شرح کتاب خصال

جلسه سیزدهم

00:13:37
165

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

"عن المفضل بن عمر قال سئلت اباعبدالله علیه السلام، ما اَدنا حق المومن علی اخیه قال اَن لایستاثرَ علیه بِمَا هوَ اَحوَجُ علیه."

خیلی روایت روایت عجیبی است، یعنی جا دارد این روایت را سردر سازمان ملل بزنند. بس که دوباره عجیب است! مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند که "آقا کمترین حق مؤمن بر عهده برادرش چیست؟" "کمترین حق مؤمن بر او" فرمودند که: "اگر آن مؤمن دیگر نسبت به چیزی بیشتر احتیاج دارد نسبت به این مؤمن، این خودش را به او ترجیح ندهد." من یک چیزی دارم، خودم نیاز دارم، می‌دانم که آن دیگری هم این را نیاز دارد. من خودم را ترجیح بدهم. این کمترین حق مؤمن بر عهده مؤمن است. "ما اَدنا حقّ المومن علی اخیه." کمترین حق مؤمن بر مؤمن برادرش این است. بله، خودش را مقدم نکند.

خیلی عجیب است دیگر؛ حالا آدم این را فکر بکند در جنبه‌های مختلفش. یک امکانی، فرصتی، چیزی برای انسان خلاصه فراهم شده. انسان می‌داند که دیگری به او بیشتر احتیاج دارد. حالا مثلاً من یک کتاب ارزانی پیدا کرده‌ام، من ۵۰ درصد تخفیف می‌دهند، یک دانه از این کتاب بیشتر نیست. من نیاز دارم. می‌دانم آن دوست من دارد پایان‌نامه می‌نویسد، به این بیشتر احتیاج دارد. خب، من اگر الان نخرم، بعداً این الان چاپ قدیمی است. دارند ۵۰ درصدم می‌دهند. مثلاً کتاب ۲۰ هزار تومانی، ۱۰ هزار تومان می‌دهند. چاپ جدید اگر بشود، من ۴۰ هزار تومان بخرم. می‌دانم دیگری احتیاج دارد. این کمترین حق او به عهده من این است که این را من نخرم، بگذارم او بیاید بخرد. کمترین حق به عهده من این است. الان که بله.

راهکار خوبی امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "تقربوا الی الله تعالی بمواسات اخوانکم." خب، از این روایت آداب معاشرت ما خیلی داریم و این روایت هم کمتر توی منابر گفته می‌شود متاسفانه. کمتر می‌شنویم توی جلسات اخلاقی، توی مواعظ. این روایت، روایت کمتری است، در حالی که بخش عمده‌ای از روایات ما توی همین زمینه‌هاست که انسان توی روابط اجتماعیش، توی ارتباطاتش با دیگران، مخصوصاً مؤمنین با همدیگر چه وظایفی به عهده دارند، چه‌کار باید بکنند، چه آدابی هست. می‌فرمایند: "به خدای متعال قرب پیدا کنید." راه قرب پیدا کردن به خدا این است که "مواسات با برادراتان داشته باشید." شما همان‌قدر که خودت را مراقبی، خلاصه دل می‌سوزانی و به فکر خودت هستی، به فکر دیگران و دلسوز دیگران و اینها هم باش. راه قرب الی الله است. انسان به خدا نزدیک می‌شود از این طریق.

خب، حدیث بعد جمیل بن دراج از امام صادق (علیه السلام): "ما ابتل الله العباد بشیءٍ اشد علیهم من اخراج درهمٍ." از آن حرف‌ها بود دیگر، حضرت فرمودند از آن حرف‌های دقیق. خدا بنده‌هایش را با چیزی شدیدتر از این ابتلا و بلا و امتحان نکرده که "دست کنند توی جیبشان، درهمی خارج کنند." پول خرج کردن سخت‌ترین امتحان الهی است، شدیدترین امتحان الهی است. توی پول خرج کردن رو بعضی‌ها حاضرند جان بدهند. آیه مبارکه خمس توی سوره انفال می‌فرماید که: شماها رفتید جنگیدید، جانتان را می‌خواستید بدهید. حالا غنیمت پیدا کردید. آقا اگر ایمان به این غنیمت‌ها را سر جای خودش مصرف کنیم، خیانت نکنیم. جنگ بود، جانشان را داشتند می‌دادند.

