امام منصور

جلسه چهارم: اعلی علیین و زیارت عارفانه

00:27:12
333

در این گفت‌وگو، زیارت عاشورا از قالب الفاظ بیرون آمد و به ژرفای جان نشست؛ رازِ دو بار بر زبان راندنِ «خون‌خواهی» را بازیافتیم: یک بار برای خونِ سرخِ امام حسین علیه‌السلام و بار دیگر برای خون خودمان. رمز این سخن در «مقام محمود» است؛ همان منزلتی که زائر در امام چنان فانی می‌شود که خون او را خون خویش و همه بشریت می‌بیند. از دل همین نگاه، انتظارِ ظهور نیز چهره‌ای تازه یافت؛ دیگر نشستن و چشم به راه ماندن نیست، بلکه آماده‌شدن است برای حق‌خواهی در همان مسیری که از کربلا برخاست و تا همین امروز جاری و زنده است.

معرفی
چهار امتیاز ویژه امام حسین(ع)؛ امامت، شفا، زیارت، اجابت.[2:15]

مروری بر آثار دنیایی زیارت اباعبدالله؛ مبتنی بر روایات.[5:50]

بهره‌مندی از برکات زیارت امام حسین(ع)، بر حسب مراتب معرفت به حضرت.[6:45]

سیره‌ی بزرگانی چون آیت‌الله بهجت و آیت‌الله قاضی در زیارت امام حسین(ع)[7:15]

مقایسه‌ی حقارت دنیای لوکس، در برابر عظمت بهشتِ حسین(ع).[12:30]

پاداش ذره‌ای محبت و اشک برای امام حسین(ع)؛ «وجب له الجنة».[20:35]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی.

فَسَاَلَ اللهَ الَّذی اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ.

این فراز از زیارت عاشورا را این شب‌ها با هم در محضرش بودیم؛ از معارفش، از سفره نور این فراز زیارت عاشورا بهره می‌بردیم. عرض کردیم چند تا چیز اختصاصی امام حسین علیه السلام است. البته، مسائل اختصاصی به امام حسین علیه السلام خیلی وسیع است؛ مثلاً همین که در حرم امام حسین علیه السلام، در بین تمام اهل بیت، تنها امامی که کنار قبرشان می‌شود نماز را کامل خواند، این هم جزو مقامات اختصاصی امام حسین علیه السلام است. حالا خود خاک کربلا ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد و در مورد امام حسین علیه السلام در زیارتنامه‌ها، گاهی تعابیر منحصربه‌فردی به کار رفته است. این‌ها همه می‌شود جزو "اکرم مقامک"؛ خدا مقام تو را اکرام کرده و گرامی داشته است.

ولی به‌طور خاص، چهار تا ویژگی امام حسین علیه السلام بود که در روایت مطرح شده بود. این چهار تا را این نوجوان عزیزمان در یک جلسه‌ای گفت که حفظ کرده بود و این‌ها... امشب هم اگر یادش باشد، البته الان حواسش پرت است، این چهار تا را یک بار دیگر، آقا جان، بفرمایید. چهار تا ویژگی. بله، احسنت، تشریف بیاورید. یک صلوات برای سلامتی‌اش بفرستید.

سلامت باشی! برای بانی عزیز و محترمی هم که فکر می‌کنم داخل کشور هم نیستند، آن‌قدری که مشخص است، از خارج از کشور که حالا در جلسه حضور مجازی دارند، بانی شده‌اند هم برای این نوجوان عزیزمان، هم برای آن یکی عزیزمان که الان نیامده است، و به‌هرحال این هدیه را در نظر گرفته‌اند. ان‌شاءالله که خوب خرجش کند. آره، یاد مامان‌هایمان افتادم که عیدی‌ها را از ما می‌گرفتند و این‌ها! شوخی‌اش این است که مراقب باشد مامانش ازش نگیرد، پول خرج درست‌وحسابی بشود. ان‌شاءالله خرج خوب بشود. حالا آن یکی عزیزمان هم آمد، ان‌شاءالله هدیه‌اش را تقدیم می‌کنیم.

