شرح کتاب خصال

جلسه نهم

00:12:39
185

معرفی
سخت ترین خودداری از یک خصلت
ریشه غضب
در نکوهش کبر از دیدگاه امیر المومنین علیه السلام
در فضیلت نماز شب
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیم. اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمین. وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّد، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِین. وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَی الْقَوم الظالِمین من الآن إِلَی قِیامِ یَوْمِ الدّین.

عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ: «قَالَ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَی بْنِ مَرْیَمَ عَلَیْهِمُ السَّلاَم: یَا مُعَلِّمَ الْخَیْرِ، أَعْلِمْنَا أَيُّ الْأَشْیَاء أَشَدُّ؟ فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: أَشَدُّ الْأَشْیَاءِ غَضَبُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. قَالُوا:فَبِمَا یُتَّقَی غَضَبُ اللَّهِ؟ قَالَ:بِأَنْ لَا تَغْضَبُوا. قَالُوا:وَ مَا بَدْءُ الْغَضَبِ؟ قَالَ: الْکِبْرُ وَ التَّجَبُّرُ وَ مَهْقَرَةُ النَّاسِ».

حدیث از جهت سند خیلی خوب است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که حضرت فرمودند: «حواریون به عیسی بن مریم علیهم السلام عرض داشتند که ای معلم خیر، ما را آگاه کن. به ما اعلام کن و بفرما که کدام‌یک از اشیا شدیدتر است؟ چه چیزی از همه شدیدتر است؟ بله، به این معنا که تاب و تحملش برای کسی نیست. عیسی فرمود: شدیدترینِ اشیا غضب خداوند عزوجل است. پناه بر خدا! شدیدترینِ اشیا غضب خدای متعال است.»

گفتند: «با چه چیزی؟ «فَبِمَا یُتَّقَی غَضَبُ اللَّهِ؟» با چه چیزی می‌شود خلاصه انسان سپری تهیه کند و نگهدارنده‌ای داشته باشد، نسبت به غضب خدا محافظتی بکند از غضب خدا؟» فرمود: «بِأَنْ لَا تَغْضَبُوا؛ به اینکه غضب نکنید.» خیلی عجیب است! یعنی سنگین‌ترین چیزی که بر آدم می‌گذرد، غضب خدای متعال است و این غضب خدای متعال محصول غضب خود انسان است.

عموماً رابطه عبد و مولا در بسیاری از زمینه‌ها یک رابطه دوطرفه است. انعکاس رفتار ماست که در خدای متعال تجلی می‌کند. درباره رضا می‌فرماید که: «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً»؛ به خدا رو کن در حالی که تو از او راضی هستی و او هم از تو راضی است. خب، معلوم می‌شود که انگار اینجا -به قول آقایان- «وصل مشعر به علیت» است. اینکه خدا راضی است، از این است که تو راضی هستی. در روایت هم داریم رمز اینکه خدای متعال از کسی راضی بشود، اول از همه این است که او از خدا راضی بشود. و کذا علی هذا، همین‌طور مجرا فراوان در مسائل مختلف.

رابطه، یک رابطه دوطرفه است. می‌فرماید: «اگر کسی بنده‌ای را بترساند، خدای متعال او را می‌ترساند.» «أَخافَ اللَّهَ …» (حدیث را باید دید.) «کسی بنده‌ای را خوشحال بکند، خدا او را خوشحال می‌کند.» «کسی بنده‌ای را اکرام بکند، خدا او را اکرام می‌کند.» از این جور روابط دوطرفه زیاد داریم و اگر کسی هم غضب بکند بر مخلوقات خدای متعال، با غضب خود خدای متعال مواجه خواهد شد.

