شرح لمعه

جلسه پانزدهم

شرح لمعه . 1393/05/03
00:48:12
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ. اَلحمدُللهِ رَبِّ العالمینَ و صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنَا وَ نَبِینَا اَبوالقاسِمِ المصطفیٰ مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطیبینَ الطاهرینَ و لَعنَةُ اللهِ عَلَی القَومِ الظّالِمینَ مِنَ الآنِ اِلَی قِیامِ یَومِ الدّین.

سومین واجب نماز تکبیره‌الاحرام است. بعد از اذان و اقامه که حالا از واجبات نماز نبود، ولی بالاخره در کیفیت نماز دخالت داشت؛ بعدش بحث قیام را گفتیم. حالا بحث تکبیره‌الاحرام را داریم و بحث قرائت را که ان‌شاءالله در این جلسه مطرح می‌کنیم. جزء واجبات هم نیست، ولی خب برخی واجب می‌دانستند. نماز، رکعات و واجبات دارد؛ برخی رکن و برخی غیر رکن است. رکن آن است که عمداً یا سهواً کم و زیاد شود و نماز را باطل کند. واجب نه، واجب اگر عمداً کم و زیاد شود نماز را باطل می‌کند؛ سهواً برخی مراجع و فقهای ما این‌ها اذان را در برخی شرایط، حالا برخی مطلقاً واجب می‌دانستند برای نماز، برخی در برخی شرایط مثل نماز مغرب و نماز جهریه و این‌ها از این جهت که برخی واجب می‌دانند اینجا مطرح است.

تکبیرة‌الاحرام، واژه‌ی «احرام» که برایش به‌کار می‌رود به خاطر این است که با این تکبیر، یک سری چیزها بر انسان حرام می‌شود، مثل احرام کعبه می‌ماند؛ شما که این را، یعنی احرام مکه و حرم و این‌ها، مُحرم که می‌شوید یک سری چیزها بر شما حرام می‌شود. داخل در نماز می‌شوید دیگر صحبت‌کردن و قهقهه و امثال این‌ها که قبلاً در موردش صحبت شد.

تکبیره‌الاحرام واجبی است با همان لفظ مشهورش که چیست؟ «الله اکبر» و به صیغه‌ی عربی صحیح، نه ترکی، نه فلان؛ عربی صحیح، تا آن حدی که طرف می‌تواند. مگر اینکه عاجز باشد، بله، اگر عاجز است دیگر بحث دیگری است و دلیلش هم این است که تأسّی کند و پیروی کند از صاحب شرع، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که ایشان این‌جور تلفظ می‌کردند و دستور داریم که از ایشان تأسّی بکنیم. به ما دستور دادند که: «لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ». بالاخره ما باید همان‌جا که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کاری انجام داده، انجام دهیم. در سایر ذکرهای واجب هم در نماز، هرجا که ذکر واجبی داریم غیر از تکبیره‌الاحرام، در همه‌جا باید عربی باشد. ذکرهای واجبش باید عربی باشد. ذکرهای مستحب را هم می‌شود هم عربی گفت و هم به زبان‌های دیگر تلفظ کرد، بنا بر اَشْهَر قولین. دو قول است اینجا، قول مشهورتر این است که می‌شود هم به عربی و هم به زبان‌های دیگر تلفظ کرد؛ طرف در قنوتش مثلاً دعای فارسی کند مشکلی نیست.

بحث دیگری که اینجا داریم این است که شما باید در تلفظ آن ذکرهای واجب نماز را به زبان عربی تلفظ بکنی. عربی صحیح باید با قرائت درست باشد. حرف «ض» مثلاً با حرف «و»، مثلاً با حرف «ز» متمایز باشد، متفاوت باشد. «سبحانَ ربّیَ العَظیمِ و بِحَمدِهِ»، یک جای دیگر «دال» و «ذال»، یک جای دیگر «ر» و «ز»، یک جای دیگر «صاد» و «ضاد». این‌ها همه با همدیگر از همدیگر متمایز باشند. بعضی‌ها همه‌جا «ز» می‌خوانند. لذالک مشکل دارد، نمازش باطل می‌شود. عربی صحیح باشد. اگر نمی‌تواند، طرف عاجز است یا وقتش الان برای یادگیری کم است، نماز می‌خواهد بخواند، وقت نداری که یاد بگیرد. اینجا به هر زبانی که می‌تواند ادا می‌کند. بحث، اگر به زبان‌های متعدد آشناست ولی به عربی آشنایی ندارد، هم در تکبیره‌الاحرامش و هم در ارکان واجب نماز، اینجا هم خوب، به آن زبان‌هایی که بلد است، مخیّر است به هر کدام. هم ترکی بلد است، هم فارسی بلد است، هم عبری بلد است، هم چی بلد است؛ فقط عربی بلد نیست، مثلاً به هر زبانی که خواست مخیّر است انجام می‌دهد و فقط معنای این را در بر بگیرد. مثلاً در تکبیره‌الاحرام، معنای «الله اکبر» را هر لفظ و زبانی که بهترین معنا را در بر می‌گیرد، همان را به‌کار ببرد. اگر عربی بلد نیست، نمی‌تواند بگوید «الله اکبر»، بلد نیست بگوید، اصلاً عرب نیست، وقت کم است دیگر، یا عاجز است یا وقت کم است، نماز می‌خواند. یعنی به «الله اکبر» بنا بر این است که عربی بلد نیست، دیگر هیچی بلد نیست. سوره‌ی حمد که ساده است، بدتر از آن، ساده‌تر از آن. خلاصه به زبان فارسی یا به هر زبان دیگری آن معنایی که برساند، عاجز هم هست یا عاجز است، بلد نیست، وقتش کم است، جواب نمی‌دهد برای اینکه این کار را بکند. اینجا هر معنایی که افضل است، لسانی که افضل است در رساندن این معنا، همان را اختیار می‌کند.