این چهار تایی که در روایت بود، این بود: او ایام زیارتی زائر امام حسین علیه السلام جزو عمرش حساب نمی‌شود. خاک امام حسین، تربت امام حسین شفا است. قبه امام حسین، دعا زیرش مستجاب است. و ذریه امامت را خدا در نسل امام حسین علیه السلام قرار داد.

خوب، ما به‌مناسبت آن دو تا که مربوط به زیارت امام حسین بود، بحثی را در مورد زیارت عرض کردیم. امشب هم که شب زیارتی امام حسین علیه السلام، شب جمعه است. خوش‌به‌حال آن‌هایی که امشب زائر امام حسین‌اند. و ان‌شاءالله ما هم از این راه دور در مورد زیارت امام حسین حرف می‌زنیم و دلمان را می‌فرستیم، و ان‌شاءالله به فضل و کرمش، با رحمت واسعه‌اش، امام حسین علیه السلام ما را هم جزو زوارشان بنویسند.

شب جمعه عرض کردم یک سری از برکات زیارت امام حسین برکات دنیایی است که نمونه‌هایش را عرض کردم. زیارت مانع از این می‌شود که انسان زیر آوار بماند. از غرق شدن، از سوختن، از مرگ بد آدم را نجات می‌دهد. عمر طولانی می‌کند، رزق را زیاد می‌کند. این‌ها برکات دنیایی زیارت امام حسین علیه السلام است. البته خیلی بیشتر از این حرف‌هاست، حالا یک تعدادش را داریم می‌گوییم.

از برکات معنوی و اخروی زیارت امام حسین علیه السلام چیست؟ امام صادق علیه السلام می‌فرمایند که: "من اتى الحسين عارفاً بحقه"، هرکی با شناخت برود زیارت امام حسین. این شناخت هم خب درجات دارد. آیت‌الله بهجت هم یک مرتبه از معرفت را دارد، یک آدم معمولی ساده هم یک مرتبه‌ای را دارد. خب، آن اگر قرار باشد منظور، این‌ها معرفت‌های بهجت باشد که دیگر چه، بقیه را باید همه را دک کنند دیگر، به کسی چیزی نمی‌رسد دیگر. آقای بهجت بشوی بیایی زیارت، تا این چیزهایی که گفتم بهت بدهم. این چیزها را ندهند آدم آقای بهجت هم نمی‌شود. نمایش برکت زیارت بوده.

مرحوم آقای قاضی فرموده بود: "من هرچی دارم از زیارت امام حسین علیه السلام دارم." او مقید بود. مرحوم آقای بهجت مقید بود. راه می‌افتاد. البته این‌ها چون اهل کتمان بودند، اهل تظاهر نبودند، اهل ریا نبودند، معمولاً این احوالاتشان به‌سختی از این‌ها فهمیده شده. چی شده که یک کسی فهمیده همچین چیزی در ایشان، از ایشان. مثل مرحوم آقای بهجت، وقتی که ساکن نجف بودند، چهارشنبه عصر که می‌شده، پیاده راه می‌افتادند. خب حوزه تعطیل می‌شده دیگر، چهارشنبه ظهر، چهارشنبه عصر این‌ها حوزه تعطیل می‌شده تا شنبه صبح. آیت‌الله بهجت چهارشنبه عصر پیاده راه می‌افتادند، از همین "طریق العلما"، پیاده می‌رفتند، که شب جمعه کربلا باشد. ظاهراً برنامه ثابت هر هفته‌شان بوده. یعنی هم زیارت می‌رفتند، هم پیاده می‌رفتند. هر هفته! خیلی سخت است ها! الان که این همه موکب و پذیرایی و اسکان و امنیت و این‌ها. آدم یک روزه که خیلی سخت است، دو، سه روزه هم سخت است. این‌ها عصر چهارشنبه تا مثلاً سر شب پنج‌شنبه یکسره می‌رفتند و از آن‌ور حالا با ماشین برمی‌گشتند که صبح شنبه به کلاس برسند. خب، چرا این همه تقید؟ به خاطر این برکات عجیبی که زیارت امام حسین دارد.

