متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا مصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
بحث نیت را جلسه‌ قبل از کتاب عرض کردیم. چون مطلب زیاد است و بحث شاکله ـ در واقع کلیت مبحث شاکله‌ ـ همین بحث نیت است و ممکن است دیگر فرصت دیگری پیش نیاید که بیشتر درمورد این صحبت کنیم. بحثی حیاتی و سرنوشت‌ساز است در وضعیت برزخی ما و در وضعیت ما پس از مرگ. لذا به این نتیجه رسیدیم، تصمیم این شد که این جلسه را هم درباره‌ نیت صحبت بکنیم و کلِ وقت امروز را ان‌شاءالله به بحث نیت بگذرانیم.
روایات بحث نیت خیلی زیاد است. یک جلسه یک ساعت‌ونیمه کفایت نمی‌کند. لااقل یک دهه بحث لازم دارد برای اینکه ظرایف و ریزه‌کاری‌ها و لطایف گفته شود. فعلاً تعدادی روایت را تقدیم می‌کنم از کتاب «میزان الحکمه»، جلد دوازدهم (عربی)، صفحه‌ی ۵۰۴.
دوستانی که درخواست سیر مطالعاتی دارند برای آشنایی کلی و ارتباط با دین، بنده دو تا میزان را معرفی می‌کنم: «میزان الحکمه» و «المیزان». اول کتاب «میزان الحکمه». این ۱۵ جلد اگر خوانده شود، یک دور مسائل دین فهمیده می‌شود. خیلی کتاب شریفی است و تفسیر المیزان هم همین‌طور است؛ روایات و این آیات، عمق پُشت‌سرش و آن نظام هماهنگی که اینها را به هم متصل می‌کند چیست. البته تفسیر المیزان نیاز به مقدماتی دارد. یک دو سه جلسه‌ای روش ورود به المیزان را عرض کردیم. یک چهار پنج جلسه‌ای هم مباحث روش‌شناسی المیزان را و شصت هفتاد جلسه‌ای هم یک سری بحث‌های کلی درمورد المیزان داشتیم که منتشر نشده. رفقا دارند روی آن کار می‌کنند که منتشر شود و تفسیر شریف المیزان...
اینهایی که دنبال دین می‌گردند ـ عرض کردم بنده نه با حوزه موافقم، نه با دانشگاه. هر دوتا چیزهای فرعی و بالاخره هر دوتا هم افرادی باید توش باشند، کار بکنند ـ آن چیزی که مهم است آشنایی با معارف الهی است. معارف الهی هم اگر کسی می‌خواهد تو المیزان و بخش خوبی و بخش وسیعی از معارف هم تو همین «میزان الحکمه» است. در «میزان الحکمه» باب نیت باب مفصلی است. چندین روایت داریم. خیلی روایت خوبی است. می‌خوانم ان‌شاءالله تک‌تک ببینیم که تو روایات درمورد نیت چست.
نوبت اول، از پیامبر اکرم (ص) فرمود: «یُحشَرُ النّاسُ عَلَی نِیّاتِهِم». مردم روز قیامت حشرشان بر اساس نیت‌هایشان است. درجه‌بندی مردم، رتبه‌بندی مردم، کلاس مردم در قیامت به حساب نیت است. حتی عمل هم چون عمل هم باز خودش زمینه‌ساز نیت است.
علم قرار است از آن نیت یعنی هسته‌ مرکزی ساخته شود؛ نواه به هسته می‌گویند. این انرژی هسته‌ای را می‌گویند: «القوة النوویة». نوویه یعنی هسته‌ای، نواه یعنی هسته. این هسته، هسته‌ مرکزی عمل است. از تو این هسته درآمده. این می‌شود نیت. آن هسته‌ مرکزی عمل ما که از تو دل این عمل درآمده است، این می‌شود نیت.
مردم روز قیامت حشرشان بر اساس نیت است. «مَن أَحَبَّ شَیئاً حُشِرَ مَعَهُ»، هر کسی با چیزی محشور می‌شود که دوست دارد و علاقه دارد. خب آن‌ور حشر را فرموده با کسی که علاقه داری، باز می‌گوید حشرت با امامت است. اینها همش یکی است؛ تفاوتی بین اینها نیست. یعنی تعلقات ما، اتصال ما، ولایتی که پذیرفتیم، اینها همش باعث می‌شود که هسته‌ مرکزی عمل ما شکل بگیرد. انگیزه‌ ما از عمل را شکل می‌دهد.
آن باوری که درون عمل نهفته است، این می‌شود نیت. یک‌وقت بنده یک حرف صادقانه می‌زنم به خاطر اینکه می‌ترسم قانون بفهمد که من دروغ گفتم، جریمه می‌شوم. اینکه ما گول می‌خوریم همین است دیگر. بعضی بندگان خدا ساده‌لوح می‌روند چهار تا غربی را ـ همه را نه، چهار تا غربی را ـ می‌بینند. مثلاً این چهار نفر نشان داده چیزهای جالبی هم نشان می‌دهد که مثلاً تو چه وضعیتی اینها صادقانه رفتار می‌کنند، تو چه وضعیتی دروغ می‌گویند. یک برق قطع می‌شود، دوربین از کار می‌افتد. چقدر جنس دزدیده می‌شود تو یک ساعت، در ژاپن و در انگلیس و در فرانسه و جاهای دیگر. حالا مثلاً دو تا را دیده تو خیابان که اینها دزدی نمی‌کنند، دروغ نمی‌گویند. گول می‌خورد.
بنده غافل از اینکه اصلاً اولاً بر فرض که این‌طور باشد که اصلاً خود همین مقبول نیست و صدها دلیل داریم. بهترین دلایلش هم همین دوربین مخفی است. صدها دلیل داریم که این‌طوری نیست و عمده‌شان این شکلی نیستند. بر فرض اصلاً همه‌شان این شکلی باشند... برای خدا عمل مهم نیست، برای خدا نیت مهم است. نیتش از راستگویی چیست؟ نیتش این است که از قانون می‌ترسد؟ نیتش این است که می‌خواهد به او هم راست بگویند؟ خب اینها که فایده ندارد. این نیت اصلاً حضوری در ملکوت ندارد. این نیت از جنس ماده است. نیت این است که به قانون عمل کنیم که زندگی‌مان خوب شود. اگر همه به قانون عمل بکنیم مثلاً ترافیک نمی‌شود. ترافیک مریض است. اثر ملکوتی تو اصلاً عمل را بالا نفرستادی که بخواهی در بالا اثری از او ببینی. تو این عمل، این هسته را اصلاً تو خاک نکاشتی. مهم این است که تو خاک چیزی بکاری. آنجایی که بکاری اثرش را از آنجا می‌بینی.
پس این نیت تو هر مرتبه‌ای که باشد اثرش را از همان‌جا آدم می‌بیند. بسیاری از کارهای خوب را خیلی‌ها انجام می‌دهند. تو، اگر دیدی کسی مثلاً فرصت گناه جنسی برایش فراهم می‌شود، آلودگی پیدا نمی‌کند، برادر گول نخوری! اثر بی‌عرضگی‌شان است که کاری نمی‌کنند. دست به بیت‌المال می‌برد و یک پول کلانی هم جلو دستش است، دزدی نمی‌کند. گول نخوری! اثر بی‌عرضگی‌اش است.
«شَهَواتُ النّاسِ مُختَلِفَةٌ» (روایت از امام رضا علیه السلام)، مردم شهواتشان فرق می‌کند. بعضی‌ها «مَن تَرَکَ الدُنیا، لِلدُنیا». این را ترک می‌کند که مسئول شود، رئیس شود، بقیه ببینند، تشویقی بهش بدهند، فلان بکنند. اینها پیش خدا اثری ندارد. اثرش همانی است که انسان می‌خواهد تو عالم پایین.
روز قیامت حشر ما بر اساس نیت است. مرتبه‌ وجودی ما را چی شکل می‌دهد؟ نیت ما شکل می‌دهد. اینکه پرونده‌ ما تو کدام آسمان باشد، بستگی به چی دارد؟ این درجات آدم‌ها به چی است؟ خدا خیلی حال کرده یکهو فرستاده بالا، بعضی‌ها هم خوشش نیامده، فرستاده پایین؟ نه! درجات آدم‌ها به نیت است.
گرفتار این هم نشوید. «من نمی‌دانم خانه‌دارم، من نمی‌دانم طلبه نیستم و من نمی‌دانم استاد در دسترسم نیست.» نیت را همه ما دارند. آن هم که استاد دارد، آن هم که استاد ندارد؛ آن‌که خانه‌دار است، آن‌که بچه زاییده است، آن‌که بچه شیر می‌دهد، آن‌که نماز می‌خواند، آن‌که نماز نمی‌خواند (من چکار کنم که مثلاً ماهی ده روز نماز ندارم، مثلاً چه می‌دانم)، آن یکی می‌گوید که من روزه نمی‌توانم بگیرم، آن یکی می‌گوید که من نمی‌دانم حج نمی‌توانم بروم، آن یکی می‌گوید من اعتکاف نمی‌توانم بروم، پدر و مادرم راضی نمی‌شوند من از خانه بیرون بروم، من اصلاً هیئت نمی‌توانم بروم، من درس اخلاق نمی‌توانم بروم. اینها همه در صورت اعمال است. بر فرض هم که ما در صورت اعمال کم‌وکاستی داشته باشیم مشکلی نیست.
هیچ‌کس در مسیر نیت راه برایش بسته نیست، ابداً. هیچ‌کس، احدالناسی! شما آسیب قرآن مثال می‌زند دیگر: «ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِفِرعَون». خدا زن فرعون را برای شما مثال زده دیگر. تو شرایط بگی و ببند و سخت‌تر از این آدم دیگر در طول تاریخ پیدا نمی‌کنید که اگر تو شهر کسی مؤمن می‌شد، فرعون ذی‌الاوتاد به میخ می‌کشید، دست و پایش را به میخ می‌کشید دیگر. بعد تو خانه‌ فرعون: «رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ».
می‌شود آدم همنشین فرعون باشد، تو خانه‌ فرعون باشد، فرعون سر به بالشش بگذارد، در یک بستر باشد، با هم زندگی بکنند و این برود لقاءالله. این باشد که «إِمَامِ النَّارِ» که می‌فرماید؛ امام جهنمی یکی باشد، امام مؤمنین یکی دیگر باشد که خدا مثال بزند برای مؤمنین. یک زن و شوهر، یکی‌اش بشود امام کفار که کفار را ببرد تو جهنم، یکی می‌شود امام مؤمنین که مؤمنین از او یاد بگیرند که بهشتی بشوند. به چی برمی‌گردد؟ آسیه مگر می‌توانست راحت عبادت بکند در خانه‌ فرعون؟ قطعاً نه.
فهمیده شد که تو این فضاهاست. گرفت و کُشتش، شهیدش کرد. به چی است؟ آسیه بود که تو این مسیر قرار گرفت؛ به نیت.
ما با نیت خیلی کارها می‌توانیم بکنیم. خیلی کار خوبی است. نیت این است که نیت ریا ندارد، اصلاً صورت ندارد. دچار خیلی از آفت‌هایی که عمل دچارش می‌شود، نیت نمی‌شود. و خیلی وقت‌ها بدن توان ندارد، ولی نیت هنوز در آن اعماق خودش نهفته است. آن اوج خودش را دارد، آن ارتفاع را. با نیت خیلی کارها می‌شود کرد و خیلی خیلی جالب است. به این بحث‌های ما هم ربط دارد.
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «إِنَّ اللَهَ تَعالی لا یَنظُرُ إِلی أَجسامِکُم». خدا به جسم شما نگاه نمی‌کند. «وَ لا إِلی صُوَرِکُم»، یعنی به قیافه‌هایتان نگاه نمی‌کند. «وَ لا إِلی أَحسابِکُم»، به حسب و نسبتان هم نگاه نمی‌کند. «وَ لا إِلی أَموالِکُم»، به اموالتان هم نگاه نمی‌کند، «وَ لَکِن إِلی قُلوبِکُم». خدا به دلتان نگاه می‌کند.
خدا به دل کار دارد؟ به دل کار دارد یعنی به چه دل کار دارد؟ صدام می‌گوید من دلم پاک است. فرعون هم می‌گوید من دلم پاک است. من تو دلم خوب است. من به کی کار دارد؟ «فَمَن کانَ لَهُ قَلبٌ صالِحٌ تَحَنَّنَ اللَهُ عَلَیهِ». کسی که دل پاک داشته باشد، خدا بهش مهربانی و رحم دارد. دل پاک خاصیتش چیست؟ نیت پاک دارد.
