متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث بعدی که در فقه داشتیم، درباره این بود که کسی که سوره حمد را بلد نیست، چهکار بکند. اگر کسی سوره حمد را بلد نبود، خب این دیگر واجب است که سوره حمد و قرائت صحیحش را یاد بگیرد. همین الان بر تکتک ما واجب است قرائت صحیح حمد. هر نمازی که خواندیم و قرائت حمدمان صحیح نبوده، یقیناً مؤاخَذیم، مؤاخذه میشویم و ماعاق، بلکه عقاب هم میشویم بابت... خلاصه باید برویم تحصیل کنیم و یاد بگیریم. کسی که بالاخره ادبیات را بلد است، از او بخواهیم قرائت کنیم پیشش. او تصحیح بکند کجایش غلط است، کجایش درست است. حرف "ض" را باید چطور تلفظ کرد؟ حرف "د"، "ذ" را باید چطور تلفظ کرد؟ حرف "جیم" میشود خلاصه. این "صاد" چطور است؟ اینها را همه را تحصیل بکن و یاد بگیر و خوب بخوان، اگرچه امکانش را داشته باشی و وسعت وقت.
حالا یک کسی وقتش تنگ است و سوره حمد را هم بلد نیست. این چهکار باید بکند؟ این هرآنچه که از سوره حمد بلد است، باید بخواند، به شرط اینکه مقداری باشد که بر آن، قرائت حمد صدق بکند. گاهی فقط یک کلمه از حمد را بلد است، یا مثلاً «نعبد» را بلد است، یا «مالک» را بلد است، یا «الحمد» یک کلمه، یک کلمه، یک کلمه. این دیگر نمیشود گفت قرائت حمد. ولی اگر یک آیه بلد است، فقط آیه «الحمدلله رب العالمین» را بلد است، خب این همین را فقط باید بخواند.
بابت آن بخشهای دیگری که از سوره حمد بلد نیست، باید چهکار بکند؟ حالا اینجا بحثی هست که آیا همین را قبول بکنیم، یا آیات دیگری اگر از قرآن بلد است را ما قبول بکنیم که آنها را جای سوره حمد بخواند؟ مثلاً «قل هو الله» را بلد است، آن را مثلاً بگوییم؟ فقط «الحمدلله رب العالمین» را بخواند از سوره حمد به جای آن شش آیه بعد. مجموعاً هم ۱۵۵ حرف سوره مبارکه حمد است. اگر «مالک یوم الدین» را «مالک» بخوانیم، میشود ۱۵۶. اگر «مَلِک» بخوانیم، میشود ۱۵۵. الف دارد دیگر، ۱۵۵ یا ۱۵۶. خلاصه این باید جبران بکند به اندازه این ۱۵۵ حرف. حالا ۱۵۶ یا ۱۵۵ حرفش. اگر آیات دیگری از قرآن میخواهد بخواند، به مقداری بخواند که این ۱۵۵ حرف بشود. یا اگر بلد نیست و فقط همین یک تکه از سوره حمد را بلد است، همین را آنقدر بخواند که جای ۱۵۵ حرف را بگیرد.
حالا اگر از اول سوره حمد، که بعد از آن، بقیهاش را بلد نیست، این تکه اول را به جای خودش میخواند، بقیه را به جای جاهای دیگر. این «الحمدلله رب العالمین» را به جای آیه دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم تکرار میکند. مثلاً خود «الحمدلله رب العالمین» آیه دوم سوره حمد. «بسم الله» آیه اول. خب، اگر از وسط بلد است، آن وسط را به جای خودش، اول و آخر را جایگزین میکند. یعنی بدل و مُبدل. در واقع، مُبدل آن آیات، آیاتی است که بلد نیست، بدل این است که بلد است که این بدل مُبدل را جایگزین میکند دیگر. اگر از آخر باشد، از آخر «الحمدلله رب» آیه هفتم، باریکالله. ولی تکه اول را به نیت اصلش، بقیه را به نیت بدل که میزان ۱۵۵ حرف. اگر مثلاً فقط... چرا به تعداد آیه اشکال ندارد؟ ما میگوییم آقا چهار بار که بخواند به تعداد حروف. به تعداد حروفش گفتند لازم است. اگر مثلاً از وسط بلد است، «مالک یوم الدین» را بلد است، شروع میکند: «مالک یوم الدین، مالک یوم الدین، مالک یوم الدین، مالک یوم الدین، مالک...». اگر فقط «و لا الضالین» را بلد است، مثلاً آخر، سختترین آخر را اول میخواند، دوباره وسط میخواند، آخر هم که جای... در صورت این حکم کسی است که سوره حمد را بلد باشد، ولو بخشش را. اگر فقط یکی دو تا کلمه بلد است، این میشود در حکم کسی که سوره حمد اصلاً بلد نیست که مطلق ذکر را بگوید که حالا عرض میکنیم حکم...
