جلسه پنجاه و هفتم
در این مجموعه جلسات، قرآن بهعنوان معجزه زنده الهی معرفی میشود؛ کتابی منسجم، بیتناقض و فراتر از توان بشر. با روشی عمیق و عقلانی میآموزید چگونه قرآن را درست بفهمید، شبهات را پاسخ دهید و از تفسیر به رأی عبور کنید. مسیر انس با قرآن، از قرائت و تدبر تا شفا و هدایت قلبی، بهصورت کاربردی ترسیم میشود. این جلسات شما را از خداشناسی ذهنی عبور میدهد و به توحید زنده، خداپرستی واقعی و معنای تازهای از زندگی میرساند
صبر فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ بلکه نشانهی حرکت انسان به سمت رستگاریست.
صبر بستر شکوفایی ایمان در قلب انسان است.
صبر، با کنار زدن غرایز و حیوانیت، فطرت الهی را فعال میکند.
موفقیت واقعی در رسیدن به مقام ایمان است، نه صرفاً کامیابیهای بیرونی.
صبرِ واقعی انسان را از سطح واکنشهای لحظهای به رشد درونی میرساند.
صاحبان اندیشه، در مقام عمل پیوسته در صبرند.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
بحث ما رسید به عامل هفتم از عوامل سعادت. عامل هفتم، صبر است. صبر از چیزهایی است که انسان را عاقبتبهخیر میکند و خوشبخت میکند؛ دنیا و آخرت انسان را آباد میکند. اونهایی که گرفتار بدعاقبتی میشوند، هرکدام از اینها عاملی است برای اینکه ایمان را از بین ببرد. اگر نبودند، ایمان از بین میرود؛ اگر باشند، ایمان هست و تقویت میشود.
در روایات داریم که جایگاه صبر برای ایمان، مانند سر برای بدن میماند؛ عضوی حیاتی که اگر بریده یا قطع شود، کاملِ بدن از هم میپاشد و از بین میرود. دست قطع شود، بدن به حیات خودش ادامه میدهد. پا قطع شود، همینطور. خیلی از اعضای بدن هست که اگر آسیب ببیند، بدن به کارش ادامه میدهد؛ ولی سر اینطور نیست. اگر صبر از انسان ربوده شود و شیطان بتواند آن را از انسان بگیرد، ایمان انسان نابود شده است؛ ایمانی نمیماند.
و عرض کردیم که راز عاقبتبهخیری و خوشبختی و سعادت هم در ایمان است. بدون اینها، انسان به ایمان نمیرسد. علامه طباطبایی میفرمایند که صبر به معنای نگه داشتن چیزی در تنگنا است؛ یک چیزی در فشار مقاومت بکند و بماند. و در کاربردهای شرعی به معنای نگهداری نفس در عمل به کارهای درست عقلی و شرعی است. شرع وقتی میگوید صبر، منظورش این است که آن کارهایی که عقلاً و شرعاً درست است، پایبندش بمانی، تحمل کنی. سختی دارد؛ هم برای نفس انسان سختی دارد. مثل ورزش.
شما ببینید یک نفری میخواهد وزن کم بکند، سخت است. کار درست عقلی است که همه این را میفهمیم. یک نفری وقتی میخواهد وزنش را کنترل بکند، سلامتش را حفظ بکند، پافشاری کند و تحمل کند. بقیه چه میدانم سیگار میکشند، راحت شیرینیهای آنچنان میخورند، ورزش نمیکنند، تغذیهشان مشکل دارد، وعدههای غذاییشان هیچ دقتی نسبت به کالری غذاها ندارد. این نسبت به همه اینها میخواهد مراقبت داشته باشد، توجه داشته باشد و خودش پافشاری کند. همه دارند اینجا کباب فلان میخورند با نوشابه، این دو لقمه میخورد بدون نوشابه. نَه، صبر است دیگر. نفس آدم علاقه دارد و میخواهد. آدم پافشاری میکند.
