چالش پیش فرض‌ها

جلسه چهارم بخش سوم

00:50:23
192

معرفی
چرایی الزام به حجاب در خارج ؟
چالش به فساد کشاندن مادر خانواده
گرفتار دوگانه مغالطه بزرگ نمایی و کوچک نمایی نشوید !
زن، مبحث مورد نزاع اسلام و غرب
سیر صعودی رشد مسلمان شدن در غرب
هدف غرب، آلوده کردن زن مسلمان
علت نابودی غرب چیست؟
آیا حجاب یک مسئله شخصی است ؟
واکنش صحیح نسبت به دردمندان جامعه چیست ؟
تشخیص وظیفه صحیح ؟
رعایت قانون حق یا باطل ؟
ایمان به خدا یا ایمان به طاغوت؟
توجه به ادبیات فطرت
جنگ رسانه ای مبتنی بر غریزه و شهوت
معرفی کتاب “سیره نامه امیر المومنین “
لزوم طرح بحث با چینش مناسب پیش فرض ها
مسئله بی حجابی عوامل متعدد دارد
لجاجت، آسیبی تربیتی
منشا همه گرفتاری ها چیست ؟
کفر به طاغوت و ایمان به خدا
معرفی طاغوت در قرآن
ویژگی برجسته طاغوت؟
اعتماد به نفس، سر چشمه کفر
چه کسانی در انتخابات رای می آورند؟
علما در اظهار نظر سه دسته اند!
آیا کتابی در مورد کفر به طاغوت داریم؟
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بزرگ‌ترهای جمع که این جلسه را تشکیل دادند، ما این «بُدله» را نخوریم، وقتمان تلف داستان‌های این‌شکلی شما مطلق... شما اگر با میکروفن سوال اول را آقای ساعدی، چشم، چشم، چشم. سلام عرض خدمتتان. مطلبی خواندم که یکی از... ما باید ایران، مادر، خانواده را به چالش بکشیم. یک حجمه در شبکه‌های اجتماعی از سری شروع به نوعی، می‌شود بگوییم بی‌حجابی یا بی‌تفاوتی است. خیلی از ورزش‌هایی که این سریال رواج داده، شاید برای یک سری از خانواده‌ها عادی شده. یک سری از مسائل و قُبح خیلی از چیزها شکسته. این هجمه علیه ملت، علیه مذهب ما آمد. تهش برمی‌گردد به همان جایی که کشور خیلی کمکش می‌کرد و باعث... آن زمان مادرها روی تربیت بچه‌هایشان یک مقدار از نظر اعتقادی، خیلی آسان‌تر برخورد می‌کردند، به نسبت خیلی از چیزهایی که ارزش بود برای ما. الان نتیجه‌ی ده سال پیش این است. آن‌ها یک سری سیاست‌گذاری کردند روی فرهنگ ما و هزینه‌های هنگفتی کردند، به خاطر اینکه فرهنگ ما را بتوانند تا مقدار زیادی عوض کنند. الان جواب داده.

می‌خواهم بگویم که الان شما گفتید که بیا یک اِستُ... همه در حالت طبیعی هم نبودیم؛ ولی سرود «سلام فرمانده» را با هم حجم... یک رسانه‌ای وقتی که روی چیزی متمرکز می‌شود، قشر خاکستری را به سمت خودش می‌برد. الان یک سرود «سلام فرمانده» سه ساله را می‌خوانند، تا پیر ۸۰ ساله. به نظر من تلاشمان را بیشتر بکنیم. اگر می‌خواهیم جوانمان را برگردانیم، زمینه‌های رسانه‌ای و اجتماعی به صورت گسترده کار باید انجام شود. با این شرایطی که هست، خیلی نمی‌توانیم نظرات را به نفع این نوع طرز فکر برگردانیم. حالا دوست داشتم شما... دست شما درد نکند. ممنونم از همه دوستان. چند تا مطلب باز بشود، خیلی فکر می‌کنم شاید طولانی بشود. دیگر حالا الحمدلله جمع، جمع پرانرژی و سرحالی است. ما امیدمان به همین سرحال بودن دوستانی است که ان‌شاءالله خسته نشویم.

اولاً که موضوع جلسه امشب، اصلاً بنده برای سخنرانی این‌ها... من سخنرانی را شروع کردم، نمی‌دانم از اول تشریف داشتید یا نه. گفتم دو سه تا نکته در جلسه قبلی مانده، بگویم و شروع کنم. می‌خواستم بخوانم، این است. بعد دیگر سوالات دوستان و ابهامات و این‌ها. خب بالاخره وقتی سوال هست، ذهنیت خاصی طرح می‌شود. طرح دیگری برای طرح این بحث داریم و اصلاً توی جلسه اول و دوم تشریف نداشتید، چهره حضرت‌عالی آشنا نیست. جلسه اول همین بحث شد. بنده هم عرض کردم من توی تله این سوالات نمی‌افتم؛ برای اینکه ما درگیری‌مان این چیزها نیست. مسائل خیلی عمیق تر است. و الان اساساً دعوا را، دعوای باحجاب و بی‌حجاب و دعوا سر حجاب توی این نزاع، حجاب یک بحث فرعی است. البته توی سیاست‌گذاری، حجاب امر اصلی است. این را باید از هم جدا کنیم. مطالب دوستان خوب، مطالب خیلی خوبی است. مطالب قابل استفاده.

