بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
یا فاطمه الزهرا، یا بنت محمد، یا قرة عین الرسول، یا سیدتنا و مولانا توجهنا و استشفعنا و توسلنا الی الله. یا وجیهةً عند الله اشفعی لنا عند الله.
مبحثی که در این هفتههای گذشته طی شد، بحث سیره چهارده معصوم بود که این کمترین و نالایق جسارت میکردم، محضر عزیزان و سروران خودم. این هفته هم بنا به ناچاری عزیزان باید تحمل بفرمایند. این حقیر خدا میداند کراهت قلبی دارم که اینجا و روی این جایگاه قرار بگیرم، محضر شما خوبان. اصلاً جایگاه را برای خودم اینجا نمیدانم، حالا دیگر شما کریمید و بزرگوارید، لطف بفرمایید تحمل میکنید.
این هفته به سیره حضرت صدیقه (سلاماللهعلیها) میرسیم. البته قصد ما از بیان سیره چهارده معصوم مسلماً یک بیان جامع نیست؛ چون نمیتوانیم در یک جلسه سی، چهل دقیقهای همه آن چیزی که بوده، حضرات را مطرح بکنیم. قصد بر این است که یک اشارهای باشد، یک سرفصلی باشد، انگیزهای ایجاد شود، عزیزان پیگیر بشوند. خصوصاً دوستانی که اهل علماند و خصوصاً آنهایی که در مدارس علمیه هستند، انشاءالله بنایشان بر این بشود که یک همتی بکنند این سیره چهارده معصوم را احیا بکنند، در مدارس جزو دروس حوزوی باشد. انشاءالله دیگر حرکت جهادی میطلبد، اقدام بکنند و زنده بکنند، درخواست داشته باشند، مطالبه داشته باشند. حتماً ولو نشد، هر روز هفته یک جلسه بالاخره سیره اهل بیت در مدارس علمیه برقرار باشد. خیلی وقتها هزاران توصیه صریح کارایی یک تیکه از سیره اهل بیت را ندارد، یک گوشه از سیره اشاره میشود، چندین برابر اثر دارد نسبت به اینکه آدم بخواهد همان را هی توصیه بکند، هی تذکر بدهد.
برکت عجیبی در بیان سیره اهل بیت هست. آن قدری که مقدور ماست این است که حالا هر شبی یک زاویهای از این سیره را به آن اشاره بکنیم. مسلماً ابعاد گستردهای میماند که حالا عزیزان باید خودشان پیگیر باشند.
امشب درباره بحث حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) میخواهم یک سیرهای از حضرت زهرا (علیهاالسلام) که قرآن خیلی به آن تأکید دارد را اشاره بکنم. شاید اکثر عزیزان ندانند که این آیه، شأن نزولش ربط به حضرت صدیقه (سلاماللهعلیها) دارد: آیه ۱۹۱ تا ۱۹۵ سوره مبارکه آل عمران. آیهای که میفرماید: «الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات» که این حتماً دیگر عزیزان بارها شنیدهاند. خیلی سفارش شده قبل از نماز شب وقتی از خواب بلند میشوید این آیات را بخوانید. پیامبر اکرم سیرهشان این بود که همیشه از خواب بیدار میشدند برای تهجد، این آیات را میخواندند. این «الذین یذکرون الله» حالا در کنار عمومیش که دارد، یک شأن نزولی هم دارد.
داستان به هجرت برمیگردد. وقتی رسولالله در غار بودند و امیرالمؤمنین موظف شدند بروند اهل بیت را بیاورند که هجرت بکنند از مکه به مدینه، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سراغ فواطم رفتند: فاطمه بنت اسد که مادرشان بودند، فاطمه بنت زبیر و فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها). راهی شدند، به منطقه زجنان رسیدند، یک کوهی در بین راه. بیست و پنج میل ظاهراً فاصله داشت با مکه. آنجا برای استراحت توقف کردند. قرار شد یک عده دیگری از مسلمانها به آنها بپیوندند. ام ایمن، کنیز رسولالله، ایشان هم جزو این دسته بود. در این فرصتی که پیش آمده بود برای استراحت، حضرت صدیقه (سلاماللهعلیها) و امیرالمؤمنین این فرصت استراحت را برای استراحت به کار نبردند، مشغول ذکر شدند. در کنار اینکه دائم در این مسیر که میآمدند مشغول ذکر بودند، در همه حالات و آنات و با همه اقسام ذکر: لسانی و قلبی و عملی.
رسولالله خیلی دلواپس حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) بودند. آنجور که ابن شهر آشوب در جلد سوم مناقب نقل کرده. کتاب مناقب ابن شهر آشوب انصافاً کتاب فوقالعادهای است از جهات مختلف؛ یکیش همین نزدیکی عصر ابن شهر آشوب به اهل بیت است. خب ایشان قرن چهارم، قرن پنجم و ششم زندگی میکرده و خیلی صراحت خاصی هم در تشیع داشته. برخی اسنادی که از ایشان به ما رسیده، دیگر جای دیگر ما نداریم. خود بحار را اگر ملاحظه بفرمایید میبینید که خیلی وقتها استناد میکند به کلام ابن شهر آشوب با اینکه دیگر جای دیگری خیلی وقتها کلام ایشان نیست. همین بخشی که دارم عرض میکنم به عنوان شأن نزول این آیات، حالا در کنار اینکه تفسیر نورالثقلین هم نقل کرده، که احتمالاً او هم از مناقب ابن شهر آشوب گرفته. برخی مطالب ظریف و لطیف را هم ابن شهر آشوب در مناقب دارد که جاهای دیگر نیست.