حالا اینکه بدن است، در قبال روح البته مهم است؛ ولی آخرش خوراک مور و مارِ خاک است. روح انسان کبودیت ماست. اگر آدم بخواهد حفظش بکند، صبر میخواهد. دیگران راحت عروسیهای آنچنانی میگیرند. بقیه عکسهای آنچنانی از خودشان میگیرند، منتشر میکنند، هیچ تقیّدی هم نسبت به اینکه محرم و نامحرم و اینها ندارند. آرایش فلان میکند، چهرهاش را فلان میکند. تو عروسی با چهرهای میآید جلوی مردم نامحرم. بدن عریان میزنند، میرقصند، هرچی بخواهند میخورند و مینوشند، مست میکنند، کیف میکنند. به حسب ظاهر که جسمشان هم، اگر بخواهی حساب بکنی، هزار و یک آسیب دارد. دنیاشان هم اگر بخواهی حساب کنی، هزار و یک بدبختی برای دنیاشان دارد.
این سبک زندگی تویش هیچ تقیّد و تعهد و مراقبت و انضباطی نیست. آدم با این سبک زندگی به جایی نمیرسد. همین باشگاههای بزرگ دنیا، فوتبال، بازیکنان را مقید میکنند. اینها شراب نمیتوانند بخورند، پارتی نمیتوانند بروند. هفت شب به بعد باید تحت کنترل باشند، شبها مراقبت ازشان میشود، جایی حق ندارند بروند، ده شب مثلاً باید بخوابند. وگرنه از تویش مسی و رونالدو درنمیآید. مسی و رونالدو کلی مراقبت و تحفّظ داشتند که شدند مسی و رونالدو. مگر هر چیزی میخورند؟ مگر هر جایی میروند؟ مگر هر کاری میکنند؟
این دنیایش. در روحم هم همینطور. آدمی که میخواهد به سعادت برسد، بزرگ بشود، کامل بشود، باید تحمل کند. دیگران کیف میکنند به حسب ظاهر، ما محروم میشویم. البته این یک مدتی دارد. بعد که قوی شد در این مسیر، این کیف میکند و بقیه نمیفهمند. این میگوید شما نمیفهمید طعم مناجات چیست، حلاوت مناجات چیست، دعا چه کیفی دارد. شبهای ماه رمضان، سحر بیداری، سحر، نماز شب، زیارت کربلا، روضه، اشک برای اهل بیت، اشک عاشقانه. اصلاً خود عشق اهل بیت چه طعمی دارد، چقدر شیرین است، هیچی نمیفهمند! این وقتی که میچشد، به آن بدبختها میگوید که شما اصلاً هیچی از عالم نفهمیدید. نفهمیدید که انس با امام رضا علیه السلام، مناجات با امام رضا، درد دل با امام رضا، زیارت امام رضا، خلوت با امام رضا، پشت پنجره فولاد در صحن انقلاب، چه طعمی دارد، چه کیفی دارد، چه لذتی دارد، چه حالی دارد. نمیفهمید، بدبختها، بیچارهها! این چه میخواهد؟ صبر میخواهد تا کمکم بچشد این لذتها را. پس نفسش را نگه میدارد، کنترل میکند، پایبند بماند در این کارهایی که درست است عقلاً و شرعاً.
نمازش، حجابش، اینها صبر میخواهد، استقامت میخواهد. این کارهایی که دیگران میکنند. دوستدختر نداشته باشد، دوستپسر نداشته باشد، صبر میخواهد. ازدواج هم سخت است. کنترل دامن خیلی سخت است، مخصوصاً در این زمانه با این اوضاع. خودش را نگه دارد از دیدن صحنههای حرام، فیلمهای حرام، رابطههای حرام که فتح الباب فراوان و راحت است. خدای نکرده خودارضایی و از این قبیل مسائل. اینها صبر میخواهد. اگر خدای نکرده آدم پایش لغزید، تصویری، کاری، دوباره برگردد توبه کند که حالا بحث توبه را جلوتر داریم.
آیات الهی صابران را جزو خوشبختان و سعادتمندان میداند. در سوره مبارکه مؤمنون آیه ۱۱۱ میفرماید: «إنّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ». من امروز به اینها جزا میدهم بابت صبرشان و اینها فائز میشوند، در فوز بابت صبرشان. همه بهشتیها بابت صبرشان بهشتی شدند. «سَلَامٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ». وقتی وارد بهشت میشوند، به اینها سلام که میدهند، بابت صبرشان سلام میدهند. یعنی آقا، بهشتیها را یک چیز بهشتی کرده است. همهشان در این نقطه مشترکند در صبر. همه کمالات هم جلوهای از صبر است. یک رشتهای به صبر دارد. از کنترل دامن گرفته، کنترل جنسی به صبر مرتبط است. کنترل شکم به صبر مرتبط است. کنترل زبان، کنترل چشم، کنترل گوش، کنترل دست، کنترل خیال، اینها همش شاخهها و شعبههایی از صبر است. صبر که باشد، ایمان هست. ایمان هم که باشد، آدم خوشبخت است.
