شه شناس

جلسه بیست و چهار

شه شناس . 1399/03/01
01:02:09
431

معرفی
* وصیت امیرالمومنین علی علیه السلام در نامه ۴۷ نهج‌البلاغه به تقوا و نظم

* مراتب و مناطق تقوا

* معنای عید

* تقوای اجتماعی و سیاسی

* بدن انسان یکی از جلوه‌های نظم خدا

* بی‌نظمی و بروز بیماری

* نظم عالم به واسطه شب قدر

* عید فطر تکمیل‌کننده شب قدر

* عبودیت ما را منظم می‌کند

* سه رکن مهم نظم

* نشانه جامعه منظم

* اثرگذاری نمازجماعت در تنظیم شدن

* بی‌نظمی یکی از عوامل حق‌الناس

* با رعایت کردن شریعت، منظم شویم

* با نظم خود، یاور اهل‌بیت علیهم‌السلام باشیم

* نظم در سیره امام خمینی(ره)
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.

بحث سیره امیرالمؤمنین و شناخت امیرالمؤمنین را در قالب عنوان بحث «شه شناس و وصیت‌نامه امیرالمؤمنین» مرور می‌کردیم، در این ماهی که ماه شهادت امیرالمؤمنین است. البته دیگر این جلسه به نظرم فایلش وقتی منتشر می‌شود که ماه مبارک رمضان تمام شده، ولی ثبتش در ماه مبارک رمضان و نورانیت وجود امیرالمؤمنین در روزها و ساعات پایانی ماه مبارک رمضان، در قالب این، ان‌شاءالله بهره می‌بریم و از خود حضرت می‌خواهیم که توفیق عمل به این وصیت را به ما عنایت بکنند؛ که نظام تعلیم و تربیت، آموزش، اخلاق، عرفان، معنویت، هرآنچه که ما می‌خواهیم، در قالب این وصیت بیان شده برای ما. و این وصیت خیلی جای کار دارد، خیلی باید روی این وصیت کار بشود. یک واحد درسی بشود در دانشگاه‌ها و یک مهندسی فکر برای یک دانشجو؛ عصاره‌ای از مطالب دین، عصاره‌ای از معارف دین، عصاره آن چیزهایی است که مطلوب امیرالمؤمنین و زندگی امیرالمؤمنین، برنامه‌های امیرالمؤمنین، مسائل مربوط به حکومت‌مان با این راه می‌افتد. مسائل اجتماعی، سیاسی، حقوقی، خانوادگی، تربیتی، اخلاقی، معنوی، همه در واقع در قالب این دستورالعمل به ما داده شده.

نکته‌ای که هست این است که امیرالمؤمنین چند بار به بحث تقوا تکیه می‌کنند و هر بار درباره تقوا در واقع یک مسئله‌ای را در کنار تقوا مطرح می‌کنند. قبلاً ملاحظه فرمودید که بحث تقوا را مطرح کردند و بحث رغبت به آخرت و زهد نسبت به دنیا، بی‌رغبتی نسبت به دنیا. باز بحث تقوا را مطرح کردند و اتصال وجودی با پیغمبر اکرم. من اینجا بحث تقوا را مطرح می‌کنم و یک سری تکالیف اجتماعی و سیاسی. خب، تقوا مراتب مختلف دارد، هم مناطق مختلف دارد. مراتب و مناطق تقوا و هر جایی به تناسب خودش تقوایی دارد. البته مرتبه‌ای هم دارد. کمترین مرتبه تقوا همین است که انسان آلوده به معصیت نشود، از واجب الهی دور نشود، فاصله نگیرد. این کمترین مرتبه تقواست تا مراتب عالی تقوا که اصلاً انسان غیر از خدای متعال و تجلیات خاص حق تعالی چیزی را نبیند در این عالم. مناطق تقوا هم مختلف است. یک وقت هستش که تقوا در مسائل شخصی ماست، یک وقت در حوزه ارتباطات بیرونی ماست. در ارتباط با افراد، در ارتباط با حالا خود این افراد باز دسته‌بندی می‌شوند: خانواده، همشهری، هم‌کیش، دوست، دشمن. نسبت به تک‌تک این‌ها تقوایی هست. یک وقت دیگر هم هستش که در مورد غیر انسان‌هاست، در مورد حیوان‌هاست، در مورد گیاهان، در مورد محیط زیست، در ارتباط با موجودات دیگری است که ما داریم با آن‌ها زندگی می‌کنیم؛ موجودات مادی و معنوی و ملکی و در ارتباط با طبیعت، در ارتباط با فراتر از طبیعت، در ارتباط با دنیا، در ارتباط با آخرت، در ارتباط با زنده‌ها، در ارتباط با مرده‌ها. تکالیف مختلف، مناطق مختلفی است که ما باید نسبت به این‌ها تقوا داشته باشیم.

اینجا امیرالمؤمنین رویکرد اجتماعی دارند نسبت به مباحث، یعنی نسبت به تقوا. خب، می‌دانید در نماز جمعه هر هفته، حالا این هم چون در روز عید فطر این بحث منتشر می‌شود، این نکته را هم بگویم. هر عیدی یک عودت، یک بازگشت، بازگشت به فطرت، بازگشت به تکلیف، بازگشت به نسبت و ارتباط ما با خداست. می‌فهمیم که ما با خدا چه نسبتی، چه ارتباطی داریم. این می‌شود عید. و نکته جالب هر عیدی هم این است که هر عیدی عید بودنش به این است که ما دور ولیّ خدا جمع شویم، دور معصوم جمع شویم. ما چهار تا عید اساسی داریم. این چهار تا دقیقاً کارکردش همین است: عید جمعه، عید فطر، عید قربان، عید غدیر. عید غدیر که خب به وضوح جایگاهش مشخص است به خاطر ولایت، آن سه تای دیگر هم به خاطر ولایت. جمعه عید است به خاطر اینکه ما اجتماع می‌کنیم دور ولی‌الله در نماز جمعه. عید فطر عید است به خاطر اینکه ما اجتماع می‌کنیم دور ولی‌الله در نماز عید فطر و پای خطبه او می‌نشینیم. عید قربان هم همین‌طور. خب در واقع این‌ها حکایت عظیم دارد که عید ما، عید شدن ما، عید شدن هر عیدی به این است که ما برگردیم به ولیّ خدا، به دامن، به برنامه و طرح و مدل او. ما سی روز روزه می‌گیریم در ماه مبارک رمضان، تعلقات مادی‌مان جدا بشود، اصل کار روز عید است، اصل کار روز عید فطر است. حالا می‌گویند که مثلاً شب عید فطر شیاطین آزاد می‌شوند و این‌ها. خب، این برای همه نیست. اگر ما برگشتیم به دامن امام معصوم و عید شد واقعاً برای ما، دیگر اصل ماجرای این سی روز برای همین بازگشت به دامن ولیّ‌الله است.

این عید در نماز جمعه که روز جمعه عید است و این نماز هم نماز واجب است، تنها نماز جماعتی که واجب است نماز جمعه است. البته الان به خاطر اینکه حضرت حضور ندارند، اختلاف بین مراجع است ولی زمان حضور حضرت، نماز جمعه واجب است. یک نماز جماعت واجب داریم، آن نماز جمعه است. هر هفته باید بیایم. نماز جمعه در واقع چهار رکعت است؛ دو رکعتش خطبه است، دو رکعتش نماز. دو رکعتی که خطبه است، دو تا عبارت در آن مشترکاً واجب است، جدای از سوره کوچک خواندن و سلام و تحیت و دعا و خطبه اولش و این‌ها. دو تا عبارت که باید خطاب به مردم گفته بشود و واجب است، کسانی اگر نباشند این‌ها رکن نماز به حساب می‌آید. یعنی خطبه‌ها خودش جای دو رکعت نماز است. این دو تا عبارت در جهت محتوا، یعنی خطاب به مردم؛ چون بقیه‌اش خطاب به یا دعا یا سلام و فلان، خطاب به مردم، از جهت محتوا دو تا عبارتی که واجب و رکن خطبه است، آن هم این است: مردم تقوا داشته باشید. یعنی هر هفته ما جمعه‌ها باید برویم دور امام معصوم جمع بشویم که او به ما یادآوری کند که باید تقوا داشته باشیم. این تقوا حالا یک بخشش در حوزه مسائل فردی است، بخش اصلیش در حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی است.

