شرح کتاب تحریر الوسیله

جلسه اول

00:47:08
50

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
بخش جدیدی را در کتاب شریف «تحریرالوسیله» شروع می‌کنیم؛ کتاب طهارت. کتاب دوم از کتاب شریف «تحریرالوسیله» بخش طهارت است که از بخش‌های مهم احکام بوده و ریزه‌کاری‌ها و نکات بسیاری دارد. باید با دقت، ان‌شاءالله، این بحث را پیش ببریم.

متن «تحریر» حضرت امام، قبلاً عرض شد، یک‌خورده نظم رساله‌ی امام را ندارد؛ رساله منظم‌تر است. ولی خب حالا ما چون بنایمان بر خواندن این متن است، با همین متن پیش می‌رویم. لابلای نکاتی که هست، عرض می‌کنیم. اگر این را الان شروع می‌کردیم و طبق رساله‌ی امام می‌گفتیم، خب بحث خیلی منظم‌تر می‌شد. ولی الان لازم است که ما هر جا که وارد می‌شویم، نکاتی که هست را بگوییم. بحث، یک‌خورده حالا جلسات اول، مثل «شاد» و «تقلید» جلسات اول، یک‌خورده کُند پیش می‌رود، بعد دیگر اصل مباحث که توضیح داده شد، باید سرعتی، ان‌شاءالله.

اولین بخش در کتاب طهارت، احکام آب‌هاست. اول احکام آب‌ها را باید بحث بکنیم: «الماءُ إمّا مُطلَقٌ أو مُضافٌ کالْمُعْصَرِ مِنَ الْأَجْسامِ وَ رَمَّانٍ وَ الْْمُتَِنَّزِجِ بِغَیرِهِ مِنْ ما یُخْرَجُ اِنْ صَدَّقَ الْمَاءُ کَمَا شَکَرُ وَ الْمِلَّهُ وَ الْْمُطَلَقُ أَقْسَامُ الْجَارِئِ وَ الْنَّابِعِ بِغَیرِ جَرَیَانٍ وَ الْبَّعْیِ وَ الْمَتُرِ وَ الْوَاقِفِ وَ یُقَالُ لَهُ الرَّاکدُ».

ما دو نوع آب داریم: آب یا مطلق است یا مضاف. مطلق، آنی است که اسم آب بر آن صدق می‌کند و آب خالی، اصطلاحاً. آب خالی آبی که اضافه ندارد، قاطی ندارد؛ آبِ چیزی نیست، خود آب، بدون قید دیگری. ولی آب مضاف، آبی است که می‌گویند: مثلاً آب هندوانه، آب انار، آب سیب. این مضاف است؛ یک‌چیزی اضافه دارد. خب، پس آب مطلق، خود آب، آب خالص. حالا آن هم بله، آب باران یکی از اقسام آب مطلق است؛ مثل آب چاه، مثل آب باران، آب دریا. این‌ها همه می‌شود آب مطلق. خب، پس آب مضاف: یک‌وقت، عصاره‌ای از اجسام، مثل آب هندوانه، آب انار؛ این عصاره است. از اجسام عصاره گرفتند. و یک‌وقت، ممزوج است با یک‌چیز دیگر؛ عصاره‌ی چیزی نیست، آب است، ولی با یک‌چیز دیگر قاطی شده، مثل آب‌نمک، آب‌شکر. آب و شکر را قاطی کردیم، آب و نمک را قاطی کردیم. این دیگر یک‌چیزی قاطی شده و اسم آب خالی دیگر بر آن صدق نمی‌کند.

پس آب مضاف را دو نوع داریم: یک‌وقت عصاره‌ای از چیز دیگری است. یک آب، آب نیست، گلاب اصلاً آب نیست، گلاب عصاره‌ی گل است. آب هندوانه اصلاً آب نیست. حالا ما دیگر تسامحاً به این‌ها می‌گوییم آب مضاف، ولی آبِ آب‌نمک، آب است، ولی قاطی دارد. آب دیگر به آن می‌گویند آب مضاف.

آب مطلق به این‌ها مطلق. اقسامی دارد آب مطلق. یکیش آب جاری است؛ آبی که جاری است، آب رودخانه، چشمه. این‌ها که روی زمین جاری است. یکی آبی است که جوشیده، ولی جریان ندارد، مثل آب چاه. از توی زمین جوشیده، ولی یک‌جا راکد است و ثابت. البته خب، مثلاً آب برکه هم این شکلی است؛ جوشیده ولی جریان ندارد، ثابت. خب، پس یک‌وقت از جاری است، یک‌وقت از جوشیده ولی جاری نیست. یک‌وقت اصلاً از توی دل زمین درآمده و در دل زمین است؛ آب چاه، آب چشمه. و خب، این را امام رضوان‌الله علیه پنج تا فرمودند، ولی این پنج تا این‌جوری نیست که از هم جدا باشد، بعضی‌هایش با همدیگر یکی است. و آن‌که، مثل آب این‌ها اقسام آب جاری، آنی که جوشیده و جریان ندارد، آب چاه، آب باران. آب باران معمولاً همان آب جاری گفته می‌شود. آب باران و آب واقف که به این آب واقف می‌گویند آب راکد. آبِ کجایی؟ راکد. این پنج تا اقسام آب مطلق. مطلق این چند تاست. خب، این یک توضیحی بود ابتدای بحثشان.

