پاداشی بکاری ….
یک خوی نجات بخش
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری ولل عقدة من لسانی يفقهو قولی.
«عن علی (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اللهم صل من طلبه رضا الناس به صفت الله جعل الله حامده من وامه.». خیلی تعبیر زیبایی است؛ هر کس که رضای مردم را در برابر سخط خدا طلب کند، بابای مقابل است؛ یعنی حاضر باشد که ولو به قیمت اینکه خدا ناراضی بشود، مردم راضی بشوند. خدا چه میکند با او؟ «جعل» فعل دومفعولی است. «جعل الله حامده من الناس رامه». خدا کاری میکند که همانی که از او تعریف میکند، بدش را بگوید. حامدش، ذامش بشود. اونی که ستایشش میکند، خوبش را میگوید، همین بدش را. خیلی عجیب است؛ یعنی دقیقاً برای رضایت همانی که میخواهد به دست بیاورد، خدا که هیچ، همانی هم که این به خاطر رضایت او حاضر شد گناه بکند، همو نَفَسش. فواید عجیبیهست. واقعاً قواعد این عالم، قواعد عجیبی است. اصلاً زندگی شیرین و زندگی زیبا، اونیه که تطبیق پیدا کند با این قواعد. انسان خودش را تطبیق بدهد. خب ماها نمیکنیم عموماً. بعد وقتی که به بنبستی میخوریم، توی چالهای میافتیم، گله داریم، ناراحتیم، قرص چه و چه و چه. همش از اینور به اونور، گاهی با خطمشیهای مختلف میخواهیم یک دردی را دوا بکنیم. راهش همین است. چارهاش این است. انسان باید محور و تمرکز زندگیاش روی رضای خدا باشد. هر کی اگر نارضایتیاش در برابر رضایت خداست، اگر در ذیل رضایت خداست، بله، آدم سعی میکند که رضایت او را کسب کند. (او) رضایتش جلب نمیشود، مگر به اینکه من خدا را ناراضی کنم. جمله خوب است. «به درک» استفاده بکنم. هر کی میخواهد ناراحت شود، به درک.
روایت بعد از امیرالمؤمنین (علیه السلام) دوباره از پیغمبر. این هم خیلی زیباست، روایت عظیم است. خیلی باید اینجور روایات واقعاً پخش بشود؛ زیاد گفته بشود. پیامبر اکرم فرمودند: «من تمنا شیء وهو لله عزوجل رزن لم یخرج من الدنیا حتی یط». هرکی چیزی را آرزو بکند که تو این چیز، رضای خدا باشد، این آدم از دنیا نمیرود، مگر اینکه خدای متعال این را بهش میدهد. خیلی خوب است که اون روایت قبلیِ مرحوم صدوق چقدر سلیقه به خرج داده است انصافاً. این روایات را به این نحو کنار هم چیده. اونور، طرف به خاطر اینکه رضایت مردم را کسب بکند، حاضر به خدا ناراضی بشود. خب چی شد؟ خدا که ناراضی شد، همانی هم که ازش تعریف میکرد، شد دشمنش، شد بدگویش. حالا این طرف، کسی آرزوی چیزی را دارد. آرزوش را دارد. فقط تو دلش میخواهد که توی این، رضای خدا هست. این را ببینید! تفاوتش با اون یکی چقدر است. این از دنیا نمیرود، مگر اینکه خدا بهش میدهد. خیلی عجیب است. ببینید، ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا. همینایی که ازش تعریف میکردند، برای جلب رأی اینها حاضر شد دروغ بگوید، تهمت بزند، آبرو ببرد، گناهی بکند. همینایی که بهش رأی دادند، بعداً بدش را میگویند. دشمن. اون طرف خدای متعال نمیگذارد. این آقا همین که تو دلش میخواست، تو دلش میخواست تا از دنیا نرفته. خیلی عجیب است.
حدیث بعدی دوباره از پیغمبر اکرم. این دیگر حدیث قدسی است، از خدای متعال. این هم از احادیثی که مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت زیاد میفرمودند، زیاد میگفتند برای شاگردانشان.
«قال الله تبارک و تعالی: یَبْن آدم، اطعنی فی ما امرتک ولا تعلمنی ما یصلحک یا مال یصلحک.» هر دو تایش درست است.
بچه آدم، خطاب خدای متعال: «فرزند آدم، بچه آدم، تو اون چیزی که من بهت امر کردم اطاعتم کن. ولا تعلمنی ما یصلحک.» تو نمیخواهد به من یاد بدهی که چی به صلاحت است. یا «ما یصلحک» نمیخواهد به من یاد بدهی که چی تو را اصلاح میکند. حالا Ysalhach به نظر بهتر باشد. نمیخواهد به من یاد بدهی که چی به صلاحت است، بله. تو حرف من را گوش بده. تو نمیخواهد به من بگویی که من چهکار بکنم. برعکس است دیگر. اون بخشی که وظیفه ماست، ما باید حرف گوش بدهیم، معصیت میکنیم. اون بخشی که باید خلاصه خدا انجام بدهد، فضولی میکنیم. اون وقت کار خودمان را انجام نمیدهیم. هی به خدا پیشنهاد میدهیم: خدایا اینجوری بشود بهتر نیست؟ اونو اینجوری کنی بهتر نیست؟ دستور میدهیم! هم «ولا تعلم». شما نمیخواهد به ما یاد بدهید. شما کار خودت را بکن. بله. این هم از حدیث سوم. انشاءالله خدای متعال توفیق بدهد، متخلق بشویم به این خصال. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...