یکی از مطالب خیلی زیبایی که دارد آنجا، همین نگاه قرآنی به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است که برخی آیاتش را نسبت داده به حضرت زهرا و برخی عناوین را به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) نسبت داده که جای دیگری پیدا نمیشود. یکی همین است که رأس التوابین میداند حضرت زهرا را. ابن شهر آشوب آیاتش را هم آورده. یکی رأس البکائین میداند. برخلاف چیزی که مشهور است که پنج نفر را در رأس بکائین عالم میدانند، ابن شهر آشوب هشت نفر را میداند. در جلد سه مراقب ملاحظه بفرمایید. بعد آنجا رأس همه این بکائین باز دوباره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) را میداند. خب ظاهراً به همین باشد، چون فرصتی که در آن ایام ایشان به این رده رسیدهاند از همه کمتر است. فرصتی که حالا بین چهل روز تا نود و پنج روز اختلاف نظر. در مقایسه با حضرت آدمی که در چهل سال به این موقعیت رسیده، در مقایسه با امام سجادی که در سی و پنج سال به این موقعیت رسیده، که در رأس بکائین عالم قرار بگیرد، یا یوسف یا یعقوب یا شعیب و داوود که ایشان هم اضافه کردهاند. این بزرگواران همه در فاصله زمانی چند ساله بود که به بکائین عالم تبدیل شدند. حضرت صدیقه فاصله چهل روستا نهایتاً نود و پنج روز. باز آنجا دارد که رأس و توابین میداند. بعد باز جای دیگر دارد که از مستجاب الدعوههای قرآن میداند. ده دسته میکند. خیلی زیباست. این را من فقط یک اشاره بکنم. دوستان خودشان مطالعه بفرمایند.
در بحث سیره بیشتر باید کتاب معرفی شود. حالا کتابهای مختلفی هم هست. خدا را شکر. کتاب اعیان الشیعه، مرحوم علامه امین، خیلی کتاب فوقالعادهای است. ایشان اصلاً قصد مراجعه به سیره اهل بیت نداشته، در این کتاب میخواسته علما را کار بکند، بحث رجالی داشته باشد. اولش تفنناً وارد سیره اهل بیت میشود. همانجا گیر میکند، از بس بحث جذاب بوده دیگر همانجا میماند. دو سه جلدی. بعد دیگر کم کم وارد میشود به بحث علما میپردازد. یکی کتاب ایشان است. یک موضوع تازگی چاپ شده، بیست و پنج جلد در مورد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها). یک چیز معرکه. من ندیده بودم تا قبل از این. یک چیز فوقالعاده. مرحوم آقای انصاری زنجانی که همین اواخر هم از دنیا رفتند، بیست و پنج جلد جمع کردهاند. دیگر فکر نمیکنم از این دوره کاملتر پیدا شود در مورد حضرت زهرا. سه فصل کرده ایشان. فصل اول حضرت زهرا قبل از این عالم، بعد حضرت زهرا در این عالم، بعد حضرت زهرا بعد از این عالم. و در هر کدام وارد شدهاند. خیلی فوقالعاده است این کتاب، این دوره بیست و پنج جلدی. حتماً دوستان مطالعه بفرمایند. حالا برخی اسناد دیگر، کتب دیگر هم هست که میشود به آن مراجعه کرد.
در مورد این کتاب مناقب ابن شهر آشوب عرض میکردم. آنجا این نقل را دارد که میفرماید پیامبر در عمر شریفشان نگران ده تا چیز بودند که برای هر کدام از این ده تا آیهای نازل شد. که حالا من آن نه تای دیگر را اشاره نمیکنم چون بحث سیره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است. دهمی که ایشان اشاره میکند در مورد هجرت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) بود از مکه به مدینه که پیامبر که در غار بودند خیلی نگران بودند. بعد این آیات نازل شد که پیامبر را دلداری داد و آرام کرد و مطمئن شدند پیامبر که به سلامت میآیند حضرت زهرا (سلاماللهعلیها).
این آیه «الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم» که میفرماید آنهایی که دائم مشغول ذکرند، چه در حال قیام، چه در حال قعود (نشسته)، چه در حال استراحت. چند آیه پایینترش، اینهایی که عرض کردم، آیه ۱۹۱ سوره آل عمران. آیه ۱۹۵ میفرماید: «فاستجاب لهم ربهم انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی». در کتاب شریف نورالثقلین تطبیق داده این را طبق روایتی که «این الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً» اهل بیتند. بعد میفرماید که این «من ذکر» امیرالمؤمنین، «او انثی» حضرت زهرا. که «فاستجاب لهم ربهم». بعد مرحوم ابن شهر آشوب به همین مناسبت ده دسته کرده کسانی که در قرآن دعا کردهاند، دعایشان مستجاب بوده و مستجاب الدعوهاند. دسته دهمی که ذکر کرده امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، بنا بر همین آیه «فاستجاب لهم ربهم». بعد میفهمیم که «بعضکم من بعض یقول علی من فاطمه و هم من علی». علی از فاطمه است یا از فواطم، آن سه فاطمه که عرض کردیم و آن سه هم از علی. این تطبیقی است که این آیات را دادهاند نسبت به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها).
پس نگاه قرآنی به حضرت زهرا یک بخشیش بخش ذکری در سیره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است. به این جنبه خیلی قرآن اشاره دارد، درباره شخصیت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها). دائمالذکر بودن ایشان، توجه دائمی. شما با این مبنا وقتی وارد سیره حضرت زهرا میشوید، خیلی نکات ناب و دستنیافتنی پیدا میشود در سیره بانوی بزرگوار. هم در عباداتشان، هم در از کارشان، هم در حالاتشان. تک تک اینها میبینید که یک سرنخهای عجیبی دست آدم میدهد.
در مورد عبادت ایشان، حسن بصری میگوید: «به نظر من اعبد امت، فاطمه زهراست. دیگر عابدتر از او این امت به خودش ندیده.» بعد میگوید: «به نماز میایستاد آنقدر سر پا میایستاد حتی تتورم قدماه»، پاهای مبارکشان ورم میکرد، پا ورم میکرد. شما میدانید دیگر، خیلی آدم اهل عبادت بشود این پیشانی مثلاً آثار عبادت روی ظاهر بشود. در مورد امام سجاد دارد که هر چند ماه یک بار این پیشانی را میتراشیدند، پنج نقطه پیشانیشان آثار سجده از آن هویدا میشد. آنقدر زیاد میشد که باید با چاقو میکندند از پنج تیکه پیشانی. در مورد بقیه اهل بیت ندارد که پا هم تاول بزند در عبادت، دست و پا هم تاول بزند. در مورد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) دارد که از بس در عبادت بود، پا تاول داده بود. پیشانی که دیگر بماند.
