کارگاه فقه

جلسه پنجم

01:24:07
11

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المحمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. جمعه دوستان بخیر باشه ان‌شاءالله. باریک‌الله به همت خوبتون که صبح جمعه، تازه آدم باید بفهمد قیمت بنزین چقدر شده، شما آمده‌اید فقه بکنید و اینجا از صبح جمعه گذاشته‌اید و از خواب و از همه‌چی. و الحمدلله اکثر عزیزان هم، دوستان همیشگی‌مان هستند و خدا قوت می‌گوییم بهشان بابت حضور فعال همیشگی. ان‌شاءالله که همه‌مان ثابت‌قدم باشیم و تا آخر در مسیری باشیم که خدای متعال می‌پسندد.

خوب امروز بحث بسیار جالبی را ان‌شاءالله خواهیم داشت؛ بحث بسیار مهم و عجیب‌غریب. هرچقدر تو دل بحث بریم، جنبه‌های عجیب‌غریبی بحث بیشتر خودشو نشان می‌دهد که یک بحث فقهی پرچالش و کم‌توجه است. تقریباً گناهی است که همه‌مان به آن مبتلاییم و اصلاً هم شناختی از آن نداریم. مباحث فقهی‌اش هم بسیار بین ما ضعیف بوده در حد رساله‌اش، نه بحث‌های استدلالی‌اش. در حد رساله‌اش بحثش بین ما بسیار ضعیف بوده و نیاز به کار جدی دارد.

دوستان، آن جلسات قبل خیلی‌ها حضور خوب نداشتند، صوت جلسات را نمی‌دانم گوش دادند یا نه، صوت منتشر شده به نحوی یا نه. تو آن جلسات مباحثی مطرح شد در مورد تعریفی که قرآن و اسلام از زن و مرد و جایگاه زنانه و جایگاه مردانه دارد، و خصوصاً جلسه اخیر، آخرین جلسه‌ای که بود، آنجا بحثی را داشتیم در مورد تزیین مرد؛ حالا لبس ذهب (پوشیدن طلا)، لبس حریر (پوشیدن حریر) که حالا انگشتر دست کردن مصداق پوشیدن بود، زنجیر طلا انداختن مصداق پوشیدن بود و انواع‌واقسام چیزهایی که مصداق پوشیدن است؛ دستبند و ساعت و این‌ها و همه‌اش حرام بود. آنجا مباحثی گفته شد و روایاتی هم مطرح شد و دیدیم که اساساً هر آن چیزی که پوشش طلا به حساب بیاید و تزیین به طلا به حساب بیاید برای مرد حرام بود که خب این‌ها بحث‌هایش گذشت. حالا دوستان آن جلسات را دیگر آیا گوش داده‌اند یا گوش خواهند داد، به هر نحوی بحث‌ها مرتبط با آن است ولی البته امروز یک بحث جدیدی را ان‌شاءالله آغاز خواهیم کرد، آن هم بحث تشبه به جنس مخالف.

تشبه به جنس مخالف بحث بسیار عجیب‌وغریبی است و خیلی دامنه‌های وسیعی دارد. البته حضرت آقا در درس بیشتر مباحث استدلالی قضیه را مطرح کردند. آیات و روایات (حالا آیات که ندارد این بحث، روایات) ذیل این بحث را مطرح کردند و حکم و موضوع قضیه را بیان کردند. خب یکی از جلسات گذشته بحث مطرح شد که در مباحث فقهی بعضی وقت‌ها حکم روشن است، موضوع روشن نیست. یک وقت‌هایی هم حکم روشن نیست، موضوع روشن است. مثال هم زدیم آنجا دیگر، گفتیم مثلاً حکم خمر، مثلاً موضوع خم، مثلاً غنا حکمش روشن است؛ حرام است. موضوع چک معلوم نیست دقیقاً چیست. بعضی چیزها موضوعش روشن است مثل انگشتر طلا و مرد، حکمش جای بررسی دارد. یا مثلاً فرض بفرمایید پیراهن حریر، ساعت طلا، این‌ها موضوعاتش روشن است، حکمش جای بررسی دارد.

بحث تشبه به جنس مخالف هم حکمش روشن نیست، هم موضوعش روشن نیست، هم مصداقش روشن نیست. یعنی کاملاً بحث عجیب‌وغریبی است. شاید در فقه کمتر اینجور چیزی داشته باشیم. هم حکمش محل تردید است و در آن اختلاف‌نظر است، هم موضوعش در آن اختلاف‌نظر است، هم مصادیقش مصادیق عجیب‌وغریبی است. یعنی بعد از اینکه حکم موضوع تبیین شد، آن وقت تو مصادیق که می‌آییم، به یک چیزهای بسیار خاصی می‌خوریم.

خوب اگر ما قائل به این شدیم که این همانندی، اولاً حرام است (که حالا آقا می‌فرمایند «فی الجمله حرام است»، حرمتش مسلم است، فی الجمله اجمالاً معلوم است که حرام است)، کدام جنس، کدام قسم همانندی زن و مرد، لباسشان است؟ لزوماً مرد لباس زنانه بپوشد، زن لباس مردانه بپوشد، این است که حرام است؟ که عمده فقها همین را گفتند. خوب، اینجور باشد، این تعزیه‌هایی که بازی می‌کردند و بازی می‌کنند و یک آقایی می‌آید مثلاً چادر زنانه می‌پوشد، نقش حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را ایفا می‌کند، این حرام است؟ حرام نیست؟ بعد پوشش در چه حد؟ به محض اینکه پوشید ولو یک ثانیه حرام است؟ حضورش در جامعه با این لباس حرام است؟ به صورت دائم بخواهد این را زیّ خود و لباس خود قرار بدهد حرام است؟ که نوعاً قائل‌اند به اینکه ولو یک ثانیه پوشیدنش هم حرام است. یعنی مثلاً این شوخی‌ها و بازی‌هایی که بچه‌ها می‌کنند، پسر چادر سرش می‌کند، مثلاً این هم حرام می‌شود؟ دایره‌اش در همین حد است یا بیش از این‌هاست؟

هر چیزی که زیّ مردانه به حساب بیاید، زیّ زنانه به حساب بیاید، یعنی در عرف این را مردانه به حساب بیاورند یا زنانه به حساب بیاورند، این هم حرام می‌شود؟ یا خوب آقای اعرافی بحث‌های بسیار قشنگی اینجا دارند، بحث بسیار فوق‌العاده‌ای دارند. در مصادیق، یک کار استثنایی‌شان را انجام داده‌اند چون موضوع را عرفی گرفته‌اند و مصادیق را عرفی گرفته‌اند. روی تک‌تک این‌ها کار کرده‌اند. مثلاً موتور، موتورسواری را یک چیز مردانه می‌دانند. عرف یک حرکت مردانه می‌داند. یا حتی دوچرخه را. خیلی موضوعات جالبی است. موتورسواری خانم، اگر تشبه را حرام دانستیم، موضوع تشبه را هم هر چیز اختصاصی به آن جنس را، جنس دیگر بخواهد استفاده بکند، این گرفتیم که حرام است؟ نه لزوماً لباسش. بحث می‌شود. حضرت آقا بحث‌ها را مطرح می‌کنند، آخر می‌رسند به اینکه لباس را ملاک قرار بدهند ولی یعنی مصداق اصلی را لباس می‌دانند ولی باز جلوتر که می‌آیند به صرف لباس هم اکتفا نمی‌کنند. می‌فرمایند که تزیین مطلقاً باید ازش اجتناب بشود.

بعد حالا یک بحثی است که اصلاً این تابع قصد است یا نه؟ یعنی من می‌خواهم، قصد دارم رفتار مردانه یا حرکت مردانه نشان بدهم یا قصد دارم حرکت زنانه نشان بدهم؟ یا نه تابع قصد هم نمی‌دانند و آخرش ایشان می‌فرمایند که حالت زنانه هم اگر کسی بگیرد یا حالت مردانه کسی بگیرد، این احوط به این است که این حرام است. که حالا مثلاً زیر ابرو را یک مردی بردارد، مثلاً این هم آقا روی احوط می‌آورند. آیا اعرافی که نه، از همان اول خیلی قشنگ شروع می‌کنند، می‌آیند جلو و کلاً دایره این را خیلی وسیع می‌گیرند و مصادیقش را خیلی عام می‌گیرند تا مثلاً گوشی که گوشی زنانه به حساب می‌آید، استفاده‌اش برای آقا حرام است. موتورسواری که حرکت مردانه و رفتار مردانه به حساب می‌آید، سوار شدنش برای خانم حرام است. روبان پشت فرمان نشستن حرام است. دوچرخه‌سواری حرام است. حالا دوچرخه‌سواری برای خانم در خلوت خودش، این را چکارش بکنیم؟ یک جاهایی در پارک‌هایی می‌دانید دوچرخه در اختیار خانم‌ها قرار می‌دهند مثل پارک چیتگر مثلاً تهران. در فضاهای بسته‌ای هیچ آقایی هم نیست، این را چکارش بکنیم؟

بعد بحث‌های جدی کرده‌اند و حتی به ذهنم می‌آید که شاید آقای اعرافی هم خیلی کار دقیقی انجام نداده باشند و نیاز به کار بیشتر دارد. در جای بحث از ساوه که بحث‌هایشان به این‌ها به این بخش دیگر اشاره نشده، به صورت کلی فقط روایات را ایشان بحث کرده‌اند که از روایات چه فهمیده بشود. به‌هرحال مصادیق، مصادیق بسیار زیادی است و خیلی فراوان است. مثلاً جاسوئیچی زنانه را مرد استفاده بکند، جاسوئیچی مردانه را زن استفاده بکند. بعضی رفتارها در عرف کاملاً مردانه است. مثلاً قلیان کشیدن، این کار را زن انجام بدهد به شرط اینکه عرف این را به صورت واضح برای جنسیت (نه) بعد تازه این هم دوره به دوره عوض می‌شود. مثلاً در یک دورانی موی بلند برای آقایان یک چیز امر طبیعی بوده، الان نه. شما در خیابان که نگاه می‌کنید یک موی بلندی را یک‌هو جا می‌خورید، می‌گویید این چرا موهایش مثل زن‌هاست؟ خوب همین که این را می‌گویید معلوم می‌شود که این رفتار زنانه انجام داده و این حرام است. یک خانمی موهایش را مردانه بزند ولو به نامحرم هم نشان ندهد. زن‌های دیگر وقتی که نگاه می‌کنند، پسرانه زده، چرا مردانه زده؟ این هم حرام می‌شود.

