متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیمِ.
خب، به فصل چهارم کتاب «صلات» رسیدیم. این چهار فصلی که گذراندیم را در عنایت فرمودید دیگر، مباحثی که داشتیم وقت صلات بود و خلاصه مقدمات و شرایط و این بحثهایی که داشتیم و بحث کیفیت صلات را داشتیم. لابلای این مباحث تا اینجا ما درباره واجبات، محرمات، مکروهات، مستحبات اینها زیاد سخن گفتیم، ولی مرحوم شهید اول اینجا یک فصل جداگانهای در نظر میگیرند برای مستحبات به اسم «باقی مستحبات»؛ سایر مستحبات نماز را ذکر میکنند.
اولین مستحبی که میآورند "ترتیل تکبیر" است؛ مستحب است که نمازگزار تکبیره الاحرام را با ترتیل بگوید. اصلاً قرائت و اینها هم مستحب است که با ترتیل باشد، حروف را آشکار بکند، با قرائت قشنگ. «الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم». این خود حرف «ر» اگر تشدید نباشد مبتلا هم هست. «بسم الله الرحمن الرحیم» باطل هم میشود. عرض کنم که یا مثلاً «الله اکبر» را اگر «الله اکبر، الله اکبر»، گاهی به این نحو که عرض کنم خدمتتان که مثلاً این وسط تلفظش به نحو دیگری میشود. گاهی «ر» تلفظ نمیشود، «الله اکبر». گاهی «الله احوال» مثلاً «اخبار» مثلاً، آره. قرائتها یک کسی تواناییاش را نداشته باشد، ولی یک وقتی هم هستش که طرف حالا میتواند صحیحش را قرائت بکند، قرائت نمیکند. اینها دیگر در حد مبتلا هم ممکن است پیش بیاید. ولی استحبابش این است که اینها را به ترتیل بگوید، حروفش را آشکار بکند، ظاهر بکند، اظهار شافی بکند، خلاصه شفاف اینها را بگوییم.
مستحب دوم این است که «رفع الیدین» کند هنگام تکبیر، دستهایش را بالا بیاورد. این بالا آوردن دست در تکبیر مستحب است. میتوانم «الله اکبر» را تا کجا بالا بیاورد؟ تا محاذات این لالههای دو تا گوش، تا اینجا بالا بیاورد و برگرداند. دیگر برخی حال اینکه بیشتر اگر برود ممکن است هم باز مبتلا باشد. بعضی اول جلوی گوش میگیرند، میبرند عقب، برمیگردانند که این کل دست از پایین بیاید، در تمام طول «الله اکبر» بیاید و با اتمام «الله اکبر» برگردد، تو این مدت بیاید و برگردد. نه اینکه «الله اکبر» تمام بشود، «الله اکبر» دست برگردد و تکبیر تمام بشود. شهید ثانی میفرمایند که ای کاش شهید اول این بحث رفع الیدین و فلان و اینها را تکبیره الاحرام که بحثش را گذراندیم، اولین تکبیر نماز، بعدش هم برخی فقها قائل به اینند که این رفع الیدین واجب است، مستحب نیست. بهتر بود که به همین دو تا دلیل ایشان این بحث را آنجا میبرد. ولی خب، حالا دیگر صلاح دیدهاند که جدا مطرح کردند. ظاهراً کتابی هم هست که چکنویسی نشده. کتاب «لمعه» شهید اول چون خیلی هم سریع ایشان نوشته، دیگر ده الی پانزده روز کل کتاب «لمعه» را ایشان نوشته که عنایات الهی هم شامل حالش میشود. تو این پانزده روز ایشان محل رجوع اهل سنت بوده با قضات و اهل علمشان و اینها خیلی رفت و آمد داشته. تو این پانزده روز ولایت الهی هیچ کسی از اهل سنت با ایشان رفت و آمد نمیکند و هیچ کس نمیآید. شهید ثانی میفرمایند از کرامات شهید ماست که توی این چند روز خلاصه کسی متعرض ایشان نمیشود، وقت ایشان را نمیگیرد و ایشان از اول تا آخر این کتاب را مینویسد. بر اساس کتاب «شرایع» که داشتند مال محقق اول که حالا میشود جامعترین کتاب فقه امام، کتاب «شرایع».
مستحب است که این کف دستها رو به قبله باشد وقتی دارد دستها را بلند میکند، انگشتها هم بسته باشد، دو تا شصت فقط باز باشد. این نظر مشهور، گفتند که شصتش را هم به بقیه انگشتها بچسباند، شصت هم بسته باشد، این شکلی تکبیر. اقوال این است که با شروع کردن تکبیره الاحرام دستها را بالا بیاورد، با تمام کردنش دستها را برگردانده باشد.
مستحب است که اولی که میخواهد تکبیره الاحرام بگوید، شش تا تکبیر بگوید با هفتمین تکبیره الاحرام را بگیرد و وارد نماز شود. شهید در مورد اینجا اختلاف نظر هست. افضل طبق نظر شهید ثانی این است که شش تا را قبل از تکبیره الاحرام «الله اکبر» بگوید و البته میتواند اول تکبیره الاحرام را بگوید، بعد شش تا تکبیر بگوید، این جور هم میشود. میتواند یک تعدادش را قبل بگوید، یک تعدادش را بعد بگوید، فرقی نمیکند. این شش تا تکبیر هم تو همه نمازها استحبابش هست؛ هم تو نمازهای واجب، این هم تو فرض هم تو نفل، هم تو نمازهای واجب غرایز، هم تو نماز مستحبی نوافل. اقوا این است که این شش تا تکبیر مال همهاش مستحب است که این شش تا تکبیر هم آهسته بگوید، مطلقاً. مطلقاً یعنی دیگر حالا چه تو نماز واجب یا چه تو نماز مستحبی و حالا چه قبلش دارد میگوید، چه بعدش میگوید، چه سه تایش را دارد میگوید، دو تایش را دارد میگوید، فرقی نمیکند. در هر صورت اینها همه را آهسته.