یک وقت رهبر انقلاب سال ۹۱ بود به نظرم، عبارت معروف «تقوا، تقوا، تقوا»ی‌شان را به کار بردند. فرمودند که اگر مسئولین تقوا داشته باشند، مسائل ما حل است. تقوای اجتماعی، تقوای سیاسی. ما در این حوزه‌ها کم صحبت کرده‌ایم متأسفانه. در مورد تقوای اجتماعی کم گفتگو شده. کمی به مناسبت این خطبه و این وصیت امیرالمؤمنین که بخش‌هایش البته نامه به حساب می‌آید، می‌خواهیم در مورد این بخش تقوای اجتماعی و سیاسی کمی بیشتر صحبت بکنیم. بیشتر تقوایی که می‌گوییم همین است که ما نماز اول وقت بخوانیم، روزه بگیریم در ماه رمضان، حج به جا بیاوریم. حالا کمی دیگر بخواهد اجتماعی بشود می‌گوییم خمس. و بعد می‌گوییم غیبت نکنیم. این‌ها دیگر مثلاً ته تقوای اجتماعی ماست، در حالی که خیلی بیش از این است. تقوای اجتماعی یک بحث بسیار مهمش بحث نظم است که ان‌شاءالله این جلسه، خب نامه امیرالمؤمنین را، نامه ۴۷ را ملاحظه بفرمایید این عبارات را که جزء وصیت‌نامه است و بیاییم کمی توضیحات ببینیم که چقدر ما فاصله داریم با این مطالب. می‌فرمایند: «أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وُلْدِی».

پس ما تقوا را باید بیاوریم در عرصه اجتماع. این تقوا در عرصه اجتماع بیاید در هر حوزه کارکرد خاصی دارد. در حوزه ارتباط من معلمم با شاگردم، با همسایه‌ام، با فروشنده فروشگاهی که دارم ازش خرید می‌کنم، با خریداری که دارد از من خرید می‌کند، با کسی که دارد از من اجاره می‌گیرد، با کسی که دارم بهش اجاره می‌دهم، با آن نانی که دارم مصرف می‌کنم، گندمی که دارم مصرف می‌کنم، آبی که دارم مصرف می‌کنم، آن خانمی که دارم باهاش گفتگو می‌کنم، آن آقایی که دارم باهاش گفتگو می‌کنم، آنی که از من بزرگ‌تر است، آنی که از من کوچک‌تر است. تقوا در ارتباط با هر کدام از این‌ها یک جلوه‌ای دارد، یک کارکردی دارد. باعث می‌شود که تقوا در من دیده شود. می‌فرمایند: «من شما دو تا را، امام حسن و امام حسین، و همه فرزندانم و خانواده‌ام را وصیت می‌کنم و مَن بَلَغَهُ کِتَابِی هَذَا مِنَ الْمُؤْمِنِ»، و هر کسی از مؤمنین که نامه من به دستش می‌رسد، توصیه می‌کنم، وصیت می‌کنم به تقوای خدا. «اللهَ رَبَّکُمْ»، اول به تقوای خدا که رب شماست، اول سفارش می‌کنم که تقوا داشته باشید.

تقوا را ما دیگر چون در جلساتی در «قیامت» در موردش صحبت کردیم، در سوره مبارکه حج صحبت کردیم، خطبه متقین در موردش زیاد صحبت کردیم، مباحث مختلفی داشتیم در مورد تقوا. در آن بحث «در مسیر کریم شدن» در مورد تقوا صحبت کردیم. لذا در مورد تقوا دیگر بیش از این عرضی نداریم. تقوا همین که ما مراقب خدا باشیم، حواس‌مان به خدا باشد، حواس‌مان به بندگی‌مان باشد. یادمان نرود که بنده‌ایم. در هر جایی باید کاری بکنیم که از یک بنده توقع می‌رود. تقوا، تقوای الهی، راه‌حل، راه درمان، نسخه اصلی همه یک کلمه است. کلاً هم یک کلمه است. همه مشکلات ما را هم یک کلمه حل می‌کند. اگر رزق خوب می‌خواهیم، اگر همسر خوب می‌خواهیم، اگر علم می‌خواهیم، اگر رفع مشکلات و گرفتاری‌ها را می‌خواهیم، همه‌اش با تقوا حل می‌شود. در آیات فراوانی از قرآن به این اشاره شده. «تقوای الهی داشته باشید و نظم امر کن.» بعد چی داشته باشی؟ در امرت نظم داشته باشی. در کارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، در عبادت، در امور مربوط به خانواده، در امور تربیتی. از خدا یاد بگیریم. ببینید خدا عالم را چه منظم آفریده. از خدا یاد بگیریم. ما منظم شبیه خدا. چه نظمی، چه هندسه‌ای در عالم رعایت کرده. چقدر همه چی روی حساب است. چقدر مسائل دقیق است. چه نظم عجیب غریبی است در روزش نظم، در شبش نظم، در حرکت خورشید، در ماه، در ستاره‌ها.

زاد و ولد ما، یک بچه می‌خواهد به دنیا بیاید، گیاهی می‌خواهد از زمین دربیاید. این قواعد عجیب، جن مراتبی را که طی می‌کند: مضغه و علقه و همین‌جور می‌آید، می‌آید، می‌آید. هر چهل روز یک اتفاقی می‌افتد. قطعات این بدن، این دست، این چشم، این گوش، این رگ‌ها، این رگ‌های عجیب و غریبی که در بدن ماست که می‌گویند اگر رگ یک بدن را، بدن یک انسان را، اگر در بیاورند، این رگ‌های ما چند دور دور کره چرخیده می‌شود. رگ‌هایی که فقط در بدن ما به کار می‌رود. این رگ‌های عجیب غریب. این که می‌آید، این سیستم گوارش، این سیستم بلع، هضم. زبان می‌گیرد تحویل می‌دهد به گلو، گلو می‌برد به مری، مری به روده، و همین‌جور. بعد این یک بخشیش می‌رود در معده، یک بخش تخلیه می‌شود، فضولات جدا می‌شود. بعد می‌آید در کبد، حالا با کلیه رابطه‌ای که دارد، با مثانه رابطه‌ای که دارد، به روده برمی‌گردد، به لوزالمعده برمی‌گردد. این‌ها همه می‌بینی که یک چیز عجیب غریب. خدای متعال، بعد کارکرد قلب، خونی که تولید می‌شود. نظم عجیب و غریبی که در عالم می‌بینی. عالم را دارد نظم اداره می‌کند. زندگی شما را هم اگر می‌خواهید اداره بکند، نیاز به نظم است. نظم رکن زندگی است. همه چیز وابسته به نظم است.

