جلسه اول: امام منصور کیست؟ خوانش تازهای از یک فراز مهم زیارت عاشورا
00:42:56
در این گفتوگو، زیارت عاشورا از قالب الفاظ بیرون آمد و به ژرفای جان نشست؛ رازِ دو بار بر زبان راندنِ «خونخواهی» را بازیافتیم: یک بار برای خونِ سرخِ امام حسین علیهالسلام و بار دیگر برای خون خودمان. رمز این سخن در «مقام محمود» است؛ همان منزلتی که زائر در امام چنان فانی میشود که خون او را خون خویش و همه بشریت میبیند. از دل همین نگاه، انتظارِ ظهور نیز چهرهای تازه یافت؛ دیگر نشستن و چشم به راه ماندن نیست، بلکه آمادهشدن است برای حقخواهی در همان مسیری که از کربلا برخاست و تا همین امروز جاری و زنده است.
معرفی
زیارت عاشورا؛ نامهای مستقیم از طرف «خدا»، حدیث قدسی با آثار وضعی و ملکوتیِ ممناز![2:00]
توصیه عملی؛ چلهی عاشورا، هدیهای به شهدای کربلا برای بهرهمندی از عنایات ویژهی یاران امام.[11:00]
معرفیِ امام منصور؛ بهعنوان نام آسمانیِ منتقم کربلا، حضرت ولیعصر (عج)![16:30]
هشدار؛ خطر غرق شدن در هیاهوی خبری و سیاسی، و غفلت از معارف عاشورایی![18:30]
رزقِ واقعی و عالیترین مرتبهی حقطلبی، خونخواهیاست، در رکاب امام منصور.[20:20]
امتیاز چهارگانه و انحصاری برای خونِ خدا؛ امامت/شفاعت/اجابت/زیارت. [23:35]
روضه؛ غربت مسلم بن عقیل؛ اولین شهید مسیر کربلا و پیشقراول وفاداری...[38:00]
توصیه عملی؛ چلهی عاشورا، هدیهای به شهدای کربلا برای بهرهمندی از عنایات ویژهی یاران امام.[11:00]
معرفیِ امام منصور؛ بهعنوان نام آسمانیِ منتقم کربلا، حضرت ولیعصر (عج)![16:30]
هشدار؛ خطر غرق شدن در هیاهوی خبری و سیاسی، و غفلت از معارف عاشورایی![18:30]
رزقِ واقعی و عالیترین مرتبهی حقطلبی، خونخواهیاست، در رکاب امام منصور.[20:20]
امتیاز چهارگانه و انحصاری برای خونِ خدا؛ امامت/شفاعت/اجابت/زیارت. [23:35]
روضه؛ غربت مسلم بن عقیل؛ اولین شهید مسیر کربلا و پیشقراول وفاداری...[38:00]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی الظالمین من الآن قیام یوم الدین. (رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی).
ارتباط با امام حسین (علیه السلام) و کربلا یکی از آن گنجینههای بسیار باارزش برای اتصال است. مقام امام حسین (علیه السلام) خیلی ارزشمند و قیمتی است. زیارت عاشورا هم سند قوی و معتبری دارد. سندش به خود خدای متعال میرسد. یکی از علما -بنده خاطرم هست- در جلساتشان وقتی میخواستند عبارتی را از زیارت عاشورا نقل کنند، اینطور میگفتند؛ مثلاً: «قال الله تبارک و تعالی: لعن الله بنی امیه قاطبة». عبارت زیارت عاشورا را وقتی میخواستند نقل کنند، میگفتند: «قال الله تبارک و تعالی». زیارت عاشورا حدیث قدسی است؛ زیارت عاشورا از خدای متعال است. خدا وحی کرد به جبرئیل، جبرئیل وحی کرد به پیغمبر، از پیغمبر و اهل بیت، از اهل بیت به ما. متن بسیار فوقالعادهای است. بعضی بزرگان هم مقید بودند در طول عمرشان هر روز میخواندند. البته آنی که سفارش شده و اصل است، همین خود کیفیتی است که در دستور زیارت عاشورا به ما رسیده. اصطلاحاً علما میگویند: «عبادات توقیفی است». وقتی یک چیزی از جنس عبادت شد، من و شما نمیتوانیم جابهجایَش کنیم. همانطور که رسیده، بالا و پایین نمیشود. عبادت اینجوری است. زیارت هم جزء عبادات است، بالا و پایین نمیشود. که مثلاً ذکر نماز را برای خودمان جابهجا کنیم و همین که در دستور رسیده سه رکعت است را بکنیم مثلاً چهار رکعت. نمیشود جابهجایش کرد. گفتم: «آقا از شهر که خارج میشوی، آنقدر که خارج شدی، نمازت شکسته میشود». پا به پایَش بگوییم: «رُندش کنیم»، «تخمینش کنیم»، «گردش کنیم»؛ مثلاً عدد را گرد کنیم ۴۵ کیلومتر را. مشتری (خَیرَهُ و بِینِهِ)، دست من و شما که نیست دیگر. آن هشت فرسخی که گفته، مثلاً دقیق هشت فرسخ، نه هشت و نیم و نه هفت و نیم.
زیارت عاشورا فرمانده است. وقتی که میخوانی، صد تا لعن و صد تا سلام دارد. البته حالا طرق دیگری را علما سفارش میکردند که مثلاً فقط سلام آخرش یا لعن آخرش صد بار گفته شود. مرحوم آیتالله العظمی بهجت (رضوان الله علیه) فرمود: «نه! اگر کسی صد تا لعن و صد تا سلام را نمیتواند بگوید، اصلاً زیارت عاشورای معروفه را نخواند، زیارت عاشورای غیر معروف را بخواند.» دو تا زیارت عاشورا داریم. زیارت عاشورای غیر معروفه را گذاشتهاند برای کسانی که صد تا لعن و صد تا سلام را نمیتوانند بگویند. خود ایشان مقید بود همیشه، هر روز زیارت عاشورا میخواند، با صد لعن و صد سلام. اگر کسی هم نمیتواند، زیارت عاشورای غیر معروفه را بخواند. اگر همین را هم نتوانست بگوید، گفتند: «آقا از دور سلام بده و سه بار بگوید: "صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ"». خصوصاً حالا معارفش، آثارش، ثوابش متفاوت است. اصل زیارت یکی است؛ یعنی همهاش زیارت امام حسین (علیه السلام) محسوب میشود، ولی هر زیارتی آثار خاص خودش را دارد؛ مثلاً زیارت وارث. حضرت فرمودند: «به هر یک کلمهای که میگویی، خدا هزار رحمت برات جاری میکند.» زیارت وارث هم زیارت عجیبی است. تلویزیون ما زیارت عاشورا را هیچ وقت پخش نکرده؛ نه تلویزیون، نه رادیو. پخش نمیکردند. پخش نمیکنند. آخرین بخشهای لعنی که دارد، که بعضیها حساس میشوند روی بعضی از عباراتش، به جای زیارت وارث را پخش میکند. خیلی مختصر هم هست؛ خیلی کوتاه؛ یک صفحه است. آثار عجیبی امام صادق (علیه السلام) برای زیارت وارث فرمودند. زیارت وارث هم عجیب است؛ همانجور که زیارت اربعین عجیب است، زیارت عرفه عجیب است. هر کدامش عبارتها و اصطلاحاتی دارد منحصر به فرد؛ مثلاً زیارت ششم امیرالمومنین (علیه السلام). خوب، متنش یک متن متفاوت است. زیارت ششم امیرالمومنین الحاق میشود، ضمیمه میشود، متصل میشود به زیارت عاشورا. خیلی عجیب است، خیلی جالب است. روزی ما هم در مقدمه چیزهای خوبی باشد.
پنج تا نظر در مورد اینکه «سر مبارک امام حسین (علیه السلام) کجا مدفون است؟». در کربلا سر مبارک حضرت را خوب بردند از کربلا و شهر به شهر چرخاندند. پنج تا نظریه است. حالا من میگویم: به خود امام حسین (علیه السلام) در کربلا ملحق کردند. یک نظریه دیگر این است که مدینه دفن کردند. یک نظریه دیگر این است که در دمشق دفن شده. یک نظریه دیگر در شام دفن شده یا مصر؛ «مقام الحسین». این هم نظریه بعدی و نظریه پنجم که قاعدتاً نظریه درست همین است: سر مبارک امام حسین (علیه السلام) در نجف کنار امیرالمومنین (علیه السلام) دفن شده است. فقط گزارش تاریخی برایش داریم. این پنجمی را روایت جالبی که برای گزارش تاریخی نداریم. یعنی هیچ کسی گزارش تاریخی این را نگفته که سر مبارک امام حسین (علیه السلام) در نجف دفن شده باشد. برخی دفن آن را کردند. به حسب ظاهر خیال خودشان دفن کردند. روایتم میفرماید که دفن کرده بودند. یکی از شیعیان ما این سر را خودش مخفیانه جابهجا کرد، آورد کنار امیرالمومنین (علیه السلام). روایت عجیبی هم داریم. یک روایت دارد که راوی میگوید: «با امام صادق (علیه السلام) عرض کنم که...». راوی میگوید: «با امام صادق (علیه السلام) رفتیم نجف. حضرت مرکب از پیاده شدند. یک قبری بود. افتادند و خودشان را کشیدند روی قبر. گریه کردند. دیدم حال خیلی عجیبی دارند. جدم امیرالمومنین (علیه السلام) آنجاست. دیدم یک قبر کوچک هم کنار پشت این قبر است. سر جدم سیدالشهدا (علیه السلام) آنجاست.» در زیارت ششم امیرالمومنین (علیه السلام) به هر دو تا سلام میدهد که در آن، این رمز نهفته است که هم امیرالمومنین و هم امام حسین مدفون است. سر مبارک امام حسین است و این سلام هم از این جهت باشد. میآید. بعد زیارت ششم میگوید: «دعای علقمه را بخوان». دعای علقمه سفارش شده.
زیارت عاشورا. ما در طول سال که خوب بعید است بنده که توفیق پیدا نمیکنم، شماها را بعید میدانم توفیق پیدا کنید هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام بخوانید. آنی که به طور خاص سفارش شده، این است: «از عاشورا تا اربعین چهل روز را سفارش مؤکد بزرگان بود، لااقل این چهل روز را زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام بخوانید». آثار و برکات خیلی عجیب دارد. حالا بنده لابهلای نکاتی را بر اساس تجربه و کلمات بزرگان و اینها عرض میکنم. یکیش این است که زیارت روز عاشورا را تنها، در یک مکان خلوت، اصطلاحاً میگویند: «در یک مجلس انجام شود»؛ یعنی چه جور؟ یعنی شروع کنیم. همان اول، از اول زیارت عاشورا تا آخر زیارت عاشورا یک جا بنشینید. حالا من و شما که توفیق داریم به لطف خدا الحمدلله مشهد هستیم. یکی از جاهای خوبی که روز عاشورا میشود زیارت عاشورا را کامل بخوانیم، در حرم امام رضا (علیه السلام) است که خب زیارتشان معادل زیارت کربلا هم هست. نشد هر جای دیگر. اگر حرم نشد، بهترین جا یک جای خلوت، روی بلندی، اگر صحرا باشد، بیابان باشد، خلوت باشد، بهتر است. اگر نشد، پشت بام منزل. سر ظهر، نزدیک ظهر هم بهتر است.