پرسیدند که: « یا حضرت مسیح، شروع غضب چیست؟ ریشه غضب چیست؟ «بَدْءُ الْغَضَبِ»؛ «بَدْءُ» به معنی ابتدا، آغاز. آغاز غضب چیست؟ از کجا شروع می‌شود غضب؟» فرمود: «از کبر و تجبر و حقیر دانستن مردم.» «مَهْقَرَةُ» مصدر میمی، حقارت، حقیر دانستن. اینکه یک کسی خود را بزرگ بداند، خود را خوب بداند، خود را برجسته و با جایگاه بداند، این باعث می‌شود که به خود اجازه دهد غضب بکند. غضب، تندخویی، پرخاش، این‌ها نماد تکبر است.

خب تکبر هم که محدوده ممنوعه قدسیه خدای متعال است. دیگر بلندترین خطبه نهج البلاغه در مذمت کبر است: خطبه قاصعه، خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه. قریب پنجاه صفحه است، چهل صفحه است. از اول تا آخر امیرالمؤمنین نکوهش کبر است. ما یکی دو باری این خطبه را شرح دادیم. خودش عجیبی است! خیلی عجیب است! اصلاً واقعاً مو به تن آدم بعضی جاهایش راست می‌شود.

حضرت می‌فرمایند که این شیطانی که «لَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا یُدْرَی أَمِنْ سِنِی الدُّنْیَا أَم من سِنِی الْآخِرَةِ»؛ شش هزار سال خدا را عبادت کرد، که دانسته نمی‌شود این شش هزار سال از سال‌های دنیوی بود یا سال‌های اخروی. اگر سال اخروی باشد که هر یک روزش پنجاه هزار سال است. شش هزار سال عبادت کرد، «إن التکبّر ساعة واحدة»؛ یک لحظه تکبر کرد و مبتلا شد به این غضب و رجم و لعن الهی.

بعد حضرت می‌فرمایند که اگر خدای متعال کسی را به خاطر یک لحظه تکبر -با آن پیشینه- «ما بَينهُ و بینَ احدٍ حوّا»؛ خدا با کسی فامیلی ندارد، با کسی تعارف ندارد، با کسی خویشاوندی ندارد. اگر یک نفر را با شش هزار سال عبادت به خاطر یک لحظه تکبر بیرون کرده، چه جور بقیه امید دارند با آنچه که او را از بهشت بیرون کرده، داخل بهشت شوند؟ خیلی تعابیر عجیب است.

بعد دیگر می‌روند توی فضای بحث می‌فهمند که این مسیحیت و ابلیس العظمی، این ابزار شکار شیطان که دام می‌اندازد، دامش تکبر است. بعد دیگر در نکوهش تکبر، امیرالمؤمنین مفصلاً فرمایشی دارند. خیلی عجیب است. بعد می‌آیند تا در فلسفه احکام، فلسفه حج. خیلی زیباست! خیلی زیباست! از جاهای بی‌نظیر نهج البلاغه است. آدم هرچه می‌خواند سیر نمی‌شود که حضرت می‌فرمایند که چرا خدا آمد در بین این همه جا، این همه زمین، جایی را انتخاب کرد که از همه جاها ناهموارتر؟ یک سراشیبی گرم، توی منطقه بی آب و علف و بدون کشتزار و این‌ها، پر از سنگلاخ که هیچی ندارد.

این، این منطقه، همه را مأمور کرد که تنها نقطه زمین که مسافرت به آن واجب است، آن هم به پولدارها، همه را واجب کرد. برای چی؟ برای آنکه کبرشان را بشکند. فلسفه حج، حج از بین بردن تکبر است. مفصلاً روی این موضوع امیرالمؤمنین سخن می‌گویند که چه رابطه‌ای است. بعد می‌فرماید که اگر خدا این خانه را از یاقوت و زبرجد قرار می‌داد و طواف این خانه را واجب می‌کرد در شهری که پر از آبشار و درخت و چه و چه و چه باشد، آن وقت هنر نبود. اگر مردم می‌آمدند این جور باید بیایند با این وضعیت و با این هوا و با این شرایط و این‌ها تا این کبر بشکند که ریشه همه عبودیت و بندگی و همه این حرف‌ها، تو شکستن این است.