هر چیزی که عرف وقتی نگاه کند می‌گوید این شبیه پسرها شده، این شبیه دخترها شده، نسبت به هر جنسی، نسبت به پسرها و دخترها، این حرام به حساب می‌آید. ببینید خیلی دایره وسیع و عجیب‌غریبی دارد. بعد آن حرام به حساب می‌آید ولو یک لحظه استفاده‌اش، چون در همان یک لحظه هم تشبه، یک گناه عجیب‌غریبی است. به هر حال از این بحث گناه‌شناسی که دایره وسیعی دارد و هی گفته می‌شود که آقا گناه را ترک بشود و ما فکر می‌کنیم که واقعاً ترک کردیم. برخی اساتید مقید بودند که مثلاً دمپایی‌های (حالا یک سری دمپایی مشترک است در سرویس بهداشتی استفاده می‌شود، زنانه مردانه ندارد) ولی مثلاً دمپایی زنانه را یک ثانیه هم پایشان نمی‌کردند یا خانم دمپایی مردانه را یک ثانیه هم پایش نمی‌کرد. کفش مردانه، کفش زنانه، جوراب مردانه، جوراب زنانه، به شرط اینکه عرف این‌ها را زنانه به حساب بیاورد، مشترک به حساب نیاورد. و دیگر حالا بحث گفتار و رفتار و کردار و پوشش و در واقع آن بحث طلا و این‌ها، ذیل این بحث به حساب می‌آید که طلا استفاده‌اش برای مرد حرام است به خاطر اینکه اساساً این یک زیور زنان است، یک تزیین زنان است. این بحث ما هم ذیل بحث تزیین دارد مطرح می‌شود ولی اعرافی این را اصلاً از بحث تزیین خارج کرده است. ایشان در محرمات هنر به این بحث نپرداخته‌اند. حالا مخصوصاً در بحث‌های تلویزیون و این‌ها خیلی مرد نقش زن بازی می‌کند، زن نقش مرد بازی می‌کند که این‌ها همه‌اش حرام است و آن که بحثش جداست.

ایشان دایره را وسیع‌تر گرفته و این را برده ذیل بحث محرمات روابط میان‌فردی مثل بحث غیبت، آنجا این بحث را مطرح کرده و هر چیزی که از این جنس باشد ایشان آمده و مثلاً کسی صدایش را زنانه کند. بعضی‌ها تقلید صدا می‌کنند، این هم تشبه حرام است. یک خانمی صدایش را مردانه کند، این هم حرام است. بعضی رفتارها در عرف خیلی مردانه است. بعضی مشاغل در عرف خیلی مردانه است. رانندگی کامیون که عرف وقتی بشنود یک خانمی مثلاً پشت رل کامیون نشسته، تعجب می‌کند. این کارها که مال مردهاست، این هم حرام است. یک سری کارهای عرفی که این کارها که کار زن‌هاست، مثل مثلاً پرستاری کودک. این هم حرام است. یک آقایی رفته پرستار کودک شده. غذای اعرافی غیر از پرستاری کودک، منشی‌گری را هم مثال می‌زند. ایشان می‌گوید که عرف منشی‌گری را هم مختص زنان می‌داند. لذا منشی‌گری هم برای آقایان حرام است. خیلی چیز عجیب‌غریبی است. ببینید هرچی که هی بریم در این بحث بشکافیم، بعد حرام که شد، آن وقت کسبش هم حرام است. آن پولی هم که دارد بر اساس این درمی‌آورد حرام است.

فرق بین مشاغل مختلف، مثلاً آهنگری و ریخته‌گری، شغل‌های طاقت‌فرسا. حالا شما ببینید کارهایی را که عرف مردانه می‌داند، یعنی خود دانشگاه می‌گفتند که حاج‌آقا یعنی چی دختر آمده رشته معدن در دانشگاه امیرکبیر؟ یعنی عرف جا خورده که مثلاً وقتی یک دختر ازش می‌پرسند رشته‌ات چیست می‌گوید معدن، جا می‌خورد. همین جا خوردن عرف. اصلاً لازم نیست چیز خاصی هم باشد. همین که عرف جا می‌خورد، می‌گوید این مگر مال پسرها نیست؟ همین. همین کفایت می‌کند. وقتی یک چیزی را عرف گفت مگر این مال پسرها نیست و می‌بینی دختر دارد، تشبه، تشبه به مرد، خیلی دایره‌اش وسیع است و این هم می‌شود حرام. چه حرام؟ البته حالا بحث در مورد حرمتش واقعاً حضرت آقا این‌ها را حرام نمی‌دانند در بسیاری از این موارد. یعنی لااقل در بحثشان به این اشاره نکرده‌اند. آقای اعرافی هم حالا باید بحث بشود در کلمات ایشان که این‌ها را حرام می‌دانند یا نه. فعلاً تشبه را ایشان وسیع می‌دانند. البته آخرش جذابیت‌های جنسی را ملاک می‌دانند و آن انجذاب جنسی را که جلسه قبل هم یعنی دعوتی که کسی کششی داشته باشد به سمت خودش، این ملاک اصلی است و بقیه‌اش را مکروه می‌دانند. حالا به این‌ها باید برسیم ولی اصل بحث اگر بهش توجه داشته باشیم خیلی دایره وسیعی پیدا می‌کند، مخصوصاً الان با این فضایی که غرب به وجود آورده و تمدن غرب که اساساً جنسیت‌ها را در هم یکی کرده و مرد و زن را با هم قاطی کرده و ماجرایی که پیش آورده، این دیگر معضلی است واقعاً در این روزگار ما.

به هر حال ایشان خیلی دایره را وسیع گرفته، مثلاً رفتارهای مردانه. مثلاً شما تصور بفرمایید یک سری کارها در عرف مردانه است دیگر. حالا هم مشاغل، مشاغل جدا، آهنگری، ریخته‌گری و این‌ها. مثلاً چک پاس کردن، یعنی بعضی کارها آدم از زن توقع ندارد. خانم بیاید بایستد مثلاً داد و بیداد بکند در یک پاساژی، مثلاً جروبحث کردن، دهن‌به‌دهن کردن، این رفتارها را عرف از زن پذیرش ندارد. این هم می‌شود تشبه به مرد. دهن‌به‌دهن کردن و کَل‌کَل کردن و کتک‌کاری کردن و مثلاً بعضی فحش‌ها و درگیری‌ها و این‌ها، همه‌اش می‌شود رفتارهای مردانه. باز از آن‌ور بعضی رفتارها رفتارهای زنانه است. حالا مثلاً آشپزی و این‌ها را آقا مطرح می‌کنند، می‌فرمایند نه، این‌ها عرف این‌ها را مخصوص زن نمی‌داند. آشپزی کردن، ظرف شستن، خیاطی کردن، بله. ورزش‌ها هم همین‌طور. ورزش‌هایی که عرف این‌ها را مردانه بداند. مسابقات تلویزیون، این‌ها می‌آیند رتبه‌های بالای مسابقه را پیدا می‌کنند و بعد کف و سوت هم می‌زنیم، می‌گوییم که شما نشان دادید که زن‌ها محدودیت ندارند.

تشبه ساسانی در بحث مصرف‌شوندگی زن نکاتی عرض شد که مثلاً فلان ورزشی که فلان گروه دارد در تلویزیون ارائه می‌دهد، چند نفر از خانم‌ها وقتی بخواهند انتخاب رشته ورزشی بکنند، می‌خواهند ورزش انجام بدهند، جزء اولویت‌هایشان این به حساب می‌آید؟ اگر این را در عرف غرب پذیرفته باشد، عرف غرب که عرف عقلایی به حساب نمی‌آید. مگر اینکه عرف عقلایی به حساب، آنجا عرف از سر بی‌ پروایی، عرف حیوانی است. آن‌ها عرفشان لواط را هم پذیرفته‌اند، همجنس‌بازی را هم پذیرفته‌اند. این‌ها که عرف سالمی به حساب نمی‌آید. عرف سالمی باشد، عاقلی باشد، جامعه‌ای که در آن حیا مطرح است، جامعه‌ای که زن را زن می‌داند، مرد را مرد می‌داند، همچین جامعه‌ای باید ببینند که شما چه را مردانه می‌دانید، چه را زنانه. عرض کردم که این‌ها همین تعریف عرف هم، این خودش یک بحث مفصلی است. این ما مدنظر داریم یکم مباحثاتمان بعداً (حالا اینجا نه، جای دیگر) بحث عرف، آن مباحثش یکی دو سال طول می‌کشد. بحث اینکه عرف چیست و چکار می‌کند، آن بحث بسیار مفصلی است دقیقاً چیست ولی فعلاً همین‌قدرش که الان عرف خودمان، این عرف ملاک، فعلاً معیار عرف متدینین و متشرعین. این را شما فعلاً ملاک بگیرید نه عرف غیرمتدینین.

همین استادیوم رفتن هم مثلاً شما ببینید عرف این رفتار را مردانه به حساب می‌آورد یا زنانه؟ مثلاً همین دوچرخه، موتور. الان در تهران و جاهای دیگر قشنگ خانم‌ها پشت موتور نشسته‌اند. همین کامیونش هم، اصلاً افتخار می‌کنند به این کارها. می‌گویند ما کلیشه‌ها را شکستیم، تابوشکنی کردیم. بیماری است، افتخار می‌کند به اینکه یک زن را مرد کرده، یک مرد را زن کرده. مرد را می‌برند آرایشگاه، الان که دیدید، اصلاً اصلاً این‌ها را تقبیح می‌کنند، می‌گویند برای چی می‌گویی زن و مرد؟ برای چی تفکیک می‌کنی انسان را؟ برای چی دو دسته کرده‌اید؟ انسان نه زن، نه مرد. اصلاً همه‌چیزشان به هم خورده دیگر. هر جایش یک مشکل جدی دارد. واقعاً آنجایی که باید انسان را دو تا بکنند، یکی می‌کنند. آنجا که باید انسان را یکی بکنند، دو تا می‌کنند. می‌بینی در ابعاد مختلف، جاهای مختلف، این‌ها افتخار می‌کنند به اینکه زن را مرد می‌کنند. الان که مردها می‌روند آرایشگاه زنانه، زن‌ها می‌روند آرایشگاه مردانه. نمی‌دانم این‌ها خبر دارید یا ندارید؟ در این می‌بینید یا نمی‌بینید؟ یا نه، خیلی پاکید، اهل اینستاگرام این‌ها نیستید؟ و افتخار می‌کنند، می‌گویند آقایان کارشان بهتر است. جالب است این هم. خانم می‌رود آرایشگاه مردانه، فیلم‌هایش را هم می‌گذارند در همین اینستا و این‌ها و تبلیغات می‌شود و زن‌ها می‌گویند که آقایان کار خیلی خوب است، آرایشگاه فقط زیر دست مرد باید رفت. مرد هم می‌رود زیر دست خانم. خب دیگر این دیگر اوج حیوانیت است دیگر. همه‌چیز قره‌قاطی است دیگر. این‌ها عرف بالاتر است یا قانون؟ الان اینجا قانون خودش خیلی چیزهایش تابع عرف است. دوگانگی‌اش از کجا درآمده؟ اینکه عرف و قانون را چه‌شکلی روبه‌روی هم قرار دادیم.

