شرح لمعه

جلسه بیست و دوم

شرح لمعه . 1393/06/25
00:26:58
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

بحث ما در فصل چهارم بود، در باقی مستحباتی که از نماز مانده بود و شهید اوّل به طور جداگانه و مختصری آن‌ها را باز کردند و درباره تکبیر صحبت کردند و مستحباتش. درباره نحوه نشستن در نماز نشسته صحبت کردند، درباره اینکه نگاه در نماز به کجا باشد صحبت کردند، و درباره نوع قرار گرفتن در انواع مختلف نماز. بحث آخرشان درباره قنوت است.

من یک بحثی هم در انتها دارم درباره تعقیبات. درباره قنوت، حالا اصلش را گفتیم که مستحب است. ادعیه در آن، هم کلمات فرج و این‌ها را هم گفتیم مستحب است. دیگر اقلّش چی بود؟ سه تا سبحان الله یا پنج تا؟ این دیگر اقلّش است؛ یعنی کمترینِ کمترین. این دو تا، این دو تا دیگر آخرین مرحله استحباب است.

یک بحثی هم بین خود این‌ها مطرح است: در قنوت مستحب است که دو تا دست را موازی چهره بالا بیاورند. خود قنوت مستحب است، دست بالا بردن مستحب است، دیگر و مقابل صورت قرار دهند. کف دست‌ها رو به آسمان باشد، انگشتان به هم چسبیده باشد، فقط ۶۰ باز باشد. این دو تا دست به هم چسبیده باشد. مدل‌های بهجت مستحب است که کسی که منفردًا نماز می‌خواند (فرادا) و کسی که امام جماعت است، او در قنوتش جهر داشته باشد؛ ولی مأموم، امام جماعت یا فرادا، این با جهر بخواند قنوتش را. ولی مأموم، موردی داشتیم که امام جماعت از دعای مأموم رونویسی می‌کرده؛ از رو دست مأموم دعا می‌کرده بس که مأموم ماشاءالله بلند می‌خوانده و موارد هم زیاد داشتیم، یکی دو تا نبوده، موارد زیاد داشته است.

اگر قنوت را فراموش کنیم قبل از اینکه به رکوع برویم، قنوت را - یعنی قنوت قبل از رکوع - فراموش کردیم، اینجا از رکوع بلند می‌شویم و به جا می‌آوریم، هرچند قائل به این باشیم که در حال اختیار فقط باید قنوت را قبل از رکوع انجام داد. یعنی در حال اختیار یک حالت بیشتر ندارد، آن هم قنوت قبل از رکوع است. رکوع مخیریم که بعد از رکوع - آفرین! از باب قضای آن حالت - مثلاً احسنت! شاگرد خوبم نعمتی است. بله، فهم اینکه کار سرعت بهش می‌دهد، فهم! اگر مطلب جا نیفتد، همین را ما باید پنج خط بنشینیم یک ساعت. الحمدلله خوب جا می‌افتد، سرعتم این می‌شود، روش استعدادمحور، فهم‌محور. با هیچی پنج خط باید بخوانم. می‌خواهی بفهمی، می‌خواهیم ببینیم کار داریم که چقدر مطلب جا می‌افتد و به ثقل روانی بحث هم کار داریم. فصل چهارم واقعاً فصل ساده‌ای است. فصل پنجم واقعاً فصل سختی است. فصل ششم باز دوباره فصل ساده‌ای است. فصل پنجم فصل تورّه که بهش می‌رسیم. فصل ششم بحث ساده‌ای است. فصل هفتم واقعاً سخت است. این‌جوری است؛ یعنی هرجایش که سخت بشود، می‌گوییم باز دوباره مثلاً فصل صلات خوف ساده است، صلات جماعت ساده است. یک جاهایی بحث این‌جوری دارد؛ مثلاً خلل، اگر خلل در نماز بیاید بحث شکیات نماز مشخص می‌شود. مطالب کجا است؟ یعنی دامنه مباحث مشخص کجاهاش درّه است، از کجاها قلّه است. با سرعت ۴۰ تا داریم می‌رویم. جریمه دارد دیگر. یک کسی هم اتوبان ۴۰ تا برود، هم جاده هراز ۴۰ تا برود، می‌بندد زیاد است؛ باید با ۱۰ تا برود.