حالا ما از سوره حمد اگر یک تکهاش را بلد بودیم، بقیهاش را بلد نبودیم، همین را دوباره تکرار بکنیم یا اینکه چیز دیگری جایش بخوانیم؟ حالا از عبارت شهید اول در کتاب دروس فهمیده میشود که ایشان قائلاند این است که اگر بلد نیست از سوره حمد، باید جایگزینش چیزی بخواند. پس از عبارت «جایگزین نمیخواهد، همان تکه که بلد است را بخواند». از عبارت جاهای دیگر و نظر مشهور هم به همین است که جایگزینش باید حتماً داشته باشد. خب حالا جایگزین چه کنیم؟ گفتیم اگر غیر از سوره حمد را بلد است که بخواند... اگر غیر از سوره حمد بلد است، همان مقداری از سوره حمد را که بلد است، به میزانی که از سوره حمد فوت شده، تکرار کند. حالا اگر از قید سوره حمد خواست بخواند، آن مقدار از سوره حمد را که بلد است. باز عدهای گفتند که باید فقط از سوره حمد بخواند، نمیخواهد از آیات دیگر بخواند. و یک عده گفتند که آن آیات دیگری که بلد است را جایگزین این آیاتی که از سوره حمد بلد نیست، میخواند به تعداد حروف. «قل هو الله» بلد است یا آیه «قل یا ایها الکافرون» بلد است. یک آیه، «انا اعطیناک الکوثر» سه آیه. حالا از عزائم... آره دیگر. حالا اینجا حکمش میشود رفع میشود. اجتهادی بود. حالا دلیل اینها چیست؟ اونی که میگوید که فقط از سوره حمد، اونی که میگوید که فقط از سوره حمد باید بخواند. سوره حمد هم که همان موقع نازل نشده بوده. عرض کنم که اونی که میگوید که آقا فقط سوره حمد باید بخواند، اگر حالا فرصت ندارد بنده خدا. حالا فرصتش تنگ است بنده خدا. تازه مسلمان شده و دم اذان هم هست و سریع نماز ظهر و عصر را بخواند. وقت اذانمان است. خلاصه این بنده خدا باید اگر گفتیم اگر سوره حمد بلد... آیات دیگر هم بلد است، دو تا قول بود دیگر. یک عده گفتند که همان آیات دیگر که بلد است را بخواند. گفتند که نه، فقط سوره حمد میخواند، ولو از آیات دیگر بلد است. دلیلش این است. میگوید که این به سوره حمد نزدیکتر است. چون از این سوره حمد خواستند، همان را چند بار تکرار کند. این اقرب است به همان حمدی که ازش خواستند. ولی اونی که میگوید نه، حمد و یک آیهاش را بخواند، اونی که بلد است، بقیه را از آیات دیگر بخواند. کسی که قائل به یک همچین چیزی است، میگوید که نمیشود که یک چیزی هم اصل باشد، هم بدل باشد. یعنی یک آیه از سوره حمد اصل کاری که یکی... یعنی هم آیه اول سوره حمد را یک بار به نیت خودش خواند، یک بار هم باز به نیت بدل. بدل