شغل، رشته‌های دانشگاهی هم باید زن و مرد داشته باشد. یعنی آن‌ها مثال تشبه، عرض کردم شاید حضور نداشتید آن موقع. بر اساس این تعریف می‌کنند و مصادیقی که می‌گویند، ده تا ایشان ده قسم تشبه می‌فرمایند. بر اساس این، یکی از تشبه‌ها می‌شود تشبه در همین شغل و حرفه. علمش نه، علمش ممکن است مردانه زنانه نداشته باشد ولی کارش مردانه زنانه است. چه کسی دانشش را دارد؟ ولی الان که دیگر شما می‌بینی مامای مرد ما داریم در همین مملکت خودمان. برای زایمان یک خانم، آقا می‌آید بچه‌اش را به دنیا می‌آورد. افتخار هم می‌کنند بعضاً. حالا ممکن است مامای طبیعی هم نباشد، سزارین بکند. ممکن است به حسب ظاهر هم بگویند آقا مستلزم نه لمس است نه نظر است. هیچی آقا می‌آید یک تیکه‌ای را، همه‌جا را پوشانده‌اند، این فقط می‌آید آنجا را مثلاً برش می‌زند، آن بخشی که برای زایمان. نه لمسی هم می‌کند نه نظری هم می‌کند. بر فرض که اینطور باشد، الان عرف به این کار می‌گوید کار زنانه یا نمی‌گوید؟ مثلاً نگهبانی. نگهبانی بیمارستان. الان عرف به این کار می‌گوید کار مردانه یا کار زنانه؟ عرف هم ممکن است به مرور عوض بشود ها. این هم مشکلی ندارد. یعنی ممکن است بیست سال بعد آرام‌آرام طوری بشود که در عرف پذیرفته شود به عنوان یک کار مردانه یا کار زنانه.

خودم سیگار کشیدن در خود ماجرا مفصلی داشته که زن‌ها را سیگاری کردند. زن‌ها اول سیگاری نبودند. خواهرزاده فروید بود که ایده‌هایی داد و آمدند این‌ها، به مدل‌های خاصی، عناوین خاصی زن‌ها را سیگاری کردند و تیتر روزنامه‌ها کردند و کلی مانور دادند این‌ها برای اینکه دیدند فروششان کم است. کمپانی‌های تولید سیگار دیدند که اینجور که نمی‌شود که فقط مرد سیگار بخرد، زن سیگار نخرد. عمدتاً این‌ها همه مباحثشان پیرامون پول و مادیات و این‌هاست دیگر. دیدند اینجوری نمی‌شود. گفتند باید چکار کنیم؟ گفتند باید یک کاری کنیم که زنان سیگاری بشوند. گفتند خب جامعه ما نمی‌پذیرد زن سیگار بکشد. آمدند یک جوری‌اش کردند که زنان هم سیگاری شدند. خب الان در جامعه ما ممکن است این عرف باشد واقعاً. یعنی مثلاً از یک زن سیگاری کسی تعجب نمی‌کند. معیار را در چی بگیریم که در گذر زمان و تحولات جامعه بشود بهش استناد کرد؟ همین پذیرش عرف، یعنی ذهنیت عرف، پذیرش عرف، مقبولیت عرف، تعجب می‌کند، نمی‌کند. در مورد لباس شهرت همین است دیگر. همین ملاک. البته ممکن است که این اول پس می‌زند، آرام‌آرام آن‌قدر این را عوضش می‌کنند که دیگر تعجب نمی‌کند. همین کاری که الان با استادیوم کردند دیگر. آن‌قدر گفتند و گفتند و گفتند که الان دیگر خانم‌ها را هم استادیوم می‌برند و دیگر اگر خانم‌ها بعد یک مدت خانم‌ها استادیوم نیایند، می‌گویند عه. عجب. همان متدینین عوض می‌شود فضای ذهنیشان. کاری می‌کنند که متدینین فضای ذهنیشان عوض می‌شود. قشنگ حصارشان می‌شکند. عموم مردم هم به همین معنا دیگر. عموم مردم، همین عموم متدینین، نه شما متدینین و طلبه‌های تعریف بکنید، همین مردم کوچه و بازار که نوعاً هم یک تعلقی به تدین دارند، حساسیت‌هایی دارند، یک غیرتی دارند، به ناموسشان حساس‌اند. همین استدلال ناموس خودت بین مردم رایج است دیگر. ناموس خودت هم باشد می‌گذاری برود. همین واسه استادیوم همین را می‌گفتند دیگر. می‌گفتند ناموس خودت را هم می‌بری تو استادیوم با خودت؟

مثلاً بعضی شوخی‌ها را آدم مردانه می‌داند. مثلاً معروف بود دیگر توی آن یکی از دولت‌های سابق که این‌ها زن در دولت نمی‌آوردند. پرسیده بودند چرا خانم‌ها در دولت شما نیستند؟ گفته بودند که ما شوخی‌های خاصی اینجا می‌کنیم توی جلسات هیئت دولت. شوخی‌ها مردانه است، خانم‌ها نباید حضور داشته باشند. خانم اینجا نشسته. خوب، بعضی از این شوخی‌ها را آن وقت شما می‌بینید که بعد از این کلمات مثلاً فلان عبارتی که آدم وقتی تعجب می‌کند به کار می‌برد، این را معمولاً مردها به کار می‌برند. در دانشگاه الی ماشاءالله می‌بینید که دخترها هم این تعبیر را به کار می‌برند. بعد می‌گفتند ما خجالت... دخترها همچین تعبیری به کار می‌برند؟ گفتند ما که پسریم هم روممان نمی‌شود که بعضی از این تعابیر را به کار ببریم، چه‌برسد به دختر. خب، همین هم می‌شود تشبه دیگر. یعنی این رفتار ولو رفتار غلط و بدی است، یعنی حتی خود آن آقا هم که انجام می‌دهد عرف تقبیحش می‌کند، می‌گوید این حرف‌ها زشت است ولی می‌گوید از یک خانم زشت‌تر است. یعنی باز هم می‌خواهد کسی انجام بدهد همین کار زشت را، این هم باز هم مردانه است، زنانه نیست. زن نباید این کار را انجام بدهد. یعنی از زن پذیرش همچین کاری را ندارد. از زن پذیرش همچین شوخی‌ای را ندارد.

خب حالا شما ببینید در همین مثلاً خندوانه، استندآپ‌هایی که خانم‌ها می‌آیند می‌کنند، بعضی‌اش به‌شدت رکیک است، به‌شدت مستهجن است. یکی از این‌ها مال قم بود که چند سال پیش در فضای مجازی هم خیلی فعال است. پا شد آمد و بعد شوخی‌هایی می‌کرد که ما جلوی خانواده‌مان خجالت می‌کشیم وقتی نگاه می‌کنیم یک دختر جوان مجرد شوخی‌های بسیار بدی را دارد مطرح می‌کند. خب، متأسفانه حساسیتی هم نیست. اساساً از گناهانی است که به رسمیت شناخته نشده این بحث تشبه. ابعادش هم خیلی وسیع است. خلاف شرع است ولی کسی نمی‌داند. یعنی واضح نیست برایمان. بله، خودش هم کلاً مستهجن است. اساساً فضای شوخی‌های ما نوعاً این شکلی است دیگر. فضای شوخی‌ها نوعاً می‌کشد به سمت استحجان. عقب بنشیند، جلو بنشیند، خیلی فرق می‌کند. خانم عقب موتور بنشیند عرف است. بله، مثلاً روحانی در قم پشت موتور بنشیند، پشت فرمان بنشیند، عرف است. در تهران عرف نیست. در تهران اگر مثلاً روحانی عقب بنشیند یک کمی تعجب است ولی باز پذیرش هست ولی جلو بنشیند اصلاً پذیرش نیست، مسخره می‌کنند. کامل برای همه‌جا تعجب و حق می‌دهند به هر کی که مسخره بکند. یعنی خود طلبه‌های دیگر هم ملامت می‌کنند این طلبه را که برای چی تو در تهران پشت فرمان نشستی، پشت موتور. مشهد هم همین‌طور. عرفاً جاهای مختلف فرق می‌کند دیگر. واسه همین اینجا حکمش با آنجا متفاوت است.

