متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.»
فصل سومی که دربارهاش بحث میکنیم، انشاءالله درباره کیفیت نماز است. اولین بحثی که داریم، درباره اذان و اقامه است که فوقالعاده بحثی شیرین، جذاب و ساده است. بعد به بحث قیام میرسیم. پس از قیام، درباره نیت صحبت میکنیم. بعد درباره تکبیرةالاحرام بحث میکنیم، بعد درباره قرائت صحبت میشود. میرسیم به بحثِ قرائت؛ حالا در قرائت هم بحث حمد و سوره را داریم و هم بحث تسبیحات را. بعد بحث رکوع و سجده را داریم. بعدش هم که بحث تشهد و سلام و دیگر این فصل سوم به پایان میرسد.
در هر کدام از اینها مباحثی مطرح است. درباره اذان چند تا بحث داریم: یکی اینکه وقت استحباب اذان کی است؟ نحوه گفتنش به چه نحوی است؟ هم در اذان و هم در اقامه. بعد احکام اذان و اقامه را داریم. اگر بخواهد به اذان و اقامه چیزی اضافه شود، نظر مراجع و فقهای سابق چه بوده است؟ همچنین اینکه یک سری جاهایی که برخی فقها اذان و اقامه را واجب میدانند؛ احکام اقامه برای اذان و اقامه برای نمازهای جهریه که باز برخی واجب میدانند چیست؟ احکامش چیست؟ اگر نماز را شروع کردیم و فراموش کرده بودیم اذان و اقامه را، یا عمداً نخواندیم، اینجا چه حکمی پیدا میکند؟ کجاها اذان و اقامه از نماز ساقط میشود؟ آن سه تا نمازی که خودش باز اذان و اقامه ندارد و بحثی که بعدش داریم درباره اینکه مستحبات اذان و اقامه چیست؟ اگر ما غلط تلفظ بکنیم، چه حکمی پیدا میکند؟ همچنین مستحباتی که حالا درباره مؤذن اینها هم هست و فاصله انداختن بین اذان و اقامه و طهارت در اذان و اقامه که لازم است یا نیست و اینکه اذان و اقامه تکرار بشود یا نشود، اینجور مباحث را داریم. خلاصه سرانگشتی بحث اذان و اقامه است.
حتماً امروز مباحث جدیدی خواهیم شنید انشاءالله که تا به حال نشنیدهایم و فوقالعاده هم کاربردی و مسائل خیلی ضروری و خوبی هم هست. خب، اول اینکه مستحب است نمازگزار، قبل از اینکه نماز را بخواند، اذان و اقامه بگوید. مشهور گفتهاند که این از مقدمات نماز است، ولی مصنف این را از خود نماز میداند. لذا شهید اول در کیفیت صلات آورده است. مصنف مرحوم شهید اول، ایشان خود اقامه را فاصله نمیداند، دیگر عرفاً بین اقامه و نماز فاصله نیست. اگر حرفی هم بزند، اقامه باطل میشود، بین ما بین اقامه و نماز. لذا دیگر جزء نماز محسوب میشود. انگار به نماز متصل است. در صورت اختلاف، فرق نمیکند. در صورتی که برخی جزء احکام نماز، در مقدمات نماز آوردند. داخل خود احکام نماز آوردم. ایشان داخل خود احکام نماز آورده است.
چه جور باید بگوید؟ اول نیت میکند، چون که بالاخره اینها عبادتند و عبادت هم بدون نیت، محقق نمیشود. بعدش چهار تا «الله اکبر» میگوید. دو تا شهادتین؛ شهادت بر توحید و شهادت رسالت که هر کدامش دو تا است: «اشهد ان لا اله الا الله» و «اشهد ان محمداً رسول الله». «اللهم صل علی محمد و آل محمد». حی علیهای ثلاث، سه تا «حی علی» که داریم: «حی علی الصلاة»، «حی علی الفلاح»، «حی علی خیر العمل». این سه تا را هر کدامش را دوبار میگوید. «الله اکبر» را دوبار. بله، جزء نماز نیست و مبطل نماز میداند. مبطل اذان میداند، شهید اول و شهید ثانی. عرض میکنم «لا اله الا الله» را.
عرض کردم احکام جدیدی خواهیم شنید. «لا اله الا الله» را هم دوبار میگوییم. اینجا میشود ۱۸ فقره برای اذان. دو تا چهار تا «الله اکبر»، دو تا «اشهد ان لا اله الا الله»، دو تا شهادت به رسالت. چند تا شد؟ ۴ و ۴ و ۸ شد. دو تا، ۶ تا است و دو تا «الله اکبر» و دو تا «لا اله الا الله». ۴ تا است. این ۱۸ فقره. همه این فصول هم دو تا دو تا بود، دیگر تکی نداشتیم. ولی در اقامه تکی داریم. «لا اله» تکی داریم که «لا اله الا الله» آخریه است. بعد از «حی علی خیر العمل» ما اول «الله اکبر» به جای چهار تا میشود دو تا. دو تا هم باز دوباره «قد قامت الصلاة» میآید که مجموعاً میشود ۱۷ تا.
باز نداره اشاره به تکی بودن ندارد. برخی فقهای فعلی هم قائلند. حالا بهش اشاره میکنیم. بحث خیلی مهمی است. بحث جونداری است و خیلی بحث خوبی هم هست. یعنی اگر دوستان موافق بودند و زمینه را مساعد میدیدید، میشد کار تحقیقی در این زمینه صورت بگیرد. درباره اینکه اذان شامل شهادت به امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین شود. اذان چه حکمی دارد؟ که خب حالا شهید اول، شهید ثانی حرام میدانند مثلاً. مبطل اذان میدانند. چرا؟ درباره اذان و اقامه که اذان ۱۸ فقره داشت، اقامه هم ۱۷ فقره. حالا ما اگر بخواهیم یک چیز دیگر را داخل بکنیم در اذان، مثل «اشهد ان علیاً ولی الله» یا شهادت دادن به ایشان و اولادشان و همسرشان. اینها، شهادت به ولایت و اینکه حتی شما بیایی بگویی که: «و ان محمداً و آله» حتی آل را هم به خود پیغمبر اضافه بکنی، اینها، اجازه درش داده نشده. هر چند که اینها بر حق است. بله، هر چند اعتقاد خوبی هم هست. هر چند اعتقاد بر حقی هم هست. بله، استفاده میکنند. اینها مانور میدهند. برادرانی فرمودند استفاده میکنند که: «خب شما خودتونم میگید که شهادت اذانتون باطله، این بدعته، مشکل داره.»
