جلسه نهم
این دوره ۱۳جلسهای بر اساس کتاب «سنن النبی» علامه طباطبایی، سیره پیامبر اکرم را بهعنوان الگویی عملی برای ساخت شخصیت و سبک زندگی مرور میکند. جلسات از ضرورت تطبیق عبادت، معاشرت و عادات روزانه با سیره نبوی آغاز میشوند و سپس جزئیاتی مانند راهرفتن، سخنگفتن، نظافت، معاشرت و آداب ظاهری و باطنی پیامبر خوانده و شرح میشوند. در بخشهای پایانی، مفاهیمی مانند یقین و حضور قلب نیز وارد بحث میگردند. روش تدریس روایتخوانی همراه با توضیح و تطبیق عملی است؛ تا سیره از اطلاعات تاریخی فراتر رود و به مراقبهای روزمره برای شبیهشدن به رسول خدا تبدیل شود.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی العالمین من الان الی قیام.
روایت بعدی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. فرمود: «کُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ لَقِیَ الْقَوْمُ الْقَوْمَ اتَّقَیْنَا بِرَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ». فرمود: «هر وقت که این سختیها سرخ میشد، این کوران جنگ خیلی گرم میشد و داغ میشد و لشکر ما با لشکر دشمن مواجه میشد و ملاقات میکردند، ما به رسول الله پناه میآوردیم.»
حالا این «اتَّقَیْنَا بِرَسُولِ اللهِ» یا منظور این است که ما میرفتیم و به پیامبر پناه میآوردیم، یا اینکه نه، میرفتیم و مراقب پیامبر میشدیم؛ یعنی همه تمرکز و توجهمان را میگذاشتیم روی حفظ رسول الله. «فَمَا یَکُونُ أَحَدٌ أَقْرَبَ إِلَی الْعَدُوِّ». چون هیچکسی بیش از پیامبر به دشمن نزدیک نبود، برای همین بیشتر از همه نیاز داشتیم به اینکه از پیامبر اکرم مراقبت بکنیم. یا معنایش مراقبت است یا معنایش پناه بردن. توی آن فضا احساس میکردیم که به حمایت پیامبر نیاز داریم. البته آن تعبیر نزدیک بودن به دشمن شاید بیشتر بخورد به همین که ما مراقب پیامبر میشدیم که اینطور در تیررس کار دشمن است و هیچ دشمنی هم بیشترین تمرکزش و اصل نزاعش با خود پیغمبر بود؛ با هیچکسی مثل پیامبر کار نداشت و هدفش فقط زدن پیامبر بود. برای همین ما در سختیها متوجه پیامبر میشدیم و تمرکزمان را روی حفظ رسول الله میگذاشتیم.
روایت بعدی از ابوسعید خُدری است. فرمود: «کَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَشَدَّ حَیَاءً مِنَ الْعَذْرَاءِ فِی خِدْرِهَا». حیای پیغمبر از این دختران دوشیزهٔ آفتابمهتابندیدهٔ پردهنشین بیشتر بود. این دختربچههایی که با کسی ارتباط ندارند و آن روابط اجتماعی برایشان وسیع نبوده که حیایشان بشکند؛ در معاشرت و در جامعه باشند، حرف بزنند، خودنمایی کنند. دخترهایی که خیلی در پردهاند، خیلی محجوباند، سرخ و سفید میشوند، دو کلمه میخواهند حرف بزنند، میخواهند با کسی گفتوگویی بکنند، یک کلمهٔ سادهای میخواهند حرف بزنند، عرق شرم روی تنشان مینشیند، صورتشان گل میاندازد. پیامبر اکرم حیایشان از اینها بیشتر بود. حیا خیلی مهم است. رسول الله خیلی باحیا بود و با اینکه معدن علم بود، هیچکسی مثل او صلاحیت نداشت برای اینکه حرف بزند، برای اینکه در مقام بیان باشد، ولی بیشترین حیا را داشت. البته این حیا، حیای از خدای متعال است؛ یک بخشش البته در جامعه است و در معاشرت.
«عَرَفْنَاهُ فِی وَجْهِهِ». وقتی که از چیزی خوشش نمیآمد، این را در چهرهٔ پیغمبر متوجه میشدیم. بروز پیدا میکرد در چهرهٔ پیامبر؛ ولی خب، آنقدر باحیا بود که چیزی نمیگفت. چهره عوض میشد؛ یکهو میمیک چهره، حالت چهره عوض میشد.