مثلاً شما در غرب اگر همسرت مانتویی باشد، یک روحانی همسرش مانتویی باشد، صورتش هم باز باشد، بیاید در خیابان و در سطح جامعه تردد داشته باشد، ابداً بد نمی‌دانند. حتی همان متدینین، منظورم متدینین در غرب، در آمریکا، کانادا، انگلیس. تازه باز انگلیس با کانادا متفاوت است. انگلیس فضای تشرعش قوی‌تر است تا کانادا. کانادا جا دارد، تا جا غرب کانادا، شرق کانادا، شمال کانادا، جنوب کانادا تفاوت دارد. در آمریکا همین‌طور، مثلاً میشیگان با نیویورک تفاوت دارد. باز هم عرض می‌شود فضای متدینینش. مثلاً در آمریکا یک جاهایی زن با پوشش بیاید بیرون، متدینینش پذیرش دارد. یک جاهایی با چادر هم پذیرش ندارند. یعنی می‌گویند اینجا خودت را داری به خطر می‌اندازی که داری چادر سرت می‌کنی، اینجا اصلاً پذیرش چادر نیست ابداً. خب بعد این را مقایسه کنید با ایران. خب اینجا اگر یک طلبه خانمش رویش باز باشد، با مانتو بیاید در خیابان در قم، همه اصلاً، یا مثلاً ریشه طلبه از یک حدی که کمتر باشد، ولو صدق ریش بکند، یعنی برای عموم مردم یک مقدار ریش به حساب می‌آید ولی یک طلبه مثلاً ریش‌هایش خیلی کوتاه است در حدی که مثلاً ته ریش بگوییم به طلبه ته ریش دارد. اصلاً عرف پذیرش ندارد از یک طلبه معمم ته ریش را. عمامه گذاشته با ته ریش. ریش ندارد، آن بحثش جداست. ته ریش گذاشته، اصلاً پذیرش بهشت نیست. بلند است، این هم باز دیگر عرف پذیرش ندارد. این مقدار از ریش را عرف هم عرض می‌شود، همان متدینین دیگر. یعنی این‌ها جا می‌خورند. برایشان قابل قبول و قابل پذیرش نیست. بله، یک تعدادی از اصل ریش قبول ندارند، ابتدای اصل حجاب را قبول ندارند.

حالا اگر تشبه شد، عرف جامعه اینجا چکار باید کرد؟ این دیگر بحث دیگری است و متأسفانه دارد می‌شود. اولش این است که ما لااقل خودمان روشن باشیم نسبت به قضیه و خودمان حدود قضیه را بشناسیم و ترک بکنیم. الان جامعه کاملاً به این سمت است دیگر. کاملاً دارد پسرها را دختر می‌کند، دخترها را پسر می‌کند. حیثیت فرهنگی را آسیب زده‌اند. دیگر دست بردن در خلقت، به هم ریختن خلقت و به هم ریختن جامعه است. دست بردن در فطرت. جالب است که خود این دخترها، دخترهای بعضاً غیرمقید، در همین اینستا و این‌ها مثلاً کلیپ می‌سازند، می‌گویند که ما از پسری که زیر ابرو برداشته خوشمان نمی‌آید ها. ما پسر غیرتی می‌خواهیم. ما پسر با صلابت می‌خواهیم. یک پسر با عرضه می‌خواهیم. پسر سوسولی که مثلاً ناخن‌هایش این شکلی باشد و قیافه‌اش این شکلی باشد، این مدلی حرف بزند، از این‌ها خوشمان نمی‌آید. یعنی دقیقاً روی فطرت که بریم جلو می‌بینیم دختره دختر نمی‌خواهد، پسر هم دختر می‌خواهد، پسر نمی‌خواهد. حالا شما چقدر دخترها روحیه‌ها و رفتارها پسرانه است؟ بعضی رفتارها، بعضی بی‌باکی‌ها، بی‌باکی‌های پسرانه است. حالا دیگر فوتبال و این‌ها ممکن است در عرف همین شکلی باشد. بعضی ورزش‌ها، عرف می‌گوید این‌ها بازی پسرهاست.

البته دشمن هم بیکار نمی‌نشیند، روی همین کار می‌کند برای اینکه می‌خواهد حیا را از بین ببرد. ببینید این روحیه‌ای که این پسرانه است، آن دخترانه است، این‌ها همه‌اش حیاست. اساساً شاخص دینداری حیاست. شما از کجا می‌فهمید که چه کسی دین دارد و در چه مرتبه‌ای از دینداری است؟ مراتب دینداری و مراتب حیا برمی‌گردد. شاخص اصلی‌اش. یک وقت آدم حیا می‌کند از برخی گناهان خیلی بزرگ. نسبت به گناهان بزرگ خیلی حیا ندارد، نسبت به گناهان خیلی بزرگ حیا دارد. این یکم که ایمانش رشد می‌کند نسبت به گناهان بزرگ هم حیا دارد، نسبت به گناهان کوچک حیا ندارد. ایمانش که رشد بکند نسبت به گناهان کوچک هم حیا دارد، نسبت به مکروهات حیا ندارد. ایمانش که رشد می‌کند نسبت به مکروهات هم حیا دارد. ایمانش که رشد می‌کند نسبت به بی‌توجهی و عدم توجه به خدای متعال، به غفلت حیا دارد و غرق خجالت می‌شود و همین‌جور این حیاها می‌رود بالا.

یکی از اساتید می‌فرمودند که ما جلوی پدرمان در بچگی روممان نمی‌شد با آستین کوتاه بیاییم. پدر ایشان از علما و عرفا بود و خود این استاد بزرگوار هم همین‌طور. بچه که بودیم این شکلی بودیم، حیا می‌کردیم با آستین کوتاه جلوی پدرم. می‌گفتند خیلی برایمان سنگین بود بخواهیم با آستین کوتاه بیاییم جلوی پدر. یک وقت ایشان در حرم امام رضا علیه‌السلام، کسی با ایشان کاری داشت در صحن. سؤال یکم طولانی بود. اصرار کرد که ایشان بنشیند روی آن صندلی‌های سنگی که در صحن‌ها هست. هرچه بهشان اصرار کرد ایشان قبول نکرد و آخرش می‌فرمود من حیا می‌کنم محضر امام رضا می‌خواهم بنشینم. خوب، این عارف این شکلی می‌شود. این دایره حیا، عشقش خیلی وسیع‌تر است. از یک چیزهایی حیا می‌کند که اصلاً به ذهن ما نمی‌آید. یعنی چی که حالا مثلاً در صحن امام رضا بخواهد روی صندلی بنشیند، حیا می‌کند؟ برای ماها قابل درک نیست. اساساً تدین وصل به حیاست و مراتب دین مراتب حیاست. برای زدن دین باید شما چکار کنید؟ باید قدم‌به‌قدم حیاها را از بین برد. این هم عملیات مهندسی معکوسش است. از همان این از این ور شروع می‌شد می‌رفت جلو، هی حیا می‌رفت بالا. از آن‌ور حالا شیطان شروع می‌کند آرام‌آرام حیا را می‌آورد پایین. بابا اینکه چیزی نیست. سخت نگیر. بابا ای بابا. خیلی دیگر شورش را درنیاورید. بابا همین‌جور هی می‌آید این‌وری و دیگر می‌رسد به چیزهایی که هی دوگانه‌سازی‌ها، این بدتر است یا فلان؟ حجاب بی‌حجابی بدتر است یا اختلاس؟ این یکی یا آن یکی؟ هی یک دوگانه‌ای می‌گذارد، هی این را برایت شل می‌کند، هی حیایت را نسبت به این از بین می‌برد و آخر به همان هم می‌رسد. اساساً اینی که عرض می‌شود که حجاب با اختلاس ربط مستقیم دارد، همین است برای اینکه جفتشان به بی‌حیایی برمی‌گردد و اینجا که بی‌حیا شدی دیگر کنترلی نداری و می‌روی. حیا نسبت به ضربه زدن به عواطف دیگران وقتی نداشته باشی، حیا نسبت به ضربه زدن به مال دیگران هم نداری، حیا نسبت به آبروی دیگران هم، همه‌اش به هم پیوند دارد. حقیقت همه‌اش یکی است. چکار کرد در جامعه؟ باید جامعه را باحیا کرد. لذا انبیا آخرین حرفی که می‌زدند، آخرین کلامی که انبیا به جامعه‌شان داشتند وقتی این‌ها متدین (اگر حیا ندارید)، دیگر تعبیر ظاهراً این است که «ففعلوا ما شئتم» یا «فاعملوا ما شئتم»، هر غلطی دلتان می‌خواهد بکنید اگر حیا ندارید. دیگر با شما نمی‌شود حرف زد. دیگر هیچ‌کارتان نمی‌شود کرد. این‌ها نوعاً به بحث حیا برمی‌گردد. این‌ها مواظبت‌هایی است که شارع مقدس انجام داده برای اینکه جامعه را باحیا بار بیاورد. این تشبه نداشتن همین است. این بداند که این رفتار مال جنس من نیست. حالا بعد بیاید در صنف خودش بگوید این مال صنف من نیست. نبش حیا دیگر. من طلبه حیا کنم. یک طلبه بخواهد ارگ بزند. یک طلبه بخواهد با عمامه برود در استادیوم بوق بزند. یک طلبه بخواهد خوانندگی کند با عمامه. یک طلبه بخواهد مجری عروسی باشد. دیالوگ دیدید دیگر این کلیپ‌هایش را در فضای مجازی الی ماشاءالله دیدید. رفتارهایی که حیا متدینین این را پس می‌زند. ملاکش پس این است. یعنی آن متدینین و حیای عمومی این رفتار را باز برنمی‌تابد. در بازتابی که برایش دارد این را قبول نمی‌کند مگر اینکه این حیا از بین برود یا نه، عمل از این خاصیت دربیاید.