خب، بحثی که هست، این است که این دو تا شهادت بر حق است، ولی در اذان جایز نیست. چون ما در عبادت حق نداریم کم بکنیم، نه اضافه بکنیم. عبادات توقیفیه هستند. اذان هم عبادت است. بعد آن اذانی که به ما رسیده، اذان معمول است. حالا من یک کتاب اینجا مفصل دارم، «پژوهشی درباره اذان» که مفصل روش بحث کردم و روی همین هم مانور دادهام: «اشهد ان علیاً ولی الله» حکمش چی میشود؟ و کتابهای دیگری هم هست. آنجا باز برخی فقها گفتهاند شهادت چی؟ مظلوم! بله، اذان و اقامه بالاخره توقیفیه هستند. ایشان میفرمایند که مثال خوبی هم میزند. ایشان میفرماید که شما میتوانی بگویی که آقا در نماز یک رکعت اضافه میکنم؟ یک تشهد اضافه میکنم؟ یک کار خوب مثلاً اضافه میکنم؟ حتی در مورد صلوات در نماز، «و عجل فرجهم». اگر کسی قائل به این باشد که این صلوات «و عجل فرجهم» نمازش باطل میشود. یعنی توی تشهد، «و عجل فرجهم» را از باب ذکر باید بگوید. از باب ورود، اگر بگوید. بگوید: «این رسیده پسر جان، تو تشهد "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم" این را باید بگویی.» ببین، این صلوات آمده به نیت ذکر، به نیت دعا. «و عجل فرجهم» میتوانی بگویی، وارد نیست. عبادات توقیفیه هستند. به نیت ورود نمیشود هیچ کاری را انجام داد.
الان آیا شبیری، ایشان اذانشون معمولاً پخش نمیکند. اذان و اقامه شد، چون ایشان شهادت به امیرالمؤمنین را متصل به پیغمبر میگوید. نظر شهید اول: «اشهد ان محمداً رسوله و علی ولی رسول الله و علی ولیه» یا یک همچین چیزی. بله. خلاصه این هست، بین فقهای ما هم این مسئله هست. خلاصه عبادت توقیفی است. ما هیچی نمیتوانیم اضافه کنیم. آنی که به ما رسیده در مورد اذان همینها است؛ ۱۸ فقره. عبادات توقیفی. اینی که الان میگویند از یک باب دیگری اینها میگویند که نه، خود معصومین مثلاً چه بسا در اذانهاشون گفته شده باشد. نقل سفارشاش رسیده باشد. حالا یک بحث دیگری است، باید تحقیق بشود. چرا تحقیق بوده؟ چرا حالا اینها شاید از یک مبنای دیگر رفتند. آنها از یک مبنای دیگر رفتند. آنها اصلاً شهادت به ولایت امیرالمؤمنین را از یک باب دیگری میگیرند. از نیت ورود نیست. اصلاً اذان را ما ذکر بدانیم یا ندانیم، این یک بحث دیگری است. به نیت ذکر بشود چیزی را درش داخل کرد، چیزی را. اینها بحث تحقیق و الان فرصتش نیست. باید مفصل دیگر تقریباً هم بحث خارج میشود. در صورت فضولی وارد کردن که نیست در عبادت. این موجب بطلان بدعت هم هست. «إدخال و ذلک فیها بدعة و تشریع». حرف ما را وارد بکنی نه. شهید ثانی میفرماید که این بدعت و تشریع هم هست. کسی حق ندارد. پس همین دو تا شهادت با اینکه از لوازم ایمان، از احکام لوازم ایمان است، هم شهادت ولایت امیرالمؤمنین، هم شهادت به اینکه پیغمبر و آل او خیرالبریه هستند. حسن، ولی در اذان حق گفتن این را نداریم.
شیخ صدوق میفرماید اینی که این دو تا شهادت مذکور وارد شده، این از بدعتهای سلسله مفوضه است که اینها از غلات بودند و هم طایفه من الغلات، نقالیان بودند، اهل غلو بودند. شیخ صدوق میفرماید که اینها بدعت است، حسن از بدعت غالیان هم هستش که این کار را کردند. بله. اگر مؤذن این دو تا فقره را یا یکیاش را به نیت اینکه جزء اذان است، بر زبان جاری بکند، در اعتقاد خودش گناه کرده، ولی اذانش باطل نمیشود. اگر بدون اعتقاد که جزء اذان است بگوید، اشکالی ندارد. این نظر شیخ صدوق است. شیخ طوسی در «مبسوط»، ایشان میفرماید که اگر مؤذن یکی از این دو فقره را بگوید، گناه نکرده. میخواهد نیت داشته باشد که جزء اذان است یا نیت نداشته باشد. و شهید اول هم در «البیان» نظرش همین نظر شیخ طوسی است. پس گناه نکرده. دوباره پس قائل به شهید ثانی قائل به تشریع و بدعت و اینها شدهاند. ولی شیخ صدوق، شیخ طوسی و خود شهید اول در کتاب «البیان» قائل به اینند که گناه کرده، ولی اذانش باطل نمیشود. ولی در «مبسوط»شان گفته که اصلاً گناه هم نکرده، اذانش هم باطل نیست. در هر صورت اینها باید اذان همان چیزی که به ما رسیده. این توقیفی است و نباید چیزی بهش کم یا زیاد کرد.