به محض اینکه تکبیره‌الاحرام را هم می‌گوید، باید مقارن با نیت باشد. همزمان با آن نیت داشته باشد. یعنی چی؟ یعنی اینکه وقتی نیت نماز را در ذهن خودش می‌آورد، تکبیر را بگوید. هیچ فاصله‌ی زمانی بین نیت و تکبیر نیفتد. همزمان باشد با هم. نه اینکه چند ثانیه قبل نیت کرده: «نیتم که کرده بودم، الله اکبر.» همزمان با همدیگر. نظر مشهور فقهاست. یک لحظه، صدای نماز واجب «الله...» مشکل پیدا کرده، ظاهراً مشکل بحث ارکان می‌رسیم، ان‌شاءالله جلوترش. ظاهراً نماز باطل است. دیگر در مورد شکستن نماز ما حتی در مورد اذان و اقامه هم که دیدم، اگر اذان و اقامه نگفته، می‌خواهد نمازش را دوباره با اذان و اقامه بخواند و «السلام علیکم و رحمة الله» را بگوید، دوباره از نماز با اذان و اقامه شروع کند، شکست نماز باز نداریم. یعنی در همان مرحله بررسی شود که اینجا می‌تواند بشکند. حالا اگر شک کرده در اینکه نیتم بود یا نبود، اصل عدم نیت است دیگر. حساب می‌کند عدم نیت را. اینجا ظاهراً نمازش اصلاً منعقد نشده. عدم الصلاة. فتوای فقها را اینجا در نظر می‌گیرد که می‌خواهد نماز را در استدامه شک بکند که استدامه داشته باشد یا نداشته باشد، در اصل انعقاد. حالا اینجا شهید ثانی می‌فرماید که همین که با اولین جزء تکبیره‌الاحرام هم مقارن باشد کفایت می‌کند، با کل لازم نیست. نیت بود، در کل این تکبیر دست، حالا که مستحب است دست بالا بیاید و برگردد در موردش صحبت می‌کنیم، کل این «الله اکبر»ی که دارد می‌گوید نیت را هم مقارنش داشته باشد. بخش اول شهید کفایت می‌کند.

تا پایان نماز هم برخی گفتند که باید نیت نماز را، یعنی یادش نرود نماز چی دارد می‌خواند. بعضی وقت‌ها فراموش می‌کند نماز چی دارد می‌خواند. این نمازش باطل است. برخی گفتند. گفتند: در نیت بحثی را داریم، اگر کسی حتی افطار نکند، نیت کند چیزی بخورد، نیت کند چیزی بخورد، این‌ها گفتند که روزه‌اش باطل می‌شود. چون که برخی استدامه‌ی نیت را شرط می‌دانند. مشکل‌دار شده نیت روزه‌اش. دیگر در تمام روزه و نیتش را حفظ نکرده. نیت کردی که مبتنی انجام دهی. قبل از ظهر بلند می‌شود می‌رود تهران، آن وسط قبل از ظهر بخورم. باریک‌الله! به فتوای آقایانی که این‌جوری می‌گویند باطل است، ولی چیزی نخورده. از نیت عدول کردی. اگر جایی را پیدا کردم که غذای خوبی بود، معلّق، منجّز نیست. نیاز به منجز باشد. معلّق، نیت و منجّز. یعنی من دیگر الان روزه نیستم. خب بگذار ببینم چی پیدا می‌کنم بخورم. نه، اگر پیدا کردم می‌خورم. نه، هنوز هیچ وقت به معلّق چیزی محقق نمی‌شود. در بحث عقود می‌رسیم، در نکاح و طلاق و این‌ها ان‌شاءالله می‌گوییم. عقد معلّق محقق نمی‌شود. اگر برادرم ان‌شاءالله برگردد، تو با هم ازدواج کنید، آن یک بحث دیگر است. این بعد این است که اجازه و اذن فضولی می‌شود. منجّز، یعنی محقق شدن. یک «جزئ» داریم، یک «جزو» داریم. ان‌شاءالله در «متاجر» خیلی بحث‌های مهمی دارد، یکی‌اش همین بحث این است که اجازه ناقل است یا کاشف است؟ مطرح می‌شود. کاشف، اگر باشی کشف از این می‌کنی که این اجازه که الان داد، مال کشف از این می‌کند که این محقق شده بود. اگر ناقله باشد، همین الان که ایشان اجازه داد، به این محقق شده. ثمرش در چیست؟ در نَمای متصله و غیرمتصله است. این گوسفند غیرفضولی شده بود. دو هفته بعد صاحبش اجازه داد. در این دو هفته شیری که از آن گرفتند، بچه از آن به دنیا آمده، این‌ها. نَمای متصل و غیرمتصل. نَمای متصل و منفصلش، این‌ها مال مالک محسوب می‌شود یا مال مشتری؟ اگر اجازه کاشفه باشد، از روز اول محقق شده، پس این دو هفته هرچی بوده مال همانی است که خریده. اگر ناقله باشد، در این دو هفته مال مالک است، از الان به بعد دیگر مال مشتری است. چند صفحه نمایی که در سود بانکی الان مال بحث خیلی پرثمری است. اینی که الان گفتم بحث چند ماهه، چند ماه، تقریباً یک مکتب.

