بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. یا اباعبدالله! یا جعفر بن محمد! ایها الصادق! یبن رسول الله! یا حجت الله علی خلقه! یا سیدنا و مولانا! انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله بین یدی حاجاتنا یا وجیهاً عند الله اشفع لنا عند الله.
هدیه به ساحت قدس حضرت اباعبدالله، امام صادق (ع) و حضرت اباعبدالله سیدالشهدا (ع) صلواتی هدیه بفرمایید: صلوات.
بحثمان را تا سیره حضرت امام باقر (ع) در اواخر سال آوردیم و رسیدیم به سیره امام صادق (ع). حالا اگر خدا توفیق دهد، انشاءالله در چند جلسهای بتوانیم این بحث سیره را به سر منزل مقصود برسانیم و بحث را تمام کنیم. انشاءالله که ما دیگر بیشتر از این هم خودمان خجالت نکشیم از اینکه خدمت بزرگواران میآییم و هم عزیزان را اذیت نکنیم. بالاخره دوستان میآیند از این فضای معنوی استفاده بکنند و به خدا تو ذوقشان میخورد وقتی میبینند که بالاخره وضعیت اینجور میشود و یک همچین کسی باید تحمل شود و اینها. خلاصه سخت است و ما این را درک میکنیم. قصد تحمیل هم نداریم. در هر صورت، نیتش را داشته باشید، انشاءالله نیت تحمل معجور باشید. انشاءالله صلواتی هدیه به همه علما و بزرگان و خدمتگزاران مکتب توحید از اول عالم تا انتهای عالم هدیه کنید.
در نگاه حضرت اباعبدالله، امام صادق (ع)، دین در یک کلمه خلاصه میشود. یک کسی آمد خدمت امام صادق (ع) سؤال کرد و گفت: «آقا جان، ما بچههایمان را با اسامی شما و پدرانتان نامگذاری میکنیم. این اثری دارد؟ خاصیتی دارد؟» حضرت جوابی دادند؛ یک قاعده طلایی که اگر اصولی در این قاعده پیدا میشد و به «لا تنقض» روی این کار میکرد، هزاران جلد قطورتر و عمیقتر از کتب اصولی پیدا میشد و معارف نابی هم در آن هست. نفهمیدند کار خوبی است یا حتی مثلاً چه اثری دارد. صاف رفتند سراغ اصل مطلب: «هل الدین الا الحب؟» اصلاً دین مگر چیزی غیر از محبت است؟ حضرت به کجا اشاره میکند؟ اینکه تو اسم ما را میگذاری، از یک محبتی نشئت گرفته که آن محبت اصل دین است، خود دین است، یعنی خود محبت. در کتاب شریف «مصباح الشریعه» (جلد ۱۲) نقل کردهاند، بعد حضرت این آیه را اشاره فرمودند: «ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله». اگر فرصتش بود، سه چهار جلسهای میشد یکخورده بحث میکردیم که حضرت این قاعده را چطور از این آیه استنباط فرمودند؟ محبت خدا علامتش تبعیت از ماست، بعدش محبت خداست به شما. این کاری که شما کردی هم همان است. اسم ما را روی بچههایت گذاشتی. شما رفتی سراغ اصل مطلب، اصل دین، خود دین، اصل دینداری همین محبت است.
در سیره مبارک و نورانی امام صادق (ع) که غنیترین سیرهای است که به ما رسیده از میان سیره ۱۴ معصوم، پربارترین، پرمحتواترین و پرمطلبترین سیره، سیره امام صادق (ع) است. سراسر کاری که امام صادق (ع) دارند، ترویج و بنیانگذاری محبت است. اصلاً تبلیغ دین به دست امام صادق (ع) همین شکلی است. او محبتافکنی میکند، بذر محبت. محبت هم از «حب» میآید دیگر. دانه است، کاشته میشود و کمکم جوانه میزند و ریشه میدهد و محصولی تولید میکند. در میان محبتها، در سیره مبارک امام صادق (ع)، آن محبتی که اصل است و حضرت همه سعیشان را در این چندین سال میگذارند برای اینکه این محبت را جا بیندازند، محبت حضرت سیدالشهدا (ع) است و این از ابعاد عجیب سیره امام صادق (ع) و خیلی هم غنی است.
من بحث امشب را در خلاصه آماده کردهام خدمتتان عرض بکنم. بحثی که حداقل ده شب فرصت میخواهم همین خلاصه را عرض بکنم که امام صادق (ع) به چه نحوی ترویج محبت میکردند نسبت به امام حسین (ع). حالا امشب اگر بشود خیلی سریع و تیتروار، هرچند حضرت استاد فرمودند تا جایی که میتوانید بنده عرض میکنم، حتماً باید خوانده شود و مطالب باید برسد و اینها. هرچند بعید میدانم، خیلی روایات است و خیلی روایات عجیب و غریب نشنیده. تازه میفهمیم به چه نکاتی هم در این روایات هست، تازه میفهمیم که چرا به امام صادق (ع) «اباعبدالله» میگویند. چون تکمیلکننده آن اباعبدالله اولیه است. شخم زد، زمین را آماده کرد، امام حسین (ع). حالا یک زارع میخواهد که بذر کاشته شده را آبیاری بکند، میوه را دربیاورد. این زارع دوم امام صادق (ع) است.
در بین همه اهل بیت، به این دو بزرگوار فقط «ابوعبدالله» گفته میشود. این مسیر عبودیت را راه بازکننده امام حسین (ع) بود، مدیر خط نگهدارش حضرت صادق (ع). آن سفرهای که امام حسین (ع) پهن کرد، بعد چندین سال امام صادق (ع) فرصت پیدا کردند که بیایند این آدرس این سفره را بدهند و بنشانند. اهل بیت فرصتی نداشتند برای امام سجاد (ع)، به هیچ وجه این فرصت نبود، گوشه کناری، آن هم برای خواص، اگر معارفی از کربلا را اشاره میکردند و پیوند میدادند. برای امام باقر (ع) یکخورده فرصت بیشتر پیش آمد. امام صادق (ع) دیگر کار نهایی را کردند. بعد از ایشان هم دوباره فرصت پیش نیامد تا دوران امام رضا (ع). حضرت یک زاویه دیگری کار را پیش بردند. حالا آن بحث دههگیری محرمها، نحوه خاص عزاداری و اینها، آن از یادگاریهای امام رضا (ع) است؛ ولی اصل این سفره که باقی ماند، فرهنگ اشک، فرهنگ گریه، فرهنگ مصیبت، فرهنگ شاعری، زیارت، شناخت اباعبدالله؛ همه اینها از برکت امام صادق (ع) است.