در نماز که میایستاد، «طوی فی الصلاة من خوف الله»، مثل لباس کهنهای که از شدت کهنگی جمع میشود. بعد از بس جمع شده، در چشم میزند. بین چند تا لباس که نگاه میکنی اصلاً سریع خودش را نشان میدهد. حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در نماز اینجور جمع میشدند. مثل یک لباس کهنهای که جمع شده، خوف الهی. بعد میفرماید که در نماز که میایستاد، خدای تبارک و تعالی خطاب میکرد به ملائکه: «یا ملائکتی، انظروا الی امتی فاطمه»، ملائکه من بیایند عبادت ببینید. «بیا ببینید کنیز من فاطمه چه جور به عبادت ایستاده؟» «ترتعد فرائصها»، همه اعضای بدنش دارد میلرزد در عبادت، همه وجودش دارد میلرزد. برخی نقلها دارد که نفسهایش به شماره میافتاد. نفسها را میشد شمرد، وقتی فاطمه زهرا عبادت میکرد. با آن شبزندهداریهایی که دائمی بود برای حضرت صدیقه، با آن عبادات، با آن اذکار.
بعضیهایش را اشاره میکنم. تازه یک سری اذکار و اوراد خاصی هم اضافه بر سازمان داشتند در طول روز، جدای از این عبادات معمولی که همیشگی بود. یک وقتهایی دستورات خاصی برای زمانها و کارهای خاص. انشاءالله اگر خدا توفیق بدهد اشاره میکنم. یکی از این نمازها، نمازی است که پیامبر اکرم تعلیم دادند به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها). حالا چون جمع، جمع طلبگی است، من خیلی دوست دارم بعضی از اینها اشاره بشود. چون در منابر عمومی معمولاً نمیشود این روایات را خواند، از این جهت که خیلی مطلب سنگین است، از این جهت که عبارات عربی و اذکار و اینها تویش زیاد است. انشاءالله دوستان پیگیر بشوند اینها را حتماً پیدا بکنند، مشغولش باشیم.
انشاءالله دارد که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، این را سید بن طاووس در اقبال نقل کرده، به امیرالمؤمنین و حضرت زهرا (سلاماللهعلیهما) فرمودند که: «میخواهم یک چیز خاصی به شما یاد بدهم. این از آن چیزهای خاصی است که خدا به من هدیه داده. این را بگیرید و حفظش بکنید.» بعد این نماز را تعلیم دادند. فرمودند که: «دو رکعت نماز بخوانید. در رکعت اول، یعنی در هر کدام از رکعات حمد را بخوانید، سه بار آیت الکرسی، سه بار قل هو الله، سه بار هم آیات آخر سوره حشر: علی جبل...» بعد نماز که تمام شد، تشهد، ثنای بر حمد الهی، بعد صلوات بر پیغمبر. بعد فرمود: «برای مؤمنین و مؤمنات دعا کنید.» آخرش این جمله را بگویید: «اللهم انی اسئلک بحق کل اسم هو لک یحق علیک فیه اجابة الدعا اذا دعیت به و اسئلک بحق کل حق علیک و اسئلک بحقک علی جمیع ما هو دونک ان تفعل بی کذا و کذا.» آنجا حاجت بخواهند. اینها سرمایههایی است که از طریق حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به ما رسیده. عمومی هم هست. یا فکر نکنید اینها دستورات خاص برای حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است. اگر خاص بود، نمیگفتند. اهل بیت برای ما نقل نمیکردند. آنها خودشان در بحث اسرار از همه حرفهایترند. میدانند که مطالب طبقهبندی شده، کدامشان سری است که نباید نفوذ پیدا کند. اینهایی که اشاعه پیدا کردهاند، برای اینکه ما هم اهلش بشویم. خیلی از دستورات و ادعیه هم از جانب حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به ما رسیده. اتم وقتی که حضرت اباعبدالله برای خداحافظی آمدند با امام سجاد، «دعای خاصی را میخواهم در این لحظات آخر بهت تعلیم کنم. این دعا از مادرم به ما رسیده.» دعای خاصی را تعلیم کردند. دوستان در کتاب مقاتل میتوانند پیدا بکنند.
اصرار حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) بر دعا عجیب است. ادعیه مختلف، حالا صحیفه ایشان هم بیرون آمده، دوستان میتوانند مراجعه بکنند. یکی در وقت استجابت دعا خیلی اصرار داشتند، بنا به دستوری که پیامبر اکرم داده بودند. غروب جمعه را خیلی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) روی آن دقت داشتند. غلام خودشان را میفرستادند، فرمودند: «برو روی بلندی بایست. هر وقت خورشید در عصر جمعه به نیمه رسید، من را صدا کن، چون وقت استجابت دعاست.» غلام خبر میداد. حضرت زهرا میآمدند، مشغول عبادت میشدند تا اینکه مغرب، آن موقع نماز مغرب را میخواندند. خیلی عنایت به آن لحظه داشتند، آن ساعت. فرمود: «ان فی الجمعه لساعة لا یوافقها رجل مسلم یسئل الله فیها خیرا الا اعطاه ایاه.» هر چه در این ساعت بخواهد خدا به او میدهد.
حالا دعای ایشان چه بود؟ آنقدر اصرار بر دعا؟ چه میخواست حضرت زهرا در این ادعیه؟ امام مجتبی (علیهالسلام) که بنا به نقلی، روز شهادت ایشان است، یک صلوات هدیه به ایشان بفرستیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم». شب تا صبح مشغول عبادت بود. مادرم را میدیدم: «اورعیت امی فاطمه قامت فی محرابها لیلة لیلة الجمعة»، شب جمعه، موقع استجابت دعا، از شب تا صبح در محراب. «فلم تزل راکعة ساجدة دائمة»، یا در رکوع بود یا در سجود، «حتی عمود صبح»، تا اینکه وقت نماز صبح. دائم از سر شب تا صبح مشغول. «و سمعتها تدعو للمؤمنین و المؤمنات»، میشنیدم مادرم برای مؤمنین و مؤمنات دعا میکند. «و تسمیهم»، با اسم دعا میکند. آخه یک وقت هم آدم عمومی دعا میکند. اثر خاص دعا کردن را ندارد. حتماً تجربه کردهاید. مثلاً آدم گاهی در نماز شب یک وقت عمومی دعا میکند، یک وقت میخواهد اسم بیاورد. تک تک هر کدام از اینها اسمش که میآید هم یک ثقلی برای آدم میآید. بعضی وقتها برخی جنایتها و ظلمها و کمکاریها و اینها میافتد. فلانی را هم دعا کنیم. «نه بابا! این وقتی که ما بهش احتیاج داشتیم ما را ول کرد.» «آن یکی که فلان حرف را زده.» «آن یکی هم که هیچی!» اسمی که میخواهد دعا بکند، تک تک انگار سنگین میشود برایش. بعد برای هر کدام انگار باید آدم یک پای محکمی را نفسش بگذارد. هی تک تک احساس میکنی که اینها لیاقت ندارند برای دعا کردن. آنجا وقتی مبارزه میکند، آنجا آثار فیض خدا جاری میشود.