خلاصه و چکیده‌ی بحثی که اینجا داریم این است که نیت باید استدامه داشته باشد در نماز، از اول تا آخر. نیت نماز دیگری را وسطش، در اثنایش، نکند. نیت نماز، البته عدول در نیت می‌شود که نماز درست بشود. نماز این هم یک از نماز جماعت می‌تواند عدول بکند به فرادا. نیتش را ولی نمی‌تواند بگوید من نماز جماعت داشتم می‌خواندم، وسطش یک لحظه نیت فرادا کردم، ولی ادامه جماعت از نیت همان نیت باید تا آخر، آره، مرتد داشته باشی. نیت اول منافات. اگر این خیلی بحث مهمی است این تیکه. من نیت می‌کنم در رکعت اولم، نیت می‌کنم رکعت دوم بزنم بیرون. نمازم از کی باطل می‌شود؟ یک بار دیگر. الان در رکعت اولم به جماعت داری می‌خوانی، نیت می‌کنم، آفرین، همان‌جا. ولو در جزء دیگری نیت کرده خارج بشود. می‌گوید این بچه دارد می‌رود به سمت راه‌پله، بگذار یک رکعت دیگر بخوانم، رکعت بعدی می‌شکنم. همین‌جا که این را گفتم، صورت نماز را نباید، صورت نماز اگر شما می‌دانی که باطل است و تا آخر صورت نماز را حفظش بکنید. اگر برخی از اموری که منافی با نمازشان است نیت بکند، ولو در یک وقت دیگر. الان نیت می‌کند، مبطِل نماز تو. نه دیگر همین در وقت دیگر. در نماز در وقت دیگری در نماز بخورد. بیا از قصد اخلاص، خدای نکرده منقلب بشود، ریایی و این‌ها، همان‌جا باطل می‌شود. ولو یک کلمه‌اش را به این نیت ببیند خوشش بیاید، آن بفهمد چی بشود. بله، من اینجا حتی ممکن است اگر شما در نمازت نیت بکنی که این کلمه را می‌گویم و قصدم تفهیم دیگری است. بفهمد دارم نماز می‌خوانم، بفهمی بچه را بگیرد، بفهمد زیر گاز. به هر حال این هم اختلافی است. اینجا می‌گویند که از نیت عدول کرده. ذکر خود نماز باشد، ذکر خود نماز باشد. به میزان قابل اعتنای خودش هم باشد. پیش از آن دیگر کانَّه ذکر وسیله‌ای شده برای هشدار.

چهارمین واجب نماز کلاً رکن است، ولی خب خود حمد خیلی مهم است. «لا صَلاَهَ اِلا بِفَاتِحَه الکِتَاب». حمد و سوره. بحث قرائت، واجبات فوق‌العاده مهم و بحث‌های جذاب و نکاتی که شاید باز نشنیده باشیم، امروز داریم قرائت. درست کنم. آره، آقا جان. حمد و سوره کامل. این سوره کامل، قول اشهر است، در آن اختلاف است، ولی حمد که دیگر در آن هیچ تردیدی نیست. نماز بدون حمد ما نداریم. الان اگر فقط وقت حمد را دارد، حمد را می‌خواند. در مورد سوره، اگر وقت نماز تنگ است دیگر سوره را نمی‌خواند یا اگر حاجتی، خوف ضرر رسیدن به خودش با سوره را نمی‌خواند. اگر سوره هم بلد نیست و عاجز است که یاد بگیرد، اینجا ما سوره، سوره نه، برخی مثل مرحوم مصطفوی قائل به این‌اند که اصلاً بحث اجتهادی است. این‌ها همه سوره به این چیزهایی که ما معین کردیم در قرآن، خود قرآن و روایات به این‌ها حمل نمی‌شود. به تعداد مشخص آیه حمل می‌شود. مرحوم صفوی قائل به این است که کسی پنج آیه از آل عمران بخواند، نهایت بقره بخواند هم کفایت می‌کند، این سوره است. آقای بهجت می‌فرمودند که بعید نیست امثال آیه‌هایی مثل آیه‌ی بلند سوره‌ی بقره را ما مثلاً کافی بدانیم، چون در حد یک سوره این را بگوییم که یکی خواند این آیه را کفایت بکند، بعید نیست این‌جوری بشود. خلاصه، ولی باز بحثی که هست این است که اهل سنت ولی سوره را، سوره‌ی کامل را شرط می‌دانند یا نه که حالا بعضی سوره‌ها سوره‌ی کامل است مثل سوره خوانده بشود و «وَ الضُّحَیٰ» و «وَ الشَّرْح» هم باید با هم باشند. من بله، بله. سوره و وجوب اصل رکن نیست.