علامه میفرمایند که در جلد ۱۵ المیزان، صفحه ۷۱ و ۷۲ میفرمایند: منظور «الیوم» روز قیامت است، روز جزاست. متعلق صبر در آیه ذکر نشده. صبر به چی؟ یک وقتی یک بدی داریم که باید در برابرش صبر کنیم. یک وقتی یک خوبی داریم که برایش باید صبر کنیم. صبر بر طاعت. صبر در برابر معصیت. صبر کنیم، وسوسهها و جاذبههای گناه گرفتارمان نکند. خیلی شیرین است به حسب ظاهر، دل را میکشد، آدم را وسوسه میکند. باید صبر کرد. صبر در برابر گناه. صبر در برابر معصیت. طاعت تلخ است، سخت است، پدر آدم را درمیآورد، خستهکننده است، حوصله آدم سر میآید، طول میکشد، بیاثر است به حسب ظاهر، نتیجه ندارد. تکراری است، یکنواخت؛ باید صبر کرد. صبر بر طاعت. در یک کلمه میشود صبر بر ذکر خدا که علامه میفرمایند این صبر در ذکر خداست. یاد خدا کردن مقاومت میخواهد. شیاطین از بیرون و نفس هوای نفس از درون مخالفت میکند. نفس از ذکر خدا خوشش نمیآید. نفس بازی دوست دارد، سرگرمی، مشغولیت دوست دارد. یک جا ماندن، متمرکز شدن به یک چیزی که اولش هم جاذبه حیوانی برای آدم ندارد.
ذکر خدا جاذبه حیوانی ندارد. شیرینی حیوانی ندارد. با حیوانیت ما مطابقت ندارد. ذائقه حیوانی ما را سرحال نمیآورد؛ ولی به مرور البته فطرت ما با فطرتمان مطابقت دارد. فطرت ما را سرحال میآورد. اولش خوب، یک کم فطرت آن لابلا یک روزنههایی بهش وا میشود، یک چیزهایی میچشد. هرچی که بیشتر بهش خوراک برسد، حیوانیت کنار میرود. فطرت میآید جلو. و فطرت قوی و قوی و قویتر میشود. حیوانیت ضعیف و ضعیف و ضعیفتر میشود. و هرچی که فطرت قویتر بشود، انسان از ذکر بیشتر لذت میبرد. و هرچه حیوانیت ضعیفتر بشود، آدم از گناه کمتر لذت میبرد. از غفلت، از هوای نفس، از بازی، مشغولیت کمتر لذت میبرد. هرچه حیوانیت قویتر بشود، آدم از بازی و سرگرمی... حیوانها را ببینید، گوسفندها را ببینید، اینها خوشند، مشغول بازی، مشغول خوردن، غافلاند، هیچ درکی از خطر ندارند که مثلاً اینجا الآن یک گرگ آن نزدیک است. تا نیاید جلویش نگیردش، نمیفهمد. غافل است. چهار متر آنورترش. درکی ندارد، تفکر و تعقلی ندارد. فکر نمیکند برای چی این آدم باید بیاید جلوی من انقدر به من کاه بدهد، یونجه بدهد، علف بدهد. این نقشهاش برای من چیست؟ لذت میبرد از اینکه یکی انقدر کاه و علف جلویش ریخته. مثل این پهلوی چیها، طرفداران پهلوی که حیوانند. اینها هیچ فکر نمیکنند که آمریکا برای چی باید برای شما ثروت و امنیت و رفاه بیاورد که شما دست به دامنش شدید، دست دراز کردید که برای شما حمله کند، حکومت را تحویل شماها بدهد، ایران را تحویل شماها بدهد. برای چی باید ایران را تحویل شماها بدهد؟ یک گوسفند سؤال نمیکند برای چی این دارد به من کاهو، یونجه و علف میدهد؟ برای چی دارد بهت میدهد؟ میخواهد گوشتت را ببرد! آخه سرت را ببرد، به سیخ بکشدت، کارت را تمام کند. یک احمق فکر میکند دوستش دارند. از هر کی بهش کاه و علف بدهد، ازش میگیرد. فکر نمیکند که برای چی این باید به من کاه و علف بدهد، برای چی باید پول بدهد، کاه و علف بخرد، خرج من کند؟ برای چی باید من را دوست داشته باشد که برایم این کارها را ... چرا باید دوستم داشته باشد؟ چرا باید از دسترنج خودش بگذرد، بودجه برای من در نظر بگیرد؟ برای چی آمریکا، اروپاییها و غربیها و اسرائیلیها، یهودیها باید بیایند برای ما تلگرام رایگان بیاورند، اینستاگرام رایگان بیاورند؟ این همه خرج سرور کنند، این همه هزینههای کلان. برای چی باید ایلان ماسک استارلینک برما بیاورد، هزینهاش هم بدهد، رایگان هم بدهد؟ برای چی؟ اینها از یک دلارشان، از یک سنتشان نمیگذرند. برای چی این همه باید هزینه نجومی کند؟ عاشق چشم و ابروی توست؟ گوسفند گوشت تو را ببرد، میخواهد بخوردت، میخواهد تو را ببلعد. نمیفهمی! گوسفندها نمیفهمند. عقل ندارند، درکی ندارند. یک عده همین شکلاند، درکی ندارند. و لذت دارد برایش. علف لذیذ است دیگر. به چیز دیگر فکر نمیکند. زحمت به خودش نمیدهد، خودش را به رنج تفکر و تعقل نمیاندازد که به زحمت بعدی بیفتد که بعد حالا که فهمید این یک غرضی دارد، حالا من باید قید این علف شیرین را بزنم. گرسنه بمانم. بعد میگوید: ای! اینجوریه! برو خودت برای خودت علف پیدا کن. چقدر باید زحمت بکشم! تحریم میشوم، باید تحریمها را دور بزنم، گشنه میمانم. یک علف داشت بهمان میداد، دیگر. حالا هر چی میخواهد، میخواهد. مگر چی میخواهد از ما بگیرد؟ مهم این است که ما علفمان را میخوریم! اینها گوسفندند و گوسفندی زندگی میکنند. عقل و درکی ندارند، تحلیلی ندارند، فکر نمیکنند در مورد چیزی. اینها میشود صبر بر ذکر خدا، صبر بر انسانیت، صبر بر مسیر فطرت، تبعیت از پیغمبر، صبر.
همه این چیزهایی که قبلش گفتیم، عبادت صبر میخواهد، تزکیه نفس، تهذیب روح صبر میخواهد، تقوا صبر میخواهد. و صبر راز رسیدن به آن یکی است. «استعینوا بالصبر و الصلاه». از صبر آدم باید کمک بگیرد تا بتواند آنها را درست کند. صبر ریشه همه اینهاست. صبر کلید اصلی موفقیت. اگر بخواهیم برای موفقیت کتاب بنویسیم، راه رسیدن به موفقیت، ۱۰۱ راز موفقیت و این حرفها. ۱۰۱ نمیخواهد، یکی، همهاش در صبر است. صبر. نه صبرِ دیگران مثل صبر رونالدو و مسی که هر جایی نمیروند و هر کاری نمیکنند. آن هم البته حالا به هر حال خالی از هیچی نیست، منافع دنیاییشان را تأمین میکند. صبری که منظور است از آن موفقیت ابدی در میآید، فلاح و فوز در میآید، صبر بر ذکر خداست. صبر بر یاد خدا، صبر بر مسیر حرکت در مسیر خداست.
علامه میفرمایند اینکه فرمود: «انهم هم الفائزون» در مقام حصر است. یعنی فقط صابران به فوز میرسند. مؤمنان و کافران نمیگوید، صابران و کافران میگوید. از این به بعد به جای واژه زیبای مؤمنان، بگویید صابران. یکیه. چون مؤمن بیصبر نداریم، صابر بی ایمان نداریم. این صابرانی که واقعاً به اصول اخلاقی و انسانی خودشان ملتزماند، آخرش نور ایمان بر قلبشان میتابد. آخرش موفق میشوند به ایمان. صبر دنیایی، صبر معمولی هم، صبر بر اصول انسانی هم موفقیت میآورد. موفقیتش چیست؟ موفقیتش موفق شدن به ایمان است که ایمان خودش موفقیت ابدیه. این هم باز خودش توفیق است، موفقیت است. موفق میشود که مؤمن بشود. خود اینکه آدم موفق بشود مؤمن بشود، یک درصد از موفقیت است. بعد دیگر باید سعی کنی این را نگهش داری که صبر میخواهد. صبرهای دیگری میخواهد. صبر مراتب بعدی را میخواهد.