بعد مسئله اول را ذکر می‌فرمایند: «الماء المضاف طاهر فی نفسه و غیر مطهر لا من الحدث و لا من الخبث جمیعه و لو کان الف کر نعم إذا کان جاریا من العالی إلی السافل و لو به نحو الانحدار معدفع بقوه و لاقی أسفله النجاسه تختص به موضع الملاقات و ما دونه و لا تصری خمینی»

مسئله تویش یک ساعت توضیح دارد، کلی چیز را از جاهای مختلف توضیح بدهیم تا به این مسئله برسیم. آب مضاف فی‌نفسه طاهر است. تا وقتی که آب مضاف با نجاسات، با نجاستی ملاقات نکرده، پاک است، طاهر است. ما یک طاهر داریم، یک مطهر داریم. خب، طاهر که پاک است. تا وقتی ملاقات با نجس نکند، پاک است. ولی مطهر هم هست یا نیست؟ نه، آب مضاف دیگر مطهر نیست. گلاب پاک است، یعنی به خودی خود نجس نیست، ولی مطهر نیست. با گلاب نمی‌شود نجاست را برطرف کرد. مثلاً این شیشه‌پاک‌کن را، «رایت» می‌گویند، به آن چه می‌گویند؟ بعضی خانم‌ها مثلاً یک قطره خون از بینی بچه ریخته روی شیشه‌ی میز خانه، می‌آید یک دانه رایت می‌زند با یک دستمال پاک می‌کند. نجاست با آب مضاف پاک نمی‌شود؛ مطهر نیست. آب مضاف نه از حَدَث، نه از خَبَث. حَدَث چیست؟ خَبَث چیست؟ حَدَث حالت باطنیه، یک وصف باطنی، یک حالت درونی برای انسان است؛ مثل جنابت، مثل حیض، استحاضه، نفاس، مرگ. بله دیگر، مریم غسل می‌خواهد، مسته‌ی میت. این‌ها همه حَدَث. بحث‌های خیلی خوبی در این کتاب داریم، خیلی بحث‌های خوبی و بسیاری‌اش هم ناشنیده است.

خب، پس چه شد؟ حَدَث حالت باطنی، خَبَث حالت ظاهری، مثل نجاسات ظاهری: خون، بول، غائط و مانند این‌ها. خَبَث. پس آب مضاف طاهر هست نسبت به خودش، فی‌نفسه، ولی مطهر نیست، نه از حَدَث، نه از خَبَث. من اگر با گلاب غسل کنم، غسلم درست است؟ بروم توی وان شیر، بله، این اشرف پهلوی ملعون یک حوضچه‌ی وانی داشته، این شیر گاو‌میش بوده. می‌رفته برای پوست خوب است، لطافت می‌آورد برای پوست. خب، مثلاً کسی برود توی وان شیر گاو‌میش، مثلاً غسل محقق می‌شود؟ پس با آب مضاف، توی آب‌نمک با آب مضاف، نه طهارت از حَدَث حاصل می‌شود، نه طهارت از خَبَث. حالا آب‌نمک کور هم که باشد. مگر این‌که آب‌نمک نباشد، آبی باشد که یک‌خورده تویش نمک است، آب شور باشد و آب‌نمک نیست. آب شور با آب‌نمک خیلی فرق می‌کند. درست شد؟ یا آب شور داریم یا آب‌نمک داریم. آب شور آب است، آب مطلق است، ولی آب‌نمک آب مضاف است. خودش دارد. یا طعمش شور است، ولی این‌جوری نیستش که از عنوان آب بودن، الان در عرف خارج، آب‌نمک از عنوان آب خالی بودن خارج شده، ولی آبی که یک‌خورده شور است، آبی که کُلُر دارد، آب نیست. آب‌نمک را بگوید آب است. می‌گوید نه، آب نیست، این آب‌نمک است، آب‌شکر است. ولی آب شور. تفاوتش بین آن آبی که آب است ولی یک‌خورده شور است، هم نجاست را برطرف می‌کند، هم خَبَث، هم حَدَث. هم طاهر است، هم مطهر. ولی آبی که آب‌نمک است، طاهر است، ولی مطهر نیست، نه از حَدَث.

