معرفی
* ام ابیها به چه معناست؟
* چه ارتباطی بین شب قدر و حضرت زهرا س وجود دارد؟
* حقیقت حضرت زهرا س در عالم چیست؟
* آثار تلاوت آیات
* چرایی توجه پیامبر اکرم ص به حضرت زهرا س
* چرا به حضرت زهرا س ام ابیها گفته میشود؟
* فاعلیت و قابلیت اهلبیت علیهمالسلام
* علم مجازی با عمل حقیقی میشود علم حقیقی
* عبودیت را چگونه در خود ایجاد کنیم؟
* نظام آموزشی مبتنی بر سیره اهلبیت علیهمالسلام
* روایات کمتر شنیده شده در فضیلت حضرت زهرا س
* چرا آیات حضرت زهرا را تلاوت نمیکنیم؟
* دعای حضرت زهرا س هنگام شهادت
* چه ارتباطی بین شب قدر و حضرت زهرا س وجود دارد؟
* حقیقت حضرت زهرا س در عالم چیست؟
* آثار تلاوت آیات
* چرایی توجه پیامبر اکرم ص به حضرت زهرا س
* چرا به حضرت زهرا س ام ابیها گفته میشود؟
* فاعلیت و قابلیت اهلبیت علیهمالسلام
* علم مجازی با عمل حقیقی میشود علم حقیقی
* عبودیت را چگونه در خود ایجاد کنیم؟
* نظام آموزشی مبتنی بر سیره اهلبیت علیهمالسلام
* روایات کمتر شنیده شده در فضیلت حضرت زهرا س
* چرا آیات حضرت زهرا را تلاوت نمیکنیم؟
* دعای حضرت زهرا س هنگام شهادت
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
السلام علیک یا بنت رسول الله، السلام علیک یا فاطمه سیدة نساء العالمین و رحمة الله و برکاته.
عرض تسلیت داریم محضر حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فدا، شهادت بیبی دو عالم، مادر بزرگوارشان، حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها را. و عرض تسلیت داریم محضر آقای دو عالم امیرالمؤمنین صلوات الله و سلام علیه، شهادت همسر بزرگوارشان را.
بحث در روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ایراد میشود. امیدواریم که از عنایات بیکران شفیعه محشر، صدیقه کبری، خیر البشر، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، همه ما انشاءالله بهرهمند باشیم و رزق سالمان را در این فاطمیه و این روز شهادت از مادر عزیزمان، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بگیریم. ایشان نه فقط مادر ما و بیبی ماست، و نه فقط مادر سادات است، و نه فقط مادر اولیاءالله، بلکه او مادر پیغمبر است، "ام ابیها". حالا این را بزرگان باید شرح دهند و بسط دهند که این "ام ابیها" به چه معناست.
"اُم" از ماده "اَمَمَ" است؛ آن چیزی که محل توجه است و به امام هم از این جهت میگویند امام، چون محل توجه است و دائماً انسان به او توجه میکند تا مثل او کار بکند. به جاده و اتوبان هم میگویند "اِمام"، «إنهما لَبإِمامٍ مبین»؛ چون جاده هم دائماً محل توجه است تا با پیچ او آدم بپیچد و با سرعتگیر توقف بکند، با بالا و پایینی که دارد و بلندی و پستی که دارد، سرعتش را تنظیم بکند و مثلاً دنده ماشین را عوض کند. به اتوبان هم میگویند "اِمام".
"اُم" از "امام" رقیقتر و لطیفتر است؛ آنی که محل نیاز و کانون توجه میشود، معنای "اُم" این شکلی است. البته "اِمام" هم همینطور است، ولی "اُم" باز لطیفتر از این است.
"اُم ابیها". حالا خانمی که "اَب" دارد. "اَب" را گفتیم با "والد" فرق میکند در بحثهای صادق در قیامت عرض شد؛ "اَب" آن کسی است که انسان را پرورش میدهد، رشد میدهد و در مسیر شکوفایی قرار میدهد. این خانم کسی بود که آن کسی که او را در مسیر رشد و شکوفایی قرار میداد، کانون توجهش این خانم بود. "ام ابیها" را این شکلی ترجمه میکنند: «مادر پدرش». خب، مادرِ ایجادی که نبوده؛ یعنی تولد پیغمبر اکرم که از فاطمه زهرا نبوده. مادر تربیتی هم که نبوده. کانون توجه بوده، کانون رحمت بوده.
اگر رسول الله «رحمة للعالمین» است، فاطمه زهرا «رحمة للنبی» است؛ و پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین هم که «نفسٌ واحده»، «انفسنا و انفسکم». پس هم مادر پیغمبر است، هم مادر امیرالمؤمنین در کانون توجه امیرالمؤمنین؛ چون جلوه خاص رحمت الهی است، صدیقه کبری و لطافت حق تعالی. دیگر از این کاملتر و جامعتر در عالم تجلی نکرده که در یک قالب لطیف زنانه، انسیه حورا، و تعابیری که حالا در مورد ایشان هست که خوب، تعابیر فوقالعادهای است. اگر پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین جایگاهشان در قیاس با فاطمه زهرا سلام الله علیها بررسی بشود، در روایات ما معارف شگفتآوری نصیب انسان میشود. همین که فرمودند: «فاطمه لیلة القدر است»، به نظر کفایت میکند.
در شب قدر چه اتفاقی میافتد؟ «انا انزلناه فی لیلة القدر.» نزول داریم در شب قدر. یک مُنْزَل داریم در شب قدر و یک مُنْزَلٌ فیه داریم در شب قدر. در شب قدر یک چیزی نازل میشود، یک کسی نازل میکند و یک نزولی رخ میدهد. پس سه تا چیز است در ظرف شب قدر؛ یعنی این استعداد و این قابلیت و این کشش و این ظرفیت، ظرف، ظرف است. این ظرفیت در بین همه شبها فقط در یک شب است که قدرت و کشش و آمادگی دارد برای اینکه این حقیقت را در خودش نازل کند و از طریق خودش بسط دهد به همه شبها و روزها. شب قدر این شکلی است. فاطمه زهرا سلام الله علیها در بین همه شبها و روزها، او فقط این ظرفیت و کشش را دارد برای اینکه این حقیقت در او نازل بشود. که حالا این را در روایات ما هم تعبیر کردهاند به اینکه مادر ائمه ماست. خب، با این عرضی که بیان شد، فقط مادر یازده امام نیست؛ صدیقه کبری مادر امیرالمؤمنین هم هست، مادر فاطمه زهرا هم هست. همانطور که ما در تمام ایام داریم بهرهمان را از شب قدر میبریم و در واقع بخواهیم و نخواهیم، بدانیم و ندانیم، همه توجهمان به شب قدر است؛ چون به واسطه شب قدر رزق ما نازل میشود.
الان بنده و شما که داریم حرف میزنیم، این چیزی است که شب برای من و شما نوشتهاند؛ نوشتهاند که این ساعت اینجا ما مشغول گفتگو بشویم، ضبط بشود، به این نحو منتشر بشود، شما از مبادی و کانالها و از آن طرق مختلفی که مثلاً ما و شما به هم رسیدهایم و این حرفها از این گوینده و این شنونده به هم میرسد که مبادی عجیب و غریبی، تونلهای ارتباطی بسیار وسیع، درندشت و چیز عجیب و غریبی است. و دائماً آن به آن ما داریم بهرهمان را از شب قدر میبریم. لذا توجه نداریم به اینکه همه بهرهمان از شب قدر است. اگر کسی این توجه برایش پیدا بشود، آن وقت دائماً نگاهش این است؛ چون عالم عقل است، عالم در واقع تقدیر، لوح محفوظ، از آنجا دارد این رزق نازل میشود و همه توجه به آنجاست. امام معصوم هم همه توجهش به شب قدر است و شب قدر به اذن او این امور جاری میشود و هر آنچه که امام زمان مأموریت و مسئولیت و ولایتشان در این عالم ایجاب میکند، به واسطه امیرالمؤمنین هم هر آنچه از مسائل که رقم میزدند و میدانستند که رقم میخورد، به واسطه شب قدر بود که شب قدر فاطمه زهرا بود. و آن کانالی که موجب ظرفیت میشود و اصلاً خدای متعال این عالم دنیا را به یک نفر ظرفیت دید و قابل دید برای اینکه این معارف را نازل بکند، آن فاطمه زهرا سلام الله علیها بود. و این رمز آن روایتی است که فرمود: «لولا علی لما خلقتک.» این خلقت، خلقت جسمانی است نه خلقت نوری. در خلقت نوری پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا همه یکیاند. آنجا واسطهگری معنا ندارد، همه یک حقیقتاند، «کلهم نور واحد». در خلقت جسمی واسطههایی معنا پیدا میکند، سببی معنا پیدا میکند. این سبب هم لزوماً سبب زمانی نیست که از جهت زمانی متأخر باشد؛ سبب رتبی و عامل و در واقع آن زمینهای که خدای متعال یک چیزی را در یک جایی قرار میدهد، این قبلش لحاظ میشود. حالا خیلی بنا نیست وارد بحثهای تخصصی بشویم که از فهم گوینده خارج است.
پس فرمود: «لولا علی لما خلقتک»، اگر علی نبود تو را خلق نمیکردم ای رسول الله، و «لولا فاطمه لما خلقتکما»، اگر فاطمه نبود نه علی را خلق میکردم نه تو را. خب، این هم همین است. پیامبر اکرم آن حقیقت انسانیت، حقیقت قرآن؛ پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین آن حقیقت نزول و صعود. پس آن امری که دارد نازل میشود حقیقت پیغمبر اکرم، آن نزول حقیقت امیرالمؤمنین، آن ظرف نزول حقیقت فاطمه زهراست سلام الله علیهم اجمعین.
خب، اینها از فهم واقعاً خارج است، خصوصاً فهم افراد نداری مثل این گوینده. چه میفهمیم این ذوات مقدسه چیاند و کیاند و جایگاهشان در این عالم کجاست. خدای متعال عنایت بفرماید یک ذرهای از این حقایق بتابد بر قلب ما و ما را مست و مدهوش بکند از این جلوهها. به هر حال ما نیاز داریم به این تلاوت آیات.
ببینید تزکیه با تلاوت آیات رقم میخورد: «یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة.» اول آیات تلاوت میشود، بعد تزکیه میشود، بعد کتاب و حکمت تعلیم داده میشود. قدم اول تلاوت آیات است. تلاوت به معنای اینکه یک چیزی را در پیش روی انسان بگذارد و پشت سر حرکت بکند. «تالٍ تَلْو» او حرکت بکند و محل توجه باشد، از یک «اُمّ» و «اِمام» شبیه و تو آن مسیر حرکت بکند، خودش را تطبیق بدهد. دائماً توجه او و رصدگاه او به این باشد، این میشود تلاوت آیات. الهی را باید تلاوت کرد برای اینکه این زنگار غفلت و این غبار فراموشی از دلهای ما بلند بشود. بالاخره شرایط زیست مادی و این زندگی دنیایی و زندگی با امور که ما از وقتی چشم باز میکنیم ظاهر میبینیم و قلبمان متوجه ظاهر و ظواهر میشود. برای اینکه بتوانیم به باطن راه پیدا کنیم و کمکم خودمان را عادت بدهیم به چشم باطنبین و فاصله بگیریم از ظاهر و از این مقیاسهای کمی دست برداریم و فاصله بگیریم، قدم اولش تلاوت آیات است.