نکته اول: روزهای بعدش را میتواند آدم زیارت عاشورا را اولهایش را بخواند، به صد لعن و صد سلام که رسید، این را دیگر در طول روز لعن و سلامش را بگوید. صد تایش را در حرکت، در خیابان، پشت دخل مغازه که نشسته، پشت فرمان که هست، صد لعن و صد تا سلامش را بگوید. باز بهترش این است که اول صبح زیارت عاشورا را شروع کند، تا سر لعن و سلام در طول روز لعن و سلامش را بگوید. یک جور بشود که تا غروب، زیارت عاشورایش تمام بشود. این هم سفارش بزرگان است. مجموعهای از سفارش بزرگان را، محصول بیست سال گفتگو و این چیزها، دارم عرض میکنم. یک یادگاری باشد انشاالله. شاید سالهای بعد نباشیم. شما انشاالله هستید و استفاده میکنید و ما را هم یاد میکنید. این هم نکته دیگر در مورد زیارت عاشورا.
در مورد زیارت عاشورا یک نکته دیگر که هست، این هم از سفارش خاص یکی از اساتید بود: «هر روزی را زیارت عاشورا را به یکی از شهدا هدیه بدهید». این هم آقا یکی از بزرگان به بنده فرمود: «انجام بده به اربعین نشده، عنایتی میشود» . حالا شد. یعنی آن زمان که ایشان فرمود شانزده سال پیش، به نظرم هر روزش را به یکی از این شهدای کربلا. اسامیشان را داشته باشید. حالا ظهر عاشورا که زیارت عاشورا را به هدیه به خود امام حسین (علیه السلام) بخوانید. هر روزی را روی حساب و کتاب بنویسید فلان شهید. حالا گاهی روزی دو تا شهید، سه تا شهید. روز دوم مثل حضرت عباس (علیه السلام)، برادران حضرت عباس. همینجور شهدای کربلا خوب زیادند. اگر بخواهیم تک تک شهدا را هدیه بکنید، دو سه سال زیارت عاشورا این شکلی باید بخوانید که بهتر هم هست، دانه به دانه هدیه کنید؛ یک روز حضرت علی اصغر، یک روز حضرت علی اکبر، تا حر و چه میدانم مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر. دانه دانه بیایید جلو. شروع کند آدم دو سه سال این جوری بخواند. اگر نه، در یک سال میخواهید انجام بدهید، هر روزی را بین دو سه نفر تقسیم بکنید. آثار و برکات عجیبی هم دارد، انشاالله. این هم یک سفارش دیگر مربوط به زیارت عاشورا.
خوب، بعضی بزرگان روزی دو بار، روزی سه بار زیارت عاشورا میخواندند. بعضی از آنها از دنیا رفته بودند. گفته بودند: «حسرت چه؟» گفته بود: «روزی دو بار میخواندم، کاش روزی سه بار میخواندم!» مرحوم علامه حلی یک جمله خیلی معروفی دارد. خب علامه حلی شخصیت عجیبی است، شخصیت فوقالعادهای است. یک وقت کتابی را گرفته بود رونویسی کند. در رد شیعه این کتاب را نوشته بودند. دستگاه کپی و چه میدانم اسکنر و فلان و این حرفها که نبود که بخواهند اسکن کنند، کپی بگیرند و پلو کپی و این حرفها. بعد از روی آن مینوشت. این کتاب را که ایشان به سختی میتواند پیدا کند. برای اینکه باید اول مینوشته، بعد میخوانده و رد میکرده، جمله به جملهاش را پاسخ میداده. آن آقایی که این را نوشته بود، کتاب را نمیداد. کتاب از یک طریق سختی به ایشان میرسد. بنا میشود از اذان مغرب –ظاهراً تابستان هم بوده- از اذان مغرب تا اذان صبح فقط این کتاب دست ایشان باشد که حتی اگر میخواست بخوابد، تا نصف کتاب هم نمیتوانست بخواند. چه روش عجیبی دارد! علامه حلی کتاب را میگیرد، شروع میکند به نوشتن. تا جان دارد، توان دارد، مینویسد. خوابش میبرد، روی این کتاب خوابش میبرد. یکهو بیدار میشود، میبیند: «عجب! اذان شد. کتاب را باید تحویل بدهی». نگاه میکند، میبیند: «ما کتابی که تا وسَطهایش نَسخ کرده بودیم، کامل تَکمیل شده». میبیند آخر صفحه، آخرین صفحه کتاب پایینش نوشته: «کَتَبَهَ الحُجَّة». امام زمان با دستخط مبارکشان کتاب را تکمیل کردند. خیلی حرفها. یک حرکتی را شروع کرده. این را برای ماها هم درسی است: «در مسیر خدا هر کسی هر حرکتی را شروع کند، خالصانه و صادقانه، از اثر عشق، از اثر سوز کارش نیمهکاره نمیماند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کارش را تکمیل میکند.» این علامه حلی فرموده بود که: «من فتوا چون زیاد دادم، نگرانم که نکند در این فتواها حرف غلط بوده باشد. روز قیامت یقه ما را بگیرند، بگویند، این را برای خدا و پیغمبر نسبت دادی». میگوید: «دو تا چیز است که من امید به آن دارم که قیامت نجات پیدا کنم، وگرنه به خاطر فتواهایی که دادم، نگرانم بروم جهنم». خیلی حرف عجیبی است. علامه حلی میگوید! شخصیت فوقالعادهای است علامه حلی. وقت نیست، یکی دو جلسه فقط در مورد علامه حلی میشد صحبت کرد. میفرماید: «لَوْ لَا زِيَارَةُ الْحُسَيْنِ وَ تَصْنِیفُ الْأَلْفَيْنِ لَهَلَکْتُ بِکَثْرَةِ الْفَتَاوَا». میگوید: «بابت فتوای زیادی که دادم، نگران بودم بروم جهنم. امیدم به دو تا چیز است: یک کتاب "الفین" دارد، دو هزار تا استدلال آورده برای حقانیت امیرالمومنین (علیه السلام). دو هزار استدلال. کتاب فوقالعادهای است، بگیرید، ترجمه هم شده». میگوید: «یکی امیدم به این کتاب "الفین" است. دو هزار استدلال. یکی هم "زیارَةُ الْحُسَیْنِ" (علیه السلام). امیدم به زیارت امام حسین (علیه السلام) است.» این زیارت امام حسین. حالا زیارت عاشورا هم که خودش به طور خاص. همان سفارشی که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سید رشتی کرده، سه بار فرمودند: «عاشورا، عاشورا، عاشورا».
بزرگان ما عنایت عجیبی داشتند به زیارت عاشورا. یکی از عبارتهای زیارت عاشورا را در این دهه میخواهیم با همدیگر بخوانیم که هم اولهایش امام حسینی است، آخرهایَش امام زمانی. خیلی هم عبارت فوقالعادهای است. خورند این ایام ما هم هست، چون در آن حرف از انتقام است. حالا بنده این عبارت را شروع میکنم به خواندن. انشاالله از امشب تا شب عاشورا روی همین عبارت زیارت عاشورا با همدیگر میمانیم. قرارمان هم از ظهر عاشورا انشاالله چله زیارت عاشورا. عبارتش را هم بلد هستید همهتان. قاعدتاً عبارت معروفی است: «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَ مَقَامَکَ أَنْ یُکرِمَنِی بِکَ وَ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ». اینی که برایتان خواندم، عبارتش عبارت زیارت عاشورا است. در نسخه «کامل الزیارات». خب، سند «کامل الزیارات» قویترین سند است. «مصباح المتجد» جور دیگر نقل میکند. «مزار کبیر ابن مشهدی» جور دیگری نقل میکند. مزار شهید. بنده در این فیشها همه را آوردهام. بعداً دوستان خواستند، بحثها را جزوه بکنند، به آنها میدهم. از یکیش فقط برایتان خواندم که وقتتان گرفته نشود.
خب، برویم سراغ این عبارت، اول یک ترجمه بکنیم. ببینیم چقدر عبارت عجیبی است. دانه به دانهاش را انشاالله یک تمرکزی داشته باشیم. ای کاش وقت بود کل زیارت عاشورا را مینشستیم. البته بنده بیست سال پیش، بله، بیست و یک سال پیش یا بیست سال پیش، یک دو سالی، سه سالی شرح زیارت عاشورا را شاید حول دویست جلسه اینها شد. حالا صوتهایش موجود نیست. بچهتر از حالا بودیم. عرض کنم که آمدیم شاید هفت هشت ده خطی زیارت عاشورا را بحثهای مفصلی، خیلی مفصل در کرج آن سالها بحثی را داشتیم و از آن سال به الان توفیق پیدا نکردم که دوباره برگردم به زیارت عاشورا. حالا امسال انشاالله در جلسه شما توفیقی حاصل شد برای اینکه یک عبارت زیارت عاشورا را با همدیگر بخوانیم. بعدها اگر توفیقی شد، بخشهای دیگری از زیارت عاشورا را انشاالله با هم مرور میکنیم.
خب، عبارت چه میگوید؟ عرض میکنیم: «ما...» البته خدای متعال به ما یاد داده در زیارت عاشورا که: «شمایی که میروی کربلا یا از دور میخواهی امام حسین را زیارت کنی، اینطور بگو: بگو از خدا درخواست میکنم...». از کدام خدا؟ خوب دل بدهید، عبارتها را خوب دل بدهید. حواستان باشد. الان میدانم فضای ذهنی مخاطبین معمولاً خیلی ملتهب است از فضای جنگ و آتش بس و این حرفهاست. توقعی هم که از سخنرانها معمولاً دارند این است که در همین فضا باشد. البته حالا ما روزی چهار پنج تا سخنرانی داریم. یکی دو تایش هم خوب بیشتر در این بحث گفتگو میکنیم، ولی اینها نباید باعث بشود ما از این معارف فاصله بگیریم، حواسمان پرت بشود. آن چیزی که ماها را زنده نگه میدارد، معارف ناب است. حالا اینکه الان اسرائیل کجا را زد و آن بند پنجم توافق چی شد و آن یکی چی چی گفت و اینها هم البته سر جای خودش خوب است و دقیق است و باید حواس ما جمع باشد. یک بخشی از گفتگوها باید اینها باشد. اینکه حالا همه جلسات، منبرها و روضهها بخواهد در این موضوعات باشد، به نظرم از فضای امام حسین و معارف مرتبط با امام حسین نباید خودمان را دور بکنیم و غافل به چیزهای دیگر بشویم.
از خدایی که اکرام کرده، اول تویی امام حسین را. شمای اباعبدالله را. خدا مقام تو را اکرام کرده. به چه؟ «وَ أَکْرَمَنِی بِکَ». حالا در نسخه «کامل الزیارات» میگوید: «از خدایی که به تو کرامت کرده که به منم کرامت کند». در نسخههای دیگر زیارت عاشورای رایجی که دست شماهاست، این جور میگوید: «میگوید از خدایی که تو را اکرام کرده و منم به واسطه تو اکرام کرده». این را میخواهم. معلوم شد، ساده بود دیگر، سخت که نیست.