از جنس خودش که نمیشود که. بدل به یک چیز دیگر. من خودم به جای خودم دارم سخنرانی میکنم. مثلاً بگویم امشب به جای خودم آمدم برایتان سخنرانی میکنم. کسی قبول نمیکند. در صورت بالاخره واجب است که... بخواند. تقدیرنگ بنا بر هر دوتا. چه بگوییم از آیات دیگری قبول بکنیم که بشود خواند، چه نه. از همین سوره حمد باید به میزان حروف بشود، به ۱۵۵ حرف. حالا اصل و بدل باید از نظر تعداد حروف با همدیگر یکسان باشند. برخی فقها گفتند تعداد آیات باید یکسان باشد. آن قول شهید ثانی تعداد حروف است. ولی قول اول مشهورتر است، یعنی تعداد حروف مشهورتر. یک عده گفتند که تعداد آیات یکسان باشد، یعنی هفت تا آیه. شهید ثانی حروف. و نظر ایشان هم مشهورتر است. نه، برخی فقها نظرشان بین غیر از شهید اول چیزی نمیفهمند. شهید شهید اول که خیلی مختصر عباراتشان. گاهی یک جمله میگویند، شهید ثانی یک صفحه توضیح. بین این هم گفتیم ترتیبش واجب است دیگر. اگر از اولش است، از وسطش است، از آخرش است. اونی که عرض کردیم دیگر. ترتیب واجب. بله. ولی خب حالا اگر کسی میتواند اعتماد کند، اعتماد کند. یعنی چی؟ یعنی در نماز جماعت شرکت بکند، به کسی خلاصه اقتدا بکند. این واجب است که اقتدا بکند. بله دیگر. خیالش راحت میشود. بله. این دیگر اینجا نمیخواهد که اصلاً دیگر از همه بحثها خارج میشود. پشت یک کسی میگوید آقا شما نماز بخوان، من به شما اقتدا بکنم. بله. چون دیگر اقتدا به جماعت در حکم قرائت است. اگر باز نمیتواند اعتماد بکند، کسی میتواند کنارش بایستد و او آرام آرام سوره حمد را بخواند و این هم در نمازش تکرار بکند. خب، این کار را انجام میدهیم. یا میتواند از روی قرآن بخواند سوره حمد را. اگر در حال اختیار است، یعنی میتواند حمد را یاد بگیرد و در عین حال میتواند از رو بخواند. اینجا گفتند که اگر از رو هم بخواند، برخی فقها گفتند اشکالی ندارد. ولی یک عده گفتند نه، آن فقط مال اضطرار است. یعنی اگر واقعاً ناچار است از روی قرآن بخواند. شهید ثانی که اصلاً میفرمایند که ما اصلاً کلاً جایز نمیدانیم از روی قرآن حمد خواندن، فقط در نوافل جایز میدانیم. ولی در نماز واجب نمیتواند حمد را از روی قرآن بخواند. دستش بگیرد مصحف را، بخواهد از رویش. یکی دیگر تکتک برایش آیات را بگوید. خواندنش، خواندنش مهم است. بله. خواندن تعبیر همین قرائت. عرض کنم خدمتتان که جان دیگر. حالشان نه شده در روایت، فقط توی نافله اجازه است.
