شرح لمعه

جلسه هجدهم

شرح لمعه . 1393/06/18
00:20:31
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم الله الرحمن الرحیم**

بحث بعدی که در بخش صلاة داریم، بحث رکوع است. در کیفیت صلات‌ها که تاکنون گفتیم، بحث قرائت را هم گذراندیم. حالا به بحث رکوع می‌رسیم و بعد از آن، بحث سجده. رکوع، واجب است که به شکل منحنی صورت بگیرد. خود معنای رکوع هم به معنای همین انحنا و کرنش در برابر خدای متعال است. شخص باید منحنی شود، خم شود، به نحوی که کف دستش به زانوهایش برسد. اصل گذاشتن دست بر روی زانوها، واجب نیست. الان اختلافی است؛ ولی نظر مشهور، بعضاً بر این است که لازم نیست دست حتماً روی زانو باشد، بلکه مقداری خم باشد. اگر خواست از روی زانو بردارد، بتواند. و اینکه اصل این خم شدن هم مهم است. حالا گاهی ممکن است زانویش را جلو بیاورد و مثلاً دستش را یک خرده دراز بکند و فلان و این‌ها که به آن "انخص" می‌گویند. بدنش را عقب بکشد مثلاً. این جوری، دو زانویش را هم خم بکند و به یک نحو خاصی، بعضی پرنده‌ها، مثلاً به آن رکوع گفته نمی‌شود. باید خم شود، کمر خم شود به نحوی که دست‌ها به زانو برسد، کف دست به زانو برسد. کف دست هم لزوماً معنای وسط دست نیست؛ همین که سر انگشت‌ها هم به زانو برسد، کفایت می‌کند. یعنی به آن هم رکوع گفته می‌شود، چون کف دست است دیگر.

حالا از استحبابش این است که کف دست روی زانو قرار بگیرد، روی قله زانو (برآمدگی) قرار بگیرد. عرض کنم خدمتتان که البته خب سر انگشت را به‌تنهایی هم برسد، کفایت نمی‌کند، ها! باید به نحوی شود که باز به آن رکوع گفته شود. قشنگ خم شده باشد.

