امام منصور

جلسه سوم: برکات دنیوی زیارت؛ از دفع مرگ ناگهانی تا برکت در مال

00:32:38
421

در این گفت‌وگو، زیارت عاشورا از قالب الفاظ بیرون آمد و به ژرفای جان نشست؛ رازِ دو بار بر زبان راندنِ «خون‌خواهی» را بازیافتیم: یک بار برای خونِ سرخِ امام حسین علیه‌السلام و بار دیگر برای خون خودمان. رمز این سخن در «مقام محمود» است؛ همان منزلتی که زائر در امام چنان فانی می‌شود که خون او را خون خویش و همه بشریت می‌بیند. از دل همین نگاه، انتظارِ ظهور نیز چهره‌ای تازه یافت؛ دیگر نشستن و چشم به راه ماندن نیست، بلکه آماده‌شدن است برای حق‌خواهی در همان مسیری که از کربلا برخاست و تا همین امروز جاری و زنده است.

معرفی
«مقامِ» معنوی زائر جایگاهی‌ست فراتر از «ثواب» زیارت![8:00]

زائر امام حسین(ع)، مهمانِ خاص خداست و طول سفرش از عمرش حساب نمی‌شود.[3:50]

از آثار دنیوی زیارت امام حسین(ع)؛ دفع بلا، دور شدن مرگ ناگهانی و گشایش‌های معنوی‌ست.[13:10]

امامی که داغها در دل داشت، زیارتش شفای داغ دل زائرانش شد![26:25]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد عبارت "اکرم مقامک"؛ خدایی که امام حسین (ع) را اکرام کرده و ما را به واسطه ایشان اکرام کرده، از او می‌خواهیم که انتقام و خونخواهی امام حسین (ع) را در جوار و معیت امام زمان (عج) روزی ما بگرداند. در مورد این "اکرم مقامک" چیزهایی را عرض کردیم؛ ویژگی‌های اختصاصی امام حسین (ع) که این‌ها همان "اکرم مقامک" می‌شوند. به‌طور ویژه در مورد تربت امام حسین (ع)، جلسه قبل گفت‌وگو کردیم، از چهار ویژگی خاصی که در روایت برای امام حسین (ع) مطرح شده بود:

یکی از آن‌ها این بود که خدا امامت را در ذریه امام حسین (ع) قرار داده است.
یکی دیگر این بود که خدا شفا را در تربت امام حسین (ع) قرار داده است.
دو تای آخرش مربوط به زیارت امام حسین (ع) می‌شود.
احسنت؛ یکی اینکه اجابت دعا زیر قبه است، دیگر چه؟ بگویید جایزه! تک جایزه، نه. نه، یک جایزه نفیسی را یکی از عزیزانی که در پخش زنده بودند دیشب بانی شدند، هم برای این دوستمان و هم برای آن یکی دوستمان که یک چهارم جواب را داده بود. البته او یک چهارم جواب داد ولی یک پنجم جایزه را در نظر گرفتند. حالا فردا ظاهراً بناست که مبلغ را بریزند. حالا جایزه را بگوییم یا نگوییم؟ آقا از الان فردا می‌گوییم. ان‌شاءالله خدا خیر بدهد به آن کسی که بانی شد، خدا پدر و مادرشان را بیامرزد و خوش به حال اونایی که این‌جوری می‌توانند دل بکنند، پول‌های گنده گنده خرج کنند. فردا ان‌شاءالله می‌گویم جایزه‌شان را.

آره، این چهار تا ویژگی خاص اینها بود: یکی اینکه امامت در ذریه امام حسین است، یکی دیگر اینکه شفا در تربت امام حسین است. آن نکته عزیزمان می‌گویند مربوط به استفاده از تربت. دو تای آخرش هم این بود: یکی اینکه دعا کنار حرم امام حسین، زیر قبه امام حسین مستجاب است. نه، این‌ها همش مال تربت است. ویژگی چهارم، چهارمیش این بود که زائران ایامی که می‌روند و برمی‌گردند از عمرشان حساب نمی‌شود. احسنت، باریک‌الله، ماشاءالله، خدا ان‌شاءالله همه‌تان را حفظ کند. من اگر خودم داشتم که به همه این‌ها جایزه می‌دادم. بانی محترم، چالش جایزه را فعلاً نقدش بکنیم تا بعد جواب‌ها را بدهیم.

خوب پس این دو تای آخر مربوط به زیارت امام حسین (ع) است. زیارت امام حسین (ع) آقا چیز عجیبی است. ببینم توی این نیم ساعتی که تقریباً وقت داریم می‌توانم چند تا نکته اساسی در مورد زیارت امام حسین (ع) بگویم.