نیت کدام جفتش است دیگر؟ حمد کجای نماز واجب، کجای نماز مستحب است؟ رکن نیست. در رکعت اول و دوم واجب، رکعت سوم و چهارم مستحب است. یعنی الان می‌توانیم بخوانیم. در مورد آن سوره حمد، آقا، آن هم باز دوباره در حد اختلاف بگیریدها که بشود طرف نماز بدون حمد بخواند ولو یک رکعتش را می‌خواهد درک بکند. آره، به نظر می‌رسد که تفرع را ببینیم در مسائل که چقدر فرو بخرج بدهیم. فقط بحثی که هست این است که ما یک رکعت را محل اختلافش فقط اینجاست که بگویم یک رکعتی که می‌گوییم در وقت خودش اگر درک بشود، بقیه‌اش دیگر کفایت می‌کند. نماز در وقت خودش درک کرده. یک رکعت با حمد یا یک رکعت بی حمد؟ ظاهراً یک رکعت با حمد، بدون حمد فرقی نمی‌کند. نمازم کمتر از دو رکعت باشد یا بیشتر از دو رکعت باشد؟ دو رکعت اولش واجب است، بیشتر از آن دیگر. نماز یک رکعتی می‌تواند در رکعت‌های بعدی، غیر از رکعت اول، یک حمد خالی بدون سوره بخواند یا تسبیحات اربعه. حالا در مورد تسبیحات اربعه بحث می‌کنیم و ببینیم که حالا اگر کسی حمد را بخواند بهتر است یا نه. برخی گفتند که روایت، روایت هم داریم از امام هادی (علیه السلام) به نظرم، از ابوالحسن. ایشان نقل می‌کند. می‌فرماید که افضلش این است که مطلقاً همیشه حمد را بخواند در رکعت سوم و چهارم.

تسبیحات اربعه چیست؟ «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الا اللهُ و اللهُ اکبر». چرا باید «سبحان الله و الحمدلله»؟ اشکال ندارد. خارجش متوجه. «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الا اللهُ و اللهُ اکبر». «لا اله الا الله». اینجا می‌تواند آقا سه بار این تسبیحات اربعه را بگوید یا اینکه «الله اکبر»ش را بگذارد کنار، سه بار؟ یعنی یا یک بار کل این چهار تا را بگوید یا سه بار به غیر «الله اکبر»ش را بگوید؟ «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الا الله»، «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الا الله»، «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الا الله». تسبیح ۹ تایی می‌شود. روایت حریض. «الله اکبر» اضافه بکند. «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الا الله». دفعه آخرش، چهارم، دفعه سومش که شد، چهارمی را اضافه کند یا «الله...»؟ من می‌توانم ۱۲ تا بگوید. هر کدامش را ۱۰ بخش می‌شود. یعنی سه تا آن، «الله اکبر» یا اینکه فقط «الله اکبر» این سه تا یا اینکه سه بار همش. روایت دارد، مشکلی نیست. روایت صحیحی هم دارد. حالا اگر ما در آن حالت «الله اکبر» برداشتیم، دیگر تسبیحات اربعه نمی‌شود که. اگر ۹ تایی بگوییم، دیگر تسبیحات اربعه نمی‌شود که. «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الا الله»، «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ». روایت صحیح داریم در زمینه، در این زمینه. بعدش هم به تعداد اربعه گفتیم برای اینکه بیشتر هم گفتیم. خوشگلی ذکرش مهم است. آن ۴ تا به خاطر ذکر چهار نوع. بیشتر مشکلی نیست. بحث اجتهادی است. امروز خیلی اجتهادی است. خیلی وقت‌ها در روایات ما تکبیر گفتن، منظورشون «سبحان الله» بوده. «سبحان الله» گفتند، از آن فرمودند که این تکبیر است. یا مثلاً تکبیر «الله اکبر» گفتن، گفتند این تسبیح است. این‌ها خوب است. روی این‌ها بحث. یک بار اگر گفت، بله. آدم تازه می‌فهمد که احکام چیست. این یک چیز تقلیدی ننه بابایی خواندیم آمدیم بالا. بله. ولی نه از ننه بابا، از مرجع تقلید. حالا ما به مقدار واجبش را گفتیم. یک بارش را «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الا اللهُ و اللهُ اکبر». بقیه‌اش چی؟ برخی گفتند که دفعه دوم و سوم مستحب است. چون می‌شود ترکش کرد. واجب تخییری است این مقدار زائد. یا یک بار یا سه بار. دو بار دیگر نداری. یا یک بار بگوید. اگر دفعه دوم شروع کرد، چی؟ باید تا آخر برود یا مستحب است؟ اگر مستحب بگیریم، دفعه دوم شروع کردم، می‌توانم آنجا تمامش کنم. اگر واجب تخییری بگیریم، دفعه اول یا یک دانه یا سه تا. دفعه دوم شروع کرد، تا سه تا را تمام کند. می‌توانم مقدار زائدش را ترک بکند. بدَلش یک تسبیحات را انجام بدهد. دیگر واجب تخییری این‌جوری ۴ تا. پس با یک خب، در این بحث تأخیرش من دیگر یک سری بحث‌های فنی دارد. آن‌ها را مطرح نمی‌کنم. فقط همینش را عرض بکنم که دو تا قول اینجا. پس دیگر اگر یکی شروع کرد، مقدار زائد را طبق یک نظر واجب است که تکمیلش کند. طبق یک نظر واجب نیست که تکمیلش کند. طبق کدام نظر واجب است تکمیلش کند؟ واجب تخییری. طبق کدام نظر واجب نیست تکمیلش کند؟ وقتی که مستحب بداند مقدار زائد. در مورد این هم بگویم. بعد سؤال داری شما، بفرمایید. اگر که دو، اگر مقدار زائد مستحب باشد، دو هم می‌تواند بگوید؟ دو بار بگویم. اگر واجب تخییری باشد، یا یک بار یا سه بار.