به هر صورت، اگر این مصلّی، عرض کنم که نمازش تمام شد، نمازش تمام شد و یادش آمد که قنوت نگفته است، اینجا همان حالتی که نشسته، قنوت به جا بیاورد. مستحب است که قضای قنوتش را همان جا نشسته به جا بیاورد. حالا این آقا مسجد رفته بود، نمازش را خوانده بود. حالا وقت نکرده بود مثلاً قنوت را به جا بیاورد. این‌جوری هم می‌شود بعد نماز. نماز جماعت بود و خلاصه وقتش نرسید به قنوت. همان‌که نشسته یا یادش رفته بود، یک نماز خواند و خلاصه یادش رفت. همان جا که نشسته انجام می‌دهد. کلاً نمازش را خواند، رفت تو خیابان، تو کوچه داشت می‌رفت، همان جا قنوت می‌گیرد، ولی باید رو به قبله باشد، مستقبل باشد، رو به قبله.

مستحب است که مأموم توی قنوت از امام تبعیت بکند. خب اینجا اطلاق دارد کلام. در چه چیزش تبعیت بکند؟ در اصلش یا در دعایش؟ اینجا قدر متیقّن آن‌که بالاخره شکی توش نیست، این است که در اصل قنوت تبعیت کند. یعنی چه؟ یعنی من رکعت اوّل هستم، آمدم امام جماعت رکعت دومش است، اینجا من الآن رکعت اوّل هستم، در قنوت از امام تبعیت می‌کنم. یک حالت مسبوق. هرچند امام سبقت گرفته باشد از این، یعنی این مأموم، مسبوق. امام صادق (ع) این مسبوق است. او یک رکعت جلوتر است، من یک رکعت مثلاً عقب‌ترم، من مسبوق می‌شوم. پس حالا در خود دعایش هم برخی گفتند که مستحب است همان‌که امام می‌خواند را مأموم هم بخواند.

این بحث بعدی ما درباره این است که در قنوت چه بخواند. توی قنوت برای دین و دنیایش دعا می‌کند. دنیای مباحش. اینجا مباح به معنای اباحه. ائمه اباحه، امر به معنای مطلق جواز است. چی گفتم آقا؟ مباح به معنای مطلق جواز است. ما یک مباح داریم در برابر چهار تا تکلیف. یک مباح داریم در برابر حق. چهار تا تکلیف یعنی نه واجب است، نه حرام است، نه مستحب است، نه مکروه. مباح درست شد. این را می‌گویند مباح به معنی الأخص. مباح به معنی الأعم، یعنی حرام نیست. حالا دیگر کار نداریم واجب است، مستحب است یا مکروه.

