شرح لمعه

جلسه سیزدهم

شرح لمعه . 1393/05/02
00:44:18
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةُ اللهِ عَلَى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ.

بحث ما درباره اذان بود؛ رسیدیم به اینکه سه جا هست که دیگر شما اذان نمی‌خواهید بگویید و از نمازتان ساقط می‌شود: یکی نماز عصر روز عرفه در عرفات، یکی نماز عصر روز جمعه و یکی نماز عشا شب مُزدَلَفِه، در حالی که به‌سمت مشعر حرکت می‌کنید. این سه مورد هم به خاطر این است که حالت جمع‌بین‌شان وجود دارد؛ نماز ظهر و عصر در عرفات، نماز ظهر و عصر در جمعه و نماز مغرب و عشا در مزدلفه که باید نماز مغرب و عشا را بخوانند و بمانند. اصل وجوبش این است که بین‌الطلوعین آنجا در مشعر باشند، بعد حرکت می‌کنند به‌سمت منا. در کتاب حج، ان‌شاءالله خواهیم خواند. عرض کنم که خدا نصیب کند ان‌شاءالله با امام زمان برویم و خلاصه در مُزدَلَفِه، آنجا خدمت حضرت نماز بخوانیم. حضرت اذان هم نمی‌گویند؛ بین دو نماز اذان اول را می‌گویند. به خاطر دعاست که بسیار دعا وارد شده و اهمیت دارد. پیرامون این خوب است که این دو را جمع بخوانند. وقتی جمع خوانده می‌شود، اذان مابین این دو دیگر گفته نمی‌شود.

بحثی که اینجا داریم این است که این را عرض کردیم که کلاً هر وقت نمازی جمع خوانده شود، دیگر اذان نمی‌خواهد مابینش. اینکه مساجد نماز جمع می‌خوانند، مابینش هم دوباره یکی پامی‌شود اذان می‌گوید، این خالی از شبهه نیست. برخی آن را حرام و بدعت می‌دانند. برخی دیگر گفته‌اند که در هر صورت باید ترک شود؛ حالا حرام نیست، ولی باید ترک شود، نباید گفته شود.

بحث این است که این که می‌گویند نباید گفته شود، "رخصت" است یا "عزیمت"؟ رخصت اگر باشد، اگر گفته شد، حرام است. عزیمت اگر باشد، اگر گفته شد، حرام است. رخصت به معنای جواز است و عزیمت به معنای وجوب. شما جایز است ترک شود یا انجام داده شود؛ در عزیمت واجب است که اگر باید ترک شود، واجب است که ترک شود؛ اگر باید انجام داده شود، واجب است که انجام داده شود. این می‌شود رخصت و عزیمت.

قولی هست اینجا. برخی گفته‌اند که این اذان که ساقط می‌شود -این را جلسه قبلی هم عرض کردیم- برای مثال، نماز ظهر و عصر را اگر در وقت ظهر می‌خواند، اذان ظهر را می‌گوید، اقامه نماز ظهر و سپس اقامه نماز عصر را. اگر در وقت عصر است، اذان عصر را می‌گوید، اقامه نماز ظهر و سپس اقامه نماز عصر را. حالا اگر کسی مابین این دو اذان بگوید، عده‌ای گفته‌اند این رخصت است؛ حالا اگر هم گفتند اشکال ندارد. عده‌ای دیگر گفته‌اند عزیمت است؛ حرام است که بگوید؛ بدعت است.

آنهایی که گفته‌اند عزیمت، گفته‌اند عبادت توقیفی است. عبادت برای اینکه کی اذان بگویی، کی این عبادت را انجام بدهی، کی انجام ندهی، چطور انجام می‌دهی؛ اینها همه توقیفی است، باید وارد شده باشد. حتی یک بحث خیلی قشنگی من دیدم برخی فقهای قدیم -حالا اگر یادم بیاید، کثرت مطالعه باعث می‌شود که آدم نفهمد از کجا چه چیزی مطالعه کرده- یادم نیست این را کجا دیدم؛ به نظرم در قصص علمای تنکابنی دیدم درباره بوسیدن عتبه. برخی فقها فتواشان بر این بوده که حرام است همین که می‌بوسند، چون زیارت عبادت است و عبادت هم توقیفی است. کسی حق ندارد چیزی داخل بکند، چیزی کم بکند. همان که گفتند فقط به همان میزان. زیارت‌نامه به همان شکلی که گفتند وارد می‌شود، همان شکلی که گفتند خارج می‌شود. خیلی بحث قشنگی است. متأسفانه خیلی هم کار نشده است، بحث‌های قشنگی هم هست. با اینکه در فقه این همه سال مباحث مختلف کار شده، ولی اینها کمتر به آن پرداخته شده است. بحث قشنگی باشد و ثمره‌اش هم به مردم داده شود، چون واقعاً ثمره دارد. اگر این‌جوری باشد، زیارت توقیفی این شکلی باشد، ولو طرف… بله، بله. حالا آنش یک بحثی است که مثلاً طرف ذکری که باید بالای سر بگوید را پایین پا بگوید، چه حکمی پیدا می‌کند؟ ترسم می‌آید سؤال می‌کند. ما می‌گوییم آقا اشکال ندارد. خب، این رخصت است یا عزیمت؟ یک بحثی است. اگر عزیمت باشد، حتماً باید ذکری که بالای سر است، بالای سر گفته شود؛ ذکر پایین پا، پایین پا. نماز هم همان جایی که گفته شده خوانده شود. زیارت به همان طریقی که گفته شده خوانده شود؛ کم، زیاد، جابه‌جا. این بحث‌های خیلی مهمی است. عبادت توقیفی در مقابل توقیفی. حالا اصطلاح خاصی ندیدم جایی به کار برده باشد. غیر توقیفی، عرض کنم که آن توفیق دیگر... توفیق حیدرزاده. پیش آقا بودیم. خاطره آقا گفت که این وسط حوزه، وسط دعا، این شما این را از کجا که همه دست‌هایتان را بیاورید بالا، ده مرتبه یا سه مرتبه بگوید؟ یا وارد جامعه مردم کد... کم و زیاد کردن ذکرها، یا رب دعای کمیل. آقا می‌گفتند که بله، آقا می‌گفتند که امیرالمؤمنین، یعنی خودشان نمی‌دانستند که این سه بار کم است؟ آقا بهتر تشخیص دادند؟ یا علی، خوب است ها، ولی نُه بارش یک چیز دیگر است. دعای توسل ورود نداشته باشد، این دو باری که خوانده می‌شود "یا وجیها عند الله" نمی‌دانم... بالاخره اینها وجوهی است که انسان باید دقت بکند.

