزشی و پرورشی در سوره مبارکه لقمان و نامه ۳۱ نهج‌البلاغه» است.

خب، این ایام با وقایعی مواجه بودیم در حوزه فرهنگ و آموزش و پرورش. سندهایی امضا شد و برای اجرایی شدن ابلاغ شد. این سندها خیلی تناسبی با مبانی و موازین ما ندارد و نقدهایی به آن‌ها وارد شد. عمدتاً به مسائل ریزی از این سندها و برخی مؤلفه‌هایشان نقد وارد بود. ما در این جلسه بنا نداریم خود این سند را نقد کنیم و قرار نیست درباره محتوای این سند صحبت کنیم. آنچه عرض ما در این بحث است، این است که ما خودمان راهبردهایی داریم؛ بدون اینکه بخواهیم به دیگری مراجعه کنیم، ببینیم از مبانی ما چه راهبردهایی استخراج می‌شود.

ببینید، در سوره مبارکه فرقان، آیه ۵۲، این آیه‌ای که این چند وقت بین ما معروف شد به بحث «جهاد کبیر»، سالیانی بود که در مورد آن بحث می‌کردیم و عرض می‌کردیم این جهاد قرآنی، جهاد کبیر می‌شود. رهبر معظم انقلاب این را در واقع به نحوی، حکم جهاد را صادر کرده‌اند. پرچم (جهاد) قبل از ایشان هم در قرآن صادر شده بود. این جهاد کبیر چیست؟ این آیه می‌فرماید: «فلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً». این آیه سه محور دارد: محور اول این است که شما کافرین را اطاعت نکنید. محور دوم این است که با آن‌ها مجاهده کنید. محور سوم این است که در برابر آن‌ها «بِهِ» مجاهده کنید. «بِهِ» چیست؟ به کجا برمی‌گردد؟ گفته‌اند به قرآن برمی‌گردد. علامه طباطبایی در «المیزان» و مرحوم طبرسی در «مجمع» می‌فرمایند که این «بِهِ» از آیات قبل به قرآن برمی‌گردد. ولی حضرت آقا فرمودند که به نظر ما می‌آید به عدم الاطاعه برگردد: «فلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ»، به آن عدم اطاعت، جهاد کبیر. خود این جهاد، می‌شود جهاد کبیر.

ما باید با کافرین مبارزه بکنیم. در واقع چه بکنیم؟ اطاعت نکنیم از کافر. به چه نحو اطاعت نکنیم و به چه نحو مبارزه کنیم؟ این آیه چه می‌خواهد بفرماید؟ می‌خواهد بفرماید سیاست‌گذاری‌ها، هدف‌گذاری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها دست کافرین نباشد. اگر برایت سیاست‌گذاری کردند، بهت طرح دادند، هدف‌گذاری کردند، برنامه بلندمدت نوشتند، برنامه میان‌مدت نوشتند، برنامه کوتاه‌مدت نوشتند، عرضه کنی به چه؟ به قرآن، به مبانی وحیانی. اگر مخالفت داشت، پس بزن. یا اصلاً وقتی طرحی بهت می‌دهند، سندی بهت می‌دهند، شما باید بگویی آقا من قرآن دارم، «بِهِ جهاداً کبیراً». بهت سند آموزشی می‌دهند؟ من سند آموزشی دارم. فقط کاری که هست، این است که باید از این قرآن استنباط کرد. مسئله این است. آن چیزی است که قلقش هست، روشش هست. سازوکار فقاهت، سازوکاری است که دوازده قرن به کار گرفته شده، نتیجه داده است. در بعضی حوزه‌ها کمتر جلوه داشته، در بعضی حوزه‌ها بیشتر جلوه داشته است. در حوزه‌های رفتاری مردم و حوزه‌های افعالی مردم بیشتر بوده است؛ در مباحث فقهی، حلال، حرام، احکام وضعی، این‌ها احکام تکلیفی کار شده، استخراج شده و بیان شده است.