توی قنوت دعایش باید برای دین و دنیای مباحش باشد. حالا اگر برای حرامی دعا کند چه؟ دعا کند که فلانی بمیرد. لوح مستحق نیست برای مردن. برای حرام دارد دعا می‌کند دیگر. نمازش باطل می‌شود. دعا برای حرام اگر بکند تو قنوت، تبطُلُ الصلاة. البته به شرط اینکه بداند که حرام است. بدون اینکه این حرام است و با این حال دارد می‌خواهد یک چیز حرامی را می‌خواهد، طلب می‌کند. بالاخره پول حرامی را دارد طلب می‌کند. خدا توفیق بدهد. بتوانم سر فلانی را ببرم. می‌دانم حرام است، ها! ولی می‌خواهم انجام بدهم. اگر حکم وضعی را نمی‌داند. حکم وضعی چیست؟ یک حکم وضعی داریم، یک حکم تکلیفی. حکم تکلیفی همین پنج تایی که گفتیم. چی بود؟ احکام خمسه. احکام خمسه چیست؟ احکام تکلیفی است. غیر از این‌ها هرچه حکم داشته باشیم، می‌گوییم حکم وضعی است. تعدادشان هم زیاد است. غیر از احکام تکلیفی می‌گوییم صحیح، می‌گوییم فاسد. این عقد صحیح است، این عقد فاسد است. این نمی‌دانم مثلاً این حق خیار است، این حق شفعه است، این حق شرکت است، این حق فلان است. این‌هایی که به طرف داده می‌شود، بیشتر حالا دایره‌اش تو همین صحت و فساد و بطلان و این‌ها است. مثلاً باطل، صحیح. نمی‌دانم. احکام وضعی. طرف می‌دانست حکم تکلیفی را، ولی حکم وضعی را نمی‌دانست. حکم وضعی‌اش چی بود؟ باطل شدن نمازش. حکم تکلیفی چی بود؟ حرام بودن این دعا. حرام بودن را می‌دانست، ولی... یعنی حکم تکلیفی را می‌دانست، حکم وضعی را نمی‌دانست. می‌فرماید که: «و ان جهل حکم الوضع و هو البطلان». حتی اگر حکم وضعی را هم نداند، باز هم نماز باطل است. حکم تکلیفی را می‌دانست حرام است، حکم وضعی را نمی‌دانست. ولو حکم وضعی را هم نداند، باز اگر دعای حرام بکند در قنوتش، نمازش...

اگر آقا علم به حکم تکلیفی نداشته باشد، نداند که این حرام است. فلانی را نفرین می‌کند، یک عالمی را دارد نفرین می‌کند. خدایا مرگ فلانی را برسان. فکر می‌کند که این آقا مفسد، خائن، فلان و این‌ها است. حالا بعد از چند سال واسش روشن می‌شود که این بابا آدم خوبی بوده مثلاً. یک وقتی - العیاذ بالله - شهید بهشتی را مثلاً داشته، بعد شهادت ایشان واسش روشن شد که بابا این مؤمن و خدوم و چه و چه و چه. حالا این حکم نمازهای قبلش چی می‌شود؟ نمازهایی که خوانده، تو قنوتش این‌ها را دعا می‌کرده. باطل است. باریک‌الله! گفتم اگر بداند حرمتش را، کرده است. الآن ما بحثمان این است که این حکم تکلیفی را بداند که خب هیچی باطل است. اگر حکم تکلیفی را نداند، نداند که این دعا حرام است، اینجا چه حکمی پیدا می‌کند؟ یک عده گفتند که معذور است. معذور نیست. حالا دلیل این‌ها، آن‌هایی که گفتند معذور است، گفتند که عرض کنم که چون بالاخره جاهل است دیگر. جاهل مقصر است، جاهل قاصر نیست. جاهل قاصر بالاخره او تکلیف ازش برداشته شده به نحوی، ولی جاهل مقصر خودش نرفته یاد بگیرد احکامی که انسان عمدتاً با آن درگیر است. این هم مسئله فوق‌العاده مهم نیست. عمدتاً بهش توجه نمی‌شود. اصل واجبات شاید همین است. اصل واجبات، محرمات همین است. آن مسائلی که انسان مبتلاست بهشت، این‌ها واجب است یاد بگیرد. صرف اینکه واجب عجب! نمی‌دانم نسبت به نماز بله. حالا احکام حج، حالا حج، انسان هر وقت خواست برود می‌نشیند می‌خواند. وضو این شکلی بود. من نمی‌دانستم از بالا به پایین می‌آمد. من نمی‌دانستم غسل چه شکلی بود. شرمنده من مبتلاست و خیلی از فقها گفتند این جاهل مقصر محسوب می‌شود و حکم بر او بار می‌شود. رضا در وضو و غسل و این‌ها. خیلی چیزهایش را اجازه ندادند سنگ بفهمی، بعداً مسائلش را یاد بگیرد. خیلی آقایان تا کعب، مست بکند. خب خیلی از فقها گفتند اگر نمی‌دانست، بعداً فهمید، تمام نمازها را باید اعاده کند، قضا کند. خلاصه این‌جوری نیست که صادق خیلی باشد. یک سری جاها نمی‌دانستی تکلیف نداری که این حرف نیست. شهید ثانی می‌فرمایند که بهتر، قول بهتر این است که ما بگوییم کسی هم که عرض کنم که بله بله. لذا شهید ثانی می‌فرمایند کسی که جاهل است، عجب این است که ما بگوییم عذر ندارد، معذور نیست. وظیفه دارد. خب نمازش یعنی چه؟ خب شهید اوّل در کتاب «ذکری» همین را فرمودند. یعنی عذر ندارد، ولی توی این کتاب «لُمعه»شان اشاره‌ای نکردند. ولی خب ظاهراً از این هم برداشت می‌شود که در از اطلاقی که اینجا دارند، قید نزدن، برداشت می‌شود که اینجا هم نظرشان به همین است که محرم. آره، گفتند اگر دعای حرام بکند، نمازش هر دوتا. یعنی هم جاهل به حکم تکلیفی هم عالم به حکم تکلیفی. یا نه؟ از اطلاق شهید برداشت می‌شود هر دوتا دیگر. این هم عذری ندارد. جاهل به حکم تکلیفی.