دل پاک؟ الان همه اینهایی هم که دزدی و گرگی می‌کنند و ماسک نمی‌فروشند، احتکار می‌کنند و پدر ملت را درمی‌آورند، خون ملت را تو شیشه می‌کنند، همه ادعا دارند که دلشان پاک است، دلشان خوب است، اصلاً محبت از دل اینها می‌بارد. محبت را کجا می‌شود دید؟ آن کسی که الان اجاره را نمی‌گیرد از مستاجرش، آن کسی که تحت فشار قرار نمی‌دهد، آن کسی که رحم می‌کند، آن کسی که درک می‌کند، آن کسی که قیمت‌هایش را بالا نمی‌برد. این می‌شود نیت پاک. این می‌شود دل پاک. این دل پاک دارد. دل می‌سوزاند برای بقیه. این مهم است.
این ارزش عمل هم اتفاقاً این است که نیت برای آدم می‌آورد. یعنی قیمت عمل اینجا فهمیده می‌شود که نیت آدم را خوب کند و نیت آدم را پاک. عمل لطافت ایجاد می‌کند تا آدم بتواند یک نیت سطح بالاتر داشته باشد. نیتش را ارتقا بدهد. خود عمل به خود خودش ارزش آن‌چنانی ندارد. عمل فقط خوبی‌اش این است که صورت می‌شود. عمل شما تبدیل می‌شود به سیب، گلابی، کاسه، بشقاب. تبدیل به این می‌شود. صورت بهشتی می‌شود برای ما. سیرت بهشتی چیست؟ سیرت بهشتی نیت است.
ما یک سیرت بهشتی داریم، یک صورت بهشتی داریم. سیرت بهشتی را نیت ما شکل می‌دهد. صورت بهشتی را عمل. جهنمی‌ها هم یک سیرت جهنمی دارند، یک صورت جهنمی. صورت جهنمی را صورت گناه، ظاهر گناه تشکیل می‌دهد. سیرت جهنمی نیت گناه است. هفتاد سال گناه کرده ولی می‌خواسته هفتاد هزار سال گناه کند. به اندازه‌ هفتاد سال صورت گناه درست کرده. مقدار گناهی است که انجام داده، تو جهنم می‌بیند. بابت آن نیت ابدی می‌ماند. می‌خوانم تا ابد در جهنم. می‌خواسته تا هست گناه کند، تا هست ظلم کند، تا هست شرارت کند. بابت این، این سیرت، سیرت جهنمی است.
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «الاعمالُ ثِمارُ النِیّات». عمل خودش چیست؟ میوه‌ نیت است. پس ما از عمل نیت می‌خواهیم. از نیت هم عمل می‌خواهیم. این دو تا از همدیگر جدا نیستند. یعنی هر کدام قوی‌تر می‌شود، آن یکی رشد می‌دهد که دیروز درموردش فرمود: «قِیمَةُ الرَّجُلِ عَلی قَدرِ هِمَّتِهِ». قیمت آدم، اندازه آدم، اندازه چیست؟ اندازه‌ همتش است. خب عمل، «علی قَدرِ نِیّتِه». همت یعنی چی؟ یعنی آن قله‌هایی که تو می‌خواهی بروی فتح بکنی.
یک‌وقتی همین که من فقط این اسمم روی کتاب باشد و کتابم کتاب پرفروش بشود و تو تلویزیون اعلام بکنند و روی قبرم بنویسند: مؤلف فلان کتاب. همت من این است. یک همت یک کسی می‌شود مثل شهید تهرانی مقدم. همتش این است که می‌گوید روی قبر من بنویسید: اینجا قبر کسی است که می‌خواست اسرائیل از صحنه‌ روزگار محو شود. همت!
همت کسانی است که می‌خواهند ریشه‌ ظلم را بکنند. ریشه‌ ظلم. همت عالی است. این همت امیرالمؤمنین (ع) است که چون بحث‌های جهادی، جهانی، عرض کردم روایاتش را خواندم از نهج‌البلاغه که حضرت به فرماندارشان فرمودند که من از خدا می‌خواهم روی زمین بمانم و این معاویه را از روی زمین، این ظالم را از روی زمین، زمین را از این آدم ننگین تطهیر می‌خواهم کنم. ریشه‌ ظلم را بکنم. این همت امیرالمؤمنین (ع) است. ریشه‌ ظلم کنده بشود.
در همت برای آدم نیت می‌آورد. آدم از کارهایش چه نیتی دارد؟ به اندازه‌ هم عمل است، «علی قَدرِ» عمل. روایت دیگر، «لا عَمَلَ»؛ من دیگر حالا خیلی‌ها را عربی‌اش را نمی‌خوانم چون خیلی روایت داریم. «لا عَمَلَ لِمَن لا نِیَّةَ لَهُ»؛ عملی نیست برای کسی که نیت ندارد.
حضرت امیرالمؤمنین (ع) در نامه‌ی ۳۱ نهج‌البلاغه می‌فرمایند که من شروع کردم به ادب کردن تو و تو در حالی هستی که اول زندگی‌ات هستی و داری می‌روی به سمت پیری و به سمت فرسودگی. الان تا نوجوانی شروع کردم تربیت تو. «وَ أَنْتَ بِسَلامَةِ النِّیَّةِ وَ نَظَافَةِ النَّفْسِ». تا نوجوانی، نیت پاکت، نیت پاکی داری. هرچی سنت بالاتر می‌رفت، نیت‌هایت خراب می‌شد. این همین آدم تا نوجوان است، برای اصلاح نیت هرچی نوجوان‌تر و جوان‌تر است، فرصت بیشتر دارد برای اصلاح نیت. هرچه سن بالاتر می‌رود برای اصلاح نیت کار سخت است.
«لا عَمَلَ إِلّا بِالنِّيَّةِ». فرمود: «لا يَضْعُفُ بَدَنٌ عَمّا قَوِيَتْ عَلَیْهِ النِّيَّةُ». بدنی ضعیف نیست از آنچه که نیت برایش قوی است. یعنی بدن فرسوده می‌شود، ضعیف می‌شود. نیت که فرسوده نمی‌شود. نیت که دست و بال آدم برایش بسته نمی‌شود. آدم دیگر کربلا نمی‌تواند برود. پیر می‌شود، خسته می‌شود، ضعیف می‌شود. یکی باید ویلچرش را بگیرد، ولی با نیت با نیت شما صبح تا شب کربلا و هزار تا کار می‌توانی بکنی. آنجا عالم محدودیت نیست، عالم ضعف نیست. عالم امام صادق علیه السلام این را وقتی که چند بار خواندم متن عربی‌اش را...
امام صادق (ع) فرمودند: «إِنَّما خَلَّدَ أهلُ النّارِ فی النّارِ لِأَنَّ نِیّٰاتِهِم کٰانَت فِی الدُّنیا لَو بَقُوا فِیها أَبَداً أَن یُعْصُوا اللّٰهَ أَبَداً». چرا جهنمی‌ها در جهنم خلود دارند، هستند همیشه؟ چون نیتشان وقتی تو دنیا بودند، این بود که اگر تو دنیا تا ابد ماندند، تا ابد معصیت کنند. «وَ إِنَّما خَلَّدَ أَهلُ الجَنَّةِ فِیٰها لِأَنَّ نِیّٰاتِهِم کٰانَت فِی الدُّنیا لَو بَقوا فِیها أَبَداً أَن يُطیعُوا اللّٰهَ أَبَداً». چرا بهشتی‌ها تا ابد تو بهشت‌اند؟ تا وقتی هستند تو دنیا، خدا را اطاعت می‌کنند. «فَبِالنِّیّٰاتِ خُلِّدَ هٰؤلاءِ وَ هٰؤلاءِ». با نیت‌هایشان این دو تا خالد شدند، به خلود رسیدند. آن ها تو جهنم خلود دارند، این ها تو بهشت خلود. «عَلی شاکِلَتِه» یعنی «عَلی نِیَّتِه». هسته‌ مرکزی شاکله‌ی ما را هم نیت ما شکل می‌دهد که بحث شاکله ـ بحث اصلی ـ را فرمود:
«النِّیَّةُ أَفضَلُ مِنَ العَمَلِ وَ اَنَّ النِّیَّةَ هِیَ العَمَلُ». اصلاً نیت خودش عمل است. چه جور عملی است؟ دیروز توضیح دادم: عمل جوارحی عمل جوارحی نیست، عمل قلبی است.
بعد فرمود که این روایت خیلی زیباست از امام رضا علیه السلام. امام رضا علیه السلام چند صد متر آن‌ورتر از ما؛ چند بلکه چند کیلو، چند هزار کیلومتر از ما دور است. روز قیامت که می‌شود: «اَوْقَفَ الْمُؤْمِنَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ»، مؤمن را پیش خدا، در محضر حق‌تعالی نگه می‌دارند. «فَیَکُونُ هُوَ الَّذِی یَتَوَلَّی حِسَابَهُ»، خدا خودش متولی حسابرسی این عبد می‌شود. «فَیَنْظُرُ فِی صَحِیفَتِهِ»، او به پرونده‌اش نگاه می‌کند. «فَأَوَّلُ مَا یَرَی سَیِّئَاتِهِ»، اولین چیزی که می‌بیند گناه است. «فَیَتَغَیَّرُ لِذَلِکَ لَوْنُهُ»، رنگش می‌پرد (که تو این کتاب همین‌طوری بود دیگر، اول سیئاتش را و ...) «وَ تَرَعَّدُ فَرَائِصُهُ»، ستون‌های بدنش شروع می‌کند لرزیدن. «وَ یَفْزَعُ نَفْسُهُ»، خیلی می‌ترسد. «ثُمَّ یَرَی حَسَنَاتِهِ»، بعد خوبی‌هایش را می‌بیند. «فَتَقَرُّ عَیْنُهُ»، چشمش روشن می‌شود. «وَ تُسَرُّ نَفْسُهُ»، خوشحال می‌شود. «وَ تَفْرَحُ رُوحُهُ»، روحش، دلش باز می‌شود. «فَرْحَةً شَدِیدَةً». ثواب‌هایی که خدا بهش داده، فرحش خیلی شدید می‌شود.
خدای متعال به ملائکه می‌فرماید که: «هَلُمُّوا الصُّحُفَ الَّتِی فِیهَا الْأَعْمَالُ الَّتِی لَمْ یَعْمَلُوهَا»، بروید آن پرونده‌ها را بیاورید که توش اعمالی انجام داده است که آن اعمال را انجام نداده است. پرونده‌هایی که توش عملی انجام داده که عملش را انجام نداده است. یعنی چی؟ «قَالَ فَیُقْرِءُونَهُ»، می‌روند، می‌آورند، قرائت می‌کنند. بعد می‌گویند: «بِعِزَّتِکَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ أَنَّا لَمْ نَعْمَلْ مِنْهَا شَیْئاً»، به عزتت قسم، تو می‌دانی که ما این کارها را اصلاً نکردیم. بله، راست می‌گویید: «نَوَیْتُمُوهَا»، نیتش را کردی، «فَکَتَبْنَاهَا لَکُمْ»، برایت نوشتیم. «ثُمَّ یُثَابُونَ عَلَیْهَا».
حالا اینها که می‌روند شب ها ضدعفونی می‌کنند، رسیدگی می‌کنند، پرستاری می‌کنند، پول می‌دهند، کمک می‌کنند، خدمات می‌دهند... رسیدگی ما، نیت همه اینها را همین الان با قلبمان داریم. از کار اینها خوشحالیم، برای اینها دعا می‌کنیم، راضی‌ایم به کار اینها. اگر همین الان قلب تصدیق بکند، نیت باشد، همه اینها را تو پرونده‌ی ما می‌نویسند. حالا اگر کسی هم نیت دارد، هم عمل را انجام داده است، آن قطعاً برتر است. نگوییم که: خب آن بدبخت دارد می‌رود زحمت می‌کشد، ما اینجا تو لاو کرسی نشسته‌ایم؟ نه! اگر هم نیت باشد، هم عمل باشد، قطعاً وضعیت فرق می‌کند. البته خود نیت هم کار ساده‌ای نیست. خود نیت هم کار ساده‌ و توهمی نیست. و خدا هم یک جاهایی محک می‌زند ما را که ببیند واقعاً چقدر نیت دارید.
دویست تومان پول بده به فلانی که کمک بشود. بله، حرف خالی که نمی‌شود. ذهنی نیست، قلبی است؛ یعنی واقعاً قلب بخواهد و یک اقدامی، یک حرکتی، یک تحرکی.
بحثی را تو «میزان الحکمه» از صفحه‌ی ۵۰۷ درمورد شاکله مطرح کرده است که من اینجا بحث شاکله‌اش را نمی‌خوانم. ان‌شاءالله درمورد شاکله هر وقت صحبت کردیم، این چند صفحه‌ مطلبی که مطالب خوبی هم هست درمورد شاکله ـ که حول‌وحوش هفت هشت صفحه است ـ ان‌شاءالله آنجا می‌خوانیم.