باید در حال رکوع هم طمأنینه داشته باشد. این طمأنینه را ما دیگر ازاین‌پس با آن کار داریم. در نماز کلاً همه حرکات باید در طمأنینه باشند. طرف "الله اکبر" می‌گوید، هنوز می‌خواهد وایسد؛ "الله اکبر" می‌گوید، هنوز "علی اکبری" تمام نشده، می‌رود رکوع. نماز، نماز جماعت، نمازش باطل است. ذکرش را هنوز حرکت دارد. در رکوع که رفته، در مسیر رفت و برگشت، در مسیر حرکت، ذکرش را می‌گوید. نماز باطل است. باید کامل طمأنینه داشته باشد. تمام ذکرها در نماز این شکلی است، غیر از دو تا. طمأنینه در آن‌ها شرط نیست که حالا جلوتر هم می‌گوییم: یکی "سمع الله"، یکی "بها الله". این دو تا در آن‌ها طمأنینه لازم نیست؛ ولی همه‌جا ذکر همراه طمأنینه است. برای کسی که حرکت می‌خواهد بکند، مثلاً در نماز به او گفتند که آقا جهت قبله یک خرده کج‌تر است، نمی‌تواند در حال ذکر گفتن جابه‌جا شود. بعد از ذکر ساکت شود، بعد جابه‌جا شود. یا مثلاً صف جلویی خالی شد، بخواهد اتصالش به نماز جماعت برقرار شود. دو سه قدم فاصله دارد. ذکرش را بگوید و جلو برود. می‌تواند برود. یا مهرش را برداشتند که خودمان مهر طرف را بگذاریم. ذکرش را قطع می‌کند، یک خرده منتظر می‌شود که حالا این هم شرایط بحث خودش است. در صورت ما، همراه حرکت اصلاً نداریم در نماز. همه‌جا طمأنینه لازم است. درباره رکوع، هم طمأنینه قبلش لازم است، هم در حین ذکرش لازم است. وقتی‌که از رکوع بلند می‌شود، یک طمأنینه لازم است. هم حالا بعدش که دیگر برای سجده و بین دو تا سجده که یک طمأنینه‌ای هست، باید آن مقداری که ذکر واجب است، آن همراه طمأنینه شود. ذکر واجب رکوعش در طمأنینه شکل گرفته. حالا این ذکر واجب رکوع چیست؟ در حال اختیار، یا سه بار تسبیح کبری را بگوید یا سه بار "سبحان الله" بگوید. تسبیح کبری که چیست؟ "سبحان ربی العظیم و بحمده" این تسبیح کبری است. یا سه تا "سبحان الله" بگوید یا سه بار تسبیح کبری بگوید. این در حال اختیار است. اگر اضطرار است که هر ذکری بگوید، برایش فرقی نمی‌کند. شرایط به نحوی باشد که نمازش را سریع بخواند یا عرض کنم که ذکر را بلد نیست، تسبیح را مثلاً نمی‌داند چی باید بگوید. در حال اضطرار کلاً اضطرار شرایط اورژانسی دین است دیگر. همیشه به اینجا که می‌رسد، دیگر همه‌چیز آزاد می‌شود. این در احکام است. آن در بحث‌های درسی که هرچه می‌خواهند ثمره بتراشند، می‌گویند در مورد مسائل احکام، هرجا به اضطرار برسد، می‌گویند مباح است. برخی فقها گفتند که مطلقاً هر ذکری که بگوید، کفایت می‌کند. نهال اض... فقط در حال اختیارم هر ذکری بگوید، کفایت می‌کند. همین قول بهتر است، قول خوبی است. آره، مطلق ذکر در رکوع کفایت می‌کند. روایت صحیحی هم داریم مبنی بر اینکه برخی اساتید می‌گفتند که شما لذت ببرید، از نماز لذت ببرید، تنوع در ذکر داشته باشید. سؤال بکنید که چه ذکرهایی اجازه می‌دهند که مثلاً در رکوع و سجده گفته شود. برخی فقها فقط همین تسبیح کبری و سبحان الله صغری را اجازه دادند؛ ولی برخی گفتند هر ذکر مطلقی باشد، شما می‌توانی "یا علی و یا عظیم" مثلاً یا مثلاً "سبحان ربی الودود"، هر ذکری که باشد. حتی برخی برای صلوات هم اجازه ندادند در رکوع و سجده، صلوات هم فرستاده شود. قصد ورود که کسی نمی‌تواند قصد ذکر کند. خب اشکالی دقیق می‌شود دیگر. کسی ذکر رکوع را به نیت ذکر رکوع صلوات بفرستد، تعبیری که امام زمان به مرحوم آیت‌الله مرعشی یاد داده بودند که در رکوع و سجده بگوید: "ترحّم علی عجزنا و قسمنا بحقهم". که در رکوع این را بگوید. خب این را دیگر به قصد ورود نگوید. از این دیگر از حد شریعت رسید. مطلب اگر ما حالا بتوانیم بحث تشرفاتی را هم داخل تشریعیات بدانیم، در صورت حالا آن را به قصد ورود نمی‌خوانیم دیگر، به قصد ذکر. ولی خب اگر فقیه ما، مرجع تقلید ما به‌کلی جایز بداند، خب دیگر مسئله حل است.

آقا، برخی روایات خاص را گفتند، برخی روایات مطلق را گفتند. این‌ها منافات دارد و چیکار بکنیم؟ فرمود که ۸۰ درصد، ۹۰ درصد فقه تعارض است. یعنی شاید کمتر بحثی باشد که ما داخلش بشویم و در آن تعارض در روایات نباشد. یکی می‌گوید این حلال است، یکی می‌گوید حرام. مثلاً گاهی در این حد، گاهی به یک نحوی آن را می‌گویند، گاهی به یک نحو دیگرش را رد می‌کنند. در صورت اینکه اینجا در برخی روایات فقط گفتند "سبحان ربی العظیم و بحمده" و "سبحان الله"، در برخی هم گفتند ذکر بگوید. ما چیکار بکنیم؟ این را اینجا می‌گوییم که مطلق ذکر کلی است. آن "سبحان ربی العظیم" واجب تخییری می‌شود. یعنی برای او واجب تخییری است که یا مطلق ذکر، "سبحان ربی العظیم"، ذکری که خواست یا این ذکر، این همیشه بخشی از آن ذکر مطلق. یا اینکه بگوییم در حال اختیار و اضطرار همان که اول عرض کردیم: در حال اختیار "سبحان ربی العظیم و بحمده"، در حال اضطرار مطلق ذکر.