یکی از بزرگان فرمود: «یک کسی به من میگفت که سحر مشغول دعا بودم. عمومی دعا میکردم، دیدم اشکی جاری نمیشود. شروع کردم تک تک دعا کردن.» گفت: «اولی را شروع کردم از اینهایی که دور و بر یک ظلمی کردند، اذیتی رساندند.» میگفت: «اولی را که گفتم اشک جاری شد.» «اولی که به ذهنم آمد، با اسم داشت کردم.» سیره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) با اسم دعا کردن بوده. زیارت آدم میرود، عمومی دعا میکند. مشهد امام رضا، مثلاً توفیق پیدا شده آدم تشرف پیدا کرده، از جانب همه کسانی که ملتمس دعا بودند، همه کسانی که دوست داشتند، همه کسانی که سلام رساندند. گاهی بالخصوص دعا میکند. بعضی دوستان ما بودند یک سیره قشنگی داشتند. گوشی موبایل ضریح، حالا کربلا و نجف و اینها که نمیشود گوشی موبایل را برد. روبروی حرم امام رضا میشود، حرم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها). گوشی موبایل را در میآوردیم، ما اسمهایی که در گوشی موبایل است تک تک هر کدام را که میخوانیم یک سلام از جانب اینها میدهیم. گاهی مثلاً آدم میخواند: «این که لایق نیست!» «این که بابا دعا نمیکند!» «این که اصلاً در این فضاها نیست!» «این که چی؟» «این که چی؟» آدم احساس میکند نفسش دارد سنگین میآید برایش. اینجا یک دونه به این نفس که میزند، انگار امام رضا...
آنجا حتماً عزیزان من تجربه کردهاند. خودشان تجربه بفرمایند. برخی بودند لیست مینوشتند وقتی زیارت میخواستند بروند. برخی تسبیحهای جداگانه داشتند با لیستهای جداگانه، سحرگاهانشان هم برای زیارتهاشان. اسمی دعا کردن. این سیره حضرت زهراست. این برکات خاصتری دارد نسبت به عمومی دعا. این چهل نفر در نماز شب ظاهراً سندی نداشته باشد، ولی خب از باب اینکه بالاخره این سیره را به آن سفارش کردهاند، خیلی کار خوبی است. حالا بیشتر از چهل نفر هم بشود اشکال ندارد. لیستهای فراوان. گاهی من میرفتم قبور شهدا، اسمهایی که میدیدم مینوشتم. گفتم اینها شاید یک وقتی تک تک زیارت برای اینها کردهاند، با اسم کردهاند، برکات دیگری داشته باشد. قبرستانها مثلاً علمایی که آدم میبیند، روحانیون، مثلاً اسمهایشان را بنویسد. اینها برکات خاصتری دارد. با اسم دعا کردن.
امام حسن میفرماید: «مادر من تا صبح دعا برای مؤمنین و مؤمنات میکرد. با اسم تک تک. و تکثر الدعا لهم.» هر کدام را هم که میگفت، خیلی برایشان دعا میکرد. تک تک خیلی برایشان. «من که یک دعا بکند یک حاجت را بخواهد، بعد تک تک اسمها را بیاورد.» هر یک دانه را میگفت، چند تا حاجت برایشان میخواست. «و لا تدعو لنفسها بشیء.» دیدم اصلاً برای خودش هیچی دعا نکرد. گفتم: «مادر جان، چرا برای خودتان دعا نمیکنی؟» صبح شد دیگر. «کما تدین لغیره. فقالت: یا بنیه الجار.» فرمود: «پسرم، اول همسایه بعد خونه.» چراغی که خانه را رواست، بر مسجد رواتر است، رواتر است. در سیره فاطمه زهرا. در سیره ماها که فکر دنیای خودمان و زندگی خودمان و اینها. بله حرام است به مسجد. در سیره فاطمه زهرا رواتر است. «یؤثرون علی أنفسهم و لو کان بهم خصاصه.» این چیزی است که قرآن در مورد اینها فرمود. فرمود آن وقتی که نیاز شدید دارند، ایثار میکنند. «یؤثرون علی أنفسهم و لو کان بهم خصاصه.» خصاصه نیاز شدید. آن وقتی که نیاز شدید دارد، میبخشد. به خودت ندهی، بگیریش، ببندی. مجبور باشی. اینها را که بخشیدنش هنر نیست.
شب عروسی، آمده ازش کمک میخواهد آن زن فقیر. فاطمه زهرا فرمود: «صبر کن یک چند لحظه.» فکر مثلاً حضرت رفتند دیگر. حاجی حاجی مکه دید، رفتند. لباس عروسی که تنش بود، عوض شده. لباس مندرس کهنه که سلمان میگوید: «دیدم این لباس دوازده تا وصله دارد.» که گریهاش گرفت سلمان فارسی وقتی گفت: «من دختر کسرا و قیصر را دیدم، میدانم آنها چه جور زندگی میکنند. این دختر رسولالله، دوازده تا وصله روی این چادر مندرسش.» این لباس را بر تن کرد فاطمه زهرا. آن لباس عروسی را دست گرفت، فرمود: «بیا.» اصلاً ماند این گدا. لباسی که تنش بود ببخشید. ترجیح دادن دیگران این شکلی. موقع خرج کردن، وقتی هست در راه خدا. اول من و هیس. این در سیره فاطمه اینجوری است. موقع گرفتن از خدا که هست، اول بقیه آخر خودم. موقع عبادت و زحمت و سختیها وقتی است، اول از همه اینها میآیند. موقع گرفتن وقتی است، آخر از همه میآیند. این «الجار ثم الدار» مال وقت گرفتنها است. مال وقت پاداش است. نه مال وقت کار کردن. آخه ماها معمولاً موقع کار کردن که میشود میگوییم: «الجار ثم الدار.» اول همسایهها بروند، آخر ما. ما هم موقع گرفتن که میشود از دارسم «الجار». اول اینجا چراغی که بر خانه رواست، بر مسجد حرام است. نه، کاملاً برعکساند. موقع کار کردن که میشود، «الدار ثم الجار». اول ما. موقع بلا و سختی و مصیبت و رنج وقتی است، اول فاطمه. داستان شعب ابیطالب را ببینید. بیشتر از همه امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا به خودشان رنج دادند در آن سه سال محاصره اقتصادی. موقع خوردن، وقتی میشود، لقمه را دارد میگذارد. در زدن نمیکند، لقمه را بخورد بعد برود در را باز کند. لقمه در دست، در را باز میکند. «احتیاج دارد، یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً.» باز میکردید. شما روزهدارید. حالا روز اول این کار را نکرد. روز دوم که تجربه پیدا شد که در زدن، کسی میخواست چه حالتی است؟ در اینها اصلاً عجیب است این دلسوزی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) برای دیگران.