معلوم می‌شود که انسان گاهی برای جان دادن راحت‌تر است تا پول دادن، یعنی سرِ جان دادن راحت رفتند میدان جنگ و اینها. خب، آن هم گاهی به هوس حورالعین و این‌جور چیزهاست دیگر. ولی یکی از رفقا می‌گفت، همسفری که رفتیم عتبات سامرا، دوستانی که آنجا بودند، مدافع حرم و اینها، می‌گفتند که: "ما این داعشی‌ها را که می‌زنیم، بلا استثناء می‌آییم می‌بینیم که توی جیبشان قاشق است." قاشق! بررسی کردیم، فهمیدیم که اینها می‌خواهند بروند ناهار با پیغمبر بخورند. همه قاشق دستشان است. بله، سنتی‌اند و باستانی. فکر می‌کنند ان‌قدر حالی‌شان نمی‌شود که پیغمبر با دست می‌خوردند، قاشق نداشتیم! بله.

خلاصه، اینها به هوس ناهار خوردن با پیغمبر عجایبی نقل می‌کردند برای ما که چقدر اینها عجیب‌وغریب‌اند واقعاً. بعد می‌گفت: "توی جیبشان ما مثلاً فلان‌مقدار دلار..." من اینها را که می‌زنم، دوست ما قناصه‌زن بود، می‌گفت: "من اینها را که می‌زنم، می‌روم خلاصه جیبش را خالی می‌کنم." تا چند دلار که آنجا حساب کرد، من گفتم: "۱۵ میلیون تومان می‌شود." همین الان حقوق الانِ آن را که بیاید توی میدان جنگ، می‌گفت: "پول تازه نُه توی جیبش ۱۵ میلیون تومان!" ولی یک وعده جنگ، یک میدان رفتن... بله، خلاصه به هوس حورالعین، این غنائم و اینها، یک وقتی خود جنگیدن هم به هوس همین‌هاست. لذا آدم جانش را راحت می‌دهد، خیلی هم جانش را به خاطر خدا نمی‌دهد، به هوس اینکه یک چیزی...

برای همین سخت‌ترین امتحان توی پول خرج کردن است، نه توی جان دادن. جان دادن خیلی هم انگار کار سختی نیست. آدم به عشق حورالعین و اینها... آره، آفرین، این هم هست. البته بعضی‌ها واقعاً به عشق کشته شدن می‌روند. همین دوست ما می‌گفت: "یکی از بلاهایی که ما توی این جنگ داریم و توی جنگ عراق و جنگ نداشتیم، توی جنگ‌های دیگر هم ندیدیم برای ما تعریف بکنند که نیروهای استشهادی، اینها استشهادی انتحاری در واقع که اینها کمربند انفجاری می‌بندند و ضدگلوله هم تنشان می‌کنند. معمولاً قمزهای چنین هستند. بعد وسط جنگ خلاصه یک دفعه می‌بینیم ما داریم درگیریم. یک دفعه ۱۰ نفر، ۲۰ نفر از اطراف حمله می‌کنند سمتمان. می‌دانند با کمربند انفجاری که مثلاً توی فاصله چهل، ۵۰ متری اگر برسند، کمربند را بکشند، دیگر همه رفتیم هوا."

"من با قناصه، قناصه‌ای که ان‌قدر خلاصه، وقتی می‌زند توی سر، وقتی می‌زند تا کمر را نصف می‌کند. قناصه می‌زدم. این خانم کمربند ضد جلیقه ضدگلوله داشت، می‌خورد توی این جلیقه، همه را رد می‌کرد. هیچ‌کدامش نمی‌آمد. می‌آید. می‌دوید. داشت می‌آمد سمت ما. ان‌قدر زدم زدم زدم، تا خورد توی سرش، افتاد." می‌گفت: "دیگر نزدیکیمان هم بود." می‌گفت: "این بچه‌های حزب‌الله لبنان با ما بودند. دیگر همه تکبیر گفتند، همه خوشحال که آقا، این را زدی." یکی از بلاهای جنگی اینها را نداشت. واقعاً به عشق شهادت می‌آید، به عشق اینکه بیایند و خلاصه بروند آن طرف و همان ماجرای ناهار با پیغمبر و اینها. بله.

