متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
در این فصل سوم از کتاب «صلاة»، بحث کیفیت نماز را داشتیم و کیفیت نماز به آخرین بخش خود رسید که سلام و اینها را هم گفتیم. یک لحظه شیرینی در انتهای بحث سلام داریم؛ بحثی جالب که یکی از نکات آن، «تبرّک» است. همانطور که گفتیم تبرّک در خود جلسه (در خود جَلو) و در تشهد مستحب بود و در سلام هم مستحب است که حالا در همه اینها به حالت تبرّک گفته میشود.
یک نکته خیلی جالب اینجا هست که اگر شخص منفرد نماز میخواند (فرادا نماز میخواند)، اینجا موقع سلام به قبله ایما (اشاره) کند. ایما یعنی چه؟ اشاره. وقتی دارد «السلام علیکم» را میگوید، آن تکّه «السلام علیکم» نگاهش، حالا برخی هم گفتهاند انگشتش، انگشت به طرف قبله باشد. ولی خب حالا ما همان نگاه را میگوییم. اهل سنت معمولاً این تیکه را عمل انگشت اشاره را میآورند جلو در سلام و «السلام علیکم» را. حالا ما شیعیان اینگونه داریم که در «السلام علیکم» خودش به قبله نگاه کند و «رحمة الله و برکاته» با گوشه چشم راست به انتها یعنی گوشه چشم راستش را به انتهای چشم بیاورد و به بغل نگاه کند تا جایی که میتواند چشم را حرکت دهد و به سمت راستش نگاه کند.
اگر سمت چپش هم کسی هست، در نماز جماعت هم سمت راست را سلام بدهد و هم یک سلام با گوشه چشم چپ به سمت چپش بدهد. اهل سنت این کار را انجام میدهند: «السلام علیکم و رحمة الله»، «السلام علیکم و رحمة الله»، دوباره سه تا تکبیر میگویند. آنها میگویند که خداوند انشاءالله همه را به راه راست هدایت کند.
مرحوم شهید ثانی میفرمایند که «الله اکبر» را دستهجمعی بگویند. ایشان میگوید: «همه را میزنند.» من مستندی پیدا نکردم مبنی بر اینکه موقع سلام به قبله اشاره بکند. ولی اینی که در روایات و فتوای فقها آمده، این است که موقع سلام دادن، به طرف قبله باشد. اشاره کردن به قبله نیامده است. مرحوم شهید اول، فقط این تکه «سلام به راستش» و اینها را در روایت داریم. تکه «السلام علیکم» نگاه به قبله بکن، یا اشاره به قبله بکن و اینها را نداریم. من و شهید اول در کتاب «ذکری» ایشان میفرمایند که اجماع داریم بر اینکه بر مُصلی در هیچکدام از این دو سلام، مستحب نیست که به طرف قبله اشاره بکند. اجماع بر عدم استحباب داریم؛ عدم استحباب، نه به معنای اینکه رفع استحباب، به معنای اینکه مستحب نیست.
یک وقت هست میگویند آقا ما یک چیزی هست، شهادت العدم و عدم شهادت. یک بحثی داریم، میگویند آقا من شهادت نمیدهم به اینکه این آقا عادل است. این به معنای این نیست که دارم شهادت میدهم به عدم عدالتش. قصر محصره الموضوع، محصره المحمول؛ بحثهایی که در منطق به آن اشاره میکنیم. این موضوع منفی باشد، محمول منفی باشد، این خیلی نکتهاش مهم است که نتیجه هم تابع همان محمول است. شهید اول میفهمند که اجماع داریم بر، یعنی اجماع ما بر این است که استحباب ندارد. استحبابش را ندیدیم. باریکلا! استحبابی برایش پیدا نکردیم. اجماع بر این داریم. ولی خود شهید اول در کتاب «لمعه» و همین کتاب «رساله الفیه»شان، اشاره به طرف قبله مستحب است. قبل از آن، تألیفات اول ایشان است که فقط درباره نماز است. بله، وسط «الفیه و نفلیه» فقط درباره صلات. «الفیه»، دو هزار تا دستور درباره نماز. «نفلیه»، دو