اگر هیچ مقدار از سوره حمد را بلد نیست، اگر سوره دیگری را بلد است، به جایش میخواند. ولی بعد تعداد حروفش یکسان بشود دیگر، همان ۱۵۵ حرفی که عرض کردیم. اگر هیچ کاری نتواند، یعنی نه حمد بلد است، نه آیه دیگری بلد است، نه میتواند اعتماد کند، نه کسی برایش بخواند، نه از روی قرآن میتواند بخواند، مطلق الذکر انجام بدهد. هر ذکری که بلد است. ولی گفتند بهترش این است که تسبیحات اربعه بگوید: «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر.» رکوع، دیگر هیچی دیگر نمیخواهد. ولی باید سکوتش را داشته باشد و به میزانی بایستد. بعد حالا به مقدار حروف حمد باید ۱۵۵ حرف بگوید. سوره هم که دیگر ساکت. عرض کردیم. حالا مطلق الذکر ما داریم یا تسبیحات اربعه؟ کدامش؟ دو تا قول. اینجا شهید اول در ذکر را گفته تسبیحات اربعه. به ایشان هم گفتی. چون ما در خود نماز معمولی به جای سوره حمد از ما تسبیحات اربعه خواستند در رکعت سوم. معلوم میشود که این بهترین جایگزین است برایش. ولی برخی از فقها گفتند که هر ذکری که در نماز به جای حمد بگوید کافی است، حتی اگر از جهت تعداد حروف هم به اندازه سوره حمد نباشد. چون در روایت مطلق گفته دیگر. گفته اگر کسی حمد بلد نیست، ذکر بگوید. نظر شهید ثانی مطلق ذکر بهتر است. هرچی که باشد، حتی از تعداد حروف هم کاری نداریم. اگر ذکر هم بلد نباشد، این نماز نشنیده و هیچ اسمی هم بلد نیست و هیچ آیهای هم بلد نیست. همین الان جذب شد و اسلام آورد و خلاصه. برخی فقها گفتند که به مقدار زمان قرائت حمد باید بایستد، سکوت بکند، بعد برود رکوع. گفتند چون دو تا چیز از او خواسته بودند دیگر. یکی اینکه بایستد، یکی حمد قرائت کند. حمد را بلد نیست. از... ولی ایستادنش هنوز به گردنش است. به همان میزان میایستد. خلاصه این قول به نظر من قول خوبی است، قول خوبی است. قول خوبی است. در هر صورت اینجا بحث سوره مبارکه حمد را داشتیم که فرمودند: «لا صلاة الا بفاتحة الکتاب». نماز نماز نیست، شرط نماز. و گفتیم درباره سوره هم، سوره ضحی و الم نشرح و ایلاف هم یک سوره در قرائت محسوب میشود که بحث جلسه قبل توضیح دادیم. بحث رکوع میرسیم. و الحمدلله.
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث بعدی که در فقه داشتیم، درباره این بود که کسی که سوره حمد را بلد نیست، چهکار بکند. اگر کسی سوره حمد را بلد نبود، خب این دیگر واجب است که سوره حمد و قرائت صحیحش را یاد بگیرد. همین الان بر تکتک ما واجب است قرائت صحیح حمد. هر نمازی که خواندیم و قرائت حمدمان صحیح نبوده، یقیناً مؤاخَذیم، مؤاخذه میشویم و ماعاق، بلکه عقاب هم میشویم بابت... خلاصه باید برویم تحصیل کنیم و یاد بگیریم. کسی که بالاخره ادبیات را بلد است، از او بخواهیم قرائت کنیم پیشش. او تصحیح بکند کجایش غلط است، کجایش درست است. حرف "ض" را باید چطور تلفظ کرد؟ حرف "د"، "ذ" را باید چطور تلفظ کرد؟ حرف "جیم" میشود خلاصه. این "صاد" چطور است؟ اینها را همه را تحصیل بکن و یاد بگیر و خوب بخوان، اگرچه امکانش را داشته باشی و وسعت وقت.
حالا یک کسی وقتش تنگ است و سوره حمد را هم بلد نیست. این چهکار باید بکند؟ این هرآنچه که از سوره حمد بلد است، باید بخواند، به شرط اینکه مقداری باشد که بر آن، قرائت حمد صدق بکند. گاهی فقط یک کلمه از حمد را بلد است، یا مثلاً «نعبد» را بلد است، یا «مالک» را بلد است، یا «الحمد» یک کلمه، یک کلمه، یک کلمه. این دیگر نمیشود گفت قرائت حمد. ولی اگر یک آیه بلد است، فقط آیه «الحمدلله رب العالمین» را بلد است، خب این همین را فقط باید بخواند.