اشاره بکنم خدمت عزیزان. خیلی هم روایات زیاد و عجیب و غریب است، در حد تیتر. یکی از کارهایی که امام صادق (ع) در ترویج محبت امام حسین (ع) انجام دادند، ارجاع به تربت حضرت اباعبدالله بود. جزو اولین کارهای امام حسین (ع). تا آن موقع بحث غریبی بود، اصلاً کسی نمیدانست. روایات از نوع سؤالهایی که میپرسند، کاملاً مشخص است که با تعجب میگویند: «شما فرمودید که از این خاک بردارند، بخورند؟» خب، فرهنگ بوده، سالیان سال پیغمبر اکرم نهادینه کردند خوردن هر خاکی مساوی با لحم خنزیر، گوشت خوک، بلکه بالاتر خوردن هر خاکی مساوی با خوردن گوشت حضرت آدم، خوردن گوشت انبیا. آنقدر نهادینه شده بحث خاک نخوردن، بل تطر کردن تراب. بلکه حالا زمزمههایی شنیده میشود که اهل بیت دارند سفارش میکنند این خاک را بردارند، از آن استفاده بکنند. یکخورده عجیب است. این فرهنگ را امام صادق (ع) در طول این سالیان نهادینه کردند. از انواع و اقسام طرق هم استفاده کردند، هم برای شاگردان خاص خودشان مثل محمد بن مسلم، هم برای دورترها و غریبهها. تا جایی که اصلاً دیگر این فرهنگ جا افتاد.
برای برخی به نحو عموم میگفتند: «از این تربت هرچه میتوانید بردارید.» برخی جاها دارند: «از فاصله دو میل هرچه که تو این خاک هست، در فاصله دو میلی تربت امام حسین (ع)، مزارشان، همه تربت است.» در برخی جاهای دیگر دارند: «شش میل.» خب، هر ۲۰۰۰ متر دو کیلومتر. شش میل یا هشت میل تقریباً چقدر میشود؟ چهارده کیلومتر. به فاصله چهارده کیلومتری قبر، هرچه خاک است، تربت امام حسین (ع) است. کار فقهی میطلبد. چون خیلی فاصله بیرون کربلا هرچه هست، تربت امام حسین (ع) است. ولی به برخی از خواص خودشان فرمودند که: «بروید از موضع بالای سر، آنجا تربت خاصی است، آن را بردارید.» بالاخره حضرت دستورات عمومی داشتند نسبت به بحث تربت و دستورات خصوصی داشتند. اینها را هم در جاهای مختلف بیان کردند.
البته گاهی شرایط ذکر میکنند، گاهی شرایط ذکر نمیکنند. گاهی میگویند: «تربت هر کسی استعمال بکند، بیماریهایش دفع میشود مگر مرگ.» معتقد باشد، با نیت خاص باشد، با ذکر خاص باشد، با دعای خاص باشد. این معلوم است حسابوکتابی بوده است. در سیره امام صادق (ع) در بهرهبرداری تربت، یک سری منافع عام بوده، حضرت دستور خاص نمیدادند. یک سری کارهای خاصی با تربت داشتند، حضرت دستورات خاص میدادند. برخی جاها امام صادق (ع) به برخی دستور میدادند، میفرمودند که: «بروید از این تربت امام حسین (ع) بردارید، بهش حمد بخوانید، معوذتین را بخوانید، قل هو الله را بخوانید، قل یا ایها الکافرون را بخوانید، انا انزلناه را بخوانید، یاسین را بخوانید، آیتالکرسی را بخوانید، بعد یک دعای بلندبالا.» نقل کردهاند هم در کتاب کاملالزیارات، هم در جلد ۹۸ بحارالانوار.
من توصیهام این است، خواهشم این است که دوستان حتماً این دو کتاب را ملاحظه بفرمایند. هرچند بخش عمدهای از جلد ۹۸ بحارالانوار کاملالزیارات است، ولی برخی جاها هم روایاتی هست که در کاملالزیارات نیست. یک دستور خاص حضرت، خصوصاً به «انا انزلناه» خیلی توصیه میکردند. میفرمودند که: «این ملائکه حافظی دارد، باید ازشان اذن بگیرید. اگر میخواهید از تربت استفاده کنید، یک سری آسیب دارد از بین جنیان و شیاطین که میآیند حمله ور میشوند. تربت را باید حتماً توی ظرفی بگذارید، بپوشانید. هر وقت میخواهید استفاده بکنید، آیتالکرسی بهش بخوانید. اجنه میآیند با او درگیر میکنند خودشان را، میخواهند از نور او کم بکنند، این تأثیر میگذارد.» بعداً حتماً به تربت بخوانید. ادعیه خاصی را حضرت میفرمودند و اشاره میکردند: «ما تربت برداشتیم، سودی به حالمان نکرد.» حضرت فرمودند که: «والله الذی لا اله الا هو، نمیشود کسی بردارد و نگاهش همین باشد که خدا به واسطه این تربت، نفع بهش میرساند و نفعی نبرد.» یعنی در اعتقادتان مشکلی هست اگر از تربت بهره نمیبرید.
من بارها فرموده بودند که: «این همه دردها را درمان میکند.» جمله عجیبی محمد بن مسلم دارد. وقتی محمد بن مسلم که از اصحاب خاص حضرت مریض میشود، میگوید: «اصلاً من زمینگیر شدم.» حضرت دستور میدهند که: «شراب تربت درست کن.» شراب، نه خاک خالی. گاهی جاها تربت خالی را حضرت دستور میدادند، گاهی شراب تربت که دستورشان هم این بود که با آب باران قاطی بشود. آب باران، مخصوصاً آب نیسان گرفته بشود، با تربت مخلوط بشود. محمد بن مسلم استفاده کرد، بعد میگوید که: «من برخاستم، اصلاً زنده شدم وقتی این را استفاده کردم.» حضرت فرمودند که: «این شرابی که خوردی، این از خاک قبور پدران من است.» فان این را خوب دقت بفرمایید: «قیه صبیاننا و نسائنا فنری منه کل الخیر.» ما دائماً از این شراب به بچهها و زنانمان میدهیم، هر خیری که بگویی از این شراب تربت دیدیم. سیرهشان این بوده، یعنی شربت معمولی که بینشان بوده، توی منزل شربت تربت بوده.
دستورات خاصی که حضرت میدادند که: «کام فرزند را به محض اینکه به دنیا میآید، با تربت سیدالشهدا باز کنید. اول چیزی که تو دهان بچه میگذارید، تربت سیدالشهدا باشد.» و بحث عجیبی دارد این تربت، چه خاصیتی دارد و چه سری درش هست؟ تربت سیدالشهدا، اضافه طینت سیدالشهداست. این را دیگر سربسته بگوییم و بگذریم. حرف بسیار عمیقی در اینجاست. تربت سیدالشهدا، اضافه طینت سیدالشهداست. ملاحظه فرمودید در زیارت جامعه کبیره: «و ان ارواحکم و نورکم و طینتکم واحد، طابت و طهرت بعضها من بعض.» شما ارواحتان، نورتان، طینتتان یکی است، برخی از برخی پاکیزهتر و طیبتر. ارواحشان که دسترسی بهش نیست، نورشان که دسترسی بهش نیست، طینتشان هم تقریباً دسترسی بهش نیست، مگر طینت سیدالشهدا که او در ازای شهادت خودش از خدای متعال عهد گرفت که اجازه دهد طینتش منتشر بشود در عالم. حرفی است که باید بماند.