در هر صورت، خود تعبیر "بحمده" هم واجب تخییری است. "سبحان ربی العظیم و بحمده" و خواست، می‌گوییم. نخواست، نمی‌گوییم. حتی گفتند که در خود تسبیح کبری هم باز دوباره خود آن تعبیر "ربّی"اش، آن هم تخییری است. یعنی می‌تواند که "سبحان" همین کفایت می‌کند. پس این هم که باز عده‌ای هم که قائلند به اینکه فقط شما "سبحان ربی و بحمده" بتوانی بگویی، آن هم تخییری است و "بحمده"اش تخییری است. "عظیمه"اش هم تخییری، واجب تخییری. شما مخیری به اینکه این را انجام بدهی یا آن را. چه مثلاً می‌توانی شما مثلاً یک عبد آزاد بکنی در ازای کفارت یا ۶۰ روز روزه بگیری یا ۶۰ تا فقیر را اطعام بکنی. معنای "سبحان ربی العظیم و بحمده" چیست که خب این تسبیح به معنای تنزیه. گفتند عاملش هم حذف شده. "سبّحتُ الله تسبیحاً و سبّحتُهُ بحمده." یک همچین معنایی. خدا را تسبیح می‌کنم، و به حمدش تسبیح می‌کنم. به حمدش تسبیح می‌کنم یعنی چه؟ حالا یا تعبیر مطلق یعنی اینکه من حمد خدا را به‌جا می‌آورم یا اینکه به‌واسطه حمد اوست که او را تسبیح می‌کنم. یعنی "باء" سببیت یا "باء" الصاق. معنای معیت هم می‌تواند باشد. "با حمد او تسبیح می‌کنم" رو. یا "به‌وسیله حمد او، او را تسبیح می‌کنم." هر آیه قرآن را هم آوردند. "ما أنت بنعمة ربک بمجنون." گفتند مثل این است که چون بنا نداشتیم توی متن برویم، سعی می‌کنیم خیلی مه... دخول.