در نمازهای پنجگانه، نمازهای یومیه، مستحب است شما برای هر نمازی اذان و اقامه بگویید. ولی اگر نماز واجب نباشد، دیگر استحبابی ندارد. برای نماز شب، اهل سنت اذان میگویند، وقتی وقت نماز شب میشود. بله، دیگر الان ورود ندارد. وارد در عبادات هر چیزی که وارد نشده باشد، به نیت ورود انجام بشود، نه معاملات. مگر اینکه حکم تشریعیتش، چون بحث دیگری است. «ادخال ما لیس فی الدین فی الدین بدعة.» اونی که در دین نیست را در دین داخل بکنیم، میشود بدعت. ملاک حرام در برخی موارد ممکن است مبطل هم باشد. چرا؟ اگر یک چیزهایی باشد در حد ارتداد هم باشد. دیگر بدعت در زمینههایی، نمازی که به شما واجب است، این نماز نیست، یک نماز دیگر است، به سبک یوکاست. من بهتون میگم چیه. بدعتگذاری اطلاعات غلط ممکن است باشد. چون چیزی را که خدا حلال کرده و واجب میدانی، دارد برای نمازهای واجب دیگر میگوید. پس مستحب نباشد. مستحبی که اذان و اقامه ندارد. نمازهای واجب غیر از نمازهای یومیه. «صلات» بگوید. حالا یا سه بار «الصلات» یعنی «الصلاة الصلاة». مجموعه ۶ تا، سه تا، دو تا از «صلاة» که حالا برخی گفتند اینها را باید منصوب بگوید یا مرفوع بگوید. یا یکی را منصوب، یکی را مرفوع بگوید. یا مرتبه اول را منصوب بگوید، دوم را مرفوع بگوید. یا مرتبه اول را منصوب بگوید، دوم را منصوب بگوید: «الصلاة الصلاة الصلاة الصلاة الصلاة الصلاة».
اذان و اقامه در نمازهای یومیه است. میخواهد در حال ادا بخواند، در حال قضا. نماز قضا هم اذان و اقامه مستحب است گفته بشود. میخواهد فرادا بخواند، میخواهد جماعت بخواند. فرقی ندارد. برخی فقها فتوا دادهاند که در یک سری حالات اذان و اقامه واجب است. سید مرتضی و شیخین. شیخین که گفته میشود، منظور شیخ طوسی و شیخ مفید است. سید مرتضی و شیخین قائل به این هستند که حالا جالب است که سعید مرتضی خود شاگرد شیخ مفید و استاد شیخ طوسی است. سیدان هم مثلاً گاهی گفته میشود. شیخین هم گفته میشود. بین این علما، اینها گفتند برای نماز جماعت، اذان و اقامه واجب است. سید مرتضی و شیخین برای نماز جماعت واجب میدانند. حالا خود امام میخواهد بگوید یا یکی بگوید. امام مسجد یا امام حسن عسکری. اذان را یکی دیگر میگوید، اقامه را کسی دیگر میگوید. نماز را روحانی میخواند. اینجا نمازشان مشکل دارد. نماز صحیح نیست. یعنی اگر میخواهند به ثواب جماعت برسند، آن ثوابی که برای نماز جماعت گفتند، وابسته به این است که اذان و اقامه گفته شده باشد. واجب است. بله. در نمازهای جهریه خیلی تأکید بیشتری شده. شهید اول فرموده که نمازهای جهریه، نماز صبح و نماز مغرب و عشا که به جهر خوانده میشود، به اخفات خوانده نمیشود، خیلی تأکید بیشتری دارد.
اذان و اقامه. حسن بن ابی عقیل گفته: در نمازهای جهریه فقط نماز صبح و مغرب و عشا، دیگر نگفته است. در اینها اذان و اقامه واجب است. اصلاً چه مرد باشد چه زن. حسن بن ابی عقیل در جهریه که حالا تأکید بیشتری شده، برای صبح و مغربش گفته، چه مرد چه زن، برایشان واجب است. سید مرتضی میفرماید که برای نماز صبح و مغرب فقط برای مردها واجب است. نماز جمعه هم حکم این دو تا را دارد. اذان و اقامهاش نیز. ابن جنید با همین سید مرتضی نظر داده. یعنی صحابه نیستند، دیگر واجب است. جماعت کار. نماز که میخواهد بخواند، باید اذان و اقامه بابتش گفته شود. خلاصه این آرای فقهی خوب است آدم دستش باشد.
حسن بن ابی عقیل گفته که هم اذان واجب است هم اقامه. هم در همه نمازها هم برای مردها و هم برای سید مرتضی گفته است. اقامه در همه نمازها واجب است. اذان و اقامه برای نماز صبح و مغرب برای مردها واجب است. اقامه برای همه نمازها واجب است. خب اینها این کارها را میکردند که سید مرتضی میشدند دیگر. سید مرتضی رضوان الله. کاظمین، درک قبر ایشان کربلاست. وصیت میکنند، بعد قبرشون، جسدشون را جابهجا میکنند به حرم امام حسین. همیشه هم سید رضی قبر اولیشون بوده، بعداً جابهجا کردند. بالاخره حالا دیگر خودمان قبر گاهی موضوعیت دارد. روی قبر رد میشویم. بچهدار زن آقا اذان و اقامشون چه حکمی دارد؟ اقامه را آهسته بگویند. اگر مرد اجنبی صداشون را نمیشنود، میتوانند بلند بگویند. اشکالی ندارد بلند گفتن آن. جو دارد بلند گفتن. حالا اگر مرد محرمی زنی اذان و اقامه دارد میگوید. مرد دیگر میتواند بدون اذان و اقامه خودش نمازش را بخواند. مرد محرم یک نفر بگوید، برای بقیه کفایت میکند. شما شنیدی؟ کفایت میکند. یکی دیگر اذان بگوید، یکی دیگر بخواند. کفایت میکند، بشنود. یکی دیگر نماز خوانده. من حالا که احکامش میرسیم، یکی دیگر نماز خوانده. آخرهای نماز شب، اذان و اقامه. من رسیدم. میخواهم نماز بخوانم. اقامه گفته. من بگویم؟ اینجا نداریم. در جماعت میشود. آن هم با شرایط خودش که درباره آن حالا کسی اگر اذان و اقامه را فراموش کردیم، یکی از احکام قشنگی که شاید نشنیدید، اذان و اقامه را فراموش کرده. نماز را شروع میکنی، یادش میآید که اذان و اقامه نگفته. هنوز هم رکوع نرفته. نظر فقها به این است که نمازش را میتواند بشکند. اذان و اقامه را بگوید، نماز را شروع کند. نماز را بشکنیم؟ اینجا نظر اکثر فقها است. اذان و اقامه. بله، برخی فقها گفتند اگر عمداً ترک شده باشد، نماز را شروع کرده. اینجا میتواند برگردد. اگر فراموش کرده، دیگر نمیتواند برگردد. بامزه است. فراموش کرده. بعد این هم که آقا میفرمایند در مورد اقامه هم داریم. اگر فقط گفتن اقامه را فراموش کرده، میتواند برگردد. اگر اذان را فقط فراموش کرده، حق ندارد برگردد.