بحث آخری که داریم در این فصل چهارم، بحث تعقیبات نماز است. مستحب است مصلّی بعد از نماز تعقیب کند. اشتغال بعد از نماز به دعا یا ذکری. حالا دیگر منحصر هم نیست. خیلی زیاد روایات اهل بیت که فراوان ادعیه، ذکر این‌ها خلاصه وارد شده برای بعد از تعقیبات نماز صبح، نماز ظهر، نماز عصر. تعقیبات مشترک. حتی یک چیز جالب این است که من جای دیگر ندیدم. حالا شاید باشد. یک شهر تعقیبات مخصوص به شهر داریم: نجف. چون تو وقتی در نجف هستی، این تعقیبات را بخوان بعد نمازها که خیلی عجیب است. واقعاً دستور عجیبی است. شاید برای برخی حرم‌ها هم داشته باشیم که مثلاً در حرم سیدالشهدا (ع) بعد نماز. ولی در مورد شهر من جایی ندیدم. حالا مدینه، مکه این‌ها مثلاً شاید باشد، بعید نیست. اینکه بنده دیدم این بوده در مورد نجف. دارد که تا وقتی در نجف هستی این را بعد تعقیبات بخوان.

حالا چیز عجیبی که با سادگی دیدم، دیروز دیدم در زیارت اهل بیت. این را هم ندیده بودم. حضرت فرمودند که امام صادق (ع) فرمودند معمولاً ما توی این بخش جایی ندیدیم. امام صادق (ع): «هر زیارت من بیاید، فقیر از دنیا نمی‌رود.» در مورد بقیه ائمه بقیع جایی من ندیدم، جای تحلیل به زیارت اثر زیارتشان داشته باشد. امیرالمؤمنین (ع)، خلاصه در مورد بقیه اهل بیت آثار خاص گفتند. مخصوصاً کربلا که خب دیگر هیچی. در مورد ائمه بقیع کم گفته شده و اینکه حضرت فرمودند. ولی برداشت خود من این بود که فقیر معنوی از دنیا نمی‌رود. یعنی لحظه آخرم شده جیبش را پر می‌کنم. امام صادق (ع) خیلی از این جهت مشهور و در روایات هم مشهود که آن لحظه احتضار به شدت دستگیری می‌کنند امام صادق (ع) و خیلی‌ها موقع جان دادن امام صادق (ع) به خصوص زیارت می‌کنند، از عنایت ایشان به خصوص بهره‌مند می‌شوند. محمود آیت الله مستنبط از دنیا می‌رفتند، صاحب کتاب «القطره»، کسی دیده بود ملائکه‌ای که آمدند برای قبض روح و این‌ها. به این‌ها خطاب شد که: «دعوه فان عنده علم من جعفر» (این را رهایش کنید، این یک بهره‌ای از علم امام جعفر صادق برده، قطره‌ای بهره دارد.) خلاصه این حسابش فرق دارد. تعابیر عجیبی است. یعنی از ماوراء عقول ماست که بخواهیم بفهمیم.