یک چیزی بگویم بعد برسیم به آن سوال اول آقای ساعدی. یک مغالطه‌ای داریم، جسارت نمی‌خواهم بکنم، می‌خواهم تبیین کنم. یک مغالطه‌ای داریم توی بحث‌های مغالطات به اسم مغالطه بزرگ‌نمایی و کوچک‌نمایی. دیدید وانت‌هایی که مثلاً سیب‌زمینی می‌فروشند، مثلاً زده سیب‌زمینی ۵۰۰۰ تومان. یک نیم کیلو کوچک آن بالا نوشته شده که وقتی پیاده می‌شوی، یعنی ماشین را پارک کردی، پیاده شدی، این‌ها دیگر... وقتی کسی تا آنجا رسید، این آن ۵۰۰۰ تومانش را بزرگ نوشته، نیمش را کوچک نوشته. واقعی نیست. نه واقعاً ۵۰۰۰ تومان است، نه واقعاً یک کیلو است. یک کیلویش مثلاً ۱۰ هزار تومان است. یعنی آنی که واحد عددگذاری و مخاطب می‌خواهد، یک کیلو ۱۰ هزار تومان است. این با این دو تا عدد کار دارد: یک و ده هزار. این جفتش دروغ است. جفتش با بزرگ‌نمایی و کوچک‌نمایی است. ما خیلی باید مراقب باشیم توی این دوگانه‌هایی که درست می‌کنیم، گرفتار این بزرگ‌نمایی‌ها و کوچک‌نمایی‌ها نشویم. خیلی از این بزرگ‌نمایی‌ها و کوچک‌نمایی‌ها محصول دستی است که می‌خواهد این‌ها بیشتر متن توجه قرار بگیرند.

نکته‌ای که دوستمون گفتند، نکته خیلی قشنگی است. ببینید، ما الان نزاعمان سر حجاب نیست. لااقل نزاع اسلام و غرب، تا حد زیادی می‌توانم بگویم نزاع سر حجاب نیست؛ ولی نزاعمان سر زن است، قطعاً. یکی از میدان‌های کلیدی و اصلی که الان ما با غرب درگیری داریم، درگیری فرهنگی داریم، درگیری تمدنی-هویتی داریم، درگیری سیاسی، قطعاً یکی از آن موضوعات جدی، زن است. و میدانی که ما می‌توانیم غلبه بکنیم بر دشمن، هم همین است. بنده آمار دارم، گزارش و اطلاعات دقیق دارم از دوستانی که سال‌ها کار کرده‌اند در این زمینه که سیر مسلمان شدن در غرب، رشدی که دارد، درصد بسیار بالایش توسط بانوان است. و علت بالایی که زن‌ها در غرب اسلام را می‌آورند، مقایسه... نمی‌خواهم بگویم حجاب است، مقایسه دیدگاهی است که اسلام به زن دارد و غرب به زن دارد. این از آن نکات کلیدی است. یک برگ برنده توی دست ماست. خراب کردیم. حالا از این ابزار استفاده نکردیم.

من در مورد بحث جمعیت... روی این موضوع بخشنامه داریم. بخشنامه داریم از فرح! بخشنامه این است که خانم بچه‌دار می‌شود، بعد از اینکه از مرخصی بچه‌دار شدنش برمی‌گردد، بالاترین پست تشریفاتی به آن فرد داده می‌شود. به بچه ها... ما الان فعلاً سیستم جوری است که معاون بعد از مرخصی زایمان برمی‌گردد، می‌آید می‌شود کارشناس دوم پایه. آن سیستم را قبول کنیم. همین نقطه چالش که شما قبول داشته باشید چالش ما همین‌جاست یا نه. اسلام درست است، ما داخل چه وضعیتی داریم؟ داخل وضعیت‌مان خراب است. باید این را بپذیریم. کرامت زن الان در سیستم اداری‌مان آیا این هستش که وقتی ما می‌گوییم از این طرف برو مثلاً نسل شیار شما مثلاً افزایش بده، کمک کن. نظامات اداری‌مان چه شکلی است؟ نظامات اداری‌مان متاسفانه نه نظام اداری وجود دارد، نظام اداری مخالف این هست. کرامتی برای زن قائل نیست. اگر این خانم که الان کف خیابان دارد به این توده می‌پیوندد، به خاطر این سیستم است. اگر ما همچنان بگوییم وضعیت درست است و ما درست رفتیم، خطای بدترین خطا است به نظرم.

تک‌تک جملات شما درد است. حرف دارم آخه نسبت به تک‌تکش. تحملم کردید. ما هم لذت می‌بریم از اینکه ببینیم جوان دانشمند، باسواد، با اطلاعات می‌نشیند اینجا. نه، آدم واقعاً خوشش می‌آید وقتی می‌بیند کسی تحلیلی دارد، حرفی، نگاهی دارد نسبت به مسائل، استدلال دارد برای حرفش. این‌ها خیلی جذاب است، خیلی قشنگ است. ولی بنده نسبت به تک‌تک جملاتی که می‌فرمایید حرف دارم. جلسه ۵ دقیقه صحبت کرد. ما الان آن ۵ دقیقه را دو تا سه ساعت رویش بحث کردیم. یک کلمه گفت. یک کلمه. یک ساعت تحلیل کردیم؛ برای اینکه این کلمات باید شفاف بشود. مثلاً الان وضعیت ما فلان است، این خیلی مبهم است. موضوع و محمولش باید معلوم بشود. یا مثلاً علت فلان قضیه فلان است. این نیاز به اثبات دارد. این جملات تک‌تکش نیاز به اثبات دارد. اگر وارد این فضا نشویم، من مشکلی ندارم؛ ولی آن شاید شش هفت ساعت طول بکشد که بخواهیم جمله به جمله بحث بکنیم. این قالب کلی بحث است. اگر رویش جلو برویم که حالا بعد برسیم به سوال آقای ساعدی.