خوب، خواندن حمد بهتر است؟ در رکعت سوم و چهارم تسبیحات حمد بخوانیم یا تسبیحات بگوییم؟ این را عرض کردم. برخی گفتند مطلقاً خواندن حمد بهتر از تسبیحات است. چه نماز فرادا باشد، چه جماعت، چه امام، چه مأموم، همه برایشان بهتر است. چون روایت ابوالحسن (علیه السلام)، ارواحنا فداه، هم به امیرالمؤمنین گفته می‌شود، هم به امام سجاد (علیه السلام) گفته می‌شود. روایت کمتر امام سجاد و ابوالحسن می‌دانند. هم به امام رضا و هم به امام هادی. معمولاً امام هادی را ابوالحسن ثالث مطرح می‌کنند. امام رضا را ابوالحسن ثانی. امیرالمؤمنین کمتر ابوالحسن، ولی ابوالحسن هم داریم در روایات. و «قال ابوالحسن (علیه السلام)». ابوزینب هم حتی گفته شده برای تقی. ابوحسین دیگر. اباعبدالله را هم در روایات معمولاً امیرالمؤمنین. بله. بوعلی به امام حسین می‌گویند. بوعلی، ابوسجاد، ابوعبدالله وقتی متعین در امام صادق (علیه السلام). امام حسین را دیگر اباعبدالله در روایات نداریم. اباجعفر هم یکی امام باقر (علیه السلام)، یکی امام جواد (علیه السلام). و ابامحمد هم یکی امام مجتبی (علیه السلام) هستند، یکی امام عسکری (علیه السلام). گاهی نمی‌آید و باید آدم به راوی نگاه بکند با دقت لحاظ بکند. باید بگوید ابو میم‌ها. میم. اسم امام زمان حرام است بردنش؟ نه، «ح م ق ط ع ه». فتوای برخی فقها این است که اسم امام زمان حرام است. مال زمان چی بوده که اولش بوده که حضرت اولی که کسی نمی‌دانسته که امام زمان به دنیا آمده‌اند و خصوصی بوده بینشون. غیبت. نه، اسم فایل قیام وجوبی ندارد. نه، وجود ندارد. مستحب است. کلاً حالا اصلش که آن قیام است، ولی مطلق اسم امام زمان استحباب دارد که انسان بایستد. جفت همسر امام رضا بوده. هم حدیث داریم که در ذهنم است که روایاتی داریم که گفتند که. پس این یک نظر. یک نظر این بود که حمد بهتر است، مطلقاً بهتر است. روایت مختلف است دیگر، نظرات فوق وابسته به روایت مختلف. روایت دارد که تسبیحات چه برای جماعت، چه برای امام، چه برای مأموم بهتر است که تسبیحات بخواند. و یک جایی روایت دیگر دارد که برای غیر امام افضل است. امام حمد بخواند، شما تسبیحات بخوان. گاهی این‌جور. یکی دیگر هم دارد که نه. یکی دیگر دارد که مساوی ثواب است. چهارم، اصل با حمد است. سوره حمد ذکر نیست. ذکر و یاد خدا. مطلق ذکر می‌شود گفت به نیت ذکر. شما یک سوره بخواهی بخوانی. یک دفعه به نیت ما مثلاً در رکوع. یک دفعه باز فتوای مراجع، شاید فتوای متأخرین. خب، نظر شهید اول چیست؟ حالا الماس قدما هستیم. حالا نظر شهید اول چیست؟ ایشان در لمعه می‌فرماید که حمد بر تسبیحات ترجیح دارد مطلقاً. در دروس می‌فرماید که حمد برای امام ترجیح دارد. تسبیحات برای کسی که فرادا می‌خواند ترجیح دارد. در البیان می‌فرماید که به درد نمی‌خورد این‌ها. آره، فقط شهید اول جاهای مختلف چیزهای متعددی گفته. یک جاهایی حمد را ترجیح داده، نظرات مختلف جای دیگر دادند و جایی هم دچار تردید شده‌اند. جمع بین این‌ها هم بیراهه رفتن است. یک جوری جمع کنیم نه، بگوییم که حمد مال امام است، این مال فرادا است.