هزار تا مستحب، اگر اشتباه نکنم. دو هزار تا مستحب نماز! خیلی کتابهای قشنگ و جذاب. بحث نماز متأسفانه خوب آنجا جدی گرفته نشده بین ماها. ستون دین، عمود اسلام. خلاصه، آنقدر عمل دارد. آره، آنقدر حقایق دارد، آنقدر ظرایف دارد. ما که درباره نماز ۱۰ تا، ۲۰ تا، ۳۰ تا جلسه داشته باشیم، درس اخلاق داشته باشیم، جلسات متنوع داشته باشیم، مسلماً این نماز در جامعه بسط پیدا میکند. یعنی اینی که آقا بینمازی زیاد است و نمازخوان کم است و فلان و اینها، بخشی از کار فرهنگیاش همین است که او بیاید ببیند که بابا، اینها دارند میآیند مثلاً ۵ سال است دارد جلسه میرود، فقط در مورد نماز میشنود! آن آقا مثلاً ۱۰ سال است دارد سخنرانی میکند! همین کتبی که درباره نماز نوشته شده، چقدر ما کتاب فقهی درباره صلات داریم؟ چقدر کتاب عرفانی درباره صلات داریم؟ میرزا جواد درباره صلات نوشتهاند، ممنون خدا که درباره صلات نوشتهاند، خود شهید، خود امام درباره صلات نوشتهاند، بزرگان متعدد جاهای مختلف درباره صلات عبارات فراوان دارند. خب، یک کسی مثل آقای بهجت، عمرش را فقط میگذارد در این زمینه. پیغمبر اکرم فرمود: «قرة عینی فی الصلاة» (روشنایی چشم من در نماز است). امام صادق فرمود که هیچ چیزی در اسلام به اندازه صلات دستورات و فروع ندارد. مهمترین نکته، باریکلا! امام حسین علیهالسلام هم آن نماز بالاخره ظهر عاشورا با آن وضع، به آن صورت.
این حقایق صلات، این جذابیتها، آدابش، حقایقش، معارفش متأسفانه بین ما ناشناخته مانده. ما حتی شاید در حد احکام ظاهریاش را تا حالا نشنیدهایم. امروز همین الان اشارههایی میکنم. اینها بحثهایی است که شاید عموماً اصلاً ندانند یک همچین مسالهای را. ما داریم با گوشه چشم راست اشاره بکنی. این را شیخ طوسی بیان کردهاند و یک عده از فقها هم از ایشان تبعیت کردهاند و گفتهاند مستحب است. شهید ثانی میفرمایند که دلیلی که برای استحباب آوردهاند، به نظر ما آن دلیل، استحباب را اثبات نمیکند.
حالا این مال ایمای منفرد بود؛ کسی که در نماز فرادا است. اشاره امام، ماموم، چهکار بکند؟ در نماز امام، با صورت خودش به طرف راست اشاره بکند. اول سلام «السلام علیکم» را به طرف قبله بگوییم، بقیه سلام را به طرف راست خودش اشاره بکند. صورتش را به طرف راست خود متمایل کند. ماموم، کأنه امام دارد آن لحظه آخر به این پشتسریها سلام میدهد. «السلام علیکم و رحمة الله». خیلی تویش نکته است. نماز با این عبارت تمام میشود. با چی؟ و وقتی که از وحدت به کثرت میرسد. حرفهایی است که بزرگان در این زمینه دارند و مطالب نابی هم هست واقعاً. اسرار خود این عبادات، اسرار اذکار این عبادات، حقایق عجیب و غریبی است. روایاتی که ما در این زمینه داریم واقعاً درباره نماز روایات بعداً محیرالعقول هستند. تعابیری که حالات خود اهل بیت نسبت به صلات دارند. تو صدای اذان را میشنوی، ارتداد فرایض. چهار ستون بدن امام معصوم دارد میلرزد! شوخی نیست. حقیقت مجسم ملکوت اعلی است. این امام، این کسی است که ذرهای تلاطم در وجودش نیست. همه عالم نمیتواند او را منفعل بکند، در او لرزش ایجاد بکند، تلاطم بیندازد. صلات دارد او را دگرگون میکند که برای ما کلاً عدم است. حالا غذا هم شد، شد. از دست نرفت. سکه گران نشود یاس ندارد.