روایت بعدی از حفص بن غیاث است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «یَا حَفْصُ، إِنَّ مَنْ صَبَرَ صَبَرَ قَلِیلًا وَ إِنَّ مَنْ جَزِعَ جَزِعَ قَلِیلًا». خطاب به فرمانده حفص فرمود: «اگر کسی صبر کند، مدت کوتاهی صبر کرد بابت یک چیز کمی. اگر کسی هم جَزَع کند و بیتابی کند، مدت کوتاهی است.» بعد فرمود: «عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ فِی جَمِیعِ أُمُورِکَ». در همه کارهایت صبر داشته باش. آن چیزی که سرلوحه و اساس همه امور است، صبر است. «فَإنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِالصَّبْرِ وَ الرِّفْقِ». خدای متعال پیامبر را مبعوث کرد و او را امر کرد به صبر و رفق. «فَقَالَ»؛ به او فرمود: «وَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا». بابت حرفهایی که میزنند صبر کن و خیلی به نحو زیبایی با مردم فاصله داشته باش.
«اِدْفَعْ بِالّتی هیَ اَحْسَنُ»؛ «اینهایی که نعمت دارند و تکذیب میکنند» را هم به خودم واگذار کن. «عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ». ولی فرمود دفع کن به آن چیزی که زیباتر است. باشد که بین تو و کسی که دشمنی هست، اوضاع به نحوی رقم بخورد که انگار با هم دوست صمیمی هستید. «وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا». این مطلب را فقط کسانی که اهل صبرند میفهمند و کسانی که بهره بزرگ دارند. «فَصَبَرَ حَتَّى مَسَّتْهُ الْمَنَاوِی بِالْعَزَائِمِ». برنامهٔ صبر را آنقدر پیغمبر صبر کرد تا مصیبتهای سنگین بهش رسید و تهمتهای بزرگی زدند و سینهٔ پیغمبر تنگ شد. اینجا آیه نازل شد: «وَنَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ». ما میدانیم که بابت حرفهایی که میزنند سینهات تنگ میشود. «وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ». تسبیح کن با حمد پروردگارت.
تکذیبش کردند و بابت این مسئله ناراحت شد. «فَأَنزَلَ اللهُ»؛ خدای متعال این آیه را نازل کرد: «قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ». ما میدانیم که تو را محزون میکند آن چیزهایی که اینها میگویند. «فَإِنَّهُمْ لَا یُکَذِّبُونَکَ وَلَکِنْ الظَّالِمِینَ بِآیَاتِ اللهِ یَجْحَدُونَ». پس تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ظالمین فقط آیات الهی را انکار میکنند. «وَلَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِکَ». از تو هم همه انبیا و رُسُل تکذیب شدند. «فَصَبَرُوا عَلَى مَا کُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا». در تکذیبی که شدند صبر کردند و اذیت شدند تا اینکه نصرت ما رسید. «وَ أَلْزَمَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نَفْسَهُ الصَّبْرَ». پیامبر اکرم خودش را ملزم به صبر کرد. «فَاعْتَدَوْا». آنها تعدی کردند. «فَذَکَرَ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى». خدا را یاد کرد. «فَکَذَّبُوا». تکذیبش کردند.
«قَالَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: قَدْ صَبَرْتُ فِی نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ عِرْضِی وَ لَا صَبْرَ لِی إِلَّا ذِکْرُ إِلَهِی». خیلی تأکید کردند. پیامبر اکرم فرمودند: «در مورد خودم هر چه بود صبر کردم، در مورد خانوادهام هر چه بود صبر کردم، در مورد آبرویم هر چه بود صبر کردم؛ ولی دیگر نسبت به ذکر الهی صبر نمیکنم.» هتاکی نسبت به خدا، هتک حرمت خدا، قداستشکنی، تعرض به احکام الهی و احکام دین؛ اینها را صبر نمیکند. اینجا خدای متعال آیه نازل کرد: «فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ». بابت حرفهایی که میزنند صبر کن. «فَصَبَرَ فِی جَمِیعِ أَحْوَالِهِ». دیگر نسبت به همه چیز صبر کرد.