در حوزه‌های نظام‌سازی، ما مباحث استنباطمان کم بوده است. نظام اقتصادی؛ مسائل اقتصادی داریم: ربا داریم، مضاربه داریم، مزارعه داریم، بیع داریم. نظام اقتصادی را آن‌جور که باید کار نکردیم. خب، امثال شهید صدر (رضوان‌الله علیه) مباحثی داشتند، مثل «اقتصاد» در حوزه نظام‌سازی، ولی این خط متأسفانه استمرار نداشته و حرکت یک نهضت علمی نبوده است. در حوزه‌های نظام سیاسی هم همین‌طور. حضرت امام (رضوان‌الله علیه) نظامی را طراحی کردند؛ اول در حوزه تئوری و نظری، بعد در حوزه عملی که وقتی وارد حوزه عمل شدند، اتفاقاً پربارتر شد و در مسائل نظری هم عوض شد. در حوزه تربیتی هم همین‌طور. ما بعضاً مسائل تربیتی داریم. از یک فقیه می‌پرسیم آقا مثلاً بوسیدن بچه هفت‌ساله چه حکمی دارد؟ می‌گویند کراهت دارد؛ بر فرض. مثلاً بچه پنج‌ساله شما، بچه هفت‌ساله شما، دختر و پسر این‌ها کنار هم خوابیدنشان، زیر یک پتو خوابیدنشان مثلاً کراهت دارد. این‌ها احکام تربیتی ما است، مسائل تربیتی ما است؛ ولی این مسائل مبتنی بر یک نظام تربیتی است. آن نظام تربیتی باید کشف شود.

در مسائل آموزش و پرورش هم همین‌طور، مسائل را داریم: تعلیم مستحب است، تعلم مستحب است. برخی چیزها تعلیمش واجب است، برخی چیزها تعلمش واجب است. در ازای این تعلیم و تعلم واجب، کسب درآمد حرام است. این‌ها مسائل آموزشی و پرورشی ما است که خب، خیلی فاصله دارد با آن چیزی که ما لازم داریم که سازمان باشد، که ساختار باشد، که نظام باشد. نظام تربیتی ما طراحی شده؟ ما در سیاست‌گذاری‌های آموزشی و پرورشی خودمان چه چیزهایی را باید مدنظر داشته باشیم؟ خروجی آموزش و پرورش ما باید چه باشد؟ این‌ها همان‌هایی است که دیگران (طراحی می‌کنند). ما وقتی طراحی نکنیم، مجبور می‌شویم که آنی که آن‌ها طراحی کرده‌اند و مجموعه آماده‌ای که دارند را پیاده بکنیم. چاره‌ای غیر از این نیست. انسانی که گرسنه است، یا غذای سالمی در اختیارش هست و میل می‌کند، یا غذایی نیست، از باب «اکل میته» باید بالاخره خودش را تأمین کند، باید تغذیه بکند.

البته این نظام آموزشی و پرورشی ما این‌جوری نیست که هیچ‌چیزش نباشد که ما بخواهیم رو بیاوریم به هدف‌گذاری. هم هست، منسجم هم شده است تا حدی با سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و امثال این‌ها که اصلاً ما مطلقاً نیازی پیدا نمی‌کنیم به سندهای یونسکو. این‌ها در عین حال باید ارتقا پیدا بکند و از مبانی وحیانی، بیشتر تأمین، از قرآن و نهج‌البلاغه خصوصاً و صحیفه سجادیه، بیشتر باید ارتزاق بکند. این سندهای آموزشی و پرورشی ما با این مباحث.

در مسائل فقهی که ما دوازده قرن بحث کردیم، هنوز بابش باز است، هنوز می‌شود نظریه‌پردازی کرد، هنوز می‌شود تئوری داد؛ چه برسد به این مباحث نظام‌سازی که هنوز بابش هم باز نشده که بخواهد مباحث جدی مطرح شود. سوره مبارکه لقمان که سوره سی و یکم قرآن کریم است. حالا من در مورد آن بحث قرآن، مباحث بیشتر از این‌ها است. عرض خواهم کرد ان‌شاءالله خدا توفیق بدهد که ما نظام‌سازیمان باید متناسب با قرآن باشد و این‌ها را باید از قرآن استخراج بکنیم. بیاییم هدف‌گذاری بکنیم. سال ۲۰۳۰، خروجی‌های آموزش و پرورش باید این‌ها باشد. مثلاً سال ۲۰۱۵ برنامه‌ای را تنظیم می‌کنند، می‌گویند پانزده سال بعد از امسال، اگر یک دانش‌آموز وارد شد، یک نفر هفت‌ساله وارد مدرسه شد تا دوازده سال بعد، چقدر (می‌شود)؟ یازده، دوازده سالی که دارد درس می‌خواند، آن خروجی‌اش چیست؟ پانزده سال بعد، خروجی چیست؟ سال ۲۰۳۰ چه اتفاقی باید در حوزه آموزش و پرورش بیفتد؟ طراحی می‌کند.