همه بیماری‌ها در چیست؟ اگر سیستم گوارش بنده منظم کار نکرد. مثلاً اطباء می‌گویند که هر غذایی که انسان می‌خورد باید به همان تعداد، اگر دو وعده غذا می‌خورد، اگر سه وعده غذا می‌خورد، به همان تعداد باید دفع داشته باشد. اگر مثلاً سه وعده می‌خورد، یک وعده دفع دارد، می‌گویند معده منظم کار نمی‌کند. معلوم می‌شود که غذا را خوب هضم نمی‌کند. بعد باعث اختلال در کبد می‌شود. بعد باعث اختلال در پوست می‌شود. همین‌جور بروز پیدا می‌کند. یک بی‌نظمی در بدن می‌زند و ده تا بیماری ازش درمی‌آید. همه بیماری‌های ما به خاطر بی‌نظمی‌هاست. حالا در طب مدرن به نحوی این بی‌نظمی‌ها را تعریف می‌کنند. در طب سنتی و طب اسلامی به نحو دیگری تعریف مزاج‌ها. وقتی که تعادل نباشد، متعادل نباشد، یکی که غلبه می‌کند، این دیگر اختلالات بعدش به وجود می‌آید. مشکلات و بیماری‌ها. آن‌ها اخلاط اربعه، چهار تا خلطی که داریم: صفرا و سودا و دم و بلغم. این‌ها وقتی جابجا می‌شود، منظم نیست، می‌شود بیمار. همین‌طور توی بحث‌های اخلاقی می‌گویند که اگر وهم و خیال، غضب و شهوت این‌ها در اختیار عقل نباشد. مرحوم نراقی در «معراج السعاده» مفصل در مورد این بحث کرده. در اختیار عقل نباشد، این از آن حالت نظم خودش درمی‌آید. هر قوا باید سر جای خودش باشد. شهوت را برای یک جا خدا داده. هر کدام از این‌ها اگر پرکاری یا کم‌کاری داشته باشد، دچار بیماری‌های اخلاقی می‌کند آدم را. یکی باعث غرور و کبر می‌شود، یکی باعث حسد می‌شود، یکی باعث عجب می‌شود، یکی باعث یأس می‌شود. این‌ها همه‌اش به خاطر میزون نبودن و تنظیم نبودن. تنظیم، به جای واژه نظم می‌خواهم تنظیم را استفاده بکنم که واژه قشنگی است. اگر تنظیم نباشد قوای ما می‌شود بیماری.

خب، پس همه وابسته به نظم است. خدای متعال سلامتی و صحتی که داده، در چیست؟ در تنظیم بودن. شب قدر چرا «سلام هی حتی مطلع الفجر»؟ چون شب تنظیم کردن است. «فیها یفرق کل امر حکیم». همه چیز در شب قدر تنظیم می‌شود. نظم عالم به واسطه شب قدر است. لذا سلامت عالم به واسطه شب قدر است. شب قدر سلامتی، خودش در اوج سلامت است. چون اگر چیزی سالم نباشد که نمی‌تواند سلامت ببخشد. اگر خودش منظم نباشد که نمی‌تواند تنظیم بکند. خودش اوج تنظیم بودن را دارد و تنظیم می‌کند عالم را. لذا ما هم باید از شب قدر کمک بگیریم برای تنظیم شدن. البته روز عید فطر هم روز مهمی است در تنظیم شدن. روز عید فطر تتمه و ملحق شب قدر به حساب می‌آید. طفیلی شب قدر، تکمیل شب. روز عید فطر باید تصمیم بگیریم، تنظیم بکنیم زندگی‌مان را. یک برنامه جدید برای خودمان. ما یک انسان جدید هستیم. ما سی روز روزه گرفتیم، یک ماه را پشت سر گذاشتیم، یک سال معنوی را تمام کردیم. شب بیست و سوم وارد یک سال جدید شدیم. ما الان یک هفته از سال جدید گذرانده‌ایم. در این سال جدید، در این عید فطر کاری که باید بکنیم تنظیم است. بنشینیم برنامه‌ریزی بکنیم. «نظم امر» خوب است. نظم از دل چی درمی‌آید؟ از دل تقوا. اگر کسی فهمید که بنده است، منظم می‌شود. چون هر جایی اگر ما آنی که خدا از ما خواسته را عمل بکنیم، این طبیعتش این است که ما را منظم می‌کند.

نظم مطلب زیاد است. بنده مقداری این جلسه می‌گویم، شاید مقداریش بماند جلسه بعد بگویم. اگر فرصت بشود که همه‌اش را همین جلسه عرض می‌کنم. آنی که ما را منظم می‌کند عبودیت است. عبودیت ما را تنظیم می‌کند. البته انسان خودش هم باید اراده داشته باشد، تصمیم داشته باشد، برنامه داشته باشد، هدف داشته باشد که حالا در مورد این‌ها صحبت می‌کنم. هدف، طرح، برنامه‌ریزی سه تا رکن در نظم. هدف، طرح، برنامه‌ریزی. این سه تا رکن اگر داشته باشیم، باعث نظم ما می‌شود و روش‌هایی دارد که حالا مطالبی هست عرض می‌کنم. ما نیاز به یک برنامه جدید داریم. ما باید عوض بشویم. مشکل بی‌نظمی و تنظیم نبودن خیلی در مملکت ما و جماعت ما به چشم می‌خورد و این واقعاً درد است. ما حتی در نماز جماعت‌هایمان، پیامبر اکرم چقدر سفارش می‌کردند آقا این صف نماز جماعت‌تان منظم باشد. همه شانه به شانه هم باشید. خود پیغمبر می‌آمدند صف را تنظیم می‌کردند. صف نماز جماعت یک لوگو، یک نماد است از وضعیت دین‌داری ما. آن اشتیاق برای صف اول، علامت علامت بینی که همه دوست دارند پیشرو باشند در معنویت. دوست دارم جلو باشم در جامعه از حیث معنوی. «وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا». تو معنویات می‌خواهی، تو مادیات دنبال این نباش که از بقیه سر باشی. تو معنویات دنبال این باشی که از بقیه سر باشی. جامعه‌ای که برعکس این است، جامعه منظمی نیست. جامعه تنظیم‌شده‌ای نیست. جامعه بیمار است. جامعه‌ای که رقابت‌ها برای این است که در مادیات از هم سر باشند، از هم جلو باشند. در معنویات و التماس بکنی، جامعه بیمار است.

علامتش همین است که سر صف نماز جماعت، سر صف اول باید التماس کنی که صف اول را پر کنی. ولی وقتی می‌خواهند ثبت نام خودرو بکنند، «یک دقیقه که این را می‌زنم روی سایت پر شد.» یعنی آنجا سریع می‌قاپیم از هم. موقع ثبت نام یارانه و موقع گرفتن نمی‌دانم چی چی و اگر دارند یک چیزی توزیع می‌کنند و آنجا از هم جلو می‌زنیم. موقع نماز و معنویت و این‌ها. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «من نماز اول وقت می‌خوانم چون دوست ندارم در صحیفه اعمال وقتی اذان را گفتند»، خیلی روایت فوق‌العاده است، بنده چند باری به مناسبت‌های مختلفی این روایت را خوانده‌ام، فرمود: «وقتی که پرونده اعمال را باز می‌کنند موقع اذان، دوست ندارم اسم کسی جلوتر از اسم من نوشته شود.» همین‌که اسم و فامیل بازی می‌کنند بچه‌ها، یکی زودتر دستشان برود بالا، می‌گوید: «اول من، زودتر نوشتم.» علامت برنده‌بودن. در نماز هم این شکلی است. هر کس جلوتر می‌خواند، می‌گوید: «اول اسم من را اول نوشتند توی لیست.» آنجا فرق می‌کند آدم را اول بنویسند، پنجم بنویسند، دهم بنویسند. و هیچ‌کسی نمی‌تواند از امام معصوم سبقت بگیرد در نماز اول وقت، هم در وقتش هم از جهت کیفیتش که مشخص است. اول باشیم، برتر باشیم. خب، نماز، نماز جماعت تنظیم می‌کند. نماز جماعت به ما می‌گوید که این‌ها را جلو باش، آن‌ها را جلو نبودی مهم نیست. تنظیم می‌کند میل به رقابت و سبقت ما را. تنظیم، نظم می‌دهد به خود وضعیت ظاهری ما. نظم می‌دهد. یک ساعت مشخصی هر روز همه باید جمع شوند. آداب کار گروهی را شما در نماز جماعت به وضوح می‌بینید. چقدر زیباست.