یا توقیفی است. دایره توقیفی‌ها هم خیلی گسترده است. خود عزاداری عبادت است. اگر عبادت باشد، توقیفی هم همین است. یا عبادت داریم یا معاملات. معاملات بین‌الاسنینی (بین مردم)؛ عبادات بین شخص، بین دو نفر، بین دو شخص. حالا در معاملات هم دو نوع است: گاهی عَقْد است، گاهی ایقاع. معامله یک‌طرفه مثل طلاق. دیگر فقط ایجاب و قبول ندارد که من قبول کردم طلاق را. در عقد دوطرفه است؛ ایجاب و قبول زیرمجموعه معاملات می‌شود. معاملات باز غیر از عبادات است. خود عزاداری بعید نیست که زیرمجموعه عبادات باشد. خود عزاداری، حالا دیگر سینه‌زنی هم دلیل می‌خواهد. سینه‌زنی نسبتاً می‌شود دلیل پیدا کرد، ولی دیگر قمه‌زنی یک بحثی است که مخالفین می‌گویند: «شما که می‌گویید قمه‌زنی حرام است، تازه برای شهدا هم می‌نشینید سینه‌ می‌زنید، ذکر هم می‌گویید. شهدای این کشته‌های خودتان که در آن جنگ هشت‌ساله...» خدا هدایت بکند ان‌شاءالله این فرقه ضالّه شیرازی‌ها را. خلاصه شیرازی خودش بانی نیست ها، زیر پرچمش دارند به شدت مشغول فعالیت‌اند. دلیل می‌خواهیم و باید به ادله رجوع بکنیم. واقعاً اینها را در بیاوریم و ظاهراً هم عزاداری باید توقیفی باشد. این‌جور به ذهن می‌رسد دیگر، بالاخره عبادت محسوب می‌شود.

در هر صورت، اذان هم توقیفی است، چون عبادت توقیفی است. بله، از دو حالت خارج نیست. اگر ما اذان را عبادت بگیریم و توقیفی بگیریم، دیگر خب عزیمت می‌شود. شما نمی‌توانی بین دو نماز... توقیفی یعنی موقوف به این است که دلیلی رسیده باشد یا اگر در دلیلی این کار را اهل‌بیت انجام ندادند، شما نمی‌توانی انجام بدهی. می‌شود بدعت. پیغمبر اکرم نماز ظهر و عصر روز جمعه را وقتی می‌خواندند، مابینش اذان نمی‌گفتند یا در مُزدَلَفِه مابین نماز مغرب و عشا اذان نمی‌گفتند. در عرفات اذان نمی‌گفتند. شما اذان می‌گویید دیگر. عزیمت، چون توقیفی است.

اگر توقیفی نباشد، رخصت است. شهید ثانی می‌فرماید که ما دلیلی ندیدیم، روایتی ندیدیم برای اینکه توقیفی باشد. اذان... آنهایی که می‌گویند رخصت است، می‌گویند اذان ذکر است. ذکر می‌گویند. شهید ثانی می‌فرماید ذکر هم... چون «حَیَّ علی...» که گفتیم، اینها را در بحث طهارت هم گذراندیم. در تخلی اگر کسی اذان بشنود، می‌تواند تکرار کند، خودش تکرار بکند. به نیت ذکر نباید تکرار بکند، چون «حَیَّ علی...» ذکر نیست. «حَیَّ علی خیر العمل» ذکر نیست. پس ما آنجا دلیلی هم برای اینکه اذان ذکر باشد، نداریم. می‌گویند که نه، ما اذان را ذکر می‌گیریم. می‌گوییم در هر حالی هم کسی به ما نگفته است ها... زحمت دارد. گفته‌اند که حرام هست یا نیست؟ مساجد چه‌کار کنیم؟ مابین دو نماز اذان بگویند یا نگویند؟ رخصت است یا عزیمت؟ خب، می‌گویند دیگر حالا جواز اشکال، محل شبهه است.