از خدایی که هم تو را اکرام کرده و هم من را به واسطه تو اکرام کرده، چه میخواهم؟ میخواهم که یک چیزی روزی من کند. عبارت «روزی» دارد. «رزق» جالب است. چند تا از ما در دعایی برای روزی همچین چیزهایی را تا حالا خواستهایم؟ ما معمولاً روزی که میخواهیم، چه چیزهایی میخواهیم؟ میگوییم: «انشاالله یک زن خوب روزیام بشود»… «یا روزیت بشود»، «یک خانه خوب، انشاالله یک ماشین خوب روزیت بشود». تا مهران از مشهد یک کله بزنی بروی کربلا. ما کربلا میرویم، حالا بقیه جاهای دیگر میروند با ماشین خوب. «داشته باشی بروی کربلا، شلمچه از مشهد تا شلمچه. دو روز البته در راهی بد، بروی کربلا». «انشاالله ماشین خوب روزیت بشود، خانه خوب روزیت بشود، یک طبقهاش را بکنی حسینیه، روضه بگیری». در زیارت عاشورا به ما چه یاد داده؟ میگوید: «خدایا! من میخواهم چه روزیام بشود؟ میخواهم انتقام خون امام حسین روزیام بشود. با کی؟ با امام منصور». لقب امام زمان. ما به «امام زمان» میشناسیم. از عبارتهایی که بنده دوست دارم فرهنگ بشود، این کلمه رایج بشود و خیلی غریب و خیلی چیز است، یعنی رایج نیست، پخش نیست این کلمه است. امام زمان در زیارت عاشورا به عنوان «امام منصور» معرفی شده است. اسم امام زمان در پیشگاه الهی «امام منصور» است. بعداً روایتش را چند جلسه جلوتر برایتان میخوانم. همانجور که ما اسم پیغمبر را میگوییم زمینیها به ایشان میگویند: «محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)». آسمانیها به ایشان چه میگویند؟ میگویند: «احمد». امام زمان هم نام آسمانیشان «امام منصور» است. این را یادگاری داشته باشید. چند جلسه هم در مورد این میخواهیم گفتگو کنیم که چرا به امام زمان میگویند «امام منصور»؟ برای چه؟ در مورد این هم انشاالله مفصل صحبت میکنیم.
خب، برگردیم. عبارت دوباره بخوانیم. «از خدایی که تویی امام حسین را اکرامت کرد، تحویلَت گرفت و من را هم به واسطه تو تحویل گرفته، میخواهم که روزی من کند که خونخواه تو باشم کنار امام منصور، با امام منصور انتقام تو را...». خب، این شد ده جلسه سخنرانی. فهرست بحث: «چند جلسه میخواهیم در مورد این صحبت بکنیم که خدا امام حسین را اکرام کرده، یعنی چه؟». چند تا فضیلت امام حسین دارد. لیست میکنم و سریع میگویم: یک سری فضائلش با انبیا مشترک است، یک سری فضائلش با اهل بیت مشترک است که انبیا ندارند. یک سری فضائلش را در اهل بیت فقط با چند نفر دارد. یک سری فضائلش را در اهل بیت فقط امام حسین دارد. کیف کردید؟ فعلاً فقط با فهرستش کیف کنید تا جلوتر دانه به دانهاش را بشنوید، بیشتر کیف کنید. یک سری فضائلش با انبیا مشترک است. یک سری فضائلش را انبیا ندارند، اهل بیت دارند، با اهل بیت مشترک است، تمام چهارده معصوم. یک سری فضائلش را همه چهارده معصوم ندارند؛ مثلاً فقط امیرالمومنین دارد یا پنج تن دارند و با چند تا از اهل بیت مشترک است. یک سری فضائلش را هیچ کدام از اهل بیت ندارد، فقط مال امام حسین است که به طور خاص چهار تا ویژگی که عرض میکنم بدهم.
هر کدامش احتمالاً یک جلسه هم بحث میکنیم. این یکی. بعدش خدا به واسطه امام حسین ما را اکرام کرده. پس تقریباً چهار پنج جلسه میشد. بحثمان مشخص شد. خدا امام حسین را اکرام کرده، یعنی چه؟ یک جلسه. خدا ما را... البته بیشتر از یک جلسه میشود دیگر بحث. من چون میخواهم به امام منصور برسیم، در یک جلسه انشاالله سر و تهش را هم میآورم. خدا ما را به واسطه امام حسین اکرام کرده، چه کار کرده مگه خدا برای ما به واسطه امام حسین؟ با اشک برای امام حسین؟ با زیارت امام حسین؟ با چی چی چی چی؟ خدا چه اکرامی کرده ماها را؟ این هم یکی. از این خدایی که این شکلی هم امام حسین را تحویل گرفته و هم ما را تحویل گرفته، میخواهیم تکمیلش کند. خود تو که این قدر به ما حال دادی، تو که این قدر امام حسین را بالا بردی، این قدر ما را هم به واسطه امام حسین بالا بردی. این همه به ما دادی، آخریَش را هم بده. آخریَش چیست؟ این انتقام خون امام حسین را هم بده ما بگیریم. کیف کردید با عبارت؟ با کی بگیریم؟ با امام زمان، با امام منصور. از امام حسین به امام زمان منتقل میشویم. یکی میشود اینجا داستان. این شد این عبارت زیارت عاشورا. چون وقتمان کم است و یک بخشی از وقت امشب هم رفت، من بحث را سریع شروع کنم که جلسات بعد جا نماند.
خدا امام حسین را اکرام کرده. گفتم یک لیستی دادم ازش. یک بخشیش را عرض کردم. مقاماتی است که امام حسین با همه انبیا در آن مشترک است. چرا این را خوب دل بدهید؟ سریع بگویم. بچهها ببینید آقا! مقامات اهل بیت از مقامات انبیا بالاتر است. «إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ». آیه قرآن میگوید که ابراهیم شیعه نوح بود. حضرت نوح جلوتر بود از حضرت ابراهیم. قرآن میفرماید که ابراهیم هم که بعد نوح آمد، شیعه نوح بود. در روایت فرمود: «این "انّ من شیعته ابراهیم" درست است که بر ظاهر قرآن به حضرت نوح میخورَد، ولی با باطن قرآن به امیرالمومنین میخورَد». یعنی ابراهیم شیعه امیرالمومنین بود. چون زمانی بعد نوح آمده بود، قبلش نوح بوده. این میشود تابع زمانی حضرت نوح، ولی مقامی، اگر بخواهی حساب کنی، تابع مقامی امیرالمومنین میشود. تابع زمانی نوح میشود، تابع مقامی امیرالمومنین، تابع مقامی اهل بیت میشود. ابراهیم خودش سردمدار انبیاست، نفر اول انبیاست، درجه یک انبیاست. درجه یک انبیا میشود شیعه اهل بیت. پس مقام اهل بیت میشود بالاتر از انبیا. حوصلهتان را میخواهم سر نرود، ولی حیفت میآید این فضائل که گفته میشود، ما معرفت وقتی نسبت به اهل بیت پیدا میکنیم، معرفتمان بیشتر میشود، سوزمان هم بیشتر میشود، حالمان هم بهتر میشود.
بنده همیشه این را عرض کردم. دوستانی که کربلا و نجف و اینها میخواهند بروند، میگویند: «آقا زیارت میخواهیم برویم، چه کار کنیم؟ حالا در حرم این کار را کنیم؟ جای دیگر این کار را کنیم؟». یکی از چیزهایی که بنده معمولاً سفارش میکنم، عرض میکنم: «چیزی که بلد نیستیم، میگویم در مسیر سعی کنید مطالعه کنید، هم در مورد امام حسین، هم در مورد آن امامی که میخواهید زیارتش بروید، هم در مورد زیارتشان». حال آدم عوض میشود. آدم میفهمد کی را دارد زیارت میکند. همه انبیا میشوند شاگرد اهل بیت. میشوند شیعه اهل بیت. همه مقاماتی که انبیا دارند، اهل بیت دارند. مقام دنیایی را میگوییم؛ یکی رئیس، یکی مثلاً شوفرش است، یکی رانندهاش است. آن از این بالاتر است، ولی معلوم نیستش که این شوفر واقعاً پیش خدا از آن رئیس پایینتر باشد. بله، شاید یک کسی محافظ یک کسی باشد. محافظ از آن شخصیت بالاتر باشد، مخصوصاً وقتی آن شخصیت گاهی اختلاس هم میکند، فرار هم میکند، در میرود. فاسد هم داریم دیگر در مسئولین. حالا این بدبخت محافظ او است. گاهی جانش را هم برای حفظ او هم میدهد. درست شد؟ در مقام دنیایی از آن پایینتر است، ولی در مقام الهی آن از این بالاتر است. در مقامهای دنیایی میشود که یکی از یکی بالاتر باشد یا پایینتر باشد، ولی در واقع این شکلی نباشد. ولی در مقام الهی این جوری نیست. وقتی یکی از یکی بالاتر بود، یعنی هرچه که این دارد، آن بیشتر دارد. وقتی میگوییم اهل بیت از انبیا بالاترند، یعنی هرچه انبیا دارند، اهل بیت بیشترش را دارند، بهترش را دارند، کاملترش را دارند.
این شد «أَکْرَمَ مَقَامَکَ». یک: خدا اکرام کرده امام حسین را، هرچه به انبیا داده، به امام حسین هم داده. این یکی. دومیش چه بود؟ مقاماتی که مال اهل بیت است. خدا هرچه که به کل اهل بیت داده به طور عمومی، مثل این زیارت جامعه کبیره که شما میخوانید، همهاش را به امام حسین هم داده. شما زیارت جامعه کبیره را در همه حرمها میتوانید بخوانید. زیارت امینالله را در همه حرمها میتوانید بخوانید. همه این زیارت امینالله برای تک تک ۱۴ معصوم صادق است، برای امام حسین هم صادق است. این شد مقام دوم که امام حسین با همه ۱۴ معصوم مشترک است.
میرسیم به مقام سوم. مقام سوم اینجا دیگر جالب میشود. مقام سوم مال همه ۱۴ معصوم نیست. بعضی از ۱۴ معصوم دارند. امام حسین با بعضی اهل بیت دارد. من سه تایش را میخواهم بهتان بگویم. ای کاش میشد اینها را امتحان بگیرم. جایزه. بحثهای جلسه خیلی درسی است؛ یعنی قشنگ خورندهی این است که کتابچه درسی بشود. مقاماتی که بین امام حسین با بعضی از اهل بیت شریک است. سه تایش را میخواهم بهتان بگویم. یکیش چیست؟ امام حسین با چهار نفر دیگر از اهل بیت میشوند اصحاب کسا. همه ۱۴ معصوم جزء اصحاب کسا نیستند. اصحاب کسا که پنج نفر بودند، از بقیه اهل بیت ممتازند، متفاوتند. شب عاشورا یکی از روضهها این است. زینب کبری به امام حسین عرض میکرد: «تو اگر بروی، دیگر روی این کره هیچ کدام از اصحاب کسا نماندهاند». بله امام هست، امام سجاد هست، ولی امام سجاد جزء اصحاب کسا نیست. این مقام اصحاب کسا متفاوت است. امام حسین یکی از مقامات اختصاصی که دارد، این است که جزء اصحاب کساست.