این تلاوت آیات که شد، این غبارها از دل برداشته میشود. وقتی غبار از دل برداشته بشود، قرآن ازش تعبیر میکند به... حالا این دل ظرفیت و زمینه پیدا میکند برای اینکه معارف و حقایق را در خودش بگیرد. این میشود تعلیم کتاب و حکمت. حالا در شب قدر هم کتاب و حکمت نازل شد، دیگر در چه ظرفی نازل شد؟ در این ظرف؛ یعنی به واسطه این ظرف این عالم قابلیت پیدا کرد که این معارف بیاید پایین و از اینجا منتشر بشود در همه عالم که حالا این ظرفیت و این وسعت خودش میتواند هم در قوس صعود و هم در قوس نزول بررسی بشود که هم اینجا شب قدر چه جایگاهی دارد، هم در قیامت شب قدر چه جایگاهی دارد. و در واقع تعیین تکلیف هم در دنیا به واسطه شب قدر، هم در قیامت به واسطه شب قدر. و این فاطمه زهرا سلام الله علیهاست که تکلیف مؤمنین و منافقین و کافرین را تعیین میکند و معلوم میکند که کی کجاست. این تعیین تکلیف که رقم خورد، آن وقت «النار تسوّی» میکند اینها را. اول کجا عیارکشی میشود؟ وزنکشی میشود؟ قدر طرف فهمیده میشود؟ اندازه طرف بررسی میشود؟ در ساحت فاطمه زهرا سلام الله علیها. و کجا تقسیم میشود؟ در ساحت امیرالمؤمنین سلام الله علیه. و حالا پیغمبر اکرم که رحمت واسعاند و آنجا دیگر جلوه رحمت و رحمت للعالمین و عقل و عقل کامل، عقل اول، به همین تعابیر این شکلی که حالا گفته میشود، آنجا دیگر جلوه پیغمبر اکرم، امت پیغمبر میشود. امت پیغمبر یعنی دیگر اینجا این "اُم"ش و همه کانون توجه همان رحمتی است که خدای متعال در پیغمبر اکرم قرار داده. در این حال، این پیغمبر تقدیرات را چون از کانال فاطمه زهرا میگیرد، باز همه توجهش به فاطمه زهراست که از کانال او چه کسانی بهرهمند از رحمت میشوند. نکات دقت میشود، دیگر؟
لذا همه توجه به فاطمه زهراست که از دریچه او چه کسانی میآیند در این کانال رحمت قرار میگیرند که بشوند؟ پس "اُم" پیغمبر فاطمه زهراست. اگر کسی از کانال این "اُم" وارد شد، میشود امت پیغمبر و او مورد توجه قرار میگیرد و توجهش به پیغمبر اکرم است و چون رنگ و بوی فاطمه زهرا دارد که او "ام ابیها"ست، میشود امت پیغمبر.
حالا نقش امیرالمؤمنین این وسط چیست و جایگاهش چیست؟ بالاخره جایگاه ولایت یعنی حالا... اینهایی که "اُم"شان فاطمه زهراست که در برزخ و قیامت هم اینها جلوه میکند، در بهشت هم جلوه میکند. در روایت ما هست که حالا انشاءالله در جلسات «صدیقه در قیامت» در ماههای آتی، هیمات، در دو سه ماه آینده این مباحث را انشاءالله عزیزان به عنایت الهی خواهند شنید، مباحث مربوط به جایگاه فاطمه زهرا سلام الله علیها در برزخ و تربیت اطفال شیعه، «تربیتهم فاطمة». تربیت اطفال شیعه با فاطمه زهراست که این از معارف شگفتآور ماست. از طرف دیگر هم گفتهاند که حضرت ابراهیم و حضرت ساره این دو نفر هم مربی کودکان و اطفالاند در عالم برزخ و اینها را رشد میدهند. که خب البته در شعاع نور حضرت زهرا سلام الله علیها این دو نفر کار میکنند. و وقتی پیغمبر فاطمه زهراست، به طریق اولی "اُمّ" حضرت ابراهیم هم فاطمه زهراست و خود حضرت ابراهیم هم هر آنچه از این رحمت بر او نازل شده از فاطمه زهرا بوده. همانطور که پیغمبر اکرم از دریچه فاطمه زهرا این را دریافت کردهاند. البته عرض شد، دیگر نه در خلقت نوری، در خلقت جسمی قاعدتاً باید اینطور باشد. و خود ابراهیم امت پیغمبر است. البته ما به این معنا امت... «أُمة أبیک ابراهیم.» ما امت پدرمان حضرت ابراهیم. حضرت ابراهیم پدر ماست، پدر این امت از یک حیث. پس امت ابراهیم از یک جهت، از یک جهت دیگر خود ابراهیم امت امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم است: «إن من شیعة له ابراهیم.» اینها همش آیات قرآن است، دیگر: «إن من شیعة ابراهیم.» خود او شیعه امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم و پیغمبر اکرم هم که "اُمّ"شان فاطمه زهراست. پس این حقیقت ملکوتی و برزخیش به این نحو میشود که در سطوح مختلف از ادراک جلوه میکند. تربیت فاطمه زهرا و تربیت حضرت ابراهیم و ساره و اولیاء و خوبان و بزرگان و تا درجات پایینتر تا درجه پایینتر اینها همه در آن دایره "اُمّ" بودن فاطمه زهراست که او "اُمّ" همه عالم و "سیدة نساء العالمین" است.
«نساء» کارشان تربیت است، دیگر. همه نساء عالمین پرورش میدهند کودکان را و مادرند. نساء مادرند و از یک طرف همسرند، از یک طرف مادرند. او سیدة نساء العالمین است. خیلی در اینها معارف عجیبی است. خدای متعال عنایت بکند بفهمیم. در همه عالم نظام زوجیت برقرار است. نظام مُوجِب و قابل، مذکر و مؤنث. دادن با اوست و آنی که گرفتن با اوست. این میشود نظام مذکر و مؤنث. حالا همه این مؤنثهای عالم در همه عالمین، به همه اینهایی که کارشان دریافت و پرورش است، نساء این است دیگر. همه آنهایی هم که در همه چیزهایی که ما زوجیت داریم، قابلیت این شکلی است؛ دریافت میکند، پرورش میدهد، برمیگرداند. زمین مؤنث است، چرا؟ آب باران را دریافت میکند. آب باران مذکر است، «مَطَر» مذکر است، «أرض» مؤنث است. «إذا زلزلت الأرض زلزالها» مؤنث. «أشرقت الأرض بنور ربها» مؤنث. این مؤنث بودنها حکایتی دارد از معارف قرآنی است. قرآن بیحساب کتاب نیست اینکه یک کلمه را مذکر میآورد یک کلمه مؤنث میآورد، حساب دارد. مؤنث و مذکر این شکلی به همین حسب است، به حسب قابلیت فاعلیت. زمین چیست؟ قابل. دریافت میکند، پرورش میدهد، برمیگرداند. آب باران را میگیرد، نور را هم میگیرد که هم آب باران مذکر است هم نور مذکر است و حالا چیزهای دیگری که لازم است اینها را میگیرد، گیاهی را پرورش میدهد، برمیگرداند. این میشود مؤنث بودن زمین.
حالا سیدة همه این نساء عالمین کیست؟ فاطمه زهرا سلام الله علیها. یعنی همه این قابلیتها و پرورشها در همه عوالم، در همه عوالم، عالم دنیا، عالم برزخ، عالم بفرمایید قیامت، عالم انسانی، عالم حیوانی، عالم ایمانی، عالم تقوا، عالم جهاد، عالم هجرت، عالم شهود، عالم... هر عالمی که شما بگویید، سیدة آن عالم کیست؟ سیدة نساء آن عالم کیست؟ فاطمه زهراست. البته سید رجال آن عالم هم امیرالمؤمنین «فرج البحرین یلتقین، بینهما برزخٌ لا یبغیان». که برزخ بین دو تا پیغمبر اکرم «یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان». اینها پرورش میدهند. چی پرورش میدهند؟ لؤلؤ و مرجان پرورش میدهند. سطح پرورش این است. فاعلیت با امیرالمؤمنین، قابلیت با فاطمه زهرا. سطح پرورش سید شباب اهل الجنة که حسن و حسین میشود. و اینها را نباید در واقع تکبعدی نگاه کرد. یک علی، یک فاطمه است، یک حسن، یا حسین و تمام. نه، یک فاعل است، یک قابل پرورشی است و پروردهای است. آن پرورده حسن و حسین که میشوند سید شباب اهل الجنة. باز خود این سید، آن شباهت... پیامبر اکرم که سید المرسلیناند، او سید مرسلین. امیرالمؤمنین سید الاوصیاء. فاطمه زهرا سیدة نساء العالمین است. اینها خیلی محل کار است.
تو این سیری که ما پرورش پیدا میکنیم و آماده میشویم برای تعلیم کتاب و حکمت، قبلش تزکیه میخواهیم. قبل از تزکیه چی میخواهیم؟ تلاوت آیات میخواهیم. و فرمود: «ما لله آیةٌ هی اکبر منی.» خدای متعال آیه بزرگتر از من ندارد. و چه آیهای بهتر از امیرالمؤمنین و چه آیهای بهتر از فاطمه زهرا برای پرورش و رشد؟ از چه کانالی وارد بشویم؟ این دستور تربیتی است، دیگر. برای ماها، به ما یاد میدهند نظام آموزشی و پرورشیمان چه شکلی باشد. در حوزههایمان، در دانشگاههایمان، از کجا شروع بکنیم؟ ما میخواهیم انسان پرورش بدهیم، دانشمند پرورش بدهیم.
حضرت امام رحمت الله علیه میفرماید: «همه مشکلات بشر از دانشمندان است.» بمب اتم را دانشمندان اختراع کردند. این کرونا را هم آن قدری که فهمیده میشود دستساز و محصول خیانت دانشمندان است. انواع و اقسام مشکلات و بیچارهگیها، این قتل عامها، اینها همش عاملش دانشمندان است. مواد مخدر را دانشمندان تولید میکند. آدمهای دانشمند مینشینند فکر میکنند برای استعمار یک ملت و یک کشور برنامهریزی میکنند، راهبرد تعیین میکنند. همش خیانت دانشمندان است. متأسفانه ما در «عضو دانشگاه» بنا بر این است که دانشمند پرورش بدهیم و این خیلی بد است. ما قرار نیست عالم پرورش بدهیم. البته علم ضروری است. در جلسات قبل بحثهای «شهرشناس» مطالبی در این باب گفته شد. ولی علم واسطه است: «اطلب العلم اولا فی نفسک حقیقة العبودیة.» آن علم حقیقی که تو میخواهی به واسطه عبودیت حاصل میشود. این علمای دیگر، علمای مجازیاند. البته همین را هم حضرت به این نظر دارد: «اطلب العلم باستعماله.» همین مقداری که بلدی را که علم مجازی است استعمال کن، به عمل بگیر، به کار بزن. قاعده و فرمول عجیبی که در عالم این است: علم مجازی به علاوه عمل حقیقی مساوی علم حقیقی. آن علم حقیقی البته قبلش یک چیز دیگری هست، آن عبودیت است. به میزانی که عمل میشود به آن علم مجازی، عبودیت در ما شکل میگیرد، تعبد در ما.
بالاخره آدم یا باید اهل چشم باشد یا اهل گوش باشد. یا باید ببیند یا بشنود. دیدن، انسان با حقیقت بیواسطه و بلافصل مواجه میشود. در شنیدن نه. در شنیدن واسطهای از حقیقت به ما خبر میدهد. درست است. به ما گفتند اول بشنو: «لو کنا نسمع او نقل...» اول بشنو، بعد کمکم که شنیدی و فهمیدی خبرهایی هست، نظر بینداز. «اول ملکوت السماوات و الارض.» اول بشنو، بفهمی چه خبرهایی در این عالم. بعد کمکم نظر بینداز. بعد کمکم این نظر به بصر منجر میشود، انشاءالله اهل بصر میشوی. «لهم اعینٌ لا یبصرون بها.» کمکم این بصر باز میشود. گوش، چشم.