یک سری جاها اذان و اقامه از جماعت ساقط میشود. دیگر نمیخواهد بگوید. مثل کجا؟ یک عدهای میآیند برای نماز جماعت. قبل از اینکه اذان و اقامه گفته شده، اینها اگر افراد جماعت اول هنوز پراکنده نشده باشند. مثل کجا؟ مثل شما در راه میآیی، میبینی که نماز جماعت برگزار شده بوده. شما حالا یا خودت فرادا میخواهی بخوانی یا جدیدی میخواهد بیاید بخواند. اگر هنوز جماعت اول پراکنده نشده باشد، ولو به این شکل باشد که یک نفر نشسته دارد تعقیبات میخواند، یک نفر هم که نشسته باشد، ولو مشغول تعقیبات هم باشد، هنوز میگویند هیئت جماعت اول سر جایش هست. جماعت دوم دیگر اذان و اقامه نمیخواهد. ساقط است ازش. ولی اگر جماعت نشسته باشد. همه آن ۵۰ نفری که نماز جماعت داشتند، نشستند. ولی هیئت نماز جماعتشون به هم ریخته. نشستند چایی میخورند. اذان و اقامه از اینها ساقط نیست. قبل از نماز. آفرین! اینجا همین که یقین نداشته باشم که نخواندهاند، اذان و اقامه نگفتند. یقین ندارم که اذان و اقامه نگفتند. اگر یقین دارم که اذان و اقامه گفتند، اینجا دیگر باید بگویم. اگر این یقین را ندارم، دیگر از من ساقط است. شهادت یکم واجب بودن اذان و اقامه طبق برخی فقها، و اینکه در نماز هم میشود شما نماز را بشکنی. و بشکنی. حضور قلب هم برخی گفتند که شما اگر حضور قلب نداری، میتوانی بشکنی. حالا یک وقت میشود نماز جماعتی جفتشون یکی است. هر دو نماز صبح میخواهیم بخوانیم. یک وقت نماز جماعت جفتشون یکی نیست، ولی در وقت یکی است. نماز مغرب و عشا است. نماز جماعت عشا. شما مغرب دوم را خودتان بخوانید با اذان و اقامه. اینها میشود. مکانش هم عرفاً یکی باشد. نه اینکه در این شبستان اذان و اقامه گفتم، من در این بغلیه میخواهم بخوانم. این هم اذان و اقامه دیگر ساقط نمیشود. حالا اگر من فرادا خواستم بخوانم، فرادا خواستم بخوانم. بعد اصلاً هیئت نماز جماعتم به هم ریخته. اینجا دیگر به طریق اولی باید اذان و اقامه به فرادام دیگر هستش. هیئت نماز جماعت هنوز سر جای خودش هست. اینجا دیگر از من ساقط است. نماز فرادا هم گفتیم. نفر قبلی فرادا خوانده. این هم که اشاره شد. نفر قبل فرادا خوانده. من میخواهم بیایم فرادا بخوانم. میگویم این آقا اذان و اقامه گفته، دیگر از من ساقط است. بشنود. بله، حالا حتماً این مال هیئتش برقرار مسجد است. یعنی ما اگر رسیدیم در مسجد بود، فقط این کار را میتوانیم بکنیم؟ نخیر، همه جا. ولی خب حکمتش این است که خوب، از روایات، مضمون روایات برمیآید که حکمت این حکم این است که احترام امام جماعت اول خلاصه نگه داشته بشود. جماعت دوم به شکل رسمی نباشد، باز بخواهند اذانی بگویند و اقامهای بگویند. آره که مثلاً احترام ایشون خلاصه محفوظ باشد. همین قدر که یقین نداشته باشیم. این هم که گفتیم.
حالا در سه تا نماز دیگر هست. حالا در جماعت بود که اذان و اقامه ساقط میشد. اینها دیگر در غیر جماعت. در غیر جماعت هم یک وقتی هست که اذان و اقامه ساقط میشود. کجا؟ نماز عصر روز عرفه برای کسی که در عرفات است. ۲. نماز عصر روز جمعه. ۳. نماز عشای شب مزدلفه در مشعرالحرام. این سه تا اذان و اقامه نمیخواهد. چون نماز جمعش بهتر است خواندن. اصلاً کلاً هر جا نماز جمع خوانده میشود، دیگر نماز دوم اذان و اقامه نمیخواهد. دو تا با هم خوانده میشود. خب چرا؟ چون روایت داریم فاصله اگر زیاد باشد باید خواند. اگر به هم متصل است، حرام میدانند. حرام میدانند. به نظرم علامه تهرانی حرام میداند. خلاصه وقتی جمع میشود، اینجا استحباب جمع کردن بین دو نماز هست. برای همین دیگر اذان ساقط است. اذان و اقامه. اذان ساقط است. اقامه اشکال ندارد. اقامه را. خب پس هر جا که طرف دارد نمازش را جمع میکند، دیگر اینجا برای نماز دوم اذانی نمیخواهد. حالا اگر هر دو نماز را در وقت نماز اول به جا میآورد، همان اذان نماز اول برایش کفایت میکند. اگر در وقت دوم، این خیلی نکته قشنگها! گوش بدهید. ما نماز ظهر و عصر را داریم. در وقت فضیلت نماز عصر میخوانیم. اذان و اقامه چهجوری میگوییم؟ یک اذان به نیت نماز عصر میگوییم. نماز ظهر را میخوانیم. اقامه که هر کدام واسه خودش دارد. نماز ظهر را میخوانیم. اذان دیگر برای نماز عصر متصل است. اگر میخواهد بخواند. الان که دقت بیشتر هم شده، این مال چند قرن پیش است. یک بحثی اینجا داریم. پس این بقیهاش باشد برای جلسه بعد. فقط این سه تا را، این سه تا را یادتان باشد. فردا در مورد این کار داریم که این رخصت است یا عزیمت است؟ اگر کسی اذان بگوید، اذانش باطل است. حرام است، نیست؟ چهجوری؟ اینها در مورد این بحث میشود. بعد در مورد نمازهای دیگر هم بحث میکنیم.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.»