خوب، اینی که بیشتر مدنظر ماست این است که در عرف حیا باشد. عمل دیگر این ذهنیت را ایجاد نکند. همان‌جوری که در مورد قمار این‌ها بحث می‌شدیم. ببینید بحث زمان و مکان. این را دوستان بهش توجه داشته باشند. یک مغالطه است کمال حیدری می‌کند در بحث زمان و مکان، این است که زمان و مکان را می‌آورد و زمان و مکان حکم را تغییر می‌دهند. ایشان می‌گوید که ما عنصر زمان و مکان را باید دخیل بدانیم و مثلاً فقها عنصر زمان و مکان را بهش (در حالی که) زمان و مکان نقشی در تغییر حکم ندارد. زمان و مکان در تغییر موضوع (زمان و مکان موضوع را تغییر می‌دهد) واسه همین الان ما دیگر مثلاً شطرنج را عامل قمار نمی‌دانیم و تازه شطرنج‌باز را هم که رفته روبه‌روی اسرائیلی‌ها مسابقه نداده قهرمان شطرنج، رهبر انقلاب می‌گیرند بغلش می‌کنند. در یک دوره‌ای شطرنج‌باز در حکم زناکار بود. بله زنا را نمی‌شود گفت که مثلاً در یک دوره‌ای هم می‌آید که زناکار هم به خاطر اینکه مثلاً با اسرائیلی‌ها در یک تشک مثلاً ظاهر نشده. این هم مثلاً آوردند. این هم مشخص است که این هم موضوعش تغییری نمی‌کند برای اینکه این نوسان ندارد. موضوع مشخص، صفر و یکی است. بعضی موضوعات صفر و یکی است. این‌ها تغییرپذیر نیست که بگوییم آقا در عرف مثلاً این زنای آن دوران بوده الان نه. الان فقط مثلاً محصنه و غیرمحصنه است. مثلاً عرف نسبت به این حساس است وگرنه نه. حالا دختر و پسر هم یک کاری با هم کردند. بله عرف ممکن است عوض بشود. عرف کی؟ عرف متدین. عرف متدینینی که زنا را از زنا بودنش که خارج نمی‌داند که. ممکن است حیایش نسبت به این از بین برود. یک وقت است ذهنیتش عوض می‌شود، می‌گوید این دیگر زنا نیست. این نکته مهم است. ممکن است عرف متدینین بگوید زنا هست. خب حالا مگر زنا چه اهمیتی دارد؟ این بحث ما نیست. بحث ما این است که عرف متدینین بگوید بابا اینکه زنا نیست. درست شد؟ اینجا در موضوع ما هم همین است. عرف متدینین یک وقت حساسیتش را از دست می‌دهد نسبت به تشبه به جنس مخالف. یک وقت ذهنیتش تغییر می‌کند، می‌گوید بابا نه، تشبه به جنس مخالف بد است. این تشبه به جنس مخالف نیست. اینکه زنانه نیست، اینکه زنانه نیست، اینکه مردانه نیست. یعنی آن‌قدر دیگر روال می‌شود که از آن جنبه زنانه بودن و مردانه بودن درمی‌آید. بله تا مثلاً دویست سال پیش آشپزی کردن در خانه شاید رفتار چی به حساب می‌آمد. حالا آشپزی هم شاید خیلی رفتار زنانه به حساب نیاید. حالا شما مثال بزنید دیگر چیزهایی که قبلاً خیلی زنانه‌تر بود الان مردانه شده.

کاملاً در مسئله شطرنج مثلاً نمی‌شود به طور سیستانی به عنوان یک شخص متدین و عالم آورد و گفت خوب پس هنوز حرام، موضوع عوض نشده. نه، ایشان که بحثش بحث حکم است. تشخیص موضوع با عرف است. ایشان حکم شطرنج را حرام دانسته، فشار تشخیص داده که موضوع عوض نشده. اختلاف‌نظر بین مثلاً ایشان و رهبر انقلاب آن بحثش بحث دیگری است. ما الان یکی ممکن است تفسیر می‌کند، یک بحث دیگری و بحث درستی هم هست چون عرف هم زوایای دیدش متفاوت است و یک چیز شفافی نوعاً نیست. ممکن است یک فضاهایی را شما نگاه بکنید و ببینید که عرف اینجا این شکلی است. یک جاهای دیگر را نگاه بکنید عرف بالا و پایین دارد، جا تا جا، شدت و ضعف دارد. لذا بحث اینکه عرض می‌شود بحث‌های عرف یکی دو سال طول می‌کشد مباحثش به خاطر همین است. بحث عرف خیلی دایره‌اش وسیع است. یا مثلاً بیلیارد. بله دیگر بیلیارد باید دید که این را سرگرمی عرف به حساب می‌آورد یا قمار به حساب می‌آورد. به‌هرحال این‌ها هست و همه‌اش در همین بحث تشبه.

خب شما برنامه‌های تلویزیونی می‌بینید، مثلاً دختره گریم می‌کند، تیپ پسرانه، لحن و کلام پسرانه. پسر تیپ دخترانه. حالا همین زیر ابرو برداشتن یک نمونه‌اش. فرض بفرمایید مثلاً گوشواره به گوش انداختن. یک وقت قدیم در فضاهای مذهبی گوشواره می‌انداختند گردن بعضی بچه‌ها به عنوان اینکه این مثلاً عبد اهل بیت است. یک گوشواره است. یک گوشواره هم گوشواره زینت است. خوب ما بحث طلا را داشتیم و طلا را برای آقایان حرام دانستیم. حالا اگر یک مردی گوشواره‌ای بیندازد، گوشواره مدل خانم‌ها و طلا هم نباشد، برلیان باشد، چیز دیگر باشد، زمرد باشد، اصلاً عرف این را رفتار زنانه می‌داند یا نمی‌داند؟ ملاکش پس فقط طلا نیست. این گوشواره را هم زنانه می‌داند و همین‌طور چیزهای مختلف در پوشش‌ها و در زی و رفتار و گفتار و یک نمونه‌اش عرض شد، مثلاً شوخی‌ها را از یک جنس خاصی معمولاً مردانه می‌داند. باز مثلاً یک مشاغل خاصی همین‌جور. خیلی وسیع. ببینید آقای اعرافی این‌ها را تشبه ده قسم کرده. اسم اولش تشبه تکوینی است که کمتر هم در فقه بهش پرداخته شده. مثلاً یک کسی بیاید به صورت ژنتیک با تصرفات علمی و این‌ها بعضی از خصوصیات جنس مخالف را پیدا بکند.

ببینید یک وقت تغییر جنسیت، آن بخشش کلاً جداست. ما بحثمان بحث تغییر جنسیت نیست. آنجا برای اینکه واقعاً یک زن، مرد می‌شود، یک مرد، زن می‌شود. آن بحثش کامل جداست. اجازه دادن در آنجا که ضرورت باشد، آن بحثش بحث جدایی است. بحث ما تغییر جنسیت نیست. بحثمان این است که این مرده، مرده. مردی است که دارد زنانه رفتار می‌کند. زنی است که دارد مردانه رفتار می‌کند. آنجا مردی است که زن می‌شود. زنانه رفتار می‌کند. الان که زنانه رفتار می‌کنی، دیگر زن شده. اینجا هم این مرد الان که مرد شده، مرد است دیگر. مردانه رفتار می‌کند. این بحث جداست. اینی که محل بحث ماست، این است که مردی باشد که زنانه رفتار کند، زنی باشد که مردانه رفتار کند. بیایند مثلاً این را جراحی‌هایی روی صورت بدهند و هورمون‌های جنس مخالف را بهش بدهند، تزریق هورمونی کنند، عمل جراحی کنند، تغییر ژنتیکی بدهند، تن صدایش را عوض کنند مثلاً. یا مثلاً سینه‌اش را عوض کنند. سینه زنانه را مردانه کنند، سینه مردانه را زنانه کنند. این‌ها همه‌اش می‌شود مصداق اول تشبه. آن فروشندگی و مغازه‌داری هم همین‌طور دیگر. یعنی آن شغل‌هایی که مثلاً الان در عرف ما تعویض روغنی زن، اگر کسی ببیند واقعاً تعویض روغنی، ببینید که این تعویض روغنی زن است. البته به‌شدت غربی‌ها پیگیر این ماجراها هستند ها. به‌شدت پیگیر ماجرا هستند که این‌ها همه را بشکنند برای اینکه این‌ها همه‌اش یک بویی از حیا دارد. الان در غرب الان مثلاً در ایران آتش‌نشانی زن ما نداریم. آتش‌نشان زن. یا اگر باشند خیلی شناخته‌شده نیستند. موارد خیلی معدودی. پلیس زن هم مثلاً خیلی باب نبود. سریال‌های تلویزیونی یک کمی بابش کرده. حالا در جاهایش هم ممکن است ضروری باشد واقعاً ولی عرف خیلی پذیرش نسبت به این‌ها ندارد. یعنی یک سری مشاغل را آتش‌نشانی را، پلیس را، تعویض روغنی را، مردانه می‌بیند. یک سری مشاغل زنانه می‌بیند. شما فروشگاه لباس زیر زنانه در تهران، در بازار تهران، آنجا اکثر فروشنده‌هایش مرد هستند. بنکداری هم هست و این‌ها. بله این هم هست. در بدنسازی هورمون زنانه برای اینکه اندام‌ها رشد بکند، این هم همین می‌شود دیگر. تشبه می‌شود.

عرض کنم که خب مثلاً پذیرش نداریم ماها. یک خانم برود در مغازه برای خریدن لباس زیر. ببینید فروشنده‌اش مرد است. جا می‌خورد. این‌ها همه‌اش بستگی به عرف دارد دیگر. یعنی این‌ها چیزی باشد که عرف این را زنانه به حساب بیاورد یا مردانه. تشخیص عرف چیست؟ پیدا کردیم پیغمبر: «اذا لم تستحی فاصنع ما شئت» (اگر حیا نداری هر کار دوست داری بکن). «ای اذا فارقت الحیاء فکل ما عملت من خیر و شر فانته به معاقب». خیلی چیز عجیبی است. یعنی وقتی که از حیا فاصله گرفتی، دیگر هر کار بکنی، چه کار خوب، چه کار بدت، همه‌اش جهنمی است. اگر حیا نباشد، چه کار خوب، چه کار بدت. خیلی تعبیر عجیبی است. عطار، مستدرک الوسائل. معمولاً سندهای، سندهای قوی نیست. حالا اگر از جای دیگری روایت پیدا بشود بهتر است.