خوب، زیارت امام حسین (ع) چیز عجیبی است. البته می‌دانید خب زیارت همه اهل بیت (ع) آثار فوق‌العاده‌ای دارد. در اصل ثواب، زیارت امام حسین (ع) اختصاصی ندارد. اتفاقاً ثواب زیارت امیرالمؤمنین (ع) از زیارت امام حسین (ع) بالاتر است. همان‌جور که مقام امیرالمؤمنین (ع) افضل از مقام امام حسین (ع) است، زیارت امیرالمؤمنین (ع) هم بالاتر از زیارت امام حسین (ع) است. در بعضی دوره‌ها ممکن است به حسب شرایط، بعضی زیارت‌ها برتر از زیارت امام حسین (ع) بشود، بعضی زیارت‌ها برابر زیارت امام حسین (ع) بشود.

در روایت داریم که از امام جواد (ع) سؤال کردند (این روایت را آیت‌الله بهجت هم می‌خواندند). پرسیدند که آقا زیارت پدرتان امام رضا (ع) الان ثوابش بیشتر است یا زیارت کربلا؟ سکوتی کردند، رفتند داخل منزل. بعد از چند لحظه‌ای برگشتند، فرمودند: «زیارت پدرم امام رضا امروز ثوابش از زیارت کربلا بیشتر است.» این احتمالاً به حسب شرایط و موقعیت و این‌هاست دیگر. یعنی آن ایام قاعدتاً زائر کمتر بوده. بیشتر منطقه‌ای که منطقه شیعیان بوده، مدینه بوده، بغداد بوده، کوفه بوده، بیشتر شیعیان این‌جاها بودند. خب زیارت هم می‌رفتند طبیعتاً. بصره بوده، اینجور شهرها که بودند زیارت هم می‌رفتند. اینکه در خراسان و این‌ها خب اولاً این‌ها شیعه‌نشین نبودند و شیعیان هم رفت و آمد برایشان سخت بود. واسه همین آن‌جا حضرت فرمود: «ثواب زیارت پدرم امروز از زیارت کربلا بالاتر است.»

بعضی وقت‌ها به حسب شرایط برتر، بعضی وقت‌ها به حساب شرایط برابر می‌شود. به امام هادی (ع) عرض کردند که آقا معذرت، آمده‌ایم خدمت شما. برای چه آمدی؟ گفت می‌خواهم بروم کربلا. این شخص در سامرا بود. حضرت فرمودند: «اگر عبدالعظیم را در ری زیارت می‌کردی همان ثواب زیارت کربلا را بهت می‌دادم.» البته این مال همیشه است ولی مال همه نیست. در مورد هیچ امامزاده دیگری ما غیر از حضرت عبدالعظیم (ع) چنین عبارتی نداریم که اگر زیارت او بروی معادل زیارت کربلا باشد. خیلی هم عجیب است، یعنی خیلی قضیه عجیبی است که چرا اختصاص دارد به حضرت عبدالعظیم (ع). حضرت عبدالعظیم (ع) هم شهید شدند. معمولاً کمتر این نکته گفته می‌شود. ایشان هم عالم بود هم شهید بود. ایشان را زنده‌به‌گور کردند. زنده‌به‌گور کردن حضرت عبدالعظیم (ع). هم شهید، هم سید حسنی، هم عالم ربانی، هم محدث. زیارت ایشان معادل زیارت امام حسین (ع).

ولی بعضی چیزها با اینکه در ثواب ممکن است معادل باشد ولی دیگر باز اختصاص به خود امام حسین (ع) دارد. ثواب زیارت، بله. من یک وقتی در یک جلسه‌ای در قالب یک مثالی این را عرض کردم. مثال قشنگی هم هست. یا در کربلا یا در نجف کنار ضریح، یک جورهایی حواله شد، این مطلب روزی‌مان شد، الهام شد. ببینید ثواب زیارت با مقام زائر تفاوت دارد. مثلاً شما زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) هم که می‌روید ثواب زیارت کربلا را دارید. همه این‌هایی که در مورد امام حسین (ع) گفته شده که الان می‌خوانم بعضی‌هاش را، در زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) هم هست ولی مقام زائر فرق می‌کند.

یک ثواب داریم، یک مقام داریم. فرق این دو تا چیست؟ یک جایزه داریم، یک رتبه داریم. رتبه و جایزه با همدیگر فرق می‌کند. ببینید فرض کنید الان فوتبالیست برتر دنیا کیست؟ نفر اول توپ طلا را به کی دادند سال گذشته؟ به مسی یا امباپه؟ دمبله؟ خنده. حالا مثلاً اسمشان سخت است، همان مسی و رونالدو مشهورتر است. فرض کنید توپ طلا را می‌دهند به مسی، درست شد؟ مثل یک "صهیونیست" لباسشویی "مدت" آتیش می‌زدند این بچه‌ها، دیگر نمی‌دانم از سرشان افتاد یا نه.