خیلی نکته عمیقی است. یک سرنخی در روایات به ما دادند. آنجا که پیغمبر اکرم فرمودند: «من درختم، انا الشجرة و علی غصنها و فاطمة ورقها و الحسن و الحسین ثمرها.» پیغمبر فرمود: «من درختم، علی شاخه، فاطمه برگ، حسن و حسین میوه.» خب، وقتی از یک درخت میخواهند دوباره درخت تولید کنند، از شاخهاش استفاده میکنند، نه از برگش استفاده میکنند، نه از میوه. آن هم هستش. لذا «حسین منی و انا من حسین». حالا اینها دیگر بحثش باید یک وقتی مفصلتر، حالی باشد، فضای دیگری باشد. بنشینیم مطالب عمیق روایت را با این نگاه باز کنیم.
امام حسین (ع) یکی از امتیازات خاصی که از خدای متعال گرفت در ازای شهادتش، چهار امتیاز خاص که در روایات ما فرمودند، خود امام صادق (ع) فرمودند: «ایام زائرش جز عمرش حساب نمیشود.» که این در روایات است. در هر یک روز، امام صادق (ع) فرمودند: «هر یک روز زیارت کربلا سیدالشهدا (ع)، خدای متعال هزار ماه مینویسد.» هزار ماه باید یک سال صبر کنی ماه رمضان بیاید، ماه رمضان شب قدر داشته باشد که شب قدرش هزار ماه است. بروی تو کربلا که میروی، هر یک روز راه هزار ماه است. این از اختصاصات زیارت سیدالشهدا (ع) است. این فرهنگ را امام صادق (ع) باز کردند. این همه این حرفها از سفره امام صادق (ع) است. «شفاء فی تربته». خدا شفا را در تربت او قرار داد، چون اجازه گرفت از خدا طینتش را بیاورد منتشر کند در عالم. تربت امام حسین (ع).
حتی شما اگر خاک از جای دیگر ببری محدوده قبر سیدالشهدا (ع)، چرا؟ چون فضای این زمین فضای طینت است. اینها حرفهایی است که میبینم که ظاهراً دیگر بیشتر از این صلاح نیست باز بکنیم. در هر صورت، و نکته بالاتر عرض بکنم دیگر عرضم را آنجا جمع بکنم، بیش از این شبههافکنی نکنیم. تو مشخصه خیلی بحث عمیقی است. آن خاک هر خاکی باشد، متصل به خاک کربلا که میشود، طینت میشود. زائر امام حسین (ع) خودش طینت میشود، زائر امام حسین (ع) خودش طینت میشود. خاک متصل به خاک سیدالشهدا (ع) که میشود، طینت سیدالشهدا (ع) میشود. لذا این آثار عجیبی دارد. وقتی اولین چیزی که وارد بدن بچه نوزاد میشود این تربت باشد، طینت او را عوض میکند. شیعیان که از اضافه گل اهل بیت هستند، ولی خاصالخاصش میکند.
روایتم مخصوص حالا اینجا من خیلی روایت آوردم و خیلی حرف است. نمیدانم فرصتش هم نیست. خیلی انگار حالش هم نیست که اینجور حرفها زده بشود. آمدند به امام صادق (ع) گفتند که: «یک زنی این زناکار بوده. هر بچهای که به دنیا میآورده میسوزانده برای اینکه دیگران نفهمند.» این را جلد ۷۹ بحارالانوار نقل کرده. «رو به کسی هم خبر نمیداد که این بچهها را میسوزاند. تا به دنیا آمدند میسوزاند، توی کوره میانداخت.» وقتی که از دنیا رفت، دفنش کردند، زمین پس جنازه را بیرون انداخت، توی خاک نمیرفت. چند بار این کار را کردند در قبرستانهای مختلف، حتی قبرستان یهودیها، مسیحیها، ارمنیها. اینها هیچکدام قبولش نکردند.
آمدند خدمت امام صادق (ع)، حکایت را گفتند. حضرت فرمودند که: «این زن چون به مدل عذاب خدا، مخلوقات خدا را عذاب میکرده، عذاب خدا سوزاندن است. این به شکل عذاب خدا، چون مخلوقات را عذاب میکرده، این زمین قبولش نمیکند.» یک مقدار تربت جدم سیدالشهدا (ع) توی کفنش بگذارید، باعث میشود که مستور از زمین بشود، زمین دیگر کار او را نبیند. چقدر نکته است اینها! هر کدام شبیه یک کلمهاش توش هزار نکته است. طینتش را عوض نمیکند ها، ولی برایش ستر میآورد. تربت، تربت عجیبی است.
امام صادق (ع) کیسهای داشتند همراه خودشان، توش مقدار تربت داشتند. الان واقعاً اگر ما هر کدام همیشه مهر تربت همراهمان نباشد، تسبیح تربت همراهمان نباشد، جعفری به مذهب میپرسند: «مذهبت چیست؟» میگوییم: «شیعه جعفری.» این یکخورده همچین شاید بوی دروغ ازش استشمام بشود. تربت دائم همراهش نیست. تسبیح تربتی که مخصوصاً سفارش از امام کاظم (ع) که تسبیح ۳۴ تایی باشد. در آن داستان امام سجاد (ع)، حضرت صبح به صبح تسبیح خالی را میچرخاندند تو مجلس یزید. یزید باهاش حرف میزد: «چرا تسبیح میچرخانی؟» حضرت فرمودند: «یک سری از اجداد من رسیده.» که بماند سر جای خودش. تسبیح تربت خالیش آثاری دارد. اذکارش، حالا آنجوری که بزرگان گفتند خودش دوباره باز آثار و حکایاتی دارد.
حضرت یک مقدار توی یک بسته زردرنگی داشتند، سجادهای محرم. رنگ زردش بنا به سیره امام صادق (ع) آثاری دارد، خدا میداند. پارچه زردرنگی، پارچه دیبا ابریشمی، گرانقیمتی. یک مقدار داشتند. وقتی که موقع نماز میشد، حضرت میرفتند یک سجده طولانی روی این مهر انجام میدادند. حالا محکم خاک. خود اثر خاکم بهتر از مهر است، خاک خامش از پخت آثاری بیشتری دارد. تسبیح خام فقط چرخاندنش آثار بیشتری دارد تا تسبیح پخته. بعد حضرت فرمودند که: «از سجود علی تربت الحسین (ع) روایت داشته باشی، تو را خدا یخرق الحجوب السبعة.» سجده بر تربت حسین حجابهای هفتگانه را خرق میکند، پاره میکند، از بین میبرد. سجده بر تربت سیدالشهدا (ع). حالا خود حملش آثاری دارد بماند. این سجدش. اهل دل باشد حتماً که همچین اتفاقی بیفتد یا نه، برای ما هم اتفاق میافتد حالیمان نیست یا نه. اصلاً تربتها تربت نیست، یک جایی گیر است دیگر، این حجاب هفتگانه برطرف نمیشود.
دستورات امام صادق (ع) در مورد استفاده از تربت البته بیشتر از اینهاست. حالا من دیگر دارم خلاصه میکنم که بتوانیم بحث را پیش ببریم. یکی دیگر از کارهایی که امام صادق (ع) در ترویج محبت امام حسین (ع) انجام میدادند، فرهنگ زیارت بود. اصلاً زیارت امام حسین (ع) در دوران امام صادق (ع) باب شد، تا قبلش نبود. عرض میکنم خیلی خصوصی. امام سجاد (ع) زیارت امینالله را دیدید چقدر مختصر، دو خط زیارتنامه است، بقیهاش دیگر دعاست. دوران امام باقر (ع) کمتر، زیارت عاشورا را به خواص خودشان دادند. دوران امام صادق (ع) دیگر پخش شد بین همه شیعیان. فرهنگ شد. حتی غیرشیعه میرفتند زیارت حضرت اباعبدالله (ع)، بس که امام صادق (ع) تعریف کردند از این زیارت. حالا برخی روایت را بخوانم برایتان، زیاد است، فرصتش نیست. برخیهای گوشهای اشاره بکنیم.