کارهای منزل هم زنانه مردانه دارند. کارهای منزل، خیاطش هم مرد است فقط فروشنده‌اش مرد نیست. حالا در خیاطی شاید واقعاً بحثی نباشد. یعنی عرف پذیرش داشته باشد. نمی‌دانم این‌ها را باید بررسی کرد. یعنی خیاطی لباس زیر زنانه را عرف پذیرش ندارد که یک مرد بدوزد؟ نمی‌دانم این را. یا مثلاً خیاطی لباس زیر مردانه را عرف پذیرش ندارد که زن بدوزد؟ این‌ها خیلی صاف نیست. همین است که عرض می‌شود که فتواها گاهی عوض می‌شود، همین است. یعنی یکی ممکن است بگوید نه آقا عرف واضح است. اینجا معلوم است که اینجا می‌گویند که این، نه آقا عرف واضح است، معلوم است که می‌گویند اشکال ندارد. چه اشکالی دارد که یک خانمی لباس زیر مردانه بدوزد؟ چه اشکالی دارد که یک آقایی لباس زیر زنانه بدوزد؟ اینکه لمس ندارد که. اینکه مثلاً تماسی ندارد که. یا مفسده‌ای مثلاً ندارد نوعاً. ولی در خرید و فروشش فرق می‌کند. این با زن سروکار دارد. سایز زن را می‌خواهد بگوید. بعد چه‌می‌دانم مثلاً خیلی مسائل پیرامونش هست که حیای جامعه پذیرش ندارد. یعنی شمای متدین پذیرش ندارید بروید با یک آقا وایسید و از او لباس زیر مثلاً بگیرید و توضیحات. این جنسش بهتر است، آن فلان است، این سایزش نمی‌خواند، اگر کوچک بود چکار کنم فلان کنم. اصلاً این‌ها را پذیرش ندارد. بر اساس همان دارد اینجا ممکن است عرف پذیرش داشته باشد، نداشته باشد. شاید اصلاً عرف خیلی در جریان نبوده نسبت به این و زوایایش برایش معلوم نیست. اگر زوایایش را برایت توضیح بدهی یکم که بشنود که سرخ و سفید می‌شود، می‌گوید اینکه خیلی بد است. اشکال ندارد مگر چیست؟ این‌ها هست. این‌ها همه را باید مدنظر داشت و کارهای خانه هم همین‌طور دیگر. کارهای خانه هم یعنی داخل منزل آن بخش‌هایش که حالا مثلاً آشپزی و این‌ها، نه. این‌ها را کسی مردانه زنانه نمی‌داند. یا مثلاً جارو کردن خانه یا شستن ظروف مردانه زنانه ندارد. تمیز کردن سرویس بهداشتی، تمیز کردن شیشه‌ها. چرا مثلاً این شیشه‌های برج‌ها را دیدید که مثل مرد عنکبوتی، خدا کمک بکند، خیلی بندگان خدا کارشان کار سختی است. از آن بالا با طناب آویزان می‌شوند این شیشه‌های برج‌ها را نمی‌دانم دیدید یا ندیدید. شیشه‌های برج‌ها را تمیز می‌کنند. خب این کار دیگر واقعاً کار مردانه است. یعنی در خود مردهاش آدم تعجب می‌کند یک زن انجام بدهد. بله، خب آن که حدیث اصلی‌اش هم از مصباح الشریعه است که دیگر در واقع سند ندارد ولی هست، جاهای دیگر این مضمون هست از روایت دیگر.

فروشنده در بنکداری مرد باشد زننده نیست؟ اگر در آن فضا فروشنده زن باشد زننده است؟ آره، این هم باز هست. یعنی در بنکداریش وقتی که طرف حسابش دیگر جزئیات را نمی‌خواهد شرح بدهد، بیشتر با کلیات، با چک، ماجراهای این شکلی و این‌ها سروکار دارد. نکته قشنگی است. اینجا باز بنکداری‌اش مثلاً زن باشد زننده است؟ خیلی این‌ها را ضابطه‌مند است دیگر. ببینید عرض می‌شود خیلی بحث دقیق و جالبی است. بحث تشبه زن و مرد و چقدر حساسیت به اینکه زن‌ها در جامعه زن باشند، مردها مرد باشند. «المرأة ریحانه» (زن ریحانه است). «لیست به قهرمانه» (نه قهرمانی). زن ریحانه است. این ریحانه بودنش باید در تمام ابعاد حفظ بشود. تمام ابعاد. مشاغلی که مشاغل سختی است. حالا مثلاً مشاغل خدماتی، مثلاً می‌آیند برای جارو کردن ساختمان، شستن پارکینگ، مثلاً این هم آدم می‌بیند که زنانه مردانه خیلی ندارد. خیلی زنانه مردانه ندارد. برای پرستاری کودک. چرا مثلاً آدم می‌بیند که این مثلاً خیلی کار آقایان نیست. مربی مهد کودک مثلاً شاید، نمی‌دانم این‌ها خیلی جای تأمل دارد. خیلی دایره‌اش وسیع است. هرچی که آدم فکر بکند می‌بیند که این دایره‌اش بسیار وسیع است. این مورد اول مصادیقش تکوینی‌اش بود.

دومی‌اش تشبه در تزیینات. یک کسی مثل زن‌ها آرایش کند، زیر ابرویش را بردارد. زنی چهره‌اش را شبیه مردها آرایش کند، تزیین کند. موهایش را مثل مردها بزند. کفش مردانه بپوشد. کاپشن مردانه بپوشد. پیراهن مردانه بپوشد. قبا بپوشد. عمامه بگذارد. آها این خصایصش خوب است. حسن بن جهم امام کاظم «مابقی من امثال الانبیا علیه السلام الا کره» (از مثل‌های انبیا جز این یک کلمه نمانده است): «اذا لم تستحی فاصنع ما شئت» (اگر حیا نداری هر کار دوست داری بکن). «مقال اما انها فی بنی امیه» (فرمود این بنی امیه نبودند). نام: حیا نداشتند دیگر هر کار خواستند کردند. مشکلات بنی امیه برمی‌گشت به اینکه حیا نداشتند که همه‌کار کردند. و دشمن اساساً کارش زدن حیاست. این نکته را بهش توجه شده. خیلی نکته مهمی است.

آموزش همکاری داده نمی‌شود. یعنی الان طلبه‌ای که لمعه خوانده یک بار با این مسئله مواجه نشده. در شرح لمعه این بحث تشبه اصلاً نیست. هیچ جا. اگر باشد هم در حد یک خط معلوم نمی‌شود چی چیست. کار بشود. بعد حالا اصل بحثش کار بشود بعد بیاید کاربردی بشود. می‌گویم مردم زیبا دوست‌اند. آن‌ها هم دلشان می‌خواهد با ابرو برداشتن زیباتر بشوند مثلاً رنگ کنند و غیره. خوب نکته‌اش همین است دیگر. زیبایی دارد خلط می‌شود اینجا با بحث جابه‌جایی جنسیت‌ها. زیبایی مردانه، زیبایی زنانه. مردها زیبایی دوست‌اند ولی این همه زیبایی مردانه ما داریم. پیدا کن. یا زن‌ها زیبایی‌های زنانه این همه داریم. بعد این مرز ابراز زیبایی. خب این مدل. یک خانمی بود می‌گفتش که ما یک همکاری داریم. می‌گفت که این یک آرایشی می‌کند. در بیمارستان کار می‌کرد. همکاری داریم یک جوری غلیظ آرایش می‌کند که من که زن هستم وقتی می‌بینمش تحریک می‌شوم. وقتی می‌آید در بیمارستان، من که زن هستم این را می‌بینم تحریک می‌شوم. خوب یک پسر هم یک جوری به سر و وضعش می‌رسد که پسرهای دیگر وقتی می‌بینندش تحریک می‌شوند. این چه زیبایی‌ای است؟ اساساً بعضی پسرها را خود پسرها پسر به حساب نمی‌آورند. این حالا آقایونی که در کلاس هستند لابد دیده‌اند در مدرسه و این‌ها. معمولاً در دوره‌هایی از مدرسه آدم مواجه می‌شود با بعضی از این پسرها این شکلی. در دانشگاه، در مدرسه. خیلی آدم حس پسرانه به این‌ها ندارد. معمولاً حس دخترانه به این‌ها دارد. یعنی پسرها هم که با این رفیق می‌شوند خیلی روی حساب پسر بودنش باهاش رفیق نمی‌شوند. روی حساب دختر بودنش باهاش رفیق می‌شوند. خیلی‌ها ابرو را به روش مردانه برمی‌دارند. خیلی باریک نمی‌کنند. این هم هست. یعنی اگر عرف آمد گفتش که ابروهایت را مردانه برداشتی، این هم می‌شود رفتار مردانه تزیین. خلاصه هرچی که در نگاه عرف این مال خانم‌هاست. ناخن‌های بلند مثلاً پسر ناخنش را بلند کرده. خوب این رفتار زنانه است. از آن طرف مثلاً خانمه انگشت‌هایش پرموست مثلاً این هم شاید رفتار مردانه به حساب بیاید. نمی‌دانم این‌ها جای بررسی دارد همه‌اش. حالا نگویید که اگر مثلاً یک خانم زیر ابرو برنداشت این هم می‌شود رفتار مردانه. نه واقعاً این را عرف دیگر مردانه نمی‌داند که. می‌گوید ابروهایت را برنداشتی. حالا شوخی بین خودشان گاهی می‌کنند، می‌گویند سبیل‌هایت درآمده. ولی سبیل درآوردن را کسی نمی‌گوید این رفتار مردانه است. این که خانم مثلاً اصلاح نکرده صورتش را، مثلاً سبیل‌هایش را نزده، رفتارش رفتار مردانه است. این فرق می‌کند این‌ها با همدیگر. خیلی این‌ها مسائل دقیق است. بله، آن‌ها دیگر احتمالاً مشکلات هورمونی و رفتار متشبه جنس مخالف نیست.