دیگر چی؟ یک سری مقاماتش با امیرالمومنین مشترک است. پس این مقامش با پنج تن مشترک است؛ یعنی با چهار نفر. یک مقام دیگرش با امیرالمومنین مشترک است، آن هم چیست؟ دو نفر در اهل بیتاند که اینها «ثارالله»، «خون خدا» هستند. همه اهل بیت مظلوم بودند، همه شهید شدند، ولی دو نفر به طور خاص خونشان ریخته شد. آن هم به این کیفیت، سر مبارکشان هم ریخته شد. این میشود ثارالله. این مقام اختصاصی امام حسین با امیرالمومنین است. یک تعبیر «قتیل الله» هم داریم، این هم برای امام حسین و امیرالمومنین است. این هم اختصاصی است. یک دانه اختصاصی اشتراکی دیگر هم داریم؛ یعنی مخصوص امام حسین است، ولی مشترک است با یکی دیگر. آن هم چیست؟ «سبط پیغمبر». این مشترک بین کی و کی؟ امام حسین و امام حسن. البته حالا یکی سبط پیغمبری است، یکی دیگر سید جوانان بهشت. اختصاصی امام حسین، ولی اشتراکی با امام حسن. درست شد؟
یک سری مقامات هم این است. میرسیم به آن مقامات اختصاصی خود امام حسین (علیه السلام). اینجا دیگر نه امیرالمومنین باهاش شریک است، نه حضرت زهرا شریک است، نه امام حسن شریک است، نه حتی پیغمبر شریک است. اینها دیگر اختصاصی خود امام حسین (علیه السلام) است. «أَکْرَمَ مَقَامَکَ». اینها چیست آقا؟ مثلاً یکیش مقام سید الشهداست. سید الشهدا مال امام حسین است. شهید الشهداست و یک سری تعابیر، ولی چهار تا مقام. من این را سریع بگویم که برسم جلسه بعدی.
چهار تا مقام به طور خاص در روایت دارد. اینها اختصاصی امام حسین است. امشب میگویم، یک اشاره میکنم. میماند انشاالله فردا شب. ادامه روایت دارد. امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) هر دو فرمودند. خیلی جالب. دو تا معصوم. روایت محمد بن مسلم هم از امام باقر شنیدم هم از امام صادق: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْلَى الْحُسَیْنَ (عَلَیْهِ السَّلامُ) مَن قُتِلَ». امام حسین را خدا در ازای شهادتش یک چیزی بهش داد. در ازای خدا چه چیزی بهش داد؟ چهار تا چیز اختصاصی امام حسین است، مخصوص شهادت امام حسین. این گرین کارت امام حسین مال شهادت امام است. این چهار تا چیست؟ «جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِی ذُرِّیَّتِهِ». خدا امامت را در ذریه امام حسین قرار داده؛ یعنی همه امامان «ابن الحسین» هستند. از بعد امام حسین. امام زمان را هم که میخواهند معرفی کنند، میگویند: «فرزند نهم امام حسین». اهل بیت خودشان هم میخواستند معرفی کنند، مثلاً امام صادق در مورد امام رضا، مثلاً میخواستند صحبت کنند: «فرزند چندم حسین بن علی». این جوری.
دیگر چی؟ «وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ». دومین مقام اختصاصی امام حسین: خدا شفا را در خاک امام حسین قرار داده. این مخصوص امام حسین است. مال هیچ کدام دیگر از معصومین هم نیست. مقام پیغمبر بالاتر است، مقام امیرالمومنین بالاتر است، ولی خاک امیرالمومنین این جوری نیست. خاک پیغمبر این جوری نیست. مخصوص امام حسین. دیگر چی؟ «وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ». دعا کنار قبر امام حسین. برو و برگرد. ملاحظه بالا و پایین ندارد. بقیه دعاها را حساب و کتاب میکنند. بالا و پایین میکنند. چه میگوید؟ چطور میگوید؟ حالش چطور است؟ واقعاً میخواهد؟ نمیخواهد؟ قلبش، دلش، زبانش... دعا کنار قبر امام حسین، زیر قبه. حساب و کتابها را پیش خرید شده، از پیش ثبت سفارش شده. این هم سومین.
و چهارمیش چیست؟ «وَ لَا تُعَدُّ أَیَّامُ زَائِرِهِ جَاءَ وَ رَاجَعَ مِن عُمُرِه». زائرانش که میخواهند بروند زیارتش، از وقتی که راه میافتند تا وقتی برمیگردند، از خانه تا خانه، خدا عمر زائر امام حسین را جزء آن عمری که بهش بخشیده، در نظر نمیگیرد. از منزل تا منزل برای زائر امام حسین جزء عمرش حساب نمیشود. اینها را دیگر مهمان خداست. از خانه که راه میافتد، میرود کربلا تا برگردد. «آقا چند روز زیارت بودی؟ یک هفته. یک هفته جزء عمرت نبود.» کنتور نمیاندازد. برق امام یادتان است؟ این برق امام کنتور نمیاندازد؛ یعنی خدا اگر برایت شصت سال هفتاد سال نوشته، گفته: «غیر از زیارتهایش، زیارت عاشورا که مهمان ماست، حساب و کتاب بعد دیگر.» حالا در این چند روز که میآید، چه اتفاقاتی میافتد؟ آن دیگر باز یک چیز عجیب غریبی است. آن هم جزء چیزهای اختصاصی امام حسین است. ولی به طور خاص این مثلاً گفته خدا فرموده به ملک دست راست: «تو هرچه خوبی دیدی، چند برابر مینویسی». به ملک سمت چپ گفته: «تو هرچی دیدی، نمینویسی برای زائر امام حسین». جالب. اینها اختصاصی امام حسین است. بعد فرمود. محمد بن مسلم میگوید که: «گفتم به امام صادق: "هَذَا الْجَلَالَ یُنَالُ بِالْحُسَیْنِ فَمَا لَهُ فی نَفْسِهِ؟"». آدم حرفهای وقتی سؤال میکند این جوری میشودها! میگوید: «آقا اینها را که مال زائرا که مال امام حسین مال بقیه شد، امامت که مال بقیه شد، این هم زیارت که میرود، خاک که خب میخورد، این شفا پیدا میکند، دائم که مال این است، اجابت میشود، روزهای عمرم که مال این است، حساب و کتاب نمیشود. اینها که همه شد مال بقیه. مال خود امام حسین چه شد؟ اینکه مقام امام حسین نشد. این مقام بقیه. "أکْرَمَنِي بِکَ" اش شد. مقام این را که خدا به واسطه امام حسین به بقیه میدهد، به خودش چه داده؟» میگوید حضرت فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَلْحَقَهُ بِالنَّبِیِ فِکَانَ مَعَهُ فِی دَرَجَةِ دَرَجَاتِهِ وَ مَنْزِلَتِهِ». آنی را هم که به خود امام حسین داده، این است که میبَرَد همان نقطهای که پیغمبر آنجاست، امام حسین را قرار میدهد در همان درجه و همین منزلت. بعد یکویی هم از قرآن حضرت خواندند. این چهار تا را انشاالله فردا شب یک اشارهای به آن میکنیم. البته یکیش را که اشاره کردیم. بقیه را انشاالله فردا شب عرض میکنم.
روضهمان را بخوانیم. عرضمان تمام. «أَکْرَمَنِي» هم «أَکْرَمَ مَقَامَکَ» هم «َأَکْرَمَنِي بِکَ». خدا به واسطه امام حسین، عزت خیلی معدن کرامت و عزت امام حسین است. هرچه به امام حسین میرسد، یک شکوهی پیدا میکند. رهبر شهید (رضوان الله علیه)، این کتاب «پنجرههای تشنه» بود. این ضریح امام حسینی که ساخته بودند، میبردند کربلا. خاطرات سفر را کتاب کرده بودند، شد «پنجرههای تشنه». رهبر شهیدمان یک چیزی ابتدای آن کتاب نوشته بودند، تقریر زده بود. فرمودند: «من با اشک این کتاب را خواندم، و من خطاب به امام حسین میگویم: یا اباعبدالله! تو کی بودی؟ تو چه بودی؟ که هرچه به تو یک ربطی پیدا کرد، این جور عزیز شد. این ضریحی است که هنوز به کربلا نرسیده، یک اسمی از تو دارد، یک بوی از تو گرفته، همین اسم تو بهش خورده، این جوری شد». مردم سر و دست میشکستند پای آن ضریحی که هنوز به کربلا نرسیده. امام حسین این است. اسمش به هرچه بخورد، رنگش به هرچه بخورد عوض میشود. یکیش حضرت مسلم (علیه السلام) عجیب است. امام حسین در آقایی خودش بینظیر است، در آقایی خودش بینظیر است. اولین شهید پای رکاب امام حسین (علیه السلام)، حضرت مسلم است. اولین شهید. همه نگرانی مسلم هم وقتی که شهیدش میکردند، اصلاً بابت خودش و آبروی خودش و جان خودش هیچ نگرانی و ترسی نداشت. دیدند دارد گریه میکند. خب، جلوی دشمن موقع کشته شدن، گریه کردن نشانه ضعف است. خندیدند. گفتند: «چیست مسلم؟ ترسیدی؟ کم آوردی؟» حضرت مسلم فرمود: «من گریهام برای خودم نیست.» گفتند: «برای چی گریه میکنی؟» گفت: «من غصهام از این است: من نامه دادم به حسین، گفتم: پاشو بیا کربلا، پاشو بیا کوفه. مردم منتظرتاند. و حسین روی حساب حرف من زن و بچهاش را برداشته دارد میآید. من غصهام از این است: این کاری که با من کردید، با حسین هم میکنید، با بچههاشب». من از این نگرانم. موقع جان دادنش همه حواسش، همه دلش به امام حسین بود. امام حسین هم ظهر عاشورا در آن لحظات آخر. در آن شرایط سخت ببینید این «أَکْرَمَنِي بِکَ» را بفهمید چیست! آن لحظات دشمن چند هزار نفر بود. محاصره کرد. آن تشنگی شدید که روایت حضرت جبرئیل به حضرت آدم گفت: «این فرزند تو ان قدر تشنه میشود، ظهر عاشورا آسمان را دیگر نمیبیند از شدت تشنگی. آسمان را دود میبیند».