نحو گفتنش را فرمودند که سه تا تکبیرش را بگوید از این شش تا تکبیر مستحبی. بعد سه تایی که گفت این دعا را بخواند: «اللهم انت الملک الحق لا اله الا انت». این دعایی که نقل شده. بعد دو تا تکبیرش را بگوید این دعا را بخواند: «لبیک و سعدیک والخیر فی یدک و شر لیس الیک». بعد تکبیر آخر را که گفت یعنی تکبیر ششم که گفت، این دوباره بخواند: «یا محسن قد عطاک المسی». فقط این هم که از امیرالمؤمنین است. پس اول سه تا تکبیر، آن دعای «انت الملک الحق احسن». بعد دو تایش را بگوید، دعای «لبیک و سعدیک». بعد کمتر معمولاً این آداب رعایت میشود.
توی روایتی آمده که این دعای آخر یعنی «یا محسن قد عطاک المسی» را قبل از شش تا تکبیر. تکبیر هفتم بعد از تکبیر ششم دیگر دعایی نکند. قبل تکبیر هفتم. توی روایت تو درس خارج اینها روش مفصل بحث میشود که نظر شهید اول تو کتاب «ذکری» همین است که تو همین روایت آمده؛ یعنی قبل شش تا تکبیر دعا کند، دیگر بعد شش تا تکبیر دعا نکند. تو همین «لمعه» دوباره همان نظر کتاب «ذکری» را تو کتاب «دروس» و «نفلیه» هم همین را دوباره گفتند و تو کتاب «البیان» هم همین را دیدی دیگر. تو «لمعه» به چه نحو نقل کرده بودند؟ تو «لمعه» گفته بودند که مابین این شش تا تکبیر بگویید. توی «ذکری» گفته بودند که قبل شش تا تکبیر. تو «دروس» و «نفلیه» هم نظر «ذکری» را گفتند. توی «البیان» نظر را گفتند. شهید ثانی: «و لک الله حسن»، همهاش خوب است. قبلش دعا کند یا مابین این شش تا دعا کند، هم مشکلی. البته ما بحثمان الان درباره همین «یا محسن قد عطاک المسی» بودها. بحث اصل بحث این است که این را قبل شش تا که حالا هر دو تا نظر شهید ثانی میفرماید که خوب است، مشکلی ندارد.
توی روایت آمده که شش تا تکبیر پشت سر هم بگوید، بینش دعا نخواند. یکی دیگر آمده که پنج تایش را. یکی دیگر آمده سه تایش را بگوید. این هم باز دوباره اختلافی.
بعد اینها توجه کند. "یُتَوَجَّهَ"؛ یعنی دعای توجه را بخواند. دعای توجه چیست؟ «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي»؛ آیه قرآن. جای دیگر این دعای توجه. دعای توجه بعد تکبیره الاحرام. خب، این را بعد تحریمه، تحریمه یعنی چه؟ یعنی تکبیری که دیگر باهاش احرام بسته میشود، وارد نماز میشود؛ یعنی «الله اکبر، وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ». هر جا تکبیره الاحرام را گفت، حالا میخواهد بعد هفت تا باشد، بعد پنج تا باشد، بعد شش تا باشد، بعدش دعای توجه را.
مستحب است که اگر نمازگزار نشسته نماز میخواند، حالا یا به خاطر عجزش دارد نشسته نماز میخواند یا به خاطر نافله بودنش. اگر نشسته دارد نماز میخواند، «تَرَبُّع» کند. «تَرَبُّع» یعنی چه؟ چهار زانو بنشیند. چهار زانو بنشیند توی قرائتش. حالا یا به خاطر عجزش نشسته دارد میخواند یا به خاطر اینکه نافله است نماز و «وِتْر» را قرائتش را چهار زانو بخواند، «بِطِیرَهْ تَرَبُّع». «تَرَبُّع»، «تَرْبُو» چهار زانو، «تَسَنّی» دو زانو. «تَسَنّی تَرَبُّع» اینجا حمد و سوره اش را وقتی دارد میخواند، چهار زانو بنشیند؛ یعنی روی دو تا باسنش بنشیند. ساق پاهایش از زمین بلند باشد. این نحو نشستن کجا داشتیم؟ برای کی داشتیم؟ برای خانمها تو تشهد مستحب بود، یادتان هست؟ مستحب بود خانمها تو تشهد همین جوری دیگر، این جوری دستها به روی سینه، خودشان را جمع میکردند، قیمت این شکلی. حالا این در حال قرائتش بود. حال رکوعش چه نحوی میشود؟ رکوع که خواست برود «تَسَنّی» کند، روی دو زانو بریزد رکوع. دو تا پایش را بکشد از پشتش بیرون بیاورد، باسنش را از روی پاشنه پا بلند کند، بین آنها و زانو را هم فاصله بدهد. به اندازه خم بشود که صورتش مقابل کاسه زانویش باشد، رکوع نشسته. حالت تشهدش حالا چجوری بشود؟ پس تو نماز وِتْر یک کسی که دارد نشسته میخواند، قرائتش را مستحب است «تَرَبُّع» کند، در رکوع «تَسَنّی» کند و در تشهد «تَبَرُّک» کند. «تَبَرُّک» چه جور بود؟ «تَبَرُّک» احسن. پای راست روی پای چپ. گفتیم «تَبَرُّک» دیگر مطلقاً همهجایش دیگر تو همه تشهدها و در همه سلامها و اینها.