در هر صورت فرمود که آنی که از همه چیز شدیدتر است، غضب خداست. غضب خدا نتیجه غضب ماست. غضب ما هم نتیجه تکبر است و خود را بزرگ دانستن.

خب، حدیث بعدی را خیلی سریع اشاره بکنیم، از امام صادق علیه السلام. حدیث عجیبی است. فرمودند: «شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلَاتُهُ بِاللَّیْلِ». شرف مؤمن نماز اوست در شب، شرف مؤمن نماز شب. آیت الله قاضی رضوان الله علیه. جمله‌ای که با آن مرحوم علامه طباطبایی متحول شدند، مسیر زندگی‌شان. فامیل بودند، عموزاده بودند با هم. مرحوم علامه طباطبایی پسرعموی آقای قاضی بودند.

از آن ابتدای نوجوانی و جوانی و این‌ها که مشرف می‌شوند نجف، علاقه‌ای داشتند. از قبلش در تبریز که بودند، جلسات اخلاقی را طی می‌کردند با مرحوم اسدالله احمد آقای قاضی که برادر آقای قاضی هستند و در قبرستان نو، قبر بسیار با برکتی دارند. مرحوم علامه ابتدا شاگرد ایشان بودند. در تبریز استفاده‌های اخلاقی و عرفانی می‌کردند. احمد آقا عموی ایشان می‌شدند، پدر استاد حسین آقای قاضی. بعد به اشاره یاس احمد آقا، ایشان را حواله می‌دهند به اخوی‌شان حضرت علی آقای قاضی.

مرحوم علامه نجف که مشرف می‌شوند، خب توی فضای درس و بحث و این‌ها. حالا مفصل است که نحوه ارتباط ایشان با مرحوم آقای قاضی، آن جمله‌ای که آقای قاضی می‌گوید و منقلب می‌کند مرحوم علامه را و به این خط می‌کشاند، وقتی بود که دست می‌گذارند پشت ایشان، توی کوچه‌ای بودند. قاضی رضوان الله علیه هستند و به ایشان می‌فهمانند که: «پسرم! دنیا می‌خواهی؟ نماز شب. آخرت می‌خواهی؟ نماز شب.» این جمله از آن جایگاه رفیع وقتی بیاید و آن نفس قدسی علامه را منقلب می‌کند مرحوم علّامه را. همین زمینه‌ای می‌شود برای استفاده‌های خاص مرحوم علّامه.

خب، بعد دیگر برکات عجیبی است. «حَصَلَتْ مَجالِسُ وَ کَفُّ الْأَذَی عَنِ النَّاسِ» (البته متن اصلی حدیث این‌گونه است). شرف مؤمن نماز شب اوست و عزت مؤمن این است که از اذیت مردم خودداری بکند. عزت تو این جایگاهی که بین مردم .... شرف آن جنبه جایگاهی است که پیش خدا می‌خواهد پیدا کند با نماز شب.

از عجایب این است دیگه: اگر کسی می‌خواهد به خدا نزدیک بشود باید دست گدایی‌اش به خدا دراز باشد. اگر کسی می‌خواهد به مردم نزدیک بشود باید دست گدایی از مردم جمع باشد. اگر دست به مردم دراز کنی، ازشان دور می‌شوی. اگر دست به خدا دراز کنی، بهش نزدیک می‌شوی. خیلی عجیب است! از اسرار.

پیغمبر اکرم فرموده خلاصه: «اگر کسی سحر گدایی بکند، خب این دیگر هیچی.» شرافت، شرف مؤمن. از آن طرف اگر هم درخواستی نداشته باشد و اذیتی هم برای مردم نداشته باشد، این خودش یک جایگاهی می‌شود بین مردم. ان‌شاءالله توفیق عمل به این روایات را به ما عنایت بفرماید.

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00