ببینید در همچین اوضاعی امام حسین با آن جگر پاره پاره شده از شدت عطش، با این چشمی که دیگر نمیبیند، با این دهانی که دیگر مثل چوب خشک شده، وقتی به هم میخورَد؛ وسط تیرباران، وسط محاصره، وسط چند هزار دشمن نامرد و بیرحم. لحظات آخر، رو کرد. اصحابش را صدا زد. با اصحابش خداحافظی کرد. هم خداحافظی کرد، هم به آنها سلام داد به عنوان اینکه من دارم بهتان ملحق میشوم. اولین شهیدی که امام حسین بهش سلام داد ظهر عاشورا کی بود؟ اولین شهیدی که بهش سلام داد، مسلم بن عقیل بود. از آن ور، چون اولین کسی که برای امام حسین شهید شده، مسلم است. اولین کسی هم که امام حسین یادش میکند، مسلم است. آقای ما این قدر با معرفت است. «أَکْرَمَنِي بِکَ» یعنی فراموش نمیکند، یادش نمیرود. در این بحبوحه فراموش نکرده. با اینکه یک ماه قبل مسلم کشته شده. یک صدا زد. اصحابش را تک تک صدا زد: «مسلم بن عقیل! هانی بن عروه! حبیب بن مظاهر! مسلم بن عوسجه! کجایی؟ آقاتون تنها شده». فرمود: «پاشید، فرسان الحیجا، یا ابطال العرب! ای پهلوانان عرب! پاشید ببینید چه اوضاعی شده». نخست از خودش هم بگیر. فرمود: «پاشید از این حرم رسول الله مراقبت کنید. زن و بچه را حمایت کنید. اینها بیکس و کار شدند». اول اصحابش را صدا زد. فرمود: «میدانم جانی ندارید که از آقاتون دفاع کنید». بعد رو کرد به دشمن، فرمود: «رسول الله! بین شما یک مرد پیدا نمیشود از این خانه پیغمبر، از این حرم پیغمبر مراقبت کند؟». روضهام را تمام کنم، فقط یک گریز بزنم. بعضی گفتهاند اینجا بود، صدای گریه شیرخوارش... یک جورهایی خواست بگوید: «بابا هنوز یک سرباز در این حرم مانده».
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی الظالمین من الآن قیام یوم الدین. (رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی).
ارتباط با امام حسین (علیه السلام) و کربلا یکی از آن گنجینههای بسیار باارزش برای اتصال است. مقام امام حسین (علیه السلام) خیلی ارزشمند و قیمتی است. زیارت عاشورا هم سند قوی و معتبری دارد. سندش به خود خدای متعال میرسد. یکی از علما -بنده خاطرم هست- در جلساتشان وقتی میخواستند عبارتی را از زیارت عاشورا نقل کنند، اینطور میگفتند؛ مثلاً: «قال الله تبارک و تعالی: لعن الله بنی امیه قاطبة». عبارت زیارت عاشورا را وقتی میخواستند نقل کنند، میگفتند: «قال الله تبارک و تعالی». زیارت عاشورا حدیث قدسی است؛ زیارت عاشورا از خدای متعال است. خدا وحی کرد به جبرئیل، جبرئیل وحی کرد به پیغمبر، از پیغمبر و اهل بیت، از اهل بیت به ما. متن بسیار فوقالعادهای است. بعضی بزرگان هم مقید بودند در طول عمرشان هر روز میخواندند. البته آنی که سفارش شده و اصل است، همین خود کیفیتی است که در دستور زیارت عاشورا به ما رسیده. اصطلاحاً علما میگویند: «عبادات توقیفی است». وقتی یک چیزی از جنس عبادت شد، من و شما نمیتوانیم جابهجایَش کنیم. همانطور که رسیده، بالا و پایین نمیشود. عبادت اینجوری است. زیارت هم جزء عبادات است، بالا و پایین نمیشود. که مثلاً ذکر نماز را برای خودمان جابهجا کنیم و همین که در دستور رسیده سه رکعت است را بکنیم مثلاً چهار رکعت. نمیشود جابهجایش کرد. گفتم: «آقا از شهر که خارج میشوی، آنقدر که خارج شدی، نمازت شکسته میشود». پا به پایَش بگوییم: «رُندش کنیم»، «تخمینش کنیم»، «گردش کنیم»؛ مثلاً عدد را گرد کنیم ۴۵ کیلومتر را. مشتری (خَیرَهُ و بِینِهِ)، دست من و شما که نیست دیگر. آن هشت فرسخی که گفته، مثلاً دقیق هشت فرسخ، نه هشت و نیم و نه هفت و نیم.
زیارت عاشورا فرمانده است. وقتی که میخوانی، صد تا لعن و صد تا سلام دارد. البته حالا طرق دیگری را علما سفارش میکردند که مثلاً فقط سلام آخرش یا لعن آخرش صد بار گفته شود. مرحوم آیتالله العظمی بهجت (رضوان الله علیه) فرمود: «نه! اگر کسی صد تا لعن و صد تا سلام را نمیتواند بگوید، اصلاً زیارت عاشورای معروفه را نخواند، زیارت عاشورای غیر معروف را بخواند.» دو تا زیارت عاشورا داریم. زیارت عاشورای غیر معروفه را گذاشتهاند برای کسانی که صد تا لعن و صد تا سلام را نمیتوانند بگویند. خود ایشان مقید بود همیشه، هر روز زیارت عاشورا میخواند، با صد لعن و صد سلام. اگر کسی هم نمیتواند، زیارت عاشورای غیر معروفه را بخواند. اگر همین را هم نتوانست بگوید، گفتند: «آقا از دور سلام بده و سه بار بگوید: "صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ"». خصوصاً حالا معارفش، آثارش، ثوابش متفاوت است. اصل زیارت یکی است؛ یعنی همهاش زیارت امام حسین (علیه السلام) محسوب میشود، ولی هر زیارتی آثار خاص خودش را دارد؛ مثلاً زیارت وارث. حضرت فرمودند: «به هر یک کلمهای که میگویی، خدا هزار رحمت برات جاری میکند.» زیارت وارث هم زیارت عجیبی است. تلویزیون ما زیارت عاشورا را هیچ وقت پخش نکرده؛ نه تلویزیون، نه رادیو. پخش نمیکردند. پخش نمیکنند. آخرین بخشهای لعنی که دارد، که بعضیها حساس میشوند روی بعضی از عباراتش، به جای زیارت وارث را پخش میکند. خیلی مختصر هم هست؛ خیلی کوتاه؛ یک صفحه است. آثار عجیبی امام صادق (علیه السلام) برای زیارت وارث فرمودند. زیارت وارث هم عجیب است؛ همانجور که زیارت اربعین عجیب است، زیارت عرفه عجیب است. هر کدامش عبارتها و اصطلاحاتی دارد منحصر به فرد؛ مثلاً زیارت ششم امیرالمومنین (علیه السلام). خوب، متنش یک متن متفاوت است. زیارت ششم امیرالمومنین الحاق میشود، ضمیمه میشود، متصل میشود به زیارت عاشورا. خیلی عجیب است، خیلی جالب است. روزی ما هم در مقدمه چیزهای خوبی باشد.
پنج تا نظر در مورد اینکه «سر مبارک امام حسین (علیه السلام) کجا مدفون است؟». در کربلا سر مبارک حضرت را خوب بردند از کربلا و شهر به شهر چرخاندند. پنج تا نظریه است. حالا من میگویم: به خود امام حسین (علیه السلام) در کربلا ملحق کردند. یک نظریه دیگر این است که مدینه دفن کردند. یک نظریه دیگر این است که در دمشق دفن شده. یک نظریه دیگر در شام دفن شده یا مصر؛ «مقام الحسین». این هم نظریه بعدی و نظریه پنجم که قاعدتاً نظریه درست همین است: سر مبارک امام حسین (علیه السلام) در نجف کنار امیرالمومنین (علیه السلام) دفن شده است. فقط گزارش تاریخی برایش داریم. این پنجمی را روایت جالبی که برای گزارش تاریخی نداریم. یعنی هیچ کسی گزارش تاریخی این را نگفته که سر مبارک امام حسین (علیه السلام) در نجف دفن شده باشد. برخی دفن آن را کردند. به حسب ظاهر خیال خودشان دفن کردند. روایتم میفرماید که دفن کرده بودند. یکی از شیعیان ما این سر را خودش مخفیانه جابهجا کرد، آورد کنار امیرالمومنین (علیه السلام). روایت عجیبی هم داریم. یک روایت دارد که راوی میگوید: «با امام صادق (علیه السلام) عرض کنم که...». راوی میگوید: «با امام صادق (علیه السلام) رفتیم نجف. حضرت مرکب از پیاده شدند. یک قبری بود. افتادند و خودشان را کشیدند روی قبر. گریه کردند. دیدم حال خیلی عجیبی دارند. جدم امیرالمومنین (علیه السلام) آنجاست. دیدم یک قبر کوچک هم کنار پشت این قبر است. سر جدم سیدالشهدا (علیه السلام) آنجاست.» در زیارت ششم امیرالمومنین (علیه السلام) به هر دو تا سلام میدهد که در آن، این رمز نهفته است که هم امیرالمومنین و هم امام حسین مدفون است. سر مبارک امام حسین است و این سلام هم از این جهت باشد. میآید. بعد زیارت ششم میگوید: «دعای علقمه را بخوان». دعای علقمه سفارش شده.
زیارت عاشورا. ما در طول سال که خوب بعید است بنده که توفیق پیدا نمیکنم، شماها را بعید میدانم توفیق پیدا کنید هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام بخوانید. آنی که به طور خاص سفارش شده، این است: «از عاشورا تا اربعین چهل روز را سفارش مؤکد بزرگان بود، لااقل این چهل روز را زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام بخوانید». آثار و برکات خیلی عجیب دارد. حالا بنده لابهلای نکاتی را بر اساس تجربه و کلمات بزرگان و اینها عرض میکنم. یکیش این است که زیارت روز عاشورا را تنها، در یک مکان خلوت، اصطلاحاً میگویند: «در یک مجلس انجام شود»؛ یعنی چه جور؟ یعنی شروع کنیم. همان اول، از اول زیارت عاشورا تا آخر زیارت عاشورا یک جا بنشینید. حالا من و شما که توفیق داریم به لطف خدا الحمدلله مشهد هستیم. یکی از جاهای خوبی که روز عاشورا میشود زیارت عاشورا را کامل بخوانیم، در حرم امام رضا (علیه السلام) است که خب زیارتشان معادل زیارت کربلا هم هست. نشد هر جای دیگر. اگر حرم نشد، بهترین جا یک جای خلوت، روی بلندی، اگر صحرا باشد، بیابان باشد، خلوت باشد، بهتر است. اگر نشد، پشت بام منزل. سر ظهر، نزدیک ظهر هم بهتر است.
نکته اول: روزهای بعدش را میتواند آدم زیارت عاشورا را اولهایش را بخواند، به صد لعن و صد سلام که رسید، این را دیگر در طول روز لعن و سلامش را بگوید. صد تایش را در حرکت، در خیابان، پشت دخل مغازه که نشسته، پشت فرمان که هست، صد لعن و صد تا سلامش را بگوید. باز بهترش این است که اول صبح زیارت عاشورا را شروع کند، تا سر لعن و سلام در طول روز لعن و سلامش را بگوید. یک جور بشود که تا غروب، زیارت عاشورایش تمام بشود. این هم سفارش بزرگان است. مجموعهای از سفارش بزرگان را، محصول بیست سال گفتگو و این چیزها، دارم عرض میکنم. یک یادگاری باشد انشاالله. شاید سالهای بعد نباشیم. شما انشاالله هستید و استفاده میکنید و ما را هم یاد میکنید. این هم نکته دیگر در مورد زیارت عاشورا.