روایت درباره امام جماعت، حالا انشاءالله جلوتر میرسیم. تکبیرش را از دست بدهی، آنقدر سود از دست دادهای که به اندازه زمین تا آسمان طلا پر شود جبران نمیکند. رکوع اول را از دست دادی، سجده اول را از دست دادی، رکوع دوم، رکعت دوم، رکعت سوم. واقعاً عجیب است. تعابیر عجیبی دارد. خب، برای ماموم مستحب است که همین کار را بکند، به طرف راست اشاره بکند. اگر طرف چپش کسی نباشد، خب همین طرف راستش کافی است. اگر طرف چپش کسی باشد، دوباره همین «السلام علیکم» را بگوید، با صورتش به طرف چپ اشاره کند. خب، حالا اگر طرف چپش کسی نباشد، دیوار باشد، سمت چپش اینجا چهکار بکنیم؟ صدوقین، ابن بابویه، ابن ابی بابویه، پدر و پسر. پدر که اول چهار مردم است و پسر هم که در تهران دفن است. این دو بزرگوار فرمودند که دیوار هم باشد، کفایت میکند. سمت چپ نمازگزار دیوار هم باشد، به همان سمت چپ، به همان دیوار با چشم اشاره بکند و سلام بدهد. مرحوم شهید ثانی که همان اشکالی که درباره اشاره کردن با گوشه چشم هست، درباره اشاره کردن با صورت هم هست. مخصوصاً این قول صدوقین، قول پدر و پسر. ابن ابی بابویه، اولاً که ما روایتی در این زمینه پیدا نکردیم مبنی بر اینکه بزرگواران فرمودند. فقط بحثی که هست این است که مشهور بین فقهاست و ما «عدم الخلاف» داریم. باز عدم الخلاف هم به معنای اینکه کسی متعرضش نشده است تا ابراز مخالفت بکند، به این معنا نه. به این معنا که کسی متعرض شده است و گفته است من مخالفت نمیکنم. در فقه هر کدامش کاراییاش فرق دارد. اگر همه متعرض شوند و بگویند ما اختلافی نداریم، این میشود «عدنا مراتب اجماع». اولین مرتبه اجماع همین است که این اجماع ساز میشود برای ما. ولی یک وقت هست که کسی متعرض نشده. یک تعدادی نقل کردهاند، بقیه هم متعرض نشدند که بگویند ما در این مسئله اختلاف داریم با اینها. یک مرحله از عدم و خلاف میشود. ولی شهرت میشود. خلاصه، ما شهرت داریم در این مسئله. روایتی برایش پیدا نکردیم.
نمازگزار وقتی که «السلام علیکم» را میگوید، مستحب است در ذهن خودش تصور بکند، مستحضر بکند، به حضور بیاورد، به ذهن بیاورد، تمام انبیای الهی را، تمام ملائکه را، تمام ائمه را، تمام مسلمین از انس و جن. مسلمین از انس و بله، این هم نکتهای بود دیروز در ذهنم آمد که آیه قرآن میفرماید که سوره مبارکه «ص»، شیاطین غواص حضرت سلیمان بودند. یک سری جن که تازه شیطان غواصی میکردند، زمرد و جواهر و این چیزها از ته آب پیدا میکردند برایش میبردند. از جنس آتش، جن. ولی شنا میرود. یک سری شبهات درباره جن برطرف میشود که طرف مقابل چهجور است که از این آتش است ولی میسوزد؟ خودش در آتش، همانطوری که از جنس آتش است، در آب میرود. کسی که از جنس آتش است، در آب میرود. به طریق اولی از جنس آتش میتواند در آتش برود. امر بدیهی میشود. در صورت موقع «السلام علیکم و رحمة الله»، این همه اینها را به ذهن بیاورد. مستحضر نسبت بهش باشد.
حرم حضرت عباس سلامالله علیه، خلاصه کشفی ظاهراً صورت میگیرد و حضرت میفرمایند که در تمام نمازها به من سلام دادی. «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین». نماد «عباد الله الصالحین» در رأس، کسی که امام معصوم بهش خطاب بکند، «السلام علیک ایها العبد الصالح». دیگر در رأس عباد صالحین، توجه به این داشته باش که در نماز و «السلام علینا و سالم» که میدهی، من هم متوجه باش که و خطاب بکن دیگر. در نماز «السلام علیکم» بگویید و «رحمة الله و برکاته». جمعیت که شامل همه انبیا و ائمه، یعنی از همه جنسی و مسلمین بیاوریم. این تفکیک «عباد الصالحین»، نه میدانم. میخواهم بگویم که به این معنا که این عباد صالحین را که گفتیم، دیگر پس بقیه نه. از باب ذکر خاص بعد عام است. دیگر همه جزو عباد الله صالحین هستند. نه، البته شاید عباد الله صالحین ما اعم از اینها بگیریم، اخص بگیریم. اخص بگیریم به این معنا که بخش خاصی از این دایره گسترده مسلمین انس و جن، عباد صالحین و حالا بعدش گستردهتر میشود. ولی خب از آن طرف هم اما مطلقه است. در هر صورت من وجه این دو تا سلام. چون از آن ور انبیا را دارد کنار میگذارد، یقیناً عباد صالحین هستند. از این ور تمام مسلمین، یقیناً بخششان نماز صالحین نیستند. حالا این سلام شاید یک سری چیزها ازش فوت میشود. بله، یک بخشی از افرادی که از این سلام اول فوت میشوند، به آن سلام دوم مثلاً جبران بشود. به هر حال استحبابش را داریم دیگر. شما اینها را مستحضر بکنی در ذهن. چون اگر بخواهیم که به ذهن نیاری، دیگر سلامت لغو میشود. به کی داری «السلام علیکم»؟ یک سلام بیخاصیتی میشود. ولو مسقط تکلیف است. شاید همین که سلام میدهی، تکلیفت ساقط شد. ولی خب محتوا ندارد. چیزی تویش نیست.