ایستاده باشد، نشسته باشد. خب به کجا نگاه کند؟ کسی که دارد نماز میخواند مستحب است که اگر در حال قیام به محل سجدهاش نگاه کند، ولی چشم ندوزد. چشم دوختن یک خرده حالت غدی انگار تویش است، خشوع تویش نیست. به حالت به چشمانش نیمه باز، حالت لطافتی، به حالت خضوع و خشوع این چشم نیمه باز بکند. تحقیق نکند به قول شهید ثانی. چه جوری از حدقه مدل چشمهایش را گرد بکند، زوم کند و اینها. این جوری نباشد، یک حالت خشوعی تو نماز. در حال رکوع پس تو قیام که محل سجده نگاه کند. در حال رکوع بین دو تا پایش نگاه بکند. در حال سجده به نوک بینیاش نگاه کند. تو حالت تشهد هم به دامنش نگاه کند. همه اینها تو روایت بود. شهید ثانی میفرماید اینها تو روایت هست، ولی آخری پیدا نکردیم تو حالت تشهد به دامنش نگاه کنیم. فقها گفتند، مدرک هم نگفتند برایش از روایت گرفته باشند، ولی حرف خوبی است. مناسبت دارد دیگر از جهت خشوع و خروش با بقیه مناسبت داریم. کسی به دامنش نگاه کند حالت خضوع و خشوع.
مستحب بعدی که مستحب هفتم میشود این است که در حال قیام دستش را روی ران پایش در موازات زانو بگذارد. یعنی موازی باشد با زانو. جلو. آره، روبرویش، مقابلش. یعنی مستقیم خط را اگر بگیری به زانویش برسد. جلوی پا را بگذارد. بغل ندارد. مدل سربازی دستش را بگذارد روی ران، جلوی ران بگذارد. انگشتش هم بسته باشد. شصتش هم به بنده. تو تکبیره الاحرام باز باشد و یک قولی بود که بسته باشد. اینجا میگوید که نه، همهاش بسته باشد. در حالت رکوع چه کار کند؟ در حالت رکوع دستهایش را روی کاسه زانو بگذارد. اینجا همه انگشتها را باز باز بگذارد. خود شصت هم باز بگذارد. تمام انگشتها. در حالت سجده دستهایش را روبروی دو تا گوشش بگذارد؛ نه بالا بگذارد، نه پایین. این جوری مقابل دو تا گوش. تو حالت تشهد و نشستن حالا جلوس اعم از تشهد و غیر تشهد که تو قیام داشتیم. جلوی ران دست جلو بود. آره، با انگشتهای بسته در امتداد زانو باشد و انگشتهایش هم فرمودید بسته.
خب تو قنوت مستحب است که اصلاً اصل قنوت مستحب است. میتواند نگوید. مستحب در مستحبش با بالا بردن دست؛ یعنی اصل قنوت مستحب است. بالا آوردن دست دیگر روز مستحب دیگر است. تو خدا قنوت دعا دارد میکند بعد از سوره در رکعت دوم یواشکی. این دیگر خاصیتش هم این است که دیگر تو نمازهای تقیهای میتواند کسی مثلاً در مکه و مدینه و اینها معمولاً شیعیان قنوت نمیگیرند با دست. ولی میتواند بدون اینکه دستش را بالا بیاورد همان جا «اللهم عجل لولیک الفرج، اللهم صل علی» یک دعایی آنجا بدون اینکه دستش را بالا بیاورد، داشته باشد. پس رکعت دوم بعد از قرائت سوره، قنوت آنجا مستحب است.
حالا یک بحثی اینجا داریم. بحث خیلی قشنگ. حالا توی تمام نمازهای یومیه ما این را مستحب بدانیم و تو همه نمازها. حالا با این کار داریم. تو نمازهای یومیه چون یک اقوالی اینجا داریم. پس ما اول گفتیم چیست قنوت. یک عده از فقها گفتند واجب است. مثلاً عرض کنم که من یادم بود کدام یک از فقها واجب میدانستند برای نماز صبح مثلاً. برخی فقها واجب میدانستند، ذهنم در آمده، یادداشت نکردم. قدیم. دو جا تک قنوت نداریم. دو جا تک قنوت نداریم. یکی تو نماز جمعه است. یک دانه قبل رکوع اول. یک دانه هم بعد رکوع دوم. در رکعت اول قبل رکوع. رکعت دوم بعد رکوع استثنا. بحث قنوت. یک جا ما تک قنوت نداریم. اینکه گفتیم در رکعت دوم بعد قرائت. یک جا نقل شد به نماز جمعه. نماز وتر، رزقنا الله و ایاکم، نماز وتر نماز شب. اینجا آره. نماز شب. آن یک رکعتیه قنوت داریم. یک دانه قبل رکوع. یک دانه بعد رکوع. بله، مستحبش این است. یک دانه قبل اینکه رکوع برود قنوت بگیرد. یکی باز از رکوع که بلند شد. خب پس این نقل این دو تا قنوت برای نقل شد به اینکه رکعت دوم باشد.