نکته بعدی: اگر آب مضاف، آب مضاف، ملاقات با نجس کند، خب نجاسات ۱۰ قسم است، ان‌شاءالله خواهد آمد: خون و ادرار و مدفوع و معنی عرض کنم که سگ و کافر و شراب و نجاسات. حالا یک انگشت یک کافر بخورد به دبه‌ی گلاب، یک بهایی، یک بهایی سرانگشتش بخورد به دبه‌ی گلاب، بخورد به آن سر گلوله‌ی… این کُل این گلاب‌ها نجس است. حتی اگر به اندازه هزار کُر باشد. ما در آب مطلق، آب مطلق، اگر مضاف نباشد، آب مطلق وقتی به اندازه کُر شد، تقریباً می‌شود ۳۸۴ لیتر. که حالا عرض می‌کنیم، یعنی به اندازه ۳۸۴ لیتر ما آب داشته باشیم. یک حوضچه‌ای این‌جا نه تنها پاک است، نجاست هم که با آن برخورد بکند، نجس نمی‌شود این آب و آن نجاست را هم، اگر این نجاست را برطرف بکند، پاک می‌شود. پس آب کُر، آب مطلق کُر، این نجس‌پذیر نیست. یک کافر توی حوض برود، توی استخر شنا کند، این استخر نجس نمی‌شود آبش. توضیحاتی دارد، همه را باید عرض بکنیم. آن محدوده‌ای که این کافر الان تویش است، دارد شنا می‌کند، آن محدوده‌ی خودش نجس است. بعداً که آب هم می‌خورد، پاک می‌شود. مثل آن تکه‌ای که تویش خون می‌ریزد توی آب، یک تکه‌ای از آب استخر خون دارد. آن تکه‌ای که خون دارد توی آب، آن تکه نجس است. هم بزنید، پاک می‌شود. یا مثلاً یک کسی دارد توی استخر ادرار می‌کند، توی دریا دارد ادرار می‌کند. آن یک تکه‌ای که الان ادرار است، آن تکه نجس است. با آب دریا و آب استخر و این‌ها قاطی که می‌شود، دیگر از بین می‌رود این نجاست. دیگر توضیح. ولی اگر شما ۳۸۴ لیتر کُر، هزار تا کُر داشتی، هزار تا کُر یعنی ما یک استخر گلاب داشتیم، یک دریاچه‌ی گلاب داشتیم. دریاچه‌ی گلاب، سرانگشت کافر بخورد به این‌ها، کُل دریاچه نجس است. پس توی آب مضاف، به اندازه هزار تا کُر هم که باشد، ملاقات با نجس که پیدا کند، همه این‌ها نجس می‌شود. زمانی که ولو هزار تا کُر بشود. این خیلی نکته‌ی مهمی است. بله، حالا من دیگر نمی‌دانم، مثلاً نوشابه‌های خارجی که از دست کفار به ما می‌رسد و این‌ها. یعنی واقعاً هیچ تماسی با دست کفار ندارد؟ هیچ دخالتی این‌ها ندارند توی این؟ هیچ دست این‌ها نمی‌خورد؟ احتمالاً نمی‌خورد دیگر. حالا نمی‌دانم. به شیشه‌ی عطر، اسپری، اودکلن، اگر این‌ها یک سرانگشتشان به کل این، بگوییم آقا یک دبه، یک حوضچه‌ی اسپری بوده، مثلاً یک حوضچه‌ی مثلاً ۱۰ تنی بوده. این را آوردند توی این ظرف‌ها ریختند. توی آن حوضچه‌ی ۱۰ تنی، ممکن است دست این‌ها به اسپری خورده باشد یا دست این‌ها به نوشابه خورده باشد. درست. این دیگر کُلاً نجس است. چون مضاف، مطلق مهم است.