نکته‌ بعدی این است که جایگاه نیت خیلی مهم است. عمل شما را برمی‌گرداند به نیتت. نیتش را داشتی یا نداشتی؟ آن چیزی که از عمل می‌خواهی بهت می‌دهند. چی می‌خواهی از این؟ می‌خواهی با این عمل کجا بروی؟
فرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ». اعمال را به نیت‌ها حساب می‌کنند. هر آدمی سهمش به نیتش است. «فَمَنْ کَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ». هرکی مهاجرتش به خدا و رسول باشد، هجرتش به خدا و رسول است. «وَ مَنْ کَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَی دُنْیَا یُصِیبُهَا»؛ هرکی هجرتش به دنیا باشد که به دنیا برسد «أَوِ امْرَأَةٍ یَتَزَوَّجُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَی مَا هَاجَرَ إِلَیْهِ». هرکه هجرتش به زنی باشد که گیرش بیاید، هجرتش به همانی است که به سمتش حرکت کرده است.
دانشجو دانشگاه می‌رود برای اینکه... ایام امتحانات طرف می‌گفت که ما آمدیم اینجا ازدواج کنیم. برگه‌ها ی امتحانی چیست؟ جلو ما می‌گذارید؟! همسر خوب پیدا بکنیم.
یکی هم از یک کاری انگیزه‌اش این است که چهار نفر ببیننش، یک لایکی بکنند، یک کَفّی بزنند، یک سوت بکشند. یک‌وقت این انگیزه است. یک مشهور بشویم، امضا بگیرم، با انگشت نشان بدهند که این اوج حماقت کسی است. واقعاً جهنم است دیگر. که چی شد؟ یک نانوایی دیگر نمی‌توانی بروی. که کسی به این چیزها فکر بکند، برایش اینها دغدغه و علاقه باشد.
یک‌وقتی هم انگیزه این است که انسان حق‌تعالی را ببیند. یک‌وقتی هم این است که امام زمان (عج) راضی باشد. یک‌وقت آدم خانه‌اش را یکجوری می‌چیند که امام زمان (عج) بیایند ناهار بخورند. وسایل هم که خریده می‌گوید به این نیت، به این امید می‌خرم یک روزی امام زمان (عج) روی این فرش باشند. اگر کسی وقتی رفت فرش بخرد به این نیت فرش خرید: «می‌خواهم فرش بخرم یک روزی امام زمان (عج) آمدند روی این بشینند.» فرمود: نیت داشته باشی بهش می‌رسی.
نیت اگر الهی باشد، اگر دنیایی باشد نه. دنیایی باشد اولاً که اجر اخروی نداری. همان دنیوی‌اش هم معلوم نیست که بهش برسی. اگر اخروی باشد، دنیا هم تأمین است، آخرت هم قضم می‌شود. بهش اثر می‌دهد.
آدم کاسه بشقاب که می‌خری، یکوقت نیتت این است که فقط جاری‌اش که می‌آید روی او حرف نزند، ملت حرف و حدیث نگویند، نگویند اینها چقدر امل‌اند، اینها چقدر فلان اند. نیتت این است. کاسه بشقاب توش شام بدهیم برای روضه‌ اباعبدالله (ع)، ختم صلوات بگیریم، مجلس برگزار کنیم.
آدم خانه را می‌گیرد. «با این خانه‌ بزرگ می‌خواهم...» امیرالمؤمنین (ع) به شریح قاضی همینو فرمودند: فرمودند تو برای چی رفتی خانه‌ بزرگ خریدی؟ تو مگر سفرت پهن است برای مردم که رفتی خانه‌ بزرگ خریدی؟ آدمی که سفرش برای مردم پهن نیست، وقتی خانه‌ بزرگ می‌خری «وَبال» است برایش. نامه‌ها ی مردم.
آدم خانه‌ بزرگ بخرد نه به این نیت که توش جولان بدهیم، به این نیت که مجلس اباعبدالله (ع) بگیریم، سفره پهن بکنیم، اطعام بکنیم، جمعیت بیایند. این نیت. ببینید تفاوت‌ها را. این هم خانه دارد و آن هم خانه دارد. این هم ماشین دارد و آن هم ماشین. یکی می‌گوید من ماشین می‌خرم که تو خیابان پیرمرد پیرزن... البته اولش همه می‌گویند. اولش همه اینها را می‌گویند: «میدان بار ببرم، خانه‌شان ببرم». بعد یک دو سال که می‌گذرد، پیرمرد وایساده بغل راه را و این با فشار می‌رود. هرچی آب تو جوب جمع شده می‌پاشد روی پیرمردها. بهش می‌گویند: عمو، حالیت نمی‌شود؟ اینجا نباید وایسی!
به هر حال آن چیزی که نیت ماست، آن گیرمان می‌آید. ما چی می‌خواهیم؟ بستگی به ما دارد. بحث نیت. غربی‌ها بحث قانون جذب را مطرح می‌کنند. ما قانون جذب را قبول نداریم. قانون نیت را قبول داریم. قانون توهمات همش در عالم ماده است. تلقین: کرونا نمی‌گیرم، من کرونا نمی‌گیرم، من کرونا نمی‌گیرم. هی تلقین کنم. اثر روانی دارد ولی این‌جوری نیست که حالا کرونا بگوید: «من شرمنده‌ات شدم حاجی، آمدم دیگر تا دم در. خیلی هی به خودت گفتی، من دیگر تعارف نمی‌کنی، من دیگر رویم نمی‌شود بیایم تو.» تعارفی نیستش که. نیت فرق می‌کند با قانون جذب. قانون جذب بحث توهمی است. نیت امر قلبی حقیقی است و متناسب با نیت، تقدیرات ما عوض می‌شود. واقعاً عوض می‌شود. به شرط آنکه تو مدار خودش بیفتد، تو فضای الهی. اگر کسی نیت خوب و پاک و الهی داشت، خدای متعال تقدیرات را به نفع این نیت او که واقعاً در این نیت هم صادق است، برمی‌گرداند.
لذا گفتند که امام حسین (ع) حرکت کرد به سمت کوفه. می‌خواست در کوفه تشکیل حکومت بدهد. چرا امام زمان (عج) می‌آیند حکومت را در کوفه تشکیل می‌دهند؟ این تحقق نیت جدش اباعبدالله الحسین (ع) است. امام حسین (ع) حرکت کرد برای اینکه حکومت در کوفه تشکیل بدهد. دیگر همه کائنات به این سمت می‌رود که آن‌چیزی که امام حسین (ع) می‌خواست، محقق بشود. مگر می‌شود خدا بین این عبد خالصش با خواسته‌ او فاصله بیندازد؟ او می‌خواستش که حکومت در کوفه تشکیل بدهد. محقق می‌شود توسط امام زمان (عج). این نیت صادق اگر باشد، ولو ده هزار سال بگذرد، آخر محقق می‌شود.
«وَ امّا الْجِدارُ فَکانَ لِغُلامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَةِ وَ کانَ أَبُوهُما صالِحًا». ما بحث مطرح کردیم: «کَانَ أَبُوهُمَا صَالِحاً». حضرت موسی (ع) و خضر (ع) بنایی کردند برای دو تا بچه‌ یتیم. قرآن فرمود بابای اینها آدم خوبی بود. آدم خوبی. خدا تو نسلش هوای این را داشت. چون نیت پاک داشت. نیت چون صالح شدن آدم، به نیت است. نیت صالح داشت. قصد رسیدگی به آنها را داشت. شما اگر حواستان به ذریه‌ بقیه باشد، به یتیم‌های بقیه باشد، بقیه هم حواسشان به ذریه و یتیم‌های شما هست. خدا به نیتت نگاه می‌کند.
از این نیت این آمد: خدایا من نمی‌خواهم یتیمی گرسنه در این عالم بماند. من نمی‌خواهم یتیمی احساس بی‌پدری بکند. این نیت را در تو که دید می‌گوید: خیلی خب، پس یتیم خودت هم با من.
به نیت آدم اثر می‌دهد. دلش را می‌خورد. همه‌اش نون دل. یعنی این شکلی است. من نون توهماتش. نون دل، قلب پاک. «مَنْ حَسُنَتْ نِیَّتُهُ زِیدَ فِی رِزْقِهِ». هرکی نیتش خوب باشد رزقش زیاد می‌شود. یکی از راه‌های افزایش رزق... بحث مفصلی است، یک ۱۵ جلسه‌ای تقریباً صحبت کردیم، «رزق حسینی» عنوانش است. رزق خور و خوراک و پول و اینها نیست. همه آنهایی که لازم داریم، وقتی تأمین بشود می‌شود رزق. چی باعث می‌شود که رزقمان زیاد بشود؟ پشت در بستم (اگر نشستیم) رزقمان می‌رسد، نانمان می‌رسد، آبمان می‌رسد، زندگی‌مان تأمین می‌شود. نیت پاک، نیت خوب. وقتی قصد آدم این است که دستگیری بکند از بقیه، کمک بکند، مشکلی در کسی نباشد، این قصد، این نیت وقتی در دلش بود، آن وقت رزقش افزایش می‌یابد. چون صلاحیت دارد.
خدا یک مقداری از رزق رحمانی داریم، یک رزق رحیمی داریم. رزق رحمانی را خدا به همه می‌دهد. به مؤمن و کافر، به صلاحیت کار... رزق رحیمی را بر اساس صلاحیت می‌دهد. کسی که وقتی خدا یک چیزی بهش می‌دهد، از کانال او به بقیه می‌رسد، چنین کسی دارد به خدا اعلام می‌کند خدایا من صلاحیت دارم، باز هم به من بده. آنی که وقتی بهش می‌دهند، خیر از او به هیچ‌کس دیگر نمی‌رسد، خدا می‌گوید لیاقت این چیزها را نداری، به من نده. من می‌بندم راه را. به من که بدهی به هیچ‌کس دیگر نمی‌رسد.
آقای قرائتی (حفظه الله) مثال می‌زند. وقتی چایی می‌آورند، شما اگر برای یکی دیگر برداشتی، تا وقتی داری برای بقیه برمی‌داری، سینی را جلوت نگه می‌دارد. وقتی که سر سفره دیس را می‌گذارند، بشقاب جلو شماست، می‌کشی. شما که برای بقیه داری می‌کشی، همه دیس مال تو است. تا وقتی داری می‌کشی، دیس دست تو است، بشقاب هم دست تو است. اگر کشیدی و دادی به بقیه، دیگر دیس را ازت می‌گیرند. خیلی صورت قشنگی برای ماجرا است. این می‌شود نیت پاک. نیتت چیست؟ این را گرفتی که به بقیه بدهی. کارمند بانک که می‌خواهد این را برای خودش ندارد. هی بیشتر.
حضرت فرمودند که بعضی‌ها می‌روند جنگ برای اینکه یک خادمی پیدا بکنند، یک مرکبی پیدا بکنند، یک پولی پیدا کنند. اینها دیگر اجر «عِندَ الله» ندارند. اینها اجرشان همان اسبی است که توی جنگ، غنیمت گرفتند. و اینها بر اساس نیت عمل می‌کنند. خدا اجر می‌دهد و مزد. روز قیامت شهدا هم بر اساس نیت‌هایشان محشور می‌شوند. این بین شهدا هم هست. درجات شهدا متفاوت است بر اساس نیت.
بعد روایت می‌فرماید که این هم نکته‌ قشنگی است که حالا در راه خدا باشد یا... می‌گوید که یک آقایی تو جنگ خیلی نیرومند بود و چابک بود و اینها. اصحاب پیغمبر (ص) برگشتند گفتند که: «لَو کانَ هذا فی سَبِیلِ الله». ای کاش این کارهایش به خاطر خدا بود. این همه می‌جنگد و فلان و... حالا حضرت این کار را کردند که ما سوءظن نداشته باشیم که فکر کنیم بقیه نیتشان پاک نیست و اینکه برای خداست چیا برای خداست.
حضرت فرمودند که: اگر این بابا آمده برای اینکه بچه‌های کوچکش را تأمین کند، «فی سبیل الله» است. اگر آمده برای پدر و مادر پیرش چیزی پیدا کند، این «فی سبیل الله» است. اگر آمده یک چیزی تأمین بشود برای اینکه دستی جلو کسی دراز نباشد، این هم «فی سبیل الله» است. اگر برای ریا آمده، برای فخرفروشی آمده، «فَهوَ فی سَبِیلِ الشیطان». این دیگر تو راه خدا نیست، تو راه شیطان است.