می‌خواهم عرض بکنم که توی این زمینه، پاشنه آشیلش و دقیقاً می‌داند که نقطه قوت اسلام توی همین دعوا زن است. و به یک نحوی دارد همین اهرم را از دشمن... از دست دشمنش می‌گیرد یا با خراب کردن زن مسلمان، آلوده کردنش. می‌گویند: "البلیة اذا عمت طابت". بیماری داشتن دیگر گوارا می‌شود. همه مثل زن غربی بشوند. یا اگر مثل زن غربی نمی‌شوند، یک جوری کدگذاری بشود که شما جرات نکنی از این مدل و سیستمی که داری و آن جایگاهی که زن خودت توی جامعه دارد، دفاع کنی. این البته این مسائل چندبعدی است. به این معنا نیست که الان یعنی تک‌تک زن‌های ما در جایگاه بسیار خوبی هستند، در تراز عالی از جهت سواد، از جهت فرهنگ، از جهت اعتقادات، از جهت رفتار صحیح. این یک مسئله است. یک مسئله دیگر این است که توی ترازبندی، اولویت دادن و ضریب دهی به این مسئله، واقعاً این مسئله، مسئله حاشیه‌ای و فرعی است که وقتمان را تلف نکنیم توی این جلسه در مورد این‌ها صحبت بکنیم. عملیاتی نگاه بکنیم. اگر قرار است که بنشینیم ببینیم که الان چه چیزهایی داریم، از کجاها داریم می‌خوریم، کجا می‌توانیم حمله بکنیم، پاتک بزنیم. یکی از ارکان کلیدی که توی این نظام دست ماست، قضیه زن است.

حالا من این شب‌ها این جلسات، ارجاع به سخنان رهبری تا حالا بنا نداشتم، اسم ایشان را بیاورم. می‌خواستم باشد. حالا حالا صحبت‌های دیگرمان را بکنیم بعد به ایشان برسیم. دو سه تا صحبت از ایشان هست. یکیش این است: سال ۸۴ روز میلاد حضرت زهرا فرمودند: "تمدن غرب به خاطر نگاهی که به زن دارد، نابود خواهد شد." سخنرانی سال... ایشان می‌فرماید: "علت نابودی غرب، جایگاه زن در غرب است." یعنی از حیث اقتصاد نابود نمی‌شود، سیاست هم نابود نمی‌شود، از حیث جایگاه زن نابود می‌شود. این یک سخنرانی بود. چندین بار دیگر ایشان فرموده: "ما در مسئله زن نسبت به غربی‌ها پاسخ نداریم. ما سوال و چالش داریم. ما غرب را به چالش می‌کشیم." این اولین سخنرانی که ایشان توی نیویورک سال ۶۶ وقتی رفت به عنوان رئیس‌جمهور توی نیویورک، گفتگوها، خبرگزاری‌ها، ایشان همین را تاکید کرده. همان‌جا هم بعدها توی سخنرانی‌های مختلفی که به قول این قماربازها یک «آس» دست ماست که می‌توانیم به چالش بکشیم؛ ولی طرحش اول باید بشناسیم. ابعاد قضیه را بنشینیم تحلیل بکنیم بعد بتوانیم از این فرصت چه شکلی استفاده بکنیم. و همین فرصت چه شکلی دارد به آسیب تبدیل می‌شود. یعنی زن یکی از ارکان انقلاب ماست.

مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی فرموده بود که: "به من گفتند جبهه‌ها تعداد رزمنده‌اش کم شده." این سخنرانی معروفی از ایشان است. رزمنده... به ایشان گفتم: "بگیر توی روضه‌های زنانه اعلام بکنند رزمنده جبهه‌ها کم شد." حالا ظاهراً فقط شیراز بوده، نمی‌دانم جای دیگر هم بوده. ایشان می‌گفت: "بیش از حد ظرفیت نیرو اعزام شده." از طریق یک شبکه اطلاع‌رسانی... خانم‌ها توی روضه‌های زنانه غوغا! اصلاً انقلاب یک پایه جدی‌اش خانم‌ها هستند. اصلاً در این شکی نیست. کدام زن؟ این زن را دارند خراب می‌کنند. این زن قرار است این زن نباشد. باید عوض بشود. ما باید بشناسیم. امروزی‌ها متفاوت اند. کرامت را معنای چیز دیگری تعریف می‌کنند.

ما یک بحث دیگری داشتیم توی جلسات قبلی که اصلاً بنده بارها این را گفتم. گفتم: "من اگر بخواهم گفتگو بکنم، نمی‌آیم از این نقاط شروع بکنم." هیئتی و رفقایمان که بیشتر چالش داشتند، بچه‌هیئتی‌ها بودند و با قرآن، نهج‌البلاغه سوالشان را طرح کردند. گفتیم: "بیایم سراغ قرآن، نهج‌البلاغه." و یکی از آن عزیزان گفتش که: "آقا این امیرالمومنین نامه مالک را خواند. گفت: کجایش بحث زن است؟" به این مناسبت ما آمدیم. گفتم: "مسئله زن در کلام امیرالمومنین." پاسخ عزیزمان هم عرض کردم که: "اگر ما توی وضعیت فورس‌ماژور مشغول بشویم، همین این عبارت بنده بود که پرداختن به این موضوع توی یک فضایی که ما الان هزار و یک کار جدی‌تر، محکم‌تری داریم، پرداختن به قضیه حجاب توی این فضا نابخردی است." ولی توی فضای سیاست‌گذاری، ما نمی‌توانیم سکوت کنیم. گاهی این مسائل... نمی‌خواهم شما را عرض بکنم. توی فضای کلانمان برای خیلی از آدم‌های مذهبی: "چیکار داری؟" خیلی حرف غلطی است. "نظام مهم است، دارد سقوط می‌کند." یا می‌گوید: "بحث اقتصاد مهم است." یا: "فلان مسئله مهم است." دوگانه‌ای قرار می‌دهد. دوگانه از کجا در آمده؟ بنده دارم نماز می‌خوانم، یکی دارد غرق می‌شود. اصطلاحاً علما می‌گویند: "تزاحم." بله، من الان دو دقیقه وقت دارم. توی این دو دقیقه یا باید یکی را از مرگ نجات بدهم یا نماز بخوانم. اینجا معلوم است که نجات غریق اولویت دارد. احتمال می‌دهم یک جایی در مجموع نجات دادن یک طریقی اولویت دارد. نماز بخوانم. بالاخره نماز خواندن مهم‌تر است یا نجات دادن غریق؟ بله، نجات دادن غریق مهم‌تر است. الان مگر من توی این مسئله گیرم؟ الان دارد... الان ما در حالت دیدن غرق شدن آن آدم هستیم. یعنی حوزه علمیه تهران، بسیاری از این طلب‌هایمان دچار مشکل شده‌اند نسبت به انقلاب. و توی این شرایط اصلاً نباید از چیزی دفاع کرد، چون زیاد چیزی برای دفاع وجود ندارد.