خب، پس چه شد؟ آب مضاف به محض این‌که ملاقات با نجس پیدا می‌کند، نجس می‌شود، ولو به اندازه هزار تا کُر باشد. حالا عرض می‌کنیم، بله، نظر علما، همه‌شان، امام می‌فرمایند: بله، اگر جاری باشد، حالا یک حالت دارد. یک حالتی، یک قیدی می‌خورد که این کُلاً نجس نباشد، همه جا نجس نباشد. حالت بالا به پایین. وقتی از بالا به پایین دارد مثل آبشار می‌ریزد. این از آن بالا مثلاً گلاب می‌آید، یک فضایی، این شوره می‌کند، می‌آید پایین. این پایین نجس بشود. بچه‌ادرار بکند به این پایین گلاب. این هم در جریان، با قدرت هم دارد می‌آید، با فشار دارد می‌آید. از بالا به پایین هم هست. بالایش دیگر نجس نمی‌شود. مثل همین حمام خودمان را تصور بفرمایید. حالا این‌ها بحث‌هایش را باید با جزئیات، ان‌شاءالله، همه را عرض می‌کنم. توی حمام، آب از دوش دارد می‌آید. روی سطح کف حمام، چاه حمام. خب، توی چاه حمام یقیناً نجاست خب دارد می‌رود توی چاه حمام. این آب همه به هم متصل است. آب کف حمام که آب چی است؟ قلیل است. حالا عرض می‌کنیم آب کُر و آب قلیل، دیگر کمتر از آن ۳۸۴ لیتر که باشد، می‌شود آب قلیل. خب، آب کف. حالا اگر شما فرض، خب، اگر متصل به کُر باشد، آب دوش، آب کُر است. بر فرض حالا با این، الان همه را توضیح بدهم، دستگاه‌هایی که توی خانه‌ها می‌گذارند این چی بهش می‌گویند؟ نه، نه، حالا آب‌شیرین‌کن که خودش آب قلیل است. دیگر چی؟ این منبع آب که می‌گذارند، این‌ها اگر زیر ۳۸۴ لیتر باشد، آب قلیل می‌شود. اگر متصل باشد، آب می‌آید صاف وصل می‌شود، می‌آید که آب کُر است. ولی اگر آب تویش جمع می‌شود، بعداً از این آبی که تویش جمع شده، آب می‌آید توی خانه، می‌شود آب غلیظ باشد. وصل بودنش مهم نیست. مهم این است که دائم اتصال. یعنی شما آبی که الان از دوش دارد می‌آید، آب شیر باشد، در حالی که آب لوله نیست. آب لوله باشد که آب لوله نیست. آبی که توی منبع جمع شده. مگر این‌که یک‌خورده که کار می‌کند، دیگر متصل به آب. آب دوش را فرض کنیم که آب کُر است. آب کُر می‌ریزد روی سطح حمام. حالا این سطح حمام که آب می‌رود توی چاه حمام. ما آب شیر را بستیم. آب کف چی است؟ حمام. حالا این آب کف حمام شامپو و صابون و کف صابون و شامپو و فلان و این‌ها تویش قاطی می‌شود. دیگر می‌شود آب مضاف. درست. این دیگر آب مضاف است. آب مضاف بالا به پایین است، متصل به چاه. نجاست توی چاه به این آبی که کف حمام است، منتقل می‌شود؟ نه. چون بالا به پایین و با فشار هم دارد آب می‌رود. درست. ثابت ماند، مضاف شد. یک تکه نجاست به این منتقل شد. پای من خون آمد توی حمام. *** کف حمام و حالا مثلاً آب‌کف شده دیگر، آب خالی دیگر نیست. آب و کف و این‌ها با هم قاطی است. بستگی به این دارد که آن کاش، کارش چه شکلی کف حمام را درست کرده باشد. اگر برود سمت چاه. سرامیک‌کار و سرامیک‌کار ما باشد که همه را یک‌جور طراحی. خلاصه، این می‌آید آن بغل جمع می‌شد، کف و صابون و این‌ها هم می‌رود تویش و می‌شود آب مضاف. خب، پای من هم خونی. پای من همین‌قدر که پای من. حالا این‌ها باید با جزئیات، همه را بنشینیم بحث بکنیم. می‌ترسم که خیلی هم با جزئیات بگوییم. احکام طهارت خیلی زمینه برای وسواس تویش زیاد است. الان بدن من از زیر دوش دیگر درآمدم، من که دوش را بستم، خیسی تن من می‌شود آب قلیل. یک جای بدن من خونی باشد. ملاقات نجاست با آب قلیل. ملاقات نجاست با آب قلیل که می‌شود، کُل آب قلیل می‌شود نجس. گله توضیحاتش می‌آید. الان منی که از زیر دوش درآمدم، این آب بدنم هم یک‌سره خیس است. بدنم، نه این‌که یک تکه خشک باشد، کُل بدن یک‌سره خیس است. یک جای بدنم خونی است. کُل بدن می‌شود بفرمایید نجس. حالا آن ور حمام هم که آب مضاف جمع شده. پای من هم خونی. خود پاک کف پا که خونی نیست. کف پا خیس است. متصل بدن آب، آب کف پا متصل به آب کُل بدن. یک قطره خون هم روی کف دست من است. نگاه کردم دیدم یک قطره خون سرانگشت دست من است. کُل بدنم که خیس است، کُل بدنم آب قلیل است. سرانگشتم که خونی است، کُل آب قلیل می‌شود نجس. کف پای من الان در واقع چی است؟ آب قلیل متنجس است. این آب غیر متنجس ارتباط پیدا می‌کند با آن آب مضاف گوشه‌ی حمام. آن هم می‌شود نجس. پاک هم نمی‌شود. کُل این محدوده که خیس است، دیگر آب جمع شده، می‌شود نجس. آب مضاف هم تازه نباشد. آب قلیل هم اگر باشد، باز هم نجس است. بیشتر عرض خواهد شد.