پیامبر اکرم: «صف‌ها را منظم کنید. فاصله بین این‌ها نباشد. بچه‌های کوچک اگر هستند، یکی در میان باشند. استووا الصفوف، صف‌ها را مساوی کنید. یکی جلوتر، یکی عقب‌تر نباشد. همه به هم پیوسته، شانه‌ها به هم پیوسته. کسی حق ندارد جلوتر برود، کسی حق ندارد عقب‌تر بیاید. هر وقت امام رفت پایین، همه باید همان موقع بروند پایین.» رکن نماز که شما اگر جابجا بکنید، سهواً هم اضافه بکنید، نمازتان باطل می‌شود. اگر حواستان نباشد دوبار رکوع به جا بیاورید، نمازتان باطل است. حواستان نباشد، حواستان باشد که قطعاً باطل است. حواستان نباشد هم باطل است. حالا در نماز جماعت بلند می‌شوید می‌روید، امام جماعت هنوز در رکوع است. اینجا واجب است که دوباره برگردید به رکوع. اگر می‌دانید هنوز امام در رکوع است، فرصت دارید که برگردید به رکوع، باید به رکوع برگردید. آقا رکن نمازمان اضافه می‌شود. نظم، نظم مهم‌تر است. برای خدا نظم مهم‌تر از این است که رکن اضافه بشود یا نشود. یاد می‌گیری نظم را. یاد می‌گیری از مستحبات این است که همان ذکری که امام جماعت می‌گوید را در قنوت تکرار بکنی. همان ذکری که در رکوع و سجده می‌گوید را تکرار بکنی. امام جماعت اذکاری را بگوید که همه بتوانند با او تکرار بکنند. بعد حالا امام جماعت مراعات همه را بکند، مراعات ضعیف‌ترین آدم را بکند. اگر صدای گریه بچه می‌آید، نمازش را زود تمام کند. این‌ها دیگر مسائل مختلفی است که ببینید چه جامعه‌ای شکل می‌گیرد در قالب نماز جماعت. چه نظمی شکل می‌گیرد. خب، این تقوا این شکلی نظم می‌آورد.

مقید بودن به نماز جماعت در مسجد، این خودش بسیار آدم را منظم می‌کند. بسیار هم کار سختی است. این یک ریاضت است واقعاً. مرحوم علامه طباطبایی فرمود که مهم‌ترین ریاضت در اسلام، عمل به همین شریعت است. چند عبارت فوق‌العاده است. واقعاً اگر کسی بخواهد مقید باشد، پنج وعده نمازهایش را اول وقت به جماعت بخواند، این آدم سر چهل روز می‌بیند عوض شده، زندگی‌اش. یک مدل دیگر زندگی پیدا کرده. چهل سال کسی برنامه‌اش این باشد، این آداب و احکام به شدت ما را منظم می‌کند. غسل جمعه، حالا بنده خودم اهل این چیزها نیستم. نه اهل نماز جماعتش هستم، نه اهل اول وقتش هستم، نه اهل غسل جمعه. دوست داریم، بنا هم داریم عمل بکنیم. حالا چقدر موفق می‌شویم، دیگر با خداست. از خدا می‌خواهیم کمکمان بکند در روزی که حالا روز عید فطر می‌شود شنیدن این بحث، خدای متعال کمک بکند. این را به عنوان برنامه ثابت داشته باشیم. بیداری سحر، چقدر این‌ها منظم می‌کند برنامه آدم را. آدم مقید باشد سحر چند دقیقه قبل از اذان صبح بیدار شود. حالا ده دقیقه دیگر لااقلش است. نیم ساعت مثلاً تا کم کم برسد به آنجایی که بزرگان یک ساعت و نیم در تابستان، سه ساعت در زمستان. در زمستان که شب‌ها بلند است، گفتم سه ساعت قبل از اذان صبح. در تابستان که شب‌ها کوتاه است، یک ساعت و نیم. حالا نمی‌خواهد یک ساعت و ده دقیقه. مقید باشیم نماز صبح را اول وقت بخوانیم. بعد از نماز صبح، حالا این‌ها دیگر می‌رود در بحث راهکار. این‌ها را باید حالا در بحث راهکارها عرض بکنم. دعای عهد چه برنامه‌ی ثابتی داشتند این‌ها. آدم را منظم می‌کند. بخش راهکار است.

عرض خود تقوا پس آدم را منظم می‌کند. من چه چیزهایی بگویم، چه چیزهایی نگویم؟ همین که آدم مراعات بکند در حرف زدنش غیبت نکند، چقدر تنظیم می‌شود کلام ما. آدم مراعات بکند که هر چیزی را گوش ندهد، هر چیزی را نبیند، چقدر نظم پیدا می‌کند دیدن‌های ما، شنیدن‌های ما. این مقدمه و سرفصل نظم است. از کانال تقواست. از راه‌های دیگر هم بله، از راه جریمه و تنبیه و این‌ها. در غرب عمدتاً حالا البته بخشی از نظم واقعاً تربیت است. قانون‌مداری و واقعاً قانون را از کودکی یاد می‌دهند. ولی یک بخشی از اینکه باعث بازدارندگی می‌شود، بحث جریمه‌های سنگینی است که آنجا هست. مثلاً اگر شما در رانندگی بعضی وسایل را مراعات نکنی، دیگر کلاً بیمه شما را قطع می‌کنند. قطع شدن بیمه معادل اعدام طرف است، انگار دارد سرش را می‌دهند. هزینه سنگینی برای طرف است و همین‌طور مسائلی از این قبیل. گاهی جریمه‌های سنگین با نظارت‌های سنگین با پلیس، با فلان که پلیس خیلی آنجا کارکرد دارد. ۹۱۱ یکی از اعداد خیلی رایجی است که آنجا به هر مناسبتی ازش استفاده می‌شود و ترس از پلیس خیلی بیداد می‌کند. اسم پلیس که می‌آید بعضی خودشان را نجس می‌کنند. من هم می‌ترسم از اسم پلیس. خب، با این می‌شود نظم در جامعه بیاید ولی این نظم به درد نمی‌خورد.

مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی (رضوان‌الله علیه) یک وقت که آقای طلبه‌ای از اروپا، آیت‌الله بهاءالدینی با یک واسطه دارم خاطره را عرض می‌کنم، یکی از اساتید، این آقا شروع کرد از غرب تعریف کردن. «آقا بیا ببین چه خبر است! چه نظمی! چه...» وای بهاءالدینی خیلی رگ گردنشان بالا زد. و حالا این استادی که نقل می‌کرد می‌فرمودند که آقای بهاءالدینی هم چون که یک خلاصه گوش زیر پوستشان بود و آدم لاغری نبودند. آدم‌هایی که کمی مثلاً درشتند و کمی چربی دارند و تپلند و این‌ها معمولاً خیلی رگی ازشان دیده نمی‌شود. معمولاً برای خون دادن این‌ها هم مشکل دارند توی رگ پیدا کردن و این‌ها. این استاد می‌فرمود که مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی که مثلاً بدنشان خیلی لاغر نبود، نحیف طبیعتاً نباید رگ ازشان دیده می‌شد. می‌گفت دیدم این رگ‌های گردن زد بیرون و سرخ، همین‌جور متورم شد. آنجا دیدیم سر این طلبه که ظاهراً سید هم بود، بهاءالدینی داد زدند، فرمودند: «نفهم، بفهم! نظم این‌ها نظم حیوانی است. بفهم نظم حیوانی است.» بله. خب، یک وقت یک جامعه‌ای را ما منظم می‌کنیم ولی نه با فضایل انسانی. آن نظمی ارزش دارد که بر اساس برآمده از تقواست. نظم مؤمنانه است نه نظم حیوانی. نظم حیوانی: ترس از شلاق، وعده علف. «این کار را بکنی علفت را بیشتر می‌کنم. آن کار را بکنی علفت را قطع می‌کنم.» صفایی هم خیلی در آثارش به این اشاره می‌کند. در مورد غرب، ایشان تعبیر «گاوداری مدرن» را به کار می‌برد. تمدن غرب و نظام غرب یک گاوداری مدرن است. تعبیر ایشان است. که از این‌ور علف می‌دهند، از آن‌ور شیر می‌گیرند. بعد خیلی هر کسی در آخور خودش. البته بنده با افرادی که در غرب زندگی می‌کنند کار ندارم. به آن‌ها توهین و جسارتی نداریم. با سیستم و ساختار کار داریم. ساختار اداره زندگی در غرب این شکلی است که حالا یک وقتی هم ما تشبیه کردیم به کبوترخانه که بحث مفصلی بود. دوستان هم زحمت کشیدند کار کردند، هم مقاله بود، هم پادکست بود، هم چه می‌دانم ویدئو ازش ساختند. خیلی کارها رویش انجام شد در مورد این بحث کبوترخانه که تمدن غرب را به این قیاس می‌کنند.

