خصلتی که پیشینیان را نابود ساخت
کفاره همه گناهان جز یک گناه
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب خصال مرحوم صدوق، جلد ۱، باب ۱، حدیث ۴۱ از ابوالحسن قزا: «قال سمعتُ اباعبدالله علیه السلام یقول لعبدالباس البغباغ ما منعک من الحج؟» -خوب، خیلی تناسب با این ایام دارد- خدا انشاءالله رحمت بکند تمام این شهدا را، مخصوصاً شهید مسلم قلیپور گیلانی که به گردن همه ما حق دارند؛ کارگردان حوزه، ایشان حق دارند. انشاءالله که آیتاللهالعظمی مویدی قمی هم انشاءالله در سلامت باشند، ایشان هم جزو مفقودیناند. بالاخره شخصیتهای برجسته ایرانی متأسفانه همه تو این سانحه و فاجعه بودند.
امام صادق علیه السلام به ابوالعباس بغباغ فرمودند: «تو چرا امسال حج نرفتی؟ چه چیزی تو را از حج بازداشت؟» «قال: کفالت کفلتُه.» «من مسئولیت داشتم، کفالت داشتم.» «قال: مالک والکفالات؟» «با مسئولیتها و کفالتها و اینها چه کار؟ ألم تعلم ان الکفالة هی التی اهلک فی القرون الاولا؟» «مگر نمیدانی گذشتگان هر که هلاک شد، به خاطر کفالت هلاک شد؟» حالا اینجا این «کفالت» به نظر میآید، منظور روایت این است که آن مسئولیتهایی که آدمها برای خودشان میتراشند و اینقدر اینها برایشان اهمیت پیدا میکند که نسبت به وظایف الهیشان غافل میشوند، این است "کفالت"، نه یعنی گذشتگان هر که نابود شد به خاطر حس مسئولیتپذیری بود که نابود شد، هر که مسئولیتپذیر بود نابود شد! نخیر، این اشتغالات و مسئولیتها... طرف میگوید: «من اینقدر کار تو اداره دارم، حاج آقا، به خدا قسم وقت نمیکنم نماز بخونم بس که کار دارم.» مردم! بله دیگر، این همان کفالتی است که قرون اولی گذشتگان همه را هلاک کرده، نابود کرده.
حدیث دیگر هم بخوانیم و برویم تو بحث خودمان، از امام، از ابی جعفر علیه السلام. ابوجعفر در روایات شخصاً یا امام باقر علیه السلام یا امام جواد علیه السلام – که غالباً برای امام جواد علیه السلام تعبیر به ابی جعفر ثانی میشود، ابی جعفر خالی وقتی میآید معمولاً امام باقر علیه السلام است. «قال: کل ذنبٍ یکفّره القتل فی سبیل الله.» کسی در راه خدا کشته بشود، همه گناهانش کفاره آن قتل در راه خداست. کشته شدن در راه خدا، این مصدر مجهول یعنی مصدر در معنای مفعولی، نه مصدر در معنای فاعلی. «القتل فی سبیل الله» یعنی کشته شدن در راه خدا. نه یعنی حالت کُشتن در راه خدا هم هست، ولی اینی که کفاره همه گناهان است، کشته شدن در راه خداست. «الا الدین، لا کفاره له الا اداءه.» «مگر دین و بدهکاری؛ این کفاره ندارد، کفارهاش ادا است.» خیلی قشنگ. این تنها کفارهاش دینی است. کسی دین دارد، کفارهاش به این است که ادا کنیم. چیز دیگری کفارهاش نمیشود؛ «فیلم زیارت کربلا درست میشود» و «چه میدانم روزه میگیریم درست میشود» و «صدقه میدهیم درست میشود»؛ اینها نیست. حالا دین به امام زمان بعضیها دارند دیگر؛ خمس را نمیدهند و زکات را نمیدهند و اینها... «در طول سال به صد برابر خمسمان و داریم کمک...» این آقا کفارهاش فقط ادایش است، هیچی جای این را پر نمیکند. «او یُقضی صاحبه او یعفو الذی له الحق.» «یکی بیاید از طرف او پرداخت بکند، یا این که آن کسی که له الحقّ، آن کسی که طلبکار است او عفو بکند، ببخشد.» این سه تا راهش است. کفارهاش این سه تاست. حتی امام حسین علیه السلام به اصحاب خودشان فرمودند که حتی کشته شدن پای رکاب من، حقالناس و بدهی شما را جبران نمیکند. اگر کسی بدهی دارد، برود ادا کند. خیلی تو این حرف هست. اینهایی که میخواهند بزرگترین شهدای طول تاریخ باشند، در اعلا درجات، باز هم قواعد برای این صدق میکند. بدهکاری و اینها خلاصه با هیچ چیزی جبران نمیشود. حالا ما دیگر پای رکاب امام حسین بودیم، بهشتمان را به ما نشان دادند و فلان... این حرفها ندارد. بدهی باید بدهی. این سه راهش هم هست: یا خودت پرداخت بکنی، یا دیگری از طرف شما پرداخت بکند، یا صاحبش ببخشد. این سه راه را دارد.
انشاءالله که اهل عمل به این روایات باشیم. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...