بروید زیارت قبر سیدالشهدا (ع). چهار هزار فرشتهاند که گریه میکنند کنار قبر او تا روز قیامت. چهار هزار فرشته مخصوصاً. چهار هزار فرشته دیگر هم هستند که اینها ظهر عاشورا آمدند برای کمک و دیر رسیدند و هستند و گریه میکنند تا ظهور امام زمان (عج). فرشتههای دیگر هم هستند، فرشتههای هفت زن. یک سری فرشتهها، فرشتههای حائر، دائم هستند تا قیام. یک سری فرشتهها، فرشتههای حفظند. اینها شب و روز تغییر پیدا میکنند. هر کدام یک بار بیشتر نوبتشان نمیشود. زیارت سیدالشهدا (ع). کی میان نجف میروند؟ به چه نحوی کربلا چه اتفاقاتی میافتد و گفتگویی که بین آنها میشود؟ بین فرشتههای حافظه و فرشتههای اهل حائر. اینها ساکتاند، کامل. فقط وقت اذان فریاد میزنند، گریه میکنند، سر و صورت ژولیده، خاکآلود و به سر زنان و صورت زنان و لطمه زنان. این فرشتههای حائر، اخبار عالم بالا را به اینها میدهند که حالا اگر بشود برخی روایتش را عرض میکنم که بعد توصیه میکنم که هوای این زائرها را چه شکلی داشته باشید؟ به اینها چه بگویید؟ چه بشارتی بدهید؟ به فرشتههای حائر میگویند: «اینها را بشارت بدهید که به ما توصیه شده که زیارت که میرویم، تو زیارت ساکت باشیم.» امام صادق (ع): «حاضر زیارت بهره ببریم، اصلاً صحبت نکن تو حرم امام حسین (ع) با احدی.»
اینجا که ساکت. خیلی هم زیاد ماندنش توصیه نشده. کربلا تا سه روز معمولش است در روایات، بیشترش خوب نیست. در مکه داریم یک هفته بیشتر قساوت قلب میآورد. کربلا دیگر از سه روز بیشترش توصیه نشده، مگر دیگر چه جور باشد و با توصیفات خاص خودش و اینها. الان کسی اگر ببیند این خاک طینت سیدالشهدا (ع) است، میشود ابن فهد حلی، قاذورات خود را توی کیسه جمع میکند، میبرد فاصله شش فرسخی تخلیه میکند. خاک کربلا کلش طینت سیدالشهدا (ع) است. اما میرویم آنجا با این وضعیت، با این بیادبی. حالا بازم میپذیرند، کرمشان است، سیلی بخوریم برگردیم. امام صادق (ع) فرمودند که: «زیارت جدم سیدالشهدا (ع) با شیرینی و گوشت.» این چه وضع زیارت رفتن است؟ شیرینی میخورند و گوشت میخورند ها. حتی تا حد ضرورت وقتی پیش نیامده آنجا آب نخورده. دستورات خاصی است که امام صادق (ع) دادند برای زیارت. آن موقع، آن موقعی که بیابان وسیع بوده، نه شهر است مثل الان با این وضعیت امکانات و اینها. این حتی به زنها توصیه میکردند.
آن ام سعید که از عراق به مدینه حِماری کرایه کرده بود، میخواست برود زیارت دوره، قیمت قبر حمزه و اینها. بعد گفتش که: «خب من زیارت بزرگان میخواهم بروم. اول از همه حضرت جعفر، از همه اولی است.» آمد خدمت امام صادق (ع). گفت: «آقا من آمدهام زیارت دوره بروم، زیارت شهدا بروم.» حضرت سیدالشهدا، شهدای حسین بن علی (ع). روایتش اشکال ندارد اینجا. برای زن، نماز جمعه، حتی نماز مسجد. گفتند زن قُرَةَ بیتش مسجدش است. حتی ناامن باشد، حتی خطر داشته باشد، خطر بیشتر، ثواب بیشتر. دعای ما بیشتر. فرصت خدمتتان بخوانم. سعید میفرمایند که: «همین که پا شوی بروی مثل اعتکاف دو ماه در مسجدالحرام که همه را روزه بگیری و از آن هم بهتر است.» باز کردن بست بهتر است. نکتهای توش بوده. سه بار اینجور فهمیدند که بهتر است. برخی دیگر وقتی میآمدند خدمت امام صادق (ع)، حضرت فرمودند که: «شما نزدیکید، دائم بروید. شما اگر نروید جفا کردید، جفا کردید به جدم سیدالشهدا (ع).»
لباس عجیبی اینها شما را داشتم، همه سختیهای راه را تحمل کردم، آمدم زیارت. حضرت فرمودند که: «از من به تو بیشتر حق دارد، ولی آنی که بیشتر از من به تو به گردن تو حق دارد حسین بن علی است. او را زیارت کنید.» هرچی سختی راه زیارت است باید برای او تحمل کرد. مشخص است دیگر، یعنی شما الان با کلی سختی تحمل کنی بروی خدمت امام زمان (عج)، قاعدتاً طبق این روایت قیمت سخت تحمل کن تو راه کربلا بیشتر است. دو روایت دیگر. حضرت به حسین بن ثور فرمودند که: «ای کسی که بیا زیارت جدم سیدالشهدا (ع)، ماشین باشد، پیاده باشد. به هر قدمی که برمیدارد حسنهای برایش نوشته میشود، سیئهای برایش محو میشود.» با هر قدمش. در مورد مرکب هم دارد. پای جلو را که برمیدارد چه اتفاقی میافتد، پای عقب را که برمیدارد چه اتفاقی میافتد، پا را که میگذارد چه اتفاقی میافتد. «یک حج، یک عمره.» به ترتیب پای پیاده. ولی آثار بیشتر، ثواب بیشتر.
فرمودند: «این کسی که پیاده آمده کربلا، پیاده اربعین، انشاءالله که اصل وقت این، وقتی به منطقه حائر میرسد، حائر محدوده دور قبر.» آنجا وقتی برسی، حائر میشوی، حیرتزده میشوی. منطقه حائر، کلیدهای حیرت، خود ملکوت است. تفوق بر ملکوت در اینجاست. جایی است که خدا را در عرشش میتوانی زیارت کنی: «الله فی عرشه حائر». اینجاست. اصلاً حیرت ورت میدارد. کسی پیاده میآید، به حائر که میرسد، خدا او را از مفلحین و منجحین مینویسد. مناسکش را که تمام کرد، اعمال به جا آورد، زیارت کرد، خدا او را از فائزین مینویسد. وقتی میخواهد برگردد، ملکی میآید بهش میگوید: «رسول الله یقرئک السلام.» پیغمبر بهت سلام داد. پیغمبری که حدیث کسا را خواندند دیگر: «ان الله تبارک و تعالی یقرئک السلام و یخصک بالتحیة و الاکرام.» اینکه خدا بهش سلام میفرستد. بعد زیارت کربلا عمل از نو شروع کن.