نظر شهید، جهر و اخفات. بحث خیلی مهم. الان شما می‌بینی مورد داشتیم نماز صبح می‌خوانده، طرف در دلش می‌خوانده. به زبان بیاوری درست باید بخوانی. یعنی من جوهر، جوهر صدایش باید خودش بشنود. حالا می‌گوییم جوهر. خب برای مرد که خب واجب است. باید نمازهای جهریه را، یعنی چی؟ صبح و مغرب یا صبح و اشائین. عشای اولی و عشای آخره. در روایت می‌گویند عشای اولی و آخره. در مورد وجود نازنین امام جواد (علیه السلام) عشای اولی را خواندند و وضو گرفته بودند. درختی که درخت عناب بود و در تمام عمرش میوه نداده بود. حضرت پای درخت وضو گرفتند، رفتند نماز عشای اولی را خواندند، آمدند بیرون دیدند که مردم دارند میوه‌ی درخت را می‌خورند. شیخ مفید می‌فرماید من از آن درخت خوردم و دیدم که درختش میوه دارد و میوه‌اش هم عرض کنم که خضر ماهی بود. گوش بدهید.

بحثی که اینجا داریم این است که پس نماز صبح و اشائین جهرش واجب برای مرد. بلند. بقیه‌ی نمازها را آهسته واجب است که بخواند. واجب است که آهسته بخواند. یعنی به اخفات. نظر درست این است که جهر و اخفات دو تا کیفیتی است که این‌ها در مراتبش با هم متضادند. این خیلی نکته‌ی قشنگی است. اعلی مراتب اخفات پایین‌تر از ادنی مراتب جهر است. هیچ وقت جهر و اخفات نمی‌شود قابل تطبیق باشد. آفرین. یعنی بالاخره یک جوهری یا دارد یا ندارد. جوهری خیلی کم است یا اینکه جوهر ندارد. خیلی زیاد. جوهر ندارد. میکرویی مولکول. جوهر یعنی طرف بلند بلند می‌خواند ولی جوهر ندارد. «بسم الله الرحمن». خب این نهایت اخفات است که باز هم کمتر. کمترین درجه، پایین‌ترین منطقه‌ی جهر این است که شخص سالمی که نزدیک صاحب صدا نشسته صدایش را بشنود. این خیلی بحث مهمی است. وقتی یکی از دوستان من تذکر. شما تسبیحات اربعه را یک جوری می‌گویی که این جهر محسوب می‌شود، صدای شما را می‌شنوم. پایین‌ترین مرتبه‌ی جهری که آنی که سالم است و نزدیک شما نشسته صدایت را بشنود، مشروط به اینکه قرائت جوهره داشته باشد. جوهر یعنی صدایت در گلو بیرون بیاید. آونگش از صدا از گلو بیرون می‌آید. خود صوت نیست. یعنی آن آفرین، باریک‌الله. امواجش از گلو خارج نمی‌شود. امواجش در گلو فقط. بالاترین مرتبه‌ی جهر چیست؟ اینکه دیگر از حد معمول نگذریم. آن دیگر بالاتر از آن هم باز مشکل‌دار است. نماز می‌خواند گریه و زاری. بیشتر از شرع. کمترین مرتبه‌ی اخفات این است که خود صاحب صدا فقط صدایش را بشنود. اگر صدایش سالم باشد، بشنود، این می‌شود اخفات. بالاترین مرتبه‌ی اخفات هم که به درجه جهر نرسد. خب برای زن‌ها چی؟ واجب نیست جهر که واجب نیست مطلقاً. فقط بحثی که هست این است که برای بله. برای صبح و عشائین می‌تواند اینجا عرض کنم خدمتتون که بلند بخواند، مشکلی ندارد. مخیّر است. نامحرم، مخیّر بین جهر و اخفات. استحبابش کلاً مطلقش بر اخفات است. برای زن، اخفات مستحب است. زن مظهر خلاصه چی؟ خدا، سرّ خداست دیگر. مظهر سرّ خدا. اینی که گفتیم مخیّر است، مخیّر بین جهر و اخفات در اشائین و در نماز صبح مال نامحرم صدایش را نشنود. اگر بشنود که باز دوباره همان اخفات. در جایی که اخفاتی، قح سلام، اشکالی ندارد. اشکالی ندارد. بله. حمد، اشک نامحرم نشنود مطلقاً. اگر صدایش به نامحرم برسد، مشکل. حالا اگر مطلقاً صدایش به نامحرم برسد یا نرسد، برایش آهسته آهسته خواندن بهتر است.