پس ما قرار است که اول الابصار بشویم به تعبیر قرآن. البته قرآن هیچ وقت «اول الاسماء» نگفته. نگفته که اینها صاحب گوش؛ چون گوش مقدم است. آدم میشنود: «سمعا و طاعتا»، «سمعنا و اطعنا.» میشنود که اطاعت کند. اطاعت که کرد، کمکم باب نظر باز میشود. باب نظر که باز شد، باب بصر باز میشود: «لنریه من آیاتنا الکبری.» کمکم آیات الهی را میبیند. آیات الهی را میبیند، آنجا دیگر این تزکیه محقق میشود. وقتی که دیگر به اوج میرسد با دیدن آیات الهی: «ما کذب الفؤاد ما رأی.»
پس به ما این را گفتند، گفتند که راه بیفت و از ما علم نخواستند. از ما عبودیت خواستند، بندگی خواستند که البته از شنیدن شروع میشود تا به دیدن برسد. انشاءالله این با چی شروع میشود؟ این نظام آموزشی و پرورشی و تربیتی فرق میکند. این دیگر درسش اینها نیست، با این نظام اعتباری که کسی این جملات را بلد است، آن کلمات را حفظ است، تستها را خوب میزند و بلد است آجر روی آجر بگذارد، طراحی بکند پلی و سازهای و چیزی را. اینها را ما بهش میگوییم دانشمند و عالم. البته علم مجازی هست، انشاءالله. ولی این آن نظام پرورشی و تربیتی، این آن غایت اصلی نیست. غایتی که برای ما گفتهاند عبودیت و حقیقت مسیری هم که برایش تعیین کردهاند این است: تلاوت آیات، تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت. اول چی میخواهد؟ تلاوت آیات میخواهد.
لذا ما باید در حوزههایمان، در دانشگاههایمان، در مدرسههایمان، در مساجدمان، در منبرهایمان، آن قدم اول و آن پله اول در آموزش، در تعلیم، در تربیت، تلاوت آیات باشد. به چه آیه بزرگتر از امیرالمؤمنین، به چه آیه بزرگتر از فاطمه زهرا سلام الله علیهما؟ بعد اینها تلاوت بشوند برای ما. ما این آیات را داریم. آیه داشتن مشکل را حل نمیکند. در قرآن فرمود که «کم من آیة...» چقدر آیاتی هست که «یمرون علیها» اینها از کنار این آیات رد میشوند، مرور آیات میکنند، ولی ادراک آیات نمیکنند، مُعْرِض از این آیات هستند.
ما امیرالمؤمنین و فاطمه زهرایمان، بهترین نظامهای تربیتی و آموزشی و اینهایمان در حد مرور آیات است. یک گوشه و یک کناری گذاشتیم این آیات را. یک بخشی از کتابهایمان هستند اینها. یک بخشی از کتابهایمان معارف دین، یک بخشی از معارف دینمان هم تاریخ اهل بیت است. تاریخ اسلام و اهل بیت، یک بخشی از تاریخ اسلام و اهل بیت، مرور یک گوشههایی از زندگی خلقی و مادی اهل بیت. من احساس وظیفه... یعنی احساس میکنم که ما دیگر بالاخره اهل بیت را در حدی که لازم بود یاد دادیم. این نیست. امام، امام باید دائماً در معرض توجه باشد در تمام حرکات و سکنات و این امام باید تلاوت بشود برای ما. قرآن ناطق است، دیگر. قرآن، قرآن تلاوت. قرآن را یک گوشه که نمیگذارند، قرآن را یک پوستر که نمیکنند. قرآن را دو تا آیهاش را که گلچین نمیکنند. بیایند بگویند ما از اهل بیت دو تا آیه را گلچین کردیم، دو تا جلوه را گلچین کردیم آن هم به حسب فراخور آمد آن کسی که داشته نظام آموزشی را تدوین میکرد؛ مثلاً پنجاه سال پیش به مقتضای زمانه، قبل انقلاب، اول انقلاب، نشستند در نظر گرفتند مثلاً فلان داستان از تاریخ امیرالمؤمنین را تو کتاب بیاور، داستان عدالت امیرالمؤمنین با عقیل را مثلاً تو کتاب بیاورند. خب، یک مجموعه معارفی و یک نظام هدفمند و روشمند به ما ارائه ندادند. باید اهل بیت را با تعریفی که خود اهل بیت داشتند، با تعریفی که قرآن داشته بشناسیم، کار بکنیم. زیارت جامعه باید یکی از دروس کلیدی و رسمی ما باشد در مدارس و دانشگاهها و حوزهها. ما چند نفر را الان داریم که بتوانند در بین طلبهها، در بین فضلا بتوانند زیارت جامعه را کلماتش را یک توضیح ابتدایی بدهند؟ اینها مقامات اهل بیت است. اینها حقایقی هستند که تلاوت بکنیم. زیارت جامعه کبیره تلاوت آیات. زیارت امین الله تلاوت آیات. زیارت عاشورا تلاوت. زیارت حضرت زهرا، زیارت امیرالمؤمنین و معارفی که این عزیزان در مورد خودشان گفتهاند. تعریف و معرفی که داشتند در مورد همدیگر. داشتند ببینیم ما چقدر روایت داریم فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها و معرفی حضرت زهرا که البته باز گفتهاند که آخر کسی فاطمه زهرا را نخواهد شناخت. او فاطمه است. «فاطمة الخلق یا فُطِم الخلق فاطمو عن معرفتها.» اینها مفتوماند. بچهای که از شیر گرفته میشود میشود مفتوم. فاطمه فاطمه است، چون که مفتوم است، همه از او. او فاطمه است. بقیه مفتوحهاند. فاطمه و مفتون. فتح کرده همه را از معرفت خودش.
بچه را وقتی از شیر میگیرند دیگر شیری به او نمیرسد، از این پستان، از این سینه قطرهای، جرعهای به او نمیرسد، او دیگر سهمی از این سینه ندارد. بشریت سهمی از این سینه معرفت و از قابلیت و از این ظرف معرفت. سینه ظرف است دیگر، ظرف شیر، ظرف آن مایعی که رشد دهنده و شکوفا کننده است و پرورش دهنده است. همه از آن ظرف بهرهمندند. هر که دارد پرورش پیدا میکند از این سیدة نساء العالمین است. ولی قدرت احاطه و معرفت نسبت به خود این ظرف را ندارد. فقط برکاتش بهش میرسد. نمیفهمد کی و چی به او چی داده، چی دادهاند، چی گرفته. و این ظرف، ظرفی است که حتی پیغمبر اکرم هم به این ظرف نظر دارد، امیرالمؤمنین هم به این ظرف نظر دارد. حقایق و معارف از این ظرف برای اینها نازل میشود و مخلوقات مفتوماند از شناخت. تلاوت آیات ما باید انشاءالله این آیات را جدیتر بگیریم.
این روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، یک دو سه عبارت غریب و کمتر شنیده شده در فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها برایتان قرائت بکنم. خیلی اینها معارف عجیبی است. کتابی را دوستان زحمت کشیدهاند به چاپ رساندهاند چند سالی «صحیفه فاطمیه» که مجموعه مدرسه دانشجویی قرآن و عترت این کتاب را چاپ کردهاند و کتابش موجود است روی سایتشان. برای خریدش عزیزان میتوانند اقدام بکنند. کتاب خیلی خوبی است. در بخش پایانی کتاب که عنوانش خاتمه است یک سری روایات را اینجا ذکر کردهاند که این روایت معمولاً شنیده نشده است. یکیش این است: «دعائها عند وفاتها سلام الله علیها.» دعای حضرت زهرا موقع وفات حضرت زهرا. ببینید اینها به جنون میرساند آدم را. چه ذوات مقدسی خدا آفریده و چقدر این ذوات بینظیر، چقدر این ذوات فوقالعاده. «موالی لا احصی ثناء.» نمیشود ثنای شما را گفت. نمیشود به زبان نمیآید، قابل توصیف نیست. موقع وفات فاطمه زهرا سلام الله علیها چه تعبیری به کار میبرد؟ خیلی این تعبیر با این نکاتی که گفته شد عزیزان تدبر بکنید. این آیه را تلاوت بکنید، روی تلاوت آیات ببینید تزکیه میکند ما را یا نه؟ ببینید شخم میزند وجود آدم را یا نه؟ ببینید این علاقهها را به غیر میبُرد یا نه؟ اصل تزکیه این است دیگر، از آنهایی که باید بریده بشویم بریده بشویم، به آنها که باید پیوند بخوریم پیوند بخوریم. شنیدن این تلاوت، این آیه، این آیه وجودی از فاطمه زهرا وقتی تلاوت میشود، ببینید چه شوری در درون ایجاد میکند و چطور آدم را میبَرد از همه. چطور پیوند میزند به این درخت طوبی.
دعای حضرت موقع وفاتشان چی بود؟ مثل امروز که روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیهاست. «اللهم إنی أسئلک بمحمد المصطفی و شوقه إلیه.» روی اینها کار کنید. فکر کنید چه تعابیری به کار میبرند. خدایا از تو درخواست میکنم به محمد مصطفی و شوق او به من. پیامبر با تعبیر مصطفی به کار بردهاند و شوق پیامبر به خودشان. خدا را قسم دادهاند به شوق پیغمبر به خودشان. شوق پیامبر، این یک نکته. «و ببعلی علی المرتضی.» پسرعمو نمیگویند. زوجتی هم نمیگویند. «بعل» که این هم توش نکاتی است. «به بعلی علی المرتضی،» به شوهرم قسم میدهم، درخواست میکنم، واسطه میکنم شوهرم را که علی مرتضی باشد. «و حزنه علیه.» و حزن او بر من. شوق پیغمبر به فاطمه، حزن امیرالمؤمنین به فاطمه. چه سری؟ چی دارند میگویند؟ چه حقایقی پشت پرده است؟ چه اسراری است؟ چه معارفی است؟ چه نسبتهایی است بین این ذوات که پیغمبر اکرم شوق به فاطمه دارند، امیرالمؤمنین حزن بر فاطمه دارد.
«و بالحسن المجتبی و بکائه علیه.» به حسن مجتبی. مادر دارد دعا میکند، فرزند را واسطه میکند. پسرش حسن سید شباب اهل الجنة است. واسطه میکند. چی؟ چه خبر است تو این معارف؟ این را بیایند بزرگان برای ما صد سال شبانهروزی معارف را شرح بدهند. بهشت کجاست؟ بهشت آنجاست که این معارف را صبح تا شب شرح میدهند. بهشت شریک این معارف را میبینیم و چرا لذت بهشت تمام نمیشود؟ چون لذت از فهم و دیدن این ذوات مقدسه تمام نمیشود. کیهان تجلی کامل خدای سبحانه.
«و به گریه حسن بر من.» گریه حسن دیگر روضههایی است اینجا. موقعیت روضه اینستاگرام میگفتی و با هم ناله میزدیم. گریههای امام مجتبی بر مادر. خدا را به این گریهها قسم میدهد و واسطه میکند به گریههایی که مثل امشب، آستین از دهان رها بلند بلند بر مادر گریه کرد. همه بچهها آرام گریه میکردند. آستین به دهان داشتند. لحظه رفتن مادر. به این گریههای حسن که تمام نشد تا آخر عمر، از آن صحنههایی که دیده بود. خدا را به این گریهها قسم میدهد، به واسطه میکند این اشکها. «بکائه علیه.» خب، چرا اشک امام حسن بکاء تعبیر به کار... به کار... «و بالحسین الشهید و کابته علیه.» اینجا دیگر تعبیر بکاء را به کار نمیبرد. «کابة» یا «کوابه» یا «کَئابَة». آن حالت دلشکستگی و آن غمی که در دل، آن انکسار باطنی، آن بههمریختگی درونی. با حزن هم فرق میکند. حزن حالت از دست دادن. کئابه آن حالت شکستگی است. یک وقت انسان چیزی را از دست میدهد و رنجور بابت فقدان این میشود حزن. ممکن است انکسار داشته باشد، ممکن است انکسار نداشته باشد. یک وقت انکسار دارد، در هم ریختگی باطنی دارد. ممکن است حزن از دست دادن داشته باشد یا نداشته باشد. امیرالمؤمنین حزن امیرالمؤمنین. و کئابة سیدالشهدا و «کابته علیه.» رنجوری و شکستگی حسین بر من.