خب، این از بخش‌های مهمی بود که باید همان اول بسم‌الله می‌گفتیم که اگر عمرم کفاف نداد توی این کتاب، این نکته را. پس اگر "جاری" از بالا به پایین باشد، دستشویی و حمام و این‌ها خیلی پیش می‌آید. دیگر سطح را انسان دارد می‌شوید. آب دارد متصل به چاه. ولی آب جاری از بالا به پایین و با فشار هم هست، با فشار دارد می‌رود. اگر فشار نباشد، نه. با فشار دارد می‌رود. از بالا به پایین دارد منتقل می‌شود. ولو به نحو سراشیبی. یعنی بالا و پایین مستقیم هم نباشد. منحنی باشد. انحراف داشته باشد. کج باشد. از بالا به پایین کج دارد می‌رود. زاویه‌ی ۳۰ درجه مثلاً. زاویه‌ی ۲۰ درجه مثلاً. این‌جا دیگر نجس. یعنی پایین ملاقات با نجاست پیدا کند، بالا دیگر نجس نیست. وقتی که از بالا به پایین، ولو بالا پایینش هم با زاویه باشد، مستقیم از بالا پایین نباشد، با زاویه‌ی ۲۰، ۳۰ درجه باشد، این دیگر نجس نیستش. تکه‌ی بالایش وقتی پایین ملاقات کند. و فقط هم همان قسمتش پایین نجس است. دیگر آن بقیه‌ی جاها دیگر نجس است. همان تکه که ملاقات با نجاست. مهم نیست این‌جا اصلاً بحث آب مضاف. آب مضاف دیگر قلیل و کُر ندارد. زیر دوش اگر برود که متصل به کُر می‌شود و حل است. مشکلی نیست. بله، بانک به حساب. بله پاک، بله، محل به محض این‌که قطع کردید آب کر را، امشب قلیل. این‌جا اگر خون دارید. حالا مسئله را باید با جزئیاتش بحث. خلاصه، آب مضاف که دیگر در آب مضاف ما قلیل و کُر برایمان فرقی نمی‌کند. مضاف مضاف است دیگر. چه می‌خواهد قلیل. در آب مضاف از بالا به پایینش این وقتی دارد می‌ریزد پایین، اگر ملاقات با نجاست پیدا کند، بقیه‌ی جاهای غیر از این پایین دیگر نجس.
خب و سرایت به فوق هم نمی‌کند. پارسال اربعین کربلا، دستشویی و حمامی بود. بعد این دوش بود و آب دوش چاه نداشت که بخواهد بیاید خارج بشود. می‌رفت توی چاه دستشویی. این آبی که دارد می‌رود توی دستشویی دیگر متصل به دوش را ببندیم. این آبی که این کف، چی می‌شود؟ این دارد می‌رود پایین و متصل به آن نجاست توی دستشویی. آب دوش را بستم که آب غلیظ. تازه عرض کردم با این منبع‌ها که دیگر خودمان آب دوش هم که آب قلیل است. چیکار کرد؟ آن‌جا دیگر باید سه بار یا دو بار. مسئله دستش عرض شد که این چون از بالا به پایین است، آن تکه بالا هیچ‌وقت نجس نمی‌شود. توی بالا به پایین الان این‌جا آب سطح حمام است. سطح دستشویی دارد می‌رود. خب شیر هم بستم. بله، زیاد جمع شده، دارد می‌رود. حالا من بستم وایستادم زیر پایم خیس است. *** دارد می‌رود، همین‌جور. الان این را چیکارش کنم؟ زیر دوش هم من نیستم. این چون دارد با فشار می‌رود، ولی آن تهش. آن پایین پایین متصل با نجاست. ولی چون از بالا به پایین، این تکه بالا الان نجس نیستش. این هم نکته.

بریم سراغ مسئله دوم: «الماء المطلق لا یخرج بالتسعید عن الإطلاق غیره و قد یصیر مضافا کماء الورد و نحوه کما أن المضاف المصعد قد یکون مضافا و المناط هو حال الاجتماع بعد التسعید فربما یکون المسعد الأجزاء المائیه و بعد الاجتماع یکون ماء مطلقا و ربما یکون مضافا»