این‌جور نظمی به درد ما نمی‌خورد. نظم مؤمنانه برایم مهم است. نظم ما آقایان، برادرها، خواهرها، خیلی می‌لنگد. ما در بحث نظم خیلی واقعاً این وضعی که در جامعه ما دیده می‌شود از جهت نظم فاجعه است. حالا همین لطیفه‌ای که ساختیم، می‌گوید که دیدیم که یک نفر دارد چاله می‌کند، یکی هم آن‌ور دارد خاک می‌ریزد. با بیل می‌زد با کلنگ، همین‌جور داشت می‌کند، خاک را می‌ریخت بیرون. آن یکی هم پر می‌کرد. گفتیم آقا شما عقلتان کم است؟ یعنی چی این؟ همین‌جور می‌کوبد می‌ریزد بیرون، یکی هم پر می‌کند. آن حقیقتش سه نفر بودیم. من مسئولیت کندن دارم، این رفیقم مسئولیت پر کردن دارد. یک نفر هم مسئول بوده که اینجا لوله بکارد. آنی که باید لوله می‌کاشته امروز نیامده. ما دو تا داریم کارمان را انجام می‌دهیم. من دارم می‌کنم، او هم دارد پر می‌کند. لوله بگذارد نیامده. این از آن چیزهایی است که ما خیلی در این مملکت می‌بینیم. یکی باید یک‌ور یک کاری بکند، آن یکی باید آن‌ور یک کار دیگر بکند. فضای مجازی‌مان است دیگر. آن‌ور را زدند ترکاندند. یک‌جوری که پروکسی هم کار نمی‌کند. فیلترشکن و وی‌پی‌ان و این‌ها که نیست، باید بروی بخری. پروکسی هم که زدند ترکاندند. بعد داخلی‌هایش هم حمایت نمی‌کند. یک سرچ معمولی را انجام نمی‌دهد. این همان است که آنی که باید خوب بکند، لوله بگذارد نیست. یکی الان غایب است این وسط. آن که باید حمایت بکند، سرور بدهد، تقویت بکند این‌ها را، آن نیست. و از این قبیل ماجرا ما خیلی داریم در جاهای مختلف زندگی‌مان. نظم اجتماعی دیده نمی‌شود در کارهایمان. خب در غرب شما یک بارکدی داری، یک کارتی داری. همه اطلاعات شما آنجا هست و کامل نظارت دارند به یک شهروند. اگر بچه شما به سن تحصیل برسد، شما مدرسه نفرستی، یک ماه گذشته باشد از طرف دولت می‌آیند پیگیری می‌کنند و اول از شما می‌پرسند که چرا بچه را مدرسه نفرستادی؟ بعد هم می‌گویند که اگر این کار را نکنی، ما شما را یک مجرم می‌شناسیم از جهت قانونی و می‌توانیم شما را تحت تعقیب قرار بدهیم. خب آن وضعیت را ما بخواهیم قیاس بکنیم با این وضعیتی که اینجاست. آنجا وضعیت اداره‌ها و رسیدگی‌ها و یک خانه را وقتی می‌خواهند جابجا بکنند، روز اول یک مجموعه‌ای باید بیاید این خانه را در واقع مسئولیت دارد که بیاید بررسی بکند. کی دارد به کی می‌دهد. همه را بررسی می‌کند. این خانه با چه اوضاعی دارد تحویل داده می‌شود و روز آخر می‌آید بررسی می‌کند با چه اوضاعی دارد برگردانده می‌شود و بابت تک‌تکش، یک خال اگر روی در و دیوار افتاده باشد، جریمه می‌کند. جریمه‌های سنگین.

همه چیز در تحت قانون و ضابطه است و همه چیز تحت نظارت است. هر کس مسئولیتی دارد، یک حوزه مشخص خودش را دارد. البته ما آن ساختار تمدن غربی که بر مبانی اومانیسم و فضای لیبرالیستی این‌جور مسائل است، این چهارچوب را قبول نداریم. طبعا نظمی هم که از آن فضا درمی‌آید مطلوب ما نیست. ولی خب به هر حال نظم است دیگر. اینی که بین ما هست چیست؟ بعضی افتخار می‌کنند می‌گویند نظم در بی‌نظمی است. یا اصلاً می‌گوییم هیئتی. جلسه مذهبی را ما نمی‌توانیم درست اداره کنیم. سر ساعت شروع کنیم، سر ساعت تمام کنیم. مگر گفتیم ساعت یازده است که تا یازده و نیم جمع شوند، یک ربع به دوازده شروع کنیم؟ ارزش وقت در بین ما و این مملکت ما فاجعه است واقعاً. یعنی چهل و پنج دقیقه کشک! دیگر یازده گفتیم، یازده و ربع راه می‌افتد طرف، یازده و چهل دقیقه می‌رسد. یازده و چهل و پنج دقیقه. در عمدتاً این‌جور است. اصلاً این حرف‌ها. ما جلساتی که برای رفقایی که در غرب داریم، داشتیم قبلاً و الان هم داریم، حالا رفقا خودمان که حالا گاهی اینجا هم که هستند همین مشکل را با آن‌ها داریم. یعنی آنجا که می‌روند منظم می‌شوند، جزء عجایب است. ما یک جلسه با رفقای کانادا چند سال پیش داشتیم. این جلسات ما ساعت پنج صبح بود. ساعت پنج، مثلاً چهار و پنجاه و هشت دقیقه اذان صبح است. این را اگر می‌شود پنج و سه دقیقه بگذارید که شما پنج دقیقه نماز صبح بخوانیم. کلاس اجاره کرده‌ایم و تشکیلات. رأس پنج و شروع ماجرا داشتیم آنجا سر کلاس‌ها و جلسات. اینجا سر پنج شروع کنی، سر شش تمام کنی، همه باید کلاس را خالی کنند. خب این با فضاهای ما اگر بخواهیم قیاس بکنیم، با هیئت‌های ما که مثلاً نه تا یازده و بعد تا یک و نیم مثلاً طول می‌کشد و تازه از یک و نیم می‌آیند جلوی در و بعد آقایان باید منتظر باشند خانم‌ها بیایند، برعکسش هم دیده شده. از باب اینکه حالا حجم نباشد. یک عکس چهار تا اسکلت را گذاشته‌اند روی چهار تا پله، نوشته‌اند که این‌ها چهار تا آقا بودند منتظر خانم‌هایشان بودند که خانم‌هایشان بیایند. بستگی به مزاج‌ها و این‌ها هم دارد دیگر. اگر خانمی طبعش گرم باشد، باباش طبع سرد باشد معمولاً برعکس می‌شود. یعنی خانم آماده است بیرون، لباس خوبه که تا حالا نپوشیده این‌ها، بعد کرمش را بزند و بعد اینجایش را چیکار کنم دیگر مثلاً دو ساعت و نیمی طول می‌کشد. آقا هم همین‌جور هی با این دستمال یزدی عقب ماشین، جلوی ماشین، شیشه کوچک سمت چپ، زیر لاستیک، توی گلگیر، همه را تمیز کرده و دو ساعت و نیم گذشته، منتظر تا بخواهند برسند. جلسه را گفتند ده شروع می‌کنند. این‌ها دیگر مثلاً گفتند از اینجا آنجا هم نیم ساعت راه است. خانم گفته خب من نه و نیم پا می‌شوم که ده برسیم. نه و نیم پا می‌شود. دو ساعت و نیم فقط حاضر. یازده می‌زنند بیرون. خب این‌ها هم که فقط این‌ها نیستند. وقتی اعلام کردند جلسه ده شروع می‌شود، یکی از اعضای این‌ها بودند که یازده جلسه گفتند دوازده هم تمام می‌شود، دو و نیم تمام می‌شود. جلسه سخنرانی و مداحی و این‌ها بوده و تازه یک ساعت و نیم بعد کرونا، بعد سه ماه همدیگر را دیده‌اند و می‌خواهند حرف بزنند و فلان. کلاً وقت ارزشی ندارد.