ما باید چه کار بکنیم؟ جهاد کبیر اینجا چیست؟ می‌گویند جهاد تبیینی. خب، یعنی چه؟ جهاد تبیینی یعنی دیگران کار بکنند تا نقد کنیم؟ مدل‌سازی بکن! بر اساس قرآن، مدل‌ها را طراحی کن که نیازی پیدا نکنی که از کافرین اطاعت کنی. جهاد کبیر آموزش و پرورشی ما چیست؟ این است که ما یک سندی داشته باشیم، بیاییم بگوییم ما پانزده سال بعد، خروجی آموزش و پرورش ما این‌ها باشد، این‌ها را داشته باشیم. محصول آموزش و پرورشی ما باید کسی باشد که بتواند در سنین پایین ازدواج کند. این یکی از معیارهای ماست. این‌ها را توی سند یونسکو این‌ها ندارد. سند یونسکو، سند ۲۰۳۰ و امثال آن، نمی‌خواهم بگویم مسائل این سند، توصیه‌های این سند همجنس‌گرایانه و این‌هاست که هست؛ البته. آنی که بیشتر مهم است، این است که خروجی این سندها، رسمیت دادن به افکار همجنس‌گرایان است. یعنی شما در سال ۲۰۳۰، محصولات آموزش و پرورشی شما کسانی خواهند بود که همجنس‌گرا هم هستند و همجنس‌گرایی آن‌ها هم رسمیت دارد. این آن نقدهای جدی به سند ۲۰۳۰ است.

ما چه باید بیاییم بگوییم؟ از مجموعه وحیانی ما، از مبانی ما، آنی که استخراج می‌شود چیست؟ جوان هرچه سن پایین‌تری ازدواج بکند، این آن مقداری که از دینش حفظ می‌شود، بیشتر است. مسئله بسیار مهمی است. موافقیم آموزش جنسی داریم، مبادی آموزش جنسی داریم، لوازم آموزش جنسی داریم. ما نگاه هستی‌شناسانه به مسائل جنسی داریم، نگاه انسان‌شناسانه به مسائل جنسی داریم. لحاظ بکنیم در آن سندی که می‌خواهیم تنظیم بکنیم: ازدواج خوب برای بقای نسل انسان، هدف‌گذاری تکوینی. هدف‌گذاری تکوینی ما در نظام آموزشیمان، همه مباحث سیاست‌گذاری‌هایمان باید متناسب باشد با قواعد تکوین. این نکته بسیار مهمی است. یعنی شما باید نگاه ایدئولوژیک خودت، هستی‌شناسی و انسان‌شناسیت را تزریق بکنی به این سیاست‌گذاری. انسانی که در نگاه دین به او گفته می‌شود انسان، برای او باید برنامه ریخت، نه برای چیزی که دین به آن می‌گوید حیوان، شما بهش می‌گویید انسان ولی دین به آن می‌گوید حیوان. در سند ۲۰۳۰ برای انسانی برنامه‌ریزی می‌شود که در نگاه قرآن انسان، حیوان است. بلکه از مشکلات ما این‌هاست. نگاه او به انسان یک نگاه تک‌بعدی است. فراتر از ماده چیزی برای او قبول ندارد. برای این انسان برنامه‌ریزی می‌کند که سال ۲۰۳۰ باید چه باشد. آن دانش‌آموز سال ۲۰۳۰ چه اتفاقی باید برایش بیفتد؟

