در فضیلت دانش
برترین قسمت دین
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
«خصالٌ هیه افضل الدین» (خصالی که بهترین دین است.)
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «فضل العلم احب الی الله عزوجل من فضل العباده.»
پیغمبر اکرم (ص) فرمودند که فضیلت علم پیش خدا محبوبتر از فضیلت عبادت است. خوب، خیلی حدیث کاربردی و غریبی است. به این هم هست که جوانی بود، از طریق وحی بود یا از طریق دیگری بود، باخبر شد که این دیگر چند ساعتی بیشتر در دنیا نیست. آمد عرض کرد که: «یا رسول الله، من در این چند دقیقه به چه مشغول بشوم؟ چند ساعت، چند دقیقه بیشتر نمانده از زندگی. چه کاری بکنم؟» خوب، حالا ما باشیم چه نسخهای میپیچیم؟ «برو بنشین زیارت عاشورا بخوان، زیارتی بکن، برو یک قرآنی...» البته همهاش خوب است؛ ولی پیغمبر اکرم (ص) فرمودند که: «به علم مشغول شو.» این چند دقیقه را، این لحظات آخری که برای شما مانده، به علم مشغول شو. حقایقی است، نکاتی است. علم محبوبتر از عبادت است پیش خدا. نه به این معنا که حالا علم هم یک جوری بشود که انسان دیگر از عبادت غافل بشود و سحر پاشود مطالعه کند، نماز. نه به این معنا نیست. علم خودش طبیعتش خضوع در برابر خدای متعال است. دیروز هم به مناسبتی عرض شد: «انما یخشا الله من عباده العلماء.» اصلاً از بین همه بندهها فقط علما هستند که خشیت دارند. یعنی انگار حق عبادت با علم فقط ادا میشود. لذاست که علم از عبادت مهمتر است.
اونی که عابد است... تفاوت فضیلت عالم بر عابد، فضیلت هزار بر یک است. یعنی هزار تا عابد مساوی با یک دانه عالم است. دارد که یک دانه عالم از شما برای شیطان به اندازه قبیله ربیعه و مضر (دو تا قبیله بزرگ عرب که از شدت کثرت، بس که تعداد این دو تا قبیله زیاد بود، هر وقت میخواستند مثال بزنند، میلیون میخواستند بگویند، یک تعداد بالا میخواستند بگویند، میگفتند: «به اندازه ربیعه و مضر.») عالم وقتی از دنیا میرود، به اندازه ربیعه و مضر شیطان آزاد میشود. یعنی یک دانه عالم میلیونها شیطان را دربند کرده. خیلی عجیب است! یک دانه عالم دست و پای میلیونها شیطان را بسته. اینکه از دنیا میرود، میلیون شیطون آزاد میشود. مثل اینکه توی منطقهای یک درخت کاشتند. خوب، اینجا هرچی مسمومیت، آلودگی، دیاکسید کربن، همه را به سمت خودش جذب میکند. این درخت را که میکنند، دیگر این آلودگیها آزاد میشوند. عابد این جور نیست. عابد نهایت کاری که میکند این است که گلیم خود را از آب میکشد بیرون، ولی عالم خاصیت اجتماعی دارد، اگر آخر شب خراب نکند. بله، آن اگر علم و بصیرت و اینها نباشد، که معمولاً آدم گاو شیرده هم میشود. دیگر هرچی هم جمع بکند، آن لحظه آخر را...