حالا من خاطراتی از حضرت امام می‌خوانم. به قول حالا شوخی که پاییزی است، این خاطرات برگ‌ریزان است. این خاطرات. ببینید که امام کی بوده و ما چقدر فاصله داریم. این شیعه امیرالمؤمنین است. این کسی است که وصیت امیرالمؤمنین را فهمیده، به آن عمل کرده. آقا امیرالمؤمنین فرمودند: «نظم داشته باش در کارهایت، نظم.» بنده خدا باشی، اگر می‌خواهی مفید باشی، اگر می‌خواهی شهروند به درد بخور باشی، اگر می‌خواهی پای رکاب من علی باشی، برای من ثمر داشته باشی، برای من اثر داشته باشی، شیعه باشی، مرید باشی، مطیع باشی، نظم داشته باش در کار، کارهایت حساب و کتاب داشته باشد. دقت داشته باش در کار. همین حالا شوخی که می‌کنند توی سیستم‌های فوتبال، ارنج فوتبال و این‌ها، بعضی مربی‌ها اسمش را می‌گذارند سیستم علی اصغری. می‌گویند همین فقط بکش زیر توپ. فقط اگر توپ رد شد، بازیکن رد شد، این هم یک اصطلاح دیگر است. هر جا دیدی هیچ کار نمی‌توانی بکنی با تکل و لگد و مشت و چدن موشک و هرچی شده من این طرف را بیندازیش، توپ را هم فقط اگر یک گل زدیم جلو افتادیم، فقط بکشین زیر توپ. در و دیوار و اتلاف، بشوتید فقط برویم سمت دروازه حریف. سیستم علی اصغری، سیستم سه پنج دو نمی‌دانم چی چی این‌ها نداریم. یک سیستم علی اصغری داریم. هر کی هر جای زمین بود، بود. فقط یکی بازیکن ازت رد نشود. یکی اگر جلو افتادیم گل نخوریم. توپ‌ها همه‌اش همان‌ور باشد. بشوتید سمت تیم حریف. دفاع اتوبوسی فوتبال است. در فوتسال باید بگوییم دفاع مینی‌بوسی مثلاً. بله.

این سیستم آقا جان، این‌ها آدم، کسی که می‌خواهد شیعه باشد، کار برای اهل بیت بکند با این کارها نمی‌شود. شیخ مفید و شیخ طوسی و علامه حلی، امام خمینی و این شخصیت‌های بی‌نظیر تاریخ، این‌ها نظم داشتند. زندگی این‌ها سالم بوده، تنظیم بوده. حساب از زندگی امام برایتان بخوانم. این جلسه را می‌خواهم بیشتر از زندگی امام بخوانم. حالا یک ربعی که وقت داریم، نمی‌دانم چقدر برسیم. آن‌قدر که مطلب دارد. اگر نشد هم جلسه بعد می‌خوانم. اگر دو سه جلسه هم طول کشید اشکال ندارد. حالا ما که فعلاً داریم ضبط می‌کنیم، فوقش این است که این بحث‌های وصیت‌نامه امیرالمؤمنین را چهار پنج جلسه بیشتر ادامه می‌دهیم. چون خیلی نکات مهم و به درد بخور است و خیلی هم کم گفته شده. بنده یادم نمی‌آید غیر از همین کتاب آیت‌الله مصباح که بخش‌هایی از وصیت‌نامه امیرالمؤمنین است، کتاب دیگری در ذهنم نیست که روی این کار کرده باشد به عنوان یک متن درسی. حضرت امام را ببینید آقا. یک شیعه، یک الگو. نظم را ببینید. می‌گوید که در کتاب «برداشت‌هایی از سیره امام خمینی» جلد ۲، اول کتاب صفحه ۳۷ تا ۳۸. یک چیز عجیب غریبی که حضرت امام بوده این بوده که امام یک ساعت مجسم بوده، یک ساعت سیار بوده. امام خمینی عجیب غریبی است. یعنی این‌ها را کار بکنیم دیگر. الان این‌ها را بنده عرض می‌کنم و می‌خوانم این داستان‌ها را. یکی فاصله‌مان را ببینیم. اگر امام خمینی را ژاپنی‌ها داشتند، تا حالا ۵۸ تا کارتون ازش ساخته بودند. اگر آمریکایی‌ها داشتند، تا حالا ۵۸۰ تا فیلم هالیوودی ازش ساخته بودند. اگر روس‌ها داشتند، تا حالا ۶۰۰ تا رمان ازش ساخته بودند از هر بخشی از زندگی‌اش. چه چیزی می‌ساختند. ولی خب این هم بالاخره از مظلومیت امام است که گیر ما افتاده.

یک جایی در ۸۰ سالگی، ۷۸ سالگی، حول و حوش ۸۰ سالگی در مصاحبه‌ای در فرانسه می‌فرمایند که من روزی ۱۶ ساعت کار می‌کنم. یک آدم ۸۰ ساله روزی ۱۶ ساعت کار. سن بازنشستگی در دنیا چند سال است آقا جان؟ ۵۰ سال. از ۵۰ سالگی بازنشست. یعنی معمولاً از ۲۰ سالگی وارد می‌شوند، ۳۰ سال خدمت معلمان، کارمندان و این‌ها. ۵۰ سالگی سن بازنشستگی. امام خمینی ۸۰ سالگی تازه شد رهبر این مملکت. سنگین‌ترین رده مسئولیتی در این مملکت. سن ۸۰ سالگی تازه رهبر شد. مراجع ما عمدتاً از ۷۰ سال این‌ها، مثلاً ۶۰ سال، ۷۰ سال مرجع می‌شوند. اول کار جدی است. تازه باید جواب مردم را بدهند. رساله چاپ بکنند. استفتائات، شهریه بگیرند. وجوهات بگیرند. شهریه، به به به به. این حجم سنگین کار. تازه از ۷۰-۸۰ سالگی شروع می‌کنیم. ما الان بین مراجعمان خدا سلامتی بدهد آیت‌الله صافی گلپایگانی را داریم ۱۰۲ سال. آیت‌الله وحید خراسانی را داریم صد سال سن. نزدیک آیت‌الله مکارم شیرازی را داریم، بله، سال پنجم به نظرم، چهار سال و همین‌طور شخصیت‌های عزیزی که ما در زمره مراجع داریم. نگاه می‌کنم ۱۳۴۵ هجری قمری. الان هم ۱۴۴۱. یک سال قمری ۹۶ سال. مکارم شیرازی. حالا چشم نکنیم آقایان را. مشکل پیش بیاید، بدن بگیرند. و همین‌طور شخصیت‌های دیگر. آیت‌الله سیستانی، بزرگان دیگری با این سن، قشنگ برنامه‌ها میزون. سلامتی‌شان الحمدلله. سلامتی بدهد. طول عمر. این محصول چیست آقا؟ محصول برنامه و نظم است. نظم لازم است در زندگی. بله، جوان دبیرستانی و نوجوانانمان، جوانم، وضعیتی طلابمان، دانشجویانمان. اصلاً یک کمی جابجا می‌شود برنامه‌ها، کلاً یک جمعه می‌خورد. سه روز تعطیلی می‌خورد، کلاً به طرف گفتم چی شد معتاد شدی؟ گفت با رفقا قرار گذاشتیم روزهای تعطیل بنشینیم تفریحی بکشیم. هفته‌ای یک بار جمعه‌ها می‌کشیم. و زد و امام خمینی از دنیا رفتند. ده روز تعطیل شد. روزی که از ۱۴ خرداد ۶۸، کرونا می‌خورد، یک دو ماه برنامه این‌ور آن‌ور می‌شود. یعنی اکثریتی که ما دیدیم از خود بنده گرفته تا بقیه، همه برنامه‌ها جابجا می‌شود. از خوراکمان، از خوابیدنمان، وزنمان، ورزش کردنمان، مطالعه‌مان، تلویزیون دیدنمان، حضورمان توی این گوشی‌های صاحب مرده که این دیگر اصلاً اصل ماجرا بدبختی این است و در مورد نظم یک فکر اساسی باید برای این‌ها کرد. وقت‌دزدی شدیدی می‌کند. مثل آب‌دزدی و برق‌دزدی و این‌ها. می‌گوییم مثلاً مکانیکال، اصطلاحی که مکانیک‌ها به کار می‌برند، مثلاً این دینامش خراب است، برق‌دزدی می‌کند. منظم تنظیم نیست. تنظیم باد نیست، تنظیم نمی‌دانم چی چی نیست، تنظیم فرمان نیست. یک اصطلاحات مکانیکی خیلی اینجا به درد می‌خورد و هدر می‌دهد. بنزینت را دارد هدر می‌دهد. برق ماشینت را دارد هدر می‌دهد. روغنت را دارد هدر می‌دهد. آب ماشینت را دارد هدر می‌دهد. این باید تنظیم باشد. این گوشی‌های موبایل و این اینستاگرام خصوصاً توی همه این‌ها که یک فاجعه‌ای است و بقیه‌اش. این‌ها وقت‌دزدی می‌کند، برنامه‌دزدی می‌کند، قلب‌دزدی می‌کند. بدتر از همه این‌ها دزدی مغز، دزد دزدی خیال‌دزدی می‌کند.