بهترین تعقیبات این است انسان نمازش که تمام شد سه بار «الله اکبر» بگوید. اولین تعقیب که جزو بهترین‌هایش است و تهلیل بگوید. این تکبیرش دست‌هایش را بیاورد تا همان محاذات گوشش. دوباره بیاید بگذارد روی زانو یا نزدیک به زانو کند. همان‌جور که نشسته دست بیاید بالا تو نزدیک زانو برگرداند. یا رو زانو بگذارد، دوباره بیاورد بالا. این شکلی. نه کله چپ و راست هم نگاه می‌کنند. نه چپ و راست مال خود لحظه سلام بود که گفتیم دیگر. آن هم اگر چپش کسی باشد یا طبق قول ابن ابی‌بابویه، دیوار باشد بغلش. ولی تو نماز فرادا و در نماز جماعت برای امام و اگر مأموم چپش کسی نیست به سمت راستش گوشه راست نگاه می‌کند. کف دستش هم تو این تکبیرها به سمت قبله می‌گیرد. دیگر دستش این‌جوری یا این‌جوری نیست. این‌ها آداب نماز است دیگر. روایات هست. بزرگان هم تو کتبشان معمولاً بررسی کردند. آقای جوادی دارند کتاب درباره نماز و رازهای نماز. آیا دست غیب دارند؟ مثلاً بیشتر ساده‌ترین نسبتاً کدام؟ حضرت امام هشتم. ملکه تبریزی نام است. دیگر این‌ها را بررسی کردند. فلسفه این تکبیر و چه و چه و چه. چرا به این نحو باشد؟ چرا این‌جوری باشد؟ این ذکرش چیست؟ خاصیتش چیست؟ این دست تو روایت هم گاهی اشاراتی بهش شده.

و بعد این سه تا تکبیر هم، این «لا اله الا الله» مرسوم را بگوید. تهلیل مرسوم. «لا اله الا الله، لا اله الا الله، لا اله الا الله وحده لا شریک له، لا اله الا الله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون.» که حالا این هم مفصل است. ولی افضل، حالا رتبه‌اش این سه تاست: اول تکبیر، بعد تهلیل، بعد تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها. «لا اله الا الله» تهلیل با «ه دو چشم» به معنای «لا اله الا ایاه». رتبه این سه تاست. یعنی این سه تا به این ترتیب گفته شود. ولی خب فضیلت حضرت زهرا بیش از همه این‌هاست. بعد این‌ها تسبیحات حضرت زهرا را بخواند. اینکه سجده برود، شکر بعد تسبیحات حضرت زهرا، برود سجده. شهید اوّل این را می‌فرماید. ولی تو برخی روایات دارد که اول سجده شکر برید. یعنی نه اول ندارد، بلافاصله بعد از اینکه نماز تمام شد، تسبیحات حضرت زهرا را بگوید. قبل از اینکه پایت را تکان بدهی، دست حضرت زهرا را بخوان. که معادل با هزار رکعت نماز است. و از آن طرف دارد که بعد از نماز قبل اینکه بلند بشوی، جابه‌جا بشوی، از جات تکان بخوری. در هر صورت، حالا از ظاهر عبارت برمی‌آید که هیچ حرکتی انجام ندهد. بلافاصله تسبیحات حضرت زهرا را بخواند. خود نماز را هم برخی بلافاصله بعدش. روایات مختلف نماز نافله. با فاصله گفتیم بهتر است که فاصله هم داشته باشد. اگر یادتان باشد تو بحث رتیله داشتیم که رتیله را بعد از تعقیبات بخواند. اگر خاطرتان باشد. مخصوصاً داشتیم تعقیباتش که تمام شد. حالا تنها نمازی هم بود که وقت نافله‌اش مساوی با وقت فریضه‌اش بود. تا آخر وقت فریضه، واسه نافله‌اش هم فرصت بود. بقیه نمازها این‌جوری است.