تصعید، بخار شدن. اگر آب مطلق از آب مطلق بخار بشود، از مطلق بودن خارج نمی‌شود. الان مثلاً هود بالای گاز. شما آب مطلق گذاشتی توی قابلمه. زیر این قابلمه را روشن کردی. خب، یک سری بخار می‌شود و می‌آید، می‌چسبد به آن زیر کابینت یا زیر مطلق است یا مضاف. بخار بشود، باز هم آب مطلق است. جدا شده. ولی خب، حالا اگر با یک‌چیز دیگری ممزوج بشود. یعنی این هود ما مثلاً چرب بود. درست. آب از توی قابلمه بخار شد، رفت چسبید به هود. آن هود چرب شده. این دیگر می‌شود آب مضاف. پس اگر با غیر خودش ممزوج بشود و تصعید بشود، چه بسا مضاف می‌شود، مثل آب گلاب و مانند آن. یعنی آب تبخیر می‌شود. دو تا ظرف ما داشتیم. یک ظرف گلاب بود، شیر بود. یک قابلمه‌ی شیر گذاشتیم روی گاز. یک قابلمه‌ی بغلش آب گذاشتیم روی گاز. این دو تا بخار شد. رفت آن بالا. شیر و آب آن بالا به همدیگر چسبید. این دیگر الان آب مطلق یا مضاف است؟ با این‌که این بخار شده، آب مطلق است. آن آب است. از این آب مطلق بخار شده. ولی چون آن بالا چسبید به شیر، همان‌گونه که مضافی که تصعید بشود، حالا اگر یک مضافی ما داشتیم که این بخار شد، گاهی مضاف می‌شود. ممکن است بعد از تبخیر هم مضاف باقی بماند. خب، معیار این‌جا چیست؟ ملاک همان حال اجتماع است، بعد از تصعید. یعنی آبی که بخار شده بعد از بخار چه حالی دارد؟ هنوز هم آن اجتماعی درش هست یا نیست؟ مثلاً آب‌نمک. چه بسا شما این را بخارش که کنی، دیگر نمک تویش نماند. آب فقط بخار بشود. یا آب‌شکر، فقط آبش بخار بشود. این‌جا دیگر آب مضاف. ولی آب مضاف وقتی که آمد بخار شد، آن بخارش می‌شود، چون دیگر از آن چیزی که قاطی آب بود، بخار نشده، فقط آب بخار شده. این‌جا آب مضاف مطلق است. گلاب را شما وقتی بخار می‌کنی، باز هم گلاب است. این دیگر آب مضاف، آن باز هم بخارش. مهم این است که آنی که جمع شده بود در بخار، از هم جدا بشود یا باز هم توی آشپزی و این‌ها، خیلی این بحث‌ها. پس چه بسا آنی که تبخیر شده، همان اجزای ماهیت باشد، همان بخشی که آب بوده، تبخیر بشود. آن‌وقت دیگر تبخیر این آب مضاف می‌شود آب مطلق. یعنی مضافی داشتیم، فقط آن بخش ماهیتش، بخش آب بودنش بخار شد. این دیگر آن بخارش می‌شود آب مطلق. و بعد از اجتماع می‌شود ماه مطلق. و چه بسا مضاف بشود. یعنی حالا باز دوباره اگر بیاید این‌ها با همدیگر ترکیب بشود، چه بسا دوباره مطلق بشود. یعنی آن بخار با آب مطلق یا با آب مضاف. این بیاید، این آب است، آب مضاف مطلق کند. یعنی بخار زیاد باشد. بیاید با این، با این آب مضاف قاطی بشود. آب مثلاً فرض است. حالا واقعاً جور بشود یا نمی‌شود، کاریش نداریم. یعنی چه بسا ما آب‌نمک داشتیم، این آب‌نمکمان را بخار کردیم. فقط آبش بخار شد. سر قابلمه. الان این در قابلمه همش آب است. آب‌نمک گذاشتیم و فقط آب است. تبخیر شد، تهش هم یک‌خورده نمک مانده. شما این را با آب مضافی اگر قاطی بکنی، چه بسا این آب، این بخار شما با مطلق خیلی کم. شما آب‌نمک خیلی کم داشته باشید، این بخارها را بریزی رویش، این این‌قدر آبش زیاد بشود، دیگر آب‌نمک نباشد، آب شور باشد دیگر. یعنی آب از یک آب مضاف، آب مطلق گرفتیم. آب مطلقمان رفت. دوباره یک آب مضاف دیگر مطلق کرد. فقط فرضش می‌کنیم عرفاً به حساب نیاید دیگر. حالا درصد دقیق نمی‌شود گفت. یعنی شور، آب‌نمک نیست. درست شد؟ آن مقدار نمکش زیاد است. ۵۰ درصد، ۶۰ درصد است. عرف، عرف به چی می‌گوید آب‌نمک؟ به چی می‌گوید آب شور؟ این مهم است. پس می‌شود از آب مضاف آب مطلق گرفت که آن آب مطلق را دوباره به آب مضاف اضافه کرد و آن آب مضاف دومی را بکند آب مطلق. می‌شود فرضش، ممکن است مضاف می‌شود، حل بشود توی آب کُر. یعنی دیگر توی آب کُر شما مستهلک بشود، حل بشود. یعنی گلاب را ما بریزیم توی آب کُر و به نحوی باشد که این گلاب توی این آب کُر استحاله بشود، حل بشود. بوش مهم نیست. بله، حالا این هم بعداً عرض می‌کنم که بوی نجس باید آب بگیرد تا نجس بشود، نه بوی متنجس. درست شد؟ یعنی گلاب خونی ما گلاب خونی داشتیم. ریختیم توی آب کُر. آب کُر باید بوی گلاب بگیرد تا نجس بشود یا بوی خون بگیرد تا نجس بشود. گلاب خونی. درست شد؟ نکته‌ی خیلی مهم. توضیحاتش خواهد آمد. نصف کتاب طهارت ما جلسه‌ی اول گفتیم. حالا همه را باید تک‌تک توضیح.

خب مسئله سوم: وقتم که... «مسئله سوم: اذا شُکِرَ فی ماءٍ أنّه‌ مطلقٌ أو مُضافٌ، فإنْ عُلِمَتْ حالتُهُ السابقه یُبنى علیها إلا فی بعضِ الفُروضِ کشبهه المفهومیه و الشَّکِ فی بقاءِ الموضوعِ و إنْ لمْ تُعلَمْ حالتُهُ السابقه فلا یرفعُ حَدَثاً و لا خَبثاً فإن کانَ قلیلاً ینجسُ قطعاً و إنْ کانَ کثیراً فظاهرٌ أنّهُ یُحکَمُ بهِ طهارتُهُ»