این توپ طلا را که می‌دهند به مسی، توپ طلا واقعاً طلاست دیگر؛ الکی که نیست، فیک که نیست. این توپ طلا مثلاً فرض بفرمایید یک کیلوگرم طلاست. بله، آمارش را می‌توانی در بیاورید. جیمینا یا این‌ها بپرسید ببینید توپ طلا دقیقاً چند گرم طلاست. این توپ طلا را که می‌دهند به این شخص، چرا بهش می‌دهند؟ فوتبالیست برتر سال شده دیگر. فوتبالیست برتر دنیاست. مقام و رتبه‌اش چیست؟ فوتبالیست برتر دنیا. جایزه‌اش چیست؟ بله، توپ طلا، مثلاً یک کیلو طلا. حالا فرض بفرمایید این توپ طلایی که دادند به مسی، دزد می‌آید این توپ طلا را می‌دزدد. اینی که الان توپ طلای مسی را دزدید، این یک کیلو طلای مسی را دارد ولی رتبه مسی را که ندارد. این با گرفتن توپ طلا که فوتبالیست برتر دنیا نمی‌شود! گرفتید مثال را؟ این تفاوت ثواب با مقام است.

ثواب زیارت امام حسین (ع) را ظاهراً به زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) هم می‌دهند ولی مقام زائر امام حسین (ع) یک چیز دیگر است. گرفتید مطلب را؟ کیف کردید باهاش؟ مثل اینکه برایش کربلا رفتیم ما. نکته خیلی مهمی است. خیلی از روایات عجیب‌غریب هم با این نکته فهمیده می‌شود. می‌گوید آقا کسی که فلان دعا را بخواند خدا ثواب همه شهدای بدر و احد را به این می‌دهد. بابا طرف رفته، بنده خدا تکه‌وپاره شده، لت‌وپار شده به قول رئیس‌جمهور محترممان، گفت پیغمبر اصحابش رفتند لت‌وپار شدند، کشته شدند. شما می‌گویید یک دعا، چهار تا کلمه را می‌خوانی ثواب آن را به شما می‌دهند. بابا ثوابش را بهت می‌دهند. فرض کن مسی می‌آید مثلاً این را هدیه می‌دهد به مامانش، هدیه می‌دهد به دوست‌دخترش، «همسرش» معلوم نیست. می‌دهد به همسرش. خب این الان همسر مسی که توپ طلا را گرفت. این‌که نمی‌گویند یکی از صاحبان توپ طلا در دنیا همسر مسی است. صاحب این توپ طلا است، صاحب ثواب، جایزه است. مقام مال آن است. آن توپ طلا را بهش بدهند و ندهند مقام را دارد. توپ طلا را هم بدزدند ازش، طلایش هم برود آب بکند، ببرد بفروشد. در ایران باشد بفروشد، ویلا بخرد. آن مقام را دارد.

این یک نکته فوق‌العاده مهم است. زائر امام حسین (ع) مقامش منحصر به فرد است. شاید حتی گاهی ثواب زیارت امیرالمؤمنین (ع) بالاتر از ثواب زیارت امام حسین (ع)، یا در یک دوره ثواب زیارت امام رضا (ع) بالاتر از ثواب زیارت کربلا بوده ولی مقام زائر امام حسین (ع) با همه زائران اهل بیت (ع) متفاوت است. مقام اختصاصی «أکرم مقامک و اکرمنی بک». حالا من چند کلمه در مورد این می‌خواهم عرض بکنم.

یک سری برکات زیارت امام حسین (ع) برکات دنیایی است، یک سری برکات هم برکات اخروی است. یکی‌اش همین است که گفتش عزیزم، زائر امام حسین (ع) وقتی می‌رود برمی‌گردد خدا این را جزء عمرش نمی‌نویسد. این فقط مال امام حسین (ع) است. فقط اونی که کربلا می‌رود جزء عمرش حساب نمی‌شود. این خیلی چیز عجیبی است‌ها. ما به باطن عالم که دسترسی نداریم بفهمیم از یک جایی پاز می‌خورد. اجل دیگر هیچی نیست. آقا یک هفته است طرف در مسافرت است. حالا اونایی که طولانی بروند مشهد، پنجاه روزه، شصت روزه پیاده می‌روند کربلا، شصت روز بنده خدا در راه است. خوش به حالش؛ شصت روز اشانتیون مهمان خدا. هر چی عمر مهمان خودت. آن بقیه‌اش برمی‌گردد دوباره کنتور برق امام. بهش می‌گفتند این‌جوری می‌شود. کنتور نمی‌افتد. رایگان. این عمر امام، از امام حسین (ع) عمر دارد بهش می‌رسد. مهمان رایگان.