در مورد زیارت عاشورا یک نکته دیگر که هست، این هم از سفارش خاص یکی از اساتید بود: «هر روزی را زیارت عاشورا را به یکی از شهدا هدیه بدهید». این هم آقا یکی از بزرگان به بنده فرمود: «انجام بده به اربعین نشده، عنایتی میشود» . حالا شد. یعنی آن زمان که ایشان فرمود شانزده سال پیش، به نظرم هر روزش را به یکی از این شهدای کربلا. اسامیشان را داشته باشید. حالا ظهر عاشورا که زیارت عاشورا را به هدیه به خود امام حسین (علیه السلام) بخوانید. هر روزی را روی حساب و کتاب بنویسید فلان شهید. حالا گاهی روزی دو تا شهید، سه تا شهید. روز دوم مثل حضرت عباس (علیه السلام)، برادران حضرت عباس. همینجور شهدای کربلا خوب زیادند. اگر بخواهیم تک تک شهدا را هدیه بکنید، دو سه سال زیارت عاشورا این شکلی باید بخوانید که بهتر هم هست، دانه به دانه هدیه کنید؛ یک روز حضرت علی اصغر، یک روز حضرت علی اکبر، تا حر و چه میدانم مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر. دانه دانه بیایید جلو. شروع کند آدم دو سه سال این جوری بخواند. اگر نه، در یک سال میخواهید انجام بدهید، هر روزی را بین دو سه نفر تقسیم بکنید. آثار و برکات عجیبی هم دارد، انشاالله. این هم یک سفارش دیگر مربوط به زیارت عاشورا.
خوب، بعضی بزرگان روزی دو بار، روزی سه بار زیارت عاشورا میخواندند. بعضی از آنها از دنیا رفته بودند. گفته بودند: «حسرت چه؟» گفته بود: «روزی دو بار میخواندم، کاش روزی سه بار میخواندم!» مرحوم علامه حلی یک جمله خیلی معروفی دارد. خب علامه حلی شخصیت عجیبی است، شخصیت فوقالعادهای است. یک وقت کتابی را گرفته بود رونویسی کند. در رد شیعه این کتاب را نوشته بودند. دستگاه کپی و چه میدانم اسکنر و فلان و این حرفها که نبود که بخواهند اسکن کنند، کپی بگیرند و پلو کپی و این حرفها. بعد از روی آن مینوشت. این کتاب را که ایشان به سختی میتواند پیدا کند. برای اینکه باید اول مینوشته، بعد میخوانده و رد میکرده، جمله به جملهاش را پاسخ میداده. آن آقایی که این را نوشته بود، کتاب را نمیداد. کتاب از یک طریق سختی به ایشان میرسد. بنا میشود از اذان مغرب –ظاهراً تابستان هم بوده- از اذان مغرب تا اذان صبح فقط این کتاب دست ایشان باشد که حتی اگر میخواست بخوابد، تا نصف کتاب هم نمیتوانست بخواند. چه روش عجیبی دارد! علامه حلی کتاب را میگیرد، شروع میکند به نوشتن. تا جان دارد، توان دارد، مینویسد. خوابش میبرد، روی این کتاب خوابش میبرد. یکهو بیدار میشود، میبیند: «عجب! اذان شد. کتاب را باید تحویل بدهی». نگاه میکند، میبیند: «ما کتابی که تا وسَطهایش نَسخ کرده بودیم، کامل تَکمیل شده». میبیند آخر صفحه، آخرین صفحه کتاب پایینش نوشته: «کَتَبَهَ الحُجَّة». امام زمان با دستخط مبارکشان کتاب را تکمیل کردند. خیلی حرفها. یک حرکتی را شروع کرده. این را برای ماها هم درسی است: «در مسیر خدا هر کسی هر حرکتی را شروع کند، خالصانه و صادقانه، از اثر عشق، از اثر سوز کارش نیمهکاره نمیماند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کارش را تکمیل میکند.» این علامه حلی فرموده بود که: «من فتوا چون زیاد دادم، نگرانم که نکند در این فتواها حرف غلط بوده باشد. روز قیامت یقه ما را بگیرند، بگویند، این را برای خدا و پیغمبر نسبت دادی». میگوید: «دو تا چیز است که من امید به آن دارم که قیامت نجات پیدا کنم، وگرنه به خاطر فتواهایی که دادم، نگرانم بروم جهنم». خیلی حرف عجیبی است. علامه حلی میگوید! شخصیت فوقالعادهای است علامه حلی. وقت نیست، یکی دو جلسه فقط در مورد علامه حلی میشد صحبت کرد. میفرماید: «لَوْ لَا زِيَارَةُ الْحُسَيْنِ وَ تَصْنِیفُ الْأَلْفَيْنِ لَهَلَکْتُ بِکَثْرَةِ الْفَتَاوَا». میگوید: «بابت فتوای زیادی که دادم، نگران بودم بروم جهنم. امیدم به دو تا چیز است: یک کتاب "الفین" دارد، دو هزار تا استدلال آورده برای حقانیت امیرالمومنین (علیه السلام). دو هزار استدلال. کتاب فوقالعادهای است، بگیرید، ترجمه هم شده». میگوید: «یکی امیدم به این کتاب "الفین" است. دو هزار استدلال. یکی هم "زیارَةُ الْحُسَیْنِ" (علیه السلام). امیدم به زیارت امام حسین (علیه السلام) است.» این زیارت امام حسین. حالا زیارت عاشورا هم که خودش به طور خاص. همان سفارشی که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سید رشتی کرده، سه بار فرمودند: «عاشورا، عاشورا، عاشورا».
بزرگان ما عنایت عجیبی داشتند به زیارت عاشورا. یکی از عبارتهای زیارت عاشورا را در این دهه میخواهیم با همدیگر بخوانیم که هم اولهایش امام حسینی است، آخرهایَش امام زمانی. خیلی هم عبارت فوقالعادهای است. خورند این ایام ما هم هست، چون در آن حرف از انتقام است. حالا بنده این عبارت را شروع میکنم به خواندن. انشاالله از امشب تا شب عاشورا روی همین عبارت زیارت عاشورا با همدیگر میمانیم. قرارمان هم از ظهر عاشورا انشاالله چله زیارت عاشورا. عبارتش را هم بلد هستید همهتان. قاعدتاً عبارت معروفی است: «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَ مَقَامَکَ أَنْ یُکرِمَنِی بِکَ وَ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ». اینی که برایتان خواندم، عبارتش عبارت زیارت عاشورا است. در نسخه «کامل الزیارات». خب، سند «کامل الزیارات» قویترین سند است. «مصباح المتجد» جور دیگر نقل میکند. «مزار کبیر ابن مشهدی» جور دیگری نقل میکند. مزار شهید. بنده در این فیشها همه را آوردهام. بعداً دوستان خواستند، بحثها را جزوه بکنند، به آنها میدهم. از یکیش فقط برایتان خواندم که وقتتان گرفته نشود.
خب، برویم سراغ این عبارت، اول یک ترجمه بکنیم. ببینیم چقدر عبارت عجیبی است. دانه به دانهاش را انشاالله یک تمرکزی داشته باشیم. ای کاش وقت بود کل زیارت عاشورا را مینشستیم. البته بنده بیست سال پیش، بله، بیست و یک سال پیش یا بیست سال پیش، یک دو سالی، سه سالی شرح زیارت عاشورا را شاید حول دویست جلسه اینها شد. حالا صوتهایش موجود نیست. بچهتر از حالا بودیم. عرض کنم که آمدیم شاید هفت هشت ده خطی زیارت عاشورا را بحثهای مفصلی، خیلی مفصل در کرج آن سالها بحثی را داشتیم و از آن سال به الان توفیق پیدا نکردم که دوباره برگردم به زیارت عاشورا. حالا امسال انشاالله در جلسه شما توفیقی حاصل شد برای اینکه یک عبارت زیارت عاشورا را با همدیگر بخوانیم. بعدها اگر توفیقی شد، بخشهای دیگری از زیارت عاشورا را انشاالله با هم مرور میکنیم.
خب، عبارت چه میگوید؟ عرض میکنیم: «ما...» البته خدای متعال به ما یاد داده در زیارت عاشورا که: «شمایی که میروی کربلا یا از دور میخواهی امام حسین را زیارت کنی، اینطور بگو: بگو از خدا درخواست میکنم...». از کدام خدا؟ خوب دل بدهید، عبارتها را خوب دل بدهید. حواستان باشد. الان میدانم فضای ذهنی مخاطبین معمولاً خیلی ملتهب است از فضای جنگ و آتش بس و این حرفهاست. توقعی هم که از سخنرانها معمولاً دارند این است که در همین فضا باشد. البته حالا ما روزی چهار پنج تا سخنرانی داریم. یکی دو تایش هم خوب بیشتر در این بحث گفتگو میکنیم، ولی اینها نباید باعث بشود ما از این معارف فاصله بگیریم، حواسمان پرت بشود. آن چیزی که ماها را زنده نگه میدارد، معارف ناب است. حالا اینکه الان اسرائیل کجا را زد و آن بند پنجم توافق چی شد و آن یکی چی چی گفت و اینها هم البته سر جای خودش خوب است و دقیق است و باید حواس ما جمع باشد. یک بخشی از گفتگوها باید اینها باشد. اینکه حالا همه جلسات، منبرها و روضهها بخواهد در این موضوعات باشد، به نظرم از فضای امام حسین و معارف مرتبط با امام حسین نباید خودمان را دور بکنیم و غافل به چیزهای دیگر بشویم.
از خدایی که اکرام کرده، اول تویی امام حسین را. شمای اباعبدالله را. خدا مقام تو را اکرام کرده. به چه؟ «وَ أَکْرَمَنِی بِکَ». حالا در نسخه «کامل الزیارات» میگوید: «از خدایی که به تو کرامت کرده که به منم کرامت کند». در نسخههای دیگر زیارت عاشورای رایجی که دست شماهاست، این جور میگوید: «میگوید از خدایی که تو را اکرام کرده و منم به واسطه تو اکرام کرده». این را میخواهم. معلوم شد، ساده بود دیگر، سخت که نیست.
از خدایی که هم تو را اکرام کرده و هم من را به واسطه تو اکرام کرده، چه میخواهم؟ میخواهم که یک چیزی روزی من کند. عبارت «روزی» دارد. «رزق» جالب است. چند تا از ما در دعایی برای روزی همچین چیزهایی را تا حالا خواستهایم؟ ما معمولاً روزی که میخواهیم، چه چیزهایی میخواهیم؟ میگوییم: «انشاالله یک زن خوب روزیام بشود»… «یا روزیت بشود»، «یک خانه خوب، انشاالله یک ماشین خوب روزیت بشود». تا مهران از مشهد یک کله بزنی بروی کربلا. ما کربلا میرویم، حالا بقیه جاهای دیگر میروند با ماشین خوب. «داشته باشی بروی کربلا، شلمچه از مشهد تا شلمچه. دو روز البته در راهی بد، بروی کربلا». «انشاالله ماشین خوب روزیت بشود، خانه خوب روزیت بشود، یک طبقهاش را بکنی حسینیه، روضه بگیری». در زیارت عاشورا به ما چه یاد داده؟ میگوید: «خدایا! من میخواهم چه روزیام بشود؟ میخواهم انتقام خون امام حسین روزیام بشود. با کی؟ با امام منصور». لقب امام زمان. ما به «امام زمان» میشناسیم. از عبارتهایی که بنده دوست دارم فرهنگ بشود، این کلمه رایج بشود و خیلی غریب و خیلی چیز است، یعنی رایج نیست، پخش نیست این کلمه است. امام زمان در زیارت عاشورا به عنوان «امام منصور» معرفی شده است. اسم امام زمان در پیشگاه الهی «امام منصور» است. بعداً روایتش را چند جلسه جلوتر برایتان میخوانم. همانجور که ما اسم پیغمبر را میگوییم زمینیها به ایشان میگویند: «محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)». آسمانیها به ایشان چه میگویند؟ میگویند: «احمد». امام زمان هم نام آسمانیشان «امام منصور» است. این را یادگاری داشته باشید. چند جلسه هم در مورد این میخواهیم گفتگو کنیم که چرا به امام زمان میگویند «امام منصور»؟ برای چه؟ در مورد این هم انشاالله مفصل صحبت میکنیم.