فصل سومی که دربارهاش بحث میکنیم، انشاءالله درباره کیفیت نماز است. اولین بحثی که داریم، درباره اذان و اقامه است که فوقالعاده بحثی شیرین، جذاب و ساده است. بعد به بحث قیام میرسیم. پس از قیام، درباره نیت صحبت میکنیم. بعد درباره تکبیرةالاحرام بحث میکنیم، بعد درباره قرائت صحبت میشود. میرسیم به بحثِ قرائت؛ حالا در قرائت هم بحث حمد و سوره را داریم و هم بحث تسبیحات را. بعد بحث رکوع و سجده را داریم. بعدش هم که بحث تشهد و سلام و دیگر این فصل سوم به پایان میرسد.
در هر کدام از اینها مباحثی مطرح است. درباره اذان چند تا بحث داریم: یکی اینکه وقت استحباب اذان کی است؟ نحوه گفتنش به چه نحوی است؟ هم در اذان و هم در اقامه. بعد احکام اذان و اقامه را داریم. اگر بخواهد به اذان و اقامه چیزی اضافه شود، نظر مراجع و فقهای سابق چه بوده است؟ همچنین اینکه یک سری جاهایی که برخی فقها اذان و اقامه را واجب میدانند؛ احکام اقامه برای اذان و اقامه برای نمازهای جهریه که باز برخی واجب میدانند چیست؟ احکامش چیست؟ اگر نماز را شروع کردیم و فراموش کرده بودیم اذان و اقامه را، یا عمداً نخواندیم، اینجا چه حکمی پیدا میکند؟ کجاها اذان و اقامه از نماز ساقط میشود؟ آن سه تا نمازی که خودش باز اذان و اقامه ندارد و بحثی که بعدش داریم درباره اینکه مستحبات اذان و اقامه چیست؟ اگر ما غلط تلفظ بکنیم، چه حکمی پیدا میکند؟ همچنین مستحباتی که حالا درباره مؤذن اینها هم هست و فاصله انداختن بین اذان و اقامه و طهارت در اذان و اقامه که لازم است یا نیست و اینکه اذان و اقامه تکرار بشود یا نشود، اینجور مباحث را داریم. خلاصه سرانگشتی بحث اذان و اقامه است.
حتماً امروز مباحث جدیدی خواهیم شنید انشاءالله که تا به حال نشنیدهایم و فوقالعاده هم کاربردی و مسائل خیلی ضروری و خوبی هم هست. خب، اول اینکه مستحب است نمازگزار، قبل از اینکه نماز را بخواند، اذان و اقامه بگوید. مشهور گفتهاند که این از مقدمات نماز است، ولی مصنف این را از خود نماز میداند. لذا شهید اول در کیفیت صلات آورده است. مصنف مرحوم شهید اول، ایشان خود اقامه را فاصله نمیداند، دیگر عرفاً بین اقامه و نماز فاصله نیست. اگر حرفی هم بزند، اقامه باطل میشود، بین ما بین اقامه و نماز. لذا دیگر جزء نماز محسوب میشود. انگار به نماز متصل است. در صورت اختلاف، فرق نمیکند. در صورتی که برخی جزء احکام نماز، در مقدمات نماز آوردند. داخل خود احکام نماز آوردم. ایشان داخل خود احکام نماز آورده است.
چه جور باید بگوید؟ اول نیت میکند، چون که بالاخره اینها عبادتند و عبادت هم بدون نیت، محقق نمیشود. بعدش چهار تا «الله اکبر» میگوید. دو تا شهادتین؛ شهادت بر توحید و شهادت رسالت که هر کدامش دو تا است: «اشهد ان لا اله الا الله» و «اشهد ان محمداً رسول الله». «اللهم صل علی محمد و آل محمد». حی علیهای ثلاث، سه تا «حی علی» که داریم: «حی علی الصلاة»، «حی علی الفلاح»، «حی علی خیر العمل». این سه تا را هر کدامش را دوبار میگوید. «الله اکبر» را دوبار. بله، جزء نماز نیست و مبطل نماز میداند. مبطل اذان میداند، شهید اول و شهید ثانی. عرض میکنم «لا اله الا الله» را.
عرض کردم احکام جدیدی خواهیم شنید. «لا اله الا الله» را هم دوبار میگوییم. اینجا میشود ۱۸ فقره برای اذان. دو تا چهار تا «الله اکبر»، دو تا «اشهد ان لا اله الا الله»، دو تا شهادت به رسالت. چند تا شد؟ ۴ و ۴ و ۸ شد. دو تا، ۶ تا است و دو تا «الله اکبر» و دو تا «لا اله الا الله». ۴ تا است. این ۱۸ فقره. همه این فصول هم دو تا دو تا بود، دیگر تکی نداشتیم. ولی در اقامه تکی داریم. «لا اله» تکی داریم که «لا اله الا الله» آخریه است. بعد از «حی علی خیر العمل» ما اول «الله اکبر» به جای چهار تا میشود دو تا. دو تا هم باز دوباره «قد قامت الصلاة» میآید که مجموعاً میشود ۱۷ تا.
باز نداره اشاره به تکی بودن ندارد. برخی فقهای فعلی هم قائلند. حالا بهش اشاره میکنیم. بحث خیلی مهمی است. بحث جونداری است و خیلی بحث خوبی هم هست. یعنی اگر دوستان موافق بودند و زمینه را مساعد میدیدید، میشد کار تحقیقی در این زمینه صورت بگیرد. درباره اینکه اذان شامل شهادت به امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین شود. اذان چه حکمی دارد؟ که خب حالا شهید اول، شهید ثانی حرام میدانند مثلاً. مبطل اذان میدانند. چرا؟ درباره اذان و اقامه که اذان ۱۸ فقره داشت، اقامه هم ۱۷ فقره. حالا ما اگر بخواهیم یک چیز دیگر را داخل بکنیم در اذان، مثل «اشهد ان علیاً ولی الله» یا شهادت دادن به ایشان و اولادشان و همسرشان. اینها، شهادت به ولایت و اینکه حتی شما بیایی بگویی که: «و ان محمداً و آله» حتی آل را هم به خود پیغمبر اضافه بکنی، اینها، اجازه درش داده نشده. هر چند که اینها بر حق است. بله، هر چند اعتقاد خوبی هم هست. هر چند اعتقاد بر حقی هم هست. بله، استفاده میکنند. اینها مانور میدهند. برادرانی فرمودند استفاده میکنند که: «خب شما خودتونم میگید که شهادت اذانتون باطله، این بدعته، مشکل داره.»