یک سری برکات دنیایی مخصوص زائر امام حسین (ع). من می‌خواهم تندتند برایتان روایت بخوانم، حوصله‌اش را دارید؟ صلوات بفرستید.

امام باقر (ع) فرمود: «به شیعیان ما دستور بدهید بروند زیارت امام حسین (ع).» حالا من عربی‌هایش را سعی می‌کنم کامل نخوانم که وقت بشود همه‌اش را برسانیم. فرمود: «فانّ زیارته تدفع الهدم.» سبحان‌الله! فرمود: «کسی که زیارت امام حسین (ع) برود، خدا نگهش می‌دارد از اینکه زیر آوار بماند.» حالا ممکنه شما بگویی آقا این همه شهید شدند، این فرمانده‌ها و این‌ها همهشان هم زیر آوار ماندند بندگان خدا، کربلا هم رفته بودند. آن یک بحث دیگر است، دیشب اشاره کردم. یک وقتی خدا برای کسی اجل قطعی کسی را یک چیزی را نوشته، آن دیگر تربت امام حسین (ع) و زیارت امام حسین (ع) آن را تغییر نمی‌دهد. ولی اونی که اجل معلق است جابجا می‌شود. یک بلایی است که شناور است، متغیرها می‌آید رویش اثر می‌کند. اگر این کار را بکند این برداشته می‌شود. اینجور اتفاقات به واسطه زیارت امام حسین (ع) برداشته می‌شود. کدام یک؟ یکی‌اش هدم، زیر آوار ماندن. دیگر چی؟ غرق، غرق شدن در دریا. دیگر چی؟ حرق، آتش‌سوزی. آفرین. اینجور اتفاقات اگر برای کسی به صورت شناور نوشته شده باشد با زیارت امام حسین (ع) برداشته می‌شود.

دوستان شوخی می‌کردم می‌گفتم این سفرهای کربلا که آدم می‌رود، رانندگی‌ها و ماشین‌ها و جاده‌ها و این‌ها را که می‌بیند می‌گوید هر سری که تو جاده این سری دیگر من مردم. این لایی کشیدن‌هاست. با ۱۷۰ تا در جاده‌ای که نصفش ریخته، وسط‌هاش هم که دیگر آفتاب می‌زند، آسفالت هم می‌آید. دیدید یک جایش فرونشسته و این‌ها. به قول یکی از رفقا که اسم بیاورم می‌شناسید، از بچه‌های رسانه‌ای خیلی معروف. اولین سفر کربلا را شما با همدیگر رفتیم سال ۹۰ بود، یک مستندی برای رادیو جوان ساختیم. پاسپورتش را به من نشان داد. همه جای دنیا رفته بود. آن موقع پاسپورت مهر نمی‌دانم برزیل، ژاپن، کره، همه جا را داشت. بعد دیگر حالا خاطراتش را می‌گفت. از همه جا می‌گفت، هند هم رفتم، آن بوق‌های «ممنون» می‌نویسند پشت شیشه‌ها می‌نویسند لطفاً بوق بزنید که تو میدان صدای بوق بود و این‌ها، آن را هم دیدم. نمی‌دانم کثیفی‌های هند، هندوستان را به چیزهای دیگر هم آخه می‌گویند. از شدت آلودگی، گو آلودگی‌های هند و شلوغی‌های پاکستان و این‌ها همه را دیدم، هیچ جا را به این درب و داغونی عراق ندیدم. می‌خواست تعریف کند، گفت به این صفا ندیدم. هیچ جا من را این شکلی نگرفت. یک جمله قشنگ گفت: «گفت کوچه‌هاش را، خیابان‌هاش را، اتوبان‌هاش را با هم هیچ تفاوتی ندارد.» راست. دقت کردم، گفت آسفالت را که نگاه می‌کنی هیچش تفاوت ندارد که این کوچه است یا خیابان است یا اتوبان، همش یکی است. ولی یک روحی دارد جاهای دیگر ندارد.

حالا تو اون جاده‌های این شکلی شما می‌بینی که آینه‌ تا تصادف به ندرت توشون می‌بینی. جنازه هر سری می‌بینی ۷۰-۸۰ تا بغل جاده‌ها. چرا؟ این برکت زیارت امام حسین (ع) مرگ‌های ناگهانی را به شدت رفع می‌کند. همین زیارت‌های زیادی که می‌روند، اینجور برکاتی برایشان دارد. این مال زائر امام حسین و «یَنقَطِعُ» «مِنَ اَلصَبّا» از اینکه درنده بخوردش نجات پیدا می‌کند.