من قبل از اینکه این روایت را تمام کنم، یک روایت دیگر برایتان در پرانتز بخوانم. فرمود: "اگر زائر امام حسین..." عجب روایتی است! "خدایا، لو یعلم زائر الحسین ما له من الثواب، اگر زائر امام حسین می‌دانست خدا چی برایش در نظر گرفته، لمات شوقاً"؛ از شدت شوق می‌مُرد. از شدت شوق می‌مُرد!

الان مثلاً آدم بداند آقا من که آمدم اینجا، در این جلسه نشستم، مثلاً می‌خواهند بابت اینکه من در این جلسه نشستم، حالا همین دوستم غافلگیر شد دیگر. فکر نمی‌کرد یک سؤال جواب بدهد. عنایت امام حسین است دیگر، این هم "اکرمَنی بکَ" دیگر. اکرام "اِی بکَ"! یک مجلس امام حسین نبود که کسی دست به جیب نمی‌شد از آن‌ور دنیا پول بدهد به این‌ور دنیا، ندیده و نشناخته. برکت مجلس امام حسین است دیگر. "اکرمَنی بکَ".

حالا فرض کنید عزیزمان غافلگیر شد، خب یک حدی غافلگیر. فرض کنید مثلاً یکهو می‌آمد اینجا، من کلید آپارتمان بهش می‌دادم. چقدر غافلگیر می‌شد؟ خیلی بیشتر. سنا فرق می‌کند، به حسب اینکه چی بهشان داده بشود. مثلاً چه می‌دانم، پرسپولیسی است یا استقلالی؟ فوتبالی هستی؟ کدام تیم؟ "النصر"؟ حالا فرض کنید مثلاً من الان یک تماس تصویری با رونالدو می‌گرفتم، می‌آوردم جلوش، می‌گرفتم می‌گفتم بیا با رونالدو صحبت کن! خیلی بیشتر کیف می‌کردی دیگر؟ غش می‌کرد اصلاً! چه بسا همین جور! نه، درجات دارد دیگر، تا یک حدی‌اش مثلاً آدم خوب می‌پذیرد، خیلی شاد می‌شود، هیجان‌زده می‌شود. از یک جایی‌اش غش می‌کند دیگر. باید چی باشد که آدم بمیرد؟ مثلاً استادیوم آزادی را به نامت کردم! آمدی در این جلسه نشستی، نصف مشهد مال تو! این هم سندش! "خاورمیانه را دادم به تو!" چی می‌زنی؟ یک کسی همچین حرفی بزند، چی می‌کشی؟ خاورمیانه! زمان ما آمدیم اینجا نشستیم، خاورمیانه را دادند به ما! کل کره زمین را دادم به شما.

به زائر امام حسین چی می‌دهند؟ گفتند کمترین چیزی که بهش می‌دهند، بهشت است. کره زمین و کهکشان راه شیری و نامش دنیا به چه درد می‌خورد؟ تمام می‌شود، تمام می‌شود دیگر. بهشت، بهشت که با دنیا قابل مقایسه نیست. می‌گوید: آقا، یک قطره اشک برای امام حسین بریزی، اشک هم نریزی، به اندازه بال مگس گوشه چشمت خیس بشود، خیس هم نشود، تباکی کنی، دستت را بگذاری، فرم آدمی که دارد گریه می‌کند را بگیری، "و وجبت له الجنه". بهشت بهت هدیه دادند؟ بهشت بهت واجب شد! سندش را زدم. آگاهی می‌دهند ولی هنوز سند نشده. سندش خورد، تمام. بهشت‌ها! نه خاورمیانه، نه اموال ترامپ، نه اموال ایلان ماسک! به درد خودمان بدبخت نمی‌خورد. ایلان ماسک مفنگی است! می‌دانید که مواد مخدر می‌کشد. تریلیاردر اول دنیا معتاد! باهاش مصاحبه کردند. می‌گوید: "به نظر من این زندگی همش پوچ است." بخوانید این مصاحبه را. فیلمش در یوتیوب هست. یوتیوب که ندارید شما. بچه‌های خوبی هستید، در آپارات شاید پیدا بشود. می‌گویند: "زندگی به نظرم همش پوچ است." بابا لامصب، آن ثروت افسانه‌ای تو. بین نفر اول نفر دوم، بعد فاصله نفر اول دوم لابد در رنک ثروتمندهای دنیا فاصله‌شان نجومی است. یعنی آن یکی فکر کنم صد سال دیگر هم به این نمی‌رسد. با همین تسلا و کوفت و زهر مار، بعد مواد مخدر می‌کشد. بزنید سرچ کنید، ماده مخدری که ایلان ماسک بهش اعتیاد دارد که نشئه بشود مصیبت‌های دنیا را فراموش کند. آخه لامصب، دنیا برای تو مصیبت هم دیگر دارد که می‌خواهی فراموش کنی؟ می‌گوید: آره، پوچ است. همش پوچ است.