بعضی بکشیشان، دروغ نمیگویند. خیانت نمیکند. به ناموس و حریم دیگری تجاوز نمیکند. یک سری اصول اخلاقی برای خودشان دارند. با زن شوهردار مثلاً وارد رابطه نمیشود. با دختر مثلاً زیر فلان سن وارد رابطه نمیشود. کافر است یا بیدین است، ولی اصول اخلاقی برای خودش دارد. یک غیرتی دارد. اینها را تاریخ نشان داده که موفقشان میکند خدای متعال به ایمان. آدمهای با… آدمهای با حسن خلق مقید. عصبانی نمیشود. مقید است. اگر عصبانی شد، فحش نمیدهد. اگر فحش داد، فحش مادر نمیدهد. مقید است. در اوج عصبانیت زبانش را نگه میدارد. فحش مادر نمیدهد. جناب حر خودش را نگه داشت، امام حسین علیه السلام را توهین نکرد. آدم علیه السلام نبود، ولی احترام مادر امام حسین که دختر پیغمبر است، زهرای مرضیه سلام الله علیها ارواحنا فداها صباح فداها، احترامش را نگه داشت. عاقبتبهخیر شد. این خودش صبر است دیگر. به یک اصل اخلاقی. خیلی نفسش دارد غلیان میکند، میجوشد که جواب بدهد، اسم مادر او را آورده، اسم مادرش را بیاور. نگه میدارد. این صبر است. صبر موفق میکند. صبر ایمان میآورد. صبر نور... صبر حیوانیت را کنار میزند. حیوانیت که کنار برود، فطرت میآید وسط. فطرت که میآید وسط، نور میآید وسط. نور که میآید وسط، ایمان میآید وسط. ایمان که میآید وسط... وقتی میآید وسط، تعالی میآید وسط. ایران! انسان به تعالی میرسد. راز رسیدن به تعالی، اصلیترین کلیدش صبر است.
«سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور.» تو مسیری که آدم دارد میرود، خار تو مسیر زیاد است. رنج تو مسیر زیاد است. هوای گرم، جاده خراب، خار بیابان، خیلی چیزها. گرد و خاک، آلودگی هوا، بوی زباله است، لاشه سگ تو جاده افتاده روی زمین، تاریکی، پیچ کوه، صخره است، جاده خراب شده است. یک تکه از جاده. این جادههای کوهستانی گاهی جاده ریزش کرده، سنگهای درشت آمده ریخته. اینها طبیعت این مسیر رفتن است. راه سختی دارد. با دقت و آرامش و صبر اگر بری، موفق میشوی، پیروز میشوی، میرسی به نتیجه و هدف. به فلاح میرسیم.
قرآن کریم در وصف عاقلان اینطور میفرماید: در سوره مبارکه رعد، آیه ۲۲: «وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ». آن کسانی که صبر کنند برای اینکه در طلب وجه ربشان هستند، اینها عقبای دار را خواهند داشت. یعنی به آن نتیجه خوب نهایی میرسند. علامه، جلد ۱۱ المیزان، صفحه ۳۴۵ و ۳۴۶ میفرمایند: طبق این آیه که کسانی که صاحبان اندیشهاند در مقام عمل، اینها پیوسته در صبرند و همه گونههای صبر، صبر در مصیبت، صبر بر طاعت و صبر در برابر معصیت را اینها دارند. «صبروا ابتغاء وجه ربهم»، اینها در طلب دیدار ربشان، به گل روی خدا، به عشق خدا، برای اینکه موفق بشوند به اینکه به او برسند، تحمل میکنند.