دیگر چی؟ در یک روایت دیگر امام باقر (ع) فرمودند: «به شیعیان ما سفارش کنید زیارت قبر امام حسین (ع) بروند. فانّ اتیانه یزید الرزق.» می‌خواهی روزی‌ات زیاد شود؟ کربلا زیاد برو. اتفاقاً گران‌تر هم که می‌شود، بگو چه بهتر! چون وعده کردند هر یک درهم را ده هزار برابر برگردانند. خوش به حال اونی که بیشتر خرج می‌کند. چه بهتر! حالا ان‌شاءالله که جوری بشود که ارزان‌تر بشود، همیشه راحت‌تر بشود، بیشتر بتوانند بروند. برای گران‌تر هم شد، خوش به حال خودمان شده. آدم قرض بکند، بدهکار بشود برمی‌گردد. این قطعی است، مجرب است. بی‌بروبرگرد نگران پولش هم نباش، برمی‌گردد. چند ده برابر، چند هزار برابر برمی‌گردد. روزی‌ات هم افزایش پیدا می‌کند و «یَزیدُ لِاُمّرِهِ» یمد فی العمر عمرت هم افزایش پیدا می‌کند. حالا این روایت دیگر دارد برایتان می‌خوانم و «یدفع مدافع» مرگ‌های بد را دفع می‌کند.

یک روایت دیگر از امام صادق (ع). حضرت به عبدالملک فرمودند: «زیارت امام حسین (ع) را ترک نکن، به رفقا بگو بروند. یمدّ اللّه فی عمرک.» خدا عمرت را افزایش می‌دهد. «یَزیدُ اللّه فی رزقک.» خدا روزی‌ات را افزایش می‌دهد. خدا حیات سعیدی بهت می‌دهد. مرگ با عزت و با سعادت بهت می‌دهد و تو را جزء آدم‌های سعید می‌نویسد، یعنی خوشبخت. حتی در روایت دارد اگر کسی اسمش در لیست بدها، اشقیا باشد، کربلا که می‌رود، اسمش از لیست در می‌آید جزء سعدا. از اشقیا می‌آید جزء سعدا، از بدبخت‌ها می‌شود جزء سعیدها.

در یک روایت دیگر دارد، منصور بن حازم می‌گوید که امام صادق (ع) فرمودند. آقا این‌ها دیگر دارد عجیب‌غریب می‌شود کم‌کم روایاتش. فرمود: «اگر کسی یک سال بهش بگذرد، زیارت کربلا نرود...» آخرین بار کی رفتید؟ اربعین؟ حالا ان‌شاءالله این سری هم اربعین روزی همه‌مان بشود، زودتر از اربعین، بیشتر از اربعین. ان‌شاءالله به کرات. یک معلمی در استان فارس پنج سال، شش سال است هر شب جمعه می‌رود کربلا. یک مصاحبه هم ازش گرفته بودند. سالی ۵۰ بار. یک رفیقی آمد پیش من گفت: «من فلان سال هر شب جمعه کربلا بودم، کنار ضریح سخنرانی‌هایت را گوش می‌دادم، دهات می‌کردم» گفتم: «چه‌جوری؟» «کرونا هم رفتم.» هر شب جمعه. بعضی‌ها هستند، ما مداح معروف داریم از مداحی تهران، هر شب جمعه کربلا، بین‌الحرمین، حرم حضرت عباس روضه می‌خوانند. زیاد داریم افرادی که موفق‌اند. الحمدلله، من خودم دیده بودم یکی در مرز مهران گفت: «من هر شب جمعه از همدان می‌روم کربلا.» همتی می‌خواهد دیگر. یک حالی می‌خواهد. البته خدا روزی می‌کند. ان‌شاءالله اسبابش را هم جور کند.

فرمود: «اگر یک سال بگذرد کربلا نرود، انقصه الله من عمره حولا.» یک سال گذشت کربلا نرفت، خدا یک سال هم از عمرش کم می‌کند. بعد فرمود: «اوه اوه! طاقتش را داری این روایت‌ها را یا نه؟» «أَحَدَکُم لَیَمُوتُ قَبلَ أَجَلِهِ بِثَلاثِینَ سَنَةٍ لَکُنتُ صادِقاً.» اگر بگویم بعضی‌هاتان سی سال قبل از وقت مردنتان می‌میرید درست گفتم. امام صادق (ع) فرمود: «بعضی‌هاتان سی سال زودتر می‌میرید.» «وَ ذلِکَ لِأنَّکُم تَترُکُونَ زِیارَةَ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ.» چرا؟ چون کربلا نمی‌روید. سی سال زودتر می‌میرید چون کربلا نمی‌روید. کربلا بروید عمرتان افزایش پیدا می‌کند.