بزرگواری بود می‌گفتش که: "۸۸ و ۹۸، من ۸۸ کمک بچه‌های بسیج بودم. ۹۸ توی خانه نشستم. گفتم می‌روم، یک اتفاق می‌افتد برای بچه‌ام. ۱۴۰۱ همراه این جریان بودم." به خاطر اینکه اصلاً به بچه‌ام جمهوری اسلامی... دغدغه شب، خرج زندگی، معیشت، بچه‌ام را درست بکنم. کجا جمهوری اسلامی پاسخگوی خانواده‌اش باشد؟ کرامت زن... آن موقع زن خیلی چیزهای بالاتری دارد. مادربودنش است که حرف اول را می‌زند. هی می‌گویید مخاطبش کیست. منم امینی به خاطر لباس امیرالمومنین. ساعت پایانی جلسه، جلسه است. مطلب اصل داستان، الان بحث رسانه. خیلی جنگ تحمیلی، تخته گاز صدام داشت می‌آمد، شهید خاکریز ورق جنگ را برگرداند با همین خاکریز زدن. الان ما توی داستان رسانه هیچ خاکریزی نداریم. همین اینستاگرامی که شما می‌فرمایید. اینستاگرام که... اینستاگرام، اینستاگرام و چیزهای دیگر. وقتی که توی آن صداوسیما ما که اگر کمک به آن‌ور نکند، باید کلاه مان را بیندازیم بالا. خیلی حالا من خودم حاجی خیلی فیلم نگاه می‌کنم. حالا خانم خیلی می‌بینم. آیا سریال می‌سازد، آن‌قدر قشنگ توجیه می‌کند همه چیز را توی فکر شما؟ هسته ایران را. دمت گرم چی ساختی.

مطالب البته نسبت به بعضی جملات مطالبی دارم؛ ولی رویکردتان را خیلی به هم همگرا هستم با شما. در این رویکرد کلاً مطالب دوستانم را قبول دارم. ببینید، مطالب حاصل درد است. مطلب حاصل اولاً مطلبی که حاصل درد است، باید پانسمان نشود. به کسی که دارد درد می‌کشد، دارد و داد می‌کشد، بنشینیم بگوییم: "نه، ببین عزیزم، بگذار من برایت بگویم که این آن‌طور می‌شود." جای گفتگوی منطقی. ما هر کداممان توی یک زوایایی توی زندگی، حالا فضای خانوادگیمان است یا فضای جامعه‌مان، حتی از جهت حکومت، مشکلاتی بهمان وارد شده. دردهایی داریم، زخم‌هایی داریم و دردمان آمده. بنده گوش شنوا دارم نسبت به این داده‌ها ان‌شاءالله و می‌نشینم و گوش می‌کنم. یک وقت می‌خواهیم با هم همدردی کنیم. ما به کرات می‌آیند پیش ما، می‌نشینند فقط درد دل می‌کنند. امروز یک عزیزی شاید ۵ دقیقه، شاید ۱۰ دقیقه، یک ربع فقط فقط گریه می‌کرد برای گفتنش. خیلی مشکلات. با هم شنیدن حل می‌شود. همین این که فقط این درد یک جایی گفته و دادخواهی بشود، اصطلاح آن طراحی داشته باشیم. ببینیم وظیفه‌مان چیست. میدانی که الان تویش هستیم. دو جبهه‌ای که هستند، کیستند؟ چیستند؟ سر چی با هم درگیرند؟ چه چیزهایی دارند؟ چه چیزهایی ندارند؟ از کجاها به هم می‌توانند آسیب بزنند؟ ما توی میدان کجای کاریم؟ این طرفیم؟ آن طرفیم؟ چه جوری می‌توانیم این طرف را از آن طرف تشخیص دهیم؟ چه جوری می‌توانیم تشخیص دهیم این طرفیم یا آن طرفیم؟ این‌ها بحث‌هایی است که بنده می‌خواستم شروع کنم. به چی می‌خواهیم برسیم؟. بنده می‌خواستم آیه "من یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله" را بحث بکنم. همه فیش‌هایی که اینجا دارم، تقریباً ۱۰۰ صفحه فیش امشب آورده بودم، شاید بیشتر. می‌خواستم این‌ها را بگویم. طرح مسئله گرم از جلسه قبل که لال می‌شدم. ای کاش نمی‌گفتم. بدبخت کردم!