آدمی که امام حسین ندارد، این‌ها! امام حسین که نباشد این می‌شود. همه ثروت ایلان ماسک مال تو، می‌خواهی چیکار کنی؟ تازه می‌شوی مثل ایلان ماسک! تازه اول بدبختی‌ات! تازه اول استرست که نزنند، نبرند، نخورند، خیانت نکنند، بالا نکشند. غیر این است؟ الان چرا ما خیالمان آنجا راحت است؟ چون نهایتاً یک پراید دم در داشته باشیم. اگر تسلا دم در داشتیم... حسم "تیبا" که دیگر این حرف‌ها را ندارد. تسلا که آدم بابتش استرس دارد، درست است؟ آقا تأیید می‌کنی یا فقط می‌خندی؟ بین تیبا و تسلا خیلی متفاوت است. علائم و تسلا داشتیم آقا، نمالند آقا، نزنند آقا، ندزدند. تسلا این است دیگر. همه بهش چشم دارند. دیشب یک جا پارک کرده بودیم با آقا، می‌خواستیم پارک کنیم، یکی از بغل خیابان گفت: "شما پارک نکنید، یکی دیگر می‌خواهد پارک کند." ما را فرستاد آنجا. خلاصه آن یکی آمد پارک کرد و ایشان به من گفت: "این ماشین نود میلیارد پولش است!" بعد حساب کتاب می‌کرد. ایشان می‌گفت: "کل محل ما را می‌تواند با این ماشین بخرد." و این‌ها. الکی نبود که به ما گفت تو پارک نکن، آن یکی بیاید پارک کند. دلیل داشت؛ نود میلیارد پول ماشین. اول مصیبت است دیگر. ما ماشین دیگر! پراید هم شده یک میلیارد، همان را هم کسی نمی‌تواند داشته باشد. پراید دارد با کسی که مثلاً لندکروز دارد خیلی فرق می‌کند دیگر. ولی همه این‌ها می‌شود چی؟ همه‌اش می‌شود دنیا. ولی به زائر امام حسین چی می‌دهند که فرمود اگر خبر داشته باشد، از شدت شوق می‌میرد. از شدت شوق می‌میرد. اصلاً نمی‌توانیم تصور کنیم، نمی‌توانیم درک کنیم.

ادامه روایت فرمود: اگر کسی معرفت به حق امام حسین داشته باشد، بیاید زیارت امام حسین، "کتبه الله فی اعلا علین". خدا او را می‌نویسد. "اعلی علیین" داریم که این مقام ابرار است، یک مقام، مقام مقربین. این‌ها در سوره مبارکه مطففین است. کسی که زیارت امام حسین بیاید، معرفت به حق امام حسین داشته باشد، یعنی چی؟ گفتم آن معرفت بزرگ و معرفت آقای بهجت‌ها و قاضی‌ها نه، معرفت‌های معمولی. معرفت معمولی یعنی چی؟ یعنی اینکه آمدم اینجا به عنوان اینکه اینجا جزو آثار باستانی است و گفتند قشنگ است و برویم نگاه کنیم و این‌ها نیست. امام آمدم زیارت. معرفت چه خبر است؟ ولی وقتی با قصد می‌رویم، منظور داریم، چرا امام حسین؟ امام حسین یعنی معرفت کربلا؟ امام حسین را زیارت کنیم، می‌شود معرفت به امام حسین. با همین حد از معرفت کسی برود، نه اینکه خدا او را در علیین جا می‌دهد، در اعلی علیین جا می‌دهد، بالاترین مقام علیین! گرفتی چی؟ بابت زیارت.