بله پس مورد دومش را تزیینات گوشواره را مثلاً گفتیم. انگشتر ممکن است طلا نباشد ولی مثلاً انگشترهای مردانه دیدید؟ انگشترهای یوقور، کلفت، گنده از این‌ها که اصلاً حضرت آقا دست می‌کنند. یک خانم دست بکند مثلاً با این رکاب‌های این شکلی، انگشتر مردانه. یک دقیقه‌اش، یک ثانیه تشبه‌ها. شلوارک پوشیدن آقایان. حالا جلوی نامحرم اگر بحثتان است که آن بخشش بحث دیگری است. یعنی آن بحث مفسده داشتنش است ولی به صورت کلی شلوارک پوشیدن آقایان خیلی به ذهن نمی‌رسد که این چیز باشد، تشبه باشد مگر از این شلوارک‌های چسبناک مدل زنانه و دخترانه و این‌ها باشد. آن بحث جداست. مثلاً دامن پوشیدن. لباس تنگ و کوتاه مال زن‌هاست واقعاً دیگر. نه مرد. بله عرض می‌کنم لباس تنگ و کوتاه فرق می‌کند یا مثلاً چیزهایی شبیه دامن. الان یک جاهایی در اندونزی و این‌ها مردها دامن می‌پوشند. عرفشان ممکن است مشکل نداشته باشد. مفسده در آقایان، مفسده در آقایان را چی تعریف می‌کنید؟ چیزی بپوشد که خانم‌ها وقتی می‌بینند کنجکاوی‌های جنسیشان فعال بشود، حساسیت‌های جنسیشان فعال بشود. با عرف و حیای جامعه به صورت کلی جور در نیاید. لزوماً هم بحث تشبه دیگر اینجا نیست. یعنی جامعه روی بحث تشبهش حیایش فعال نمی‌شود. روی بحث بی‌حیایی طرف حیایش فعال می‌شود. می‌گوید چقدر این‌ها بی‌حیایند. این چه مدل شلواری است. شلوارک خیلی از پشت مثلاً ولو یا خیلی بدن‌نما، چسبناک. در نامه تهرانی به حضرت امام مرحوم سید محمدحسین تهرانی این‌ها همه را ایشان گفته در نامه‌اش به امام. این بخش را اگر می‌توانی پیدا کنی. توضیحات جالب، خیلی جالب در مورد شلوارها و این‌ها که از امام خواسته که شما باید موضع بگیرید و مقابله کنید با این شلوارهایی که الان دارد باب می‌شود و یک لباس لباس بومی باید طراحی بشود برای مردها و زنان. مردها اصلاً لباس‌های بلند. همان کاری که خودشان هم الان در مجموعه‌هایشان در مشهد دارند دیگر. آن‌هایی‌شان که معمم نیستند، مردهایشان یک عرقچین می‌گذارند با یک کت‌های بلندی تا زانوشان می‌آید. تهرانی لباس‌های این شکلی. حالا شلوارها مثلاً فاقش بلند، شلوار بعضی وقت‌ها خیلی چسبناک. این‌ها تیپ‌هایی است که برای خانم‌ها خوب است و جذاب. یعنی زن هرچی که چسبناک‌تر می‌پوشد، مرد بیشتر خوشش می‌آید. خوب حالا مردها یا چسبناک می‌پوشند مثلاً پوشیدن دمپایی مردانه در سرویس بهداشتی در همین جلسه. این هم اگر زنانه به حساب بیاید ولو یک ثانیه پوشیدنش تشبه به حساب می‌آید.

تشبه در تزیینات، تشبه در زیورآلات. مورد دوم و سوم از هم تفکیک شده است. مثلاً مرد از گردنبند استفاده کند. خلخال بیندازد. انگشتر طلا بیندازد یا زن از انگشتر نقره‌ای که مخصوص مردهاست استفاده کند. بعضی تسبیح‌ها ممکن است مردانه باشد. مثلاً بعضی تسبیح‌ها ممکن است زنانه باشد. مثلاً بعضی سجاده‌ها از سجاده و سجاده‌های زنانه است، دخترانه است. این را مرد مثلاً می‌خواهد همراه داشته باشد استفاده بکند. مثلاً چفیه در یک زمانی ممکن است که این مردانه بوده. بعد مثلاً الان خانم هم اگر سر بکند خیلی تقبیح نشود در جامعه، اشکال نداشته باشد. یا شالی که مثلاً کسی گردنش می‌اندازد، مثلاً بگویند این شال زنانه انداختی. یک مرد بیندازد. این‌ها همه‌اش هست. شلوارک گشاد مردانه از باب تشبهش اشکال ندارد. از باب مفاسد دیگرش محل بحث. شلوارک گشاد مردانه را کسی نمی‌گوید این تشبه به زن پیدا کرده. چهارچوب بحث همین است که دارد عرض می‌شود. چهارچوب بیان می‌شود بعد مثال‌ها می‌شود. چهارچوب این است که فعلاً معیارمان عرف است. ایشان منضبط کرده. آیا اعرافی فعلاً عرف را منضبط کرده؟ فعلاً به صورت کلی آنچه که مسلم است این است که تشبه مردان و زنان به همدیگر اجمالاً حرام است. اجمالاً. توضیحاتش باید بیاید. بعداً دلیل بر حرمتش چیست، حکمش، موضوعش چیست، بخوانیم، کار بکنیم. فعلاً به صورت کلی و این هم ضابطه‌اش چیست؟ ضابطه‌اش عرف است. اگر سجاده‌ای است که ترمه است و همه می‌گویند سجاده زنانه، این استفاده از این می‌شود تشبه به زن. بله هرچی که عرف بگوید این زنانه است، استفاده‌اش برای مرد می‌شود تشبه. هر چیزی که عرف بگوید مردانه است، استفاده‌اش برای زن می‌شود تشبه. بله این هم که زحمتش را کشیدید. نامه تهرانی، «متحد یازدهم: متحدالشکل شدن عامه مردم است به لباس اسلامی و سرپوش اسلامی در برابر لباس و کلاه کفر که در زمان رضاخان پهلوی با سرنیزه برای مردم تحمیل شد. کت کوتاه، شلوار تنگ، پیراهن آستین کوتاه برای مردان ارمغان غرب کافر است. لباس اسلامی کوتاه نیست و چسبنده بدن نیست. بدون آستین یا آستین کوتاه نیست بلکه از کدهای معمولی متداول در امروز یک وجب بلندتر است و به زانو یا قدری بالاتر از زانو باید برسد. کت باید گشاد باشد و بدن در آن استراحت کند. دوازدهم: پوشیدن ردا به جای عبا با رنگ سفید و یا نزدیک به سپید بالاخص برای علما به جای عبا. مردم ردا بیندازند، علما آن هم ردای سپید. فتح‌الله خصوصاً در مسجد امام جماعت و امام جمعه در حال خطبه و نماز جمعه.»

سیگار کشیدن خانم‌ها هم همین‌طور. حالا این‌ها به عرف بستگی دارد. عرف ممکن است بگوید که این رفتار مردانه است. دیگر عرض می‌شود دیگر بحث تشبه خیلی دایره‌اش وسیع است. شما نوشتید دیگر، خیلی سخت است که با جانماز خانم تشبه بشود. هر چیزی را که عرف تشبه به حساب بیاورد، هر چیزی را که مردانه یا زنانه بداند، این استعمالش برای آن یکی مشکل است. البته باید بگوییم کار بشود ها. فعلاً به صورت کلی داریم می‌گوییم. بعداً به این می‌رسیم که واقعاً همه‌اش حرام است یا نه. فعلاً داریم می‌گوییم که این رفتار مردانه، رفتار زنانه و استعمال استعمال این‌ها به جای همدیگر. فعلاً اینکه حرام باشد، الان بحثمان نماز خواندن با سجاده زنانه حرام باشد، فعلاً بحثمان نیست. بحث این است که عرف این را یک رفتار زنانه به حساب می‌آورد. این الان بحثمان است. حالا این رفتار زنانه همه حرام است یا حرام نیست؟ یک بحث دیگر است، باید بهش برسیم. اشتباه نکنم دوستان ممکن است جاهایی مکروه باشد. در فتوای حضرت آقا که نوعاً این‌ها را ایشان به صورت ابتدایی حرام ندانسته ولی احتیاط قائل شده. احوط به این است که این رفتارها را انجام ندهد. احوط بینه، یعنی هرجایی که دیگر می‌بیند که این زن و مرد احتیاط بکند، احتیاط ولی روی بحث کلی لباسش نه. یعنی رفتار زنانه، پوشاک زنانه، این‌ها نه. ولی حالا سجاده. خب این نه واقعاً. گفت حرام است. همین هم محل احتیاط است. این‌ها بهش توجه داشته باشند دوستان. فکر نکنند همه یعنی لزوماً حرام است. این‌هایی که داریم می‌گوییم بحث این است که عرف چی‌ها را مردانه می‌داند، چی‌ها را زنانه می‌داند. عرف چه بساطی قائل است برای تفکیک این‌ها از همدیگر و روی چه معیارهایی زنان و مردان را تفکیک می‌کند. این را باید به رسمیت شناخت و زنانه و مردانه بعد هم تفکیک کرد. حالا در بعضی جاهایش حرام است، در بعضی جاهایش مکروه است. این آن کلیت بحث.

خوب ادامه جملات آقای تهرانی: «و فشار به بدن نیاورد. کت تنگ مضرات طبی دارد. پیراهن و شلوار تنگ مضرات طبی دارد ولی محل عزل مصالح و منافع پزشکی و بهداشتی فراموش شده و امروز معمولاً برای خودنمایی و در عبارت متداول، برای و ضررهای آن غمزه عین می‌نمایند. کت کوتاه و شلوار تنگ علاوه بر طبی، چون به بدن می‌چسبند بدن را نشان می‌دهند و در حال خم شدن و رکوع تمام اعضای مرد از زیر لباس نمایان است و چقدر قبیح و زشت است که حتی در حال عبادت لباس بر بدن چسبیده و واسطه کوتاهی آن نیز حکایت از بدن کند. زن‌هایی که مردان در برابر آن‌ها ایستاده و نماز می‌خوانند و رکوع و سجود می‌کنند، در برابر دیدگان خود این مناظر شهوت‌انگیز و زشت را مشاهده نمی‌کنند. کلاه شاپو و کلاه کپ، کلاه کفار است. کلاه اسلام عبارت است از کلاه ساده به شکل استوانه و یا مخروط ناقص که بر روی آن لفافه‌ای می‌بندند یا نمی‌بندند و عبارت است از عمامه که از جلو و عقب دارای دو گوش آویزان باشد. امروز در بسیاری از مردم حتی در میان دهااتین و روستاییان، روستاییان ایالت خراسان این نوع عمامه را بر سر مردم می‌بینیم و طرز لباسشان نیز غالباً اسلامی و تغییر نکرده است اما استعمار کافر در زمان پهلوی به عنوان متحد و شکل شدن کت و شلوار فعلی مردم معمولی را با کلاه تمام‌لبه، آری، متحدالشکل شدن آن‌ها هضم مسلمین در کفار بود به طوری که حتی از جهت لباس هم یک و تابع و بی هویت باشند. من متحدالشکل به معنای اتحاد لباس کفار با مسلمین به طوری که آن‌ها لباس مستقیم بپوشند و تابع پیرو آداب اسلام بشوند.»