بله، حالا مسئله دیگر این است که اذان... خود اذان مثلاً ظهر را دوبار می‌گویند. یک مشکل دیگر. یکی آن می‌گوید مثلاً باز گاهی سه بار است. یک بار رادیو می‌گوید، یک بار طرف پشت میکروفون. من آقا خیلی سریع عرض بکنم، شاید کمتر طلبه‌ای باشد که در متن «اللوح» مسلط باشد. خیلی کتاب خوبی است. فقط بله، ذهن انسان قشنگ باز می‌شود. یک جاهایی‌اش اختلاف فتواست. همیشه عرض کردیم خدمت دوستان، به هیچ‌کدام از اینها شما اعتنا نکنید، فقط از جهت اینکه ذهنتان باز شود. در مسائل اذان ظهر و عصر مثلاً نیتش باشد و فلان و اینها، ذهن انسان باز می‌شود. وگرنه در عمل حتماً باید در کنار این، انسان رساله را بخواند. خود اینها هم باعث فهم متن رساله می‌شود. اینی که الان اینجا می‌خوانی، دیگر شما قشنگ می‌فهمی. یعنی برخی عبارات مُغلَق بوده تا الان. به‌محض اینکه شما این بحث الان اینجا را گذراندی، آنجا قشنگ اذان رخصت است مثلاً همین، یا مثلاً "رجاءً" اشکالی ندارد. نافله عشا را کسی در سفر بخواند. باریک‌الله. نماز چهار رکعتی، نافله‌اش کلاً می‌افتد. به نیت ورود که یقیناً حرام است. "رجاءً" یعنی چه؟ پس اصلاً باز بر نخواندنش است. ببینید، از این خود این فتوا چقدر نکته و... باید حتماً در کنارش فتوا... خودش رساله است. بله، بله. نحوه استدلال و نیمه استدلالی بهش می‌گویند دیگر. نحوه استدلال دارد درمی‌آید و البته خیلی از مسائلش هم با رساله‌ها یکی است. احکام تخلی و... یک جاهایی اگر جزئی ما تفاوت داشته باشیم، در طول زمان‌ها که مسائل فروعات مختلفی بهش اضافه شده، قفل نشده‌اند.

«علیٌ ولی‌الله» را مثلاً شهید اول، شهید ثانی بدعت می‌دانستند، مشکل‌دار می‌دانستند در اذان، ولی مراجع فعلی در اذان‌هایشان دیگر... شما فکر کن الان در اذانت اقامه، اقامه را بدون «اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ» بگوید. حالا جالب است که ما در تشهد -حالا بحث تشهد فردا ان‌شاءالله بهش می‌رسیم- در تشهد چه اذکاری وارد شده است؟ تشهد بخوانی، مسلماً می‌گویند آقا حاج آقا نمازش مشکل دارد. ذکرهای طولانی. الان خود تسبیحات اربعه را ما می‌گوییم. نحوه خیلی قشنگی. حالا من دیشب کتاب تهذیب را نگاه می‌کردم. تهذیب شیخ طوسی را که جزو کتب اربعه است، بخش اذان و اقامه‌اش را یک مقداری‌اش را نگاه می‌کردم. دیدم که امام صادق علیه‌السلام اذان را همین‌جوری یاد دادند، بدون «اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ». یک دوره امام صادق هم بوده دیگر. دنبال آن دوره بوده، یعنی ولو «کان اعتقاد حق». اعتقاد حقی هم هست، درست هم هست، ولی نمی‌شود. توقیفیه. اذان توقیفیه. این عبارت توقیفی...

به هر صورت من دوست دارم همیشه پایبند باشد، بله، به کسی پایبند نباشد. این خوب است. خیلی، خیلی. اصل اجتهاد یعنی همین دیگر. به که می‌گویند مجتهد؟ به کسی که بگوید آقا من تقلید نمی‌کنم. همه محترم‌اند، ولی آنی که خودم فهمیدم. حالا بر فرض بگیریم آقا ذکر است و این هم مطلق، هرجایی می‌شود گفت و اینها. می‌گوییم که نه، اینجا عمل پیغمبر باعث تخصیصش می‌شود. تخصیص می‌زند این را. یعنی همه جا درست، ولی اینجا نگویید. بین نماز ظهر و عصر جمعه نگویید. این متأسفانه در نماز جمعه‌ها این مشکل را داریم. مورد داشتیم بین نماز جمعه بله، اذان می‌گوید. نام... مورد داشتیم از شهرستان زنگ زده، گفته: «حاج آقا، امام جماعت‌مان آمده نشسته می‌خواند. وایستاده بهش اقتدا می‌کنیم، حکمش چیست؟» گفتم: «آقا، باطل است، مشکل دارد.» جانباز هم هست بنده خدا. بله، یک آقایی که فتوا داده. مراجع تقلید... فتوا ایشان فتوا داده به اینکه اشکالی ندارد، بلکه مستحب هم هست. آدم یاد جبهه و جنگ و اینها می‌افتد. خلاف مشهور که چی؟ خلاف اجماع. همه گفته‌اند که نمی‌شود که آدم سالم، معلول نمی‌تواند اقتدا بکند. آخر کتاب صلات، ان‌شاءالله به این بحث...

