شرح کتاب خصال

جلسه اول

00:14:05
218

معرفی
خلاصه ای از زندگی نامه و معرفی آثار شیخ صدوق
ابتدای باب الواحد
بیان حدیث اول در باب وحدانیت خداوند
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.

کتاب خصال شیخ صدوق یکی از کتب مرحوم شیخ صدوق، رضوان‌الله علیه، است. ما محمدون ثلاث متقدمون داریم و محمدون ثلاث متأخرون. کتب اربعه مال محمدون ثلاث متقدمون است. بله، محمد بن ثلاث، که منظور محمدون ثلاث متقدمون: مرحوم کلینی، مرحوم شیخ طوسی، مرحوم صدوق بزرگوار است. محمدون ثلاث متقدم. و محمدون ثلاث متأخرون هم مرحوم مجلسی، مرحوم ملا محسن، ملا محمد محسن فیض. بله، این جوری که یادم است، شیخ حر عاملی؛ حالا این جور در ذهن من است. محمدون ثلاث متأخر. کلینی و طوسی و صدوق سه بزرگوار از محمدبن ثلاث متقدم‌اند؛ یعنی آن سده اول عصر غیبت. مثل مرحوم کلینی که مال قبل عصر غیبت است. ایشان معاصر بوده با معصوم. مرحوم صدوق، اوایل غیبت صغری است که ایشان با دعای امام زمان به دنیا آمدند. پدر ایشان، جناب ابن بابویه که اول چهار مردان مدفون‌اند، از یاران امام حسن عسکری علیه‌السلام بودند. یا شیخی و فقیهی و معتمدی؛ امام عسکری خطاب به ایشان یک همچین عباراتی دارند که خب حتی خودش بی‌نظیر است.

ایشان طلب فرزند می‌کنند. بعد از امام عسکری، در نامه‌ای که به امام زمان در اوایل غیبت صغری نوشتند، حضرت دعا می‌کنند: خدا ان‌شاءالله به شما فرزندانی بدهد که چه و چه و چه خصوصیاتی داشته باشند. دو تا فرزند خدا عنایت می‌کند به مرحوم ابن بابویه؛ ایشان و برادرشان که هر دو جزو فحول علمای ما هستند، و تو زیارت‌نامه ایشان هم هست. ما تهرانی‌ها خیلی ارادت داریم، ولی خب حالا عمده مردم مزار ایشان در ابن بابویه است که تو شهر ری، آنجا تو زیارت‌نامه‌شان دارد: «شما کسی هستی که به دعای امام زمان به دنیا آمدی.»

مرحوم شیخ صدوق، کتاب‌هایشان در نوع خود فوق‌العاده و بی‌نظیر است که می‌گویند: مراسیل او چه مسانیدی است. اگر مرحوم صدوق مرسل بیاورد مثل مسند است. حدیث مرسل، حدیثی است که سند درش ذکر نشده. مستقیم از اهل بیت: قال رسول الله... بدون سند است. اما حدیث مسند، حدیثی است که: عن فلان، عن فلان، عن فلان... می‌گویند مرحوم صدوق اگر مرسل آورد، با مسند فرقی نمی‌کند در درجه اعتبار. که صدوقین رجالیون قائل به این‌اند. بله، در علم رجال و درایه، کتاب‌های زیادی دارد مرحوم صدوق. کتاب توحیدشان می‌شود گفت از جهتی بزرگترین کتاب جهان شیعه است؛ در موضوع توحید ما یک همچین کتابی نداریم؛ بی‌نظیر است. کتاب معانی الاخبار ایشان، کتاب خیلی خوبی است. کتاب علل الشرایعشان کتاب خوبی است. و کتاب‌های زیادی. الآن وسایل الشیعه ایشان را چاپ کردند، کتاب‌های کوچک ایشان را چاپ کردند و کتاب‌های مختلف.