حالا ببینید اینها قسم میدهند چی میخواهند تهش؟ فاطمه زهرا. «و ببناتی الفاطمیات.» به دختران خودم که فاطمیهاند. به حق دختران فاطمی من. حالا یا منظور زینب کبری باشند و خواهران دیگری که اگر داشته باشند از فاطمه زهرا که حالا محل بحث شبهه تاریخی است. به همه دخترانی که نسبت دارند به فاطمه زهرا، چون «عین الفاطمیون» را هم در روایت داریم دیگر در قیامت. فاطمیون. «و حسرتهن علیه.» به دختران فاطمی خودم و حسرتی که اینها بر من میخورند. حسرت اینها، حسرت، حسرت از دست دادن. باز با حزن فرق میکند.
خب، حالا چی میخواهید خانم جان؟ «انک ترحم و تغفر.» پنج تا قسم به این عبارات بلند. حالا دعا این است: «انک ترحم و تغفر للعصاة من أمة محمد و تدخلهم الجنة.» خدایا رحم کنی و مغفرتت را جاری کنی برای عصیانگران امت محمد. رحمت و مغفرت میخواهم، من میخواهم که اینها را وارد جنت کنیم. «انک اکرم المسئولین و ارحم الراحمین.» تو کریمترین مسئولی هستی که ازت سؤال شده و درخواست شده و ارحم الراحمین. امت محمد. امت محمد چند دریچه... او امت، امت میشدند دیگر. رحمت را که پیغمبر بر امت جاری میکرد. او دارد دم رفتن: «انک ترحم و تغفر.» تو رحمت جاری کنی بر امت پیامبر. او رحمت للعالمین. فاطمه زهرا رحمت للنبی. رحمتی که بر این امت جاری میشود از این مادر است. مادر پدر، مادر... او خودش پدر این امت است. «انا و علی ابوا هذه الامة.» یک مادری دارد که فاطمه زهرا باشد. خود او مربی، هادی، نذیر، بشیر، سراج منیر، داعی الی الله، به خدا میرساند. «انک لتهدی الی صراط مستقیم.» او به صراط مستقیم هدایت میکند. البته به صراط مستقیم هدایت میکند که صراط مستقیم امیرالمؤمنین باشد. او پیوند میزند به امیرالمؤمنین پسرآلات مستقیم. ولی همه اینها و در یک دستگاه رحمت، در یک دستگاه مغفرت.
بعد چرا تعبیر برای بدها و عصیانگران این امت؟ مادر است دیگر. مادر درست است بچههای خوب را بیشتر دوست دارد، ولی گریه و نالهاش بیشتر برای بچههای بدش است. مادر این شکلی است. محبتش بیشتر به بچههای خوبش است، ولی نالهها و دعاها و گریهها و تضرعها و توسلها و بیقراریهایش برای بچههای بدش است. اینهایی که امت پیغمبر شدهاند، توجه به پیغمبر دارند، توجه پیامبر هم نصیبشان شده، ولی هنوز میلنگند، میلنگند تو این مسیر، در این طریق. ما فکر میکنیم ما توسل به فاطمه زهرا پیدا میکنیم و جواب نمیگیریم. عزیزان، رفقا، خوبان، دید نگاهمان را عوض کنیم. امروز روز شهادت این خانم است که دارد از دنیا میرود. موقع جان دادن اولیاءالله، عصاره عمرشان موقع جان دادنشان است. لحظه آخری است که دارند در این دنیا جلوه میکنند، میتابند. آن هم مثل فاطمه زهرا که روزی پنج وعده میتابید یا روزی سه وعده میتابید برای خانه و اهل خانه. نور وجودی او در این عالم منتشر میشد که تعابیر عجیبی در مورد نور حضرت زهرا تو روایات داریم. گفتهاند شبها از نور چراغ بینیاز میشدند اهل مدینه. یا آن روایتی که وقتی او برای دیدن ماه میآمد، شب اول به آسمان نگاه میکرد، از نور او آسمان آنچنان روشن میشد، ماه دیده نمیشد، ناگفته شده در روایات. این نور مطهر و پاک درون، لحظات آخر تابش در این دنیا وقتی دارد افول و غروب میکند این چهره تابناک و به خاک میرود. لحظه آخری که دارد میتابد چی میخواهد؟ چی را دارد میتاباند؟ با دعا این مادر رحمت و مغفرت برای عصیانگران امت.
ما باورمان میشود حضرت زهرا برای... مادرند و لحظه آخر برای ما دعا کردند؟ لحظه جان دادن با این قسمها، به پیامبر و شوقش به من، به علی و حزنش به من، به حسن و گریهاش بر من، به حسین و کئابهاش بر من، به فاطمیات و حسرتشان بر من. به این دلشکستگیها. یک دلشکستگی کفایت میکند برای اینکه دعا از من و شما وقتی یک دلشکستگی باشد، دعا مستجاب است. فاطمه زهرا دلشکسته. به این پنج دلشکستگی قسم میدهد. پیغمبر وقتی میرفت دلشکسته بود که فاطمیش اینجاست و او دارد میرود. شوق داشت به فاطمه و به او وعده داد که تو بعد از من زود به من ملحق میشوی. امیرالمؤمنین دلشکسته بود. فاطمه را دل از دست میدهد. امام حسن دلشکسته بود. امام حسین دلشکسته و فاطمه دل به این دلشکستگی این ذوات مقدسه، خدا را قسم میدهد که رحمت جاری میشود. با کمترین دلشکستگی از پستترین مخلوقات، از بدترین بندههای خدا. سر سوزنی اگر او دلشکستگی پیدا کند، رحمت خدای متعال جاری میشود. این رحمت وسیع را دارد به جوش میآورد که کسی جا نماند.
این آیه وقتی تلاوت میشود تزکیه پیدا نمیکنیم؟ دل کنده نمیشویم از دیگران؟ مدل بسته به کی هستی؟ همچین مادری. همچین مهری. همچین محبتی که شب تا صبح دعا کند. یک کلمه دعا برای خودش نکند. همش برای همین عصیانگران امت بود دیگر. اینها عصیانگران امت بودند. بدی کردند، جفا کردند به این مادر. جفا کردند به امیرالمؤمنین. تا صبح دعا میکرد اینها را. امام مجتبی عرض کردم: «مادر جان برای خودت دعا نکردی؟» فرمود: «عزیزم الجار یا بنیه، الجار ثم الدار.» اول همسایهها. مادر، مادر اگر یک لقمه نان داشته باشد، بچهاش همسایهاش باشد و گرسنه باشد، همان بچه عصیانگرش، همان بچه طغیانگرش، نان از گلویش پایین نمیرود. میگوید ما یکم نان خشک تو فریزر داریم، همانها را درمیآوریم میخوریم. این نانهای تازه را بفرستیم برای این بچه. «الجار ثم الدار.» همچین مادری است این بشریت. همچین مادری را امروز بستر خاک داد.
ای مادر، وصیت کن. علی جان نمیخواهم هیچ کدام از اینها در تشییع من حاضر بشوند. تا قیامت نمیخواهم کسی خبر داشته باشد از این قبر من. مخفیانه غسلم بده، کفنم کن، دفنم. و این حزن امیرالمؤمنین. تعبیری که حضرت میکنند میفرمایند که در کنار بدن فاطمه زهرا عرض میکنم به رسول الله: «یا رسول الله قل انصفتیک صبری.» صبر من کم شد از این رحلت این دختر. بعد عرض میکنند: «اما حزنی فسرمدون.» من حزنم دیگر تا قیامت ممتد است. علی تا زنده است این غصه گلوگیرش است. غصه از دست دادن فاطمه زهرا. چه سری بوده؟ چه حقایقی بوده در این عالم خلقت و این ظرف دنیا؟ نسبت این دو نور مقدس به هم چی بوده؟ عشقشان به هم چی بوده؟ وابستگیشان به هم چی بوده؟ ما نمیفهمیم. این امیرالمؤمنین غصه کم ندیده. فرمودند وقتی به دنیا آمدم مظلوم بودم. سنگینی را تحمل کرده. زخمهای زیاد و کشندهای بر او وارد شده. دردهای سنگینی را، غربتهای سنگینی را تحمل کرده. هیچ جا شکوه هم حتی نکردی. شما یک کلمه گلایه در کلمات امیرالمؤمنین در طول تاریخ، در تمام خطبهها به ماجرای فدک که میرسد میفهمید: «مالی و للفدک.» جملهای نزدیک به این عبارت. من با فدک چه کار دارم؟ یکم گلایه میخواهد بکند از این حقی که غصب شده میفرماید به من چه اصلاً، ولش کن. ولی به غصه فاطمه زهرا که میرسد عرض میکنم به رسول الله که من حزنم تمام شدنی دیگر نیست با این مصیبت. و شبهای علی دیگر شبهای بیخوابی: «رحما لیلی فمصهد.» شبها دست از من برنمیدارد. در شبها بیخوابی من را میگیرد.
ما نمیفهمیم. از خدا میخواهیم که ما را از این آیات و از این ذوات مقدسه در دنیا و آخرت آنی و کمتر از آنی جدا نکند و برکات فاطمه زهرا، مادر ما که برای ما دعا کرده در لحظات آخر برای این عصیانگران. و او اسم تک تک ما را میدانسته تا قیامت. شیعیان و محبین و منتحلین، کسانی که انتحال دارند، مدعیاند تشیع و محبت امیرالمؤمنین. تک تک اینها را به دست فاطمه زهرا رسید. به سمع و بصر و نظر او رسید در این هفتاد و پنج یا نود و پنج روز و همه را تا قیامت خبر دارد. نمیدانیم اسم ما هم به سمع و رؤیت مبارک بیبی رسیده یا نه و واکنششان چی بوده. وقتی که اسم ما را... لبخند رضایت و محبت زدهاند یا رو ترش کردهاند، بیاعتنایی کردهاند. نمیدانم. خدا کند که از امت پیامبر باشیم و مشمول این دعای فاطمه زهرا واقع بشویم که برای عصیانگران امت دعا کردهاند، طلب رحمت و مغفرت کردهاند و در این گرفتاریهایی که احاطه کرده ما را از زمین و آسمان، دنیا و آخرت، چپ و راست، بالا و پایین، نجات بدهند. دست ما را دست شکسته و بازوی آسیب دیده فاطمه زهرا بگیرند انشاءالله و مادرانگیشان را بر ما تمام کنند.
قاسم سلیمانیها تربیت شده این مادرند. میدیدید توسلات و شیفتگیهای حاج قاسم را در مواجهه با حضرت زهرا سلام الله علیها و نام حضرت زهرا و یاد حضرت زهرا. و در ایام فاطمیه هم به شهادت رسید و سالگرد او هم در همه ایام فاطمیه قرار گرفت. انشاءالله از برکت این شهدا، حمام این فرزندان خلف فاطمه زهرا بهرهمند بشویم. انشاءالله از شفاعت اینها و وساطت اینها و از عنایات و نور وجودی فاطمه زهرا و محبت فاطمه زهرا انشاءالله دنیا و آخرت ما آباد بشود.