به کی؟ ماموم مستحب است که «السلام علیکم» را که میگوید، همانطور که امام جماعت مستحب است این افراد در نماز جماعت را هم درش لحاظ بکند. امام «السلام علیکم» که میگوید، مامومین را لحاظ بکند. خب، اینها توجه داشته باشد. «السلام علیکم» که میگوید با این توجه باشد. کدام محبت میآورد دیگر بین امام و ماموم. ماموم هم «السلام علیکم» که میگوید، جواب سلام امام را درش در نظر بگیریم. چون که جزو کسانی است که امام بر او سلام کرده دیگر. از این جهت کأنّه جواب سلام واجب شده. چرا مامومین را گفتند به طور خصوص قصد کند امام جماعت؟ خیلی با توجه. خلاصه، اینها را در ذهن بیاورد وقتی که دارد سلام آخر را میدهد. حالا اگر ماموم به نحوی است که کارش وظیفهاش این است که دو بار «السلام علیکم» را بگوید. حالا مثلاً راست و چپش کسی هست، هم راستش کسی هست و هم چپ. گفتند که جواب سلام اول، یعنی سلام اولی که میدهد، جواب سلام امام باشد. سلام دومش آنی باشد که امام قصد کرده بود برای مامومین. بله و همه آن افراد و اینها را در سلام اولش جواب سلام امام را بدهد و بهتر است که با فاصله باشد دیگر. الان بعضیها سلام را دادند. مستحب است با یک فاصلهای عبارت به عبارت را متابعت کند با امام. بهش میرسیم که امام یک عبارت را بگوید حتی در قنوتش، در تعابیرش دقیقاً آنی که امام میگوید را بگوید. در ذکر گاهی الان شنیده نمیشود. مورد داشتیم اینجوری که امام خودش قاطی کرده است از پشت.
این فصل سوم با این مسئله تمام میشود. مستحب است که نمازگزار قبل از اینکه سلام واجب نمازش را بدهد، سلام مشهور را بگوید. سلام مشهور این است: «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته». کل اینها استحباب دارد، ها! آن سلام واجب ما «السلام علینا و السلام علیکم» که بحث کردیم با کدامش نماز درمیآید. کاری ندارد مستحبش چیست. تمام این «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته»، «السلام علی انبیای الله و رسله»، «السلام علی جبرائیل و میکائیل و الملائکة المقربین»، «السلام علی محمد بن عبدالله»، «اللهم صل علی محمد و آل خاتم النبیین لا نبی بعده». این را مستحب است که قبل از سلامش بگوید. این فصل سوم هم تمام شد. فصل چهارم مستحبات دیگری ذکر میکنند در وزن همین مطلب. فصل چهارم هم فصل ساده و شیرین و فصل پنجم یکخرده ما بحثهایمان تازه شروع میشود درباره تروک نماز. در نماز چهها باید ترک شود که آنجا یک جاهایش دیگر واقعاً طلبگی، آخوندی است. بحث سنگین صلات یک بخشش آنجاست. در بحث شکیات هم یک جاهایی داریم. ما از اول گفته بودیم دیگر میخواهیم با یک روند درستی از متن پیش برویم. مثل جاده سرازیری دارد، خلاص میکنیم برود. خودش سربالایی دارد. با دنده سنگین میخواهیم ببینیم. تا اینجایش تقریباً اکثر مطالبی که خواندیم در سرازیری بوده. فصل پنجم که حالا فردا انشاءالله اگر برسیم، فصل چهارم را تمام میکنیم. جلسه بعدش فصل پنجم را میگوییم که دیگر تروک ما بحثهایمان همینجوری یکخرده سنگین میشود. یعنی شاید ما در روز از یک صفحه بیشتر تجاوز نکنیم. حالا خدا انشاءالله توفیق بدهد که بتوانیم این معارف را بفهمیم و به کار ببندیم. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم
در این فصل سوم از کتاب «صلاة»، بحث کیفیت نماز را داشتیم و کیفیت نماز به آخرین بخش خود رسید که سلام و اینها را هم گفتیم. یک لحظه شیرینی در انتهای بحث سلام داریم؛ بحثی جالب که یکی از نکات آن، «تبرّک» است. همانطور که گفتیم تبرّک در خود جلسه (در خود جَلو) و در تشهد مستحب بود و در سلام هم مستحب است که حالا در همه اینها به حالت تبرّک گفته میشود.