از حضرت امام ببینید. می‌گویند که کارکنان منزل امام در نجف اشرف از حرکت و سکون و خواب و بیداری و نشست و برخاست امام در می‌افتند که چه ساعتی از شبانه روز است. حالا می‌خوانم این‌ها را. مثلاً وقتی بیدار می‌شدند می‌فهمیدند مثلاً ساعت هشت است. مثلاً تنظیم بود. ساعت. حالا می‌بینید این شوخی نیست ها. آخه بنده قبلاً شنیده بودم این را. مبالغه می‌کنند که مثلاً در نجف اگر ساعت‌هایشان خراب می‌شد با امام خمینی تنظیم می‌کردند. وارد حرم می‌شد، می‌گفتم ساعت نه. واقعیت دارد. این نقل شده توی خاطرات امام. خیلی عجیب است والا. خیلی عجیب است. کمی روی این‌ها کار بکنیم. خانم امام می‌گویند که عروس امام می‌گویند که امام تمام کارهایشان از نظم کافی برخوردار بود. بعد از چند روز که آنجا، ای نجف ماندم متوجه شدم در هر ساعت چه برنامه‌هایی دارند. عروس امام که شدند، امام نجف بودند دیگر. و بعداً می‌روند نجف و امام را اولین بار آنجا می‌بینند. حتی وقتی به ایشان نگاه می‌کردم می‌دانستم که ساعت چند است. به امام نگاه می‌کردم می‌فهمیدم الان فلان ساعت است. امام دعوت کرده‌ام و رفتم سرویس بهداشتی شستم. گفتم امام این ساعت می‌آیند سرویس. گفت: «دیگر مسخره ساعت آدم می‌شود.» این‌جور منضبط بشود، منظم بشود. اگر کسی می‌خواهد به درد اهل بیت بخورد و خاصیت داشته باشد برای اهل بیت، این نظم است آقا. لازم است همه کارهایمان. همه کارها. بنده بدون نظم آدم اهل نماز شب نمی‌شود. بدون نظم آدم اهل مراقبه نمی‌شود. بدون نظم آدم اهل اخلاص نمی‌شود. بدون نظم آدم درس نمی‌خواند. بدون نظم آدم درس نمی‌گوید. بدون نظم اهل مطالعه نمی‌شود. بدون نظم خانواده ما اداره نمی‌شود. بخش عمده‌ای از حق‌الناسی که گردن ما می‌آید به خاطر بی‌نظمی‌هایمان است، به خاطر بی‌برنامگی‌هایمان است.

آدم، من معمولاً حق‌الناس خیلی کم به گردنش می‌آید. همین قرار مدارها، ساعت‌ها، رفتن‌ها، آمدن‌ها. بنده‌ای که معلمم، سر کلاس باید حاضر بشوم. سر وقت بیایم، سر وقت بروم. خب من می‌خواهم درس بدهم، باید مطالعه کرده باشم. مطالعه وقتی باید کرده باشم، باید شب قبلش را گذاشته باشم برای مطالعه. وقتی شب قبل باید گذاشته باشم برای مطالعه، یعنی باید برنامه‌هایم را جور کرده باشم. اگر هر کی من را دعوت کرد رفتم خانه‌اش. اگر هر جا کار خورد رفتم. اگر هر ساعت خواستم توی فضای مجازی بودم. هر وقت رفتم ساعت دوازده شب است. من هم درس فردا را آماده نکردم. نیم ساعت می‌نشینم می‌خوانم. خوابم می‌گیرد. بعد یک ساعت و نیم وقت می‌گذاشتم. یک سوم کلاسم را آماده نکردم. بعد یک سوم کلاس را بیایم درس، دو سومش را آب ببندم. حل تمرین و جوک گفتن و شوخی کردن و نقد تحلیل سیاسی. این بی‌برنامگی‌ها، این قره قاطی بودن‌ها، حساب و کتاب نداشتن‌ها. سیستم که قطع است و این آقا که الان نیست و آن یکی هم دارد آن یکی را راه می‌اندازد و پنج تا باجه در بانک شماره می‌گیرند، سه تایش کار نمی‌کند. یک نفر دارد کار ده نفر را می‌کند. بعد آن هم که سیستمش قطع است. هر نیم ساعت من سه ساعت می‌نشینی باید بروی، با فردا بیایی. فلان مدرک را نیاوردی. کپی کارت چی چیت را نیاوردی. سه ساعت گفتی ثبت احوال فلان جا که به فلان چیز را بگیری. این خودش باز دو ماه طول می‌کشد. هیچی حساب و کتاب. خب کسی که مملکتی که رهبرش این بوده در رأس مملکت، حالا حضرت امام چون خاطراتشان ضبط شده، رهبر معظم انقلاب اگر از حضرت امام عجیب‌تر نباشند تفاوتی با امام، خصوصاً مطالعات رهبری. رهبر انقلاب یکی از افراد برجسته در تندخوانی در کشور و جزء رده‌های اولم. توی مؤسسه نصرت که ایشان رتبه اول تندخوانی است. حالا یادم نیست دقیقاً سه هزار کلمه در دقیقه بیشتر کمتر. ایشان مطالعه. سه هزار کلمه چقدر می‌شود؟ آن‌قدر می‌شود که اگر شما یک کتاب مثلاً چهارصد صفحه‌ای را، مثلاً چند دقیقه قبل از خوابت می‌توانی بخوانی و بخوابی. بعضی که ایشان قبل از خوابیدن یک کتاب، یک رمان مثلاً چهارصد صفحه‌ای را می‌خواند. گزارش‌های فراوانی که به ایشان می‌رسد. مطالعات مطبوعاتشان که روزی ۲۰ تا روزنامه. کتاب‌های مختلف. درس خارجی که دارند. این‌ها دیگر امام خمینی انصافاً نداشته. البته امام خمینی گفتند یک کتاب سیصد صفحه‌ای را توی تایم کوتاهی خوانده‌ام. ما هم کمی بوی تندخوانی را می‌دهیم. ولی خلاصه آقا این‌ها در اثر نظم حاصل می‌شود. برنامه ورزش، برنامه حمام، برنامه تفریح، غذا خوردن، مطالعه کردن. یک نظم خاصی. ببینید امام می‌گوید: «گاهی از خانم درباره برنامه روزانه آقا می‌پرسیدم، می‌گفتند اگر برنامه یک روز آقا را بگویم شما می‌توانی آن را در ۳۶۰ روز ضرب کنی.» امام دقیقاً روی نظم و برنامه عمل می‌کردند. به من هم توصیه زیادی در مورد نظم و برنامه‌ریزی داشتند. منظم بودن حتی در حرکت و سکون امام هم نظم و برنامه بود. مثلاً وقتی می‌خواستند از جا بلند بشوند، همیشه دست چپ را روی زمین می‌گذاشتند و بلند می‌شدم. وقتی می‌خواستم بروم تدریس، بالا منبر بروم، اول پای چپشان را روی پله منبر می‌گذاشتم با عکس کوتاهی بالا می‌رفت. موقعی که می‌خواستم وارد خانه بشوم، وارد مدرسه بشوم، وارد مسجد بشوم، اول پای راستشان را می‌گذاشتند. خودم این را من سرویس بهداشتی که می‌خواهد برود، پای چپ را اول بگذارد. بیرون که می‌خواهد بیاید، پای راستش را اول بگذارد. مسجد که می‌خواهد برود، پای راستش را اول بگذارد تو. از مسجد بیرون می‌خواهد بیاید، اول پای چپش را بگذارد بیرون مسجد. چک کردم دیدم محض رضای خدا یک نفر وقتی وارد مسجد شد با پای راست وارد نشد. شب می‌خواهی آب بخوری نشسته، روز می‌خواهی آب بخوری ایستاده. می‌خواهی بخوابی به شانه راست بخواب و صورتت هم رو به قبله باشد. محل نشستنت.