عرض ارادت و پیشکشی بود برای جلب نظر امیرالمؤمنین که میدانیم چقدر این قلب عاشق و شیفته و شیدای فاطمه زهرا بود. وقتی پیغمبر به معراج رفتند، صوتی که خدای متعال ایجاد کرد برای حرف زدن با پیغمبر اکرم، صوت امیرالمؤمنین بود. خدای متعال به پیغمبر فرمود که: «علی جان، حبیب من یا احمد، میدانستم به قلب تو نگاه کردم دیدم در این دل عشق و شور و محبتی بیش از محبت به امیرالمؤمنین نیست، لذا با صوت او با تو حرف زدم در این مهمانی و پذیرایی که خوشت بیاید.» ما هم به دل امیرالمؤمنین نگاه میکنیم، میبینیم جز محبت فاطمه چیزی در این دل نیست. بگذار یا امیرالمؤمنین ما هم امروز از این خانم گفتیم در محضر شما. نظر شما جلب بشود. دست نوازش شما، دفاتین زهرا، بالا سر ما باشد انشاءالله دنیا و آخرت. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
السلام علیک یا بنت رسول الله، السلام علیک یا فاطمه سیدة نساء العالمین و رحمة الله و برکاته.
عرض تسلیت داریم محضر حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فدا، شهادت بیبی دو عالم، مادر بزرگوارشان، حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها را. و عرض تسلیت داریم محضر آقای دو عالم امیرالمؤمنین صلوات الله و سلام علیه، شهادت همسر بزرگوارشان را.
بحث در روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ایراد میشود. امیدواریم که از عنایات بیکران شفیعه محشر، صدیقه کبری، خیر البشر، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، همه ما انشاءالله بهرهمند باشیم و رزق سالمان را در این فاطمیه و این روز شهادت از مادر عزیزمان، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بگیریم. ایشان نه فقط مادر ما و بیبی ماست، و نه فقط مادر سادات است، و نه فقط مادر اولیاءالله، بلکه او مادر پیغمبر است، "ام ابیها". حالا این را بزرگان باید شرح دهند و بسط دهند که این "ام ابیها" به چه معناست.
"اُم" از ماده "اَمَمَ" است؛ آن چیزی که محل توجه است و به امام هم از این جهت میگویند امام، چون محل توجه است و دائماً انسان به او توجه میکند تا مثل او کار بکند. به جاده و اتوبان هم میگویند "اِمام"، «إنهما لَبإِمامٍ مبین»؛ چون جاده هم دائماً محل توجه است تا با پیچ او آدم بپیچد و با سرعتگیر توقف بکند، با بالا و پایینی که دارد و بلندی و پستی که دارد، سرعتش را تنظیم بکند و مثلاً دنده ماشین را عوض کند. به اتوبان هم میگویند "اِمام".
"اُم" از "امام" رقیقتر و لطیفتر است؛ آنی که محل نیاز و کانون توجه میشود، معنای "اُم" این شکلی است. البته "اِمام" هم همینطور است، ولی "اُم" باز لطیفتر از این است.
"اُم ابیها". حالا خانمی که "اَب" دارد. "اَب" را گفتیم با "والد" فرق میکند در بحثهای صادق در قیامت عرض شد؛ "اَب" آن کسی است که انسان را پرورش میدهد، رشد میدهد و در مسیر شکوفایی قرار میدهد. این خانم کسی بود که آن کسی که او را در مسیر رشد و شکوفایی قرار میداد، کانون توجهش این خانم بود. "ام ابیها" را این شکلی ترجمه میکنند: «مادر پدرش». خب، مادرِ ایجادی که نبوده؛ یعنی تولد پیغمبر اکرم که از فاطمه زهرا نبوده. مادر تربیتی هم که نبوده. کانون توجه بوده، کانون رحمت بوده.
اگر رسول الله «رحمة للعالمین» است، فاطمه زهرا «رحمة للنبی» است؛ و پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین هم که «نفسٌ واحده»، «انفسنا و انفسکم». پس هم مادر پیغمبر است، هم مادر امیرالمؤمنین در کانون توجه امیرالمؤمنین؛ چون جلوه خاص رحمت الهی است، صدیقه کبری و لطافت حق تعالی. دیگر از این کاملتر و جامعتر در عالم تجلی نکرده که در یک قالب لطیف زنانه، انسیه حورا، و تعابیری که حالا در مورد ایشان هست که خوب، تعابیر فوقالعادهای است. اگر پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین جایگاهشان در قیاس با فاطمه زهرا سلام الله علیها بررسی بشود، در روایات ما معارف شگفتآوری نصیب انسان میشود. همین که فرمودند: «فاطمه لیلة القدر است»، به نظر کفایت میکند.
در شب قدر چه اتفاقی میافتد؟ «انا انزلناه فی لیلة القدر.» نزول داریم در شب قدر. یک مُنْزَل داریم در شب قدر و یک مُنْزَلٌ فیه داریم در شب قدر. در شب قدر یک چیزی نازل میشود، یک کسی نازل میکند و یک نزولی رخ میدهد. پس سه تا چیز است در ظرف شب قدر؛ یعنی این استعداد و این قابلیت و این کشش و این ظرفیت، ظرف، ظرف است. این ظرفیت در بین همه شبها فقط در یک شب است که قدرت و کشش و آمادگی دارد برای اینکه این حقیقت را در خودش نازل کند و از طریق خودش بسط دهد به همه شبها و روزها. شب قدر این شکلی است. فاطمه زهرا سلام الله علیها در بین همه شبها و روزها، او فقط این ظرفیت و کشش را دارد برای اینکه این حقیقت در او نازل بشود. که حالا این را در روایات ما هم تعبیر کردهاند به اینکه مادر ائمه ماست. خب، با این عرضی که بیان شد، فقط مادر یازده امام نیست؛ صدیقه کبری مادر امیرالمؤمنین هم هست، مادر فاطمه زهرا هم هست. همانطور که ما در تمام ایام داریم بهرهمان را از شب قدر میبریم و در واقع بخواهیم و نخواهیم، بدانیم و ندانیم، همه توجهمان به شب قدر است؛ چون به واسطه شب قدر رزق ما نازل میشود.
الان بنده و شما که داریم حرف میزنیم، این چیزی است که شب برای من و شما نوشتهاند؛ نوشتهاند که این ساعت اینجا ما مشغول گفتگو بشویم، ضبط بشود، به این نحو منتشر بشود، شما از مبادی و کانالها و از آن طرق مختلفی که مثلاً ما و شما به هم رسیدهایم و این حرفها از این گوینده و این شنونده به هم میرسد که مبادی عجیب و غریبی، تونلهای ارتباطی بسیار وسیع، درندشت و چیز عجیب و غریبی است. و دائماً آن به آن ما داریم بهرهمان را از شب قدر میبریم. لذا توجه نداریم به اینکه همه بهرهمان از شب قدر است. اگر کسی این توجه برایش پیدا بشود، آن وقت دائماً نگاهش این است؛ چون عالم عقل است، عالم در واقع تقدیر، لوح محفوظ، از آنجا دارد این رزق نازل میشود و همه توجه به آنجاست. امام معصوم هم همه توجهش به شب قدر است و شب قدر به اذن او این امور جاری میشود و هر آنچه که امام زمان مأموریت و مسئولیت و ولایتشان در این عالم ایجاب میکند، به واسطه امیرالمؤمنین هم هر آنچه از مسائل که رقم میزدند و میدانستند که رقم میخورد، به واسطه شب قدر بود که شب قدر فاطمه زهرا بود. و آن کانالی که موجب ظرفیت میشود و اصلاً خدای متعال این عالم دنیا را به یک نفر ظرفیت دید و قابل دید برای اینکه این معارف را نازل بکند، آن فاطمه زهرا سلام الله علیها بود. و این رمز آن روایتی است که فرمود: «لولا علی لما خلقتک.» این خلقت، خلقت جسمانی است نه خلقت نوری. در خلقت نوری پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا همه یکیاند. آنجا واسطهگری معنا ندارد، همه یک حقیقتاند، «کلهم نور واحد». در خلقت جسمی واسطههایی معنا پیدا میکند، سببی معنا پیدا میکند. این سبب هم لزوماً سبب زمانی نیست که از جهت زمانی متأخر باشد؛ سبب رتبی و عامل و در واقع آن زمینهای که خدای متعال یک چیزی را در یک جایی قرار میدهد، این قبلش لحاظ میشود. حالا خیلی بنا نیست وارد بحثهای تخصصی بشویم که از فهم گوینده خارج است.
پس فرمود: «لولا علی لما خلقتک»، اگر علی نبود تو را خلق نمیکردم ای رسول الله، و «لولا فاطمه لما خلقتکما»، اگر فاطمه نبود نه علی را خلق میکردم نه تو را. خب، این هم همین است. پیامبر اکرم آن حقیقت انسانیت، حقیقت قرآن؛ پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین آن حقیقت نزول و صعود. پس آن امری که دارد نازل میشود حقیقت پیغمبر اکرم، آن نزول حقیقت امیرالمؤمنین، آن ظرف نزول حقیقت فاطمه زهراست سلام الله علیهم اجمعین.
خب، اینها از فهم واقعاً خارج است، خصوصاً فهم افراد نداری مثل این گوینده. چه میفهمیم این ذوات مقدسه چیاند و کیاند و جایگاهشان در این عالم کجاست. خدای متعال عنایت بفرماید یک ذرهای از این حقایق بتابد بر قلب ما و ما را مست و مدهوش بکند از این جلوهها. به هر حال ما نیاز داریم به این تلاوت آیات.
ببینید تزکیه با تلاوت آیات رقم میخورد: «یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة.» اول آیات تلاوت میشود، بعد تزکیه میشود، بعد کتاب و حکمت تعلیم داده میشود. قدم اول تلاوت آیات است. تلاوت به معنای اینکه یک چیزی را در پیش روی انسان بگذارد و پشت سر حرکت بکند. «تالٍ تَلْو» او حرکت بکند و محل توجه باشد، از یک «اُمّ» و «اِمام» شبیه و تو آن مسیر حرکت بکند، خودش را تطبیق بدهد. دائماً توجه او و رصدگاه او به این باشد، این میشود تلاوت آیات. الهی را باید تلاوت کرد برای اینکه این زنگار غفلت و این غبار فراموشی از دلهای ما بلند بشود. بالاخره شرایط زیست مادی و این زندگی دنیایی و زندگی با امور که ما از وقتی چشم باز میکنیم ظاهر میبینیم و قلبمان متوجه ظاهر و ظواهر میشود. برای اینکه بتوانیم به باطن راه پیدا کنیم و کمکم خودمان را عادت بدهیم به چشم باطنبین و فاصله بگیریم از ظاهر و از این مقیاسهای کمی دست برداریم و فاصله بگیریم، قدم اولش تلاوت آیات است.
این تلاوت آیات که شد، این غبارها از دل برداشته میشود. وقتی غبار از دل برداشته بشود، قرآن ازش تعبیر میکند به... حالا این دل ظرفیت و زمینه پیدا میکند برای اینکه معارف و حقایق را در خودش بگیرد. این میشود تعلیم کتاب و حکمت. حالا در شب قدر هم کتاب و حکمت نازل شد، دیگر در چه ظرفی نازل شد؟ در این ظرف؛ یعنی به واسطه این ظرف این عالم قابلیت پیدا کرد که این معارف بیاید پایین و از اینجا منتشر بشود در همه عالم که حالا این ظرفیت و این وسعت خودش میتواند هم در قوس صعود و هم در قوس نزول بررسی بشود که هم اینجا شب قدر چه جایگاهی دارد، هم در قیامت شب قدر چه جایگاهی دارد. و در واقع تعیین تکلیف هم در دنیا به واسطه شب قدر، هم در قیامت به واسطه شب قدر. و این فاطمه زهرا سلام الله علیهاست که تکلیف مؤمنین و منافقین و کافرین را تعیین میکند و معلوم میکند که کی کجاست. این تعیین تکلیف که رقم خورد، آن وقت «النار تسوّی» میکند اینها را. اول کجا عیارکشی میشود؟ وزنکشی میشود؟ قدر طرف فهمیده میشود؟ اندازه طرف بررسی میشود؟ در ساحت فاطمه زهرا سلام الله علیها. و کجا تقسیم میشود؟ در ساحت امیرالمؤمنین سلام الله علیه. و حالا پیغمبر اکرم که رحمت واسعاند و آنجا دیگر جلوه رحمت و رحمت للعالمین و عقل و عقل کامل، عقل اول، به همین تعابیر این شکلی که حالا گفته میشود، آنجا دیگر جلوه پیغمبر اکرم، امت پیغمبر میشود. امت پیغمبر یعنی دیگر اینجا این "اُم"ش و همه کانون توجه همان رحمتی است که خدای متعال در پیغمبر اکرم قرار داده. در این حال، این پیغمبر تقدیرات را چون از کانال فاطمه زهرا میگیرد، باز همه توجهش به فاطمه زهراست که از کانال او چه کسانی بهرهمند از رحمت میشوند. نکات دقت میشود، دیگر؟
لذا همه توجه به فاطمه زهراست که از دریچه او چه کسانی میآیند در این کانال رحمت قرار میگیرند که بشوند؟ پس "اُم" پیغمبر فاطمه زهراست. اگر کسی از کانال این "اُم" وارد شد، میشود امت پیغمبر و او مورد توجه قرار میگیرد و توجهش به پیغمبر اکرم است و چون رنگ و بوی فاطمه زهرا دارد که او "ام ابیها"ست، میشود امت پیغمبر.