فرمودند که اذان گفتن در این سه موردی که گفتیم حرام است. فقها گفته‌اند که اذان ساقط می‌شود. مطلق گفته‌اند، قید نزدند که حالا ساقط می‌شود به‌نحو وجوب یا به‌نحو استحباب. ساقط می‌شود. اگر بگوید، یعنی رخصت و عزیمت دیگر. شهید اول هم در کتاب‌های مختلف، نظرات مختلفی داده. یک جایی گفته که اینها کراهت دارد. یک جای دیگر باز ایشان فرموده که بهتر این است که حرام باشد. جاهای دیگری فتواهای مختلف. اینکه ما بنایمان بر این نبوده که وارد اختلاف نظرات... حداقلش مکروهی کلی فقها را درگیر... من فکر می‌کنم جاهایی که دیگر محل دیگر... قطع سال‌های تفقه بکنند نیست. یک جورایی درست است. بالاخره حالا اصل بله، خوب است. به قول شهید مطهری می‌فرماید که: «روحانیون در حوزه پاسخ سؤالات پانصد سال پیش را می‌دهند. یاد می‌گیرند که سؤالاتی که پانصد سال پیش ذهن‌ها را درگیر کرده، جوابش را همین‌جور حفظ می‌کنند و می‌روند. الان در دوره الان سؤال‌هایی که الان هست، جواب نمی‌دهند. مگر اینکه پانصد سال بعد سؤال‌های الان جواب برود.» پانصد سال عقب، دوره شیخ مفید و اینها، حوزه جلو بوده از زمان... این هم هست. دوره شیخ طوسی و شیخ مفید و من لا یحضره الفقیه. بله، دیگر حالا در طول زمان ما هی با مشکلات بیشتری هم مواجه شدیم. بله، بله.

در صورت حالا این مشکلی که ما داریم، این بحث‌ها خوب است، عالی است، روی چشم ماست، ولی بالاخره ما بحث‌های مهم دیگری هم داریم که اینها بهش اصلا... بحث بحث زیارت. واقعاً فقه زیارت یک کتاب باید بشود. ما در لمعه من ندیدم، در کتاب‌های مختلف که ما یک بخشی به اسم فقه زیارت داشته باشیم. احکام خودش را دارد. خود امام حسین علیه‌السلام یک بخش مهمی از ابعاد فقهی که مربوط به ایشان است، استعمال تربتشان با شرایط خاص، خود نماز در حرمشان به چه نحوی است، آن محدوده حائر به چه نحوی است، تخلیه در کربلا چه حکمی دارد؟ بحث‌های خیلی مختلف فقهی حتی در مورد امام حسین ما داریم که اینها بهش متأسفانه خیلی اشاره نمی‌شود. حالا دیگر ضعف نمی‌دانم از کجاست، وقت‌ها کم است، کار زیاد است، حال و حوصله هم متأسفانه خیلی نیست.

بحث دیگری که داریم، مستحبات اذان و اقامه است. خیلی بحث شیرین و ساده. دیگر اذان و اقامه را با این شیب تند بحث پیش می‌بریم و تمام می‌کنیم. مستحب است که مردها اذان و اقامه را با صدای بلند بگویند. زن‌ها مستحب است که آهسته بگویند. خنثی... بله، کلاً برایشان مستحب است آهسته. برای خنثی. خنثی کی بود؟ خنثی کسی است که معین نیست در اُنوثت یا رُجولیت. در اینکه مرد است یا زن، هیچ‌کدامش تعین ندارد. حالا خنثای مُشکله داریم و غیر مُشکله داریم. آن بخشی سر جای خودش است. مورد داشتیم مراجعه کرده، گفته که حاج آقا -به ما مراجعه نکرد، به استادمان مراجعه کرده بود- گفته بود که شوهر من خلاصه خنثی است و ما پنج سال ازدواج کرده‌ایم و هنوز ازاله بکارت صورت نگرفته. بله، هر دو عضو را دارد این بنده خدا. زیاد هم شده است متأسفانه مشکل خنثی و اینها. خب، احکام خنثی احکام مشکلی است، مخصوصاً وقتی به کتاب ارث برسیم که کتاب ارث می‌شود گفت سخت‌ترین بخش لمعه است. آن دیگر آنجا خیلی هم در اینکه این چقدر بهش برسد و چقدر نرسد و این حکم مرد را... و بعد دیگر در تقسیم‌بندی سهمش، اگر خنثای مُشکله باشد، غیر... مابین این دو بخواهند بگیرند، دیگر خیلی بحث سخت و مشکل است. کسی است که اگر از هر دو عضو با هم ادرارش بیرون می‌آید، با هم همزمان بیرون می‌آید. با هم زندگی... خنثی مشکل اگر زن بار شود، خنثی هم حکم زن‌ها را پیدا می‌کند. در اذان که این باید اذانش هم برایش مستحب است که آهسته...