یک نکته خیلی جالب اینجا هست که اگر شخص منفرد نماز میخواند (فرادا نماز میخواند)، اینجا موقع سلام به قبله ایما (اشاره) کند. ایما یعنی چه؟ اشاره. وقتی دارد «السلام علیکم» را میگوید، آن تکّه «السلام علیکم» نگاهش، حالا برخی هم گفتهاند انگشتش، انگشت به طرف قبله باشد. ولی خب حالا ما همان نگاه را میگوییم. اهل سنت معمولاً این تیکه را عمل انگشت اشاره را میآورند جلو در سلام و «السلام علیکم» را. حالا ما شیعیان اینگونه داریم که در «السلام علیکم» خودش به قبله نگاه کند و «رحمة الله و برکاته» با گوشه چشم راست به انتها یعنی گوشه چشم راستش را به انتهای چشم بیاورد و به بغل نگاه کند تا جایی که میتواند چشم را حرکت دهد و به سمت راستش نگاه کند.
اگر سمت چپش هم کسی هست، در نماز جماعت هم سمت راست را سلام بدهد و هم یک سلام با گوشه چشم چپ به سمت چپش بدهد. اهل سنت این کار را انجام میدهند: «السلام علیکم و رحمة الله»، «السلام علیکم و رحمة الله»، دوباره سه تا تکبیر میگویند. آنها میگویند که خداوند انشاءالله همه را به راه راست هدایت کند.
مرحوم شهید ثانی میفرمایند که «الله اکبر» را دستهجمعی بگویند. ایشان میگوید: «همه را میزنند.» من مستندی پیدا نکردم مبنی بر اینکه موقع سلام به قبله اشاره بکند. ولی اینی که در روایات و فتوای فقها آمده، این است که موقع سلام دادن، به طرف قبله باشد. اشاره کردن به قبله نیامده است. مرحوم شهید اول، فقط این تکه «سلام به راستش» و اینها را در روایت داریم. تکه «السلام علیکم» نگاه به قبله بکن، یا اشاره به قبله بکن و اینها را نداریم. من و شهید اول در کتاب «ذکری» ایشان میفرمایند که اجماع داریم بر اینکه بر مُصلی در هیچکدام از این دو سلام، مستحب نیست که به طرف قبله اشاره بکند. اجماع بر عدم استحباب داریم؛ عدم استحباب، نه به معنای اینکه رفع استحباب، به معنای اینکه مستحب نیست.
یک وقت هست میگویند آقا ما یک چیزی هست، شهادت العدم و عدم شهادت. یک بحثی داریم، میگویند آقا من شهادت نمیدهم به اینکه این آقا عادل است. این به معنای این نیست که دارم شهادت میدهم به عدم عدالتش. قصر محصره الموضوع، محصره المحمول؛ بحثهایی که در منطق به آن اشاره میکنیم. این موضوع منفی باشد، محمول منفی باشد، این خیلی نکتهاش مهم است که نتیجه هم تابع همان محمول است. شهید اول میفهمند که اجماع داریم بر، یعنی اجماع ما بر این است که استحباب ندارد. استحبابش را ندیدیم. باریکلا! استحبابی برایش پیدا نکردیم. اجماع بر این داریم. ولی خود شهید اول در کتاب «لمعه» و همین کتاب «رساله الفیه»شان، اشاره به طرف قبله مستحب است. قبل از آن، تألیفات اول ایشان است که فقط درباره نماز است. بله، وسط «الفیه و نفلیه» فقط درباره صلات. «الفیه»، دو هزار تا دستور درباره نماز. «نفلیه»، دو هزار تا مستحب، اگر اشتباه نکنم. دو هزار تا مستحب نماز! خیلی کتابهای قشنگ و جذاب. بحث نماز متأسفانه خوب آنجا جدی گرفته نشده بین ماها. ستون دین، عمود اسلام. خلاصه، آنقدر عمل دارد. آره، آنقدر حقایق دارد، آنقدر ظرایف دارد. ما که درباره نماز ۱۰ تا، ۲۰ تا، ۳۰ تا جلسه داشته باشیم، درس اخلاق داشته باشیم، جلسات متنوع داشته باشیم، مسلماً این نماز در جامعه بسط پیدا میکند. یعنی اینی که آقا بینمازی زیاد است و نمازخوان کم است و فلان و اینها، بخشی از کار فرهنگیاش همین است که او بیاید ببیند که بابا، اینها دارند میآیند مثلاً ۵ سال است دارد جلسه میرود، فقط در مورد نماز میشنود! آن آقا مثلاً ۱۰ سال است دارد سخنرانی میکند! همین کتبی که درباره نماز نوشته شده، چقدر ما کتاب فقهی درباره صلات داریم؟ چقدر کتاب عرفانی درباره صلات داریم؟ میرزا جواد درباره صلات نوشتهاند، ممنون خدا که درباره صلات نوشتهاند، خود شهید، خود امام درباره صلات نوشتهاند، بزرگان متعدد جاهای مختلف درباره صلات عبارات فراوان دارند. خب، یک کسی مثل آقای بهجت، عمرش را فقط میگذارد در این زمینه. پیغمبر اکرم فرمود: «قرة عینی فی الصلاة» (روشنایی چشم من در نماز است). امام صادق فرمود که هیچ چیزی در اسلام به اندازه صلات دستورات و فروع ندارد. مهمترین نکته، باریکلا! امام حسین علیهالسلام هم آن نماز بالاخره ظهر عاشورا با آن وضع، به آن صورت.