بروید، هرجور می‌شود بروید. یک استادی می‌گفت تا دست و پا داری برو. از دست و پا بیفتی، یک روز باید التماس به این بچه کنی، یک روز باید به اون یکی التماس کنی. این به اون پاس می‌دهد، اون به این پاس می‌دهد. تو سرحالید، بریم حرم. کاری ندارد که. راحت. الانم که مشهد خلوت است. حالا چند وقت دیگر شلوغ می‌شود. آن شلوغی هم البته وظیفه داریم ان‌شاءالله با عظمت و با شکوه برگزار کنیم این مراسم تشییع رهبر بی‌نظیرمان را. خلاصه آقا تا می‌شود، تا فرصت هست، تا باز است، معلوم نیست کربلا همیشه این شکلی باشد. حالا به لطف خدا چند سالی است. پدران ما، پدربزرگ‌هایمان آرزویشان بود کربلا بروند، در کربلا می‌مُردند. چقدر شهدا به عشق کربلا رفتند جنگ، به کربلا نرسیدند. آرزو بود یک زمانی. مگر این شکلی بود؟ یک بار طرف در عمرش می‌رفت تا آخر عمرش می‌گفتند کربلایی.

الان به قول مشهدی‌ها، کیش از کشمش می‌شود. کربلاست. مرز می‌روی، ویزا هم که نمی‌خواهد. اربعین و اینا هم که از اون ور مفت است. تا همه جا می‌روید و مفت هم پذیرایی می‌شوید و با جیب خالی می‌روید برمی‌گردید. گاهی با جیب خالی می‌روید با جیب پر برمی‌گردید. این‌جوری هم تجربه شده. الان که شرایط ایناست، آدم نره دیگر خیلی بدبختی است واقعاً. دیگر کی می‌خواهد برود؟ فرمود: «اگر بگویم سی سال زودتر می‌میرد راست گفتم چون کربلا نمی‌رود.» زیارت امام حسین (ع) را رها نکنید. خدا عمرتان را افزایش می‌دهد، روزی‌تان را افزایش می‌دهد. اگر رها کنید، «نقص اللّه من عمرکم» خداوند از عمرتان کم می‌کند. خدا عمرتان را کم می‌کند. این نیست که فقط اگر رفتی افزایش می‌دهد، اگر نروی کم می‌کند. اگر خرج کردی برای زیارت، خدا پولت را افزایش می‌دهد. اگر خرج نکردی، خدا پولت را کاهش می‌دهد.

جالب است: «فتنافسوا فی زیارته» مسابقه بدهید در زیارتش. بزنید، بدوید، بشتابید به سمت کربلا. رها نکنید! «فَإِنَّ الْحُسَینَ شَاهِدٌ لَکُمْ فِی ذلِکَ عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ» پس همانا حسین شاهد شما در این امر نزد خدا و رسولش است. امام حسین (ع) پیش خدا و پیش پیغمبر شاهد زیارتتان است و عند امیرالمؤمنین و عند فاطمه. کنار امیرالمؤمنین (ع) کنار حضرت زهرا (س)، چشمش به زیارت شماست.

در یک روایت دیگر دارد همین روایت معروف که جمله معروفی که عرض کردم، فرمود: «إِنَّ أَیَّامَ زَائِرِ الْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ لَا تُحسَبُ مِن أَعمَالِهِم وَ لَا تُعَدُّ مِن آجَالِهِم» همانا روزهای زائر حسین علیه‌السلام از اعمال و اجل آنان حساب نمی‌شود. روزهای زیارتی زائر امام حسین (ع) جزء عمرش و جزء اجلش حساب نمی‌شود. حالا این یا مخصوص آن روزهایی است که کربلا در مسیر کربلا. یا نه، از خانه که راه افتاده حالا عتبات دارد می‌رود، کاظمین، نجف. حالا ده روز این‌جا مانده، دو هفته آن‌جا مانده. تهش هم یک کربلایی می‌خواهد برود. همش از منزل تا منزل. از منزل که راه می‌افتد تا منزل که برمی‌گردد، این بازه زمانی نمی‌افتد جز عمرش حساب نمی‌شود.

دیگر چی آقا؟ استجابت دعا زیر قبه خیلی عجیب است، خیلی عجیب است. همین چند شب پیش یکی از این خانم‌ها که این جلساتم شرکت می‌کنند، خواهرزاده‌اش در تجمعات شرکت کرده بود و یکی آمده بود رد بشود، می‌خورد به این بچه. این بچه می‌خورد زمین، آسیب مغزی، ضربه مغزی و کما، و دائماً هوشیاریش پایین می‌آمد و بچه تا آستانه مرگ رفت. دیگر التماس دعا این‌ها داشتند. یکی از دوستان ما کربلا بود، پیام دادم، گفتم هنوز کربلایی؟ گفت آره. بچه را دعا کن. رفت و پیام داد که من دعا کردم دیشب بهترین تجمعات این خانم. آمدند گفتند که بچه ده دقیقه چشماش رو باز کرده. دیشب به من گفت بچه به هوش آمد. زیارت اینکه وعده داده، دروغ نمی‌شود. وعده داده دعا زیر قبه مستجاب است. برو برگرد. این خیلی حرف عجیبی است چون دعا خیلی شرط و شروط دارد تا بخواهد اجابت شود.