خب، ما گفتیم که مستحب. گفتند یک دسته فقها گفتند که قبل رکوع بعد رکوعش هم فرقی نمیکند. یعنی میخواهد بعد رکوع قنوت بگیرد یا قبل رکوع قنوت بگیرد. گفتند که فرقی نمیکند. شهید ثانی میفرمایند که همین قول خوب است. همین که چه قبل رکوع چه بعد رکوع فرقی نمیکند. «حسن»؛ یعنی جمع روایات، نوع روایات این است که یکیاش سندش قویتر است. یکی دلالتش. نعمتهای درس خارج است دیگر. مطمئن. دیروز تو بحث خارج بحث حمام صلات بود. بحث این بود که زن حائض حالا بحثمان از این بحث خارج. تو روایت دارد که زن حائض اگر عصر پاک شده، این دیگر نماز ظهر را نمیخواهد بخواند. اگر وقت فضیلت نماز ظهر گذشته، آن دو هفتم گذشته، دیگر نماز عصرش را فقط بخواند. خیلی محل دعواست دیگر، کتک کاری شده مفصل. خیلی بحث شیرین و جذابی بود. خلاصه آنجا دیگر حالا روایت را باید چه جور حمل کرد؟ فقه الحدیثش چی میشود؟ تعارض چه جور میشود؟ با مشهور چه جوری جمع کنیم؟ با اجماع چه جور جمع کنیم؟ مستحب است، واجب است. چی میشود؟ اقوال مختلفی که اینجا هست. خب دیگر آنجا این جور بحثها مطرح میشود. این جا هم همین بحثها را داریم. در مورد قنوت آخر چی میشود؟ راجع به مستحب قبل رکوع مستحب است، بعد رکوع مستحب است. قبل رکوع واجب است، بعد رکوع واجب است. به چه نحوی میشود؟ خلاصه شهید ثانی میفرماید اینکه فرق فقها گفتند که اصلش مستحبی به محل جوازش هم قبل رکوع یا بعد رکوع. این قول نیکویی است. قول خوبی است. و یک دو آمدند گفتند که آقا روایت حمل مورد تقیه میشود. این یک تیکه بحث نیمه استدلالی. این روایت مال تقیه بوده که حضرت اجازه دادند چه قبل رکوع چه بعد رکوع. شهید نه، تقیه ندارد. چون که هیچ کدام از اهل سنت قائل به تغییر، حالا اصل یک طرف، آن هم شاید مستحب بدانند، ولی قائل به این نیستند که شما قبل رکوع بعد رکوع که تقیه ما بخواهیم نظر موافق تغییر قول خوبی.
حالا پازل معاصر اضافه کردند. گفت که طرف دیده بود که میگوید: «الرزق مضمون لاهل العلم»، رزق برای اهل علم ضمانت شده است. برای همه خدا نوشته. خدا رحمت کند مرحوم حاج آقای شهرکیه، دوستان عزیز ما بود این داستان را میگفت. خلاصه این طرف دیده بود تو کتاب که نوشته رزق برای اهل علم در نظر گرفته شده و بالا پایین نمیشود. تو حجره نشسته بود. دو تا از این بازاریها میآیند و ساختمان دنبال طلبه میگشتند که بهش یک وجه پرداخت کنند و اینها. گفتگو را پشت در میشنود. بلند تو حجره میکند که بگوید تو این حجره کسی. چون دیدند خلوت است، گفتند احتمالاً کسی نیست. برویم. خلاصه میآیند تو حجره، یک پولی بهش میدهند و نمیآید. حاشیه روایت، البته یک اهمی هم لازم دارد رزق طلبه ام، ولی اهم بالاخره لازم دارد.
قنوت مستحب است که با همین ادعیه مرسوم باشد. البته تو قنوت هرچی را میشود خواست، ولی این دعاهای مرسوم اینها فضیلتش بیشتر است. بهترین دعاهای مرسوم هم کلمات فرج است. کلمات فرج فضیلتش توی ادعیه برای قنوت بیشتر است. کلمات فرج چیست؟ «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِينَ وَمَا فِيهِنَّ وَمَا بَيْنَهُنَّ، سُبْحَانَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ». این دعا کلمات فرج بهش میگویند که موقع تلقین گفتیم اینها را مستحب است که القا بشود. کلمات فرج به طرف مستحب بود که القا بشود، تلقین بشود به آنی که داشت محتضر. حالا آن بخش واجبش «لا اله الا الله». این دیگر استحبابش بعد از کلمات فرج این دعا را بخواند: «اللهم اغفر لنا و ارحمنا و عافنا فی الدنیا و الآخره انک علی کل شیء قدیر». اقل قنوت هم که مستحب است سه بار «سبحان الله» یا پنج تا «سبحان الله». «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله» سه تا یا پنج تا. این دیگر اقل قنوت استحبابیش میشود. اقل استحبابش این دیگر کمترین حد استحبابش انقدر است. بقیهاش دیگر جواز است. هرچی دیگر میخواهد بگوید دیگر جوازش میرسد.
فصلش مستحب است دیگر. قنوت مستحباتی دارد و احکامی دارد. جلسه بعد بهش اشاره میکنیم و بحث تعقیبات را داریم که آن هم دیگر بحث مختصری است و میرویم تو بحث «تروک».
ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیمِ.