صبر هم سه قسم است: صبر بر طاعت، صبر بر معصیت که این دو تا را گفتم. یکم صبر بر مصیبت. گرفتاریها و وقایعی که بر آدم رخ میدهد. بچهاش را از دست میدهد، عزیزش را از دست میدهد، بهش تهمت میزنند، بهتان میزنند، گرفتاری مالی پیدا میکند، سلامتیاش را از دست میدهد، امکاناتش را از دست میدهد، مالش را از دست میدهد، جنگ میشود، ناامنی میشود. اینها اتفاقاتی است که پیش میآید. اینها همش مصیبت است. «اذا اصابت مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون». راز موفقیت صابران هم در همین یک نکته است. در همین جمله است. با توجه به این یک جمله، صابر میشوند. میگویند ما مال خداییم. «انا لله» توجه به این نکته باعث میشود که اینها صابر بشوند و خدای متعال هم صلوات و هدایت و رحمت را برای آنها جاری کند. مورد لطف خاص و رحمت خاص خدای متعال واقع میشوند. پردهها و حجابها و موانع را خدای متعال از مسیر اینها کنار میزند.
بعضیها میگویند که ما فلان ذکر را گفتیم، فلان دستور را انجام دادیم، نتیجه حاصل نشد. یک ساله دارم فلان کار را میکنم. گفتند نماز اول وقت بخوان، فلان میشوی. ۱۰ ساله دارم میخوانم، ۳۰ ساله دارم میخوانم، هیچی نشدم. این رازش تو آن یک کلمه صبر است. ببین کجاها داری بیصبری میکنی که اثر این اعمال خراب میشود. نماز اول وقتت که باشد، ولی جاهای دیگر صبر درست، خصوصاً صبر بر معصیت نباشد. ولش کند این کار را. نه، نماز اول وقتش را ادامه بدهد، ولی توجه کند از این انبارش موش از کجا دارد میآید. هرچی تو انبار میگذارد و... اول «ای دفع شر موش کن وانگه اندر جمع گندم کوش کن.» هی گندم میآیی میگذاری، خون بغل سوراخ موش است. میآید ورمیدارد میبرد. رفتارت با زنت، رفتارت با مادرت، رفتارت با شاگردت تو مغازه، رفتارت با بچهات، رفتارت با شاگردت تو کلاس، رفتارت با استادت. بدتر. آنها را درست کن. داری معصیت میکنی. حسادتت، سوءخلقت، تکبرت، حب دنیا، حب جاه، عشق مقام، عشق پول، پولپرستی، اینها معصیت است. تا اینها را صبر در اینها نداشته باشد، آنور هم نتیجه خیلی حاصل نمیشود.
رابطههای حرام. رابطههای خراب. گاهی حرام نیست ولی خراب است. توضیحش مفصل است. آسیب میزند. آدم باید برای اصلاح آنها صبر بکند. از این رابطه حرام میخواهد بیاید بیرون، خیلی هم علاقه دارد به طرف مقابل، ولی حرام است این رابطه. غلط است این رابطه. گاهی حرام نیست، ولی غلط است. ضرر دارد. صیغهای هم خوانده میشود، ولی ضرر برای آخرت هر دو، برای دنیای هر دو، برای آینده هر دو، یا لااقل آینده یک نفر ضرر دارد، آسیب دارد میزند. این به آن آینده آن طرف مقابل، یا آن به این، یا به خودش، خانواده خودش، زندگی خودش، همسر خودش. و بیرون آمدن از این رابطه صبر میخواهد. خیلی خون دل خوردن میخواهد. خیلی رنج دارد. این صبر را اگر تحمل نکند، آنور هم کارهایش اثری ندارد. خیلی از تویش چیزی در نمیآید. راز اصلی موفقیت، صبر است. اینها چه کار کردند؟ صبر کردند که شدند: «لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ».