برای خنثی چیست؟ آقا، خنثی مخیّر است که به جهر بخواند یا به اخفات بخواند. اگر مرد اجنبی صدایش را باید به اخفات بخواند. سؤال امام جواد (علیه السلام) خیلی زیبا بوده که در آن جلسه مطرح می‌کنند که کدام زنی که اول حرام بود، ظهر شد حلال شد، دوباره بعد از ظهر حرام شد، دوباره غروب حرام شد، هفت هشت بار در طول شبانه روز حلال و حرام می‌شود بر شوهرش؟ خیلی قشنگ است. طولانی. اول کنیز بوده، می‌خرد. بعد می‌فروشدش. بعد عقدش می‌کند و طلاقش می‌دهد. بعد طرف چی می‌شود؟ رجوع می‌کند. بعد نمی‌دانم چیکار می‌کند. خیلی جالب است. حضرت دسته‌بندی کردند. ایلاء می‌کند، کفاره می‌دهد، برمی‌گردد. ایلاء قسم. ظهار. «لَهْن» گفتن. «اَیْ» خودم قسم می‌خورم که دیگر این کار را با تو نکنم. حرام است دیگر. بشوم حروم که نمی‌شود. حرام ابد می‌شوند. ایلاء بحث. اینجا خنثی به اخفات. برخی از فقها فرمودند که خنثی بر او واجب است که به جهر بخواند ولی رعایت کند که نامحرم صدایش را نشنود. اگر نمی‌تواند رعایت کند، اینجا دیگر واجب است که به اخفات بخواند. بهتر است تا جایی که می‌شود به جهر و رعایت کند نامحرم نشنود. ولی اگر دیگر نمی‌تواند، آنجا اخفات بگوید. سریع بخوانیم و پیش برویم.

ترتیل مستحبی که به ترتیب یعنی آهسته خواندن و واضح ادا کردن حروف. تند تند نگه. حروف چه نکند. خیلی شفاف و روشن در حد متعارف شرعی داشته باشد. ریتم، ریتم محزون. ثوابش باز دوباره بیشتر هم می‌شود. آهنگ محزون. ترتیل یعنی شمرده. «بسم الله الرحمن الرحیم». ترتیل فارسی عربی داشته باشد باطل است. قرائت عربی را چی در نظر می‌گیرند؟ اگر یک عرب، عربی حالا که عرض کردم ولی باید دید که عرف این را عربی به حساب می‌آورد یا نه. بعضی عرب‌ها آمدند نماز. برخی علمای شما عربی نیستش. عرف مراجعه به عربی باشد و شمرده شمرده‌ترش ترتیل. مگر مستحبات قرائت «بسم الله الرحمن الرحیم» عربی این دیگر تهدید است. باطل است. از شما اگر به نحوی است که کلمات دارد به هم می‌ریزد، درست ادا نمی‌شود، اصلاً آن دیگر باطل است. مستحب است که وقف دارد را وقف بکند. هر آیه‌ای که تمام می‌شود، حالا از لحاظ لفظ و معنا. معنای بعدی دیگر مرتبط نیست یا فقط لفظ خالی یا فقط معنای خالی. هر جا که دیگر یا معنا یا هر دو تمام شده، آنجا وقف بکند. بعد برود. بعد از این است که اول تام. مرحله بعدش حسن. مرحله بعدش کافی. اول قرائت تام، بعد قرائت حسن، بعد قرائت کافی. این را برعهده‌ی قاری. همه شرایط را رعایت می‌کند با تجوید کامل. حسن دیگر معتدل است. حسن معتدل همیشه در روایات هم حسن معتدل است. یعنی نه صحیح است نه فاسد. و کافی. خب باید که آقا اعراب را اهمیت بهش بدهد. این هم از مستحبات قرائت. حرکات اعراب را به خوبی ظاهر، اظهار بکند. به طور سالم هم ادا بکند. غلط غلوط نگه. برخی از حرکات را در برخی دیگر داخل نکند. تا آنجا که دیگر به مبالغه هم دیگر نرسد. دیگر خیلی دیگر دارد شورش را در می‌آورد دیگر در حرکات و اظهار و این‌ها. بعد زیاد هم مرتکب وقف بر سکون نشود. نکند مخصوصاً آنجا که دیگر سزاوار هم نیست که اصلاً وقف سکون بکند. مثلاً می‌گوید که: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ». اعراب مستحبی که در کلمات مبنی هم به اندازه متعارف حرکت، حرکاتش را اظهار خوب.