فقط روایت عجیبتر از این. از امام صادق (ع) سؤال شد که: «زیارت قبر حسین (ع) چه آثاری دارد؟» حضرت فرمودند: «من زار قبر الحسین (ع) عارفاً بحقه، کتبه الله فی علیین.» خدا او را در علیین مینویسد. توی یک روایت دیگر دارد: «کتبه الله فی اعلا علیین.» خود دین. در بهترین سوره. متفنون را خواندید دیگر. «علم کتاب الابرار لفی علیین و ما ادراک ما علیون، کتاب مرقوم یشهده المقربون. ان الابرار لفی نعیم علی الارائک ینظرون.» کتاب فجار تو سجین است. کسانی که بدنیا نامشان تو سجین است، کتاب ابرار تو علیین است. طینت اهل بیت ازش گرفته شده. کسی برود زیارت قبر سیدالشهدا (ع)، او را مینویسند در اعلا علیین. یعنی متصل میشود به آن طینت که عرض کردم. آنجا جایی است که نامه ابرار را میآورند. مقربون که بالاتر از ابرارند، آنجا اعم ابرار را میبینند. مقربین وقتی اعمال ابرار را میخواهند ببینند، از سوی علیین میبینند. با زیارت امام حسین (ع) نه علیین، اعلا علیین. تو خود علیین، بالاترین جایش.
روایت خیلی زیاد است، هر کدام هم جا دارد که بنشینی مفصل بحث بکنیم. امام صادق (ع) میفرمایند که: «کسی میخواهد موعد نور را اگر پیدا کند، سفرههای نور برود کربلا.» سفرههای نور. حالا این نورها با هم فرق میکند حتماً دیگر. هر سفره یک نوری دارد. هر زیارت قبله اینکه از اینجا پا میشویم میرویم کربلا آثار خاص خود را دارد. یکی از کربلا از منزل میرویم حرم آثار خاص خودش. زیارت بعید، آن زیارت ادناس. امام (ع) هم زیارت بعید به جا میآورد، هم زیارت ادنا. آثار اینها غیر از هم است. خیلی عجیب است. «احدی روز قیامت مگر اینکه تمنی میکند از زوار حسین باشد، بس که کرامت اینها را میبیند نزد خدا.» و از این عجیبترین را امام صادق (ع) به حماد بصری فرمودند: «فرمودند که هر کی که میرود زیارت کربلا، اما ما لهو عندنا، یک سری چیزها پیش خدا دارد، یک سری چیزها پیش ملائکه دارد.» مفصل است. «آن چیزی که پیش ما دارد این است: فترحم علیه کل صباح و مساء.» هر صبح و شب ما برایش ترحم میکنیم.
الان هر کس میرود زیارت سیدالشهدا (ع)، امام زمان (عج) صبح و شب برایش ترحم میکند، استغفار میکند، دعا میکند. شما میدانید اینکه مثلاً ما از منزل خارج میشویم میرویم سر درس، یکی از تفاوتهای درس تو خانه پای کامپیوتر و استودیو اینها، خواندن درس سر کلاس رفتن این است. از منزل که خارج میشوی میروی سر کلاس، به هر قدمی که برمیداری، «حیطان فی البحار و وحوش فی الصحاری و اینها، ملائکه آسمان همه برای شما استغفار میکنند.» به هر قدمی که طالب علم برمیدارد. خاصیت قدم برداشتن تو خانه باشد و پای کامپیوتر و اینترنت. طالب علم، ملائکه و موجودات برایش استغفار میکنند. کسی که دارد میرود به سمت طلب علم. کسی که دارد میآید به سمت کربلا، امام زمان (عج) برایش استغفار میکند، او برایش ترحم میکند.
بعد این جمله را داشته باشید چقدر زیباست، بدون صلوات بخوانم این جمله را: «ما بین محمد و زائره، هیچ چیزی در عالم نیست مگر اینکه به زائر حسین غبطه میخورد و یتمسح به.» تمسح میکند، التماس میکند: «من را مسح کن، به من دست بکش، من را نوازش کن.» و «یرجو فی النظر الیه الخیر لنظره، الی قبره.» هیچ موجودی تو عالم نیست مگر اینکه نگاهش به زائر امام حسین (ع) که امید به خیر دارد، چون این نگاهش به قبر سیدالشهدا افتاده. آرزو دارد دیده بشوم توسط زائر سیدالشهدا (ع). کجاست این کربلا؟ عرض کردم خاک او متصل به طینت او، زائر و متصل به خود اوست. اصلاً از همان طینت میشود دیگر. برای همین همه موجودات عالم در تمنای اینند که او یک نگاهی بیندازد. این زائر قبر سیدالشهدا (ع) به شرط اینکه «ما لم یلم فی الذنوب». در مورد حاجی داریم دیگر، حاجی و معتمد وقتی برمیگردند نور حج و عمره باهاشان هست تا وقتی که علما در زن ندارند، نرفتند به سمت، فرو نرفتند تو گناه. کربلایی هم ظاهراً این شکلی است. کم میکند، محو میکند.
روایت عجیب و غریب که اگر زیارت سیدالشهدا (ع) نروید جفا کردید. این را هم بگویم دیگر، بحث کمکم دیگر خیلی مطالب ما ماند، تقریباً ۸۰ درصد حرفهایم مانده. حالا چه اتفاقاتی تو کربلا میافتد؟ زائر که میرود حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) گریه میکنند، با آن گریه چه اتفاقاتی میافتد؟ در جهنم اتفاقاتی میافتد. اینها روایات مفصل و ناشنیدهای است. سر وقت بحث این روایت را عبدالملک بن مقرن نقل میکند، میگوید: «حضرت فرمودند که وقتی میروی زیارت اباعبدالله (ع)، ملتزم به سکوت بشوید، الا من حرف از خیر باشد.» چون ملائکه شب و روز که اینها حفظند، ملائکه حفّاظ که عرض کردم، اینها میآیند پیش ملائکه حائر، با هم مصافحه میکنند. ملائکه حائر جواب اینها را نمیدهند من شدت البکاء، بس که گریه میکنند ملائکه حائر. اینها منتظر میمانند ملائکه حفّاظ، موقع زوال خورشید و وقتی که فجر طلوع میکند. وقتی میشود این دو وقت، یک سر ظهر، یکی طلوع آفتاب. این دو، اشک اینها بند میآید. اشک ملائکه حائر. آنجا با هم صحبت میکنند. بین این دو وقت اصلاً هیچ صحبتی نمیکنند، دائماً گریه میکنند. خسته هم نمیشوند، مشغول بکاء و دعا.