علامه میفرماید: معنای عقبای دار، سرانجام پسندیده است. چون عاقبت حقیقی همین است. هر امری در عالم طبق فطرتش به عاقبتی که مناسب خود و مایه سعادتش باشد، منتهی میشود. عجب جملهای! عجب جملهای! هر امری، همه امور آخرش بر اساس فطرت خودشان. حالا نمیدانم دیگر تو این جلسات چون بحثهای تخصصی نیست، ما هنوز وارد بحثهای عمیق المیزان نشدیم. این دوره، دوره مقدم مقدماتی برای ورود به المیزان است، یک دوره اجمالی از معارف المیزان. برای همین وارد بحث عمیقش نمیشویم. این از آن جملات عمیق المیزان است که خودش یک ساعتی بحث میخواهد و شرح میخواهد. هر چیزی فطرتی دارد. هر موجودی یک فطرتی دارد. بر اساس فطرتش، هر چیزی دنبال عاقبت خودش میگردد و دنبال کمال خودش میگردد. و این کمالش میشود همان سعادت او. حالا هر موجودی کمالی دارد. «غایت نوعیه» بهش میگویند. هر چیزی را برای یک چیزی آفریدهاند. این آینه را آفریدند که تصویر را برگرداند، منعکس کند. کمالش در همین است که تصویر را خوب و کامل و دقیق و منضبط منعکس کند. شفاف باشد، براق باشد، جزئیات آن چهرهای که درش میافتد را بتواند منعکس کند. این میشود کمال این آینه. این صندلی برای نشستن است. حالا هر سنگی صندلی است. صندلی ناهارخوری یک صندلی است. صندلی دندانپزشکی یک صندلی است. صندلی آرایشگاه یک صندلی. منبر است. منبر برای سخنرانی درست کردند. دندانپزشکی برای اینکه بیمار بنشیند دندانش را معالجه کنند و همینطور. این کمالش تو همان است. آنجا ازش استفاده بشود. همیشه تو آن کمال استفاده بشود تا وقتی که این دیگر دور خارج بشود، صورت نوعی از دست بدهد. هر چیزی گرایش و حرکت به سمت کمال خودش دارد.
خب حالا عقبای دار میشود آن خانه نهایی. خانه نهایی انسان کجاست؟ آن چیزی است که فطرت انسان آن را تقاضا دارد. یک خانه که آن خانه، خانهای است که من همه کمالاتم آنجا تأمین میشود. من تو آن خانه ساکن که بشوم، در وضعیتی خواهم بود که همه کمالاتم آنجا تأمین میشود. من را برای آنجا آفریدند. آنهایی که برای من آفریدند، همش آنجاست. منی که برای آنها آفریدند، برای آنجا آفریدند. دارم تند تند میگویم و سریع میگویم. آن خانهای که این اتفاق توش رقم میخورد، میشود عقبای دار. عقبای دار را به کیا میدهد خدای متعال؟ نهایت و سعادت و کمال نهایی نائل میشوند کسانی که صبر کنند. صبر کنند. «صبروا ابتغاء وجه ربهم». همه امور هم دارند به آن عاقبت متناسب با خودشان میرسند. انسان هم باید خودش را به آن عاقبت متناسب با خودش برساند. ما انتخاب میکنیم. بقیه میرسند. تشریعاً دستوراتی هست که باید انتخاب کنیم و تن بدهیم به آن دستورات. تشریعاً میرسیم. تکویناً. تکوین ما در آن تشریع هر وقت به آن قانون و شریعت تن دادیم، در عالم تکوین هم نائل میشویم به آن کمالاتمان. این تشریع پذیرفتن، صبر بودن توی این تشریع، صبر میخواهد. صبر میشود راز اصلی رسیدن به کمالات. این نکته اصلی و مهم بود.
خب صبر و عرض کردیم حالا هر جلسهای یک دانه از این کمالات را و عوامل سعادت را تو زمانهای کوتاهتری میگوییم که انشاءالله عزیزان خسته نشوند و بحث را برسانیم به پایان کتاب. انشاءالله آرام آرام. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه پنجاه و دوم
لعل روانبخش
جلسه پنجاه و سوم
لعل روانبخش
جلسه پنجاه و چهارم
لعل روانبخش
جلسه پنجاه و پنجم
لعل روانبخش
جلسه پنجاه و ششم
لعل روانبخش
جلسه پنجاه و هشتم
لعل روانبخش
جلسه پنجاه و نهم
لعل روانبخش
جلسه شصتم
لعل روانبخش
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات لعل روانبخش
جلسه سی و ششم
لعل روانبخش
جلسه سی و هفتم
لعل روانبخش
جلسه سی و هشتم
لعل روانبخش
جلسه سی و نهم
لعل روانبخش
جلسه چهل و یکم
لعل روانبخش
جلسه چهل و دوم
لعل روانبخش
جلسه چهل و سوم
لعل روانبخش
جلسه چهلم
لعل روانبخش
جلسه سیزدهم : قرآن؛ مسیریاب زندگی انسان
لعل روانبخش
جلسه چهاردم : تلاوت حق؛ معیار ایمان به قرآن
لعل روانبخش
در حال بارگذاری نظرات...