این حقایق صلات، این جذابیتها، آدابش، حقایقش، معارفش متأسفانه بین ما ناشناخته مانده. ما حتی شاید در حد احکام ظاهریاش را تا حالا نشنیدهایم. امروز همین الان اشارههایی میکنم. اینها بحثهایی است که شاید عموماً اصلاً ندانند یک همچین مسالهای را. ما داریم با گوشه چشم راست اشاره بکنی. این را شیخ طوسی بیان کردهاند و یک عده از فقها هم از ایشان تبعیت کردهاند و گفتهاند مستحب است. شهید ثانی میفرمایند که دلیلی که برای استحباب آوردهاند، به نظر ما آن دلیل، استحباب را اثبات نمیکند.
حالا این مال ایمای منفرد بود؛ کسی که در نماز فرادا است. اشاره امام، ماموم، چهکار بکند؟ در نماز امام، با صورت خودش به طرف راست اشاره بکند. اول سلام «السلام علیکم» را به طرف قبله بگوییم، بقیه سلام را به طرف راست خودش اشاره بکند. صورتش را به طرف راست خود متمایل کند. ماموم، کأنه امام دارد آن لحظه آخر به این پشتسریها سلام میدهد. «السلام علیکم و رحمة الله». خیلی تویش نکته است. نماز با این عبارت تمام میشود. با چی؟ و وقتی که از وحدت به کثرت میرسد. حرفهایی است که بزرگان در این زمینه دارند و مطالب نابی هم هست واقعاً. اسرار خود این عبادات، اسرار اذکار این عبادات، حقایق عجیب و غریبی است. روایاتی که ما در این زمینه داریم واقعاً درباره نماز روایات بعداً محیرالعقول هستند. تعابیری که حالات خود اهل بیت نسبت به صلات دارند. تو صدای اذان را میشنوی، ارتداد فرایض. چهار ستون بدن امام معصوم دارد میلرزد! شوخی نیست. حقیقت مجسم ملکوت اعلی است. این امام، این کسی است که ذرهای تلاطم در وجودش نیست. همه عالم نمیتواند او را منفعل بکند، در او لرزش ایجاد بکند، تلاطم بیندازد. صلات دارد او را دگرگون میکند که برای ما کلاً عدم است. حالا غذا هم شد، شد. از دست نرفت. سکه گران نشود یاس ندارد.