من بعضی چیزهایش را بخوانم، اصلاً باورتان نمیشود. خیلی عجیب است. بعضی نقلهایی که دارد. فرمود از خدا این حاجت اختصاصی بود که فاطمه زهرا داشت. در آن نمازها که «ترتعد فرائصها» که شفاعت امت را به او بسپارد. بعد وقتی این لوح از بالا نازل شد، جبرئیل آورد برای رسولالله. فاطمه زهرا این را گرفتند، فرمودند: «این را در کفن من قرار بدهید. لوح را میخواهم روز قیامت که محشور شدم، لوح را در دست بگیرم. کار من آنجا این است: با اواسات شیعه کار دارم. گناهکارها. روز قیامت من کارم این است.» خطاب پیامبر اکرم عرضه داشت که: «شده میروم در جهنم اینها را در میآورم.» چه حالتی است! فرمان فاطمه را فاطمه. میگویند برای اینکه مثل مرغی که دانه را از وسط سنگریزهها بیرون میکشد، محبین را و در بعضی روایات دارد با کینه بر پسرش را، «من بکا علی ولدی»، از بین جهنمیها، از بین دوزخیها میکشد بیرون، تک تک جدا میکند.
یک دعایی دارد فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)، خیلی برای من عجیب است. لحظه آخر، آخرین دعایی که فاطمه زهرا با این دعا جان مبارک را تقدیم کردند. خیلی عجیب است. من ماندم که یعنی چه این دعا؟ خدایا به حق کسانی که پیغمبرشان کردی و به حق اشک بچههای من، «بکاء ولدی علی مفارقتی»، به حق اشک بچههای من بعد از مرگ من، «اغفر شیعتی»، گناه شیعیان ما را ببخش. گناهکارهای امت را ببخش. چه دل مادری! دیگر مادر طاقت ندارد. این حس باید ایجاد شود. ماها مادری داریم به اسم فاطمه زهرا. دلسوز ماست. خصوصیترین حالاتش با خدای متعال فکر تک تک ماها بوده.
مصحف فاطمه زهرا که در آن ایام بعد از رحلت رسولالله، ملائکه مقرب پایین میآمدند با فاطمه زهرا حرف میزدند، تسلی میدادند. در روایت دارد اسم تک تک شیعیان را به فاطمه زهرا گفتند تا روز قیامت. از بس دلسوز بود، میخواست تک تک اطلاعات جمع بکند از تک تک شیعیان و در بعضی روایات دارد: «ما اگر میخواهیم بفهمیم کسی شیعه ما هست یا نه، به این مصحف نگاه میکنیم. نگاه میاندازیم ببینیم اسمش در این لیست آمده یا نه.» تقدیراتش را فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) در آن ایام آخر عمر، در آن بستر، در آن مریضی، تک تک تقدیرات شیعیان را از خدا میخواستند. دعا میکردند. همه کار فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) ایام آخر عمر این بود. این دلسوزی فاطمه زهراست. این ذکر فاطمه زهرا لحاظ شده.
یکی از هدایای ویژه فاطمه زهرا به امت، همین تسبیحاتشان است. همین تسبیحات حضرت زهرا، واقعاً عنایت ویژهای است. هدیه کردند، در اختیار امت گذاشتند. ذکر ساده، هدیه ویژهای که پیغمبر اکرم به ایشان دادند. اثر علاقهای که به امت داشت، هدیه داد این را به امت. فاطمه زهرا، چه برکات عجیبی هم در این تسبیح نهفته است. همین سی و چهار تا الله اکبر و سی و سه تا، سی و سه تا الحمدلله، سی و سه تا سبحان الله. فرمود امام باقر فرمود که: «دوست دارم هیچ کاری بعد نماز انجام ندهم غیر از این.» «ثوابش قابل شمارش نیست.» تسبیحات حضرت زهرا. فرمود که: «اگر کسی حالت نمازش را به هم نزند، بعد از نماز همان حالت دو زانویی که نشسته، بنشیند، تسبیحات حضرت زهرا بگوید، از هزار رکعت نماز مستحبی بالاتر است.» اینش عجیب است. خدا دستور داده: «اذکروا الله ذکراً کثیراً.» ما در قرآن ظاهراً عبادت کثیر نداریم. اصلاً در دینمان خیلی عبادت کثیری نداریم. جای دستور نرسیده که مثلاً نماز زیاد بخوانیم، حج زیاد برید. غیر از ذکر. ذکر فقط دستور رسیده: «اذکروا الله ذکراً کثیراً.» ذکر کثیر داشته باشید. فوق طاقت ماست. فاطمه زهرا این هدیهای که به امت داده. امام صادق فرمودند که: «کسی یک بار تسبیح حضرت زهرا بگوید، خدا ذکر کثیر از او قبول میکند.» چون کوثر است دیگر. کوثر یعنی کثرت آفرین. هر چی که به او ربط پیدا بکند، کثیر میشود. ذکر چون از کانال فاطمه زهرا رسیده، کثیر است. ذکر خدا کثیر قبول میکند. خودشان هم دائم مشغول این ذکر بودند. آن تسبیحی که داشتند، تسبیحشان هم سی و چهارتایی بود.