حالا نقش امیرالمؤمنین این وسط چیست و جایگاهش چیست؟ بالاخره جایگاه ولایت یعنی حالا... اینهایی که "اُم"شان فاطمه زهراست که در برزخ و قیامت هم اینها جلوه میکند، در بهشت هم جلوه میکند. در روایت ما هست که حالا انشاءالله در جلسات «صدیقه در قیامت» در ماههای آتی، هیمات، در دو سه ماه آینده این مباحث را انشاءالله عزیزان به عنایت الهی خواهند شنید، مباحث مربوط به جایگاه فاطمه زهرا سلام الله علیها در برزخ و تربیت اطفال شیعه، «تربیتهم فاطمة». تربیت اطفال شیعه با فاطمه زهراست که این از معارف شگفتآور ماست. از طرف دیگر هم گفتهاند که حضرت ابراهیم و حضرت ساره این دو نفر هم مربی کودکان و اطفالاند در عالم برزخ و اینها را رشد میدهند. که خب البته در شعاع نور حضرت زهرا سلام الله علیها این دو نفر کار میکنند. و وقتی پیغمبر فاطمه زهراست، به طریق اولی "اُمّ" حضرت ابراهیم هم فاطمه زهراست و خود حضرت ابراهیم هم هر آنچه از این رحمت بر او نازل شده از فاطمه زهرا بوده. همانطور که پیغمبر اکرم از دریچه فاطمه زهرا این را دریافت کردهاند. البته عرض شد، دیگر نه در خلقت نوری، در خلقت جسمی قاعدتاً باید اینطور باشد. و خود ابراهیم امت پیغمبر است. البته ما به این معنا امت... «أُمة أبیک ابراهیم.» ما امت پدرمان حضرت ابراهیم. حضرت ابراهیم پدر ماست، پدر این امت از یک حیث. پس امت ابراهیم از یک جهت، از یک جهت دیگر خود ابراهیم امت امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم است: «إن من شیعة له ابراهیم.» اینها همش آیات قرآن است، دیگر: «إن من شیعة ابراهیم.» خود او شیعه امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم و پیغمبر اکرم هم که "اُمّ"شان فاطمه زهراست. پس این حقیقت ملکوتی و برزخیش به این نحو میشود که در سطوح مختلف از ادراک جلوه میکند. تربیت فاطمه زهرا و تربیت حضرت ابراهیم و ساره و اولیاء و خوبان و بزرگان و تا درجات پایینتر تا درجه پایینتر اینها همه در آن دایره "اُمّ" بودن فاطمه زهراست که او "اُمّ" همه عالم و "سیدة نساء العالمین" است.
«نساء» کارشان تربیت است، دیگر. همه نساء عالمین پرورش میدهند کودکان را و مادرند. نساء مادرند و از یک طرف همسرند، از یک طرف مادرند. او سیدة نساء العالمین است. خیلی در اینها معارف عجیبی است. خدای متعال عنایت بکند بفهمیم. در همه عالم نظام زوجیت برقرار است. نظام مُوجِب و قابل، مذکر و مؤنث. دادن با اوست و آنی که گرفتن با اوست. این میشود نظام مذکر و مؤنث. حالا همه این مؤنثهای عالم در همه عالمین، به همه اینهایی که کارشان دریافت و پرورش است، نساء این است دیگر. همه آنهایی هم که در همه چیزهایی که ما زوجیت داریم، قابلیت این شکلی است؛ دریافت میکند، پرورش میدهد، برمیگرداند. زمین مؤنث است، چرا؟ آب باران را دریافت میکند. آب باران مذکر است، «مَطَر» مذکر است، «أرض» مؤنث است. «إذا زلزلت الأرض زلزالها» مؤنث. «أشرقت الأرض بنور ربها» مؤنث. این مؤنث بودنها حکایتی دارد از معارف قرآنی است. قرآن بیحساب کتاب نیست اینکه یک کلمه را مذکر میآورد یک کلمه مؤنث میآورد، حساب دارد. مؤنث و مذکر این شکلی به همین حسب است، به حسب قابلیت فاعلیت. زمین چیست؟ قابل. دریافت میکند، پرورش میدهد، برمیگرداند. آب باران را میگیرد، نور را هم میگیرد که هم آب باران مذکر است هم نور مذکر است و حالا چیزهای دیگری که لازم است اینها را میگیرد، گیاهی را پرورش میدهد، برمیگرداند. این میشود مؤنث بودن زمین.
حالا سیدة همه این نساء عالمین کیست؟ فاطمه زهرا سلام الله علیها. یعنی همه این قابلیتها و پرورشها در همه عوالم، در همه عوالم، عالم دنیا، عالم برزخ، عالم بفرمایید قیامت، عالم انسانی، عالم حیوانی، عالم ایمانی، عالم تقوا، عالم جهاد، عالم هجرت، عالم شهود، عالم... هر عالمی که شما بگویید، سیدة آن عالم کیست؟ سیدة نساء آن عالم کیست؟ فاطمه زهراست. البته سید رجال آن عالم هم امیرالمؤمنین «فرج البحرین یلتقین، بینهما برزخٌ لا یبغیان». که برزخ بین دو تا پیغمبر اکرم «یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان». اینها پرورش میدهند. چی پرورش میدهند؟ لؤلؤ و مرجان پرورش میدهند. سطح پرورش این است. فاعلیت با امیرالمؤمنین، قابلیت با فاطمه زهرا. سطح پرورش سید شباب اهل الجنة که حسن و حسین میشود. و اینها را نباید در واقع تکبعدی نگاه کرد. یک علی، یک فاطمه است، یک حسن، یا حسین و تمام. نه، یک فاعل است، یک قابل پرورشی است و پروردهای است. آن پرورده حسن و حسین که میشوند سید شباب اهل الجنة. باز خود این سید، آن شباهت... پیامبر اکرم که سید المرسلیناند، او سید مرسلین. امیرالمؤمنین سید الاوصیاء. فاطمه زهرا سیدة نساء العالمین است. اینها خیلی محل کار است.
تو این سیری که ما پرورش پیدا میکنیم و آماده میشویم برای تعلیم کتاب و حکمت، قبلش تزکیه میخواهیم. قبل از تزکیه چی میخواهیم؟ تلاوت آیات میخواهیم. و فرمود: «ما لله آیةٌ هی اکبر منی.» خدای متعال آیه بزرگتر از من ندارد. و چه آیهای بهتر از امیرالمؤمنین و چه آیهای بهتر از فاطمه زهرا برای پرورش و رشد؟ از چه کانالی وارد بشویم؟ این دستور تربیتی است، دیگر. برای ماها، به ما یاد میدهند نظام آموزشی و پرورشیمان چه شکلی باشد. در حوزههایمان، در دانشگاههایمان، از کجا شروع بکنیم؟ ما میخواهیم انسان پرورش بدهیم، دانشمند پرورش بدهیم.
حضرت امام رحمت الله علیه میفرماید: «همه مشکلات بشر از دانشمندان است.» بمب اتم را دانشمندان اختراع کردند. این کرونا را هم آن قدری که فهمیده میشود دستساز و محصول خیانت دانشمندان است. انواع و اقسام مشکلات و بیچارهگیها، این قتل عامها، اینها همش عاملش دانشمندان است. مواد مخدر را دانشمندان تولید میکند. آدمهای دانشمند مینشینند فکر میکنند برای استعمار یک ملت و یک کشور برنامهریزی میکنند، راهبرد تعیین میکنند. همش خیانت دانشمندان است. متأسفانه ما در «عضو دانشگاه» بنا بر این است که دانشمند پرورش بدهیم و این خیلی بد است. ما قرار نیست عالم پرورش بدهیم. البته علم ضروری است. در جلسات قبل بحثهای «شهرشناس» مطالبی در این باب گفته شد. ولی علم واسطه است: «اطلب العلم اولا فی نفسک حقیقة العبودیة.» آن علم حقیقی که تو میخواهی به واسطه عبودیت حاصل میشود. این علمای دیگر، علمای مجازیاند. البته همین را هم حضرت به این نظر دارد: «اطلب العلم باستعماله.» همین مقداری که بلدی را که علم مجازی است استعمال کن، به عمل بگیر، به کار بزن. قاعده و فرمول عجیبی که در عالم این است: علم مجازی به علاوه عمل حقیقی مساوی علم حقیقی. آن علم حقیقی البته قبلش یک چیز دیگری هست، آن عبودیت است. به میزانی که عمل میشود به آن علم مجازی، عبودیت در ما شکل میگیرد، تعبد در ما.
بالاخره آدم یا باید اهل چشم باشد یا اهل گوش باشد. یا باید ببیند یا بشنود. دیدن، انسان با حقیقت بیواسطه و بلافصل مواجه میشود. در شنیدن نه. در شنیدن واسطهای از حقیقت به ما خبر میدهد. درست است. به ما گفتند اول بشنو: «لو کنا نسمع او نقل...» اول بشنو، بعد کمکم که شنیدی و فهمیدی خبرهایی هست، نظر بینداز. «اول ملکوت السماوات و الارض.» اول بشنو، بفهمی چه خبرهایی در این عالم. بعد کمکم نظر بینداز. بعد کمکم این نظر به بصر منجر میشود، انشاءالله اهل بصر میشوی. «لهم اعینٌ لا یبصرون بها.» کمکم این بصر باز میشود. گوش، چشم.
پس ما قرار است که اول الابصار بشویم به تعبیر قرآن. البته قرآن هیچ وقت «اول الاسماء» نگفته. نگفته که اینها صاحب گوش؛ چون گوش مقدم است. آدم میشنود: «سمعا و طاعتا»، «سمعنا و اطعنا.» میشنود که اطاعت کند. اطاعت که کرد، کمکم باب نظر باز میشود. باب نظر که باز شد، باب بصر باز میشود: «لنریه من آیاتنا الکبری.» کمکم آیات الهی را میبیند. آیات الهی را میبیند، آنجا دیگر این تزکیه محقق میشود. وقتی که دیگر به اوج میرسد با دیدن آیات الهی: «ما کذب الفؤاد ما رأی.»
پس به ما این را گفتند، گفتند که راه بیفت و از ما علم نخواستند. از ما عبودیت خواستند، بندگی خواستند که البته از شنیدن شروع میشود تا به دیدن برسد. انشاءالله این با چی شروع میشود؟ این نظام آموزشی و پرورشی و تربیتی فرق میکند. این دیگر درسش اینها نیست، با این نظام اعتباری که کسی این جملات را بلد است، آن کلمات را حفظ است، تستها را خوب میزند و بلد است آجر روی آجر بگذارد، طراحی بکند پلی و سازهای و چیزی را. اینها را ما بهش میگوییم دانشمند و عالم. البته علم مجازی هست، انشاءالله. ولی این آن نظام پرورشی و تربیتی، این آن غایت اصلی نیست. غایتی که برای ما گفتهاند عبودیت و حقیقت مسیری هم که برایش تعیین کردهاند این است: تلاوت آیات، تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت. اول چی میخواهد؟ تلاوت آیات میخواهد.