خب، برگردیم. عبارت دوباره بخوانیم. «از خدایی که تویی امام حسین را اکرامت کرد، تحویلَت گرفت و من را هم به واسطه تو تحویل گرفته، میخواهم که روزی من کند که خونخواه تو باشم کنار امام منصور، با امام منصور انتقام تو را...». خب، این شد ده جلسه سخنرانی. فهرست بحث: «چند جلسه میخواهیم در مورد این صحبت بکنیم که خدا امام حسین را اکرام کرده، یعنی چه؟». چند تا فضیلت امام حسین دارد. لیست میکنم و سریع میگویم: یک سری فضائلش با انبیا مشترک است، یک سری فضائلش با اهل بیت مشترک است که انبیا ندارند. یک سری فضائلش را در اهل بیت فقط با چند نفر دارد. یک سری فضائلش را در اهل بیت فقط امام حسین دارد. کیف کردید؟ فعلاً فقط با فهرستش کیف کنید تا جلوتر دانه به دانهاش را بشنوید، بیشتر کیف کنید. یک سری فضائلش با انبیا مشترک است. یک سری فضائلش را انبیا ندارند، اهل بیت دارند، با اهل بیت مشترک است، تمام چهارده معصوم. یک سری فضائلش را همه چهارده معصوم ندارند؛ مثلاً فقط امیرالمومنین دارد یا پنج تن دارند و با چند تا از اهل بیت مشترک است. یک سری فضائلش را هیچ کدام از اهل بیت ندارد، فقط مال امام حسین است که به طور خاص چهار تا ویژگی که عرض میکنم بدهم.
هر کدامش احتمالاً یک جلسه هم بحث میکنیم. این یکی. بعدش خدا به واسطه امام حسین ما را اکرام کرده. پس تقریباً چهار پنج جلسه میشد. بحثمان مشخص شد. خدا امام حسین را اکرام کرده، یعنی چه؟ یک جلسه. خدا ما را... البته بیشتر از یک جلسه میشود دیگر بحث. من چون میخواهم به امام منصور برسیم، در یک جلسه انشاالله سر و تهش را هم میآورم. خدا ما را به واسطه امام حسین اکرام کرده، چه کار کرده مگه خدا برای ما به واسطه امام حسین؟ با اشک برای امام حسین؟ با زیارت امام حسین؟ با چی چی چی چی؟ خدا چه اکرامی کرده ماها را؟ این هم یکی. از این خدایی که این شکلی هم امام حسین را تحویل گرفته و هم ما را تحویل گرفته، میخواهیم تکمیلش کند. خود تو که این قدر به ما حال دادی، تو که این قدر امام حسین را بالا بردی، این قدر ما را هم به واسطه امام حسین بالا بردی. این همه به ما دادی، آخریَش را هم بده. آخریَش چیست؟ این انتقام خون امام حسین را هم بده ما بگیریم. کیف کردید با عبارت؟ با کی بگیریم؟ با امام زمان، با امام منصور. از امام حسین به امام زمان منتقل میشویم. یکی میشود اینجا داستان. این شد این عبارت زیارت عاشورا. چون وقتمان کم است و یک بخشی از وقت امشب هم رفت، من بحث را سریع شروع کنم که جلسات بعد جا نماند.
خدا امام حسین را اکرام کرده. گفتم یک لیستی دادم ازش. یک بخشیش را عرض کردم. مقاماتی است که امام حسین با همه انبیا در آن مشترک است. چرا این را خوب دل بدهید؟ سریع بگویم. بچهها ببینید آقا! مقامات اهل بیت از مقامات انبیا بالاتر است. «إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ». آیه قرآن میگوید که ابراهیم شیعه نوح بود. حضرت نوح جلوتر بود از حضرت ابراهیم. قرآن میفرماید که ابراهیم هم که بعد نوح آمد، شیعه نوح بود. در روایت فرمود: «این "انّ من شیعته ابراهیم" درست است که بر ظاهر قرآن به حضرت نوح میخورَد، ولی با باطن قرآن به امیرالمومنین میخورَد». یعنی ابراهیم شیعه امیرالمومنین بود. چون زمانی بعد نوح آمده بود، قبلش نوح بوده. این میشود تابع زمانی حضرت نوح، ولی مقامی، اگر بخواهی حساب کنی، تابع مقامی امیرالمومنین میشود. تابع زمانی نوح میشود، تابع مقامی امیرالمومنین، تابع مقامی اهل بیت میشود. ابراهیم خودش سردمدار انبیاست، نفر اول انبیاست، درجه یک انبیاست. درجه یک انبیا میشود شیعه اهل بیت. پس مقام اهل بیت میشود بالاتر از انبیا. حوصلهتان را میخواهم سر نرود، ولی حیفت میآید این فضائل که گفته میشود، ما معرفت وقتی نسبت به اهل بیت پیدا میکنیم، معرفتمان بیشتر میشود، سوزمان هم بیشتر میشود، حالمان هم بهتر میشود.
بنده همیشه این را عرض کردم. دوستانی که کربلا و نجف و اینها میخواهند بروند، میگویند: «آقا زیارت میخواهیم برویم، چه کار کنیم؟ حالا در حرم این کار را کنیم؟ جای دیگر این کار را کنیم؟». یکی از چیزهایی که بنده معمولاً سفارش میکنم، عرض میکنم: «چیزی که بلد نیستیم، میگویم در مسیر سعی کنید مطالعه کنید، هم در مورد امام حسین، هم در مورد آن امامی که میخواهید زیارتش بروید، هم در مورد زیارتشان». حال آدم عوض میشود. آدم میفهمد کی را دارد زیارت میکند. همه انبیا میشوند شاگرد اهل بیت. میشوند شیعه اهل بیت. همه مقاماتی که انبیا دارند، اهل بیت دارند. مقام دنیایی را میگوییم؛ یکی رئیس، یکی مثلاً شوفرش است، یکی رانندهاش است. آن از این بالاتر است، ولی معلوم نیستش که این شوفر واقعاً پیش خدا از آن رئیس پایینتر باشد. بله، شاید یک کسی محافظ یک کسی باشد. محافظ از آن شخصیت بالاتر باشد، مخصوصاً وقتی آن شخصیت گاهی اختلاس هم میکند، فرار هم میکند، در میرود. فاسد هم داریم دیگر در مسئولین. حالا این بدبخت محافظ او است. گاهی جانش را هم برای حفظ او هم میدهد. درست شد؟ در مقام دنیایی از آن پایینتر است، ولی در مقام الهی آن از این بالاتر است. در مقامهای دنیایی میشود که یکی از یکی بالاتر باشد یا پایینتر باشد، ولی در واقع این شکلی نباشد. ولی در مقام الهی این جوری نیست. وقتی یکی از یکی بالاتر بود، یعنی هرچه که این دارد، آن بیشتر دارد. وقتی میگوییم اهل بیت از انبیا بالاترند، یعنی هرچه انبیا دارند، اهل بیت بیشترش را دارند، بهترش را دارند، کاملترش را دارند.
این شد «أَکْرَمَ مَقَامَکَ». یک: خدا اکرام کرده امام حسین را، هرچه به انبیا داده، به امام حسین هم داده. این یکی. دومیش چه بود؟ مقاماتی که مال اهل بیت است. خدا هرچه که به کل اهل بیت داده به طور عمومی، مثل این زیارت جامعه کبیره که شما میخوانید، همهاش را به امام حسین هم داده. شما زیارت جامعه کبیره را در همه حرمها میتوانید بخوانید. زیارت امینالله را در همه حرمها میتوانید بخوانید. همه این زیارت امینالله برای تک تک ۱۴ معصوم صادق است، برای امام حسین هم صادق است. این شد مقام دوم که امام حسین با همه ۱۴ معصوم مشترک است.
میرسیم به مقام سوم. مقام سوم اینجا دیگر جالب میشود. مقام سوم مال همه ۱۴ معصوم نیست. بعضی از ۱۴ معصوم دارند. امام حسین با بعضی اهل بیت دارد. من سه تایش را میخواهم بهتان بگویم. ای کاش میشد اینها را امتحان بگیرم. جایزه. بحثهای جلسه خیلی درسی است؛ یعنی قشنگ خورندهی این است که کتابچه درسی بشود. مقاماتی که بین امام حسین با بعضی از اهل بیت شریک است. سه تایش را میخواهم بهتان بگویم. یکیش چیست؟ امام حسین با چهار نفر دیگر از اهل بیت میشوند اصحاب کسا. همه ۱۴ معصوم جزء اصحاب کسا نیستند. اصحاب کسا که پنج نفر بودند، از بقیه اهل بیت ممتازند، متفاوتند. شب عاشورا یکی از روضهها این است. زینب کبری به امام حسین عرض میکرد: «تو اگر بروی، دیگر روی این کره هیچ کدام از اصحاب کسا نماندهاند». بله امام هست، امام سجاد هست، ولی امام سجاد جزء اصحاب کسا نیست. این مقام اصحاب کسا متفاوت است. امام حسین یکی از مقامات اختصاصی که دارد، این است که جزء اصحاب کساست.
دیگر چی؟ یک سری مقاماتش با امیرالمومنین مشترک است. پس این مقامش با پنج تن مشترک است؛ یعنی با چهار نفر. یک مقام دیگرش با امیرالمومنین مشترک است، آن هم چیست؟ دو نفر در اهل بیتاند که اینها «ثارالله»، «خون خدا» هستند. همه اهل بیت مظلوم بودند، همه شهید شدند، ولی دو نفر به طور خاص خونشان ریخته شد. آن هم به این کیفیت، سر مبارکشان هم ریخته شد. این میشود ثارالله. این مقام اختصاصی امام حسین با امیرالمومنین است. یک تعبیر «قتیل الله» هم داریم، این هم برای امام حسین و امیرالمومنین است. این هم اختصاصی است. یک دانه اختصاصی اشتراکی دیگر هم داریم؛ یعنی مخصوص امام حسین است، ولی مشترک است با یکی دیگر. آن هم چیست؟ «سبط پیغمبر». این مشترک بین کی و کی؟ امام حسین و امام حسن. البته حالا یکی سبط پیغمبری است، یکی دیگر سید جوانان بهشت. اختصاصی امام حسین، ولی اشتراکی با امام حسن. درست شد؟
یک سری مقامات هم این است. میرسیم به آن مقامات اختصاصی خود امام حسین (علیه السلام). اینجا دیگر نه امیرالمومنین باهاش شریک است، نه حضرت زهرا شریک است، نه امام حسن شریک است، نه حتی پیغمبر شریک است. اینها دیگر اختصاصی خود امام حسین (علیه السلام) است. «أَکْرَمَ مَقَامَکَ». اینها چیست آقا؟ مثلاً یکیش مقام سید الشهداست. سید الشهدا مال امام حسین است. شهید الشهداست و یک سری تعابیر، ولی چهار تا مقام. من این را سریع بگویم که برسم جلسه بعدی.