امام کاظم (علیهالسلام) فرمودند که: «شیعه ما پنج تا چیز همیشه همراهش است: مسواک، سجاده و شانه و تسبیح و مهر.» بعد فرمودند که: «تسبیحش هم سی و چهار تایی.» «اربعون و ثلاثون حبة.» این تسبیح سی و چهارتایی که فاطمه زهرا، تسبیح سی و چهارتایی. به عدد تکبیرات، تسبیح سی و چهارتایی داشتند. یک نخ پشمی داشتند. بعد از شهادت حمزه سیدالشهدا از خاک حمزه سیدالشهدا برداشتند، تسبیح درست کردند. تسبیح سی و چهارتایی دائم دستشان بود. بعد از آن، اباعبدالله در اهل بیت این باب شد که از تربت امام حسین (علیهالسلام). امام سجاد هم در همین ایامی که شهر شام هستند، وقتی یزید (لعنتاللهعلیه) دستور داد که این آقا را ببرید اعدام بکنید، دید در دست امام سجاد تسبیح کوچک از این تسبیح سی و چهارتایی بود. حضرت هی میچرخاندند. بعد همینجور که امام سجاد صحبت میکردند، سخنرانی میکردند با یزید، حرف میزدند، این تسبیح را میچرخاندند. تسبیح چرخاندن چیست؟ بعد آنجا فرمودند که: «این سیره ما اهل بیت است. دستوری که از خدا رسیده، از اجداد من که از حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) رسیده، از پدر من صبح به صبح بعد نماز صبح اگر این ذکر را بگویی تا شب تسبیح خالی بچرخانی، خدا برایت در تمام این لحظات ذکر مینویسد، از صبح تا شب. بعد شب این ذکر این تسبیح را زیر متکا بگذار.» حتی بعضی جاها دارد که: «به این تسبیح بگو که بیدارت کند برای نماز شب.» کتب عزیزان میخواهم مراجعه بکند. ذکر یک خطی هم از خیلی هم طولانی نیست. خلاصه این تسبیح سی و چهارتایی، تسبیحات حضرت زهرا (سلاماللهعلیها). البته تسبیحات حضرت زهرا فقط همین نیست. تسبیحات دیگری هم ما داریم. برخی دیگرش هم خیلی سفارش شده. امام صادق (علیهالسلام) دستور دادند به زیارت اباعبدالله در مفاتیح هم نقل شده. فرمودند که: «برو بالا سر زیارت کن. دو رکعت نماز بخوان. بعدش هزار تا تسبیحات امیرالمؤمنین بگو. هزار تا تسبیحات حضرت زهرا.» نه این تسبیحات حضرت زهرای مرسوم بین ما. یک خورده فرق میکند. تسبیحات حضرت زهرا انواع و اقسامش هست.
بین ما این اذکار حضرت زهرا. من نمیخواهم در این فاز خیلی اطاله بدهم، عزیزان را خسته کنم. یک چیز اضافه بر اینکه در حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است، روحیه تذکر است. این هم در سیره ایشان هست. حالتی که آدم دائماً از هر اتفاقی که برایش میافتد، یک تذکری حاصل بشود. هر چی میبیند برایش یک تذکری باشد، یک موعظهای باشد. امام کاظم (علیهالسلام) که بنا به نقل امشب شب میلادشان است، یک روایت زیبایی دارند. هارون رشید درخواستی کرد، حضرت جواب نوشتند. یک صلوات هدیه کنیم به امام کاظم (علیهالسلام). «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» و گفت: «اذنی و اوجز.» حالا این ملعون که این آقا را انداخته زندان، انواع و اقسام ظلمها را هم به جا آورده. حالا طلب موعظه کرده، از بس پررو است. میگوید: «طولش هم نده، خلاصه یک کلمه، یک جمله موعظه کن.» امام کاظم (علیهالسلام) این جمله را فرمودند: «فرمودند: «ما من شیء طرح عینیک الا و فیه موعظه.» هیچی نیست که چشمانت ببیند مگر اینکه تویش موعظه باشد. هر چی میبینی موعظه است. اطراف خودمان درسی برای ما دارد. خدا دارد یک جوری با ما حرف میزند با هر کدام از اینها. از این میکروفون گرفته، از این پایه میکروفون گرفته، از این مبل گرفته، از این بنده حقیر گرفته. همین دیدن ما را ببینید. ببینید کسی گناه بکند این شکلی میشود. نشید. از انواع و اقسام کاغذها و عکسها و جملاتی که اینجا نوشته. هر چی در زندگیمان کوچکترین چیزها هم برای ما حرف دارد. این روحیه، میگویند روحیه تذکر.
در سیره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) این روحیه را میبینید. شب عروسی فاطمه زهرا را امیرالمؤمنین برد منزل خودش. فاصله عقد آسمانی با عقد زمینی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا هم چهل روز بود. چهل روز قبل از این تاریخی که نقل شده که بنا به اکثر نقلها اول ذیحجه است. چه روز قبلش در آسمان. «زوجت فی السماء.» در زیارتنامه امیرالمؤمنین خواندید دیگر حتماً. شما کسی هستی که عقد شما و حضرت زهرا را در آسمان خواندند. خود خدای متعال هم خواند. خواستگار که بود؟ جبرئیل. ولی حضرت زهرا که از جانب حضرت زهرا جواب داد؟ که بود؟ میکائیل. از جانب علی که جواب داد؟ که عقد را جاری کردند؟ اسرافیل. عقد در آسمان جاری شد. ندا رسید به پیغمبر که این دو تا را به تزویج هم در بیاور. بعد آنجا خواستگاری کردند. امیرالمؤمنین خیلی هم زیباست. آنجا داستان ملاحظه بفرمایید که وقتی پیامبر مطرح کردند با حضرت زهرا، از شدت حیا سکوت کرد فاطمه زهرا. با اینکه غیر از این کفری ندارد. اگر علی نبود تا ابد مجرد میماند فاطمه زهرا. سکوت که سرش را پایین انداخت، خجالت کشید، عرق شرم جاری شد. بعد پیغمبر فرمودند که، بعد سؤال کرد: «شما راضی هستی؟» حضرت زهرا از پیامبر سؤال کرد. فرمودند: «که چرا راضی نباشم؟ کسی که سابقه اسلامش از همه بیشتر است. بعد از مراتب معنوی امیرالمؤمنین گفتند ایشان آمده خواستگاری. چیزی که خدا و رسول بهش راضی باشند منم راضیم.» تعبیر لطیف جای دیگر دارد که سکوت کردند. بعد پیامبر فرمودند که: «الله اکبر! سکوتها اقرارها.» بعد عقد را جاری کردند.