خب، به فصل چهارم کتاب «صلات» رسیدیم. این چهار فصلی که گذراندیم را در عنایت فرمودید دیگر، مباحثی که داشتیم وقت صلات بود و خلاصه مقدمات و شرایط و این بحثهایی که داشتیم و بحث کیفیت صلات را داشتیم. لابلای این مباحث تا اینجا ما درباره واجبات، محرمات، مکروهات، مستحبات اینها زیاد سخن گفتیم، ولی مرحوم شهید اول اینجا یک فصل جداگانهای در نظر میگیرند برای مستحبات به اسم «باقی مستحبات»؛ سایر مستحبات نماز را ذکر میکنند.
اولین مستحبی که میآورند "ترتیل تکبیر" است؛ مستحب است که نمازگزار تکبیره الاحرام را با ترتیل بگوید. اصلاً قرائت و اینها هم مستحب است که با ترتیل باشد، حروف را آشکار بکند، با قرائت قشنگ. «الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم». این خود حرف «ر» اگر تشدید نباشد مبتلا هم هست. «بسم الله الرحمن الرحیم» باطل هم میشود. عرض کنم که یا مثلاً «الله اکبر» را اگر «الله اکبر، الله اکبر»، گاهی به این نحو که عرض کنم خدمتتان که مثلاً این وسط تلفظش به نحو دیگری میشود. گاهی «ر» تلفظ نمیشود، «الله اکبر». گاهی «الله احوال» مثلاً «اخبار» مثلاً، آره. قرائتها یک کسی تواناییاش را نداشته باشد، ولی یک وقتی هم هستش که طرف حالا میتواند صحیحش را قرائت بکند، قرائت نمیکند. اینها دیگر در حد مبتلا هم ممکن است پیش بیاید. ولی استحبابش این است که اینها را به ترتیل بگوید، حروفش را آشکار بکند، ظاهر بکند، اظهار شافی بکند، خلاصه شفاف اینها را بگوییم.
مستحب دوم این است که «رفع الیدین» کند هنگام تکبیر، دستهایش را بالا بیاورد. این بالا آوردن دست در تکبیر مستحب است. میتوانم «الله اکبر» را تا کجا بالا بیاورد؟ تا محاذات این لالههای دو تا گوش، تا اینجا بالا بیاورد و برگرداند. دیگر برخی حال اینکه بیشتر اگر برود ممکن است هم باز مبتلا باشد. بعضی اول جلوی گوش میگیرند، میبرند عقب، برمیگردانند که این کل دست از پایین بیاید، در تمام طول «الله اکبر» بیاید و با اتمام «الله اکبر» برگردد، تو این مدت بیاید و برگردد. نه اینکه «الله اکبر» تمام بشود، «الله اکبر» دست برگردد و تکبیر تمام بشود. شهید ثانی میفرمایند که ای کاش شهید اول این بحث رفع الیدین و فلان و اینها را تکبیره الاحرام که بحثش را گذراندیم، اولین تکبیر نماز، بعدش هم برخی فقها قائل به اینند که این رفع الیدین واجب است، مستحب نیست. بهتر بود که به همین دو تا دلیل ایشان این بحث را آنجا میبرد. ولی خب، حالا دیگر صلاح دیدهاند که جدا مطرح کردند. ظاهراً کتابی هم هست که چکنویسی نشده. کتاب «لمعه» شهید اول چون خیلی هم سریع ایشان نوشته، دیگر ده الی پانزده روز کل کتاب «لمعه» را ایشان نوشته که عنایات الهی هم شامل حالش میشود. تو این پانزده روز ایشان محل رجوع اهل سنت بوده با قضات و اهل علمشان و اینها خیلی رفت و آمد داشته. تو این پانزده روز ولایت الهی هیچ کسی از اهل سنت با ایشان رفت و آمد نمیکند و هیچ کس نمیآید. شهید ثانی میفرمایند از کرامات شهید ماست که توی این چند روز خلاصه کسی متعرض ایشان نمیشود، وقت ایشان را نمیگیرد و ایشان از اول تا آخر این کتاب را مینویسد. بر اساس کتاب «شرایع» که داشتند مال محقق اول که حالا میشود جامعترین کتاب فقه امام، کتاب «شرایع».
مستحب است که این کف دستها رو به قبله باشد وقتی دارد دستها را بلند میکند، انگشتها هم بسته باشد، دو تا شصت فقط باز باشد. این نظر مشهور، گفتند که شصتش را هم به بقیه انگشتها بچسباند، شصت هم بسته باشد، این شکلی تکبیر. اقوال این است که با شروع کردن تکبیره الاحرام دستها را بالا بیاورد، با تمام کردنش دستها را برگردانده باشد.
مستحب است که اولی که میخواهد تکبیره الاحرام بگوید، شش تا تکبیر بگوید با هفتمین تکبیره الاحرام را بگیرد و وارد نماز شود. شهید در مورد اینجا اختلاف نظر هست. افضل طبق نظر شهید ثانی این است که شش تا را قبل از تکبیره الاحرام «الله اکبر» بگوید و البته میتواند اول تکبیره الاحرام را بگوید، بعد شش تا تکبیر بگوید، این جور هم میشود. میتواند یک تعدادش را قبل بگوید، یک تعدادش را بعد بگوید، فرقی نمیکند. این شش تا تکبیر هم تو همه نمازها استحبابش هست؛ هم تو نمازهای واجب، این هم تو فرض هم تو نفل، هم تو نمازهای واجب غرایز، هم تو نماز مستحبی نوافل. اقوا این است که این شش تا تکبیر مال همهاش مستحب است که این شش تا تکبیر هم آهسته بگوید، مطلقاً. مطلقاً یعنی دیگر حالا چه تو نماز واجب یا چه تو نماز مستحبی و حالا چه قبلش دارد میگوید، چه بعدش میگوید، چه سه تایش را دارد میگوید، دو تایش را دارد میگوید، فرقی نمیکند. در هر صورت اینها همه را آهسته.