چهار تا مقام به طور خاص در روایت دارد. اینها اختصاصی امام حسین است. امشب میگویم، یک اشاره میکنم. میماند انشاالله فردا شب. ادامه روایت دارد. امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) هر دو فرمودند. خیلی جالب. دو تا معصوم. روایت محمد بن مسلم هم از امام باقر شنیدم هم از امام صادق: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْلَى الْحُسَیْنَ (عَلَیْهِ السَّلامُ) مَن قُتِلَ». امام حسین را خدا در ازای شهادتش یک چیزی بهش داد. در ازای خدا چه چیزی بهش داد؟ چهار تا چیز اختصاصی امام حسین است، مخصوص شهادت امام حسین. این گرین کارت امام حسین مال شهادت امام است. این چهار تا چیست؟ «جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِی ذُرِّیَّتِهِ». خدا امامت را در ذریه امام حسین قرار داده؛ یعنی همه امامان «ابن الحسین» هستند. از بعد امام حسین. امام زمان را هم که میخواهند معرفی کنند، میگویند: «فرزند نهم امام حسین». اهل بیت خودشان هم میخواستند معرفی کنند، مثلاً امام صادق در مورد امام رضا، مثلاً میخواستند صحبت کنند: «فرزند چندم حسین بن علی». این جوری.
دیگر چی؟ «وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ». دومین مقام اختصاصی امام حسین: خدا شفا را در خاک امام حسین قرار داده. این مخصوص امام حسین است. مال هیچ کدام دیگر از معصومین هم نیست. مقام پیغمبر بالاتر است، مقام امیرالمومنین بالاتر است، ولی خاک امیرالمومنین این جوری نیست. خاک پیغمبر این جوری نیست. مخصوص امام حسین. دیگر چی؟ «وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ». دعا کنار قبر امام حسین. برو و برگرد. ملاحظه بالا و پایین ندارد. بقیه دعاها را حساب و کتاب میکنند. بالا و پایین میکنند. چه میگوید؟ چطور میگوید؟ حالش چطور است؟ واقعاً میخواهد؟ نمیخواهد؟ قلبش، دلش، زبانش... دعا کنار قبر امام حسین، زیر قبه. حساب و کتابها را پیش خرید شده، از پیش ثبت سفارش شده. این هم سومین.
و چهارمیش چیست؟ «وَ لَا تُعَدُّ أَیَّامُ زَائِرِهِ جَاءَ وَ رَاجَعَ مِن عُمُرِه». زائرانش که میخواهند بروند زیارتش، از وقتی که راه میافتند تا وقتی برمیگردند، از خانه تا خانه، خدا عمر زائر امام حسین را جزء آن عمری که بهش بخشیده، در نظر نمیگیرد. از منزل تا منزل برای زائر امام حسین جزء عمرش حساب نمیشود. اینها را دیگر مهمان خداست. از خانه که راه میافتد، میرود کربلا تا برگردد. «آقا چند روز زیارت بودی؟ یک هفته. یک هفته جزء عمرت نبود.» کنتور نمیاندازد. برق امام یادتان است؟ این برق امام کنتور نمیاندازد؛ یعنی خدا اگر برایت شصت سال هفتاد سال نوشته، گفته: «غیر از زیارتهایش، زیارت عاشورا که مهمان ماست، حساب و کتاب بعد دیگر.» حالا در این چند روز که میآید، چه اتفاقاتی میافتد؟ آن دیگر باز یک چیز عجیب غریبی است. آن هم جزء چیزهای اختصاصی امام حسین است. ولی به طور خاص این مثلاً گفته خدا فرموده به ملک دست راست: «تو هرچه خوبی دیدی، چند برابر مینویسی». به ملک سمت چپ گفته: «تو هرچی دیدی، نمینویسی برای زائر امام حسین». جالب. اینها اختصاصی امام حسین است. بعد فرمود. محمد بن مسلم میگوید که: «گفتم به امام صادق: "هَذَا الْجَلَالَ یُنَالُ بِالْحُسَیْنِ فَمَا لَهُ فی نَفْسِهِ؟"». آدم حرفهای وقتی سؤال میکند این جوری میشودها! میگوید: «آقا اینها را که مال زائرا که مال امام حسین مال بقیه شد، امامت که مال بقیه شد، این هم زیارت که میرود، خاک که خب میخورد، این شفا پیدا میکند، دائم که مال این است، اجابت میشود، روزهای عمرم که مال این است، حساب و کتاب نمیشود. اینها که همه شد مال بقیه. مال خود امام حسین چه شد؟ اینکه مقام امام حسین نشد. این مقام بقیه. "أکْرَمَنِي بِکَ" اش شد. مقام این را که خدا به واسطه امام حسین به بقیه میدهد، به خودش چه داده؟» میگوید حضرت فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَلْحَقَهُ بِالنَّبِیِ فِکَانَ مَعَهُ فِی دَرَجَةِ دَرَجَاتِهِ وَ مَنْزِلَتِهِ». آنی را هم که به خود امام حسین داده، این است که میبَرَد همان نقطهای که پیغمبر آنجاست، امام حسین را قرار میدهد در همان درجه و همین منزلت. بعد یکویی هم از قرآن حضرت خواندند. این چهار تا را انشاالله فردا شب یک اشارهای به آن میکنیم. البته یکیش را که اشاره کردیم. بقیه را انشاالله فردا شب عرض میکنم.
روضهمان را بخوانیم. عرضمان تمام. «أَکْرَمَنِي» هم «أَکْرَمَ مَقَامَکَ» هم «َأَکْرَمَنِي بِکَ». خدا به واسطه امام حسین، عزت خیلی معدن کرامت و عزت امام حسین است. هرچه به امام حسین میرسد، یک شکوهی پیدا میکند. رهبر شهید (رضوان الله علیه)، این کتاب «پنجرههای تشنه» بود. این ضریح امام حسینی که ساخته بودند، میبردند کربلا. خاطرات سفر را کتاب کرده بودند، شد «پنجرههای تشنه». رهبر شهیدمان یک چیزی ابتدای آن کتاب نوشته بودند، تقریر زده بود. فرمودند: «من با اشک این کتاب را خواندم، و من خطاب به امام حسین میگویم: یا اباعبدالله! تو کی بودی؟ تو چه بودی؟ که هرچه به تو یک ربطی پیدا کرد، این جور عزیز شد. این ضریحی است که هنوز به کربلا نرسیده، یک اسمی از تو دارد، یک بوی از تو گرفته، همین اسم تو بهش خورده، این جوری شد». مردم سر و دست میشکستند پای آن ضریحی که هنوز به کربلا نرسیده. امام حسین این است. اسمش به هرچه بخورد، رنگش به هرچه بخورد عوض میشود. یکیش حضرت مسلم (علیه السلام) عجیب است. امام حسین در آقایی خودش بینظیر است، در آقایی خودش بینظیر است. اولین شهید پای رکاب امام حسین (علیه السلام)، حضرت مسلم است. اولین شهید. همه نگرانی مسلم هم وقتی که شهیدش میکردند، اصلاً بابت خودش و آبروی خودش و جان خودش هیچ نگرانی و ترسی نداشت. دیدند دارد گریه میکند. خب، جلوی دشمن موقع کشته شدن، گریه کردن نشانه ضعف است. خندیدند. گفتند: «چیست مسلم؟ ترسیدی؟ کم آوردی؟» حضرت مسلم فرمود: «من گریهام برای خودم نیست.» گفتند: «برای چی گریه میکنی؟» گفت: «من غصهام از این است: من نامه دادم به حسین، گفتم: پاشو بیا کربلا، پاشو بیا کوفه. مردم منتظرتاند. و حسین روی حساب حرف من زن و بچهاش را برداشته دارد میآید. من غصهام از این است: این کاری که با من کردید، با حسین هم میکنید، با بچههاشب». من از این نگرانم. موقع جان دادنش همه حواسش، همه دلش به امام حسین بود. امام حسین هم ظهر عاشورا در آن لحظات آخر. در آن شرایط سخت ببینید این «أَکْرَمَنِي بِکَ» را بفهمید چیست! آن لحظات دشمن چند هزار نفر بود. محاصره کرد. آن تشنگی شدید که روایت حضرت جبرئیل به حضرت آدم گفت: «این فرزند تو ان قدر تشنه میشود، ظهر عاشورا آسمان را دیگر نمیبیند از شدت تشنگی. آسمان را دود میبیند».
ببینید در همچین اوضاعی امام حسین با آن جگر پاره پاره شده از شدت عطش، با این چشمی که دیگر نمیبیند، با این دهانی که دیگر مثل چوب خشک شده، وقتی به هم میخورَد؛ وسط تیرباران، وسط محاصره، وسط چند هزار دشمن نامرد و بیرحم. لحظات آخر، رو کرد. اصحابش را صدا زد. با اصحابش خداحافظی کرد. هم خداحافظی کرد، هم به آنها سلام داد به عنوان اینکه من دارم بهتان ملحق میشوم. اولین شهیدی که امام حسین بهش سلام داد ظهر عاشورا کی بود؟ اولین شهیدی که بهش سلام داد، مسلم بن عقیل بود. از آن ور، چون اولین کسی که برای امام حسین شهید شده، مسلم است. اولین کسی هم که امام حسین یادش میکند، مسلم است. آقای ما این قدر با معرفت است. «أَکْرَمَنِي بِکَ» یعنی فراموش نمیکند، یادش نمیرود. در این بحبوحه فراموش نکرده. با اینکه یک ماه قبل مسلم کشته شده. یک صدا زد. اصحابش را تک تک صدا زد: «مسلم بن عقیل! هانی بن عروه! حبیب بن مظاهر! مسلم بن عوسجه! کجایی؟ آقاتون تنها شده». فرمود: «پاشید، فرسان الحیجا، یا ابطال العرب! ای پهلوانان عرب! پاشید ببینید چه اوضاعی شده». نخست از خودش هم بگیر. فرمود: «پاشید از این حرم رسول الله مراقبت کنید. زن و بچه را حمایت کنید. اینها بیکس و کار شدند». اول اصحابش را صدا زد. فرمود: «میدانم جانی ندارید که از آقاتون دفاع کنید». بعد رو کرد به دشمن، فرمود: «رسول الله! بین شما یک مرد پیدا نمیشود از این خانه پیغمبر، از این حرم پیغمبر مراقبت کند؟». روضهام را تمام کنم، فقط یک گریز بزنم. بعضی گفتهاند اینجا بود، صدای گریه شیرخوارش... یک جورهایی خواست بگوید: «بابا هنوز یک سرباز در این حرم مانده».
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهارم: اعلی علیین و زیارت عارفانه
امام منصور
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات امام منصور
جلسه یازدهم: داغِ زنده و انتقامِ شعله ور
امام منصور
جلسه سیزدهم: دو رکن کربلا؛ شهادت و انتقام
امام منصور
جلسه شانزدهم: وفای به اهل خیانت، خیانت است
امام منصور
در حال بارگذاری نظرات...