حالا طی مراسم باشکوه فاطمه زهرا را دارند میبرند منزل امیرالمؤمنین. وارد منزل شد. این روحیه تذکر اینجاست. امیرالمؤمنین دیدند که فاطمه دارد گریه میکند. حالت محزونی به خودش گرفته، حالت مغموم و متفکر به خودش. سؤال کردند که: «فاطمه جان چرا ناراحتی؟» این روحیه است. فرمود که: «اینکه از منزل پدرم به منزل تو آمدم، یاد وقتی افتادم که از منزل دنیا منزل آخرت میروم.» خیلی حرف است. بفهمیم که امشب را بیا اگر صلاح میدانی برای نماز قرار بدهیم. تا صبح مشغول نماز بشویم. شب اول عروسی. این حالت تذکر را ببینید. روحیه تذکر در دنیاییترین حالاتم هست. ولی این روحیه تذکر این خیلی این حالت عارفانه فقط در عاشق پیدا میشود. کسی عاشق نشود اینجوری نمیشود. عاشق همش دنبال یک روزنه جدید میگردد برای اینکه خودش را وصل کند به معشوق. دنبال یک کانال جدید میگردد. هر اتفاقی را برای خودش یک روزنه جدید میداند. دوست دارد از یک از هر اتفاقی که تازه اتفاق میافتد یک کانالی بزند، خودش را بچسباند معشوق. حالت عارفانه است. این حالت ذکر این شکلی.
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی بهجت. یک وقتی ایشان پشت در منزل نشسته بودند ظاهراً. منتظر بودند که برای اینکه بیایند سمت درس. حالا یا دیده بودند یا شنیده بودند. در کوچه گدایی آمده در خانه را زده، درخواست کرده. بعد این بچه کوچک گفته بود که: «برای چی آمدی اینجا؟» این گفته بود که: «برو مامانت بگو یک چیزی بردارد بیاورد به ما بده. بگو کسی آمده.» این بچه کوچک گفته بود: «مگر خودت مامان نداری؟ برو مامان خودت بگو.» گفت: «من مامان دارم ولی تو برو مامان خودت بگو.» گفت: «تو مامان داری واسه چی آمدی از مامان من درخواست کنی؟ بگو مامان خودت بگو.» حالتم عوض شد. تخیلی در حالتم ایجاد شد. اینکه میگفت: «تو خودت مامان داری؟» من یاد خدای خودم. از کجا به کجا منتقل میشود. ما که خدا داریم چرا دنبال دیگرانیم؟ دیگران درازند. او میگوید: «مگر خود مامان نداری؟ تو که مامان داری چرا آمدی اینجا درخواست میکنی؟» دارد به من میگوید: «مگر تو خدا نداری؟ پس چرا دست دیگری دراز است؟» این روحیه تذکر است. آدم عاشق این شکلی است. به ادنی مناسبتی یاد معشوقش میافتد. ذکر این دیگر یاد افتادن، یاد معشوق.
این روحیه را در فاطمه زهرا در عشق به رسولالله میبینید. عجیب عشقی. این عشق. «دوست دارم زنده بمانم برای اینکه فقط پیغمبر را نگاه کنم.» فاطمه برای این زنده مانده. «حبب الی من دنیاکم ثلاث: فی سبیل الله خرج کنم، قرآن بخوانم و نظر الی وجه رسولالله.» پیغمبر را نگاه کنم. فاطمه دنیا این را میخواهد. اصلاً زنده مانده این کار را انجام بدهد. با ادنی مناسبتی بعد پیغمبر اکرم یاد پیغمبر میافتد. بلال را دیده فاطمه زهرا گریه میکند. فرمود: «یاد اذانهایی که برای پدرم میگفتی. پدرم با اذان تو نماز میخواند.» به یاد آن لحظات افتاد. درخواست کرد بلال هم گفته بود: «بعد رسولالله دیگر برای کسی اذان نمیگویم.» فاطمه (سلاماللهعلیها) درخواست کرد. بلال رفت بالای مأذنه شروع کرد به اذان گفتن. حالت فاطمه متغیر شد. شهادت داد به رسالت پیغمبر اکرم. حسن و حسین دویدند: «بلال بس کن دیگر. مادرمون بیهوش شد.» اسم پیغمبر را آورد.
حتی دارد فاطمه زهرا هر هفته قبرستان میرفت. قبرستان شهدای احد. طبق بعضی نقلها هر شنبه میرفت، طبق بعضی نقلها جمعهها میرفت، طبق بعضی نقلها پنجشنبهها میرفت. خیلی علاقه داشت. آن مسافت طولانی را پیاده میرفت و برمیگشت. گفتند: «چرا آنقدر به این قبرستان علاقه داری؟» فرمود: «اینجا پیغمبر ایستاده دعا کرده. به خاطر عشق به پیغمبر این قبرستان، قبرستانی که پیغمبر توش بوده. واسه همین علاقه دارم.» نگاه میکرد به در منزل، شیهه میکشید، ناله میزد، صدا میزد: «یادش بخیر آن وقتی که این در باز میشد رسولالله از این در وارد میشد.» او در را میبیند یاد وقتی میافتد که رسولالله از این در وارد میشود. بعد خطاب میکرد به حسن و حسین: «کجاست آن پدر مهربانی که شما را روی شانهاش سوار میکرد؟ با دست خودش به شما غذا میداد؟» به ادنی مناسبتی فاطمه یاد رسولالله میکرد. این روحیه، روحیه تذکر است. عاشق اینجور میشود.
بقیه اهل بیت نسبت به خود حضرت زهرا اینجور. این روایت را ببینید خیلی عجیب است این روایت. فردی به اسم سکونی میگوید: «من آمدم خدمت امام صادق (علیهالسلام). خیلی ناراحت بودم. حضرت فرمودند که: «ما غم؟» چرا ناراحتی؟ «فقلت: لی ابنة.» گفتم آقا جان خدا بهم دختر داده، دختردار شدم. «فقال: یا سکونی، علی الارض ثقلها و علی الله رزقها. تعیش فی غیر اجلک و تأکل من رزقک.» خدا بهت داده. خدا رزقش را میدهد. سنگینیاش هم به روی زمین است. اجلش هم با خداست. همه کارش خداست. تو چرا غصه میخوری؟» ببین این منتقل، این حالت تذکر در امام صادق ببین نسبت به فاطمه زهرا. عشق را ببینید. «فسررت والله انی.» میگوید: «من خیلی خوشحال شدم. حضرت اینجور گفتند. غم از دلم برداشته شد.» به حضرت فرمودند که: «چی گذاشتی؟» «فقال: ما سمیتها؟» بگو ببینم اسم این دختر را چی گذاشتی؟ «قلت: فاطمه.» گفتم: «اسم این دختر را فاطمه گذاشتم.» «قال: آه.» تا شنید اسم دختر را فاطمه گذاشتم، امام صادق شروع کرد آه کشیدن. این حالت، حالت تذکر. منت این اسم دخترش را فاطمه گذاشته. او منتقل میشود به جای دیگر. حالت عشق است. آه کشید امام صادق. بعد «ثم وضع یده علی جبهته.» با دست به پیشانی زد. «الا ان قال. ثم قال لی: اما اذا سمیتها فاطمه فلا تسبها.» حضرت فرمودند: «حالا که اسم دخترت را فاطمه گذاشتی، یک وقت نکنه بهش دشنام بدهی. یک وقت نکنه باهاش درشتگویی کنی. و لا تعنفها. یک وقت نکنه اذیتش کنی. و لا تضربها. یک وقت نکنه دست روی این دختر بلند کنی. یک وقت نزنی این دختر را. این همنام فاطمه است. همنام فاطمه است. اسمش فاطمه است. نباید دست رویش بلند بشود.»