دیگر چی می‌دهد؟ می‌گوید که حسن بن جهم می‌گوید به امام رضا علیه السلام گفتم: "آقا، در مورد زیارت امام حسین چی می‌فرمایید؟" حضرت فرمودند: "تو چی می‌گویی؟ ما تقول انت فیه؟" گفتم: "آقا، من شنیده‌ام می‌گویند کسی کربلا برود یک دانه حج می‌دهند، بعضی‌ها می‌گویند عمره می‌دهند." حضرت فرمودند: "زیارت امام حسین عمره مقبوله می‌دهند." حالا اینجا یک دانه عمره دارد. در بقیه‌اش دانه دانه بخوانم ببینید هی می‌رود بالا. بعد توضیح می‌دهم تفاوت این‌ها با همدیگر چیست.

امام باقر علیه السلام فرمودند: "زیارت قبر امام حسین و زیارت قبر پیغمبر و زیارت قبور شهدا، ثوابش معادل یک حج مقبول با پیغمبر است." پس یک روایت فرمود ثواب زیارت امام حسین معادل عمره، عمره مقبوله! عمره‌ای که قبول بشود. این یکی، در یکی دیگر فرمود حج، ولی حج با پیغمبر! دیگر چی؟ در یکی دیگر فرمود: "اگر کسی برود زیارت امام حسین، یکتب له"، امام صادق فرمود: "الف حجه و الف عمره." هزار تا حج و هزار تا عمره بهش می‌دهند. "عمره قبول". "ان کان شقیا کتب سعیداً"، اگر جزو جبهه اشقیا و جهنمی‌ها و این‌ها بوده، خدا اسمش را درمی‌آورد، می‌گذارد جزو عاقبت‌به‌خیرها و خوشبخت‌ها. "و لم یزل یُخَذ فی رحمت الله." می‌افتد دیگر در رحمت خدا، تا ابد غوطه‌ور در رحمت خدا. ما اصلاً نمی‌دانیم یعنی چی غوطه‌ور در رحمت خدا.

خوب، آقا، چی شد پس؟ آخر عمره می‌دهند، حج می‌دهند، هزار تا حج و هزار تا عمره با هم؟ ظاهری این برمی‌گردد به درجات زائر و احوالات زائر. کیفیت زیارت. هر چقدر زیارت باکیفیت‌تر و بهتر، این اجر هم بیشتر. یک مثالی زدم در این جلسه، مثال توپ طلا. یادتان است؟ یک وقت توپ طلای آسیا می‌دهند، یک وقت توپ طلای اروپا می‌دهند، یک وقت توپ طلای کل فوتبال دنیا را می‌دهند. درست شد؟ این‌ها فرق می‌کند دیگر. یک وقت هم جایزه جام رمضان می‌دهند به یکی، مسابقات محله، لیگ دسته هفت مدرسه‌شان، مثلاً طرف گلزن برتر شده با دو تا گلی که زده که نصفش هم آفساید بوده، وی‌آر و اینا نداشتند که ببینند این آفساید بوده و اینا. گل حساب کرده‌اند. ایجاد آقای گل. به این هم می‌گویند آقای گل، به آنی هم که در جام جهانی شده آقای گل، می‌گویند آقای گل! این کجا و آن کجا! با آقای گل لیگ سه! می‌گویند آقای گل لیگ دو، لیگ یک، لیگ برتر، لیگ برتر ایران، جام باشگاه‌های آسیا، جام باشگاه‌های اروپا تا جام جهانی. به همه این‌ها می‌گویند آقای گل، درست است آقا؟ بله، اسم آقای گل روی همه‌شان می‌آید ولی واقعاً درجاتشان یکی است؟ به همه می‌گویند زائر امام حسین. یکی هم از زوار امام حسین است، همچین می‌خواهد برود بچسبد به ضریح، پنج نفر را آبلمبو می‌کند تا برسد به ضریح. چهار نفر را زیر پا له کرده. از روی کله این رفته بالا، قفسه سینه آن یکی را شکسته. این هم زائر امام حسین است. یکی هم می‌آید آنجا خدمت می‌کند، نوکری می‌کند. بعد توجهش، اخلاصش، حالاتش، دقتش روی غذا خوردنش، روی حرف زدنش، در زیارت کردنش، ادبش، خشوعش، این‌ها با همدیگر فرق می‌کند. هر چقدر رفت بالاتر، اجرش هم می‌رود بالاتر.