بابت آن بخشهای دیگری که از سوره حمد بلد نیست، باید چهکار بکند؟ حالا اینجا بحثی هست که آیا همین را قبول بکنیم، یا آیات دیگری اگر از قرآن بلد است را ما قبول بکنیم که آنها را جای سوره حمد بخواند؟ مثلاً «قل هو الله» را بلد است، آن را مثلاً بگوییم؟ فقط «الحمدلله رب العالمین» را بخواند از سوره حمد به جای آن شش آیه بعد. مجموعاً هم ۱۵۵ حرف سوره مبارکه حمد است. اگر «مالک یوم الدین» را «مالک» بخوانیم، میشود ۱۵۶. اگر «مَلِک» بخوانیم، میشود ۱۵۵. الف دارد دیگر، ۱۵۵ یا ۱۵۶. خلاصه این باید جبران بکند به اندازه این ۱۵۵ حرف. حالا ۱۵۶ یا ۱۵۵ حرفش. اگر آیات دیگری از قرآن میخواهد بخواند، به مقداری بخواند که این ۱۵۵ حرف بشود. یا اگر بلد نیست و فقط همین یک تکه از سوره حمد را بلد است، همین را آنقدر بخواند که جای ۱۵۵ حرف را بگیرد.
حالا اگر از اول سوره حمد، که بعد از آن، بقیهاش را بلد نیست، این تکه اول را به جای خودش میخواند، بقیه را به جای جاهای دیگر. این «الحمدلله رب العالمین» را به جای آیه دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم تکرار میکند. مثلاً خود «الحمدلله رب العالمین» آیه دوم سوره حمد. «بسم الله» آیه اول. خب، اگر از وسط بلد است، آن وسط را به جای خودش، اول و آخر را جایگزین میکند. یعنی بدل و مُبدل. در واقع، مُبدل آن آیات، آیاتی است که بلد نیست، بدل این است که بلد است که این بدل مُبدل را جایگزین میکند دیگر. اگر از آخر باشد، از آخر «الحمدلله رب» آیه هفتم، باریکالله. ولی تکه اول را به نیت اصلش، بقیه را به نیت بدل که میزان ۱۵۵ حرف. اگر مثلاً فقط... چرا به تعداد آیه اشکال ندارد؟ ما میگوییم آقا چهار بار که بخواند به تعداد حروف. به تعداد حروفش گفتند لازم است. اگر مثلاً از وسط بلد است، «مالک یوم الدین» را بلد است، شروع میکند: «مالک یوم الدین، مالک یوم الدین، مالک یوم الدین، مالک یوم الدین، مالک...». اگر فقط «و لا الضالین» را بلد است، مثلاً آخر، سختترین آخر را اول میخواند، دوباره وسط میخواند، آخر هم که جای... در صورت این حکم کسی است که سوره حمد را بلد باشد، ولو بخشش را. اگر فقط یکی دو تا کلمه بلد است، این میشود در حکم کسی که سوره حمد اصلاً بلد نیست که مطلق ذکر را بگوید که حالا عرض میکنیم حکم...
حالا ما از سوره حمد اگر یک تکهاش را بلد بودیم، بقیهاش را بلد نبودیم، همین را دوباره تکرار بکنیم یا اینکه چیز دیگری جایش بخوانیم؟ حالا از عبارت شهید اول در کتاب دروس فهمیده میشود که ایشان قائلاند این است که اگر بلد نیست از سوره حمد، باید جایگزینش چیزی بخواند. پس از عبارت «جایگزین نمیخواهد، همان تکه که بلد است را بخواند». از عبارت جاهای دیگر و نظر مشهور هم به همین است که جایگزینش باید حتماً داشته باشد. خب حالا جایگزین چه کنیم؟ گفتیم اگر غیر از سوره حمد را بلد است که بخواند... اگر غیر از سوره حمد بلد است، همان مقداری از سوره حمد را که بلد است، به میزانی که از سوره حمد فوت شده، تکرار کند. حالا اگر از قید سوره حمد خواست بخواند، آن مقدار از سوره حمد را که بلد است. باز عدهای گفتند که باید فقط از سوره حمد بخواند، نمیخواهد از آیات دیگر بخواند. و یک عده گفتند که آن آیات دیگری که بلد است را جایگزین این آیاتی که از سوره حمد بلد نیست، میخواند به تعداد حروف. «قل هو الله» بلد است یا آیه «قل یا ایها الکافرون» بلد است. یک آیه، «انا اعطیناک الکوثر» سه آیه. حالا از عزائم... آره دیگر. حالا اینجا حکمش میشود رفع میشود. اجتهادی بود. حالا دلیل اینها چیست؟ اونی که میگوید که فقط از سوره حمد، اونی که میگوید که فقط از سوره حمد باید بخواند. سوره حمد هم که همان موقع نازل نشده بوده. عرض کنم که اونی که میگوید که آقا فقط سوره حمد باید بخواند، اگر حالا فرصت ندارد بنده خدا. حالا فرصتش تنگ است بنده خدا. تازه مسلمان شده و دم اذان هم هست و سریع نماز ظهر و عصر را بخواند. وقت اذانمان است. خلاصه این بنده خدا باید اگر گفتیم اگر سوره حمد بلد... آیات دیگر هم بلد است، دو تا قول بود دیگر. یک عده گفتند که همان آیات دیگر که بلد است را بخواند. گفتند که نه، فقط سوره حمد میخواند، ولو از آیات دیگر بلد است. دلیلش این است. میگوید که این به سوره حمد نزدیکتر است. چون از این سوره حمد خواستند، همان را چند بار تکرار کند. این اقرب است به همان حمدی که ازش خواستند. ولی اونی که میگوید نه، حمد و یک آیهاش را بخواند، اونی که بلد است، بقیه را از آیات دیگر بخواند. کسی که قائل به یک همچین چیزی است، میگوید که نمیشود که یک چیزی هم اصل باشد، هم بدل باشد. یعنی یک آیه از سوره حمد اصل کاری که یکی... یعنی هم آیه اول سوره حمد را یک بار به نیت خودش خواند، یک بار هم باز به نیت بدل. بدل از جنس خودش که نمیشود که. بدل به یک چیز دیگر. من خودم به جای خودم دارم سخنرانی میکنم. مثلاً بگویم امشب به جای خودم آمدم برایتان سخنرانی میکنم. کسی قبول نمیکند. در صورت بالاخره واجب است که... بخواند. تقدیرنگ بنا بر هر دوتا. چه بگوییم از آیات دیگری قبول بکنیم که بشود خواند، چه نه. از همین سوره حمد باید به میزان حروف بشود، به ۱۵۵ حرف. حالا اصل و بدل باید از نظر تعداد حروف با همدیگر یکسان باشند. برخی فقها گفتند تعداد آیات باید یکسان باشد. آن قول شهید ثانی تعداد حروف است. ولی قول اول مشهورتر است، یعنی تعداد حروف مشهورتر. یک عده گفتند که تعداد آیات یکسان باشد، یعنی هفت تا آیه. شهید ثانی حروف. و نظر ایشان هم مشهورتر است. نه، برخی فقها نظرشان بین غیر از شهید اول چیزی نمیفهمند. شهید شهید اول که خیلی مختصر عباراتشان. گاهی یک جمله میگویند، شهید ثانی یک صفحه توضیح. بین این هم گفتیم ترتیبش واجب است دیگر. اگر از اولش است، از وسطش است، از آخرش است. اونی که عرض کردیم دیگر. ترتیب واجب. بله. ولی خب حالا اگر کسی میتواند اعتماد کند، اعتماد کند. یعنی چی؟ یعنی در نماز جماعت شرکت بکند، به کسی خلاصه اقتدا بکند. این واجب است که اقتدا بکند. بله دیگر. خیالش راحت میشود. بله. این دیگر اینجا نمیخواهد که اصلاً دیگر از همه بحثها خارج میشود. پشت یک کسی میگوید آقا شما نماز بخوان، من به شما اقتدا بکنم. بله. چون دیگر اقتدا به جماعت در حکم قرائت است. اگر باز نمیتواند اعتماد بکند، کسی میتواند کنارش بایستد و او آرام آرام سوره حمد را بخواند و این هم در نمازش تکرار بکند. خب، این کار را انجام میدهیم. یا میتواند از روی قرآن بخواند سوره حمد را. اگر در حال اختیار است، یعنی میتواند حمد را یاد بگیرد و در عین حال میتواند از رو بخواند. اینجا گفتند که اگر از رو هم بخواند، برخی فقها گفتند اشکالی ندارد. ولی یک عده گفتند نه، آن فقط مال اضطرار است. یعنی اگر واقعاً ناچار است از روی قرآن بخواند. شهید ثانی که اصلاً میفرمایند که ما اصلاً کلاً جایز نمیدانیم از روی قرآن حمد خواندن، فقط در نوافل جایز میدانیم. ولی در نماز واجب نمیتواند حمد را از روی قرآن بخواند. دستش بگیرد مصحف را، بخواهد از رویش. یکی دیگر تکتک برایش آیات را بگوید. خواندنش، خواندنش مهم است. بله. خواندن تعبیر همین قرائت. عرض کنم خدمتتان که جان دیگر. حالشان نه شده در روایت، فقط توی نافله اجازه است.