روایت درباره امام جماعت، حالا انشاءالله جلوتر میرسیم. تکبیرش را از دست بدهی، آنقدر سود از دست دادهای که به اندازه زمین تا آسمان طلا پر شود جبران نمیکند. رکوع اول را از دست دادی، سجده اول را از دست دادی، رکوع دوم، رکعت دوم، رکعت سوم. واقعاً عجیب است. تعابیر عجیبی دارد. خب، برای ماموم مستحب است که همین کار را بکند، به طرف راست اشاره بکند. اگر طرف چپش کسی نباشد، خب همین طرف راستش کافی است. اگر طرف چپش کسی باشد، دوباره همین «السلام علیکم» را بگوید، با صورتش به طرف چپ اشاره کند. خب، حالا اگر طرف چپش کسی نباشد، دیوار باشد، سمت چپش اینجا چهکار بکنیم؟ صدوقین، ابن بابویه، ابن ابی بابویه، پدر و پسر. پدر که اول چهار مردم است و پسر هم که در تهران دفن است. این دو بزرگوار فرمودند که دیوار هم باشد، کفایت میکند. سمت چپ نمازگزار دیوار هم باشد، به همان سمت چپ، به همان دیوار با چشم اشاره بکند و سلام بدهد. مرحوم شهید ثانی که همان اشکالی که درباره اشاره کردن با گوشه چشم هست، درباره اشاره کردن با صورت هم هست. مخصوصاً این قول صدوقین، قول پدر و پسر. ابن ابی بابویه، اولاً که ما روایتی در این زمینه پیدا نکردیم مبنی بر اینکه بزرگواران فرمودند. فقط بحثی که هست این است که مشهور بین فقهاست و ما «عدم الخلاف» داریم. باز عدم الخلاف هم به معنای اینکه کسی متعرضش نشده است تا ابراز مخالفت بکند، به این معنا نه. به این معنا که کسی متعرض شده است و گفته است من مخالفت نمیکنم. در فقه هر کدامش کاراییاش فرق دارد. اگر همه متعرض شوند و بگویند ما اختلافی نداریم، این میشود «عدنا مراتب اجماع». اولین مرتبه اجماع همین است که این اجماع ساز میشود برای ما. ولی یک وقت هست که کسی متعرض نشده. یک تعدادی نقل کردهاند، بقیه هم متعرض نشدند که بگویند ما در این مسئله اختلاف داریم با اینها. یک مرحله از عدم و خلاف میشود. ولی شهرت میشود. خلاصه، ما شهرت داریم در این مسئله. روایتی برایش پیدا نکردیم.
نمازگزار وقتی که «السلام علیکم» را میگوید، مستحب است در ذهن خودش تصور بکند، مستحضر بکند، به حضور بیاورد، به ذهن بیاورد، تمام انبیای الهی را، تمام ملائکه را، تمام ائمه را، تمام مسلمین از انس و جن. مسلمین از انس و بله، این هم نکتهای بود دیروز در ذهنم آمد که آیه قرآن میفرماید که سوره مبارکه «ص»، شیاطین غواص حضرت سلیمان بودند. یک سری جن که تازه شیطان غواصی میکردند، زمرد و جواهر و این چیزها از ته آب پیدا میکردند برایش میبردند. از جنس آتش، جن. ولی شنا میرود. یک سری شبهات درباره جن برطرف میشود که طرف مقابل چهجور است که از این آتش است ولی میسوزد؟ خودش در آتش، همانطوری که از جنس آتش است، در آب میرود. کسی که از جنس آتش است، در آب میرود. به طریق اولی از جنس آتش میتواند در آتش برود. امر بدیهی میشود. در صورت موقع «السلام علیکم و رحمة الله»، این همه اینها را به ذهن بیاورد. مستحضر نسبت بهش باشد.
حرم حضرت عباس سلامالله علیه، خلاصه کشفی ظاهراً صورت میگیرد و حضرت میفرمایند که در تمام نمازها به من سلام دادی. «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین». نماد «عباد الله الصالحین» در رأس، کسی که امام معصوم بهش خطاب بکند، «السلام علیک ایها العبد الصالح». دیگر در رأس عباد صالحین، توجه به این داشته باش که در نماز و «السلام علینا و سالم» که میدهی، من هم متوجه باش که و خطاب بکن دیگر. در نماز «السلام علیکم» بگویید و «رحمة الله و برکاته». جمعیت که شامل همه انبیا و ائمه، یعنی از همه جنسی و مسلمین بیاوریم. این تفکیک «عباد الصالحین»، نه میدانم. میخواهم بگویم که به این معنا که این عباد صالحین را که گفتیم، دیگر پس بقیه نه. از باب ذکر خاص بعد عام است. دیگر همه جزو عباد الله صالحین هستند. نه، البته شاید عباد الله صالحین ما اعم از اینها بگیریم، اخص بگیریم. اخص بگیریم به این معنا که بخش خاصی از این دایره گسترده مسلمین انس و جن، عباد صالحین و حالا بعدش گستردهتر میشود. ولی خب از آن طرف هم اما مطلقه است. در هر صورت من وجه این دو تا سلام. چون از آن ور انبیا را دارد کنار میگذارد، یقیناً عباد صالحین هستند. از این ور تمام مسلمین، یقیناً بخششان نماز صالحین نیستند. حالا این سلام شاید یک سری چیزها ازش فوت میشود. بله، یک بخشی از افرادی که از این سلام اول فوت میشوند، به آن سلام دوم مثلاً جبران بشود. به هر حال استحبابش را داریم دیگر. شما اینها را مستحضر بکنی در ذهن. چون اگر بخواهیم که به ذهن نیاری، دیگر سلامت لغو میشود. به کی داری «السلام علیکم»؟ یک سلام بیخاصیتی میشود. ولو مسقط تکلیف است. شاید همین که سلام میدهی، تکلیفت ساقط شد. ولی خب محتوا ندارد. چیزی تویش نیست.