حالا آقای ساعدی مطلبی که دارند، آن هم با همین مکانیزم پاسخ ما همین است. ببینید، بله، هر جایی قانونش باید مراعات بشود. به هم مربوط نمی‌شود. ولی بحث ما این است که قانون حق یا قانون باطل. ایمان بالله یا کفر یا ایمان به طاغوت. قانون نظام الهی یا قانون نظام طاغوتی. البته در همان حکومت طاغوتی‌اش هم خیلی وقت‌ها کسر زندگی می‌کند، مامور به مراعات احکام و قانون و فلان و این‌ها که بحث مفصلی است، نمی‌خواهم بهش بپردازم. ولی مسائل را نباید با هم مشتبه کنیم. دو تا بحث. یکی به دستور طاغوت دستور داده که حجاب بردارند. یکی به دستور خدا دستور داده که حجاب بگذارند. خلط نشود مسئله ما الان نیامدیم اینجا بنشینیم در مورد این‌ها با هم به نتیجه برسیم و مثلاً مسئله جمعمان این نیست که این را حل کنیم، تمام بشود، بگوییم خب الحمدلله چه جلسه خوبی بود، یکی از شبهات بزرگ زندگیمان حل شد. قبل جلسه بود به بعد این جلسه عذر می‌خواهم، ما مسئله‌مان این نیست توی این جلسه. ولی توی آن پارادایمی که داریم با هم بحث می‌کنیم، یکی از آن مولفه‌ها این است. قطعاً مولفه کلی آن پارادایم کلی را اگر بخواهیم بحث بکنیم، اساساً در مورد ولایت‌الله و ولایت‌الله. "الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات". ما بحث اصلیمان همین آیه است و آیه قبلش "قد تبین الرشد من الغی". ما در مورد رشد و غی می‌خواهیم بحث کنیم. ایمان به خدا و کفر به طاغوت یا ایمان به خدا و ایمان به طاغوت.

خود بحث طاغوت یکی از بحث‌های عجیب‌غریب در قرآن است که وقتی واردش بشویم، بنده از دوستان درخواست دارم حوصله کنید. این جلسه که نرسیدیم، از جلسه بعد ان‌شاءالله با یک حوصله‌ای وارد این بحث بشویم. یک کمی حوصله می‌طلبد. هم حوصله اذیتی که توی جلسه حوصله کنیم، از جهت اینکه تعداد جلسات. چه حوصله کنیم شاید مثلاً بیست سی جلسه طول بکشد. ولی به نکات عجیب و غریبی می‌رسیم. چیزهایی که شما را به درد آورده که احساس می‌کنید ما الان تفاهم بین نسلی نداریم. من دهه شصتی حرفم را دهه هشتادی نمی‌فهمد. علوم دهه هشتادی حرفش را من نمی‌فهمم. یک بخشی از مسائل را این گفتمانی که می‌خواهم عرض بکنم بر اساس قرآن کامل می‌پوشاند و حل می‌کند. تجربه کردم. ما کم نسل نو در ارتباط نبودیم. با نوجوانش، با جوانش، با دانشجوش. سنین مختلف. با نوجوان ۱۴-۱۵ ساله. این ادبیات، ادبیات فطرت است. ما باید برگردیم به ادبیات فطرت. همان نکته‌ای که گفتند ما توی زمین سوخته‌ای داریم. توی جنگ رسانه‌ای مبتنی بر غریزه و شهوت دارد بمباران می‌کند و جذابیت و جاذبه بسیار بالایی دارد. من می‌خواهم بیایم روبرو وایستم. خب معلوم است که حذف می‌شوم. میدان، میدان درگیر ما نیست. یک چیز ساسی مانکن می‌سازد. بعد ورمیدارد یک زن خراب مشهور جهانی را که کثافت از این آدم می‌بارد، کلیپ و آن پیام می‌فرستد برای نوجوان‌های ایرانی. و همه نوجوانان ایرانی، حالا همه، همه نه، همه به نحو قالب این را می‌شناسند و بهش علاقه دارند و پیام او را دریافت می‌کنند. این بسترهایی دارد. این ولی یک روز و دو روز نیست. این ۱۰۰ سال ۲۰۰ سال توی این کار شده. این کمپانی‌های مال امروز و دیروز نیست. این‌ها بعضی‌هایش ۱۰۰ ساله دارد کار می‌کند. این آن از وقتی که پلی‌بوی بود و بعد جلوتر آمد و کمپانی‌هایی که الان هست. کارهایی که دارند می‌کنند. ثروتی که دارند. تولیداتی که دارند.