دوستان توی سامرا می‌گفتند، حالا دیگر رفتیم توی بحث خاطرات. توی سامرا می‌گفتند که این دیوار نزدیک حرم، چون داعش ملعون تا میدان اصلی سامرا آمده بوده. بعد گنبد را به کرات اینها هدف قرار می‌دادند و از عجایب مانده که هرچی که می‌زدند، به گنبد نمی‌خورد یا پشتش می‌افتد یا قبل میدان، نمی‌توانند بیایند این طرف که دیوار دور حرم بوده. کنِ دیوار سرویس بهداشتی و از آن طرف هم داخل حرم. این تولیت حرم که از بچه‌های ایرانی، از سرداران سپاه ایشان برای بنده می‌گفتند، می‌گفتند که: "ما هر روز چند تا از این داعشی‌ها را داشتیم که می‌آمدند با کمربند انفجاری خودشان را می‌زدند به این دیوار، چنین دیوار را خراب بکنند، نفرات بعدی توی حرم کشیدند و می‌زدند و یک انفجاری درست می‌شود ولی خب، الحمدلله دیوار نمی‌ریخت."

قاشق هرکی هم که می‌آمد با ق... آدم‌های احمق ابله روی عمدتاً حرومزاده‌های اروپایند دیگر. همین بچه‌های سرِ و ته اروپایی که معلوم نیست نطفه کی بودند و بله، تخم و ترکه کیند. و نیروهایی که اروپا و آمریکا از احساس خطر می‌کرد که یک وقتی نکند اینها یک کاری بکنند و خلاصه به جان این حکومتش بیفتند، همه را حواله دادیم و توی خاورمیانه و انداختند به جان شیعه. واقعاً هیچ‌وقت دنیا به کام این آمریکا و اروپا مثل الان نبوده. اوضاعشان از جهاتی به هم ریخته است چون مردم هم هیچ‌وقت مثل الان بیدار نبودند، ولی از یک طرف هم این مواهبی که الان دارند، آدم‌های این‌جوری که به خاطر خدا حاضرند تیکه تیکه بشوند که اهداف آمریکا پیش برود، خیلی عجیب است! هیچ‌وقت این‌جوری نداشتیم. خلاصه لطف خداست برای داعش. لطف خدا و برای آمریکا همچین اصطلاحی. بله. بزرگترین نعمت آمریکا همین داعشیانند. خدا انشالله همهشان را با همدیگر نابود... انشالله.

خب، این روایت آخر را هم بخوانیم از امام باقر (علیه السلام). حضرت فرمودند که: "لِکُلِّ شیءٍ ثَمَرَهٌ." هر چیزی میوه‌ای دارد. "وَ ثَمَرَهُ المَعروفِ تَعجیلُ الِّسراجِ." خیلی جالب است. اینی که انسان اهل کار خوب است، اهل معروف است، میوه‌اش در این است که انسان زود چراغ را روشن کند. حالا تعجیل السراج منظور این است که برای مهمان ظاهرش همین است که برای مهمان زود چراغ روشن کند، یعنی کسی که مهمان‌نواز و اهل نیکی به مهمان است، میوه‌اش در این است که این مهمان‌نواز بودن و معروف اهل معروف بودن به میهمان، ثمرش را اینجا نشان می‌دهد که انسان زود چراغ را روشن می‌کند برای مهمان. نمی‌گذارد مهمان توی تاریکی، خلاصه وضعیت چشمی اذیت اینها بیفد.

یک معنای دیگرش هم این است که نه، توی منزل دیگر از غروب به ما گفتند که شما چراغ را روشن کن قبل از اینکه هوا تاریک شود. شب تا ساعتی هم هست که مطالعه مکروه است. ساعت غروب، هوای گرگ‌ومیشی که می‌شود و نه تاریک است، نه روشن است که شما چراغ هم که روشن می‌کنی، باز بیرون عجیب. از عجایب این است که یک ساعت‌هایی هست شما چراغ که روشن می‌کنی، نور بیرون غلبه دارد، ولی تاریکی بیرون هم و تاریک که می‌شود، نور خانه تازه خودش را نشان می‌دهد. دقت فرمودید؟ هم توی بین‌الطلوعین این‌جور است، هم توی غروب. غروب روایت دارد که این چشم را ضعیف می‌کند مطالعه در این ساعت با این وضعیت. در صورت این بحث روشن کردن چراغ، این خودش ثمره معروف است که این را مرحوم صدوق اینجا ذکر... این هم از این روایت که بیشتر توی باب واحد هنوز احادیث یکی یکی را داریم می‌خوانیم که چندتایی جلسات بعد. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00