عالم کیست؟
حقیقت سعادت و شقاوت
پاداش و کیفر مردم در یک خصلت است
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
«اعلم الناس من جمع خصلت الی خصل».
مرحوم صدوق اینجا اشاره میفرمایند که عالمترین مردم کسی است که خصلتی را با خصلتی جمع بکند. حدیث از امام صادق علیه السلام میفرمایند که: «سُئِلَ امیرالمومنین علیه السلام: اَن اَعلَم الناس؟ قال: مَن جَمعَ عِلمَ الناس الی عِلمِه». از امیرالمومنین علیه السلام پرسیدند که: «آقا، عالمترین مردم کیست؟» حضرت فرمودند: «هرکه علم مردم را به علم خودش اضافه بکند». ابایی از یاد گرفتن از دیگران نداشته باشد. کسی که خودش را عقل کل بداند، عالم مطلق بداند، هیچ احساس کمبود و کسری و اینها نداشته باشد، خب این جاهل میماند همیشه. لذا گفتند که: «کسی از پرسیدن نباید حیا بکند. از ندانستن باید حیا بکند». اینکه آدم نداند عیب است. اینکه آدم نداند خجالت دارد، نه اینکه آدم نپرسد.
بعد از دیگران استفاده کرد. هرکه هرچه بلد است، انسان میتواند متواضعانه، ولو حالا به نحوی باشد که به ظاهر مثلاً شاید برای انسان خوب در اجتماع، مثلاً طعنههایی، حرفی، حدیثی همیشه هست، دیگر. ولی انسان خودش، خدای خودش میداند که دارد به وظیفه عمل میکند. میداند که دارد خودش حداقل پیش وجدان خودش راضی است که حداقل دارد رشد میکند، ولو دیگران بخواهند هرچه میخواهند (بگویند).
«حقیقه السعاده واحده و حقیقه الشقاء واحده».
حقیقت خوشبختی و بدبختی یک چیز است. خب آن چیست؟ جان! "حقیقت سعادت و شقاوت" از امیرالمومنین علیه السلام. «قال: حقیقه السعاده ان یختم الرجل عمله بالسعاده و حقیقه الشقاء ان یختم المرأ عمله بالشقاء». حقیقت خوشبختی، حقیقت سعادت این است که انسان کارش را با سعادت تمام کند. شاید حالا منظور عاقبتبهخیری باشد. و حقیقت بدبختی این است که انسان کارش را با بدبختی تمام کند. یعنی آن نتیجه به آن "سنگ آخر" برمیگردد. «حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است». آن سنگ آخر آدم چگونه میگذارد؟ حالا هنوز تا آن آخرین سنگ را بخواهد بگذارد، آن اگر درست گذاشت، خوب گذاشت، خب حقیقت سعادت آنجاست. اگر آن را بد گذاشت، لرزان بود یا خدای نا کرده یک جوری بود که اصلاً همه سنگهای دیگر هم ریخت، هیچی دیگر، آن حقیقت بدبختی است.
«باب ثواب و عقاب الناس او یعقبون بخصله».
ثواب و عقاب مردم به یک خصلت (است). از امام سجاد علیه السلام، علی بن الحسین علیهم السلام، «قال: اِنَّ لِسانَ ابن آدم یشرف کل یوم علی جواره». حدیث عجیب میفرمایند که زبان فرزند آدم هر روز اشراف پیدا میکند بر تمام اعضا. صبح به صبح این اعضا با همدیگر سلام و علیک دارند. اول صبح حال و احوالپُرسی دارند. «فیقول: کیف أصبحتم؟» زبان حال اینها را میپرسد. میگوید: « در چه حالی؟ چگونه صبح کردی؟ احوالتان چطور است؟» «فیقولون: بخیر ان ترکتنا». اینها به زبان میگویند که: «اگر شما بگذاری ما خوبیم». «و یقولون: اللّهَ اللّه فین». اینها به زبان میگویند که: «آقا، خدا را، خدا را در مورد ما». یعنی «تو را خدا به ما رحم کن». این "خدا را" یعنی "تو را خدا". "اللّهَ اللّهَ" که توی عربی گفته میشود، «شما را به خدا، تو را به خدا، تو را به خدا به ما رحم کن». و «یُناشِدونه». قسمش میدهند زبان را. و «یقولون: اِنّما نصیب بک و نعاقب بک». اینها میگویند که: «آقا، ما اگر ثوابی ببریم به واسطه تو است. تو اگر خوب بچرخی یک خیری هم به ما میرسد. اگر هم عقابی ببریم باز به واسطه تو است». میگوید: «سرِ زبان سرخ، سرِ سبز میدهد بر باد». این سر بیچاره بابت یک کلمه حرف این زبان به باد میرود. یک وقتی هم نه، سروری میکند به واسطه این زبان. همه به این است که این زبان چگونه بچرخد. اگر خوب بچرخد، بقیه اعضا هم در آسایشاند. اگر این بد بچرخد، آنها هم بندگان خدا همه در شقاوت، بدبختی و بیچارگی (هستند).
ثواب و عقاب به واسطه زبان و کنترل زبان (است). انشاءالله که خدا توفیق بدهد و بتوانیم به این احادیث عمل بکنیم. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...