خب، بحثی که هست، این است که این دو تا شهادت بر حق است، ولی در اذان جایز نیست. چون ما در عبادت حق نداریم کم بکنیم، نه اضافه بکنیم. عبادات توقیفیه هستند. اذان هم عبادت است. بعد آن اذانی که به ما رسیده، اذان معمول است. حالا من یک کتاب اینجا مفصل دارم، «پژوهشی درباره اذان» که مفصل روش بحث کردم و روی همین هم مانور دادهام: «اشهد ان علیاً ولی الله» حکمش چی میشود؟ و کتابهای دیگری هم هست. آنجا باز برخی فقها گفتهاند شهادت چی؟ مظلوم! بله، اذان و اقامه بالاخره توقیفیه هستند. ایشان میفرمایند که مثال خوبی هم میزند. ایشان میفرماید که شما میتوانی بگویی که آقا در نماز یک رکعت اضافه میکنم؟ یک تشهد اضافه میکنم؟ یک کار خوب مثلاً اضافه میکنم؟ حتی در مورد صلوات در نماز، «و عجل فرجهم». اگر کسی قائل به این باشد که این صلوات «و عجل فرجهم» نمازش باطل میشود. یعنی توی تشهد، «و عجل فرجهم» را از باب ذکر باید بگوید. از باب ورود، اگر بگوید. بگوید: «این رسیده پسر جان، تو تشهد "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم" این را باید بگویی.» ببین، این صلوات آمده به نیت ذکر، به نیت دعا. «و عجل فرجهم» میتوانی بگویی، وارد نیست. عبادات توقیفیه هستند. به نیت ورود نمیشود هیچ کاری را انجام داد.
الان آیا شبیری، ایشان اذانشون معمولاً پخش نمیکند. اذان و اقامه شد، چون ایشان شهادت به امیرالمؤمنین را متصل به پیغمبر میگوید. نظر شهید اول: «اشهد ان محمداً رسوله و علی ولی رسول الله و علی ولیه» یا یک همچین چیزی. بله. خلاصه این هست، بین فقهای ما هم این مسئله هست. خلاصه عبادت توقیفی است. ما هیچی نمیتوانیم اضافه کنیم. آنی که به ما رسیده در مورد اذان همینها است؛ ۱۸ فقره. عبادات توقیفی. اینی که الان میگویند از یک باب دیگری اینها میگویند که نه، خود معصومین مثلاً چه بسا در اذانهاشون گفته شده باشد. نقل سفارشاش رسیده باشد. حالا یک بحث دیگری است، باید تحقیق بشود. چرا تحقیق بوده؟ چرا حالا اینها شاید از یک مبنای دیگر رفتند. آنها از یک مبنای دیگر رفتند. آنها اصلاً شهادت به ولایت امیرالمؤمنین را از یک باب دیگری میگیرند. از نیت ورود نیست. اصلاً اذان را ما ذکر بدانیم یا ندانیم، این یک بحث دیگری است. به نیت ذکر بشود چیزی را درش داخل کرد، چیزی را. اینها بحث تحقیق و الان فرصتش نیست. باید مفصل دیگر تقریباً هم بحث خارج میشود. در صورت فضولی وارد کردن که نیست در عبادت. این موجب بطلان بدعت هم هست. «إدخال و ذلک فیها بدعة و تشریع». حرف ما را وارد بکنی نه. شهید ثانی میفرماید که این بدعت و تشریع هم هست. کسی حق ندارد. پس همین دو تا شهادت با اینکه از لوازم ایمان، از احکام لوازم ایمان است، هم شهادت ولایت امیرالمؤمنین، هم شهادت به اینکه پیغمبر و آل او خیرالبریه هستند. حسن، ولی در اذان حق گفتن این را نداریم.
شیخ صدوق میفرماید اینی که این دو تا شهادت مذکور وارد شده، این از بدعتهای سلسله مفوضه است که اینها از غلات بودند و هم طایفه من الغلات، نقالیان بودند، اهل غلو بودند. شیخ صدوق میفرماید که اینها بدعت است، حسن از بدعت غالیان هم هستش که این کار را کردند. بله. اگر مؤذن این دو تا فقره را یا یکیاش را به نیت اینکه جزء اذان است، بر زبان جاری بکند، در اعتقاد خودش گناه کرده، ولی اذانش باطل نمیشود. اگر بدون اعتقاد که جزء اذان است بگوید، اشکالی ندارد. این نظر شیخ صدوق است. شیخ طوسی در «مبسوط»، ایشان میفرماید که اگر مؤذن یکی از این دو فقره را بگوید، گناه نکرده. میخواهد نیت داشته باشد که جزء اذان است یا نیت نداشته باشد. و شهید اول هم در «البیان» نظرش همین نظر شیخ طوسی است. پس گناه نکرده. دوباره پس قائل به شهید ثانی قائل به تشریع و بدعت و اینها شدهاند. ولی شیخ صدوق، شیخ طوسی و خود شهید اول در کتاب «البیان» قائل به اینند که گناه کرده، ولی اذانش باطل نمیشود. ولی در «مبسوط»شان گفته که اصلاً گناه هم نکرده، اذانش هم باطل نیست. در هر صورت اینها باید اذان همان چیزی که به ما رسیده. این توقیفی است و نباید چیزی بهش کم یا زیاد کرد.
در نمازهای پنجگانه، نمازهای یومیه، مستحب است شما برای هر نمازی اذان و اقامه بگویید. ولی اگر نماز واجب نباشد، دیگر استحبابی ندارد. برای نماز شب، اهل سنت اذان میگویند، وقتی وقت نماز شب میشود. بله، دیگر الان ورود ندارد. وارد در عبادات هر چیزی که وارد نشده باشد، به نیت ورود انجام بشود، نه معاملات. مگر اینکه حکم تشریعیتش، چون بحث دیگری است. «ادخال ما لیس فی الدین فی الدین بدعة.» اونی که در دین نیست را در دین داخل بکنیم، میشود بدعت. ملاک حرام در برخی موارد ممکن است مبطل هم باشد. چرا؟ اگر یک چیزهایی باشد در حد ارتداد هم باشد. دیگر بدعت در زمینههایی، نمازی که به شما واجب است، این نماز نیست، یک نماز دیگر است، به سبک یوکاست. من بهتون میگم چیه. بدعتگذاری اطلاعات غلط ممکن است باشد. چون چیزی را که خدا حلال کرده و واجب میدانی، دارد برای نمازهای واجب دیگر میگوید. پس مستحب نباشد. مستحبی که اذان و اقامه ندارد. نمازهای واجب غیر از نمازهای یومیه. «صلات» بگوید. حالا یا سه بار «الصلات» یعنی «الصلاة الصلاة». مجموعه ۶ تا، سه تا، دو تا از «صلاة» که حالا برخی گفتند اینها را باید منصوب بگوید یا مرفوع بگوید. یا یکی را منصوب، یکی را مرفوع بگوید. یا مرتبه اول را منصوب بگوید، دوم را مرفوع بگوید. یا مرتبه اول را منصوب بگوید، دوم را منصوب بگوید: «الصلاة الصلاة الصلاة الصلاة الصلاة الصلاة».