یکی از کتب ایشان کتاب خصال است. کتاب خصال هم جالب است. خوش‌سلیقه بوده مرحوم صدوق. با زحمت و سلیقه کتاب را جمع آوری کرده. ایشان روایات عددی جمع کرده توی این کتاب. مثل المواعظ العددیه است از جهت مواعظ عددی. خب بعد از این کتاب، مواعظ عددیه به شکل مرحوم صدوق نوشته شده. خدا رحمت کند مرحوم حاج آقای مشکینی. عرض کردم که آقا این کتاب نصایح شما سند ندارد، چرا این جوری است؟ ایشان فرمودند که این کتاب نصایح ما، کتاب نیست، ترجمه است. ترجمه کتاب المواعظ العددیه است. شما سندش را می‌خواهی، برو تو "المواعظ العددیه" ببین سندش کجاست. بله! حالا اینجا مرحوم صدوق از باب الواحد شروع کرده تا اربع مئه ؛ از یک تا چهارصد، حدیث‌های عددی را. دو جلد است. همین کتاب نصایح، ترجمه المواعظ العددیه است. کتاب خصال شکل همه احادیث همین جوری عددی کار کرده. بله بله، عددی. البته تو باب الواحدش، مرحوم شیخ صدوق، حدیث‌ها، حدیث‌هایی که آوردند، لزوماً این جوری نیست که عدد یک را داشته باشد. می‌گویم بیشتر خودشان سلیقه به خرج دادند؛ حالا تو احادیثش وارد بشویم می‌بینیم. ولی از دو به بعد دیگر نه، واقعاً این جوری است: خصلتان تو جوان مثلاً فلان... دو تا خصلت که موجب فلان می‌شود. دو تا چیزی که این جوری می‌شود. دو تا کار... دو تا چی فلان می‌شود. خیلی قشنگ. تا چهارصد که می‌شود آن روایت معروف چهارصد کلمه امیرالمؤمنین، که در یک مجلس چهارصد تا کلمه فرمودند که کسی خیر دنیا و آخرت را می‌خواهد تو همین چهارصد تاست. آخرین روایت، هزار و الی آخر دارد. بعد از آن دیگر توی اواخر همین کتاب شریف.

خب، ما حدیث اولش را بخوانیم. ان‌شاءالله هر روز چند دقیقه‌ای، ۱۰ دقیقه‌ای، هفت دقیقه‌ای، اول بحث مختصری از این کتاب را ان‌شاءالله داشته باشیم. نقل می‌کند مرحوم صدوق با سلسله سندی که می‌آورند: «ان اعرابیا قام یوم الجمل الی امیرالمومنین علیه‌السلام». روز جمل. جمل کدام جنگ بود؟ جنگ جمل. خب، آن عرض کنم که یک جنگ نهروان دارند که با خوارج، جنگ صفین دارند که با معاویه است، و جنگ جمل دارند که با طلحه و زبیر و عایشه. در جنگ جمل، جنگ جمل تو بصره بود دیگر. یک اعرابی پا شد خطاب به امیرالمؤمنین علیه‌السلام، گفت: یا امیرالمؤمنین، تقول ان الله واحد؟ وسط معرکه، وسط جنگ پا شد، گفتش که: «شما می‌گویی خدا یکی است؟» «فهمل الناس علیه» مردم ریختند سرش. آقا چه وقت سؤال است؟ چه وقت این حرف‌هاست؟ کلاس درس می‌جنگیم ما. «و قالوا یا اعرابی اما تری ما فیه امیرالمومنین من تقسم القلوب». حالا این‌ها هم بعضی وقت‌ها کم‌معرفتی‌ها این جوری است دیگر. آدم‌های تندرو. آقا سرش شلوغ است. تقسیم قلب دارد. حواسش پرت است. آخه کسی الان سؤال علمی می‌کند وسط جنگ؟ خب نمی‌دانم دیگر، جایگاه امیرالمؤمنین را نمی‌شناسد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: «دعوه، فان الذی یریدهُ الاعرابی، هو الذی نریدهُ من القوم.» ما اصلاً با این‌ها که داریم می‌جنگیم، می‌خواهیم که این‌ها به همین حرفی که این آقا سؤال کرد برسند. دعوا سر خداست، سر توحید است. این آقا آمده سؤال در مورد توحید پرسیده. این آقا از متن، تو حاشیه نیست. تو متن است. اصل ماجرا داریم دعوا می‌کنیم سر همین که مردم به همین حرف ملتزم بشوند. هدف را گم کردن همین است دیگر. این‌ها دیگر این‌قدر مشغول جنگ‌اند.