عرض کنم خدمتتان که پس این فضیلتش از همه بیشتر تسبیحات حضرت زهرا است. تو روایت هم دارد که معادل با رکعت نمازی است که پشتش تسبیحات حضرت زهرا گفته نشده. کیفیتش هم این‌جوری است که ۳۴ تا «الله اکبر»، ۳۳ تا «الحمدلله»، ۳۳ تا «سبحان الله». بعد تسبیحات حضرت زهرا. دعای منقولی که وارد شده را می‌خواند. زهرا کی منبر می‌طلبد؟ در موردش صحبت بکنیم که حضرت فرمودند: «ما اهل بیت امر می‌کنیم.» نعم، ما امر می‌کنیم بچه‌هایمان را که تسبیحات حضرت زهرا را انجام بدهند. کسی اهلش باشد، شقی نمی‌شود. بدبخت. شقی در برابر سعید. عاقبت به خیر می‌شود کسی که مداومت تسبیحات حضرت زهرا را داشته باشد.

خوب، هر دعایی که به ذهنش می‌رسد که دعای مستجابی هم بعد هر نماز هرکی دارد دیگر. یک سهم داده و معمولاً ما از این تیر استفاده نمی‌کنیم. بعد نماز کار ندارد. وقت صداقت دعاست. مخصوصاً تو سجده اگر بتواند دعا بکند. سجده برود بگوید: «اللهم بحق من روى و بحق من روى عنه، صل على جماعت جان». کسی که روایت کرده امیرالمؤمنین. کسی که ازش روایت شده پیغمبر اکرم. روایت کرده هم امام رضا (ع) هم روایت کردند. تو این سلسله راوی ایشان هم محسوب. مروی عنه. آن کسی که روایت ازش روایت شده پیغمبر اکرم. به حق راوی، به حق مروی عنه بر همه‌شان صلوات بفرست و برای من هم آره بر من هم این حاجت را بده. بله. که حالا این مجرب است. مجرب جدا. مجرب مجرب جدا.

بعد از این‌ها دو تا سجده شکر. دو تا سجده شکر مستحب است و مستحب است تأخیر بکند بین این دو تا سجده. صورت به خاک بمالد بین دو تا سجده. تأخیر بکند. دکتر سجده شکر. یک سجده شکر می‌رود. چپ و راست صورتش را می‌مالد. دوباره سجده می‌رود. جبینش را و خدّش را. گونه راست، گونه چپ. این بازوها و سینه و شکمش را هم به زمین بمالاند. بعد نماز گفتیم تو تعقیبات سجده شکر دارد. این سجده شکرش اینجا دیگر مستحب است شکم و دست‌ها و خلاصه همه هیکلش را به زمین بمالد. خلاصه پیشانی‌اش را بگذارد تو همان حالت نماز و بگوید: «الحمدلله شکراً شکراً» صد بار بگوید. بعد یک نماز صد بار بگوید «الحمدلله شکراً شکراً». به این نه. حالا یک بار خوب آدم این‌ها را انجام بدهد. همه را یک به جایی برنمی‌خورد. تو هر ده تا ذکری که گفت، ده تا شکران که گفت، دهمش را بگوید: «للمجیب». انگار هر ده تاش را خدا یک دانه جواب می‌دهد. و او می‌گوید آخرش صد تا. خود «شکراً شکراً» هم خوب است و اقلّش سه بار «شکراً شکراً شکراً» اقلّش دیگر. شکر الله.

بعد این‌ها، در تو خود این دو تا سجده شکر و بعد این دو تا سجده شکر هم باز دیگر دعاهای مرسومی که وارد شده را می‌تواند به جا بیاورد. خدا ان‌شاءالله توفیق بدهد بتوانیم به این‌ها عمل بکنیم. بخش تروک. بخش مهم نیست. شلّه. وقت تروک. چون بحث بله، بحث مهمی است. وقت ما هم امروز کم است. ان‌شاءالله فردا وارد بحثش می‌شویم. ان‌شاءالله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00