اذان و اقامه در نمازهای یومیه است. میخواهد در حال ادا بخواند، در حال قضا. نماز قضا هم اذان و اقامه مستحب است گفته بشود. میخواهد فرادا بخواند، میخواهد جماعت بخواند. فرقی ندارد. برخی فقها فتوا دادهاند که در یک سری حالات اذان و اقامه واجب است. سید مرتضی و شیخین. شیخین که گفته میشود، منظور شیخ طوسی و شیخ مفید است. سید مرتضی و شیخین قائل به این هستند که حالا جالب است که سعید مرتضی خود شاگرد شیخ مفید و استاد شیخ طوسی است. سیدان هم مثلاً گاهی گفته میشود. شیخین هم گفته میشود. بین این علما، اینها گفتند برای نماز جماعت، اذان و اقامه واجب است. سید مرتضی و شیخین برای نماز جماعت واجب میدانند. حالا خود امام میخواهد بگوید یا یکی بگوید. امام مسجد یا امام حسن عسکری. اذان را یکی دیگر میگوید، اقامه را کسی دیگر میگوید. نماز را روحانی میخواند. اینجا نمازشان مشکل دارد. نماز صحیح نیست. یعنی اگر میخواهند به ثواب جماعت برسند، آن ثوابی که برای نماز جماعت گفتند، وابسته به این است که اذان و اقامه گفته شده باشد. واجب است. بله. در نمازهای جهریه خیلی تأکید بیشتری شده. شهید اول فرموده که نمازهای جهریه، نماز صبح و نماز مغرب و عشا که به جهر خوانده میشود، به اخفات خوانده نمیشود، خیلی تأکید بیشتری دارد.
اذان و اقامه. حسن بن ابی عقیل گفته: در نمازهای جهریه فقط نماز صبح و مغرب و عشا، دیگر نگفته است. در اینها اذان و اقامه واجب است. اصلاً چه مرد باشد چه زن. حسن بن ابی عقیل در جهریه که حالا تأکید بیشتری شده، برای صبح و مغربش گفته، چه مرد چه زن، برایشان واجب است. سید مرتضی میفرماید که برای نماز صبح و مغرب فقط برای مردها واجب است. نماز جمعه هم حکم این دو تا را دارد. اذان و اقامهاش نیز. ابن جنید با همین سید مرتضی نظر داده. یعنی صحابه نیستند، دیگر واجب است. جماعت کار. نماز که میخواهد بخواند، باید اذان و اقامه بابتش گفته شود. خلاصه این آرای فقهی خوب است آدم دستش باشد.
حسن بن ابی عقیل گفته که هم اذان واجب است هم اقامه. هم در همه نمازها هم برای مردها و هم برای سید مرتضی گفته است. اقامه در همه نمازها واجب است. اذان و اقامه برای نماز صبح و مغرب برای مردها واجب است. اقامه برای همه نمازها واجب است. خب اینها این کارها را میکردند که سید مرتضی میشدند دیگر. سید مرتضی رضوان الله. کاظمین، درک قبر ایشان کربلاست. وصیت میکنند، بعد قبرشون، جسدشون را جابهجا میکنند به حرم امام حسین. همیشه هم سید رضی قبر اولیشون بوده، بعداً جابهجا کردند. بالاخره حالا دیگر خودمان قبر گاهی موضوعیت دارد. روی قبر رد میشویم. بچهدار زن آقا اذان و اقامشون چه حکمی دارد؟ اقامه را آهسته بگویند. اگر مرد اجنبی صداشون را نمیشنود، میتوانند بلند بگویند. اشکالی ندارد بلند گفتن آن. جو دارد بلند گفتن. حالا اگر مرد محرمی زنی اذان و اقامه دارد میگوید. مرد دیگر میتواند بدون اذان و اقامه خودش نمازش را بخواند. مرد محرم یک نفر بگوید، برای بقیه کفایت میکند. شما شنیدی؟ کفایت میکند. یکی دیگر اذان بگوید، یکی دیگر بخواند. کفایت میکند، بشنود. یکی دیگر نماز خوانده. من حالا که احکامش میرسیم، یکی دیگر نماز خوانده. آخرهای نماز شب، اذان و اقامه. من رسیدم. میخواهم نماز بخوانم. اقامه گفته. من بگویم؟ اینجا نداریم. در جماعت میشود. آن هم با شرایط خودش که درباره آن حالا کسی اگر اذان و اقامه را فراموش کردیم، یکی از احکام قشنگی که شاید نشنیدید، اذان و اقامه را فراموش کرده. نماز را شروع میکنی، یادش میآید که اذان و اقامه نگفته. هنوز هم رکوع نرفته. نظر فقها به این است که نمازش را میتواند بشکند. اذان و اقامه را بگوید، نماز را شروع کند. نماز را بشکنیم؟ اینجا نظر اکثر فقها است. اذان و اقامه. بله، برخی فقها گفتند اگر عمداً ترک شده باشد، نماز را شروع کرده. اینجا میتواند برگردد. اگر فراموش کرده، دیگر نمیتواند برگردد. بامزه است. فراموش کرده. بعد این هم که آقا میفرمایند در مورد اقامه هم داریم. اگر فقط گفتن اقامه را فراموش کرده، میتواند برگردد. اگر اذان را فقط فراموش کرده، حق ندارد برگردد.