بعد حضرت میفرمایند که: «بلایشغلونهم فی هذین الوقتین عنی اصحابه.» قشنگ و عجیب است. «فانهم شغلهم بکم اذا نطقتم.» شما وقتی حرف میزنی، مشغول شما میشوند، اذیتشان نکن. شوهر امام حسین (ع) سلام ندید. بلندبلند صلوات نفرستید. بلندبلند صلوات نگیرید. با کسی صحبت ملائکه اذیت میشوند. بلند صلوات نگیرید، این ملائکه اذیت میشوند. آرام. اینجا محل سکوت، محل گریه. نه محل داد. اینجا حائر حسینیه. ملائکه حائر ساکتاند. ملائکه حفّاظ میآیند. دائم یک عده فرود میآیند، یک عده بالا میروند. میآیند بالا با اسماعیل صاحب هوا، ملکی که موکل بر هوا به نام اسماعیل، با مواجه میشوند. پیغمبر را میبینند. فاطمه و حسن و حسین و ائمه را میبینند. از اینها چیزهایی را میپرسند. آن اهل بیت بحرین میپرسند که: «کیا حاضر بودند در حائر حسینی؟» بشارت بدهید که شما دعاشان میکنید. حافظه میگویند که: «ما برویم چی بگوییم به اینها؟» اهل بیت میگویند که: «بروید به اینها بگویید که برکت بر شماست و دعا کنید برایشان. بشارتی از ما.» وقتی شما برگردید، برگردید ما با بال و پرمان شما را احاطه میکنیم تا برسید به ما. خودمان با شما وداع میکنیم.
اهل بیت میگویند در زیارت حسین (ع) چه چیزی از خیر است و یعلم ذالک الناس لقتلوا علی زیارت همدیگر را با شمشیر میکشتند که برسند به کربلا. تو برخی جاها دارد: «لما تو شوقنبی حرم امام رضا (ع)، چند شب پیش در مورد زیارت امام حسین (ع) کربلا از اینجا. لو یعلم الزائر لماتو شوقاً به.» اگر زائر حسینی میدانست خدا چی میخواهد بهش بدهد، از شدت شوق میمرد. امام صادق (ع) همه اموالشان را میفروختند، میآمدند کربلا که اینجا فاطمه بهشان نگاه کند. «و اذا نظرت فاطمه و معها الف نبی، فاطمه که هزار پیغمبر، هزار صدیق و هزار شهید و کروبیین، هزار هزار کنارش هستند، یسعدونها علی البکاء.» با گریه دل فاطمه را شاد میکند. «و انها لتشقق شهوت، فریادی از سر سوز میزند فاطمه زهرا در آسمانها. ملکی نمیماند مگر بکاء رحمت لصوته.» از شدت حزن صدای فاطمه، گریه نبی ساکت نمیشوند این ملائکه تا اینکه پیغمبر آرام کند خود فاطمه زهرا (ع) ساکت نمیشود و اینکه پیغمبر ساکتش کند: «ای دخترم، ملائکه اهل آسمانها را به گریه آوردی و شغلتیهم عن تقدیس و تسبیح.» اینها را از تسبیح و تقدیس نگه داشتی، مشغولشان کردی. «فکفی حتی یقدسوا.» آرام بگیر، اینها میخواهند تقدیس کنند. «فان الله با امر و انها تنظر الی حضر منکم فتسال الله له من کل خیر.» فاطمه نگاه میکند به هر کدام از شما که آمدی، دور قبر پسرش را گرفتید، برای شما دعا میکند از هرچی از خیر.
بیرغبتی نکنیم به کربلا. «فان الخیر فی عصیانه اکثر من ایهسا.» آنقدر خیر در رفتن به کربلاست که قابل شمردن نیست به فرمایشات امام صادق (ع). روایت عجیب بازم هست. نماز زیارت امام صادق (ع) که دستوری دارند به صدیر. «صدیر هر روز میروی زیارت قبر حسین (ع)؟» این را مرحوم شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه جلد ۲ نقل کرده. کتاب جزو کتب اربعه است، روایت بسیار معتبر. از امشب انشاءالله باب کنیم. دستورالعمل امام صادق (ع) به ماست دیگر. امشب بحثمان اباعبدالله (ع) در سیره اباعبدالله (ع). از امشب انشاءالله باب کنیم، داشته باشیم. «زیارت قبر حسین (ع) شما جفا، ماه یک بار میروی؟» گفتم: «نه آقا.» «سال یک بار میروی؟» گفتم: «گاهی پیش میآید میروم در سال.» «یا صدیر! ما اجفعکم للحسین!» چقدر شما به حسین (ع) جفاکارید! چشم به راهمان است دیگر، منتظرش نداریم. «الله تبارک و تعالی مگر نمیدانی خدای تبارک و تعالی یک میلیون ملک دارد که اینها با سر و صورت ژولیده و غبارآلود میآیند گریه میکنند، زیارت میکنند، آرام نمیشوند؟» «و ما علیک یا صدیر انتزور قبر الحسین (ع) فی کل جمعة خمس مرات؟» تو چرا هر جمعه پنج بار حسین (ع) را زیارت نمیکنی؟ یا در هر روز یک بار زیارتش کنی؟ گفتم: «آقا جان، من فرسخها فاصله دارم. قبر امام حسین (ع) را جمعه پنج بار زیارت کنم؟ یک روزی یک بار زیارت کنم؟» «خو یک بار به راست نگاه میکنی، یک بار به چپ نگاه میکنی، سرت را میآوری به سمت آسمان بعد برمیگردی به سمت قبر حسین (ع). فتقول: السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته.» همین را که بگویی تو کتاب، «یکتب لک بذلک زیارت و زیارت و حج و عمره.» همه زیارت مختصر. برایت یک حج و عمره. صدیر میگوید که: «من این کار را در ماه بیشتر از ۲۰ بار انجام میدهم از وقتی امام صادق (ع) دستور دادند.»
روزی یک بار دستور از امام صادق (ع) دیگر. از کسی نیست که بخواهیم بگوییم اذن دادند، ندادند. طرف اهل بوده به بزرگان علما، قاضی، معمای بهجت، حضرت امام، بزرگانی که حق دارند هدیه بفرستیم، هدیه بگیریم بقیه اموات. آن داستان زن استاد اشرف آهنگری که دیگر حتماً عزیزان شنیدند در یزد بود و هر روزی از عاشورا میخوانده. شب اولی که از دنیا میرود، سه بار امام حسین (ع) میآیند سر قبر او در جوی هورهر یزد. درخت حضرت استاد رفته بودیم آنجا، آنجا مدفون است. شخص مومن دیگری که اهل یکی از یکی از اهالی قبرستان در خواب میبیند، او بهش میگوید که: «وضع خیلی خوبی نداشتم تا اینکه این زن استاد اشرف آهنگر اینجا دفن شد که شب اولی که او دفن شد سه بار سیدالشهدا (ع) آمدند زیارت، بازدید.» سؤال سوم: «قبلاً عذاب از اهل قبرستان برداشته بود؟» میگوید: «من رفتم بازار آهنگران پرسیدم اشرف آهنگر که این در و آن در نه روضه میگرفت نه خرج میداد فقط روزی یک بار زیارت میخواند.» ماجرا این است. فقط سه بار شب اول. آن هم زیارت عذاب از کل اهل قبرستان برداشته بود.