لذا ما باید در حوزههایمان، در دانشگاههایمان، در مدرسههایمان، در مساجدمان، در منبرهایمان، آن قدم اول و آن پله اول در آموزش، در تعلیم، در تربیت، تلاوت آیات باشد. به چه آیه بزرگتر از امیرالمؤمنین، به چه آیه بزرگتر از فاطمه زهرا سلام الله علیهما؟ بعد اینها تلاوت بشوند برای ما. ما این آیات را داریم. آیه داشتن مشکل را حل نمیکند. در قرآن فرمود که «کم من آیة...» چقدر آیاتی هست که «یمرون علیها» اینها از کنار این آیات رد میشوند، مرور آیات میکنند، ولی ادراک آیات نمیکنند، مُعْرِض از این آیات هستند.
ما امیرالمؤمنین و فاطمه زهرایمان، بهترین نظامهای تربیتی و آموزشی و اینهایمان در حد مرور آیات است. یک گوشه و یک کناری گذاشتیم این آیات را. یک بخشی از کتابهایمان هستند اینها. یک بخشی از کتابهایمان معارف دین، یک بخشی از معارف دینمان هم تاریخ اهل بیت است. تاریخ اسلام و اهل بیت، یک بخشی از تاریخ اسلام و اهل بیت، مرور یک گوشههایی از زندگی خلقی و مادی اهل بیت. من احساس وظیفه... یعنی احساس میکنم که ما دیگر بالاخره اهل بیت را در حدی که لازم بود یاد دادیم. این نیست. امام، امام باید دائماً در معرض توجه باشد در تمام حرکات و سکنات و این امام باید تلاوت بشود برای ما. قرآن ناطق است، دیگر. قرآن، قرآن تلاوت. قرآن را یک گوشه که نمیگذارند، قرآن را یک پوستر که نمیکنند. قرآن را دو تا آیهاش را که گلچین نمیکنند. بیایند بگویند ما از اهل بیت دو تا آیه را گلچین کردیم، دو تا جلوه را گلچین کردیم آن هم به حسب فراخور آمد آن کسی که داشته نظام آموزشی را تدوین میکرد؛ مثلاً پنجاه سال پیش به مقتضای زمانه، قبل انقلاب، اول انقلاب، نشستند در نظر گرفتند مثلاً فلان داستان از تاریخ امیرالمؤمنین را تو کتاب بیاور، داستان عدالت امیرالمؤمنین با عقیل را مثلاً تو کتاب بیاورند. خب، یک مجموعه معارفی و یک نظام هدفمند و روشمند به ما ارائه ندادند. باید اهل بیت را با تعریفی که خود اهل بیت داشتند، با تعریفی که قرآن داشته بشناسیم، کار بکنیم. زیارت جامعه باید یکی از دروس کلیدی و رسمی ما باشد در مدارس و دانشگاهها و حوزهها. ما چند نفر را الان داریم که بتوانند در بین طلبهها، در بین فضلا بتوانند زیارت جامعه را کلماتش را یک توضیح ابتدایی بدهند؟ اینها مقامات اهل بیت است. اینها حقایقی هستند که تلاوت بکنیم. زیارت جامعه کبیره تلاوت آیات. زیارت امین الله تلاوت آیات. زیارت عاشورا تلاوت. زیارت حضرت زهرا، زیارت امیرالمؤمنین و معارفی که این عزیزان در مورد خودشان گفتهاند. تعریف و معرفی که داشتند در مورد همدیگر. داشتند ببینیم ما چقدر روایت داریم فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها و معرفی حضرت زهرا که البته باز گفتهاند که آخر کسی فاطمه زهرا را نخواهد شناخت. او فاطمه است. «فاطمة الخلق یا فُطِم الخلق فاطمو عن معرفتها.» اینها مفتوماند. بچهای که از شیر گرفته میشود میشود مفتوم. فاطمه فاطمه است، چون که مفتوم است، همه از او. او فاطمه است. بقیه مفتوحهاند. فاطمه و مفتون. فتح کرده همه را از معرفت خودش.
بچه را وقتی از شیر میگیرند دیگر شیری به او نمیرسد، از این پستان، از این سینه قطرهای، جرعهای به او نمیرسد، او دیگر سهمی از این سینه ندارد. بشریت سهمی از این سینه معرفت و از قابلیت و از این ظرف معرفت. سینه ظرف است دیگر، ظرف شیر، ظرف آن مایعی که رشد دهنده و شکوفا کننده است و پرورش دهنده است. همه از آن ظرف بهرهمندند. هر که دارد پرورش پیدا میکند از این سیدة نساء العالمین است. ولی قدرت احاطه و معرفت نسبت به خود این ظرف را ندارد. فقط برکاتش بهش میرسد. نمیفهمد کی و چی به او چی داده، چی دادهاند، چی گرفته. و این ظرف، ظرفی است که حتی پیغمبر اکرم هم به این ظرف نظر دارد، امیرالمؤمنین هم به این ظرف نظر دارد. حقایق و معارف از این ظرف برای اینها نازل میشود و مخلوقات مفتوماند از شناخت. تلاوت آیات ما باید انشاءالله این آیات را جدیتر بگیریم.
این روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، یک دو سه عبارت غریب و کمتر شنیده شده در فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها برایتان قرائت بکنم. خیلی اینها معارف عجیبی است. کتابی را دوستان زحمت کشیدهاند به چاپ رساندهاند چند سالی «صحیفه فاطمیه» که مجموعه مدرسه دانشجویی قرآن و عترت این کتاب را چاپ کردهاند و کتابش موجود است روی سایتشان. برای خریدش عزیزان میتوانند اقدام بکنند. کتاب خیلی خوبی است. در بخش پایانی کتاب که عنوانش خاتمه است یک سری روایات را اینجا ذکر کردهاند که این روایت معمولاً شنیده نشده است. یکیش این است: «دعائها عند وفاتها سلام الله علیها.» دعای حضرت زهرا موقع وفات حضرت زهرا. ببینید اینها به جنون میرساند آدم را. چه ذوات مقدسی خدا آفریده و چقدر این ذوات بینظیر، چقدر این ذوات فوقالعاده. «موالی لا احصی ثناء.» نمیشود ثنای شما را گفت. نمیشود به زبان نمیآید، قابل توصیف نیست. موقع وفات فاطمه زهرا سلام الله علیها چه تعبیری به کار میبرد؟ خیلی این تعبیر با این نکاتی که گفته شد عزیزان تدبر بکنید. این آیه را تلاوت بکنید، روی تلاوت آیات ببینید تزکیه میکند ما را یا نه؟ ببینید شخم میزند وجود آدم را یا نه؟ ببینید این علاقهها را به غیر میبُرد یا نه؟ اصل تزکیه این است دیگر، از آنهایی که باید بریده بشویم بریده بشویم، به آنها که باید پیوند بخوریم پیوند بخوریم. شنیدن این تلاوت، این آیه، این آیه وجودی از فاطمه زهرا وقتی تلاوت میشود، ببینید چه شوری در درون ایجاد میکند و چطور آدم را میبَرد از همه. چطور پیوند میزند به این درخت طوبی.
دعای حضرت موقع وفاتشان چی بود؟ مثل امروز که روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیهاست. «اللهم إنی أسئلک بمحمد المصطفی و شوقه إلیه.» روی اینها کار کنید. فکر کنید چه تعابیری به کار میبرند. خدایا از تو درخواست میکنم به محمد مصطفی و شوق او به من. پیامبر با تعبیر مصطفی به کار بردهاند و شوق پیامبر به خودشان. خدا را قسم دادهاند به شوق پیغمبر به خودشان. شوق پیامبر، این یک نکته. «و ببعلی علی المرتضی.» پسرعمو نمیگویند. زوجتی هم نمیگویند. «بعل» که این هم توش نکاتی است. «به بعلی علی المرتضی،» به شوهرم قسم میدهم، درخواست میکنم، واسطه میکنم شوهرم را که علی مرتضی باشد. «و حزنه علیه.» و حزن او بر من. شوق پیغمبر به فاطمه، حزن امیرالمؤمنین به فاطمه. چه سری؟ چی دارند میگویند؟ چه حقایقی پشت پرده است؟ چه اسراری است؟ چه معارفی است؟ چه نسبتهایی است بین این ذوات که پیغمبر اکرم شوق به فاطمه دارند، امیرالمؤمنین حزن بر فاطمه دارد.
«و بالحسن المجتبی و بکائه علیه.» به حسن مجتبی. مادر دارد دعا میکند، فرزند را واسطه میکند. پسرش حسن سید شباب اهل الجنة است. واسطه میکند. چی؟ چه خبر است تو این معارف؟ این را بیایند بزرگان برای ما صد سال شبانهروزی معارف را شرح بدهند. بهشت کجاست؟ بهشت آنجاست که این معارف را صبح تا شب شرح میدهند. بهشت شریک این معارف را میبینیم و چرا لذت بهشت تمام نمیشود؟ چون لذت از فهم و دیدن این ذوات مقدسه تمام نمیشود. کیهان تجلی کامل خدای سبحانه.
«و به گریه حسن بر من.» گریه حسن دیگر روضههایی است اینجا. موقعیت روضه اینستاگرام میگفتی و با هم ناله میزدیم. گریههای امام مجتبی بر مادر. خدا را به این گریهها قسم میدهد و واسطه میکند به گریههایی که مثل امشب، آستین از دهان رها بلند بلند بر مادر گریه کرد. همه بچهها آرام گریه میکردند. آستین به دهان داشتند. لحظه رفتن مادر. به این گریههای حسن که تمام نشد تا آخر عمر، از آن صحنههایی که دیده بود. خدا را به این گریهها قسم میدهد، به واسطه میکند این اشکها. «بکائه علیه.» خب، چرا اشک امام حسن بکاء تعبیر به کار... به کار... «و بالحسین الشهید و کابته علیه.» اینجا دیگر تعبیر بکاء را به کار نمیبرد. «کابة» یا «کوابه» یا «کَئابَة». آن حالت دلشکستگی و آن غمی که در دل، آن انکسار باطنی، آن بههمریختگی درونی. با حزن هم فرق میکند. حزن حالت از دست دادن. کئابه آن حالت شکستگی است. یک وقت انسان چیزی را از دست میدهد و رنجور بابت فقدان این میشود حزن. ممکن است انکسار داشته باشد، ممکن است انکسار نداشته باشد. یک وقت انکسار دارد، در هم ریختگی باطنی دارد. ممکن است حزن از دست دادن داشته باشد یا نداشته باشد. امیرالمؤمنین حزن امیرالمؤمنین. و کئابة سیدالشهدا و «کابته علیه.» رنجوری و شکستگی حسین بر من.
حالا ببینید اینها قسم میدهند چی میخواهند تهش؟ فاطمه زهرا. «و ببناتی الفاطمیات.» به دختران خودم که فاطمیهاند. به حق دختران فاطمی من. حالا یا منظور زینب کبری باشند و خواهران دیگری که اگر داشته باشند از فاطمه زهرا که حالا محل بحث شبهه تاریخی است. به همه دخترانی که نسبت دارند به فاطمه زهرا، چون «عین الفاطمیون» را هم در روایت داریم دیگر در قیامت. فاطمیون. «و حسرتهن علیه.» به دختران فاطمی خودم و حسرتی که اینها بر من میخورند. حسرت اینها، حسرت، حسرت از دست دادن. باز با حزن فرق میکند.