خب، این مسئله. مسئله این هم باید توضیح بدهیم. اول کتاب‌ها کُلاً یک‌خورده سخت است دیگر. تا انسان با آن فضا آشنا بشود، لغات آن بخش، آن کتاب دستش بیاید، یک‌خورده زمان می‌برد کار. خب.
مسئله سوم. امام راحل رضوان‌الله علیه می‌فرمایند که وقتی ما نسبت به یک مایعی شک داریم، چند تا دبه است توی یک آشپزخانه، توی یک مغازه. ما نمی‌دانیم این آب مضاف است یا آب مطلق. آب باران بوده، آب شیر، عرض کنم خدمتتون که این گلاب بوده مثلاً مانده، آب نمک بوده مثلاً مانده، سرکه است مثلاً. احسنتم. این چی است؟ جوهر نمک است؟ چی است؟ این‌ها قاطی است. ظرف‌ها با همدیگر قاطی. حالا قاطی نه. یعنی می‌دانستیما. یعنی اصلاً نمی‌دانیم آب است، گلاب است، هیچی. من یک‌وقت می‌دانیم که توی این‌ها گلاب و این‌ها هست. می‌دانیم جوهر نمک توی این ده تا ظرف یکیش جوهر نمک است. حالتش فرق می‌کند. حکم این‌ها چی است؟ حالت سابقه دارد یا حالت سابقه ندارد؟ قبلاً شما می‌دانستی یا نمی‌دانستی این ظرف را؟ قبلاً می‌دانستی چی بوده؟ خب، مثلاً رویش زده ظرف سرکه. آرم سرکه زده. آرم جوهر نمک. حالت سابقه دیگر. یا خودم قبلاً آمدم این ظرف را دیدم. خودم قبلاً توی این ظرف آب کردم. این ظرف را گذاشتم این‌جا. رفتم سه ماه بعد آمدم. نمی‌دانم این هنوز همان آبی است که قبلاً خودم ریختم؟ سرکه کردند؟ جوهر نمک کردند؟ آب مضاف کردند؟ آب ماشین لباس‌شویی را مثلاً تویش ریختند؟ این چی است؟ خب، پس حالت سابقه دارد. قبلش را می‌دانم چی بوده. وقتی که حالت سابقه داشت، بنا را بر همان حالت سابقه می‌گذاریم. قبلاً می‌دانم که آب بوده. قبلاً خودم توی آب کردم. بعداً نمی‌دانم که این را کسی خالی کرده، چیز دیگر ریخته؟ آبی که قبلاً تویش بوده یا ظرفش ظرف سرکه است. بوش معلوم است. یک‌وقت خب سرکه‌ای که بو هم ندارد. سرکه‌های جدید مثل این‌که بو هم دیگر ندارد. معلوم هم نمی‌کنم که این چی چی هست. یا جوهر نمک مثلاً بو ندارد. بر فرض. خوب ظرفش که ظرف جوهر نمک نیست. ظرفش که ظرف سرکه است. و بنا را بزن بر همان سرکه. مگر در بعضی از فروع. بعضی جاها. مثل کجا؟ مثل شبهه‌ی مفهومیه‌ها و شک در بقای موضوع. دو تا واژه این‌جا ما داریم. واژه‌های خیلی مهمی است. شبهه‌ی موضوعیه و شک در بقاء. یعنی چی؟ پس امام فرمودند: اگر علم به حالت سابقه دارد، بنا را بر همان حالت سابقه دارد. مگر در بعضی از جاها. بعضی جاها دیگر بنا را نباید، با این‌که قبلاً می‌داند، ولی بنا را نباید همان حالت سابقه. مثل کجا؟ مثل شبهه‌ی مفهومیه‌ها. خوب شبهه‌ی مفهومیه‌ها چیست؟ بله، این بود که چی هستش؟ چی بوده؟ یا این‌که برنامه نبود؟ کاری ندارد. همان این‌که می‌داند حالت سابقه بوده. مگر در بعضی از جاها. بعضی جاها دیگر بنا را نباید. با این‌که قبلاً می‌داند، ولی بنا را نباید همان حالت سابقه. مثل کجا؟ مثل شبهه‌ی مفهومیه‌ها. خوب شبهه‌ی مفهومیه‌ها چیست؟ یعنی یک‌جوری است که دیگر مفهوم برایش معین نیست. در اصول باید توضیح بدهیم و روشن بشود یعنی چی. مثلاً یک آبی یک‌جا بوده. این باران آمده. بعد شما ظرف آب داشتی. این از روی سقف و روی دیوار و این‌ها همین‌جور خاک و گِل و این‌ها ریخته توی این ظرف شما. درش باز بوده. ظرف را نگاه می‌کنی این نمی‌دانی واقعاً این آب است دیگر؟ حالا آب گِل. قبلاً آب بود. توی این ظرف آب گذاشته بودیم. آب گِل است یا آب است؟ شبهه‌ی مفهومی. دیگر نسبت به مفهوم سابقش شک دارد. قبلاً آب بود. حالت سابقه بگذارم؟ نه. این‌جا چون دیگر شبهه‌ی مفهومی است. معلوم نیست این چی است. یک مفهوم آب گِل است یا دیگر اصلاً چی هست؟ معلوم است مقدار گِل مضافش کرده؟ نکرده؟ این دیگر شبهه‌ی مفهومی است. شده شک در بقای سابق دیگر. دیگر شک دارم همان آب قبلی باقی مانده یا باقی نمانده. دیگر آب گِل شده یا همان آب سابق مانده. پس حالت سابقه اگر داشت، بنا را بر همان حالت سابقه. کجا فقط بنا را بر حالت سابقه نمی‌گذاشت؟ در شبهه‌ی مفهومی‌ها و شک در بقای موضوع. بسیار شبیه موضوع. دیگر من شک دارم که آن آب واقعی است یا نه. پس وقتی که من نمی‌دانستم که این آب مطلق است یا مضاف حالت سابقش را می‌دانستم. مثلاً گلاب داشتم. یک ظرف گلاب داشتم. این را گذاشتم توی حیاط. باران آمد. آب توی این ظرف گلاب جمع شد. گلاب است. الان دیگر نمی‌دانم این واقعاً این‌قدر آب قاطی شده، این اصلاً دیگر بهش می‌شود گفت گلاب؟ آب است؟ برای این گلاب غلبه کرد. این می‌شود شبهه. این‌جا باید مثلاً گلاب قبلی یا نه؟ نمی‌دانم چی است. خوب.
یعنی از آن حالت سابقه باید دست بردارم. وگرنه اگر شبهه‌ی مفهومی نیست، باید بنا را بر همان حالت. حالا اگر حالت سابقه را نمی‌دانم. خب، این الان مثال ما می‌شود مثل حالت شبهه‌ی مفهومی. ملحق به مهارت سابقه را ندونم. اصلاً نمی‌دانم این قبلاً گلاب بوده یا آب بوده؟ چی بوده؟ چی چی هست؟ اگر علم به حالت سابقه نداشته باشد، این نه حَدَث را برطرف می‌کند، نه خَبَث را. یک ظرف ما داریم. نمی‌دانیم چی است. حالت سابقه هم ندارد. نه حَدَث را برطرف می‌کند، نه خَبَث را. نمی‌شود غسل کرد. نه باهاش می‌شود وضو گرفت. نه باهاش می‌شود ظرف نجس را شست. الان مثلاً آن ظرف گلابی که ما توی پشتمان داشتیم، باران آمد تویش. جمع شد. دیگر مانده‌ایم که این گَ آب چی است؟ این نه حَدَث را برطرف می‌کند، نه خَبَث. چه کاری کرد؟ خودش پاک است. حالا که مطهر نمی‌تواند باشد. طاهر هست، ولی مطهر. بحثمان را تمام کنیم. حالا این آبی که حالت سابقش را ما نمی‌دانیم. حالا اینی که حالت سابقش را نمی‌دانیم، اگر ملاقات با نجس کند چی می‌شود؟ طاهر هست دیگر. حالا ملاقات با نجس کند چی؟ خود این ظرف، یا کُر است یا قلیل است. اگر قلیل باشد، ملاقات با نجاست کند، این ظرفی که ما قبلاً گلاب داشتیم، یک‌خورده، یک دبه بود. آمدیم ما ته دبه گلاب داشتیم. باران آمد. کل دبه را پر کرد. من دیگر مانده‌ام این الان آب است یا گلاب است یا قاطی است؟ این دیگر مضاف است، مطلق است. چی است؟ ظرفمان هم چی است؟ قلیل. این ملاقات با نجاست که پیدا کند، چی می‌شود؟ نجس می‌شود. اگر قلیل. اگر قلیل نباشد، ظاهر این است که حکم به طهارتش می‌شود. امام می‌فرمایند که اگر طهارتش می‌شود. سگ قلیل بود، ملاقات با نجاست پیدا کرد، قطعاً نجس می‌شود. اگر کُر بود، ملاقات با نجاست پیدا کرد، ظاهر این است که حکم به طهارتش می‌شود.