اگر هیچ مقدار از سوره حمد را بلد نیست، اگر سوره دیگری را بلد است، به جایش میخواند. ولی بعد تعداد حروفش یکسان بشود دیگر، همان ۱۵۵ حرفی که عرض کردیم. اگر هیچ کاری نتواند، یعنی نه حمد بلد است، نه آیه دیگری بلد است، نه میتواند اعتماد کند، نه کسی برایش بخواند، نه از روی قرآن میتواند بخواند، مطلق الذکر انجام بدهد. هر ذکری که بلد است. ولی گفتند بهترش این است که تسبیحات اربعه بگوید: «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر.» رکوع، دیگر هیچی دیگر نمیخواهد. ولی باید سکوتش را داشته باشد و به میزانی بایستد. بعد حالا به مقدار حروف حمد باید ۱۵۵ حرف بگوید. سوره هم که دیگر ساکت. عرض کردیم. حالا مطلق الذکر ما داریم یا تسبیحات اربعه؟ کدامش؟ دو تا قول. اینجا شهید اول در ذکر را گفته تسبیحات اربعه. به ایشان هم گفتی. چون ما در خود نماز معمولی به جای سوره حمد از ما تسبیحات اربعه خواستند در رکعت سوم. معلوم میشود که این بهترین جایگزین است برایش. ولی برخی از فقها گفتند که هر ذکری که در نماز به جای حمد بگوید کافی است، حتی اگر از جهت تعداد حروف هم به اندازه سوره حمد نباشد. چون در روایت مطلق گفته دیگر. گفته اگر کسی حمد بلد نیست، ذکر بگوید. نظر شهید ثانی مطلق ذکر بهتر است. هرچی که باشد، حتی از تعداد حروف هم کاری نداریم. اگر ذکر هم بلد نباشد، این نماز نشنیده و هیچ اسمی هم بلد نیست و هیچ آیهای هم بلد نیست. همین الان جذب شد و اسلام آورد و خلاصه. برخی فقها گفتند که به مقدار زمان قرائت حمد باید بایستد، سکوت بکند، بعد برود رکوع. گفتند چون دو تا چیز از او خواسته بودند دیگر. یکی اینکه بایستد، یکی حمد قرائت کند. حمد را بلد نیست. از... ولی ایستادنش هنوز به گردنش است. به همان میزان میایستد. خلاصه این قول به نظر من قول خوبی است، قول خوبی است. قول خوبی است. در هر صورت اینجا بحث سوره مبارکه حمد را داشتیم که فرمودند: «لا صلاة الا بفاتحة الکتاب». نماز نماز نیست، شرط نماز. و گفتیم درباره سوره هم، سوره ضحی و الم نشرح و ایلاف هم یک سوره در قرائت محسوب میشود که بحث جلسه قبل توضیح دادیم. بحث رکوع میرسیم. و الحمدلله.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه دوازدهم
شرح لمعه
جلسه سیزدهم
شرح لمعه
جلسه چهاردهم
شرح لمعه
جلسه پانزدهم
شرح لمعه
جلسه شانزدهم
شرح لمعه
جلسه هجدهم
شرح لمعه
جلسه نوزدهم
شرح لمعه
جلسه بیستم
شرح لمعه
جلسه بیست و یکم
شرح لمعه
جلسه بیست و دوم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...