نحو گفتنش را فرمودند که سه تا تکبیرش را بگوید از این شش تا تکبیر مستحبی. بعد سه تایی که گفت این دعا را بخواند: «اللهم انت الملک الحق لا اله الا انت». این دعایی که نقل شده. بعد دو تا تکبیرش را بگوید این دعا را بخواند: «لبیک و سعدیک والخیر فی یدک و شر لیس الیک». بعد تکبیر آخر را که گفت یعنی تکبیر ششم که گفت، این دوباره بخواند: «یا محسن قد عطاک المسی». فقط این هم که از امیرالمؤمنین است. پس اول سه تا تکبیر، آن دعای «انت الملک الحق احسن». بعد دو تایش را بگوید، دعای «لبیک و سعدیک». بعد کمتر معمولاً این آداب رعایت میشود.
توی روایتی آمده که این دعای آخر یعنی «یا محسن قد عطاک المسی» را قبل از شش تا تکبیر. تکبیر هفتم بعد از تکبیر ششم دیگر دعایی نکند. قبل تکبیر هفتم. توی روایت تو درس خارج اینها روش مفصل بحث میشود که نظر شهید اول تو کتاب «ذکری» همین است که تو همین روایت آمده؛ یعنی قبل شش تا تکبیر دعا کند، دیگر بعد شش تا تکبیر دعا نکند. تو همین «لمعه» دوباره همان نظر کتاب «ذکری» را تو کتاب «دروس» و «نفلیه» هم همین را دوباره گفتند و تو کتاب «البیان» هم همین را دیدی دیگر. تو «لمعه» به چه نحو نقل کرده بودند؟ تو «لمعه» گفته بودند که مابین این شش تا تکبیر بگویید. توی «ذکری» گفته بودند که قبل شش تا تکبیر. تو «دروس» و «نفلیه» هم نظر «ذکری» را گفتند. توی «البیان» نظر را گفتند. شهید ثانی: «و لک الله حسن»، همهاش خوب است. قبلش دعا کند یا مابین این شش تا دعا کند، هم مشکلی. البته ما بحثمان الان درباره همین «یا محسن قد عطاک المسی» بودها. بحث اصل بحث این است که این را قبل شش تا که حالا هر دو تا نظر شهید ثانی میفرماید که خوب است، مشکلی ندارد.
توی روایت آمده که شش تا تکبیر پشت سر هم بگوید، بینش دعا نخواند. یکی دیگر آمده که پنج تایش را. یکی دیگر آمده سه تایش را بگوید. این هم باز دوباره اختلافی.
بعد اینها توجه کند. "یُتَوَجَّهَ"؛ یعنی دعای توجه را بخواند. دعای توجه چیست؟ «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي»؛ آیه قرآن. جای دیگر این دعای توجه. دعای توجه بعد تکبیره الاحرام. خب، این را بعد تحریمه، تحریمه یعنی چه؟ یعنی تکبیری که دیگر باهاش احرام بسته میشود، وارد نماز میشود؛ یعنی «الله اکبر، وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ». هر جا تکبیره الاحرام را گفت، حالا میخواهد بعد هفت تا باشد، بعد پنج تا باشد، بعد شش تا باشد، بعدش دعای توجه را.
مستحب است که اگر نمازگزار نشسته نماز میخواند، حالا یا به خاطر عجزش دارد نشسته نماز میخواند یا به خاطر نافله بودنش. اگر نشسته دارد نماز میخواند، «تَرَبُّع» کند. «تَرَبُّع» یعنی چه؟ چهار زانو بنشیند. چهار زانو بنشیند توی قرائتش. حالا یا به خاطر عجزش نشسته دارد میخواند یا به خاطر اینکه نافله است نماز و «وِتْر» را قرائتش را چهار زانو بخواند، «بِطِیرَهْ تَرَبُّع». «تَرَبُّع»، «تَرْبُو» چهار زانو، «تَسَنّی» دو زانو. «تَسَنّی تَرَبُّع» اینجا حمد و سوره اش را وقتی دارد میخواند، چهار زانو بنشیند؛ یعنی روی دو تا باسنش بنشیند. ساق پاهایش از زمین بلند باشد. این نحو نشستن کجا داشتیم؟ برای کی داشتیم؟ برای خانمها تو تشهد مستحب بود، یادتان هست؟ مستحب بود خانمها تو تشهد همین جوری دیگر، این جوری دستها به روی سینه، خودشان را جمع میکردند، قیمت این شکلی. حالا این در حال قرائتش بود. حال رکوعش چه نحوی میشود؟ رکوع که خواست برود «تَسَنّی» کند، روی دو زانو بریزد رکوع. دو تا پایش را بکشد از پشتش بیرون بیاورد، باسنش را از روی پاشنه پا بلند کند، بین آنها و زانو را هم فاصله بدهد. به اندازه خم بشود که صورتش مقابل کاسه زانویش باشد، رکوع نشسته. حالت تشهدش حالا چجوری بشود؟ پس تو نماز وِتْر یک کسی که دارد نشسته میخواند، قرائتش را مستحب است «تَرَبُّع» کند، در رکوع «تَسَنّی» کند و در تشهد «تَبَرُّک» کند. «تَبَرُّک» چه جور بود؟ «تَبَرُّک» احسن. پای راست روی پای چپ. گفتیم «تَبَرُّک» دیگر مطلقاً همهجایش دیگر تو همه تشهدها و در همه سلامها و اینها.