از این مسئله چهارم یک تکه‌اش را بخوانیم و ظاهر این است که حکم به طهارتش می‌شود. بله، این تکه از مسئله چهارم هم بگوییم و بقیه‌اش باشد برای جلسه بعدی. «الماء المطلق بجمیع اقسامه یتنجس فی ما إذا بسبب ملاقاتِ نجاسهٍ أحدُ أوصافِهِ الّلون و الطّعم و الرّائحه و قد»

آب مطلق با همه اقسام، چه آب جاری، چه آب چاه، چه آب کُر، چه آب قلیل. آب مطلق به همه اقسامش، این وقتی که، وقتی در اثر ملاقات نجاست یکی از این اوصاف سه‌گانه‌اش تغییر کند، نجس می‌شود. پس آب مطلق با نجاست ملاقات کند، به واسطه‌ی ملاقات با نجاست یکی از اوصاف سه‌گانه‌اش تغییر کند. کدام اوصاف سه‌گانه؟ رنگ و طعم و بو. پس آب مطلق ما داشتیم. ملاقات با نجاست پیدا کرد، رنگ نجس را، رنگ نجس را، یا رنگ یا بوی نجس را گرفت، بوی نجاست گرفت، یا طعم نجاست گرفت. این هم دیگر آب مطلق ما به همه اقسامش نجس می‌شود. دیالو توضیحاتش دارد این مسئله چهارم که ان‌شاءالله جلسه بعد عرض خواهیم کرد.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب تحریر الوسیله