«وَبُشِّرَ فِی عِتْرَتِهِ بِالْأَئِمَّةِ وَ وُصِفُوا بِالصَّبْرِ». بشارت داده شد در مورد عترتش به ائمه اینکه امام میشوند و وصف شدند به صبر. خدای متعال فرمود: «وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَ کَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ». خدای متعال اینها را وقتی که صبر کردند، امام قرار داد در حالی که به آیات الهی یقین داشتند.
«قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ». اینجا پیامبر اکرم فرمود: «جایگاه صبر به ایمان، جایگاه سر به تن است.» «فَشَکَرَ اللهُ ذَلِکَ لَهُ». خدا از او تشکر کرد و این آیه را نازل کرد: «وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ الْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِی إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُوا ۖ وَدَمَّرْنَا مَا کَانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا کَانُوا یَعْرِشُونَ». که آن کلمهٔ حسنای الهی بر بنیاسرائیل وقتی که نوبت صبرشان تمام شد. بنیاسرائیل هم تا وقتی که اهل صبر بودند، عنایات الهی برشان جاری شد.
نقطهٔ کلیدی جاری شدن فیض، صبر است. آنجا که انسان نسبت به یک امر ناخوشایندی، امر مکروهی تحمل میکند؛ تحمل فعالانه، تحمل عاقلانه، تحمل با خرد و درست. این صبر چه سرچشمهٔ شکوفایی و عنایت است!
پیامبر اکرم فرمود: «إِنَّهُ بُشْرَىً وَ انْتِقَامٌ». این هم بشارت و هم انتقام است. «أَبَاحَ اللهُ لَهُ قِتَالَ الْمُشْرِکِینَ». خدا قتال مشرکین را بر پیامبر مباح کرد. این آیه را نازل کرد: «فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ». «فَقَتَلَهُمُ اللهُ عَلَى یَدَیْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ». خدا آنها را با دست پیامبر و با دست دوستان خودش کشت. «وَ جَعَلَ لَهُ ثَوَابَ صَبْرِهِ». ثواب صبر پیغمبر را برایش قرار داد. «مَعَ مَا ادَّخَرَ لَهُ فِی الْآخِرَةِ». جدای از چیزی که برایش در آخرت ذخیره کرده بود. اینجا هم اجر و ثواب را این قرار داد که دشمنانش را قلعوقمع کرد.
«فَمَنْ صَبَرَ وَ احْتَسَبَ لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا». خیلی جمله کلیدی و زیباست. این را داشته باشید به عنوان یک قاعده، خصوصاً نسبت به این شرایطی که امروز در این فتنه بسیار کثیفی که با آن مواجهیم، خیلی به دردم میخورد. امروز ما با یک بهمنی مواجه هستیم از کثافات، از شهوات، از رذائل حیوانی که جمع شده از همه موجودات کثیف این عالم، از کثیفترین و خبیثترین موجودات این عالم در اقصا نقاط عالم. همه با هم یکجا جمع شدند؛ یک دمل چرکین بزرگی که همه عفونتهای کل این هستی و کل این دنیا یکجا با همدیگر جمع شدند و متمرکز شدند علیه ارزشهای الهی، علیه دین الهی، علیه اولیا الهی.
حالا این قاعده به ما چه میگوید؟ این کلام امام صادق (علیه السلام) که در توضیح سیره پیامبر اکرم است، فرمود: «اگر کسی صبر کند و به حساب خدا بگذارد، از دنیا خارج نمیشود حَتَّى یُقِرَّ اللهُ لَهُ عَیْنَهُ فِی أَعْدَائِهِ». قبل از اینکه از دنیا برود، خدا چشمروشنی به او میدهد در مواجهه با دشمنانش. «مَعَ مَا یَدَّخِرُ لَهُ فِی الْآخِرَةِ». جدای از آن چیزی که در آخرت برایش ذخیره کرده است. در همین دنیا آن کسی که اهل صبر است و برای خدا صبر میکند و از کوره در نمیرود و بیتابی و بیقراری نمیکند و بیتقوایی نمیکند در مشکلات، این قبل از اینکه از دنیا برود آن چشمروشنی و نابودی دشمنانش را خواهد دید.