مستحب است که نمازگزار در اثنای قرائت حمد و سوره، هر جا که آیه‌ی رحمت می‌بیند، در دلش از خدا طلب رحمت بکند و حالا در دلش باشد یا به زبان هم بیاورد. این هم یک زهرا. امام رضا (علیه السلام) به زبان می‌آوردند. برداشت می‌شود از سیر. عذاب می‌رسد، پناه ببرد. «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ ذِکْرِ» دیگر. دعا و ذکر نماز اشکال ندارد مطلقاً. هر مستحب است که حالا این هم نکته‌ی مهمی است. قشنگ است. برای نماز صبح سوره طولانی بردارد. نماز ظهر و عشا سوره‌های متوسط. برای عصر و مغرب سوره‌های کوتاه. سوره طولانی مثل چی؟ مثل «هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنسَانِ»، «عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ» برای نماز صبح مستحب است این‌ها را بخواند. بله. برای ظهر و عشا مثل «هَلْ أَتَىٰکَ حَدِیثُ الْغَاشِیَهِ» و «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَىٰ». طولانی. فقط این دو تا متوسط. شهید ثانی فقط فرهنگ دو تا خلاصه. فقط این دو تا کوتاه‌تر از این دو تا. کوتاه‌تر از «هَلْ أَتَىٰکَ» و «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَىٰ». نه، هر سوره طولانی است. گفته طولانی. وگرنه اصلش همین دو تاست. «هَلْ أَتَىٰکَ» سوره‌ی انسان و نبأ برای نماز صبح. سوره‌ی غاشیه و «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَىٰ» برای ظهر و عشا و عصر و مغرب که به هم چسبیده است دیگر. غیر از «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَىٰ» و غاشیه، سوره‌های کوتاه. سوره‌ی عصر خیلی خطوط. سوره‌ی نماز از سوره خوب. اشکال ندارد. مطلق نمازها مستحب این است که رکعت اول و رکعت دوم سوره‌های مفصل. این‌ها چیست و چرا بهش می‌گویند سوره مفصل؟ سوره‌های مفصل، سوره طولانی نیست. سوره‌هایی که بینش «بسم الله» فاصله. مفصل. سوره‌های مفصل، سور مفصله. این‌ها چیست؟ یک صور طولانی داریم، یک صور متوسط داریم. آفرین. یک صور متوّل داریم، یک صور مفصل داریم. صور متوّل چی بود؟ مثل همین نبأ، «هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنسَانِ». طولانی است دیگر بالاخره. از این هم طولانی‌تر هم در مفصل. مفصل به این‌هایی که ما بین «بسم الله» افتاده. به این‌ها می‌گویند صور مفصل. آفرین. پنج تا نظر. از سوره‌ی محمد تا آخر قرآن، «اَللّهُ» یا از فتح تا آخر قرآن، یا از حجرات تا آخر قرآن، یا از صف تا آخر قرآن، یا از صافات تا قرآن. این‌ها در هر سه جزء ۳۰. در هر صورتش صور مفصله. کل جزء ۳۰ و مقداری از جزء ۲۹. سوره‌ی مفصله. این‌ها برای مفصل در نماز عصر و مغرب مستحب. دو تا سوره اگر بخوانید در نماز واجب، مثل فیل دکتر مطلق نیست. ذکر نیست. محدوده دارد. حد دارد. ولی در اصول بحثش گذشته که وقتی که یک طرفش حد گفته شده. بله. بحث اصول داریم که در مورد سور آنجا می‌گویند که آقا، گفتند یک سوره حد دارد، بیشتر دیگر. حمد و سوره. یک. من که در روایت مستحب. نمازگزار در نماز صبح دوشنبه و پنجشنبه «هَلْ أَتَىٰ» و «هَلْ أَتَىٰکَ» بخواند که از حوادث آن روز در امان می‌ماند. مستحب ظهر و عصر جمعه در خود نماز جمعه سوره‌ی جمعه و منافقین بخواند. دوشنبه و بله. حالا این یک چیزی هم که اینجا داریم. برخی گفتند که نظر برخی نظرشان بر این است که اگر عمداً در نماز جمعه ترک بکند سوره‌ی جمعه و منافقون، اصلاً نمازش صحیح نیست. نماز جمعه. نماز جمعه. حالا در عصر ظهر و عصر جمعه مستحب است جمعه و منافقین. مغرب و عشا، مغرب خود جمعه، جمعه و اعلی مستحب است. کلاً سوره‌ی جمعه، شب جمعه، ظهر جمعه، صبح جمعه، شام جمعه. شب جمعه نخوانید. دوماش فرق. رکعت دوم شب جمعه اعلی. صبح، «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ». بله. مغرب و عشایش هم اعلی است. نماز صبح جمعه، جمعه و توحید. جان. صبح جمعه، جمعه و منافقین را هم گفتند. بعد مغرب و عشا هم جمعه و اعلی. حمل بر استحباب می‌شود نه وجوب که بگویند آقا نماز جمعه باطل است چون جمعه و منافقین نخوانده‌اند.

بحث مهم، ما عزائم را می‌توانیم در نماز بخوانیم یا نه؟ عزائم چیست؟ نجم و فصلت و علق و سجده. نماز حرام است. نه تنها نماز باطل می‌شود، حرام است خواندنش. حرام است. بعد اگر عمداً یکی از این سوره‌ها را شروع کند، به محض اینکه شروع کرد، «بسم الله» گفت، نمازش باطل می‌شود. چون از این نهی شده. نهی در عبادت فاسد می‌کند عبادت را. اگر سهواً مشغول عزائم شد، حواسش نبود، سوره‌ی نجم را شروع کرد. «وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ». از اول شروع کرد دارد می‌خواند، خوشش می‌آید. اگر سهواً مشغولش بشود، باید از خواندنش دست بردارد. ولو نصف سوره را هم گذراندی. شما اگر بخواهید یک سوره‌ی دیگر را جای این سوره بخوانی، اگر از نصفش هنوز نگذشتی، می‌توانی سوره. نصف خود این هم حاکی از این است که یک سوره باید خوانده بشود. فقط این را عرض بکنم. قرائت عزائم باید باشد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00