خب این هم هستش که مثلاً کلاه الان این هم خیلی باب است در جامعه ما. دخترها کلاه می‌گذارند. این کلاه لبه‌دار. خب این‌ها معمولاً کلاه پسرانه به حساب می‌آید. این هم بهش توجه داشته باشید. یا مثلاً آن کلاه بافتنی ممکن است باشد که این‌ها دخترانه به حساب بیاید. این هم پسر مثلاً می‌گذارد. در عرف نمی‌گویند اینجا نماز زنان یا مردان است؟ چرا، بعضی فروشنده‌ها الان ندیدیم در مغازه‌ها می‌فروشند، می‌گویند بعضی جانمازها متحد است ولی یک سری جانمازها است جانماز زنانه. ندیدید در فروشگاه‌ها؟ دوستان هیچ‌کس ندیده جانماز زنانه؟ یعنی جانماز زنانه است. اگر ندیدید بگویید واقعاً شاید نباشد. بعد می‌گوید «لباس زنان مسلمان لباس خاصی است که از روی ژورنال‌های پاریس و مشابه آن نمی‌شود طبق مد وقت هوسران و هوس‌باز زمان کور و ظلمت تغییر مد نمی‌دهد. لباس‌های زن مسلمان حتی در داخل خانه خود و حتی در فراش خواب با لباس زن کافر تفاوت دارد. شلوار زن مسلمان بلند یا تا زیر زانوست و در صورتی که شلیته یا دامن می‌پوشند تا حد زانو بوده است اما پهلوی از دستبرد به آن‌ها نیز خودداری نکرد و شلوار زنان را به قدری کوتاه نمود که فقط برای نفس عورت بوده است و به نام تنوکه پهلوی مشهور شد. همانند کلاه لبه‌دار که به نام کلاه پهلوی نام داشت.» خدا لعنت کند پدر و پسر پهلوی را که چقدر این‌ها آسیب زدند واقعاً.

«آرایش زن برای شوهر همه‌گونه جایز است اما در صورتی که ماهیت اولیه و هیئت اصیل اسلامی خود را از دست ندهد و محو و فانی در هیئت کفر و لباس و زی اهل عناد و متمردین از شر تقی این بازی یک بحث دیگر است، بحث تشابه به کفار است، بحث دیگر است کلاً. این را بهش توجه داشته باشید. ما یک تشبه به جنس مخالف داریم یا تشبه به کفار. آنجا ممکن است که این تشبه به زن، زن تشابه مرد ندارد ولی تشبه دارد به زن کافر. این مرد تشبه به زن ندارد ولی تشبه دارد به مرد کافر. آن هم باز حرام است. آن یک بحث دیگر است. اما در آن صورت به عنوان تلبس ملابس اعداد درآمده و حکم به حرمت بر آن و اجتناب از آن لازم می‌گردد. پوشیدن لباس‌ها و تشبه در لباس به کفار حرام است. و تغییر رنگ سیاه عمامه سادات به رنگ سبز و به طور کلی تبدیل علامت سیاهی سیادت به علامت سبز. این از مسائل مهم و ضروری است.»

این هم ایشان درخواست کرده بود. جانماز عروس را می‌گویند. آره، خب همان دیگر. یعنی زنانه است دیگر. جانماز گلدوزی‌شده را مثلاً می‌گویند زنانه است. الان من آخوند بروم بگویم برای خودم می‌خواهم این جانماز را بگیرم، تعجب نمی‌کنند؟ بگویم برای امام جماعت مسجد جانماز گلدوزی‌شده می‌خندانند دیگر. نمی‌خندانند؟ من یک سجاده ترمه صورتی خریدم. الان که دقت کردم دیدم خجالت کشیدم برای آقای جماعت آن را پهن کنم. بله، نمازهایی که کلی رویش گل و بلبل دارد. خب دیگر این‌ها هست دیگر. این هم پس موارد تشبه. چه بحث مهمی است دیگر. چقدر این جای کار دارد و چقدر غریب است. این‌ها همه دوستان اذعان دارند دیگر. این بحث بحث بسیار مهم و بسیار غریبی است. یعنی اصلاً بین ماها بحث‌های مطرح شده و کار شده و همه وارد باشیم و جا افتاده اصلاً نیست. در عرف متدینین متشرع حزب‌اللهی‌مان که این بحث‌ها حسابی رویش کار شده باشد، بگویند بابا این زنانه است این مردانه است. قشنگ از همدیگر تفکیک بکنند.

خوب حتی خود سخنرانی کردن مثلاً روی منبر نشستن. پیش رهبر انقلاب یک خانم می‌آید پشت تریبون صحبت می‌کند، این رفتار اشکال ندارد ولی فرض کنید که در بیت رهبری یک خانم برود بالا منبر بنشیند. آقا پایین بنشیند. دقت می‌کنید؟ این را هرکی نگاه کند. الان که البته دیگر همه‌چی بامزه شد. الان طرف هودی می‌پوشد. ریشش را زده. تسبیح انداخته گردنش. بالا منبر هم نشسته. دارد سخنرانی می‌کند. یقه‌اش هم باز. بله اینجا ما خودمان و خانواده‌هایی که درش رشد کردیم و عرف می‌دانیم و طبق آن موضوع تشخیص می‌دهیم. خوب حالا این‌ها را عرف ندانیم. یکم وسیع‌تر نگاه کنیم. واقعاً بریم تحقیق کنیم، بپرسیم. واقعاً از فضای عرفمان، نوعمان و از مراجع سؤال بکنیم. استفتا را ببریم به این سمت. هی جزئی‌ترش بکنیم. بپرسیم از مراجع تا خودمان گرفتار این مسئله نشویم که سلیقه‌ای بشود. روشن و معین بکنند برایمان. آقای مشاغلی که زنانه به حساب می‌آید، از حضرت آقا بپرسید. مشاغلی که زنانه به حساب می‌آید، مشاغلی که مردانه به حساب می‌آید. این‌ها را مثلاً اگر جنس مخالف دست بگیرد این چه حکمی دارد؟ و همین‌طور همه. استفاده از سجاده را سؤال بکنید. رانندگی را سؤال بکنیم. حالا رانندگی به صورت کلی‌اش الان عرف پذیرش دارد و مشکلی ندارد ولی به صورت جزئی‌اش نه. رانندگی موتور، رانندگی کامیون، رانندگی تریلی، لوکوموتیو، مترو. ممکن است مترو هم اینطور باشد که بگویند نه، خانم می‌نشیند و هیچ مثلاً عرف بدش نمی‌آید. تعویض روغنی، خلبانی. آفرین خلبانی مثلاً. این‌ها قشنگ محل سؤال است. استفتا کنید. بپرسید و ببینید چی می‌گویند. بحث بسیار مهمی است. آخه راننده اسنپ و اسنپ بانوان یک بحث است. اسنپ، اسنپ به نحو عمومی بحث است. این هم هست. اتوبوس‌های شهری. بله، خیلی مشاغلی داریم که عرف اصلاً پس می‌زند. یک‌هو وقتی ببیند که یک خانم رفته در این کار یا مثلاً آقا رفته در این کار. یک زن برود ابرویی که میکروکرده را به مردهای متدین نشان بدهد که آقا صورت من را ببین بگو تزیین دارد. مراجع هم در فتوا راجع به تشخیص عرف می‌دهند. بحث موضوع‌شناسی بحثش همین است دیگر. موسسه‌ای که حاج‌آقای فلاح‌زاده راه انداختند، آمدند گفتند که آقا خیلی چیزها را عرف نمی‌تواند تشخیص بدهد. یعنی عرف دارد ولی عرف نمی‌تواند تشخیص بدهد. این را باید ما کار بکنیم. این‌ها را بیاییم بگوییم. موسسه موضوع‌شناسی فلاح‌زاده. به آن‌ها بگویید لااقل این را بیایند کار بکنند. در خارج از شهر و زدن حد ترخص و فلان و این‌ها. این کار همین‌هاست دیگر. آمدند پیدا کردند.

آشپزی برای مردان مثلاً آقایان آشپز بشوند. بله، حالا این هم عرف پذیرش دارد مگر در انحای خاصش. مثلاً آشپزی کلان در هیئت، مثلاً در اربعین این‌ها که کاملاً پذیرش چرا آشپزی آقایان. یک آشپزی‌های خاصی را، سفره‌آرایی را مثلاً یک آقا بیاید سفره‌آرایی کند. مثلاً عرف پذیرش دارد یا ندارد؟ نمی‌گوید دارد کار زنانه می‌کند. خب این فعلاً سه‌تا از آن را خواندیم. بریم یک استراحتی بکنیم ان‌شاءالله ساعت نه بیاییم بقیه‌اش را بخوانیم. بحث بسیار مهمی است. این با بحث امروزمان تمام نمی‌شود. این چند تا جمعه را لازم دارد. مجری‌گری روحانی. آن‌ها دیگر بحث‌های جدایی است. آن دیگر بحث تشبه نیست. آن‌ها بحث زیّ طلبگی و آداب عرف است که عرف چقدر این‌ها را مطابق با زیّ طلبگی می‌داند یا نمی‌داند. خلاف مروت می‌شود. اگر عرف مطابق با زیّ طلبگی نداند، خلاف مروت می‌شود. خلاف مروت هم رویش دو تا بحث است. بعضی‌ها گفته‌اند که از عدالت خارج می‌کنیم. بعد گفته‌اند از عدالت خارج نمی‌کند. اگر از عدالت خارج بکند، آن مجری‌گری با یک حدود خاصی که مثلاً روحانی بخواهد مجری‌گری این اگر از خلاف مروت به حساب بیاید از عدالت خارجش می‌کند. بعضی تشخیص‌ها سخت است و راهکار تشخیصش همین‌طور است. مثلاً ملاک تشخیص آرایش صورت زن چیست؟ چکار باید کرد؟ یعنی بگوییم حرام نیست یا بحث به‌هرحال اصل بحثش که هست باید بحث بشود و بحث‌های فقهیش رویش. در عرفش هم باید هی به ضابطه برسیم دیگر. هی باید به ضابطه برسیم. هی باید یک مرجع مشخص حرفه‌ای بیاید این کار را به عهده بگیرد. بله، به بنده اگر بسپارند من خودم بر اساس هوای نفسم فتوا می‌دهم و نظر می‌دهم. خب آخوند مثلاً در تلویزیون والیبال بازیکن با لباس آخوند یا زن ورزش‌های زنان مثلاً جلوی دوربین که بیاید یک حکم دیگری پیدا می‌کند. آخوند، خب آن هم بله. آن هم بحثش جداست. عرض کنم که تیتر مطالبی که گفتیم را خود دوستان ان‌شاءالله در این نیم ساعت آن‌هایی که حوصله دارند یک تیتری می‌نویسند تا بریم ان‌شاءالله برگردیم. فعلاً یا علی التماس دعا.

الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

سخنرانی‌های مرتبط

محبوب ترین جلسات کارگاه فقه