بعد تو روایت دیگر دارد که جهاد کردند ولی جهاد نکرده‌اند. جهاد حقیقی چیست؟ جهاد حقیقی این است که «اجتناب المحارم»، از حرام فاصله بگیرد. با دشمن مجاهده کند. بعد بعضی‌ها هستند با دشمن مبارزه می‌کنند، خوب هم می‌جنگند ولی هدفشان این است که اسمشان «لا یریدون الا الذکر والعجر». اینها فقط می‌خواهند که یک اسمی ازشان بماند، اسم در بکنند، یک پاداشی، یک پولی، یک چیزی گیرشان بیاید، اسم و رسمی، نون چیزی. مزد بدهند. طرف شجاع است، می‌جنگد، بقیه هم دفاع می‌کند. یک‌وقتی هم ترسوست، نمی‌جنگد، پدر و مادرش را هم تسلیم دشمن می‌کند. (کشته شدن در حقیقت یک نوع مرگ است.) بعد هر آدمی به یک انگیزه‌ای می‌جنگد.
«عَلَیٰ مَا قَاتَلَ عَلٰیْهِ». پس تو جنگ هم ملاک انگیزه و نیت آدم است. ملاک ندارد. بعضی‌ها می‌خواهند فقط ذلیل نشوند، زیر بار دشمن نروند، خوار نشوند. این یک نیت است.
یک‌وقتی هم خدا مطرح است. می‌خواهد دشمن خدا را پس بزند. عزت ایمانی او مطرح است. شخصیت دینی، ناموس مملکت مطرح است. این یک چیز دیگر است، یک نیت. اهل سگ هم از خانواده‌اش دفاع می‌کند. کسی همین قدر نداشته باشد که دیگر از سگ کمتر است. وگرنه سگی که دفاع از خانواده‌اش کشته بشود، او را شهید نمی‌گویند. آن شهادت... آن مجاهد بودن همه به نیت آدم برمی‌گردد.
تو روایت دیگر دارد که پیغمبر (ص) وقتی از غزوه تبوک برمی‌گشتند (غزوه تبوک سخت‌ترین جنگ پیغمبر (ص) با رومی‌ها بود. جنگیدند، یک مسافت طولانی راه رفتند)، یک تعدادی هم تو شهر مانده بودند. کسانی که چون سه نفر مانده بودند، نیامدند که اینها را پیغمبر (ص) فرمودند بایکوت کنید. هیچ‌کس حق ندارد با اینها نه معامله کند نه حرف بزند. سوره‌ی توبه به خاطر این سه تا نازل شد. این سه تا رفتند خودشان را به ستون بستند، خارج از شهر را. و مردم با اینها قطع رابطه کردند، حتی خانواده‌شان قطع رابطه کردند، تا این سه تا توبه کردند، گریه و زاری. بخشیده شدند، ماجرای توبه بود.
جنگ نرفته بودند. یک تعدادی پیرمرد پیرزن اینها بودند، مریض بودند، شل بودند، لال بودند، کور بودند، مشکلات این شکلی داشتند که نتوانستند بروند جنگ. پیغمبر (ص) وقتی از غزوه تبوک برگشتند فرمودند: «إِنَّ أقواماً خَلْفَنا بِالمَدینَةِ»، یک تعداد افرادی بودند که اینها را ما تو مدینه گذاشتیم. «ما سَلَکوا شِعباً وَ لا وَادِیاً»، با ما نیامدند. هیچ دره‌ای را نیامدند، هیچ وادی‌ای را نیامدند. «إِلَّا شَرَکُوکُم فِی الأَجرِ». ولی همه آن دره‌ها و وادی‌هایی که ما رفتیم و نگذشتیم... «إِلَّا حَبَسَهُمُ الْعُذْرُ». عذر داشتند ولی نیت را که داشتند. همین که آدم نمی‌تواند برود، دلش بی‌قراری می‌کند. این علامت نیت است. یک حسرتی. حرم نمی‌تواند برود، کربلا نمی‌تواند برود، اعتکاف نمی‌تواند برود. دلش آشوب است. این چه‌بسا اجرش از آن وقتی که اعتکاف می‌رفت بالاتر است. اگر ریا کند، اوج پیدا کند، هزار تا آفت نصیبش بشود. اینجا هیچی ندارد. اینجا فقط دلشکستگی است. اصلاً به حساب نمی‌آید.
«نَوَوْا بِهِمْ بِسَبَبِ نِیَّاتِهِم». نیتش را با نیتشان حساب می‌کنند. ملاک نیت است. ابوذر (رض) فرمودند: «یَا أَبَاذَرٍّ هَمَّ بِالْحَسَنَةِ وَ لَمْ تَعْمَلْهَا اکْتُبْهَا لَکَ حَسَنَةً»، یا اباذر هم‌ّت کار خوب داشته باش، انجام نمی‌دهی، نیتش را داشته باش. «لِکَیْلَا تُکْتَبَ مِنَ الْغَافِلِینَ». انگیزه‌اش را داشته باش. همین که نیت خوب داشته باشی، جزو غافلین به حساب نمی‌آید. چون قرآن غافل می‌داند. غافلون چه کسانی‌اند؟ در حد حیوانات زندگی می‌کنند و پایین‌تر از حیوانات. آنهایی که غافل‌اند. اینجا فرمود: چه کسانی غافل‌اند؟ آنهایی که نیت خوب ندارند. یعنی آدمی که نیت ندارد، سطح زندگی‌اش سطح زندگی حیوانات است. حیوانات هم می‌خورند، می‌چرند، ازدواج می‌کنند. با نیت زندگی حیوانی تفاوت انسان و حیوان در چیست؟ در نیت است. یک افق بالاتری می‌بیند. یک جای بالاتری می‌خواهد. یک زندگی بالاتری را می‌خواهد. به آن سمت حرکت می‌کند. این تفاوت این آدم با حیوان است.
آن (روایت) خیلی دلنشین است. کسی که اگر برود تو بستر، تو رختخواب نیتش این باشد که «أَنْ یَقُومَ یُصَلِّی مِنْ اللَّیْلِ»، نیت شب را داشته باشد عبادت کند. خواب بهش غلبه می‌کند. صبح پا می‌شود می‌بیند که شب را از دست داده است. «کُتِبَ لَهُ مَا نَوَیٰ وَ کَانَ نَوْمُهُ عَلَیْهِ مِن رَبِّهِ کَصَدَقَةٍ». نیتش را کرده است، عبادت شب را برایش می‌نویسند. پرونده عملی است که اینها می‌گوید: خدایا ما که هیچ سحری بیدار نبودیم و نماز شب نخواندیم و روزه نگرفتیم و... «کانَ نَوْمُهُ صَدَقَةً عَلَیهِ مِن رَبِّهِ». این خوابش هم یک صدقه از جانب خدا به این است. می‌گوید راحت باش عزیزم! نیتش را دارم. بیدار می‌کنند آدم را. فلان داری، تکانی می‌خورد دیگر. خواب می‌ماند. ساعت زنگ نمی‌خورد، زنگ می‌خورد ولی نمی‌فهمد. وقتی پا می‌شود غصه دارد، ناراحت است، گریه می‌کند. اینها علامت این است که واقعاً نیتش را دارد. نه اینکه آخ جون! هم خوابیدیم هم ثوابش را بردیم! نیت هم بخوابه دیگه.
«وَ صَلاحُ أَحَدِ الْعَمَلَیْنِ صَلاحٌ». نیت خودش یکی از دو تا عمل است که عرض کردم عمل قلبی است. «إِحْسَانُ النِّیَّةِ یُوجِبُ اَلْمَثُوبَةَ». خوب کردن نیت باعث می‌شود که آدم ثواب ببرد. بعد آن روایت را هم که دیروز خواندیم، «أَخُوکَ مَعَکَ بِقَلْبِهِ». دل برادرت با ما بود یا نه؟ گفت: بله. حضرت فرمودند که تا قیامت یک عده‌ای می‌آیند که الان تو صُلب پدرانند و تو رحم زنانند. اینها با ما ثواب جنگ را دارند.
بعد فرمود که هرکی از شما که بمیرد در بستر، با معرفت خدا و رسول و اهل بیت، این شهید مرده است. اجرش با خداست، نیتی که داشته. «وَ یَسْتَوْجِبُ ثَوَابَ مَا نَوَیٰ مِن صالحِ عَمَلهِ». بر اساس نیتش. اگر نیت کسی شهادت باشد، این تو بستر هم که بمیرد با شهدا محشور می‌شود. بر اساس نیت. «وَ قَامَتِ النِّیَّةُ مَقَامَ الصَّفِیفَةِ». این نیتش به جای شمشیر کشیدن در راه خدا به حساب می‌آید. با نیت شمشیر کشیده، با نیتش. پس خیلی نکته‌ قشنگی است.
می‌فرماید که امیرالمؤمنین (ع) بیت‌المال بصره را تقسیم کرد. به هر کدام ۵۰۰ درهم داد. خودش هم مثل بقیه ۵۰۰ درهم برداشت. اینجا یک کسی که تو جنگ حاضر نبود، آمد گفت: «یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ إِنِّی رَجُلٌ مُضْطَرٌّ»، من درسته که «إِنَّ جِسْمِی لَمْ یَحْضُرْ مَعَکَ فِی الْحَرْبِ»، بدنم با شما نبود، «وَلَکِنْ کُنْتُ شَاهِداً مَعَکَ بِقَلْبِی»، دلم همش تو جنگ با شما بود، نتوانستم بیایم. حضرت فرمودند: «فَدَفَعَ إِلَیْهِ اَلَّذِی أَخَذَ لِنَفْسِهِ». آن ۵۰۰ درهم را که برای خودشان برداشته بودند به او دادند.
ام الان من و شما نیت کنیم که: «یَا صَاحِبَ الزَّمَانْ دوست داریم اعتکاف با شما باشیم». بر اساس معرفت. آدم معرفتش بالا برود. خدا از این معرفت، به ما بدهد. از آن نیت‌ها هم به ما بدهد. یکی از رفقا می‌گفتش که از فرزندان یکی از بزرگان ـ به نظرم همان شبی که پدرش این را گفته بود ـ به من تماس گرفت. خیلی به وجد آمده بود. آقای قاضی (ره) می‌گفتند که دهه‌ آخر ماه رمضان ناپدید می‌شد. هیچ‌کس هم نمی‌دانست که کجا می‌رود. دهه‌ آخر ماه مبارک کجا می‌رفت؟ استاد بزرگوار ما به این آقازاده‌شان فرموده بود و این با یه وجدی تماس گرفت گفت که: می‌دانید آقای قاضی دهه‌ آخر ماه رمضون کجا می‌رفتند؟ گفتم: نه. «آخر ماه رمضون نشسته بودم تلویزیون نگاه می‌کردم.» شاید پدرش از خود علی آقا شنیده. بعد گفت: پدرم آمد دست گذاشت روی پای من. «آقا فلانی تو اینجا نشستی، ده آخر ماه رمضون تلویزیون نگاه می‌کنی؟!» «علی آقای قاضی دهه‌ آخر ماه رمضون با امام زمان (عج) معتکف می‌شد.»
دهه‌ آخر ماه رمضون با امام زمان (عج) معتکف می‌شود. خب ما الان نیتش را می‌شود داشت دیگر. هرچی از این خوبی‌ها که آدم می‌شنود نیت بکند. همان‌جا با قلبش بگوید: «خدایا من هم اعتکاف دهه‌ آخر ماه رمضان با امام زمان (عج) را خواستم.» سهامش را که نوشتن به او هم می‌رسد.
اگر نیت قوی بشود، به بی‌قراری تبدیل بشود، حضورش هم حاصل می‌شود دیگر. اگر واقعاً ببینند آدم بی‌قرار است، تاب نمی‌آورد، داستانی دارد، خیلی اوج بگیرد، شدت پیدا کند. ببینند که دیگر او زنده نمی‌ماند مگر اینکه این را باید بهش بدهیم. بی‌قراری به اینجا برسد، نصیب انسان می‌شود.
اگر الهی باشد فرمود: «لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا أَعْطَاهُ». از دنیا نمی‌رود به اینکه خدا بهش عطایی نکند. «لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا أَعْطَاهُ» از دنیا خارج نمی‌شود، خارج می‌شود، خدا بهش عطا می‌کند. یعنی تا قبل از اینکه بمیرد بهش عطا می‌شود. جفتش هم نیت.
اگر خیلی اوج بگیرد، بی‌قراری به شوق بعد می‌فرماید که یک وقت‌هایی پیش می‌آید که: «إِنَّ الْمُوْمِنَ لَتُرَدُّ عَلَيْهِ الْحَاجَةُ إِلَى أَخِيهِ»، یک مؤمن می‌آید یک حاجتی از برادر مؤمنش دارد. «فَلَا يَجِدُهَا عِنْدَهُ»، آن یکی ندارد که حاجت این را برآورده کند. «فَيَهْتَمُّ بِهَا قَلْبُهُ»، اما تو دلش... «فَیَهْتَمُّ بِهَا قَلْبُهُ». تو دلش می‌گوید: «آخ، ای کاش می‌شد من یک کاری برایش بکنم.» اینجا خدا می‌فرماید خیلی جالب است: «فَیُدخِلُ اللَهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالی بِهَمِّهِ الجَنَّةَ». به خاطر همین همّی که از خودش نشان داد، همتی که از دلش نشان داد، خدا این را وارد بهشت می‌کند. (تو قبلاً گفتم دیگر، این مال بهشت است. این عمل از جنس بهشت است. عمل رفت تو بهشت.) عامل هم می‌برد تو بهشت.