من دو تا روایت دیگر بخوانم و این بحث را تمامش کنیم. یک روایت معروف، این روایتی که شنیدید، البته یک تیکه‌اش را شنیده‌اید، خیلی معروف است. این روایت ریان بن شبیب که خوب باشم، خیلی نوحه و مداحی و این‌ها درست کرده‌اند. طولانی است. معمولاً هم بخش‌های اولش را شنیده‌اید. من می‌خواهم بخش‌های آخرش را برایتان بخوانم.

ریان بن شبیب می‌گوید من رفتم خدمت امام رضا علیه السلام. روز اول محرم بود. حضرت به من فرمودند که: "یابن شبیب، محرم ماهی بود که اهل جاهلیت هم توش حرمت نگه می‌داشتند، جنگ نمی‌کردند از باب احترام؛ ولی نسبت به بچه پیغمبر در این ماه حرمت نگه نداشتند. باهاش جنگیدند. "لقد قتلو فی هذا الشهر ذریته! ذریه پیغمبر را در این ماه کشتند. زن و بچه پیغمبر را اسیر کردند. اموال پیغمبر را غارت کردند. "فلا غفر الله لهم ذالک ابدا." خدا هم هیچ وقت این‌ها را نمی‌بخشد.

بعد فرمود: "یابن شبیب، ان کنت باکیاً لشیء فابک للحسین علیه السلام." اگر خواستی برای چیزی گریه کنی، برای حسین علیه السلام گریه کن. "یابن شبیب، ان بکیت علی الحسین، اگر گریه کنی برای حسین، یک جوری که تسیل دموعک علی خدیک." اشک روی دو صورتت جاری بشود. آدم هر چقدر بیشتر می‌سوزد، اشک هم بیشتر جاری می‌شود دیگر. یک وقت فقط دل آدم می‌شکند و حالا یک تأثری نشان بدهد، یک وقت بیشتر دل آدم می‌شکند، یک قطره اشکی هم از آدم می‌آید. یک وقتی واقعاً دل آدم می‌سوزد، قشنگ چشم آدم خیس می‌شود، اشک جاری می‌شود. یک وقتی کل صورت آدم خیس می‌شود. این‌ها فرق می‌کند. این‌ها هم به معرفت آدم بستگی دارد، هم به شدت سوختن دل آدم بستگی دارد. آدم آن‌قدر هم می‌سوزد که شناخت داشته باشد. یک بچه کوچک دو ساله چی می‌فهمد بابا یعنی چی؟ اینکه باباش کشته شده یعنی چی؟ ها؟ بچه دارد بازی می‌کند. بچه ده ساله کم دارد گریه می‌کند. ولی آن مثلاً دختر سی و پنج ساله این مرحوم دارد ضجه می‌زند، غش می‌کند. چرا؟ آن علقه این خیلی بیشتر بود، شناختش خیلی بیشتر بود، وابستگی‌اش خیلی بیشتر بود. در مصیبت امام حسین هم این شکلی است.