هر نظامی اگر... بنده تمثیل کردم دور از ساحت حاج قاسم، گفتم شما فرض کنید مثلاً رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر... نخست‌وزیر انگلیس ۸ سال قاسم سلیمانی بود. شما همچین وزنه‌ای داری که ۲۰ سال می‌رفته انگلیس، می‌آمده. برای چی می‌رود؟ طرف را می‌برند زندان، شکایت می‌کنند. گفته زنانی جاسوس بوده، شکایت می‌کنند. تبرئه می‌شود، می‌آید بیرون. تبرئه می‌شود، می‌آید بیرون. یعنی اثبات می‌کند جاسوس بوده. ۸۰۰ سال رئیس‌جمهور بوده. این قوت حکومت است. اگر خوبیش این است که همه می‌دانند آدم حکومت نبوده. یک کتابی دارم اینجا. کتاب‌هایی که همه بارکشی کرده‌ام. من برایتان بخوانم. بابا عرض کنم خدمتتان. کتاب فوق‌العاده‌ای است. حالا دیگر شما بحث را اینجا بردید، نمی‌خواستم بگویم. "سیره‌نامه امیرالمومنین" از آقای علی کورانی عاملی. کتاب بی‌نظیری است. بله، بله، آقای کورانی، "عصر ظهور" دو جلده. حالا جلدش را دیگر نیاورده‌ام. فقط جلد یکش را، عناوینش را برایتان بعضی‌هاش را می‌خوانم. فقط بله، فارسی، ترجمه فارسی کتاب به خیر. عناوینش خیلی جالب است. یعنی اصلاً آدم فقط دوست دارد بنشیند این کتاب را بخواند. می‌خواهم یک کمی مسئله برای شما حل بشود. علی... عناوین ببینید: "از ولادت تا ایفای نقش در فتوحات." یک فصلش. "علی قهرمان نبرد احزاب." "علی قهرمان نبرد بنی‌قریظه." "علی قهرمان نبرد بنی‌مستلق." "علی قهرمان نبرد حدیبیه." "علی فاتح قلعه‌های خیبر." "علی در فتح مکه." "علی به تنهایی پیروزی را در نبرد حنین رقم زد." یک فصلی که ۴۰ صفحه ۵۰ صفحه ۶۰ صفحه. "علی فتح یمن را کامل کرد." "علی پیامبر را در نبرد تبوک به جای خود در مدینه گم نکرد." می‌آید جلوتر. غدیر. بعد "علی در بیماری رسول خدا و شهادتش". شهادت پیامبر. عنوان از اینجا به بعد داشته باشید: "علی از فروپاشی حکومت در دوران خلافت ابوبکر پیشگیری می‌کند." بعدی: "علی برای رویارویی با حرکت طلحه و مسیلمه برمی‌خیزد." دشمنان حکومت ابوبکر و عمر. "شاگردان علی فرماندهان نبرد یمامه." همه جنگ‌هایی است که علی از سرنگونی حکومت در روزگار عمر پیشگیری کرد. "فاتح خیبر، فاتح فلان، فاتح فلان." الان فقط چسبیده که این‌ها سقوط کنند. و همین‌طور می‌فرماید که بحث می‌کند و جلد بعدیش خیلی قشنگ است. من... آنجا در تک‌تک حکومت‌ها بحث می‌کند چه دفاع‌ها و کمک‌هایی رساند به ابوبکر، عمر و عثمان. ۲۰ صفحه، ۴۰ صفحه، ۵۰ صفحه، ۶۰ صفحه بحث عثمان هم دفاع می‌کند. بعد پیغمبر، ابوبکر حاکم شده. الان ضعفت چیست؟ ضعف حکومت؟ ضعف پیغمبر است؟ ضعف امیرالمومنین است؟ ضعف کیست؟ این ضعف یا قوت؟ بحث بشود. تحلیل بشود. از یک طرف می‌گویند: "مرگ بر دیکتاتور!" بیرونش. اگر دیکتاتور، دیکتاتور کسی که می‌آورد، می‌برد، نطق بکشد. توقع داری که چرا مثلاً استیضاحش نکردی؟ از کسی از دیکتاتور توقع استیضاح ندارد. چه جوری است که هم مظلوم است، هم دیکتاتور است؟ یا مظلوم که چه عرض کنم. بعضی می‌گویند ضعیف است. دیکتاتور نه، فلان و... یعنی چه؟ جلسه قبل صحبت کردیم از "کار خودشونه". روی این منطق خیلی منطقه جواب داریم. می‌دانم بله این‌ها یک سری مبانی دارد. بله این‌ها یک سری پیش‌فرض‌ها صحبت بشود و یک سری علت دارد که در مورد علت‌ها باید صحبت کنیم. به قول غربی‌ها "کانتکس" می‌خواهد. کانتکسش باید اول بنشیند توی آن پارادایم، توی آن کانتکس و طرح بحث بشود. وگرنه الان بنده می‌گویم من اصلاً پرهیز داشتم اسم روحانی را بیاورم، چون می‌دانستم همین واکنش‌ها نسبت به ایشان دو طیفی است که یا تند است که چرا اعدامش نمی‌کنند یا اینکه آدم نظام است. یعنی چیزی آن بینابین نداریم. خب توی این فضای تقابلی این‌شکلی نمی‌شود الان من بنشینم تبیین بکنم که این آدم از کجا آمده، چرا آمده؟ ولی چیزهای واضحی ما داریم. اگر قرار است دیکتاتوری بشود و آدم حکومت باشد، حکومت این را آورده. بدیهیات را بپذیریم. آن‌ها را بحث بکنیم. بحث مهمی است. آقای خامنه‌ای می‌آید می‌گوید که: "آقا من اگر برجام را آن‌ها پاره کردند، ما آتش می‌زنیم." این بابا منقلی تیکه به منقل و بافور و که مثلاً بیندازیم مثلاً آتش بزنیم. رهبری بعدش می‌آید می‌گوید که: "من یک وقتی گفتم که ضعف رهبری باشد زعفران." پس دیکتاتور نیست. پس آدم نظام نیست. از مجری سیاست‌های نظام است. این خیلی مهم است. شما اگر همین را قبول کنید، خیلی چیز درمی‌آورید. یک "فکت" جدی واقعی است. دیگر آخر آدم سیستم، جر زبان زد. آدم سیستم باید بیاید بگوید: "رهبری گفت آتش می‌زنیم، من اصلاً بنزینش را من می‌دهم." یک آدم سیستم تصور می‌کند.