این هم شبیه همان روایت قبلی است که خواندیم، یک کم تفاوت دارد. می‌فرماید تو روز کسی نیت دارد شب بیدار باشد عبادت کند، خواب بهش غلبه می‌کند. خدا نماز را برایش ثابت می‌کند، «وَ یَحْتَسِبُ لَهُ نَفَسُهُ تَسْبِیحاً». نفس‌هایی هم که کشیده، «یَکْفِیهِ مِنْ نَفْسِهِ کِتابٌ وَ نَفَسُهُ تَسْبِیحاً». نفس کشید و خواب را «مکان» صدقه برایش قرار می‌دهد. یعنی «صَدَقَةً». خدا بهش خواب را داده. این هم حالا باشه برای تو. این هم صدقه‌ای از من به تو.
خیلی زیباست. می‌فرماید که یک عبد مؤمن فقیری می‌گوید که: «یا رَبِّ»، می‌گوید یعنی با زبان دلش می‌گوید: پول بده من یک سری کار خیر بکنم. مدرسه علمیه بزنم. چهار تا طلبه را تأمین بکنم. به فقرا رسیدگی بکنم، یتیم‌ها رسیدگی بکنم. کتاب چاپ بکنم، چه می‌دانم. سایت بزنم، کانال بزنم. با دلش واقعاً این انگیزه را دارد. ولی نیت را دارد: «أَنْ یَعْمَلَ مِنْ الْبِرِّ وَ وُجُوهِ الْخَیْرِ». از این کارهای خوب انجام بدهم. «فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِکَ مِنْهُ»، اگر خدا این را ببیند در او، یعنی واقعاً محقق بشود، یک چیز توهمی الکی نباشد، واقعاً تو دلش ثابت باشد، مستقر بشود این حرف، این نیت، «بِصِدْقِ نِیَّتِه». اگر این را با صدق نیت در او ببیند، خدا برایش عین آنی که گفته را می‌نویسد. روز قیامت همه صد تا مدرسه ساخته، هزار تا طلبه پرورش داده.
آن رفیق ما که ماجرایش را گفتم، مرحوم مهندس بهشتی‌پور می‌خواست مدرسه علمیه بزند و خیلی زحمت کشیده بود. خانواده‌اش بعد خوابش را دیدند. ایشان گفته بود که ناراحت بودم گفتم تو تصادف کردی از دنیا رفتی، این همه زحمت کشیدی مدرسه علمیه بزنی، آخر هم هیچی. خیلی زحمت کشید و چند سال تلاش کرد. گفت که به همسرش گفته که: غصه نخور. من اینجا که وارد شدم گفتند که: اینجا برایت یک مدرسه علمیه گذاشته‌اند. همان تعدادی که می‌خواستی طلبه پرورش بدهی، اینور تو به دست من سپردند. شاگردهای من و تخته و میز و فلان و تشکیلات.
نیت اگر صادق باشد، برای انسان محقق می‌شود. اگر کسی واقعاً بی‌قرار بشود برای ملاقات امام زمان (عج)، بی‌قرار می‌شود. «آقا، نیت این است: خدایا من می‌خواهم آدم بشوم.» «استاد می‌خواهم برای اینکه آدم بشوم.» این همش قواعد است دیگر. صدق نیت مهم است. وگرنه رسیدن به یک کسی و پیدا کردن و این استاد و استاد خوشگل‌تر و نورانی‌تر به اینها نیست. بازی‌ها نیست. صدق نیت را اگر خدا در او ببیند برای او محقق می‌کند. واقعاً می‌خواهد آدم بشود. واقعاً سؤال دارد. واقعاً جواب ندارد برای سؤالاتش. واقعاً نیاز دارد یک کسی دستش را بگیرد. یک کسی بهش خط بدهد. واقعاً خدا همه اینها را در آن می‌بیند. کدام واقعاً سر راهش می‌گذارد؟ پشت کوه باشد دیگر. از اویس قرنی بدتر داریم؟ تو وضعیت بدتری بود که از شهر نمی‌توانست به خاطر مادرش بیرون برود. گاوداری داشت و رسیدگی می‌کرد به این گاوها و بعد در عین حال مادر پیر و نابینایی هم داشت... اجازه نداد که برود پیغمبر (ص) را ببیند. گفت: غروب نشده باید خانه باشی. که آن هم آمد پیغمبر (ص) را ببیند، حضرت نبودند و نگاه کردی آفتاب دارد می‌رود. برگشت سریع. از یمن هم پا شده بود آمده که مسافت طولانی هم است از یمن تا حجاز. یک‌بار پیغمبر (ص) را ندید ولی اتصال وجودی که با پیغمبر (ص) داشت...
آخر هم که پای رکاب امیرالمؤمنین (ع) شهید شد. او نفر آخری بود که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «جنگ را شروع نمی‌کنم تا نفر آخر سپاهان ملحق شوند». دیدند یک نفر آمد. دو تا پر اینور آن‌ور کلاه خودش بود. حضرت فرمودند: «أَأَنْتَ أُوَیْسُ الْقَرَنِیُّ؟» تو اویس قرنی هستی؟ گفت: بله. حضرت فرمود: «منتظر تو بودم». نفر آخر سپاه بود. ظاهراً نفر دهمی هم بود که تو آن جنگ شهید شد.
اتصال وجودی. اگر این صدق نیت را ببینند، روزی را رقم می‌زند. استاد را می‌دهند، برکات را می‌دهند. در دل واقعاً باید بجوشد انسان، واقعاً بخواهد. این خیلی مهم است که سخت هم هست. بله، خیلی‌ها به استادش می‌رسند، نمی‌کَشند. مگر شیطان آدم را ول می‌کند؟ آن‌قدر که وسوسه می‌اندازد: «این چرا آبی تنش است؟» آن‌قدر ماجرا درست می‌کند. دل بماند، صاف بماند. این دل محکم بماند، مستقر بماند. خیلی تو دل آدم را خالی می‌کند. کار شیطان این است. کارش این است که تو دل خالی می‌کند. نمی‌گذارد آدم تو این مسیر حرکت بکند. صدق نیت و اصل نیت را باید از آدم دور کند. اصل کاری هم که شیطان از کف آدم می‌زند، می‌برد، دل آدم را خوش می‌کند. می‌گوید: «تو که هنوز مشغول نماز شب هستی، ذکرت هم که الحمدلله برقرار است، قرآنت هم که می‌خوانی.» غافل می‌شود. دیگر نیست. آن دل دیگر نیست. دل خالی شده. دل پریده. دل رفته سمت چیزهای دیگر. کم‌کم که دل رفت، دیگر همان صورت اعمال را هم کم‌کم از آدم می‌گیرد. خدا نجات بدهد.
ما کریم است. خدا واسع‌کریم است. همه اینها را می‌دهد. اگر واقعاً کسی نیت صادق داشته باشد. تو زیارت جامعه دارد که حضرت عرض می‌کنند: «مُهَیِّجاً لِلَّهِ إِنَّا قَدْ شَارَکْنَا أَوْلِیَاءَکَ وَ أَنْصَارَکَ فِی هَذِهِ اَلْحُرُوبِ وَ فِی هَذِهِ اَلْمَجَالِسِ الْمُخْتَلِفَةِ». «ما خدا را شاهد می‌گیریم، ما مشارکت کردیم با اولیای شما، با انصار شما. ما خون ناکثین و قاسطین و مارقین را ریختیم و خون قاتلان امام حسین را هم ریختیم.» تو زیارت می‌گویی: «ما که نریختیم!» به خاطر چی این را می‌گوییم؟ به نیت و به قلوب. با چی ریختیم؟ با نیت ریختیم. خون دشمنان اهل بیت را ریختیم با نیت. ما مدافع حرم بودیم، مدافع حضرت زینب (س) بودیم. ما مثل قمر بنی‌هاشم (ع) شمشیر بلند کردیم. ما رفتیم آب آوردیم. الان وقتی روضه می‌خوانیم برای ما می‌گویند: بچه اباعبدالله (ع) تشنه بودند. ما گریه می‌کنیم. این علامت نیت ماست. ما هر بار که گریه کردیم، صاحب آب دادن به بچه‌های امام حسین (ع) بر ما نوشته است.
تو روایت داری که کسی «ظُهْرَ عَاشُورَاءَ» ـ روایت فوق‌العاده‌ای هم از تو «کامل الزیارات» آمده، تو «ثواب الاعمال» هم آمده است ـ ظهر عاشورا، الان من و شما ظهر عاشورا آب به یک تشنه بدهی، ثواب آب دادن به بچه‌های اباعبدالله (ع) ظهر عاشورا را بهت می‌دهند. انگار به حضرت علی‌اصغر (ع) آب دادی. ظهر عاشورا آن‌چنان باشد. عمل توی این در محاصره‌ زمان و مکان و اینها قرار نمی‌گیرد. نیت که این محدودیت‌ها را ندارد. علی‌اصغر (ع) را آب بدهم. نجات او یک‌بار، یک واقعه تاریخی بود ولی حقیقتش که ثابت است: «کُلُّ یَومٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلَا». حقیقت باطن عالم است. شما الان تو این باطن عالم با باطن خودت داری فعل و انفعال انجام می‌دهی. امام حسین (ع) را کمک می‌کنی. شمر را از او پس می‌زنی. از حضرت زینب (س) دفاع می‌کنی. از امیرالمؤمنین (ع) دفاع می‌کنی. از حضرت زهرا (س) دفاع می‌کنی. تو مسجد داری سخنرانی می‌کنی در دفاع از حضرت زهرا (س) علیه دشمنان. همه این کارها هست. با نیت. همه را انسان با نیت می‌تواند حاصل کند.
روایت بعدی این است که می‌فرماید که: مَعن بن یزید می‌گوید: پدرم یزید (آن یزید ملعون نیست)، یزید یک چند دیناری گذاشت صدقه بدهد. اینها را پیش مَردی تو مسجد گذاشت. من آمدم اینها را گرفتم پیش پدرم بردم. پدرم گفت: به خدا قسم مقصود من این نبود که تو بیایی این پول‌ها را بگیری. بعد می‌گوید که ما اختلافمان را بردیم که پیش پیغمبر (ص). پدرش گفت: «یا رسول الله، این پول‌ها را گذاشته، من برداشته‌ام.» پیامبر فرمودند: «یا یَزِیدْ، تُؤْجَرْ بِمَا نَوَيْتَ، وَ لَكَ يَا مَعْن مَا أَخَذْتَ». «تو هم پول‌های بابات را ورداشتی. پول‌ها نوش جانت. تو هم نیت صدقه کردی. تو هم نیت صدقه. باید آن صدقه هم نوش جانت، هم تو به صدقت رسیدی، هم پولش رسید. بنیاد غرض حاصل می‌شود.»
جای دیگر دارد که توفیق اصلاً بر اساس نیت است. بر اساس نیت خدا توفیق می‌دهد به آدم. آن ها که نیت‌های بزرگ بزرگ دارند، خدا به اینها این امکان را می‌دهد که کارهای بزرگ بزرگ بکنند. مثلاً مختار (ره) را می‌گویند که اصلاً از اول حس و حالش این شکلی بود. همچین اتفاقی رقم زد.
«الْعَطِيَّةُ بِقَدْرِ النِّيَّةِ». «الا بقدر النيه، تکون من الله العطيه». اینها دیگر حالا توضیحاتی چون دادم فقط سریع می‌گذرم. «عطیه از جانب خدا بر اساس مقدار نیتت است.» هر چقدر نیت بالاتر برود، عطیه از جانب خدا روزیت بیشتر می‌شود، رزقت بیشتر می‌شود. «مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ تَوَفَّرَتْ عِنْدَهُ الْمَوْفِّقِيَّةُ». هر کسی نیتش خوب باشد، توفیق، توفیق‌یارش می‌شود. موفقیت. موفقیت یعنی چی؟ یعنی توفیق. رمزهای موفقیت، رازهای موفقیت، صد راهکار موفقیت. یک راهکار موفقیت بیشتر نیست: نیت خوب داشته باش. همه چی با تو در وِفق قرار می‌گیرد. همه شرایط برای تو جور می‌شود. آنی که واقعاً نیت خوب دارد، ملائکه مسئول کارش می‌شوند، شیاطین ازش دور می‌شوند. خدا کارش را رله می‌کند. نیت خراب گره می‌افتد. هی از این‌ور به آن‌ور، هی به هم می‌خورد. از آن‌ور چالش می‌شود، از این‌ور گره می‌خورد.