ایستاده باشد، نشسته باشد. خب به کجا نگاه کند؟ کسی که دارد نماز میخواند مستحب است که اگر در حال قیام به محل سجدهاش نگاه کند، ولی چشم ندوزد. چشم دوختن یک خرده حالت غدی انگار تویش است، خشوع تویش نیست. به حالت به چشمانش نیمه باز، حالت لطافتی، به حالت خضوع و خشوع این چشم نیمه باز بکند. تحقیق نکند به قول شهید ثانی. چه جوری از حدقه مدل چشمهایش را گرد بکند، زوم کند و اینها. این جوری نباشد، یک حالت خشوعی تو نماز. در حال رکوع پس تو قیام که محل سجده نگاه کند. در حال رکوع بین دو تا پایش نگاه بکند. در حال سجده به نوک بینیاش نگاه کند. تو حالت تشهد هم به دامنش نگاه کند. همه اینها تو روایت بود. شهید ثانی میفرماید اینها تو روایت هست، ولی آخری پیدا نکردیم تو حالت تشهد به دامنش نگاه کنیم. فقها گفتند، مدرک هم نگفتند برایش از روایت گرفته باشند، ولی حرف خوبی است. مناسبت دارد دیگر از جهت خشوع و خروش با بقیه مناسبت داریم. کسی به دامنش نگاه کند حالت خضوع و خشوع.
مستحب بعدی که مستحب هفتم میشود این است که در حال قیام دستش را روی ران پایش در موازات زانو بگذارد. یعنی موازی باشد با زانو. جلو. آره، روبرویش، مقابلش. یعنی مستقیم خط را اگر بگیری به زانویش برسد. جلوی پا را بگذارد. بغل ندارد. مدل سربازی دستش را بگذارد روی ران، جلوی ران بگذارد. انگشتش هم بسته باشد. شصتش هم به بنده. تو تکبیره الاحرام باز باشد و یک قولی بود که بسته باشد. اینجا میگوید که نه، همهاش بسته باشد. در حالت رکوع چه کار کند؟ در حالت رکوع دستهایش را روی کاسه زانو بگذارد. اینجا همه انگشتها را باز باز بگذارد. خود شصت هم باز بگذارد. تمام انگشتها. در حالت سجده دستهایش را روبروی دو تا گوشش بگذارد؛ نه بالا بگذارد، نه پایین. این جوری مقابل دو تا گوش. تو حالت تشهد و نشستن حالا جلوس اعم از تشهد و غیر تشهد که تو قیام داشتیم. جلوی ران دست جلو بود. آره، با انگشتهای بسته در امتداد زانو باشد و انگشتهایش هم فرمودید بسته.
خب تو قنوت مستحب است که اصلاً اصل قنوت مستحب است. میتواند نگوید. مستحب در مستحبش با بالا بردن دست؛ یعنی اصل قنوت مستحب است. بالا آوردن دست دیگر روز مستحب دیگر است. تو خدا قنوت دعا دارد میکند بعد از سوره در رکعت دوم یواشکی. این دیگر خاصیتش هم این است که دیگر تو نمازهای تقیهای میتواند کسی مثلاً در مکه و مدینه و اینها معمولاً شیعیان قنوت نمیگیرند با دست. ولی میتواند بدون اینکه دستش را بالا بیاورد همان جا «اللهم عجل لولیک الفرج، اللهم صل علی» یک دعایی آنجا بدون اینکه دستش را بالا بیاورد، داشته باشد. پس رکعت دوم بعد از قرائت سوره، قنوت آنجا مستحب است.
حالا یک بحثی اینجا داریم. بحث خیلی قشنگ. حالا توی تمام نمازهای یومیه ما این را مستحب بدانیم و تو همه نمازها. حالا با این کار داریم. تو نمازهای یومیه چون یک اقوالی اینجا داریم. پس ما اول گفتیم چیست قنوت. یک عده از فقها گفتند واجب است. مثلاً عرض کنم که من یادم بود کدام یک از فقها واجب میدانستند برای نماز صبح مثلاً. برخی فقها واجب میدانستند، ذهنم در آمده، یادداشت نکردم. قدیم. دو جا تک قنوت نداریم. دو جا تک قنوت نداریم. یکی تو نماز جمعه است. یک دانه قبل رکوع اول. یک دانه هم بعد رکوع دوم. در رکعت اول قبل رکوع. رکعت دوم بعد رکوع استثنا. بحث قنوت. یک جا ما تک قنوت نداریم. اینکه گفتیم در رکعت دوم بعد قرائت. یک جا نقل شد به نماز جمعه. نماز وتر، رزقنا الله و ایاکم، نماز وتر نماز شب. اینجا آره. نماز شب. آن یک رکعتیه قنوت داریم. یک دانه قبل رکوع. یک دانه بعد رکوع. بله، مستحبش این است. یک دانه قبل اینکه رکوع برود قنوت بگیرد. یکی باز از رکوع که بلند شد. خب پس این نقل این دو تا قنوت برای نقل شد به اینکه رکعت دوم باشد.