این سادات را احترام میگذارند به خاطر انتصاب به فاطمه زهرا. دستشان را میبوسند. ولی با همین دست فاطمه زهرا چه کردهاند؟ الله اکبر. فرمود: «فاطمه را یک وقت نکنه بیاحترامی کنی. همنام مادرم است.» این روزها در شهر شام هم یک فاطمهای در کاروان حسین. همه دخترهای ابیعبدالله فاطمه بودند. از شدت علاقه به پدر و مادرش، هر چی پسر بهش داد اسمشان را علی گذاشت. هر چی دختر خدا بهش داد اسمشان را فاطمه گذاشت. الان چند تا از فاطمههای حسین در شهر شاماند. ولی با این فاطمهها چه کار کردند؟ با دستهای بسته. الله اکبر.
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
سر تا پا شبیه مادرش فاطمه است، رقیه ابیعبدالله. هر وقت دلشان برای مادر تنگ میشد، نگاه به رخسار رقیه. چادر سر مثل مادر. راه رفتنش مثل مادر. حرف زدنش مثل مادر. این روزها قامتش هم مثل مادر شده. مثل مادر. قامتش خمیده. مثل مادرش ورم کرده. مثل مادر صورتش نیلی. مثل مادر دست ناتوان شده. همه چیزش به مادر رفته. سرعت جان دادن شب به مادرش رفته. «من یلحق بأبیها مثل فاطمه.» خوشحال بود. اول کسی است که به پدر ملحق میشود وقتی رسولالله در گوشش بشارت را دادند. اشک فاطمه بند آمد. لبخند روی لب نشست. میفرمود: «خدا را شکر خیلی بعد پدرم نیستم. سریع به رسولالله ملحق میشوم.» رقیه هم همینجور بود. خیلی زود به باباش ملحق. بعضی مقاتل اینجور دارد. نظریه من هم نقل کرده در کتاب قصه کربلا. لحظه خر، موقع خداحافظی ابیعبدالله با خیمهها. هر کدام از این دخترها میآمدند مانع رفتن. یک وقت نگاه کرد دید یک دختر بچه پای اسب را گرفته نمیگذارد اسب حرکت کند. سکینه بود. از اسب پیاده شدم ابیعبدالله. او کیست؟ نرو. بغل کرد. فرمود: «لا تحرقی قلبی.» دل بابات را آتش نزن. بعد از این نوبت رقیه بود. آمد گفت: «بابا خیلی تشنهام.» بچه را بغل کرد. در گوشش گفت: «غصه نخور. خیلی زود میآیم بابا. از تشنگی درت میآورم.» چه جور از تشنگی در میآورد ابی؟ همانجور که علیاکبرش را از تشنگی درآورد. لب به روی لب گذاشت. علیاکبر تشنگیاش بر. دیروز هم در خرابه تا روپوش را از طبق کنار. بنا به نقل کامل ابیها. لبهایش را روی لب بابا. دیگر بچه سیراب شد. شاید هم دلش برای بوسههای بابا تنگ شده. آخه این چند روز کسی نب. هر کی آمده سراغ، با تازیانه آمده. هر کی دست به موهایش انداخته، خسته. نوازش نداشته. موهایش را کشیدند.
حسین... حسین... حسین...
«و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.» «لعنت الله علی القوم الظالمین.»
اسئلک اللهم و ادعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم بعظمتک یا الله یا رحمان و یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک انک علی کل شیء قدیر. یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطمه بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن، یا قدیم الاحسان بحق الحسین. عذر از همه علما و فضلا. دعا میکنم این چند دعا را آمین بگوییم به حق فاطمه زهرا. انشاءالله این ادعیه مستجاب.
اللهم عجل لولیک الفرج. قلب نازنین آقامون از ما راضی و خشنود بفرما. عمر ما را نوکر آقامون قرار بده. نسل ما را محب آقامون قرار بده. اموات ما، شهدا، فقها، امام راحل، سفره بابرکت فاطمه زهرا مهمان بفرما. عاقبت ما و آنها و خانوادهمان و شیعیان عالم را ختم بخیر بفرما. دشمنان دین و قرآن و انقلاب و ولایت را به آبروی فاطمه زهرا اگر قابل هدایت نیستند، نیست و نابود فرما. حاجات حاجتمندان خصوصاً شیعیان امیرالمؤمنین را حاجت روا بفرما. مظلومین عالم را از شر ظالمان نجات عنایت بفرما. رهبر انقلاب، مراجع عظام، علمای اعلام، مسئولین خدمتگزار را مؤید و منصور بدار. در دنیا زیارت در آخرت شفاعت اهل بیت را نصیب ما بفرما. گاهی در دنیا و آخرت نعمتم جوار فاطمه معصومه. از ما هر آنچه گفتیم و صلاح ما بود، آنچه نگفتی و صلاح ما میدانی برایمان رقم بزن. بالنبی و آله. رحم الله من قرأ الفاتحه.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
همسر در سیره رسول اکرم (ص)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
اعتدال در سیره امیر المومنین علی (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش سوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عبادت در سیره امام سجاد (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
تربیت در سیره امام باقر (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
امام حسین (ع) در سیره امام صادق (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش سوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
ذکر در سیره حضرت زهرا (س)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
اعتدال در سیره امیر المومنین علی (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
در حال بارگذاری نظرات...