هستی را تعریف بکنی، انسان را تعریف بکنی، انسان را در قبال این هستی تعریف می‌کنیم. یک جوان هجده‌ساله شما در آموزش و پرورش چه مراحلی باید طی بکند که هجده‌سالگی، انسانی باشد در تراز آنی که قرآن و وحی معرفی کرده؟ نکات اصلی این‌هاست. نقد اساسی به سند بیست‌سی این‌هاست. نه اینکه حالا مثلاً یک کتابی چاپ شده، توی این کتاب چهار تا عکس ناجور دارد. این‌ها که نقد اساسی نشد. نقد اساسی این است که انسان او اصلاً انسان نیست. در نگاه قرآن، او می‌خواهد به تو اعمال بکند نگاه خود را نسبت به انسان. انسان‌شناسی خودش را می‌خواهد اعمال بکند، دیکته بکند. بگو من خودم نگاه انسان‌شناسی دارم.

دایره جهاد کبیر را تنگ نکنیم در بعضی حوزه‌های سیاسی محدود و باریک. نقد به فلان چی‌چی مثلاً کجا؟ جهاد کبیر. بعد چهار نفر احساس می‌کنند یک پیج اینستاگرام بزنند، یک کانال تلگرامی بزنند، نقد بکنند مسائل سیاسی روز، اخبار روز را نقل بکنند یا نقد بکنند، این می‌شود جهاد کبیر؟ این که نشد جهاد کبیر! جهاد کبیر این است که شما نگاه انسان‌شناسانه و هستی‌شناسانه دین را ازش نظام‌سازی بکنید، هدف‌گذاری بکنید، سیاست‌گذاری بکنید، سیاست‌های کلان داشته باشید، سیاست‌های بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت داشته باشید. مصداق عینیش بحث ازدواج. در نگاه آن‌ها میل جنسی یک غریزه است، نه لزوماً برای بقای نسل انسان. تعریفش از انسان این است، تعریفش از این نیاز انسانی این است. تعریف قرآن چیست؟ «ما شما را ازواج آفریدیم، به همدیگر انس بگیرید، سکونت پیدا بکنید، نسل شما برّ پیدا بکند.» به تعبیر قرآن، منتشر شود، این نسل بقا پیدا بکند. خب، او وقتی این میل را حیوانی تعریف کرد، می‌گوید یک نیاز، یک جذابیت بشری. از هر راهی تأمین شود، تأمین شده. انسان باید بتواند از هر راهی تأمین بکند؛ می‌خواهد از راه خودارضایی باشد، می‌خواهد از راه همجنس‌گرایی باشد. رسمیت می‌دهد به این مسیرها. زنا می‌فرماید: «بعد زنا راه بدی». نیازش را داری، در مسیر تأمین نیاز، مسیر غلطی را می‌روی. آموزش و پرورش ما باید بلد باشد مسیرهای تأمین نیازهای بشری را و متناسب با این هدف‌گذاری بکنیم. نیاز جنسی، غریزه جنسی چه مسیری دارد؟ در نگاه خدا، برای انسانیتش، نه تأمین حیوانیش. ازدواج. ازدواج چه اقتضائاتی دارد؟ چه مهارت‌هایی لازم دارد؟ چه نیازهایی دارد؟

شما باید دانش‌آموزت هجده‌سالگی از مدرسه که خارج شد، بتواند ازدواج کند. تو این دوره باید مهارت‌هایی که او لازم داشت برای ازدواج را یاد بگیرد. تو متوسطه دوم با روحیات جنس مخالف آشنا شود. اگر پسر است، اگر دختر، روان‌شناسی مرد به او یاد بدهند، مهارت‌های اجتماعی به او یاد بدهند، مهارت‌های فنی به او یاد بدهند، مهارت‌های تأسیساتی به او یاد بدهند. کارهای خانه را بتواند (انجام دهد). عقل معاشش را پرورش بدهند. کارهای خانه را بتواند انجام دهد. بیرون از خانه بتواند کسب‌وکار داشته باشد، تأمین رزق بکند. داخل منزل بتواند مدیریت بکند، مهندسی بکند در بحث پرورش نسلش، ارتباط با همسرش و البته آموزش جنسی. آموزش جنسی برای آن موقع که قرار است تأمین انسانی شود، نه با تعریف شما که از همین ده‌سالگی می‌تواند تأمین شود، با هر کس هر جا. در نگاه ما می‌گوییم او باید آموزش جنسی داشته باشد برای وقتی که می‌خواهد ازدواج کند و البته آموزش جنسی داشته باشد برای اینکه بتواند نسبت به تعرضات از خودش دفاع کند. قبول. آموزش جنسی داشته باشد که از همین سن و سال در همین مدرسه ابتدایی متوسطه اول بتواند با هر کسی ارتباط گرفت، روابط پرخطر نداشته باشد، مبتلا به ایدز نشود. تعریفش از انسان همین است.