از مستحبات اذان این است که اذان را با ترتیل بگوید. بله، اذان مستحب است که با ترتیل گفته شود. آرام و شمرده شمرده. حروف را شمرده شمرده، خیلی با طمأنینه. حروف را آشکار بکند. در آخر هر فصلی هم وقف بکند: «الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله، الله اکبر.» خیلی با طمأنینه. بالاخره اذان خیلی جایگاه بالایی دارد، خیلی جایگاه فوق‌العاده‌ای دارد. اذان شعار دین است. همین که اولین نغمه‌ای است که بچه قرار است بشنود. چون حسابش را بکنید دیگر، بچه‌ای به دنیا آمده، اولین نغمه‌ای که می‌خواهد بشنود این است. کأنّه سرش این است که می‌گوید انگار قرار است طول عمر این آقا صلات... بچه! همه زندگی‌اش می‌خواهد صلات باشد. مثلاً با اذان دارد شروع می‌کند، این نماز کل زندگی‌اش. خلاصه، نماز. می‌گویند کسی اگر در منزل جن و فلان و اینها تردد دارد، وقت‌های اذان که می‌شود، بلند در خانه اذان بگوید یا اگر کسی مشکل جنونی، مشکل اعصاب اینها پیدا کرد، در گوشش اذان بگویید. عرض کنم که موارد دیگری هم داریم برای اینکه اذان مستحب است. کسی بچه‌دار اگر نمی‌شود، در خانه وقت‌های اذان بلند اذان آپارتمانی اذان بگوید، پس می‌زند. می‌بر... درصد اذان خیلی جایگاه بالایی دارد در دین. با حضور قلب، با طمأنینه اذان. وارد مسجد می‌شود، اینجا نماز بهتر است که نخوانی، بنشینی اذان را گوش بدهی. قرآن داری می‌خوانی، اذان می‌گویند، مستحب است که اذان را گوش بدهی. توجه بین... اذان به خودش هم خیلی حضور قلب می‌آورد. امیرالمؤمنین نغمه اذان را شنیدند و گریه کردند. بلند بلند. «اگر آنی که من می‌دانم شما می‌دانستید، با هر نغمه این اذان گریه کثیر...» غریبه به این عبارت. حالا نمی‌دانید این عبارات اذان چه چیزی توش نهفته است. یک وقت دیگر حضرت صدای اذان را شنیدند، فرمودند: «هان! وقت الزیاره، وقت زیارت.» نغمه علامت این است که بیایند، وقت زیارت. مدل لطافت‌های اهل دل می‌فهمند اذان چیست که حالا امام مجتبی وقتی صدای اذان را می‌شنود، رنگ از رخسارش... غذا، دست و پایش را گم می‌کردند. حالت نمی‌فهمیم معصوم است، حجت خداست، واسطه بین ملک و ملکوت، سلطان ملک و ملکوت است. از خود بی‌خود شده، یعنی یکی باید دست آقا را بگیرد ببرد در مسجد.

نغمه اذان، خب، مستحب است که اذان را آرام آرام بگوید، ولی اقامه را با سرعت بگوید. در اقامه مستحبش این است که سرعت داشته باشد. این را از قرآن‌خوان‌ها، تحدیر است دیگر. ترتیل داریم که متوسط. تحدیر خیلی با سرعت، یک جزء مثلاً در پنج دقیقه، ده دقیقه می‌خواند با سرعت. سریع. برای اقامه تحدیر مستحب است. برای اذان ترتیل مستحب است. اقامه، وقفهایش را در اذان مستحب است هر وقفی که می‌دهید، یک فاصله توش بیندازید. «الله اکبر...» اشکالی ندارد. استحبابش به این است فاصله طولانی بیندازید، طمأنینه، توجه. «الله اکبر...» ولی در اقامه این فاصله وقفه‌ها کوتاه باشد، پشت سر هم. اعراب دادن به آخر فصل‌های اذان و اقامه مکروه است. «الله اکبرُ الله اکبرُ...» اعراب دادن بهش مکروه است. حتی اگر وقف هم نمی‌خواهد بکند، بهترش این است که آخر هر فصل را ساکن کند. «الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر.» یعنی با ساکن، بدون وقف هم دارد می‌خواند. البته در نماز این مشکل دارد ها! در نماز «مالک یوم الدینِ ایاک نعبد و ایاک...» یعنی بدون اینکه وقفی بدهد، دارد ساکن می‌خواند: «مالک یوم الدینِ ایاک نعبد و ایاک نستعین.» اینش درست است. «مالک یوم الدینُ ایاک نعبُد» غلط است. حالا در بحث قرائت باید بهش... نفس خواندن سوره توحید هم کراهت دارد. اقامه‌اش باطل نیست، حالا اگر این کار را بکند، ولی عمل افضل را ترک کرده است. برای هر کدام، کلاً هر وقت می‌خواهد نماز جمع بخواند، یک دانه. حالا آنجا هم ظاهراً مگر اینکه بگوییم جمع برای بین دو نماز. دو نماز، دو نماز.

اذان رساله: اگر کلمات اذان و اقامه را غلط تلفظ بکند، بلال «اَشْهَدُ... اَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» و پیغمبر «سین». بلال نزد خدا «شین» است. این «شین» را قبول می‌کند. عرض می‌کردم خدمت برخی اساتید، گفتم از بین تمام انبیا، آنی که لکنت داشت، حضرت موسی. خوشش می‌آید ضعف و عیب ابراز بشود. عجیب است ها! نه اینکه حالا کسی... نه، آره، ناقص بماند یا خودش را ناقص بکند. این ابراز نقص، ابراز اینکه آقا من کم دارم. یک چیزی واقعاً آدم گاهی به ذهنش می‌آید که کأنّه به درگاه الهی فقر را که ببرد، انگار از همه چیز ابلغ است. آنی که می‌توانم خداوکیلی بگویم دارم پیش تو، همین است که فقیرم، هیچ چیز دیگری ندارم. این ظاهر دستگیری‌اش خیلی بیشتر از بقیه چیزها باشد. حالا لکنت هم که حضرت موسی بعداً لکنتشان هم خوب شد. این را هم عرض کنم که دعا کرد که «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی.» آن آیات بعدش می‌فرماید که دعای شما مستجاب شد. بعد از این دیگر حضرت موسی لکنت نداشتند، ولی هارون از او افسح بوده، فصاحتش بیشتر، سخنگوی او هارون.

