تضمین بی نیازی با انجام یک کار
خصلت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله
کاری که از ثروتمند خوشایند نیست
حدود تواضع
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
امام صادق علیه السلام فرمود: «ضَمَنتُ لِمَنِ اقتَصَدَ اَن لا یفتَقِرُ»؛ من ضمانت میکنم برای کسی که میانهروی بگیرد در معیشت، اهل افراط و تفریط نباشد، اهل اسراف و تبذیر نباشد، از حدود تجاوز نکند، بیشتر از نیاز نخواهد (این معنی میانهروی است)، من ضمانت میکنم برای همچین آدمی که او فقیر نشود؛ کسی که حد وسط را بگیرد و اقتصاد داشته باشد –اقتصاد میانهرو– من ضمانت میکنم که او فقیر نشود. قانع باشد، در دخل و خرجش حد خودش را بشناسد، آن حد میانه را بشناسد، آن را در نظر بگیرد. فقری بعد از دارایی تثبیت نکند. یعنی انسانی که دارد، اینطور نیست که بگوید: «آقا من دخل و خرجم با هم جور درنمیآید»، «خوب هم پول درمیآوریم ولی آخر ماه که هیچی نمانده.» معمولاً به خاطر عدم اقتصاد است، حد را نمیشناسند، بلد نیستند خرج بکنند.
حدیث بعد: حضرت فرمودند: «انّا اهل بیتٍ مروّتنا العفوُ عمّن ظَلمَنا». ما خانوادهای هستیم که مروّت ما این شکلی است که از کسی که به ما ظلم کرده، میگذریم. ما این شکلی هستیم، ما خانواده این مدلیم. خلق ما این شکلی است. رفتار ما این شکلی است. عفو از کسی که به ما...
حدیث بعدی از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: فرمودند: «مِنَ المُرُوَّةِ استصلاحُ المالِ». باز درباره مروّت است که حالا ما مروّت را میگوییم مردانگی. «مِنَ المُرُوَّةِ استصلاحُ المالِ». این که کسی مال را در مسیر درست کسب بکند یا در مسیر درست خرج بکند، جفتش را میشود گفت. این از مردانگی است، از مُرُوّت است.
حدیث بعد: فرمودند که بله، از معاویة بن وهب میگوید که: «رآنی اباعبدالله علیه السلام بمدینةَ و انا احمِلُ بقلاً». سبزی خریده بودم، داشتم تو مدینه حرکت میکردم. امام صادق علیه السلام من را دیدند. «فقال: اِنّهُ یُکرَهُ لِرَجُلٍ شَریفٍ اَن یَحمِلَ شیئاً دَنِیّاً وَ یَجتَرِىَ عَلَیهِ». برای مردی با شخصیت، با جایگاه، برای مردی که جایگاهی دارد، موقعیتی دارد، برای این انسان مکروه است که یک چیز دنی، سطح پایین، بیارزش، کمارزش را خودش دست بگیرد و ببرد و بیاورد و اینها. این جایگاهش را از دست میدهد. مردم بر او جرئت پیدا میکنند.
روایت نباید بین تواضع و نشناختن جایگاه، جایگاه اجتماعی انسان خلط بکند. ما مأموریم تواضع داشته باشیم. اگر هم مسئولیم، مسئولیتی داریم، تواضع داشته باشیم، بلکه بیشتر تواضع داشته باشیم. ولی نباید این تواضع ما به نحوی بشود که بخواهیم یک جوری در معاشرت با مردم برخورد بکنیم که آنها جرئت بر ما پیدا بکنند، این جایگاه را ندید بگیرند، یا به این جایگاهی که داریم، آن مسئولیتی که داریم، جایگاهی که داریم، شأنش را باید حفظ کرد. این لباس بنده شأنی دارد، جایگاهی دارد، یک مطلوبیت عندالله دارد، یک مطلوبیت پیش مردم دارد، یک جایگاه اجتماعی دارد. حالا بنده نباید فکر بکنم که حالا دو تا کلمه یاد گرفتم و دو تا کلاس رفتم، چیزی هستم و چیزی بارم است و چیزی حالیام است. این میشود تواضع. حالا این که نباید اینجور فکر بکنم، یعنی حالا شلنگتخته بیندازم تو خیابان، هر جور خواستم راه بروم، هر جور خواستم برخورد کنم، بلندبلند بخندم؟ دور از محضر، دور از شأن شما. آقا تواضع داشته باشیم. نخیر، اینها دیگر تواضع نیست، اینها حماقت است. انسان هم تواضع باید داشته باشد، هم جایگاهش را بشناسد.
معاویة بن وهب یک انسان سرشناس، یک عالم، یک مجتهد است. سبزی دستش گرفته دارد میرود. خب سبزی هم مشخص است دیگر، با آن گل و آن وضعیت. همین الان شما یک بسته سبزی دستتان باشد تو خیابان راه بروید، چیز بدی نیست؟ خب این خیلی بدی دارد دیگر. یک چیز دستپایین، سطح پایین، آلودهای است که این مخالف با جایگاهی است که شما داری. بین مردم جایگاه را حفظ کن. به این نحوی با مردم تعامل کن که آنها جرئت پیدا نکنند. یعنی شما خودت را کوچک نکنی. در واقع تواضع غیر از کوچک کردن خود است. انسان باید متواضع باشد ولی نباید خودش را کوچک کند، به نحوی برخورد بکند که آن جایگاهش لکهدار بشود، ضربه ببیند. حالا نکته مهمی است، حتی بین مسئولین. خب یک مسئول خودش را نوکر مردم میخواهد بداند، خادم میخواهد بداند، خیلی خوب؛ ولی حق ندارد به نحوی معاشرت بکند ولو به اثر تواضع، به اثر اخلاص، به نحوی معاشرت بکند که مردم جرئت بر او پیدا بکنند، آن جایگاه لکهدار بشود، حرمت جایگاه حفظ نشود. حالا من چون متواضعم، هر مدل خواستم صحبت بکنم، الفاظ کوچهبازاری و عامیانه و عوامپسند. اجازه بده جایگاه محفوظ باشد. در این حال انسان خودش را واقعاً چیزی نداند. اصل تواضع به همین است که من این جایگاه را از خدا بدانم، این مردم را رعیت و اهل و عیال خدا بدانم، خودم را هم مسئول بدانم در برابر خدا، دست خدا را هم بالا سر خودم بدانم، هم دست رحمت خدا را هم دست عقوبت خدا را، و بدانم که اگر بخواهم سرکشی کنم، پایم را از گلیم خودم بیرون بگذارم، خدا با من جور دیگری تا خواهد کرد. تواضع انسان را میفهماند جایگاهش چیست و خودش یک چیزی به حساب نمیآید. خب حالا من هر مدل خواستم برخورد بکنم، هر جور خواستم حرف بزنم، بر حساب این که ما متواضعیم، ما خودمان چیزی به حساب نمیآییم، این نمیشود.
خلاصه حضرت فرمودند که این برای مرد شریف، برای رجل شریف، یک انسانی که جایگاهی دارد، موقعیتی دارد، این برایش مکروه است که شیء دنی را حمل بکند. بر او جرئت پیدا میشود و او جایگاهش را از دست میدهد.
انشاءالله که اهل عمل به این روایات باشیم.
الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...