این بشارتی است برای همه ما، خصوصاً رهبر عزیز و معظم انقلاب اسلامی که حقیقتاً صبر اعجابانگیزی دارند. واقعاً ایشان را باید با انبیا مقایسه کرد در این همه تحمل و توکل و پایداری در این مسیر. این حجم از دشمنی، این حجم از لجنپراکنی، این حجم از خباثت علیه ایشان و هتاکی به ایشان، بیحرمتی به ایشان، مظلومیت ایشان... با این حال اینقدر قوی و قدرتمند و مستحکم، با عزم راسخ. حتماً انشاءالله به فیض الهی همه ما روز سرنگونی و واژگونی و ذلت و بدبختی و نکبت دشمنان ایشان را خواهیم دید و یکییکیشان را ذلت و حقارت و بدبختیشان را مثل صدام خواهیم دید. آن روزی که زیر پا لگدمال میشوند توسط همین اربابان خودشان.
این سیم ظرفشویی که به درد شستن چاه مستراح میخورد، عکس گذاشته از خودش که در بچگی پیش پدرش بوده و پدرش پشت و پناهش بوده. امروز رفته با این رئیسجمهور خبیث فرانسه عکس گرفته. چقدر این آدم، چقدر آدم ذلیل میشود! چقدر آدم بدبخت میشود! چقدر احمق میشود! نوشته: «امروز قدرتمندترین مرد اروپا پشت من است.» خوب! هنوز یادمان نرفته قدرتمندترین مرد اروپا پشت روحالله زم بود. بدبخت را کردند توی گونی فرستادند بالای دار و هیچکسی از این دنیا هیچ غلطی نتوانست بکند. دور نیست انشاءالله روزی که این سیم ظرفشویی را هم انشاءالله بفرستند ته چاه و خدمت شما عرض کنم که انسان ذلیل این است. نماد بیوطنی است دیگر. یعنی کسی که از پدر خودش دور افتاده است. این خیلی استعاره جالب و عجیبی است. یعنی من اول وقتی پیام را خواندم، احساس کردم مخالفینش برایش اینطور گفتند. خود احمقش در مورد خودش اینطور گفته است که چقدر آدم باید ذلیل و حقیر باشد! نماد بیوطنی است این حرکت دیگر. یک آدمی از پدر و خانواده دور افتاده و یک بیگانهای که او هم طمع دارد به، خلاصه، داشتههای این و این را یک ابزاری کرده، یک طعمهای کرده، سر قلاب خودش، به عنوان یک کرم سر قلاب دارد ازش استفاده میکند برای ماهیگیر و این بدبخت میگوید من دلم خوش است به این قلاب و این دست این ماهیگیر که من را زدهاند سر این قلاب به عنوان طعمه! چقدر آدم باید بدبخت باشی! چقدر آدم باید نفهم باشی! چقدر باید ذلیل باشی! اینها همه نمادهایی از ذلت جبهه مقابل است که اینور مؤمنین دارند صبر میکنند و آنور خدای متعال رسوایی و ذلت و حقارت این دشمنان را دارد عیان میکند برای ما. اگر کسی اهل فهم باشد و چشم داشته باشد و کور نباشد و چشمش را باز کند، میفهمد کی به کی است و چی به چی است و روشن است که جبهه حق و جبهه باطل اوضاعش الان الحمدلله معلوم است.
رئیسجمهور صهیونیست فرانسه، عنصر خبیثی که در داخل کشور خودش ملت ازش متنفرند و با هیتلر مقایسهاش میکنند. کسی که در روزنامههای فرانسه هتاکی به پیغمبر اکرم و مقدسات تمام ادیان زیر چتر حمایتی او صورت میگیرد. به هر حال دیگر لجنبارگی در زندگی این آدمها از همه جا هویدا و مشهود است. حالا یک احمقی میآید میگوید که قدرتمندترین مرد اروپاست و من به این تکیه دادهام. خدا انشاءالله که با همدیگر محشورشان بکند و روز نابودی همه آنها را یکجا با هم برساند و چشم مؤمنینی که صبر میکنند در این مصائب را روشن بکند به نابودی این جبهه کثیف و فاسد انشاءالله.
الحمدلله رب العالمین.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهارم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه پنجم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه ششم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه هفتم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه هشتم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه دهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه یازدهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه دوازدهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه سیزدهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه ششم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه هفتم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه هشتم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه نهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه دهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه یازدهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه دوازدهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه سیزدهم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه اول
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
جلسه دوم
مروری بر کتاب سنن النبی علامه طباطبایی
در حال بارگذاری نظرات...