امام صادق (ع) یادگار عجیبی برای ما گذاشتند: اشک بر اباعبدالله (ع). این اشک سوغاتی و یادگاری امام صادق (ع) است، ولی سبک حضرت فرق میکرد. یک گریهها انشاءالله مدل امام صادق (ع) بشود. شماره منشد میگوید که: «ما ذکر الحسین بن علی (ع) عند ابی عبدالله (ع) فی یوم قط فتبسم اباعبدالله (ع) فی ذلک الی الیل.» نمیشد توی یک روزی اسم حسین (ع) پیش امام صادق (ع) بیاید، دیگر تا آخر شب کسی خنده روی لب امام نمیدید، دیگر کسی لبخند، دیگر کسی تبسم. «و کان اباعبدالله (ع) یقول الحسین عبرة کل مؤمن.» امام صادق (ع): «حسین اشک هر مؤمن است.» العبرات دیگر. «لا ذکرنی مؤمن الا استعبر.» فرمود: «من کشته اشکم. نمیشود مؤمنی من را یاد بکند، اشک نریزد.» داوود رقیبی میگوید که: «خدمت امام صادق (ع) بودم. حضرت آب خواستند. برای حضرت آب آوردند. دیدم که حضرت به آب نگاه کردند. قد استعبر و عقّرت عیناه بالدمع.» هر دو چشمش پر از اشک شد. هی به این آب نگاه میکرد، گریه میکرد. «ثم قال: یا داوود! لعن الله قاتل الحسین (ع).» خدا لعنت کند قاتل حسین (ع). به فرمودند: «بندهای نیست آب بنوشد و حسین (ع) را یاد بکند و قاتلش را لعن کند مگر اینکه خدا برایش هزار حسنه مینویسد، هزار سیئه پاک میکند، هزار درجه به او میدهد، انگار هزار برده را آزاد کرده است. روز قیامت با سینهای خنک محشور میشود.» هر وقت خواستید آب بخورید باللیل، شب اگر خواستی آب بخوری، «فحرک الاناء.» ظرف آب را تکان بده و بگو: «یا ماء و زمزم و ماء الفرات یقرآنک السلام.» شب اگر خواستی آب بخوری، ظرف آب را تکان بده، بگو آب فرات بهت سلام میرساند، آب زمزم بهت سلام. الله اکبر! عجیب سیره امام صادق (ع)، اشک ریختن.
این عنایت را بخوانم برایتان، دیگر عرضم را تمام کنم. قیمت گریه دستمان بیاید. از امشب بریم علمدار گریه تو شام که امشب شب شهادتش است، خودمان وصل کنیم به رقیه (س)، رزق اشکمون را بگیریم. مسمع کُرد میگوید: «خدمت امام صادق (ع) آمدم. حضرت فرمودند که این برای ماهایی که از زیارت محرومیم، اهل عراقی، چرا نمیروی زیارت قبر حسین (ع)؟» گفتم: «آقا من آدم مشهوریام. تو قبایل ما هم دشمن زیاد است. یک عده هستند جاسوس خلیفهاند. دنبال ایناند ببینند کی بره اهل بیت ارادت دارد، بگیرند بکشندش. من اگر حرکت بکنم، سریعاً همه پادشاهی حکومت باخبر میکنند. من را دستگیر میکنند، میکشند. من در مضیقهام، در سختیام. نمیتوانم بروم.» «افما تذکر ما صنع به؟» حالا که کربلا نمیتوانی بروی، مینشینی ذکر مصیبت کنی؟ روضه بخوانی؟ یاد حسین (ع)؟ «قلت: بلی.» ببینید چقدر اصرار دارد امام صادق (ع). گفت: «آره آقا.» ذکر مصیبت، «جزع میکنی یا نه؟» «کل الجزع مکروه الا الجزع علی الحسین (ع).» همه جزعها مکروه است، خدا بدش میآید مگر کسی که برای حسین (ع) اهل جزع هستی؟ «بسم الله.» گفت: «بله آقا جان. یک وقتهایی اشک گلوم را میگیرد، یک جور که دیگر نمیتوانم غذا بخورم. خانواده من میفهمند.» جمله را داشته باشید: «مسمع گریه میکند.» ببینید آقامون امام صادق (ع) به این اشکهای شما چقدر قیمت میدهد. «رحم الله دمعتک.» خدا اشکهایت را رحمت کند. این اشکها دعای امام زمان (عج) پشتش است، دعای امام صادق (ع) پشتش است. قطره قطره قطرهای که خارج میشود، امام زمان (عج) به ما میگوید: «رحم الله دمعتک.» خدا اشکهایت را رحمت کند. با این اشکها دل مادرم را شاد میکنی.
«کفاره آقا جان من گریه میکنم؟» حضرت فرمودند: «خدا اشکهایت را رحمت کند. تو از کسانی هستی که برای جزع میکنی. تو از کسانی هستی که به شادی ما شادند، به غم ما ناراحتاند. با خوف ما میترسند، با امنیت ما احساس امنیت میکنند.» بشارت. حضرت فرمودند که: «تو موقع مرگت میبینی حضور آبائی لک.» پدرانم میآیند موقع وصیت هم، «ملک الموت بک پدرانم میآیند.» موقع جان دادنت به ملکالموت وصیت میکنم دو تا مدارا کند. آنقدر بشارت میبینی موقع جان دادن. «ما تقلبه عینک.» چشمت شاد میشود قبل از مردنت. «ملک الموت با تو مهربانتر و رقیقتر است نسبت به مادر مهربان.» من هم با امام صادق (ع) گریه کردم. حضرت فرمودند که: «خدا را شکر که ما را بر خلقش فضیلت داد.» حضرت همینجور فرمودند از فضایل. فرمودند که: «ما از وقتی که امیرالمومنین کشته شد، ملائکه برای اهل بیت گریه میکنند. از زمینیها هم هستند کسانی که برای ما گریه کنند. هر کی از مردم زمین برای ما گریه کند، قبل از اینکه اشکش خارج بشود، خدا او را رحم میکند. رحمه الله قبل ان تخرج دمعته.» قبل از اینکه اشک خارج بشود. «اگه اشک خارج بشود، روی گونهاش بیاید، یک قطرهاش قادر است کل آتش جهنم را خاموش کند.» جهنم، «اُطفئت حرّها.» یک قطره از این اشکها بیفتد تو جهنم کل جهنم را خاموش میکند. «عطاء الله یوجد لها حرا.» اصلاً دیگر حرارتی برای جهنم نمیماند.
ولی این جمله را حضرت فرمودند: فرمودند که: «انالموج لنا، اگر کسی دلش برای ما آتش بگیرد، لیفرح یوم یرانا.» موقع مردنش ما را میبیند. آنقدر خوشحال میشود. قیامت هم این را میبریمش پای کوثر به دست امیرالمومنین (ع) از آن جام بهشتی. حضرت توصیف کردند چه جامی است، چه شرابی است، کوثر چه ویژگی دارد، امیرالمومنین (ع) چه جور از این شراب میدهند. هر کی ذرهای به ما ابراز ارادت کند، اشک بریزد، تسویه حساب میکنیم. آره، اگر کسی زیارت نمیتواند برود، آنقدر اینها کریم هستند با اشکهای ما بیا ما را زائر کنند، خودشان میآیند پیش ما، خودشان میآیند سراغ. این را اثبات کردند دیگر. کی اثبات کرد؟ شهید امشب، رقیه خاتون (س). نشان داده کسی دستش از زیارت حسین (ع) کوتاه باشد، ولی بیقرار باشد، آرام نگیرد، آه و ناله کند، فریاد بزند، خود حسین (ع) میآید حتی اگر تو خرابه باشد، مصیبت و اوج خلوت و زیر فشار و زیر شکنجه باشد.