یک سری جاها اذان و اقامه از جماعت ساقط میشود. دیگر نمیخواهد بگوید. مثل کجا؟ یک عدهای میآیند برای نماز جماعت. قبل از اینکه اذان و اقامه گفته شده، اینها اگر افراد جماعت اول هنوز پراکنده نشده باشند. مثل کجا؟ مثل شما در راه میآیی، میبینی که نماز جماعت برگزار شده بوده. شما حالا یا خودت فرادا میخواهی بخوانی یا جدیدی میخواهد بیاید بخواند. اگر هنوز جماعت اول پراکنده نشده باشد، ولو به این شکل باشد که یک نفر نشسته دارد تعقیبات میخواند، یک نفر هم که نشسته باشد، ولو مشغول تعقیبات هم باشد، هنوز میگویند هیئت جماعت اول سر جایش هست. جماعت دوم دیگر اذان و اقامه نمیخواهد. ساقط است ازش. ولی اگر جماعت نشسته باشد. همه آن ۵۰ نفری که نماز جماعت داشتند، نشستند. ولی هیئت نماز جماعتشون به هم ریخته. نشستند چایی میخورند. اذان و اقامه از اینها ساقط نیست. قبل از نماز. آفرین! اینجا همین که یقین نداشته باشم که نخواندهاند، اذان و اقامه نگفتند. یقین ندارم که اذان و اقامه نگفتند. اگر یقین دارم که اذان و اقامه گفتند، اینجا دیگر باید بگویم. اگر این یقین را ندارم، دیگر از من ساقط است. شهادت یکم واجب بودن اذان و اقامه طبق برخی فقها، و اینکه در نماز هم میشود شما نماز را بشکنی. و بشکنی. حضور قلب هم برخی گفتند که شما اگر حضور قلب نداری، میتوانی بشکنی. حالا یک وقت میشود نماز جماعتی جفتشون یکی است. هر دو نماز صبح میخواهیم بخوانیم. یک وقت نماز جماعت جفتشون یکی نیست، ولی در وقت یکی است. نماز مغرب و عشا است. نماز جماعت عشا. شما مغرب دوم را خودتان بخوانید با اذان و اقامه. اینها میشود. مکانش هم عرفاً یکی باشد. نه اینکه در این شبستان اذان و اقامه گفتم، من در این بغلیه میخواهم بخوانم. این هم اذان و اقامه دیگر ساقط نمیشود. حالا اگر من فرادا خواستم بخوانم، فرادا خواستم بخوانم. بعد اصلاً هیئت نماز جماعتم به هم ریخته. اینجا دیگر به طریق اولی باید اذان و اقامه به فرادام دیگر هستش. هیئت نماز جماعت هنوز سر جای خودش هست. اینجا دیگر از من ساقط است. نماز فرادا هم گفتیم. نفر قبلی فرادا خوانده. این هم که اشاره شد. نفر قبل فرادا خوانده. من میخواهم بیایم فرادا بخوانم. میگویم این آقا اذان و اقامه گفته، دیگر از من ساقط است. بشنود. بله، حالا حتماً این مال هیئتش برقرار مسجد است. یعنی ما اگر رسیدیم در مسجد بود، فقط این کار را میتوانیم بکنیم؟ نخیر، همه جا. ولی خب حکمتش این است که خوب، از روایات، مضمون روایات برمیآید که حکمت این حکم این است که احترام امام جماعت اول خلاصه نگه داشته بشود. جماعت دوم به شکل رسمی نباشد، باز بخواهند اذانی بگویند و اقامهای بگویند. آره که مثلاً احترام ایشون خلاصه محفوظ باشد. همین قدر که یقین نداشته باشیم. این هم که گفتیم.
حالا در سه تا نماز دیگر هست. حالا در جماعت بود که اذان و اقامه ساقط میشد. اینها دیگر در غیر جماعت. در غیر جماعت هم یک وقتی هست که اذان و اقامه ساقط میشود. کجا؟ نماز عصر روز عرفه برای کسی که در عرفات است. ۲. نماز عصر روز جمعه. ۳. نماز عشای شب مزدلفه در مشعرالحرام. این سه تا اذان و اقامه نمیخواهد. چون نماز جمعش بهتر است خواندن. اصلاً کلاً هر جا نماز جمع خوانده میشود، دیگر نماز دوم اذان و اقامه نمیخواهد. دو تا با هم خوانده میشود. خب چرا؟ چون روایت داریم فاصله اگر زیاد باشد باید خواند. اگر به هم متصل است، حرام میدانند. حرام میدانند. به نظرم علامه تهرانی حرام میداند. خلاصه وقتی جمع میشود، اینجا استحباب جمع کردن بین دو نماز هست. برای همین دیگر اذان ساقط است. اذان و اقامه. اذان ساقط است. اقامه اشکال ندارد. اقامه را. خب پس هر جا که طرف دارد نمازش را جمع میکند، دیگر اینجا برای نماز دوم اذانی نمیخواهد. حالا اگر هر دو نماز را در وقت نماز اول به جا میآورد، همان اذان نماز اول برایش کفایت میکند. اگر در وقت دوم، این خیلی نکته قشنگها! گوش بدهید. ما نماز ظهر و عصر را داریم. در وقت فضیلت نماز عصر میخوانیم. اذان و اقامه چهجوری میگوییم؟ یک اذان به نیت نماز عصر میگوییم. نماز ظهر را میخوانیم. اقامه که هر کدام واسه خودش دارد. نماز ظهر را میخوانیم. اذان دیگر برای نماز عصر متصل است. اگر میخواهد بخواند. الان که دقت بیشتر هم شده، این مال چند قرن پیش است. یک بحثی اینجا داریم. پس این بقیهاش باشد برای جلسه بعد. فقط این سه تا را، این سه تا را یادتان باشد. فردا در مورد این کار داریم که این رخصت است یا عزیمت است؟ اگر کسی اذان بگوید، اذانش باطل است. حرام است، نیست؟ چهجوری؟ اینها در مورد این بحث میشود. بعد در مورد نمازهای دیگر هم بحث میکنیم.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه هفتم
شرح لمعه
جلسه هشتم
شرح لمعه
جلسه نهم
شرح لمعه
جلسه دهم
شرح لمعه
جلسه یازدهم
شرح لمعه
جلسه سیزدهم
شرح لمعه
جلسه چهاردهم
شرح لمعه
جلسه پانزدهم
شرح لمعه
جلسه شانزدهم
شرح لمعه
جلسه هفدهم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...