نیت خوبی نیست. دنبال این نیست که واقعاً یک کاری برای خدا بکند. خدا را لحاظ نکرده. کلاه بگذاریم و با او بازی در بیاوریم. او دهانمان را ببندیم و خفش بکنیم و اینها که می‌آید، توفیق و موفقیت هم می‌رود.
امیرالمؤمنین (ع) در همان نامه به پسرشان امام حسن (ع)، نامه ۳۱، می‌فرمایند که: بدان آنی که کلید خزاین آسمان‌ها و زمین دستش است، «بِالدُّعَاءِ أَرْسَلَ لَکَ مِفْتَاحاً لِخَزَائِنِهِ وَ أَمَرکَ أَنْ تَسْأَلَهُ مَا شِئْتَ». با دعا به تو اجازه داده که بروی گنج‌های زمین و آسمان را باز کنی. خودش مسئولیت اجابت را برایت به عهده گرفته است. «فَلا یُؤْیِسُکَ إِجَابَةً مُتَصاغِراً»، اگر اجابتت عقب افتاد، ناامید نشو. چون عطیه علی قَدْر نیت است. هر چقدر نیتت بزرگ‌تر باشد، خدا چیز بزرگ‌تر بهت می‌دهد. چیز بزرگ‌تر ممکن است بیشتر طول بکشد.
اگه بچه نیتش فقط این باشد که سیر بشود، یک چیزی ته بندی بکند، همین الان یک شکلات بهش می‌دهند. اگه غذای درست و حسابی بخواهد که قوی بشود و چهار ساعت صبر کند آبگوشت به عمل بیاید. بعضی وقت‌ها اجابت عقب می‌افتد به خاطر اینکه نیت را بزرگ بزرگ کردی. چیز بزرگی می‌خواهی. طول می‌کشد تا ما حاصل بشود. غصه نخور. تو نیتت را نگاه کن. قطعاً خدای متعال هر دعایی، اصلاً ما دعای غیرمستقیم تو این عالم نداریم. به دعای تو قطعاً اجابت می‌کند. به میزان نیت تو در آن دعا بهت اثر می‌دهد. چی می‌خواهی؟ دقیقاً برای چه کاری می‌خواهی؟ خدایا علم می‌خواهم. برای چی می‌خواهی؟ بقیه را گم کنم؟ دانشگاه پرتت می‌اندازد. دنیا را آباد کنم. همه را بیاورم. این خیلی علم است. همه را هم خدا بهش می‌دهد.
نیت یک عالم عجیب غریبی است که اصلاً جدی گرفته نمی‌شود. و باز هم عرض می‌کنم این حرف‌ها را نه تو حوزه یادمان می‌دهند، نه تو دانشگاه یادمان می‌دهند، نه تو مدرسه یادمان می‌دهند. اینها لُب دین است، اصل دین.
فرمود وقتی خدا (امام باقر (ع) فرمود) در کسی حسن نیت ببیند: «اکْتَنَفَهُ بِالْعِصْمَةِ». با عصمت می‌پوشاندش. چکار کنیم به عصمت برسیم؟ کسی نمی‌تواند به ما آسیب بزند. نیت خوب داشته باشد. حب و بغض هم به نیت است دیگر. همه دین یعنی آن. این بخش هیچ‌کس نمی‌تواند بهش آسیب بزند. نماز شما را، روزه شما را کسی می‌تواند کاری بکند؟ از نماز بیفتی؟ از روزه بیفتی؟ ولی نیت تو چیست؟ نیتش مزاحمی ندارد. هیچ مخالفی ندارد. هیچ آسیبی ندارد. چون وصل به حقایق به ملکوت به خداست. فرمود که: این هم خیلی زیباست. خدا به چه میزان بهت کمک می‌کند؟ به میزان نیتت. نصرت خدا، یاری خدا. میزان نیت. هرکی نیتش خوب باشد، خدا همه کمکش را برای او می‌گذارد. کمک خدا به او ازکم نیست. این همان بحث «روابط دو طرفه» است. یکی از قشنگ‌ترین فاکتورهای بحث روابط دو طرفه، نیت است. به میزانی که نیت داری، نیتت ارتفاع دارد، عمق دارد، به همان میزان خدای متعال هم هوایت را دارد.
آدمی که خالص است از هیچی نمی‌ترسد. از خودش هیچی ندارد. برای خودش هم هیچی نمی‌خواهد. هرچی گذاشته برای خداست. می‌گوید: خدا هم بلد است مال خودش را چطوری اداره کند. این مال خداست. مال من است، مال خداست. اگر خودش بخواهد نگه دارد، به من چه ارتباطی دارد؟ جز وظایف تعریف شده‌ی من نیست. مال خداست. سلامتی من، عمر من، زندگی من، بچه من مال خداست. من برای خدا می‌خواستم این را. می‌خواستم برای خدا. به خدا هم سپردم. اگه بچه من را می‌خواهد بگیرد، خدا مال خودش را برداشت. می‌خواهد بدهد، مال خودش را می‌آورد. می‌خواهد مریضش کند، مال خودش را مریض می‌کند. این چقدر آرامش به آدم می‌دهد با نیت! اصلاً انسان به واسطه‌ی اخلاص به این درجات می‌رسد. به رضا می‌رسد، به تسلیم می‌رسد، به شهود می‌رسد. اینها همش با نیت است. هر چقدر نیت انسان بهتر باشد.
نیت از عمل بهتر است، نیت مؤمن از عملش بهتر است. عمل منافق از نیتش بهتر است. و همه بر اساس نیتشان کار می‌کنند. «إِذَا عَمِلَ الْمُؤْمِنُ عَمَلًا نَارَ فِی قَلْبِهِ نُورٌ». وقتی مؤمن یک عملی انجام می‌دهد، یک نوری در دل او می‌درخشد.
بعد می‌فرماید که نیت مؤمن از عملش بهتر است. نیت فاجر از عملش بدتر است. (او یک کار بدی می‌کند، آن نیت بدش از این کار بدتر است.) بعد می‌فرماید که نیت کافر از عملش بدتر است. نیت مؤمن از عمل او رساتر است. یعنی آن‌قدر با اخلاص است. چون ممکنه نتواند، مانع هست، آسیب هست ولی آن نیت است که مانع ندارد. راه برای نیت باز است. در مورد فاجر هم همین‌طور است. خدا عطا می‌کند به عبدش بر اساس نیتش؛ آن چیزی که به عملش عطا نمی‌کند. در نیت ریایی نیست و عمل گاهی با ریا آمیخته می‌شود.
امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید که مؤمن به همه کارهای خوبی که انجام می‌دهد، یعنی نیتش را دارد، به همش که نمی‌رسد. خیلی کارها را تو سر دارد ولی فقط بخشیش را توفیق پیدا می‌کند انجام بدهد. لذا برای آنهایی که فرصتش را پیدا نمی‌کند افسوس می‌خورد، می‌دهد. بعد می‌فرمود که «رُبَّ نِيَّةٍ أَنْفَعُ مِنْ عَمَلٍ». چه بسا نیتی که از عمل نافع‌تر باشد.
نیت مؤمن از عملش بهتر است. این هم توضیح قشنگی است. چرا نیت مؤمن از عملش بهتر است؟ امام باقر (ع) می‌فرماید: به خاطر اینکه نیت کارهای خیر می‌کند، موفق به انجامش نمی‌شود. نیت کافر از عملش بدتر است. چون کافر خیلی نیت‌هایی دارد که خیلی بدی و شر و ظلم تو عالم ایجاد بکند، موفق به عملش نمی‌شود. نیتش بهتر است. این بدتر است. بلبل (؟) کند نمی‌تواند. نیتش بهتر است. می‌خواهد همه عالم را به لجن بکشد، نمی‌تواند. نیتش بدتر است.
و محاسبه و اجر هم بر اساس کدام است؟ بر اساس نیت است. گلستان کنی، همه بهشت را برات گلستان می‌کنیم. تو می‌خواستی همه عالم را جهنم کنی. همه جهنم را می‌دهیم به تو. می‌خواستی تا ابد به لجن بکشی، تا ابد به لجن می‌کشونیم. تو می‌خواستی تا ابد گل و بلبل کنی، تا ابد تو گل و بلبل نگهت می‌داریم. نیتت که خدا اجر...
بعد می‌فرماید که فقط مال اصلش نیت است. بله، نیت خوب، نیت بد هم اگر آدم مؤمنی است، یعنی شاکله‌اش شاکله‌ بدی نیست، یک‌وقتی تصمیم به گناه می‌گیرد ولی انجام نمی‌دهد، آنجا محاسبه نمی‌شود. ولی اگر کافر شاکله‌اش با نیتش یکی شده است مثل ترامپ است، مثل نتانیاهو است، مثل صدام است. این نیتش این است که همه عالم را به لجن بکشد. همه را بکشد، همه را قتل عام بکند. ویروس منتشر بکنند، این کار را بکنند، آن کار را بکنند. این دیگر بر اساس نیتش محاسبه می‌شود. تا ابد بماند گناه بکند. برای همین تا ابد تو جهنم می‌سوزد. این به نیتش جزا می‌دهند. جمعیت به توان نیت است. اگر واقعاً بخواهم و کار خوبی باشد اجرش را بهم می‌دهد. «فلان شخص تق» (؟)... بله، حالا دیگر آن هم بستگی دارد، آن هم مراتبش فرق می‌کند. بله، یعنی هر چقدر توانش هم بیشتر می‌شود، اثر نیتش روی آن بیشتر است.
بعد می‌فرماید که خیلی وقت‌ها هستش که آدم در قشنگی است. می‌فرماید که مثلاً بیمار می‌شود، ترس پیش می‌آید. الان مثلاً ما مجلس روضه نمی‌توانیم برویم، درس نمی‌توانیم برویم، حرم نمی‌توانیم برویم، مسجد نمی‌توانیم برویم. هر ازانی که می‌گویند نماز که می‌شود آدم تو دلش یکم یک‌جوری است که مثلاً نماز ظهر من باید فرادا بخوانم تو خانه. نیت مؤمن بهتر است. چون به همه اینها برایش نماز جماعت می‌نویسد. الان اذان که می‌شود، مسجد هم هست. این نیتش این است که مسجدم اگر باز باشد من تو خانه بخوانم. مسجد هست، فرادا بهش می‌دهند. یک‌وقتی هم مساجد بسته است. نیتش این است که ای کاش مسجد باز بود، الان می‌رفتیم مسجد نماز می‌خواندیم. اینفرادی (منفرداً) می‌کند تو خانه ولی همه را بهش جماعت می‌دهند. بر اساس جماعت حساب می‌کنند. چون ممکنه عمل ازش گرفته بشود ولی نفس و عقلش را دیگر ازش نمی‌گیرند. نیت هم با قلب است، با نفس است. با توضیحاتی دارد مرحوم مجلسی (ره) توضیحاتی داده‌اند، اینجا هم اشاره شده که من رد می‌کنم.
ابوذر: «لِکُلِّ الْعَمَلِ کُلِّهِ». برای همه کارهایت نیت خوب داشته باش. حتی فی النوم و الاکل. «تو خوابیدن، تو تو تفریح، تو مسافرت.» مرحوم حاج آقا فخر تهرانی (ره) می‌فرمود: «هرجا من را دعوت می‌کنید، اول به من بگویید امامزاده آنجا کجاست. من می‌خواهم بیایم به نیت سبزه‌زار و اینها نمی‌آیم. به نیت امامزاده می‌آیم. کنارش می‌روم. چهارتا آب و علف هم می‌بینم. می‌خواهم ثواب زیارت برایم بنویسند.» یک‌وقتی هم آدم مشهد می‌آید، اصل نیت این است که برود رفقای مشهدی که شما خارج از مشهد می‌روید «خانمم بگو می‌خواهم بروم زیارت امام رضا (ع). زن و بچه‌ام را می‌بینم.» به همین سادگی. فرق می‌کند.
برخی بزرگان گفتند: مشهد که هستید، قم که هستید، هر وقت از خانه بیرون می‌آید به نیت زیارت امام رضا (ع) بیایید بیرون. به نیت زیارت حضرت معصومه (س) بیایید بیرون. ولو می‌دانی که به زیارت نمی‌رسی. سلام می‌دهی. تو همه قدم‌هایی که زدی، از ۸ صبح زدی بیرون تا ۱۱ شب، هرچی رفتی صاحب زیارت امام رضا (ع) برایت می‌نویسد. مشهد دارد می‌آید به نیت پارک آبی و موج آبی و اینها می‌آید. این اجر آدم را شدیداً کم می‌کند.