خب، ما گفتیم که مستحب. گفتند یک دسته فقها گفتند که قبل رکوع بعد رکوعش هم فرقی نمیکند. یعنی میخواهد بعد رکوع قنوت بگیرد یا قبل رکوع قنوت بگیرد. گفتند که فرقی نمیکند. شهید ثانی میفرمایند که همین قول خوب است. همین که چه قبل رکوع چه بعد رکوع فرقی نمیکند. «حسن»؛ یعنی جمع روایات، نوع روایات این است که یکیاش سندش قویتر است. یکی دلالتش. نعمتهای درس خارج است دیگر. مطمئن. دیروز تو بحث خارج بحث حمام صلات بود. بحث این بود که زن حائض حالا بحثمان از این بحث خارج. تو روایت دارد که زن حائض اگر عصر پاک شده، این دیگر نماز ظهر را نمیخواهد بخواند. اگر وقت فضیلت نماز ظهر گذشته، آن دو هفتم گذشته، دیگر نماز عصرش را فقط بخواند. خیلی محل دعواست دیگر، کتک کاری شده مفصل. خیلی بحث شیرین و جذابی بود. خلاصه آنجا دیگر حالا روایت را باید چه جور حمل کرد؟ فقه الحدیثش چی میشود؟ تعارض چه جور میشود؟ با مشهور چه جوری جمع کنیم؟ با اجماع چه جور جمع کنیم؟ مستحب است، واجب است. چی میشود؟ اقوال مختلفی که اینجا هست. خب دیگر آنجا این جور بحثها مطرح میشود. این جا هم همین بحثها را داریم. در مورد قنوت آخر چی میشود؟ راجع به مستحب قبل رکوع مستحب است، بعد رکوع مستحب است. قبل رکوع واجب است، بعد رکوع واجب است. به چه نحوی میشود؟ خلاصه شهید ثانی میفرماید اینکه فرق فقها گفتند که اصلش مستحبی به محل جوازش هم قبل رکوع یا بعد رکوع. این قول نیکویی است. قول خوبی است. و یک دو آمدند گفتند که آقا روایت حمل مورد تقیه میشود. این یک تیکه بحث نیمه استدلالی. این روایت مال تقیه بوده که حضرت اجازه دادند چه قبل رکوع چه بعد رکوع. شهید نه، تقیه ندارد. چون که هیچ کدام از اهل سنت قائل به تغییر، حالا اصل یک طرف، آن هم شاید مستحب بدانند، ولی قائل به این نیستند که شما قبل رکوع بعد رکوع که تقیه ما بخواهیم نظر موافق تغییر قول خوبی.
حالا پازل معاصر اضافه کردند. گفت که طرف دیده بود که میگوید: «الرزق مضمون لاهل العلم»، رزق برای اهل علم ضمانت شده است. برای همه خدا نوشته. خدا رحمت کند مرحوم حاج آقای شهرکیه، دوستان عزیز ما بود این داستان را میگفت. خلاصه این طرف دیده بود تو کتاب که نوشته رزق برای اهل علم در نظر گرفته شده و بالا پایین نمیشود. تو حجره نشسته بود. دو تا از این بازاریها میآیند و ساختمان دنبال طلبه میگشتند که بهش یک وجه پرداخت کنند و اینها. گفتگو را پشت در میشنود. بلند تو حجره میکند که بگوید تو این حجره کسی. چون دیدند خلوت است، گفتند احتمالاً کسی نیست. برویم. خلاصه میآیند تو حجره، یک پولی بهش میدهند و نمیآید. حاشیه روایت، البته یک اهمی هم لازم دارد رزق طلبه ام، ولی اهم بالاخره لازم دارد.
قنوت مستحب است که با همین ادعیه مرسوم باشد. البته تو قنوت هرچی را میشود خواست، ولی این دعاهای مرسوم اینها فضیلتش بیشتر است. بهترین دعاهای مرسوم هم کلمات فرج است. کلمات فرج فضیلتش توی ادعیه برای قنوت بیشتر است. کلمات فرج چیست؟ «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِينَ وَمَا فِيهِنَّ وَمَا بَيْنَهُنَّ، سُبْحَانَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ». این دعا کلمات فرج بهش میگویند که موقع تلقین گفتیم اینها را مستحب است که القا بشود. کلمات فرج به طرف مستحب بود که القا بشود، تلقین بشود به آنی که داشت محتضر. حالا آن بخش واجبش «لا اله الا الله». این دیگر استحبابش بعد از کلمات فرج این دعا را بخواند: «اللهم اغفر لنا و ارحمنا و عافنا فی الدنیا و الآخره انک علی کل شیء قدیر». اقل قنوت هم که مستحب است سه بار «سبحان الله» یا پنج تا «سبحان الله». «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله» سه تا یا پنج تا. این دیگر اقل قنوت استحبابیش میشود. اقل استحبابش این دیگر کمترین حد استحبابش انقدر است. بقیهاش دیگر جواز است. هرچی دیگر میخواهد بگوید دیگر جوازش میرسد.
فصلش مستحب است دیگر. قنوت مستحباتی دارد و احکامی دارد. جلسه بعد بهش اشاره میکنیم و بحث تعقیبات را داریم که آن هم دیگر بحث مختصری است و میرویم تو بحث «تروک».
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه شانزدهم
شرح لمعه
جلسه هفدهم
شرح لمعه
جلسه هجدهم
شرح لمعه
جلسه نوزدهم
شرح لمعه
جلسه بیستم
شرح لمعه
جلسه بیست و دوم
شرح لمعه
جلسه بیست و سوم
شرح لمعه
جلسه بیست و چهارم
شرح لمعه
جلسه بیست و پنجم
شرح لمعه
جلسه بیست و ششم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...