در صورت کلی، واجبات رکوع، واجب است که بعد از رکوع سر از رکوع بردارد. اگر کسی از رکوع مستقیم بپرد توی سجده، باطل است. خب، اگر عمدی باشد که خوب باطل است. اگر سهوی باشد، این هنوز به سجده که نرفته، یادش که افتاد، باید بلند شود. استدراک بکند، جبران بکند. بلند شود، بعد یک طمأنینه‌ای بکند و بیاید برود رکوع و این طمأنینه را هم که عرض کردیم؛ ولی حد معینی ندارد که مثلاً بگوییم چند ثانیه داشته باشد. مسم باید حاصل شود دیگر. بگوید طمأنینه. آقای طمأنینه که عنوان صلات خارج شود. بگوید آقا چیکار می‌کنی؟ آنجا وایستاده، دارد تابلو نگاه می‌کند. همین جور وایستاده. انقدر دیگر آقا، طمأنینه‌اش خیلی طمأنینه خیلی طول می‌کشد. چند ثانیه، برای ۲۰-۳۰ ثانیه شاید طول می‌کشد. مستحب است اذکار را تثلیثاً بگوید. کلاً در نماز همه اذکار تثلیثش مستحب است. سه بار "سبحان ربی العظیم" سه بار گفته شود یا بیشتر و این هم باز دوباره ذکر وترش مستحب است. "إنّ الله وترٌ و یحب الوتر." خدا خودشان فردند و فرد را دوست دارند. از بین اعداد، اعداد فرد را دوست دارند. عرض کنم که لذا در ذکرها هم تعداد فرد مستحب است. سه بار بگوید، پنج بار، هفت، ۹ بار، ۱۱. یک جوری که دیگر به خستگی نیفتد، به ملالت نیفتد. حضرت صادق علیه‌السلام، ارواحنا فداه، ایشان ۶۰ بار می‌گفتند ذکر تسبیح کبری را. حالا همین که حالا در مورد این هم می‌رسیم که حالا این ۶۰ تا به چه نحو می‌شود که می‌گویند یا از این جهت است که راوی اشتباه کرده، شاید ۶۱ بار حضرت گفته‌اند. یا از این جهت است که خواستند بگویند که زوجش هم اشکال ندارد. ۶۰ تا ذکر مختلف گفته باشند. چون توی روایت ندارد. روایت از تسبیح مختلف کردن. مثلاً وتر هم هست. اتفاقاً عددیه که اگر چند بار چند بار گفته شود، هم باز دوباره درست درمی‌آید. یعنی اگر ممکن است سه بار سه بار حضرت یا پنج بار پنج بار گفته باشد، می‌شود ۶۰. دیگر مضر نیستند. ولی یک جا شما دیگر ذکر نمی‌خواهد زیاد بگویی. از استحبابش در می‌آید. ۶۰ بار امام صادق علیه‌السلام انجام بدهیم. این هم وقتی‌که شما در نماز جماعت باشید. امام جماعت که دیگر بیشتر از سه بارش مستحب نیست، مگر اینکه خود مأمومین طلب تطویل داشته باشند، دوست داشته باشند که شما طولش بدهی. آقای حدادی پیش‌نمازی و علامه تهرانی هم مأمومند، نماز می‌خوانند و عشق و حال و صفا و اینجا دیگر اشکالی ندارد. بیشتر از سه بارش هم جایز است.

حالا اگر بیش از یک بار بگوییم، حد وجوبیش کدام است که ما می‌خواهیم برای طمأنینه بفهمیم؟ سه بار گفتیم. هر سه بارش حد وجوبی بود؟ یک دفعه اولش فقط وجوبی بود؟ کلاً دفع سومش یک تکانی خورده بودم. مثلاً در حال ذکر گفتن کسی به شما تنه زد، وسط نماز شما باید ذکرتان را قطع بکنی. دیگر طمأنینه به هم می‌خورد. تکان هم خوردم. دو شنبه ذکرم را می‌گویم. حد وجوبی کدام؟ گفتند که همان دو تا احتمالی که درباره تسبیحات اربعه دادیم، فقط اولیش واجب است یا سه تایش. دو تا قول اینجا هست. این را هم که گفتیم که مستحب وتر باشد و توجیه رکوع امام صادق علیه‌السلام را هم گفتیم. مستحب است که رکوع که می‌رود، قبل از اینکه ذکر رکوع را بگوید، ادعیه‌ای که وارد شده در رکوع را بخواند. "اللهم لک رکعت." هدیه‌ای از امام صادق علیه‌السلام، اهل‌بیت وارد شده. مستحب است که در حال رکوع یک جوری پشتش منحنی و خم باشد. اگر یک قطره آب افتاد، تکان نخورد. صاف صاف، آره تراز وایستاده و گردنش را هم بکشد در رکوع و این را در ذهنش بیاورد که: "آمنّا ولو ضربتَ أعناقَنا." به تو ایمان آوردم حتی اگر گردنم را بزنی. گردنش را آورده، انگار گردن زدن در نماز. توجه داشته. خب این دستورات و آداب توجهش در نماز خیلی کمک‌کننده به خود حضور قلب است. خود این آداب مثل خود اینکه دست را روی ران بگذاریم در حال قیام. خود این خیلی در تمرکز اثر دارد. توجه نگاه‌ها که در روایات وارد شد، موقع رکوع به کجا نگاه کنیم؟ در قیام به چی نگاه کنیم؟ در سجده نوک بینی نگاه کنیم. این‌ها خیلی اثر دارد توی خود اصل توجه در نماز.