کربلا می‌رود برای اینکه تو راه غذای خوبی که می‌دهند بخوریم. یک‌وقتی هم می‌رویم برای اینکه زیارت بکنیم. تو راه هم یک چیزی بهمان می‌دهند. مثل اینکه آدم حمام می‌رود برای اینکه غسل بکند. یک حمام می‌رود کنارش یک غسل هم می‌کند. نیت است دیگر. می‌گوید: حمام می‌روی به نیت غسل حالا یا مستحبی یا واجب غسل جمعه. به این نیت برو. یک شست‌وشویی به تن می‌زنی، یک پاکیزگی هم حاصل می‌شود. نقدش کن.
حمامی که می‌روی ازش استفاده کن. از همه کارهای مباح سطحی ظاهری حیوانی می‌شود بالاترین اجر را درآورد به شرط اینکه نیت باشد. یک آدم از بالاترین کارهای انسانی و ایمانی همیشه کمترین اجر را می‌گیرد. از جهاد در راه خدا همین که من فقط یک اسب بگیرم سوار شوم بروم را انجام می‌دهد. مجاهدین در راه حق، پای رکاب پیغمبر (ص) جنگ می‌کند. آخرش می‌شود که یک اسبی می‌خواستی، گیرت می‌آید. این تفاوت‌ها به چی است؟ به نیت. این خیلی بحث مهمی است. خود عمل با زمینه‌ساز نیت می‌شود بله، یک سری مجاهدت می‌خواهد دوباره.
بعد می‌فرماید که امیرالمؤمنین (ع) به مالک فرمودند که این کارهایی که برای مردم می‌کنی همش با نیت پاک باشد: «کُلُّها لِلّٰهِ». اگر همه اینها را برای خدا انجام بدهی و حواست به خدا باشد، می‌نشینی، پا می‌شوی، بخشنامه می‌کنی، اجرا می‌کنی، رسیدگی می‌کنی. همه اینها عمل صالح به حساب می‌آید و مردم هم خیرش و برکاتش را می‌بینند.
امام سجاد (ع) در دعای نهم صحیفه سجادیه عرض می‌کند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ هَمَسَاتِ قُلُوبِنَا»، خدایا این همسه‌های دل ما را، آن صداهای خفیفی که تو دلمان است، حرف‌هایی که تو دلمان می‌زنیم و «حَرَکَاتِ أَعْضَائِنَا»، آن حرکات اعضایمان را و «لَمَحَاتِ أَعْیُنِنَا»، این تکان خوردن چشممان و «لَحَظَاتِ أَلْسِنَتِنَا»، تکان خوردن زبانمان، همه را «فِی مُوجِبَاتِ ثَوَابِکَ». همه اینها را یک کاری بکن از تو اینها ثواب گیر ما بیاید. هر زبانی که تکان می‌دهیم یک چیزی گیرمان بیاید. هر چیزی که به دلمان می‌آید تو دل آن هر حرفی که با خودمان می‌زنیم از تو این یک چیزی گیرمان بیاید. چه مراقبه قشنگ و چقدر آدم حواسش را جمع می‌کند. «حَتَّی لا تَفوتُنا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِها جَزاءَکَ» از هیچ‌کدام از اینها حسنه از دستمان نرود. یک عنایتی از تو شامل آن بشود. «وَ لا تَبْقَی لَنا سَیِّئَةٌ». با هر کدام اینها دیگر هیچ سیئه‌ای برای ما نماند که عقاب کنی.
در دعای مکارم، دعای ۲۰ صحیفه سجادیه است، عرض می‌کنم: «وَ انْتَهِ بِنِيَّتِي إِلَی أَحْسَنِ النِّيَّاتِ وَ بِعَمَلِي إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ». نیت من را به «احسن النیات» برسان. و به عملم را به «احسن الاعمال» برسان. «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»، با لطف خودت نیت من را وافر کن. نیت وافر مثل چی؟ روزه بگیریم. یک‌وقت آدم می‌گوید: ماه رمضان هم نزدیک است، سفر باشیم روزه‌ها را نگیریم. یک‌وقت نیت این است: گناه نکند تو ماه رمضان بابت روزه‌خوری. سالم باشیم، روزه‌ها را بگیریم. خیلی دیگر خوب است دیگر.
خدایا من ۵۰ سال هستم، می‌خواهم روزه‌های ۵۰ ساله را دارم. من روزه‌های تا ابد را می‌خواهم. من هزاران سال زیر خاکم. همه ماه رمضان‌های اینها را، روزه‌اش مال من. شب قدرش مال من. ثوابش مال من. دعای ابوحمزه‌هایش مال من. دعای سحرهایش مال من. این شب وفر در هرچی هست دارد کاسب می‌شود.
نیت قبض آب و برق پرداخت می‌شود. مالیات می‌دهیم. جریمه‌ ماشین را پرداخت می‌کنیم. یک‌وقت جریمه‌ ماشین می‌دهیم که ماشین را نخوابانند. پول آب و برق را می‌دهیم که چی بشود. نیت چیست؟ آب و برق قطع نشود. این می‌شود تبدیل به آن پولی که می‌خواهند یارانه کنند بدهم به یک خانواده‌ مستحقی. من این پولی که الان دارم می‌ریزم، پول آب و برق، نیتم را چی می‌کنم؟ پولی که دارند می‌دهند به آن مست حقوق بگیر. بابت این پولی که دارد می‌دهد اذیتم. فشار بیاورند. از الکی هم جریمه نباید بکنند. ولی آدم هیچ احساس از دست دادن از تک‌تک اینهایی که دارد از دستمان می‌رود، کلی می‌توانیم کاسب شویم.
فقط هم وقتی می‌فهمیم که از دنیا برویم. اولین لحظه که آدم می‌میرد می‌گوید: «من چقدر با این گوشی کارها می‌توانستم بکنم. با این نیت‌هایم، با این...» فقط همین تصمیم می‌گیرد. «فلان چیز مال من، فلان کار مال من، فلان...» چقدر باید دست من رفت؟ صبح تا شب پای تلویزیون، گوشی، ماهواره، پایه. چه هزار تا ماجرا این شکلی وقت تلف شد. هیچی هم کاسب نشدم. مطالعه نمی‌کنم با نیت. تو مطالعه همه آنهایی که مطالعه می‌کنند شریک بشوم. تو درس شریک بشوم. تو جنگ و جهادی که همه رزمنده‌ها دارند شریک بشوم. تو خدمتی که پرستارها و پزشکان می‌کنند شریک بشوم. همه اینها مال من. به خودم می‌آمدم توجه می‌کردم.
«همه بریم که باز نگم ختم فلانیه. واسه چی شرکت می‌کنی؟» «دیگه به هر حال زشت است دیگر. ختم ما آمدند، ما بد است نرویم. باز پس فردا یکی از ما می‌میرد اینها می‌خواهند بیایند.» «سوغاتی می‌برد. بالاخره این هم برای ما یک چیزی آورد.» زشت است. تفاوت مؤمن و کافر فقط در عقلشان است. این احمق دارد پول هم می‌دهد، خرج هم می‌کند. فقط برای اینکه آبروش نرود، ضایع نشود، حرف و حدیث نشود، مردم هیچی نگویند.
این عاقل دارد کلی کاسب می‌شود. برای خداست. این عزت آن مؤمن است. عزت یک مؤمن است. احترام به مؤمن است. این حافظ قرآن است. آن سید است. به خاطر جدش چقدر می‌شود فرق بکند. این شیعه امیرالمؤمنین (ع) است. آن بچه‌اش طلبه است. آن باباش فلان بوده. به احترام فلانی‌اش می‌رویم. زائر امام رضا (ع) حاجّی مکه رفته، کربلا رفته. زاویه‌ دید. یعنی قلب فضایش عوض بشود. رویکردش به عالم بالا باشد. همین عالم را جور دیگری ببیند. به بالا نگاه کند. همه پایین نگاه می‌کنند. همه حمید سرا (؟) تو علوفه و تو طویله است تو آغل است. او حواسش به جای دیگر است. او نگاهش به قر (؟) خانه فرعون هم که هست پیش تو خانه می‌خواهم کنار خودت اینجاها نمی‌خواهم. یکم کنار امام رضا (ع) است. زن و بچه‌ها می‌آیند. روی این در و دیوار حرم گاهی می‌نویسند که کار زشتی هم هست. واقعاً خیلی از این کار... تو گوشی دارد با خانمش صحبت می‌کند. خانمش آن‌وقت ... وسط صحن، همه مردم دارند می‌بینند. این هم رفته روی در و دیوار می‌بینی که نوشتن با قلم (که اصلاً خود این کار تصرف غیرشرعی است، خود این کار حرام است) روی دیوار امام رضا (ع) با خودکار می‌نویسد: «یا امام رضا (ع) بچه‌ام فلان نشود، شوهرم فلان نشود، آن یکی آن‌جور بشود.» همش مادیات دنیا. دنیایی که خود خدا هم تأمین می‌کند. تو نخواهی. می‌خواهیم! می‌خواهیم! خواستن از این باب نیست که ما از خدا فقط دنیا بخواهیم. فقیریم به دنیا. هم فقیریم ولی چی بیشتر؟ «أَحْوَجُ» به چیست؟ به آخرت «أَحْوَجُ» ایم.
اول مناجات شعبانیه می‌گوید دیگر. «اینجا به من عطا کردی، اینجا پوشوندی ولی من آن‌ور بیشتر محتاجم. آنجا أَحْوَجُ‌ ام.» اینجام ازت می‌خواهم: زن می‌خواهم، بچه می‌خواهم، نون می‌خواهم، آب می‌خواهم، نمک می‌خواهم، همه چی می‌خواهم. چون فقیرم، تو آخرت فقیرتر.
نگاهم به آن است. استاد عزیزم حاج آقای میرباقری (حفظه الله). ببینید نیت چقدر فرق می‌کند. زاویه‌ دید چقدر عوض می‌شود. گاهی می‌بردیم با ماشین می‌رسوندیم ایشان می‌فرمود که: «یک دعاست با یک زاویه‌ دید». ایشان فرمود: «راه ما را نزدیک کردی، خدا راه تو را نزدیک. یک دعاست، یک زاویه‌ دید است.» نه حالا من و شما یک‌وقت بگو: «من هم با ماشین می‌آیم می‌رسانمت.» مثلاً این همین. فقط همین قدر می‌بیند: «پول بنزینت چقدر شد؟ من آن را بدهم بهت.» اینجا این مقدار من را بردی حالا پول بنزینش را هم بده ولی زاویه‌ دیدت به جای دیگری باشد. هم تو نیاز به جای دیگر داری، هم او که جای دیگری باشد آن محقق بشود. همه چی با پول بنزین و اصطکاک ماشین و فلان و همش مادی است. همه چیزها مادی. چقدر هزینه شدی؟ چقدر خرج شدی؟ چقدر روغنش شد؟ چقدر فلان. تنها چیزی که به حساب نمی‌آید، ارزش قائل نیستید، همه را به حساب می‌آوری جز خدا. آدم پایین است دیگر. به آسمان نگاه نمی‌کند. تفاوت انسان و حیوان به این است. «سر به هواست». می‌گویند عاشق سر به هواست. عاشق سر به حواس است. «سر به آسمونه». عاشق این شکلی است. طرف حسابش یکی دیگر است. دارد برای این کار می‌کند. سر به هوا است. از این توقع ندارد. از این نمی‌خواهد.
«لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَ لَا شُکُوراً». به زبان نیاوردن و زبان دلشان بود. امام باقر (ع) فرمودند: قرآن ثبت کرد. فرمود: اینها گفتند ما از شما تشکر نمی‌خواهیم، پاداش نمی‌خواهیم. تشکر؟ تشکر خشک و خالی نکرد. «چرا خراب می‌کنی نیتت را؟ تشکر کنم ازت؟» تشکر نکند ها! باشد برای تو.
اختصاصی براتون بخوانم این هم خیلی قشنگ خیلی آرامش‌بخش است. چون می‌گویند که آقا مثلاً من و جاریم، من دست‌پختم خوب است، رسیدگی می‌کنم، فلان می‌کنم، به چشم مادرشوهرم نمی‌آید. آن جاریه عاشق این است. آن داماد همه کار می‌کند، به چشم نمی‌آید. آن یکی داماد هیچ کاری نمی‌کنم، امشب طلبکار دارد، همه عاشقش‌اند. این روایت پاسخ به این مسئله خیلی این روایت زیباست. می‌فرماید که یک بابی هستند در بحار، جلد ۶۴، «إِنَّ الْمُؤْمِنَ مُن کُفْرٍ»، مؤمن مرد کفران است. مؤمن این شکلی است. بعد روایاتش را چند تای خیلی زیبای آن جلد ۶۴، صفحه ۲۵۹ شروع می‌شود. باب ۱۳. امام صادق (ع): «کفران واقع می‌شود، چرا؟» چون: «عَمَلُهُ یَصعَدُ إِلَی اللَّه». عملش می‌رود بالا. بین مردم منتشر نمی‌شود. کسی از عمل او خبر ندارد. «وَ الْکَافِرُ مَشْهُورٌ». کافر هر کاری می‌کند همه با خبر می‌شوند. چرا بنر زدند، تشکر کردند. آخرش که آنجا فهمیده می‌شود، بله همین‌جا هم عزت بهش می‌دهد. بله.