لذا زیارت برای اسرای کربلا دو مدل بود. یک عده را حسین (ع) پذیرفت به کربلا، اینها زینب و زینالعابدین و اینها بودند. روز اربعین رفتند کربلا. ولی یکی را اختصاصی امام حسین (ع) خودش رفت. آن هم نیمه شب بود. امشب مثل امشبی، تو خرابه شام. «السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم.»
یک لحظه تصور کن تهش را گذاشتند روبرویت مثل رقیه. این جور میخواهی به حسین (ع) سلام بدهی: «السلام علیک یا اباعبدالله و علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.» مقاتل معتبر داستان این دختربچه را برایت بخوانم. متن مقتل: «تو دل شب دختر سه ساله خواب بابا را دید.» از خواب پرید. همین که از خواب بیدار شد، «صاحت و بکت و هجت اعداءها.» آنقدر فریاد زد، گریه کرد. زنها آمدند آرامش کنند. «خیلیها ننه عشق مردم آمدند بخوابانندش. گفتند برای چی اینجور میکنی؟ زار میزنی؟ آتونی به بالدی.» بابایم را، نور چشمم را بیاورید. همه جمع شدند آرامش کنند. سعی کردند اشک و نالهاش بیشتر شد. همه اهل بیت به گریه افتادند. «و جدد الاحزان.» داغ تازه شد. «و لطم الخدود.» سر و صورت زدند. «و رئوسهم الی الارض.» خاک زمین به سر ریختند. «و نشر الشعور.» مو پریشان کردند. مقامت سیاه. فریادها بلند شد. یزید ملعون نالهها را شنید. گفت: «چه خبره؟» گفتند: «نه بنت الحسین (ع) صغیره.» این دختر کوچک باباشو تو خواب دیده، همش سراغ باباشو میگیرد. «فلما سمع یزید الظالم، یزید این را که شنید ابیها لا اله الا الله.» یک کلمه عجیبی دارد اینجا. میگوید: «یعنی اصلاً طبقی در کار نبوده.» آمدند سر پدرت را تو بغل بچه گذاشتند. لا اله الا الله. برخی گفتند طبقی بوده، روپوش داشته براش گذاشتند. «فکشف الغطاء.» روپوش را کنار زد. «فقالت: ما هذا؟ سر چیست؟ قال: ابی!» این سر بابات است. لا اله الا الله. بگویم آتش بگیری امشب. اباعبدالله بیاید دیدن ما امشب. به این خرابه دل ما یک اباعبدالله امشب نور وجودش تو این ما هم بتابه. «من الی السریع!» سر را بغل گرفت. بلند شد: «یا عباس!» صدا میزد: «بابا!»
امام صادق (ع) دعا کردند: «خدایا آنهایی که در مصیبت ما فریاد میزنند و سرخه دارند، فریاد میزنند، آنها را رحم کن.» آنهایی که اشک میریزند جدا، آنهایی که ناله میزنند جدا، آنهایی که فریاد میزنند، امام صادق (ع) جداگانه دعا کردند. امشب اگر میخواهی از این دعای امام صادق (ع) بهرهمند بشوی، با این جملات فریاد بزن. این سر را بغل گرفت، شروع کرد با بابا اینجور حرف زدن: «من الذی خضب کی محاسنتو با خون رنگ کرده بابا؟ بابا، بابا، بابا، بابا، بابا. یا ابتا! من الذی قطع وریدک؟» کی رگ گردنت را بریده؟ «یا ابتا! من الذی ایتمنی فی صغری؟» کی من را تو بچگی یتیمم کرده؟ «یا ابتا! من بقیه بعدک؟» کنار جان دیگه، بعد تو کی را داریم؟ تک دختر یتیم کی را دارد تا بزرگ بشود؟ «یا هذه النسوة السلابه غیرک؟» این زنهای سر برهنه غیر از تو را ندارند؟ «این پیرزنهای رنج دیده غیر از تو کسی را؟ چشمهای گریون کی را دارد؟» «یا ابتا! من لذا غریبان؟» این زنهای غریب کی را دارند؟ «یا ناشران من شعور؟» ناش موهای پریشان کی را دارد؟ «یا هذه اطفال من بعد؟» یا ابتا! «لیتنی کنت الفداء.» ای کاش سر بریده بابا. بابا کور شده بودم نمیدیدمت بابا. خاک رفته بودم این محاسن خونی بابا. اینجاش را داشته باش. لبش را گذاشت رو لب بابا. «حتی خوشی علیها دنیا.» هر چی تکونش دادند دیدند تکون نمیخورد. رو صورت بابا جان داد. یک جمله بگویم، حرفم تمام. شاید زمان حالش این بود: «بابا ببین بچههای مردم باباشان بغلشان میگیرد، ولی من...»
«حسین حسین یعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.» لعنت الله علی القوم الظالمین. اسئلک اللهم بسم العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم، به عظمتک یا الله یا رحمان و یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک، انک علی کل شیء قدیر. الهی یا به حق محمد، یا علی به حق علی، یا فاطمه به حق فاطمه، یا محسن به حق الحسن، یا قدیم الاحسان به حق الحسین (ع). خدایا به حق نالههای سه ساله ابی عبدالله (ع) در این شب، به حق اشکها، به حق دردها، به حق زخمها، لحظهای که بابا را دید، به حق آن لحظهای که صورت به صورت بابا گذاشت، به حق آن لحظهای که روح بلندش به پدرش ملحق شد، فرج آقامون امام زمان (عج) را برسان. قلب نازنینش را از ما راضی و خشنود بفرما. عمر ما را نوکری آقامون قرار بده. نسل ما را نوکران آقامون قرار بده. اموات ما، شهدا، فقها، امام راحل، اموات صاحبالبیت را از ساعه سر سفره با برکت رقیه خاتون مهمان بفرما. شب اول قبر سه ساله ابی عبدالله (ع) به فریادمان برسان. الهی اسلام به حق زخمهای رقیه، شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. حوائج تا حاجتمندان، شیعیان امیرالمومنین (ع)، بالاخص شیعیان مظلوم بحرین، عربستان و یمن و هرجای عالم را حاجتروا بفرما. دشمنان دین، قرآن، انقلاب و ولایت، بالاخص آل سعود پست، بالاخص صهیونیست خبیث را نیست و نابود بفرما. در دنیا زیارت، در آخرت شفاعت اهل بیت را نصیب ما بفرما. رهبر معظم انقلاب، مراجع، علمای اعلام، مسئولین خدمتگزار را مؤید و منصور بدار. هر آنچه گفتیم و صلاح ما بود، آنچه نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن. بانبی و آله. رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش سوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عبادت در سیره امام سجاد (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
تربیت در سیره امام باقر (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
سیاست در سیره امام کاظم (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
معاشرت در سیره امام رضا (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
برکت در سیره امام جواد (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
بصیرت در سیره امام هادی (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
آرامش در سیره امام حسن عسکری (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عبادت در سیره امام سجاد (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
تربیت در سیره امام باقر (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
امام حسین (ع) در سیره امام صادق (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش سوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
ذکر در سیره حضرت زهرا (س)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
اعتدال در سیره امیر المومنین علی (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
در حال بارگذاری نظرات...