جواب بدهم؟ ببخشید. الان یادم آمد. من مادر خودم... نه، رسانه زمان رضا شاه. اصلاً بی‌حجابی دلیل بر شهوت نیست. ریشه کجاست؟ نماز شب‌خوان داریم. الان همکار... ریشه به خاطر رنج اقتصاد می‌خورد. و کارهای درست از سیاست‌های خودمان انجام دادیم، کار به اینجا کشید. من حرفم این است که این یک بیماری است. خب طرف یک ابزاری شده برای آن مهم‌ترین قسمت کانون خانواده. تمام. زمان رضا شاه زمان کلاس مکتب و اخلاق بود. اینجا چند کار است. ممنونم از شما. جانم؟ سوال من این است که توی این بحث ما چیست؟ یعنی شما الان می‌خواهید... چشم. ما بحثی که داشتیم، اصل بحثمان این بود. جلسه چهارم فکر می‌کنم باشد. ما چهار جلسه قبل‌تر که شروع کردیم، سوالاتی داشتند دوستان نسبت به حاکمیت و مسائل این شکلی. و بنده عرض کردم که این چالش‌های شما با پاسخ اینکه چرا اینستاگرام فیلتر شده و فلان و این‌ها پاسخ پیدا نمی‌کند. شما سوالاتتان سوالات عمیق تر است. از کجا معلوم که اصلاً اسلام ترکیه، اسلام واقعی نباشد؟ اسلام ما اسلام دروغ است؟ این سوال واقعی. این سوال عمیقت است. و از این عمیق‌تر هم شما سوال داری. بگذار ما برویم سراغ اصل آن قضایایی که آنجا ما درگیری و نزاع داریم. آنجا ابهام از آنجا شروع کنیم. سر خرده‌ریزها زن کرامتش حفظ نشده، مشکل فلان داریم. توی اداری برخورد می‌کند آنجا. این‌ها همه سیر بحث و فهرست بحثمان که یک کمی جلسه اولشان بود، طبعا حالا عرض کنم خدمتتان که ما احترام قائلیم برای عزیزانی که توی جلسه هستند و می‌شنویم همه مطالب را، نکات را، سوالات را، انتقادات را. و اساساً اینجا نشسته‌ایم برای اینکه با هم گفتگو بکنیم و بنا نبوده به اینکه ما مثلاً بخواهیم سخنرانی یا منبر گفتگو بکنیم. و این سوال‌ها و چالش‌های دوستان، بنده خیلی برایم ارزشمند است. اگر این‌ها نباشد، احساس می‌کنم جلسه دارد تلف می‌شود. گفتگو بکنیم، نه این بازنمایی نظرات دیگران باشد. باید با همدیگر به گفتگو مشترک برسیم، به پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای برسیم. سوالاتی که دوستان دارند توی بحث حجاب و علل بی‌حجابی این‌ها بحث‌هایی است که عوامل متعددی. مطالبی که دوستان گفتند، خود همین مطالب اگر جمع‌بندی بشود، مطالب از زوایای مختلف که گفته شده، خود همین‌ها خیلی به بحث رسانه کمک می‌کند. فامیل شریف. آیا تقی‌زاده بحث لجاجت را مطرح کردند که یک آسیب تربیتی، یک در واقع سوء تربیت است، نه عواملی توی بحث حجاب. مشکل اقتصادی را خواهرمان مطرح کرد. این‌ها عواملی است. یکی، دو تا، سه تا، پنج تا، ۱۰ تا. به خیلی عوامل ما می‌توانیم برسیم. بعد اگر رفتیم این‌ها را تحلیل کردیم، به این مبانی کلیدی‌تری می‌رسیم. بنده حرف آخرم را اول بزنم و بعد توی جلساتی در مورد این گفتگو بکنیم.

بنده فکر می‌کنم بر اساس قرآن، منشا همه گرفتاری‌ها، مشکلات، آسیب‌های جسمی و روحی، دنیوی و اخروی، فکری، اعتقادی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظام و حکومت، طاغوت است. اثباتش می‌کنم. ولی توی بیست سی جلسه باید بنشینیم کلمه به کلمه قرآن. بنده بیش از ۱۰۰ صفحه متن المیزان برایتان آورده بودم، هایلایت کرده بودم. جمله به جمله. فرمود: "سعادت شما در گرو اطاعت نکردن از این‌هاست. در گرو تقابل با این‌هاست. در گرو کفر به این‌هاست." "من یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله." فقط استمسک آن را نگه دارد. حتی ایمان به خدا هم نه. کفر به طاغوت به علاوه ایمان به خدا. ما الان ایمان به خدا را تا حدی توی جامعه‌مان داریم. کفر به طاغوت ضعیف است. این آقای روحانی را هم که گفتم از همین منبع است. با یکهو یک کسی می‌آید جاده واکن می‌کند. طاغوت می‌شود. مجری طاغوت می‌شود. بعد کارهایش به اسم نظام الهی تمام می‌شود. به نام اسلام تمام می‌شود. این خیلی فاجعه بزرگی است. به عمامه و ریش قشنگش کار گره می‌خورد. این‌ها می‌شود آقا حکومت آخوندی و تصمیمات نظام و اسلام و تبیین بکنیم. و اولاً به نظرم ما الان نیاز به تبیین اسلام نداریم. یک کمی گوش‌هایمان پر است. اشباع شده‌ایم از اسلام زیاد. نیاز به تبیین طاغوت داریم. این را کم شنیده‌ایم. بنده می‌توانم قسم بخورم آیاتی که در مورد طاغوت داریم، خود شماهای عزیزان که توی جلسات هستید، شاید بعضی از شما عزیزان که تاج سر بنده هستید، ۵۰ ساله که پا منبری و اهل جلسه هستید. می‌توانم قسم بخورم خود شماها تا حالا این مطالب را نشنیده‌اید. در حالی که یکی دو تا آیه نیست. شاید ۵۰ ۶۰ ۷۰ تا آیه توی این زمینه در قرآن داریم. معرفی اهل کتاب، معرفی یهود، معرفی نصارا، معرفی طاغوت. نحوه تعامل با آن‌ها. نحوه برخورد با این‌ها. معرفی دقیق و جزئیاتی که در مورد این‌ها قرآن معرفی کرده. عجیب‌غریب است. علامه طباطبایی می‌فرماید که استرس دارد. دیگر نمی‌دانم عرض کنم خدمتتان که یک سری عوامل هست ما اصلاً این‌ها را به حساب نمی‌آوریم. مشکل اقتصادی، لجاجت، رسانه، فلان. یک رکن یکهو می‌آید توی قضیه‌ای قرآن رویش دست می‌گذارد. به حساب نمی‌آوریم. من یکیش را می‌خواهم برایتان بگویم که بنده از علامه طباطبایی نقل می‌کنم. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان که بنده الان اینجا دارم، متنش را آماده کرده بودم برایتان. روی طاغوت. یکی از ویژگی‌های برجسته طاغوت و نظام تربیتی و فکری و اعتقادی طاغوت که دست می‌گذارد روی غرب خصوصاً. ایشان توی یک جمله که این پدر بشریت را درآورده، ساختار تربیتی کل دنیا را به لجن کشیده که این کلمه الان در ایران مقدس است: اعتماد به نفس. اعتماد به نفس. کتاب می‌خواند در مورد موفقیت، اعتماد به نفس، پیشرفت. این سرچشمه کفر است. باید مفصل بحث بکنیم. چشم، چشم. ما ان‌شاءالله دو ساعت اول جلسه بعد را ارائه می‌کنیم. خدا خیرتان بدهد. ان‌شاءالله ساعت پایان گفتگو خوب است برای جلسه بعد. این مطلبی که گفتم اعتماد به نفس صحبت کردیم. بله.