می‌آوریم. کسی اگر این نظام‌سازی را برداشت و آورد، قطعاً خائن است. آیات ابتدایی سوره مبارکه لقمان را خواهم خواند که این‌ها کارشان اضلال سبیل در برابر قرآن است. لهو الحدیث می‌آورند: «و من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله». بعضی‌ها لهو حدیث می‌خرند به جای قرآن قالب می‌کنند تا مردم را گمراه کنند. این سندهای مثل سند بیست‌سی و مانند این، این‌ها لهو الحدیث است در نگاه قرآن. جلسه بعد عرض خواهم کرد این‌جور سندها که بیگانه است از حقیقت قرآنی، از محتوای قرآنی، این‌ها می‌شود لهو الحدیث. و البته جذابیت دارد. لهو جذابیت دارد و تازگی دارد. لهو الحدیث جذابیت و تازگی این دو تا درش هست. بلاک (در برابر) حقیقت. واقعیت ندارد. جذابیت دارد، تازگی دارد، واقعیت ندارد. متناسب با آنچه در عالم هست رخ نداده. متناسب با قوانین ثابت عالم نیست. نه انسانش انسان واقعی است، نه نیازهای انسان نیازهای واقعی است، نه جامعه‌اش جامعه واقعی است، نه دنیایش دنیای واقعی است، نه حیواناتش حیوانات واقعیت (دارند). از تعریف قرآنی خودشان تهی‌اند. از تعریف الهی خودشان تهی‌اند.

با این باید مبارزه کرد. باید جهاد کرد. این نگاه نباید بیاید برای ما سازمان بسازد، نظام بسازد. جامعه ایمانی اسم خدا بر دهان‌ها و زبان‌ها باشد و دین علی السنتهم. اسم خدا را بیاورند، ولی هدف‌گذاری این باشد که انسان‌هایی را تربیت بکند که «انعام بل هم أضل». جامعه ایمانی با آن کسانی که می‌خواهند این‌جور نظام‌سازی بکنند، باید مبارزه کرد. مبادی این نظام‌ها را دست بگیرند، جهت بدهند، هدایت بکنند. به این سمت باید مبارزه کرد. این مسئله قطعاً از مصادیق جهاد کبیر است. باید با این سند نه به خاطر فلان مسئله‌اش؛ ممکن است هزار تا مسئله درست داشته باشد. بحث این است که تعریف او از انسان غلط است، تعریف از عالم غلط است. مشترکاتی که به درد ما نمی‌خورد چون مبانی با هم تضاد دارد. دو تا مبنا وقتی با همدیگر تضاد دارد، مشترکات ظاهریشان کاربردی ندارد. این‌ها مباحثی است که ان‌شاءالله باید کم‌کم وارد بشویم و بحث بکنیم.

در سوره مبارکه لقمان، سوره سی و یکم، راهبردهای تربیتی بسیار خوبی ما داریم که می‌توانیم ازش استفاده بکنیم و در نامه سی و یکم نهج‌البلاغه هم همین‌طور که ان‌شاءالله به حول قوه الهی در جلسات بعد بعضی از این ملاک‌ها (را بیان خواهیم کرد). ما نمی‌خواهیم روش‌ها را فعلاً خیلی بحث بکنیم. ما با آن هدف‌گذاری کار داریم. یعنی انسانی که وارد مدرسه ما شد، یک بچه هفت‌ساله وقتی وارد شد، دوازده سال بعد این بچه چه باید باشد؟ سند ۲۰۳۰ قرآنی ما، سال ۲۰۳۰ خروجی‌های آموزش و پرورش ما باید چه باشد؟ کمتر اصلاً می‌رویم به سمتش که بخواهیم کار بکنیم. ان‌شاءالله توفیق بدهد و ما را کمک بکند. و الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح نهج البلاغه