«وافْضَلُ دِینُکُمُ الْوَرَعُ.» پس فضیلت علم پیش خدا بیشتر است تا عبادت. حالا از بین دین شما، از بین این مجموعه معارف شما، از بین مجموعه دستورهایی که سفارش شده، کدامش از همه بهتر است؟ کدامش از همه بالاتر است؟ ورع. پیغمبر اکرم (ص) میفرماید اونی که توی دستورات دین از همه بالاتر است، لذا وقتی امیرالمومنین (ع) پرسیدند که: «یا رسول الله، توی همین خطبه شعبانیه است، آخرین جمعه ماه شعبان، پیغمبر اکرم (ص) مردم را جمع کردند و فرمودند: «قَد أقبَلَ یا ایها الناس، قَد أقبَلَ اَلَیکُم شَهرُالله بِالکَرامَتِ وَ الرَحمَتِ بَعضُ أنفاسِکم فیه تَسبیح.» آن روایت معروفی که همه ما شنیدیم که ماه رحمت و ضیافتالله دارد میآید، نفسهای شما در آن تسبیح است. و مجموعهای از فضایل ماه مبارک رمضان و دستورها را فرمودند. امیرالمومنین (ع) فرمودند: «یا رسول الله، افضل اعمال توی ماه مبارک رمضان چیست؟» که پیغمبر اکرم (ص) فرمودند که: «ورع.» خیلی عجیب است! بهترین اعمال توی ماه مبارک رمضان ورع است که بعد دیگر ماجرای گریهای که کردند، حالا که میبینم شما را در ماه رمضان شهید میکنند و اینها. ورع بهترین عبادت است. «اَفضَلُ دینِکُمُ الْوَرَعُ.» در بین مجموعه دستورهای دینی، ورع از همه بالاتر است.
ورع غیر از تقواست. در تقوا محافظت و مراقبت نسبت به اینکه انسان از حریم و حدود الهی تجاوز نکند. ولی در ورع، انسان میلش را هم کنترل میکند. ممکن است انسان یک وقتی میلش به این است که حالا به نامحرم نگاه کند، پناه بر خدا! یا میلش به این است که بالاخره یک لقمه حرامی... بالاخره سوءاستفاده در درونش بدش نمیآید، ولی خب کنترل میکند، مراقبت میکند، میشود تقوا. ولی یک وقت هست که با نفسش مبارزه میکند به اینکه این نفس را تربیت کند. کسانی که این نفس از اشتها و میل و رغبت نسبت به این چیزها کنارهگیری کند، میشود ورع. حلالها را... میشود تقوا از حرامها. حالا اینی که گفتند معمولاً، ولی لزوماً این جور نیست که حالا حتماً آن مثلاً نسبت به حرام باشد و این نسبت به مشتبه باشد. این جور. برخی گفتند که حرام نسبت به تقوا و نسبت به حرام، ورع نسبت به مشتبه. از روایات و تعریف تقوا و اینها این جوری برنمیآید. خود ویژگیهای متقین را در نهجالبلاغه ببینید. لزوماً پرهیز از حرام نیست. ولی اینکه این حس باطنی را هم بخواهد برساند، آن میشود ورع. یعنی واقعاً در درون به نحوی کار کرده. مجتهدی میفرمودند که: «باید آدم به یک نحوی باشد که تو خواب هم به نامحرم نگاه نکند.» از برخی آقایون دیگر نقل یکی از آقایون علمای تهران و اینها فرموده بودند که: «من کارم به اینجا رسیده که تو خواب هم اگر نامحرم ببینم، چشمم اتوماتیک بسته میشود.» خوب، این میشود ورع، میشود تربیت نفس. نفس مهار شده، یعنی حتی دیگر تو ضمیر ناخودآگاه هم میلی به گناه نیست. دیگر حتی ناخودآگاه مرتکب گناه نمیشود. مرحوم قوچانی فرموده بودند: «ما خدمت مجموعه قاضی که میرفتیم، استفاده که میکردیم، بعد از یک مدت کار و فعالیت و اینها که حالا در صورتی که ایشان میدادند تو خیابان، اگر میرفتیم، نامحرمی میآمد، اتوماتیک چشممان بسته میشد، بدون اینکه بخواهیم.» یعنی این جور بشود انسان. اتوماتیک از درون یک چیزی است، خودش دارد مدیریت میکند. برای او که نسبت به اینکه حالا به گناه مرتکب نشود، اصلاً نرود به سمت گناه، این میشود ورع. تقوا میتوانیم بگوییم شاید ورع یک مرحله بالاتر باشد. بله، نتیجه تقواست، یا بگوییم مرحله بعدش است. یعنی در اثر تقوا انسان باید تقوا داشته باشد، بعدش ورع حاصل بشود.
خدا انشاءالله ما را از اهل این خصال و مأنوس با این روایات قرار بدهد. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...