«ثم قال یا اعرابی ان القول فی ان الله واحد علی اربعه اقسام» روایت یک کتاب شرح می‌خواهد. من دیگر حالا خیلی مختصر فقط ترجمه‌اش را عرض می‌کنم. حضرت فرمودند که اینی که گفته می‌شود خدا یکی است، چهار تا معنی دارد. به چهار لحاظ می‌شود گفت خدا یکی است. «فوجهان منها لا یجوزان علی الله عزوجل و وجهان یثبتان فیه.» دو تا وجهش از این چهار تا در مورد خدا جایز نیست. یعنی خدا اجازه نیست، پس خدا یکی است. چهار تا معنا دارد. دو تا از آن غلط است. «و اللذان لا یجوزان علیه فقول القائل: واحد یقصد باب‌الاعداد.» یکی از آن دوتایی که جایز نیست، «قول قائل» است که «واحد» است؛ و قصد به باب اعداد کند. کسی بگوید خدا یکی است، منظورش یک عددی باشد. وحدت عددی؛ یعنی یک در برابر دو. درست؟ یکی که تو اعداد می‌آید. بگوید خدا یکی است؛ یکی از این اعداد. یک به معنای یکی از این اعداد. خب این غلط است. اوه! خدای متعال جور درنمی‌آید. «فذا مالا یجوزُ لِأَنَّ مالا ثانیَ لَهُ لا یدخُلُ فی باب‌الاعداد.» این جایز نیست چون چیزی که دو بردار نیست، تو اعداد نمی‌آید. یکی باشد که دو هم بتواند بردارد. اگر یکی باشد که دو نتواند بردارد که نمی‌آید تو سلسله اعداد. درست شد؟ پس «واحد» به معنای عددی، نه. این قبول نیست. «اما تری ان کفر من قال: انه ثالث ثلاثه.» حضرت فرمودند که خودت خوب می‌دانی اگر یکی بگوید که خدا نفر سوم این سه نفر است، این کافر شده. کسی حرف بزند: «خدا نفر سوم این سه نفر» است. منم و شما و خدا؛ یعنی خدا یکی، من و شما هم یکی، سه نفر. تو این مجلس ما ۱۰ نفریم، با خدا می‌شویم ۱۱ تا. این کفر است. ظرافت دارد. می‌گویم توضیح زیاد دارد حالا این روایت.

خب پس یکی از معانی که غلط بود این. دومین معنای غلط: «و قول القائل: هو واحد من الناس.» دوم اینکه غلط است این است که یکی بگوید آقا خدا یکی از مردم است. یکی از موجودات. کنار همه موجودات بگذارد. یکی به این معنا. یعنی انگار اول موجوداتند بعد خدا یکی از اینهاست. این هم غلط. «یرید به النوع من الجنس المنطقی.» به معنای نوع از جنس منطقی. «و ذا مالا یجوزُ لِأَنَّ فیه التشبیه. و جل ربنا و تعالی عن ذلک». این هم جایز نیست چون تشبیه است و پروردگار ما از آن منزه و برتر است.

پس دو تا وجهش باطل است. دو تا وجه صحیح را سریع بخوانیم: «و اما الوجهان اللذان یثبتان فیه، فقول القائل: هو واحد لیس له فی‌الأشیا شَبَه.» خدا یک واحدی است که هیچ شبیهی ندارد. این درست است. یکی که مثلش دیگر نیست. یگانه به معنای یگانه. این درست است. این اشکالی ندارد. «کذلک ربنا.» و «و قول القائل: انه عزوجل احدی‌المعنی.» معنای دومی هم که این است که کسی بگوید آقا خدای متعال احدی‌المعنی است. احد؛ واحد بگوید به معنای احد. یکپارچه. پس یگانه و یکپارچه، این‌ها درست است. یعنی خدا جزء ندارد. ترکیب ندارد. درست شد؟ این هم درست است. یعنی «یَعْنی اَنَّهُ لا ینقسمُ فی الوجود و لا فی العقل و لا فی الوهم.» یعنی خدا قابل تقسیم نیست نه در وجودش تقسیم راه دارد، نه در عقل ما می‌شود خدا را تقسیم کرد، نه در وهم می‌شود خدا را تقسیم کرد. ۱۱۱ به معنای هیچ، قابل تقسیم نیست. احد. احد به این معناست. بله، «کذلک ربنا عزوجل.» خدای متعال این جوری است. این در واحد بود. روایت اولی بود که خواندیم. خب، الحمد لله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00