این را هم به شما الان بگویم، این را هم یادگاری داشته باشید. ژله ظهر عاشورا! به این روایت عمل کنیم. فرمود شیعه ما سعی می‌کند، مضمون روایت این است: شیعه ما سعی می‌کند ظهر عاشورا تیپ چهره‌اش چهره ماتم‌زده باشد، مصیبت‌دیده باشد. بعد خود حضرت یکی دو تا نشانه گفتند. فرمودند آستین‌هایش بالاست، دکمه‌های پیراهنش باز است. خب مثلاً فضایی که جایش و حرمتش و این‌ها. حالا در مورد آقایان، خانم‌ها خب باز وضعشان فرق می‌کند. شما در یک مجلس عزا، موقع دفن یک نفر, شما مثلاً می‌روید بهشت رضا، بهشت زهرا تهران، دفن می‌کنند. از روی قیافه‌ها می‌فهمی صاحب عزای اصلی کیست، درست است؟ از روی لباسش، از روی تیپش. سر و صورتش گل‌آلود، خون‌آلود، به سر و صورت زده. از لباسش، وضعش، حالش، اشکش، آدم می‌فهمد.

خوش‌به‌حال آن‌هایی که امام حسین را دوست دارند. این دوست داشتنه کجا خودش را نشان می‌دهد؟ آدمی که علاقه دارد هی یادش می‌کند، هی دنبالش می‌کند. علامت علاقه است دیگر. بهش پیوند خورده، جوش خورده. شب‌های جمعه عاشق امام حسین دلش تنگ می‌شود. شب‌های جمعه هوا ورش می‌دارد، هوای حرم، هوای زیارت، هوای کربلا. در محرم بی‌قرار می‌شود. در روضه جگرش آتش می‌گیرد. با هر کدام از این مصیبت‌ها احساس می‌کند این مصیبت سر خودش آمده. یک خط روضه‌ای که می‌خواهم بخوانم هم همین است. ان‌شاءالله عزیزم روضه را تکمیل می‌کند.

مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، عالم و عارف بزرگی است. بروز شخصیت‌های ممتاز شیعه است. یک کتابی دارد به نام "المراقبات". در این کتابش، هر روزی از سال را آمده رویِش یک بحثی کرده. ماه‌های سال، روزهای سال. یک بخشی از کتاب در مورد محرم. این را گوش بدهید رفقا! الحمدلله در جلسه‌مان این بچه‌های نوجوان هم زیادند. از این سن و سال قلبشان جوش می‌خورد با امام حسین. خوش‌به‌حالتان! از این سن و سال امام حسینی می‌شوی. مرحوم جواد آقای ملکی تبریزی می‌فرمایند که: در محرم عاشق امام حسین باید اینجوری باشد، چه‌جوری باشد؟ این حِصّ را باید در محرم داشته باشد. محرم داشته باشد. گفتم یک خطه می‌خوانم، می‌گویم دیگر خودتان حس و حال ببینید چطور می‌شود. سؤالتان با این یک جمله. ایشان می‌فرماید باید از عمق به امام حسین بگوید: آقا، کاش من را جای تو کشته بودند. کاش سر من را جدا کرده بودند به جای تو. به جای تو کاش زن و بچه، کاش زن و بچه من تازیانه خورده بودند به جای زن و بچه... کاش بچه‌های من را کشته بودند. من را کشته بودند. کاش شیرخواره من را کشته بودند به جای شیرخواره تو. کاش جوان من را کشته بودند به جای... کاش به خانه زندگی من حمله کرده بودند به جای خیمه تو، خیمه. کاش زن و بچه من را شهر به شهر چرخانده بودند به جای زن و بچه...

این آن حاله. عاشق واقعی است. عاشق واقعی. آتش! با این زن و بچه چه کردند؟ با این خانواده امام حسین چه کردند؟ کار به آنجا رسید، امام حسین رو کرد به لشکر دشمن، فرمود: "موحدین! یخاف الله فینا؟" یک خداپرست پیدا نمی‌شود از ترس خدا...
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...