به کی؟ ماموم مستحب است که «السلام علیکم» را که میگوید، همانطور که امام جماعت مستحب است این افراد در نماز جماعت را هم درش لحاظ بکند. امام «السلام علیکم» که میگوید، مامومین را لحاظ بکند. خب، اینها توجه داشته باشد. «السلام علیکم» که میگوید با این توجه باشد. کدام محبت میآورد دیگر بین امام و ماموم. ماموم هم «السلام علیکم» که میگوید، جواب سلام امام را درش در نظر بگیریم. چون که جزو کسانی است که امام بر او سلام کرده دیگر. از این جهت کأنّه جواب سلام واجب شده. چرا مامومین را گفتند به طور خصوص قصد کند امام جماعت؟ خیلی با توجه. خلاصه، اینها را در ذهن بیاورد وقتی که دارد سلام آخر را میدهد. حالا اگر ماموم به نحوی است که کارش وظیفهاش این است که دو بار «السلام علیکم» را بگوید. حالا مثلاً راست و چپش کسی هست، هم راستش کسی هست و هم چپ. گفتند که جواب سلام اول، یعنی سلام اولی که میدهد، جواب سلام امام باشد. سلام دومش آنی باشد که امام قصد کرده بود برای مامومین. بله و همه آن افراد و اینها را در سلام اولش جواب سلام امام را بدهد و بهتر است که با فاصله باشد دیگر. الان بعضیها سلام را دادند. مستحب است با یک فاصلهای عبارت به عبارت را متابعت کند با امام. بهش میرسیم که امام یک عبارت را بگوید حتی در قنوتش، در تعابیرش دقیقاً آنی که امام میگوید را بگوید. در ذکر گاهی الان شنیده نمیشود. مورد داشتیم اینجوری که امام خودش قاطی کرده است از پشت.
این فصل سوم با این مسئله تمام میشود. مستحب است که نمازگزار قبل از اینکه سلام واجب نمازش را بدهد، سلام مشهور را بگوید. سلام مشهور این است: «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته». کل اینها استحباب دارد، ها! آن سلام واجب ما «السلام علینا و السلام علیکم» که بحث کردیم با کدامش نماز درمیآید. کاری ندارد مستحبش چیست. تمام این «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته»، «السلام علی انبیای الله و رسله»، «السلام علی جبرائیل و میکائیل و الملائکة المقربین»، «السلام علی محمد بن عبدالله»، «اللهم صل علی محمد و آل خاتم النبیین لا نبی بعده». این را مستحب است که قبل از سلامش بگوید. این فصل سوم هم تمام شد. فصل چهارم مستحبات دیگری ذکر میکنند در وزن همین مطلب. فصل چهارم هم فصل ساده و شیرین و فصل پنجم یکخرده ما بحثهایمان تازه شروع میشود درباره تروک نماز. در نماز چهها باید ترک شود که آنجا یک جاهایش دیگر واقعاً طلبگی، آخوندی است. بحث سنگین صلات یک بخشش آنجاست. در بحث شکیات هم یک جاهایی داریم. ما از اول گفته بودیم دیگر میخواهیم با یک روند درستی از متن پیش برویم. مثل جاده سرازیری دارد، خلاص میکنیم برود. خودش سربالایی دارد. با دنده سنگین میخواهیم ببینیم. تا اینجایش تقریباً اکثر مطالبی که خواندیم در سرازیری بوده. فصل پنجم که حالا فردا انشاءالله اگر برسیم، فصل چهارم را تمام میکنیم. جلسه بعدش فصل پنجم را میگوییم که دیگر تروک ما بحثهایمان همینجوری یکخرده سنگین میشود. یعنی شاید ما در روز از یک صفحه بیشتر تجاوز نکنیم. حالا خدا انشاءالله توفیق بدهد که بتوانیم این معارف را بفهمیم و به کار ببندیم. الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه پانزدهم
شرح لمعه
جلسه شانزدهم
شرح لمعه
جلسه هفدهم
شرح لمعه
جلسه هجدهم
شرح لمعه
جلسه نوزدهم
شرح لمعه
جلسه بیست و یکم
شرح لمعه
جلسه بیست و دوم
شرح لمعه
جلسه بیست و سوم
شرح لمعه
جلسه بیست و چهارم
شرح لمعه
جلسه بیست و پنجم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...