فرمود امام صادق (ع): «قبر امام حسین (ع) این شکلی است. ما أتاه مکروب إلا نفس الله کربته.» هرکی با غم، با کرب، کرب، «کرب‌وبلا» عجیب است خودش کرب‌وبلاست. ولی هرکی با غم و با کرب و با غصه می‌آید، خدا کربت او را برطرف می‌کند، غمش را برطرف می‌کند و «قضی حاجته» حاجتش را برآورده می‌فرماید.
چهار هزار فرشته‌اند از روز شهادت، از لحظه شهادت امام حسین (ع) کنار امام حسین (ع) تو اون گودال قتلگاه، کنار قبر امام حسین (ع) با چهره ژولیده و غبارآلود تا روز قیامت برای امام حسین (ع) گریه می‌کنند. معلوم می‌شود این چهار هزار تا با آن چهار هزار تا فرق می‌کنند. چهار هزار تای دیگرشان تا وقت ظهور امام زمان (عج) آن‌جا هستند. امام زمان (عج) که ظهور می‌کنند، چهار هزار تا به حضرت ملحق می‌شوند. چهار هزار تای دیگرشان تا قیامت گریه می‌کنند. «فمن زاره شَیّعُوهُ الی مَنزِلِهِ.» این چهار هزار تا تا قیامت گریه می‌کنند. هرکی که می‌آید زیارت تا خانه‌اش که برگردد این‌ها تشییعش می‌کنند و «مَن مَرِضَ عَادَوهُ» اگر کسی مریض شود، از او عیادت می‌کنند. اگر کسی مریض بشود این چهار هزار تا عیادتش می‌آیند. خیلی عجیب است. و «مَن ماتَ اتَّبَعُوا جِنازَتَهُ» اگر هم از دنیا برود، جنازه‌اش را بدرقه می‌کنند. اگر هم از دنیا برود دنبال جنازه‌اش این چهار هزار فرشته. این شکلی است.

در یک روایت دیگر دارد که «إنَّ الحُسَینَ عَلَیهِ السَّلامُ قُتِلَ مَکرُوباً». خودش نه اینکه با غم و غصه از دنیا رفت به شهادت رسید. «حقٌّ عَلَی اللهِ اَن لا یأتِیَهُ مَکرُوبٌ إلّا رَدَّهُ اللهُ مَسرُوراً.» گردن گرفته به تعبیر ما که هرکی با غم و غصه بیاید زیارت امام حسین (ع)، خدا غم و غصه‌اش را برطرف می‌کند. با دل شاد برمی‌گردد.

یک وقت یکی از این سفرهایی که کربلا می‌رفتیم، در کاروانمان یک خانمی بود. کاروان مال شمال بود، یکی از شهرهای شمال بود. این خانم پسر جوانش دو هفته قبل، یک ماه قبل جلوی چشمش غرق شده بود. خیلی این خانم پسر جوانش خیلی، اصلاً نه با کسی می‌تواند صحبت بکند، همش گریه. یک حال افسرده عجیب. نمی‌دانم کدام شیر پاک‌خورده این راهکار خوب را به این خانم داده بود. گفته بودند این برای درمان افسردگی‌اش برود کربلا. اینه دیگه روایت فرمود درمان افسردگی است. کسی کربلا بیاید افسردگی‌اش خوب می‌شود. این خانم هم با ما آمد. در مسیر خیلی دَمِغ بود. خیلی. حتی نجف و این‌ها هم که رفتیم حالش بد. از کربلا که می‌خواستیم برگردیم دیدیم دارد شوخی می‌کند، می‌خندد. میگه به خانواده گفتم این خانم حالش خوب شده. این وعده روایت فرمود. غصه‌دار و افسرده اگر کربلا بیاید خدا افسردگی‌اش را برطرف می‌کند. فرمود چون خود امام حسین (ع) با یک دل خونی به شهادت رسید. دیگر نمی‌گذارد کسی کربلا آمد با دل خون برگردد. کسی با غصه بیاید نمی‌گذارد با غصه برگردد. این کار امام حسین (ع) است. کار زائر است. کار زیارت. کار ملاقات امام حسین (ع) غم و غصه را برطرف می‌کند.