کسی اذان و اقامه را غلط تلفظ بکند، باطل بشود یا نه؟ گفتم باطل می‌شود. گفتم باطل نمی‌شود. اگر معنا غلط بشود، خب باطل می‌شود. «اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولَ اللهِ.» «رَسُولَ اللهِ» غلط است دیگر. چون خبر ندارد. این اسم «أنّ» آمده، خبرش باید مرفوع باشد. وقتی خبر نیامده، یعنی مرفوع نیست، یعنی این «رَسُولَ اللهِ» صفت اسم پیغمبر است. «پیامبری که رسول خداست...» خب، چی؟ شهادت «پیامبری که رسول خداست...» «رَسُولُ اللهِ» این دیگر اذان و اقامه غلط. تابع لفظ.

مستحب است که موذن راتب باشد. موذن رسمی مسجد همیشه اذان می‌گوید. راتب یعنی مرتب، پشت سر هم. اگر حالا موذن غیر راتب دارد اذان می‌گوید، موذن راتب نیامده، به احترام موذن راتب پایین بایستد اذان بگوید. جایگاه موذن خیلی جایگاه دارد دیگر. حق موذن را خواندیم تو این... خدا وقت نمازت را، وقت فریضه‌ات را به یادت می‌آورد. خدا را به یادت می‌آورد. تکلیفت را به یادت می‌آورد. کراهت دارد که موذن غیر راتب بر موذن راتب در اذان گفتن سبقت بگیرد. من که دیگر خیلی موذن راتب دیر کند. تند دیر نکرده. کراهت دارد کسی دیگر باشد. اذان که خود حقوقش هم چی می‌شود؟ این را در کتاب متاجر بهش ان‌شاءالله یک اشاره‌ای خواهیم کرد. این باید بهش پول بدهند. حقوق دارد، ندارد. بله، امام جماعت حقوقش چی می‌شود؟ خب، اصلش این است که حرام است. حقوق ثابت داشتن اینها حرام است. پول گرفتنشان حرام است، مگر اینکه بابت مستحبات و رفت‌وآمد و اینها، مسیری که می‌رود آقا می‌آید، بعدش می‌نشیند جواب می‌دهد، استخاره می‌کند، منبر می‌رود. بابت نماز مشکل‌دار بشود دیگر. بابت کار واجب نمی‌شود پول.

مستحب است که در تمام گفتن فصول اذان و اقامه رو به قبله باشد. اذان می‌گوید، در راه می‌رود. اقامه می‌گوید، راه می‌رود. اینها مستحب است. مستحب است که برخی از فصول اذان که دارد می‌گوید، به چپ و راست بچرخد و اینها. هرچند بالای مناره هم ایستاده باشد، این از نظر امام مکروه است.

مستحبات اذان و اقامه: مستحب است که بین اذان و اقامه یک فاصله‌ای بیندازد. فاصله کوتاهی. بهترش این است که دو رکعت نماز بخواند. اذان بگوید، دو رکعت نماز بخواند، اقامه را بگوید. از نوافل. بهترش این است. اذان بگوید، یک دو رکعت نافله. مثلاً برای نماز صبح. نماز صبح نافله صبح از نماز شب افضل است. دو رکعت نافله صبح از نماز شب هم افضل است. عرض کنم که «لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَدَاءُ.» آنهایی که ایمان دارند به خدا و پیغمبر، اینها هم صدیق‌اند، هم شهیدند. «لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ.» اجر و نور شهدا را اینها... هر چند دفعه که می‌رویم، آیت‌الله روحانی می‌گوید: «سعی کنید تا آخر عمرتان لمعه بگویید و لمعه...» بله، بله. واقعاً بله، خیلی شیرین است. مریض، مریض نباشد حتماً بشنود، می‌رود به‌سمت عمل بکند و اصلاً اگر کسی مریض باشد، توفیق شنیدن اینها را گیر نمی‌آید. اما ابن‌فهد حلی که سیزده جلد به نظرم شرح لمعه را نوشته‌اند ایشان، مریض قلبی می‌شد، حتی تا مثلاً دم مرگ. نذر می‌کند که اگر خدا شفا بدهد، تا آخر عمر لمعه بگوید. تا آخر عمر هم فقط لمعه می‌گفته و شرح.