یک وقت تهران خدمت یک عزیزی رسیدیم. اهل دل بود، اهل معنا بود. سمت امامزاده معصوم تهران. جمع چهار پنج نفره بودیم. بهشان عرض کردیم آقا می‌خواهیم روضه بخوانیم. قبله کدام وری است؟ من کدام وری نشسته‌ام؟ ۸۴ سالشان بود. نشستیم. گفتیم چطور؟ گفت: «از چهار سالگی تا الان هر جا نشسته‌ام رو به قبله نشسته‌ام.» حالا یک جایی هم که کسی از دنیا رفته بود و گفتند که این ده سال آخر در بستر بوده، نمازهایش چطور می‌شود؟ بدهید رو به قبله کنند. می‌دهند. می‌گویند طرف دارد می‌میرد. خلاصه خوب است همیشه رو به قبله. خاصی که استثنا شده آب دهان آدم رو به قبله نینداز. امام وقتی می‌خواستند وضو بگیرند مقید بودند رو به قبله باشند. در تخلی و فلان و این مسائل از این قبیل که رو به قبله نباشی ولی اصل نشستن، من مطالعه می‌خواهم بکنم رو به قبله. این‌ها همه‌اش نظم می‌آورد. در همین مسائل مستحبات اگر ما رعایت بکنیم. آب را می‌خواهی بخوری در سه جرعه. در سه جرعه. لباس را می‌خواهی بپوشی نشسته بپوش. لباس از سمت راست شروع کن تنت کن. اول دست راست. کفشت اول پای راست. این‌ها نظم می‌آورد. مراعات بندگی خداست. سمت راست هم شرافت دارد. غذا با دست راست بخور. هر لقمه‌ای را اگر می‌توانی اولش بسم الله بگو. نمی‌توانی اول کل لقمه‌هایت بسم الله بگو. از هر ظرفی اگر جداگانه برمی‌داری یک بسم الله بگو. سبزی برمی‌داری بسم الله بگو. خورشت برمی‌داری بسم الله بگو. نمی‌توانی برای همه‌اش یک بسم الله. آخر شکر کن، الحمدلله بگو. این‌ها سبک زندگی است دیگر. نظم می‌آورد برایمان.

بعد می‌گویند که در خانه امام این‌جوری بودند که خدمتکار امام می‌گوید: «قبل از ظهر، آن وقتی که امام برای وضو از اتاق مطالعه بیرون می‌آیند می‌فهمم که باید برنجم را دم کنم. اگر ناهار برنج داشته باشیم، سریع می‌پرم.» یعنی ساعت را نگاه نمی‌کنم، به امام نگاه می‌کنم. امام برای وضو که می‌آیند همان ساعت است دیگر. نیاز نیست به ساعت. امام برای مطالعه، قرائت قرآن، کارهای مستحب و حتی زیارت‌ها و دعاهایی که قرائت آن‌ها در وقت خاص هم وارد نشده است، هم وقت خاصی را تنظیم کرده بودم. هر کاری را در همان زمان‌بندی و تنظیم خاص انجام می‌دادم. طوری که برای هر کسی که مدتی با ایشان مأنوس و معاشر می‌شد مشخص مشخص بود که امام در چه ساعتی مشغول چه کاری است. چه کار دارم می‌کنم. اگرچه فرد در حضور ایشان نبوده و فرسنگ‌ها از محضرشان دور و جدا باشد. یک مدت یک ماه با امام زندگی می‌کردی، می‌دانستی الان ساعت ۸ صبح امام دارد چیکار می‌کند. هشت و نیم چیکار می‌کند. نه و ربع چیکار می‌کند. همه برنامه‌هایش یکی بود. اینی که گفتم کسی که دو روزش مساوی باشد بد است، یعنی برنامه‌ریزی‌اش مساوی است. آلات قلبت اگر مساوی باشد بد است. نه برنامه روزانه‌ات. برنامه روزانه‌ات اگر مساوی نباشد بد است. اولویت‌های ضرورت‌های نادری است. آن بحثش جداست. اما هر روز یک کار نادری پیش می‌آید در برنامه‌ریزی‌هایمان. کلاً برنامه عوض می‌شود. نه، یک برنامه ثابتی آدم دارد. شاید در طول سال دوبار آدم مبتلا به این بشود که برنامه‌اش یک کمی جابجا بشود. امام وقتی مهمانی دعوتش می‌کردند، ایشان فرمود اول تا آخرش باید یک ساعت. سر ساعت می‌آمدم، سر ساعت هم می‌رفتم. در کیفیت پذیرایی و این‌ها که چیزی از بیرون نیاورید و تکلف نیفتید. غذا باید طلبگی باشد، ساده باشد. یک ساعت. یکی از علامت‌های آدم‌های منظم این است: همه‌اش حواسشان به ساعت است. حالا ما خودمان ساعت مچی نداریم. در سخنرانی هم چرا فلانی هی می‌گوید ساعت چند است؟ سخنرانی عمومی و این‌ها که ساعتم جلو نیست. یکی گفته بود نکند این هم مثل آن‌سوی مرگ است که آن خانم میدان مغناطیسی بدنش به هم ریخته بود، ساعت دست نمی‌کرد؟ این هم این‌جوری است. نه، میدان مغناطیسی ما که اصلاً نظم و این‌ها هم نداریم. آدم منظم اصلاً نمی‌تواند جایی باشد که ساعت نباشد. ساعت برای جلو چشمش باشد. سر ساعت شروع می‌کند، سر ساعت. الان ما همین یک ساعتی هم که قول دادیم رد کردیم. بحث بعدی که می‌خواهیم ضبط بکنیم ان‌شاءالله می‌گویم. خلاصه آقا جان، امام همه کارشان روی ساعت بود. من اینجا این را تمامش می‌کنم. توضیحات ادامه بحث را و آنجا می‌گویم که همین زندگی امام است. شاید جلسه بعد را کامل به همین زندگی امام بگذرانیم. چون خیلی مهم است و کمکمان می‌کند. خیلی انگیزه در ما ایجاد می‌کند برای داشتن نظم. انگیزه که ایجاد شد ان‌شاءالله با جلسه بعدی‌اش راهکارهایی را در مورد داشتن نظم عرض می‌کنم. ان‌شاءالله برنامه‌ریزی بکنیم سال جدیدی که داریم از بعد ماه مبارک شروع می‌کنیم یک برنامه، برنامه جدید و ثابت داشته باشیم ان‌شاءالله.

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...