اگر بروی زیارتش غم و غصه‌ات را برطرف می‌کند. اگر نتوانستی هم زیارتش بروی، از راه دور صدایش بزن. او که دست و بالش باز است. او که می‌تواند. او می‌آید. او سر می‌زند. او سر بزند یک جور دیگر غم و غصه را برطرف می‌کند. اربعین، این زن و بچه امام حسین (ع) رفتند کربلا زیارت امام حسین (ع). یک کمی داغ دلشان آروم شد. شاید اگر آن زیارت را نمی‌رفتند، همه‌شان به مدینه نرسیده می‌مردند از شدت غم. پرچم! بله، پرچم. اصلاً من هنوز حرف نزده گفتم. امام حسین (ع) می‌آید. پرچم حرم امام حسین (ع) در مجلس آمد. الحمدلله ما امشب دستمان هست. زیارت امام حسین (ع) کوتاه بود. امام حسین (ع) پرچم فرستاد برای ما. الحمدلله خدا را شکر سایه پرچمش روی سرمان است. این‌ها علامت محبت‌اند رفقا، حواستان پرت نشود. حواستون پرت علامت محبت، فکر نکنید دری به تخته خورده. یک کسی حالا پرچمی آورده و تصمیم گرفته‌اند در این روضه بیاید. این‌ها همش تحت برنامه است. در قاعده است، قان قانون. این‌ها همش با برنامه‌ریزی خود ارباب است. امام حسین (ع) فرستاده پرچم را. امام حسین (ع) فرستاد این را. این نشان می‌دهد توجه داشته به شماها. توجه داشته به این جلسه. توجه داشته. همین‌جور که این پرچم را سر می‌چرخانید، چراغ‌ها را هم کمتر کنند. من یک خط روضه بخوانم و عرضم را تمام کنم. عزیزانمان ان‌شاءالله فیض ببریم.

ببین امام حسین (ع) چه جور محبت دارد. ببین چه شکلی به فکر، توجه دارد. تو هم نتوانی بروی، او می‌آید. مگر پیغمبر در مسجدش نگاه می‌کرد، بعضی‌ها را که می‌دید نیامده‌اند، می‌فرمود فلانی نیامده، فلانی نیامده؟ می‌گفتند: «یا رسول الله مریض است.» می‌فرمود: «همیشه او می‌آمد. حالا که او نیامده ما می‌رویم.» او نیامده ما. این قاعده است. این قاعده. تو نتوانی بروی، او می‌آید. می‌توانی بروی او را ملاقات کنی؟ چی داشتم می‌گفتم؟ چی داشتم می‌گفتم؟ این زن و بچه رفتند کربلا. این‌ها رفتن زیارت. نرفتند زیارت، آرام شدند ولی یک بچه‌ای بود، ولی یک بچه نتوانست برود کرب کربلا. نتوانست. این در خرابه بهانه بابا را گرفت. بابا را گرفت. عمرش هم به دنیا نبود، به دنیا نبود. بی‌قرار بود، بی‌طاقت. طاقت نداشت. چی گفتم؟ گفتم تو نتوانی بروی، او می‌آید. بروی او می‌آید. این بچه نتوانست برود کنار امام حسین (ع) کربلا. امام حسین (ع) کربلا آرام بشود. آرام بشود. امام حسین (ع) خودش را رساند به این. با سر بریده آمد کنار این بچه. کنار این بچه. به بچه سر زد. این سر زدن مال اینجاست. به بچه‌اش سر زد. به بچه‌اش سر زد. گفتم زیارت بروی آرام می‌شوی. این بچه هم آرام شد. آرام شد. بابا را زیارت کرد. آرام شد. آرام شد. صورتش را گذاشت روی بابا، صورت بابا، لب‌ها را گذاشت روی لب‌های بابا. اهل خرابه دیدند بچه آرام شد. بعضی‌ها گفتند بچه زیاد گریه کرده بوده احتمالاً خوابش برده. خوابش برده. خوابش برده. زن ها بچه را تکان دادند. «کامل بهایی» می‌گوید: «مقتل، فَقَامُوا یُحَرِّکُونَها» شروع کردند بچه را تکان دادن. شروع کردند بچه را تکان دادن. بچه را تکان دادن. اگر خوابش برده بیدار شود. نه. «فارَقَت رُوحُها جَسَدَها» روحش از بدنش جدا شده بود. دیدند بچه روحش از بدنش مفارقت کرده، مفارقت کرده. بابا را دید، آرام شد. خلاص شد. راحت شد. راحت. همه درداش دیگر تمام شد. سیلی‌هایی که خورده بود، تازبان‌های تازیانه‌هایی که خود بود. تاز یانه‌هایی که
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...