حالا شما ببینید ساختار تربیتی ما. ما اساساً به کسانی توی انتخابات دقت بکنید. ببینید مشکلات اصلاً به آن‌ها پرداخته نمی‌شود. ما اساساً توی رای دادن‌هایمان خب چرا مثلاً یک تعدادی رای می‌آورند؟ تحلیل بشود چه کسانی رای می‌آورند. می‌خواهم یک دورنمایی از بحث بعدی بگویم. یک اشتیاقی پیدا کنید نسبت به جلسات بعد. ببینید اصل بحث‌ها را باید کار بکنیم. مثلاً فرهنگ عمومی ما توی انتخابات‌ها، توی مناظرات به کسی رای می‌دهد که اعتماد به نفس بالاتری داریم. این‌ها یک سری بافت‌های فاسد فکری و تربیتی است. میکروب اصلی که کل این ساختار را به هم ریخته، از ریشه کافر کرده. بعد آمده چهار پنج مرحله بعدتر خورده به آسیب‌های تازه از آنجاها داریم شناسایی می‌کنیم. جدی است. ما نظام تربیتیمان مشکلات جدی دارد. نظام رسانه هم مشکلات جدی دارد. کار بشود. برویم سراغ اصل ریشه. اصل مسئله از آنجا شروع کنیم. بیاییم پایین. قدم به قدم. ببخشید اگر خلاصه جلسه امشب از جانب بنده مغز و کمبود و مشکل و هرچه که بود، به بزرگی خودتان ببخشید. ان‌شاءالله جلسه بعد بحث توی ادامه آیت‌الکرسی با عزیزان شروع خواهیم کرد. عنوان جلسه هم از جلسه بعد می‌شود طاغوت‌شناسی. ما چندین جلسه بحث خواهیم داشت خصوصی. این چند وقت یک چیزی که خیلی اذیت می‌کند قشر مذهبی و حزب‌اللهی ما را، از بزرگان قم صدایی را خیلی نمی‌شنویم. توی سایت‌هایشان خبری شاهچراغ یا واسه مسائل دیگر صحبت کردند؛ ولی چیزی که بخواهند رد کنند این جریانی که دارد تخریب می‌کند یا واسه سقوط است. تحلیل مفصلی دارد. باید علما را سه دسته تقسیم بکنیم و نسبت به یک دسته از علما توقع موضع‌گیری و این‌ها داریم. نسبت به دو دسته توقع موضع‌گیری نداریم. نسبت به یک دسته تشویق می‌کنیم به عدم موضع گیری.

خب اگر مطلبی عزیزان دارند. کنار به طاغوت می‌پرداختیم. کفرشان است دیگر. سیره‌نامه امیرالمومنین آقا. یکی من احساس می‌کنم جای این مطالب خیلی خالی است. بله، کتابخانه‌ای دارم ۶۰۰۰ جلد کتاب تویش است. مصیبتی هم داریم سر اسباب‌کشی. از یک جایی به بعد دیگر دیدیم کتابخانه توی خانه جا نمی‌شود. رفتیم یک جای دیگری. بانی پیدا شده. یک خانه‌ای در اختیار ما گذاشته. عرض کنم که برای این موضوع رفتم کتاب‌های خودم را هم زدم. ببینم چند تا کتاب با موضوع کفر به طاغوت دارم. دیدم توی این ۶۰۰۰ جلد یک دانه کتاب با این موضوع نداریم. بعد دیدم اصلاً توی اینترنت هیچ کتابی به این موضوع نداریم. یعنی یک بحث عمیق ریشه‌ای که قرآن سعادت را در گرو این دانسته و این همه آیه در مورد این موضوع صحبت کرده. حتی در حد طرح موضوع. یعنی یک منبری، یک جلسه‌ای، سخنرانی. چرا این جوری است؟ دستی توی کار است؟ خودشون است؟ چیست قضیه؟ به نظرم جای این بحث‌ها خالی است. ادبیات حق به جانبی که ما حقیم آن‌ها طاغوتند. واقعاً بنشینیم کلمه آنالیز کنیم. بررسی کنیم. واقع‌گرایانه ببینیم اصلاً طاغوت یعنی چه. حالا بنده ان‌شاءالله جلسه بعد شروع کنم. اول جلسه می‌خواهم از عزیزان بپرسم. شما ۱۰ تا ۲۰ تا مولفه برای طاغوت بگویید. بدون اسلام و قرآن. به نظر شما آنی که توی ذهن شماست طاغوت چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ چی می‌گوید؟ بعد برویم پیدا بکنیم مصادیقش را. این خیلی اتفاقات بزرگی به نظرم رقم می‌زند. این جلسه مورد رضایت امام زمان بوده باشد و توجهات امام زمان شامل حال همه‌مان بشود. تعجیل در فرج آقا امام زمان و شادی...
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات چالش پیش فرض‌ها