«کانَ رَسُولُ اللَّهِ مُنْکَراً». امیرالمؤمنین (ع) فرمود: پیغمبر (ص) هیچ‌کس مثل پیغمبر (ص) مورد کفران نبود. هیچ از کارهای خوب پیغمبر (ص) که تشکر نکرد. کارهای خوب پیغمبر (ص) خاصیت پیغمبر (ص) چیست؟ می‌گوید: شما دو هفته نباشید چه اتفاقی می‌افتد؟ چه اتفاقی می‌افتد؟
«عَلَیٰ الْقُرَشِیِّ بِقُرَیْشٍ وَ عَلَیٰ الْعَرَبِ وَ عَلَیٰ الْعَجَمِ وَ لَیْسَ لِأَحَدٍ عَلَیٰ الرَّسُولِ حَقٌّ کَحَقِّ الرَّسُولِ عَلَیٰ هَذَا الْخَلْقِ أَجْمَعُ». به قریش رسید، به عرب رسید، به عجم رسید. و هیچ‌کس به اندازه پیغمبر (ص) بر این خلق حق ندارد. «کَذَلِکَ نَحْنُ أَهْلُ الْبَیْتِ بِالْمُکَفِّرُونَ». می‌گویند: شما خاصیتتان چیست؟ حرم ما خاصیتش چیست؟ این همه خرج می‌کنید؟ «لا یُشْکَرُ مَعْرُوفَنَا». شکر به جا آورده نمی‌شود. همه رزق شما، برکات و امنیت و آسایش و هرچه خوبی تو این عالم است ما به شما می‌رسد. ماییم. ما شکر به جا آورده نمی‌شود. «وَ خَیَارُ الْمُؤْمِنِینَ مُکْفَرُونَ». مؤمنان خوب هم مورد کفران قرار می‌گیرند. «لا یُشْکَرُ مَعْرُوفَهُمْ». عمل اینها بالا می‌رود. می‌رود برای خدا. اینجا منتشر نمی‌شود. علامت اخلاص، علامت آدم با نیت پاک که این چون اینجا نیست عملش. چکار کرد؟ مگر فلانی خاصیتش چیست؟ خدا چه چیزی است؟ بالا می‌رود.
دو سه تا روایت ازش خواندم. بعد می‌فرماید که امام صادق (ع) فرمودند: تو هر کاری عبد باید نیت خالص داشته باشد در هر حرکت و سکونی. اگر این کار را کرد، دیگر غافل به حساب نمی‌آید. «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ الْإِخْلَاصُ فِی النِّیَّةِ». بهترین عمل نیت خالص است. «حُسْنُ النِّيَّةِ جَمَالُ السَّرَائِرِ». هرچی نیتت قشنگ‌تر باشد، «سریره» تو قشنگ‌تر می‌شود. سریره داریم که می‌شود همان باطن ما، ملکات ما. یک صورت داریم، یک سیرت داریم. یک صورت داریم. سیرت ما یا سریره‌ ما را چی شکل می‌دهد؟ سریره‌های خوشگل‌تر در اثر چیست؟ در اثر نیت خوشگل‌تر. صورت زیبا نمی‌آید به کار / سیرت زیبا اگر داری بیا. این سیرت زیبا چیست؟ نیت.
«أَحْسَنُ اَلذَّخَائِرِ حُسْنُ اَلضَّمَائِرِ». بهترین ذخایر «حسن الضمائر» است. «أَفْضَلُ اَلذَّخَائِرِ حُسْنُ اَلنِّيَّةِ». اینها دیگر از کلمات امیرالمؤمنین (ع)، خود سیاوش معلوم است. «أَفْضَلُ اَلذَّخَائِرِ حُسْنُ اَلنِّيَّةِ، جَمِیلُ النِّيَّةِ سَبَبٌ لِبُلُوغِ الْأُمْنِیَّةِ». وقتی نیت قشنگ داشتی، «سبب لِوْلوغُ الأُمنیَة» به همه آرزوهایت می‌رسی. آنی که می‌خواهی با نیت آن‌قدر سریع بهش می‌رسی با هزار تا کار دیگر بهش نمی‌رسی. «لَا یَصِلُ الْمَرْءُ إِلَی کُلِّ مَا یَبْتَغِيهِ إِلَّا بِحُسْنِ نِيَّتِهِ»، آدم به هرچی که می‌خواهد برسد. «مَنْ طَابَ عِیشُهُ»، اگه زندگی خوب می‌خواهی. «أَمِنَ سِرْبَهُ»، امنیت می‌خواهی. «سَعَتْ رِزْقَهُ»، رزق فراوان می‌خواهی. با چیست؟ «بِحُسْنِ نِيَّتِهِ وَ خُلُقِهِ». چقدر این روایت فوق‌العاده و کاربرد دارد! نیتت را پاک کن، اخلاقت را خوب کن. هرچی می‌خواهی بهش می‌رسی.
فرمود: «خودت را عادت بده به حسن نیت». «فَيُدْرِكُ فِي مَبْلَغِكَ النَّجَاحُ». به مقصد زیبا، «تُدرِکُ فی مَباقیکِ النَّجاةَ». هرچی می‌خواهی بهش می‌رسی. «إِحْسَانُ النِّيَّةِ یُوجِبُ الْمَطْلُوبَةَ». «مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ کَثُرَتْ مَطَالِبُهُ». «طابُ عيشك و وَجَبَتْ مَوَدَّتُكَ». «محبتت می‌افتد تو دل‌ها. دوست می‌دارم.» «پاک دیگر زندگی گوارا می‌شود. ثوابت زیاد می‌شود.»
بعد فرمود که خدا دوست دارد که نیت آدم را نسبت به مردم قشنگ باشد. همان‌جور که دوست دارد نیتش در اطاعت از خودش بی‌ریا باشد و قوی باشد. و فرمود به هرچی می‌خواهی برسی با حسن نیت می‌رسی که دیگر چندین روایت است که دارم همین‌جور رد می‌کنم فرصت نیست که بخوانیم.
بعد فرمود که این هم قشنگ است. آقا الان ما تو بلا افتادیم چطوری از این بلا در بیاییم؟ از این کرونا چطوری در بیاییم؟ «حِينَ تَنْزِلُ بِهِمْ غَمْرَاتُ الْبَلَا»، وقتی که بلاها به سر مردم می‌ریزد. «وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ»، نعمت‌ها ازشان می‌رود. الان چقدر نعمت از ما گرفته شده. «فَيُخْلِصُونَ لِلَّهِ بِصِدْقِ نِيَّاتِهِمْ وَ صِدْقِ قُلُوبِهِمْ»، «باز بر می‌گردند در خدا با نیت صادق و ...» «وَ وِلَاءَ قُلُوبِهِمْ» (؟). این دل اشتیاق از خودش نشان بدهد به خدا. «لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيءٍ». همه این بلاها را خدا اثر اینها برمی‌گرداند. «أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ». هرچی از اینها فاسد شده برای اینها. الان اقتصاد فلج شد، پدر مردم در آمد شب عیدی. نیت‌هایمان را خوب کنیم. نیتمان را پاک کنیم. هرچی از دست دادیم خدا برمی‌گرداند. این قاعده امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید. دروغ هم نمی‌گوید. خطبه ۱۷۸ نهج البلاغه بود اینی که خواندم.
بعد می‌فرماید که همان‌جور که بدن فقط یک نفس زنده لازم دارد که بدن را زنده نگه دارد، دین هم زنده نمی‌ماند مگر با نیت امام کاظم (ع) است که ایام شهادت ایشان است. «وَ النِّيَّةُ سابقهٌ بِعَقْلِهِ»، با چی حاصل می‌شود؟ با عقل. آدم می‌رود بالا بیشتر، عقلانی‌ترین چیزهای وسیع‌تری را می‌بیند. بعد خور و خوراک و فک و دهن خودش را نمی‌بیند. هزار نفر دیگر را هم می‌بیند. هزار تا مصلحت دیگر را هم می‌بیند و لحاظ می‌کند تو کارش. آدم عاقل نیتش وسیع می‌شود. به نیتش هم اجر می‌برد. مراتب انسان‌ها در بهشت به مراتب عقلشان است. و از همین عقلی که نیت‌هایشان متفاوت می‌شود، از این نیت‌ها مراتبشان متفاوت می‌شود.
بحث نیت از کتاب شریف «میزان الحکمه» روایت شد. من تقریباً از این باب ـ البته بخش سوء نیت هم ماند که حالا نیت‌های بد هم باز ماجرایی دارد که روایت آن را نخواندیم ـ نیت بد یک درد پنهانی است. بعد می‌فرماید که «رُبَّ عَمَلٍ قَلِیلٍ یُکَثِّرُهُ حُسْنُ النّیةِ». خیلی کارها آدم انجام می‌دهد. «نیت فاسده» کار را خراب می‌کند. «مَنْ سَاءَتْ نِيَّتُهُ لَمْ یَنَلْ أمانِيهُ». هرکی نیتش بد باشد به آرزوهایش نمی‌رسد. «مَنْ سَاءَ عَلَیْهِ عَزْمُهُ یَفْقِدُ». «مَنْ سَاءَ عَزْمُهُ فَقَدْ وَقَعَ فِی الْبَلَاءِ». هرکی بد نیت باشد سر فقدان (؟). یعنی وقتی که از بین برود باعث خوشحالی می‌شود. آدم بد نیت وقتی می‌میرد همه خوشحال اند. واسه شادی.
بعد می‌فرماید که «مَنْ سَاءَ عَزْمُهُ»، هرکه عزمش بد است، «رَجَعَ عَلَیْهِ سُوءُ الْقَضَاءِ». آدم بد نیت. «مَنْ سَاءَ مَقْصَدُهُ»، هرکی مقصدی که می‌خواهد بد است. «فَقَدْ خَابَ»، هرچیزی که می‌شود این دفعه ساده است. «سُوءُ النِّيَّةِ رَفْعُ الْبَرَكَةِ». وقتی نیت خراب شد، برکت هم کنار می‌رود. قواعدش را توضیح دادیم. «مِنْ أَعْظَمِ الشَّقَاءِ فَسَادُ النِّيَّةِ». یکی از علائم شقاوت، بدبختی، عاقبت به شری چیست؟ «فَسَادُ النِّيَّةِ». به نیت طرف می‌خواهد فقط رای بیاورد، رئیس بماند. خدا در خودش بیرونش کرد. «سُوءُ النِّيَّةِ أَدْبَرَ بِهَا مَا وُقِعَ الْمُقَاضَاةُ». «إِذَا سَاءَتِ النِّيَّةُ وَقَعَتِ الْبَلِيَّةُ». وقتی نیت فاسد می‌شود، «بلا گرفتار»ی می‌آید.
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ لِجَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ». در دعای امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۷۸ نهج البلاغه آمده است. آن کارهایی که با زبانم کردم که به تو نزدیک بشوم ولی دلم مخالفت می‌کرد. اینها را برای من ببخش. دل نبود، زبان فقط بود. چیز خطرناک! درست است چوبش را نمی‌خورد، ثبت نمی‌شود ولی آثار برایش بالاخره دارد. بو دارد دیگر. قبلاً خواندیم نیت بد بوی بد را دارد. بوی بد را دارد. ثبت نمی‌شود که بوی که چیزی را ثبت نمی‌کند. شما اگر رفتی کبابی، بوی کباب به مشامت خورد، ازت پول نمی‌ گیرند. اثر بو که به مشامت خورده که روزی اثر دارد بالاخره. درست است چیزی ازت نمی‌گیرند ولی بو می‌کند. خود به مشام او می‌رسد.
کسی نیت گناه اگر بکند از رزق محروم می‌شود. انجام ندادیم ها، نیتش را کردیم. بعد منصرف شدیم یا نتوانستیم. خیلی رزق از کفمان در می‌آید بابت آن. کتاب بخش نیت را از جلد ۱۲ «میزان الحکمه» خواندیم. جلد ۶۷ بهار یک باب مفصلی است و خیلی روایت دارد. البته اکثر روایات آنجا همین‌جا خوانده شد. به نظرم دیگر بحث نیت را می‌شود بیشتر از اینها مطرح کرد ولی به این حد کفایت بکنیم که جلسه‌ بعد ادامه‌ بحث کتاب را ان‌شاءالله داشته باشیم.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح و بررسی کتاب سه دقیقه در قیامت (موضوعی)

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00