خب، مستحب بین اذان و اقامه شما یک فاصله بیندازید. بهترش این است که دو رکعت نماز باشد، نافله را اقامه را بگیرد. نماز صبح می‌تواند یک سجده به جا بیاورد. اذان را بگوید، یک سجده کند، اقامه را بگوید. یا بنشیند، یک لحظه بنشیند، باشد، اقامه را بگوید. یا یک گام برود جلو. بله، اینجا دعا مستجاب است. در آن لحظه، چون بین اذان و اقامه دعا مستجاب است. یک گام برود جلو، دعا کند. دوباره برگردد بیاید. خلاصه، خیلی قشنگ گفته شهید اول. «سکته» (سکوت)، «جلوس» (نشستن)، «خطو» (گام برداشتن)، «دو رکعت نماز» یا «سجده». این سه تا مشخص است. یا سجده کند، یا بنشیند، یا دو رکعت نماز. یا خطوه، یک گام برود جلو. یا سکته، یک سکوتی بکند، بعد اقامه را. درباره نشستن روایت وارد شده، ولی خب بگوییم آقا سجده هم داخل در نشستن یکی کنیم، چون نشستن است با یک چیز دیگر هم هست نسبت به نشستن. درباره گام برداشتن، مصنف در کتاب ذکری می‌فرماید که من روایت پیدا نکردم، ولی مشهور فقها نظرشان این است که می‌شود بین اذان و اقامه فاصله ایجاد کرد. در صورت سکوت هم فقط درباره نماز مغرب وارد شده. سکته، یک سکوتی بکند. مصنف آن را در کتاب ذکری به کلام فقها نسبت سجده و یک گام برداشتن و آنجا اضافه کرده به سکوت.

روایتی هم وارد شده که می‌شود آنجا شما تسبیح و ذکر بگویید بین اذان و اقامه که شهید اول می‌فرمود خوب است تسبیح بگویید. تسبیحات حضرت زهرا بگوید مابین اذان. درباره خصوص نماز مغرب مستحبش این است که فقط گام بردارد و سکوت بکند. خیلی بیشتر است بین نماز مغرب. برای نماز مغرب بین اذان و اقامه‌اش استحبابش روی همان گام است و یا سکوت کردن. بیشترش روی این. این روایت وارد شده. بله، خب، قول مشهور فقها هم همین را گفته‌اند. اگر نمازگزار -حالا حدیثش هم خیلی زیباست، «اضافة علیها»- نمازگزار بین اذان و اقامه نماز مغرب بنشیند، «کان کالمتشهد بدمه فی سبیل الله.» مثل کسی که در خون خودش غلتیده در راه خدا. شهید! گفتید آقا بین اذان و اقامه بنشیند، مثل کسی که در خون خودش غلتیده. در اذان مغرب یک گام برداشتن مستحب است. سکوت مستحب است. درباره نشستن این‌جور روایتی داریم. درباره آن هم روایت داریم. در مورد این هم روایت داریم. خصوص اذان مغرب. اینها را تعمیم هم دادند. آنهایی که این سه تا جای دیگر را تعمیم دادند، گفتند چون بین نماز اذان نماز مغرب داریم، جاهای دیگر هم این را می‌گوییم.

بله، صحبت کردن بین اذان و اقامه، مخصوصاً اقامه کراهت دارد. مورد داشتیم رفته بودیم اصفهان که یکی از اولیا خدا را ببینیم -حالا جایش را نمی‌گویم کجای اصفهان بود- بعد این بزرگوار که انسان خیلی فوق‌العاده‌ای هم هست، سؤال مثلاً برایشان می‌آید، پاکت را باز نمی‌کند. پاکت سؤال را. قرآن را باز می‌کند، پشت پاکت جواب این آقا را می‌نویسد، می‌رود. تعبیر خواب این‌جوری می‌کند. انسان عجیب، خلاصه استخاره و اینها. بعد ایشان نماز که می‌خواهد بخواند، اقامه‌اش که تمام می‌شود، می‌گوید: «خدایا! ما فقرا آمدیم. ما بدبخت... الله اکبر.» نماز را شروع می‌کند. بعد اقامه. اقامه که تمام شد، نماز را شروع کند. بین اقامه و نماز اگر چیزی فاصله بیفتد. نامفهوم ایشان دعا می‌کرد: «الهی! عبدک ببابک.» بین چیز و دعا. حالا حرف را بله، فارسی به دعا بدانیم، ندانیم. اینها فصل دعا. مشکلی نباشد. دعا کردن بین اقامه و نماز شاید مشکل نباشد، یعنی مشکلی که حتماً. فقط بحثی که هست این است که لابلای اینها صحبت کردن اقامه را باطل می‌کند. نامفهوم اگر دعا فارسی، اگر به واسطه حرف زدن از موالات و پی‌درپی بودن فصل‌های اذان خارج نشود، دیگر اذان را می‌خواهد اعاده کند. یعنی حرف زد لابلایش، ولی موالات اذان به هم نخورد. «اَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً...» موالات به هم نخورد، درست شد؟ اینجا اذان دیگر اعاده نمی‌خواهد، ولی اگر در اثنای اقامه حرف بزند، مطلقاً، چه موالات به هم بخورد، چه به هم نخورد، اینجا باید اعاده کند.

نامفهوم و عده‌ای از فقها هم این فتوا را دادند، ولی بحث این است که اعاده را اینها گفته‌اند که در صورتی که بعد از اقامه صحبت کرده باشد. اگر بعد اقامه صحبت کرده، اقامه را اعاده کند. هرکی صحبت کند، اقامه آقا باطل می‌شود. هیشکی نباید صحبت بکند، چون این دارد طرف همه را می‌گوید، حکمش بر همه بار می‌شود. طهارت داشته باشد. برای اذان و اقامه مستحب است که وقتی اذان و اقامه را می‌گوید طهارت داشته باشد. در مورد اقامه، مستحب موکدش این است که طهارت داشته باشد، هم از حدث اصغر، هم از حدث اکبر. ولی خب شرط صحتش نیست. اذان و اقامه بدون طهارت هم درست است، نظر فقها. اگر کسی دارای حدث اکبر در مسجد اذان بگوید، این حرام است. چرا مسجد بیاید؟ درست شد؟ مه... شده بود دیگر. کسی که جنب و اینها، حائض است مثلاً. خانم هم داریم دیگر. یک زن می‌تواند به زن دیگری اقتدا بکند به فتوای آقا. بله، بله.