خب، حالا چی میخواهید خانم جان؟ «انک ترحم و تغفر.» پنج تا قسم به این عبارات بلند. حالا دعا این است: «انک ترحم و تغفر للعصاة من أمة محمد و تدخلهم الجنة.» خدایا رحم کنی و مغفرتت را جاری کنی برای عصیانگران امت محمد. رحمت و مغفرت میخواهم، من میخواهم که اینها را وارد جنت کنیم. «انک اکرم المسئولین و ارحم الراحمین.» تو کریمترین مسئولی هستی که ازت سؤال شده و درخواست شده و ارحم الراحمین. امت محمد. امت محمد چند دریچه... او امت، امت میشدند دیگر. رحمت را که پیغمبر بر امت جاری میکرد. او دارد دم رفتن: «انک ترحم و تغفر.» تو رحمت جاری کنی بر امت پیامبر. او رحمت للعالمین. فاطمه زهرا رحمت للنبی. رحمتی که بر این امت جاری میشود از این مادر است. مادر پدر، مادر... او خودش پدر این امت است. «انا و علی ابوا هذه الامة.» یک مادری دارد که فاطمه زهرا باشد. خود او مربی، هادی، نذیر، بشیر، سراج منیر، داعی الی الله، به خدا میرساند. «انک لتهدی الی صراط مستقیم.» او به صراط مستقیم هدایت میکند. البته به صراط مستقیم هدایت میکند که صراط مستقیم امیرالمؤمنین باشد. او پیوند میزند به امیرالمؤمنین پسرآلات مستقیم. ولی همه اینها و در یک دستگاه رحمت، در یک دستگاه مغفرت.
بعد چرا تعبیر برای بدها و عصیانگران این امت؟ مادر است دیگر. مادر درست است بچههای خوب را بیشتر دوست دارد، ولی گریه و نالهاش بیشتر برای بچههای بدش است. مادر این شکلی است. محبتش بیشتر به بچههای خوبش است، ولی نالهها و دعاها و گریهها و تضرعها و توسلها و بیقراریهایش برای بچههای بدش است. اینهایی که امت پیغمبر شدهاند، توجه به پیغمبر دارند، توجه پیامبر هم نصیبشان شده، ولی هنوز میلنگند، میلنگند تو این مسیر، در این طریق. ما فکر میکنیم ما توسل به فاطمه زهرا پیدا میکنیم و جواب نمیگیریم. عزیزان، رفقا، خوبان، دید نگاهمان را عوض کنیم. امروز روز شهادت این خانم است که دارد از دنیا میرود. موقع جان دادن اولیاءالله، عصاره عمرشان موقع جان دادنشان است. لحظه آخری است که دارند در این دنیا جلوه میکنند، میتابند. آن هم مثل فاطمه زهرا که روزی پنج وعده میتابید یا روزی سه وعده میتابید برای خانه و اهل خانه. نور وجودی او در این عالم منتشر میشد که تعابیر عجیبی در مورد نور حضرت زهرا تو روایات داریم. گفتهاند شبها از نور چراغ بینیاز میشدند اهل مدینه. یا آن روایتی که وقتی او برای دیدن ماه میآمد، شب اول به آسمان نگاه میکرد، از نور او آسمان آنچنان روشن میشد، ماه دیده نمیشد، ناگفته شده در روایات. این نور مطهر و پاک درون، لحظات آخر تابش در این دنیا وقتی دارد افول و غروب میکند این چهره تابناک و به خاک میرود. لحظه آخری که دارد میتابد چی میخواهد؟ چی را دارد میتاباند؟ با دعا این مادر رحمت و مغفرت برای عصیانگران امت.
ما باورمان میشود حضرت زهرا برای... مادرند و لحظه آخر برای ما دعا کردند؟ لحظه جان دادن با این قسمها، به پیامبر و شوقش به من، به علی و حزنش به من، به حسن و گریهاش بر من، به حسین و کئابهاش بر من، به فاطمیات و حسرتشان بر من. به این دلشکستگیها. یک دلشکستگی کفایت میکند برای اینکه دعا از من و شما وقتی یک دلشکستگی باشد، دعا مستجاب است. فاطمه زهرا دلشکسته. به این پنج دلشکستگی قسم میدهد. پیغمبر وقتی میرفت دلشکسته بود که فاطمیش اینجاست و او دارد میرود. شوق داشت به فاطمه و به او وعده داد که تو بعد از من زود به من ملحق میشوی. امیرالمؤمنین دلشکسته بود. فاطمه را دل از دست میدهد. امام حسن دلشکسته بود. امام حسین دلشکسته و فاطمه دل به این دلشکستگی این ذوات مقدسه، خدا را قسم میدهد که رحمت جاری میشود. با کمترین دلشکستگی از پستترین مخلوقات، از بدترین بندههای خدا. سر سوزنی اگر او دلشکستگی پیدا کند، رحمت خدای متعال جاری میشود. این رحمت وسیع را دارد به جوش میآورد که کسی جا نماند.
این آیه وقتی تلاوت میشود تزکیه پیدا نمیکنیم؟ دل کنده نمیشویم از دیگران؟ مدل بسته به کی هستی؟ همچین مادری. همچین مهری. همچین محبتی که شب تا صبح دعا کند. یک کلمه دعا برای خودش نکند. همش برای همین عصیانگران امت بود دیگر. اینها عصیانگران امت بودند. بدی کردند، جفا کردند به این مادر. جفا کردند به امیرالمؤمنین. تا صبح دعا میکرد اینها را. امام مجتبی عرض کردم: «مادر جان برای خودت دعا نکردی؟» فرمود: «عزیزم الجار یا بنیه، الجار ثم الدار.» اول همسایهها. مادر، مادر اگر یک لقمه نان داشته باشد، بچهاش همسایهاش باشد و گرسنه باشد، همان بچه عصیانگرش، همان بچه طغیانگرش، نان از گلویش پایین نمیرود. میگوید ما یکم نان خشک تو فریزر داریم، همانها را درمیآوریم میخوریم. این نانهای تازه را بفرستیم برای این بچه. «الجار ثم الدار.» همچین مادری است این بشریت. همچین مادری را امروز بستر خاک داد.
ای مادر، وصیت کن. علی جان نمیخواهم هیچ کدام از اینها در تشییع من حاضر بشوند. تا قیامت نمیخواهم کسی خبر داشته باشد از این قبر من. مخفیانه غسلم بده، کفنم کن، دفنم. و این حزن امیرالمؤمنین. تعبیری که حضرت میکنند میفرمایند که در کنار بدن فاطمه زهرا عرض میکنم به رسول الله: «یا رسول الله قل انصفتیک صبری.» صبر من کم شد از این رحلت این دختر. بعد عرض میکنند: «اما حزنی فسرمدون.» من حزنم دیگر تا قیامت ممتد است. علی تا زنده است این غصه گلوگیرش است. غصه از دست دادن فاطمه زهرا. چه سری بوده؟ چه حقایقی بوده در این عالم خلقت و این ظرف دنیا؟ نسبت این دو نور مقدس به هم چی بوده؟ عشقشان به هم چی بوده؟ وابستگیشان به هم چی بوده؟ ما نمیفهمیم. این امیرالمؤمنین غصه کم ندیده. فرمودند وقتی به دنیا آمدم مظلوم بودم. سنگینی را تحمل کرده. زخمهای زیاد و کشندهای بر او وارد شده. دردهای سنگینی را، غربتهای سنگینی را تحمل کرده. هیچ جا شکوه هم حتی نکردی. شما یک کلمه گلایه در کلمات امیرالمؤمنین در طول تاریخ، در تمام خطبهها به ماجرای فدک که میرسد میفهمید: «مالی و للفدک.» جملهای نزدیک به این عبارت. من با فدک چه کار دارم؟ یکم گلایه میخواهد بکند از این حقی که غصب شده میفرماید به من چه اصلاً، ولش کن. ولی به غصه فاطمه زهرا که میرسد عرض میکنم به رسول الله که من حزنم تمام شدنی دیگر نیست با این مصیبت. و شبهای علی دیگر شبهای بیخوابی: «رحما لیلی فمصهد.» شبها دست از من برنمیدارد. در شبها بیخوابی من را میگیرد.
ما نمیفهمیم. از خدا میخواهیم که ما را از این آیات و از این ذوات مقدسه در دنیا و آخرت آنی و کمتر از آنی جدا نکند و برکات فاطمه زهرا، مادر ما که برای ما دعا کرده در لحظات آخر برای این عصیانگران. و او اسم تک تک ما را میدانسته تا قیامت. شیعیان و محبین و منتحلین، کسانی که انتحال دارند، مدعیاند تشیع و محبت امیرالمؤمنین. تک تک اینها را به دست فاطمه زهرا رسید. به سمع و بصر و نظر او رسید در این هفتاد و پنج یا نود و پنج روز و همه را تا قیامت خبر دارد. نمیدانیم اسم ما هم به سمع و رؤیت مبارک بیبی رسیده یا نه و واکنششان چی بوده. وقتی که اسم ما را... لبخند رضایت و محبت زدهاند یا رو ترش کردهاند، بیاعتنایی کردهاند. نمیدانم. خدا کند که از امت پیامبر باشیم و مشمول این دعای فاطمه زهرا واقع بشویم که برای عصیانگران امت دعا کردهاند، طلب رحمت و مغفرت کردهاند و در این گرفتاریهایی که احاطه کرده ما را از زمین و آسمان، دنیا و آخرت، چپ و راست، بالا و پایین، نجات بدهند. دست ما را دست شکسته و بازوی آسیب دیده فاطمه زهرا بگیرند انشاءالله و مادرانگیشان را بر ما تمام کنند.
قاسم سلیمانیها تربیت شده این مادرند. میدیدید توسلات و شیفتگیهای حاج قاسم را در مواجهه با حضرت زهرا سلام الله علیها و نام حضرت زهرا و یاد حضرت زهرا. و در ایام فاطمیه هم به شهادت رسید و سالگرد او هم در همه ایام فاطمیه قرار گرفت. انشاءالله از برکت این شهدا، حمام این فرزندان خلف فاطمه زهرا بهرهمند بشویم. انشاءالله از شفاعت اینها و وساطت اینها و از عنایات و نور وجودی فاطمه زهرا و محبت فاطمه زهرا انشاءالله دنیا و آخرت ما آباد بشود.
عرض ارادت و پیشکشی بود برای جلب نظر امیرالمؤمنین که میدانیم چقدر این قلب عاشق و شیفته و شیدای فاطمه زهرا بود. وقتی پیغمبر به معراج رفتند، صوتی که خدای متعال ایجاد کرد برای حرف زدن با پیغمبر اکرم، صوت امیرالمؤمنین بود. خدای متعال به پیغمبر فرمود که: «علی جان، حبیب من یا احمد، میدانستم به قلب تو نگاه کردم دیدم در این دل عشق و شور و محبتی بیش از محبت به امیرالمؤمنین نیست، لذا با صوت او با تو حرف زدم در این مهمانی و پذیرایی که خوشت بیاید.» ما هم به دل امیرالمؤمنین نگاه میکنیم، میبینیم جز محبت فاطمه چیزی در این دل نیست. بگذار یا امیرالمؤمنین ما هم امروز از این خانم گفتیم در محضر شما. نظر شما جلب بشود. دست نوازش شما، دفاتین زهرا، بالا سر ما باشد انشاءالله دنیا و آخرت. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه پنجاه و دو
شه شناس
جلسه پنجاه و سه
شه شناس
جلسه پنجاه و چهار
شه شناس
جلسه پنجاه و پنج
شه شناس
جلسه پنجاه و شش
شه شناس
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شه شناس
جلسه بیست و دو
شه شناس
جلسه بیست و سه
شه شناس
جلسه بیست و شش
شه شناس
جلسه بیست و هفت
شه شناس
جلسه بیست و هشت
شه شناس
جلسه بیست و نه
شه شناس
جلسه سی و یک
شه شناس
جلسه سی و دو
شه شناس
جلسه سی و سه
شه شناس
جلسه سی و چهار
شه شناس
در حال بارگذاری نظرات...