مستحب است که بکند در رکوع حالت بال، بالش را باز بکند. دو تا دست را به شکل بال باز بکند و دست را از بغل زانو بگیرد. یعنی این زیر بغل و آرنج و بازو باز باشد در رکوع. امام رضا علیه‌السلام همین رکوع می‌گرفتند و انگشت‌ها را هم باز بکند در رکوع و چیزی هم روی انگشتان نباشد، لباسی چیزی، انگشتر نباشد. اگر عبایی چیزی هست، این را کنار بزند یا دستش را بیاورد از آستینی چیزی. کاپشن، گاهی مثلاً آدم جوری پشت یکی می‌آید موقعیت رکوع روی دست یک جور بشود که این جوری. این کراهت دارد در نماز و روی دست چیزی نباشد. دستش را توی آستین بکند که دست باز باشد. حالت تنگی را هم داشته. خب دیگر دستش را هم روی کاسه زانو بگذارد و پر بکند با دو تا دستش زانویش را. اول مستحب است دست راست را بگذارد، بعد دست چپ را بگذارد. مستحب است وقتی‌که ایستاده، قبل از اینکه به سجده برود، تکبیر بگوید و موقع تکبیر هم دست این لاله، موازی لاله گوش، بالا بیاید. همان‌گونه که در همه جاهای نماز که تکبیر هست، این به این نحویش مستحب است و زینت نماز. گفتند تکبیر که این بالا گفته می‌شود. مستحب است که وقتی‌که مستحب است وقتی سر از رکوع برمی‌دارد، این ذکر را بگوید: "سمع الله لمن حمده و الحمدلله رب العالمین" و ادامه .... خیلی طولانی. این ذکر را کُلّش را بگوید. درحالی‌که باز نماز .... من درآوردی که هیچکی انجام نداده. در انجام ممکن است تذکر هم بدهند. حالا باطل نماز نیست. مورد داشتیم که تذکر دادند نمازت باطل است. بله، در حال طمأنینه انجام شود. حالا معنای "سمع الله لمن حمده" را مرحوم شهید ثانی بحث می‌کنند چه. خب می‌گویند سمع به معنای استجابت است. خدا اجابت می‌کند برای کسی که حمد او را به‌جا بیاورد. آن "لام" هم برای همین آمده. سمع با "الی" متعدی نمی‌شود، چون استجابت و در آن آمده، تضمین شده به قول ادبا. یک کلمه به‌جای کلمه دیگر بیاید، آن خصوصیات آن کلمه را و این کلمه هم بار می‌کند. اگر آن کلمه با یک چیزی، حرفی متعدی می‌شود، آن حرف را به این هم می‌دهند. سمع با "الی" متعدی نمی‌شود؛ ولی چون تضمین شده معنای استجابت، استجابت با "الی" تعدیه دارد. لذا سمع را هم اینجا می‌شود متعدی کرد با "الی". اگر ما حالت انشایی می‌توانیم بگیریم این را و هم به معنای خبری. "شنید برای کسی که حمد او را به‌جا آورد." خبر همیشه دعا باشد. "خدا بشنود." مثلاً "اجابت بکنند." "اجابت بکند کسی را که مشکل ندارد." "لمن"ش یعنی کسی را که. "خدا اجابت بکند کسی را که حمد او را به‌جا آورد" یا "خدا اجابت کرد کسی را که حمد او را به‌جا آورد." عرض کردیم که زیر لباس مکروه است که باشد، حکم کراهتش را. ولی مرحوم مصنف در کتاب "ذکر" گفتند که این اقوال فقها به این بوده، روایتی نقل کردند برای اینکه زیر لباسی چیزی باشد، کراهت دارد.

خب دیگر بحث بعدی‌مان می‌رود در بحث سجده که حالا ان‌شاءالله فردا بحث سجده را خواهیم داشت. **به حول و قوت الهی، و الحمدلله رب العالمین.**
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00