مستحب است کسی که اذان می‌گوید، بقیه هم اذان را با او تکرار کنند. نه اینکه پاشند بقیه هم اذان بگویند. مسجد گوهرشاد مشهد، یک نفر اذان می‌گوید، هشتاد و پنج نفر وسط جمعیت دارند اذان با یک صدا و یک مدل و... نمی‌دانم. واقعاً از آن طرف اگر هم خیلی ثواب دارد، آخه یک کار غلطی. مستحب است کسی که موذن نیست، اذان که می‌شود، فصل‌های اذان همان که موذن می‌گوید، آهسته بگوید. ولو وسط نمازش هم باشد. نماز مستحبی می‌خواند. شاید نماز واجب را هم دربر بگیرد. وسط نماز «اَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، اَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ...» با توجه. همان‌جوری که او دارد می‌گوید، همان فرازی که او دارد می‌گوید را با خودش آهسته تکرار می‌کند. ولی «حَیَّ علی...» را دیگر نمی‌خواهد، چون ذکر نیست. اگر در نماز نیست، با خودش بگوید «حَیَّ علی...» را. اگر در نماز موذن دارد «حَیَّ علی...» می‌گوید، «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ، لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ.» می‌گویند «هو القلعه.» بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. می‌گویند بسمله. در روایت هم داریم. پس کسی که در نماز است، «حَیَّ علی...» را که می‌شنود، به جای هر کدامش بگوید، فرقی نمی‌کند. به نیت ذکر. همه جای نماز می‌شود گفت دارد می‌خواند. بله، به نیت ذکر. هر جای نماز به نیت ذکر می‌شود، ولی به نیت ورود نباشد. «اَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، عَهْدُنَا الصِّرَاطُ.» صلوات را همیشه فرستادن «اللهُمَّ...» شما اسم پیغمبر که می‌شنوید، بلکه برخی غالب وجوب هم هستند. در نماز هم که باشی، باید بفرستی صلوات. به نیت...

خب، اگر نمازگزار وسط نماز اذان می‌گفتند، تکرار که «حَیَّ عَلَى الصَّلَاةِ» را هم تکرار کرد، نمازش باطل می‌شود، چون غیر ذکر را گفته و به جایش حتماً حواله خوب. مستحب است که شما حکایت بود. حتی در تخلی هم که هستی، صدای اذان را می‌شنوی، با خودت حکایت. سه بار این‌جور تکرار کن اذان را. تو که می‌شنوی، مسخره‌بازی. وقتی که دفع می‌کنند، همان لحظه اول. آن هم پنج تا قضیه بوس قبر پدر و پا را ببوسی. بوسیدن را یادم نمی‌آید در روایت دیده باشم، ولی ظاهراً گفته‌اند اگر کف پایش را ببوسی، به نیت اینکه تو دنیا اگر بود، دستش را یا پایش را اینها، همان ثواب کف پای قبر پایین پای حضرت. پس همان فصل را آهسته.

بعد شنونده‌ها، خوب است که اذان را وقتی می‌شنوند، هر سخنی، حتی خواندن قرآن را قطع بکنند. هیچ! حالا از آن طرف سخنرانی می‌کند، این با ما حرف می‌زند، آن دارد گوشی جواب می‌دهد، طرف نماز شروع کرده‌ایم، هنوز آقا دارد با تلفن حرف می‌زند، با آن صحبت می‌کند، با این حرف می‌زند، جواب آن را می‌دهد. خیلی بد است. شروع کرده بود نماز را. با اینکه دیر رسید، سوره حمد به مقدار قرائت. چطور بود که پیغمبر بعدش می‌فرماید: «اگر تمام دنیا طلا و نقره بشود، تو انفاق کنی، صدقه بدهی، جبران قلعه.» حدیث. حالا حدیثش ما مفصل خوانده بودیم در یک جلسه‌ای که الان تک‌تک حضرت از رکوع شروع می‌کنند، از تکبیر شروع می‌کنند، رکوع بعد رکعت... بعد اینکه تمام شد، این حدیث را که خواندیم. آره، بعد به دوستان گفتم که خداوکیلی قیمت دلار جابه‌جا می‌شود، بیشتر ناراحت می‌شویم یا نماز جماعت دیر می‌رسیم؟ علامت آدم سالم این است که نماز جماعت بیشتر ضجه بزند تا اینکه آقا طلاهایی که این همه در خانه داشتم، خیلی خورد در سرش. عقل می‌خواهد، درک می‌خواهد کسی اینها را بفهمد.

مستحب است اگر کسی بله، نمازگزار آمد، گفتیم که نماز تحیت و اینها. آمد در مسجد، دیدند اذان می‌گویند، نماز تحیت را نخواند، بنشیند اذان را گوش بدهد. اذان تمام می‌شود، بعدش نماز تحیت را بخواند. یا تو بخواند، لابلایش اذان، ولی بهتر است که نماز نخواند. این بخش اذان و اقامه بود که بحمدالله تمام شد. الحمدلله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00