!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«قال رسولالله صلیالله علیه و آله و سلم: مَنْ مَقَّتَ نَفسَهُ دُونَ مَقْتِ النَّاسِ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ»
پیامبر اکرم (ص) فرمودند که هر کسی که اهل دشمنی و سرزنش و ناخشنودی و اینها، نه نسبت به مردم، بلکه نسبت به خودش باشد، این از فزع روز قیامت در امان خواهد بود. اشاره به این که بدیها را در خودمان نمیبینیم؛ زیرا به خاطر آن محبتی که به خودمان داریم، بدیها را بیشتر در دیگران میبینیم. انسان متوجه نمیشود که اینی که ما داریم بد است. همین را اگر دیگری انجام دهد، آن وقت تازه میفهمی که یعنی چه، چقدر بد است!
«مَنْ مَقَّتَ نَفسَهُ دُونَ مَقْتِ النَّاسِ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ»
از پیامبر اکرم (ص): کسی که خودش را سرزنش کند و با خودش دشمنی کند، نه مردم، از فزع روز قیامت در امان است.
حدیث بعدی از پیغمبر اکرم (ص):
«رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإیمانِ بِاللهِ عَزَّوَجَلَّ التَّحَبُّبُ اِلَی النَّاسِ»
رأس عقل بعد از ایمان به خدا، تحبب به مردم است. رأس عقل یعنی معلوم میشود که آن اوج عقل، ایمان به خداست. حال بعد از این ایمان، رأس عقل تحبب با مردم است. تحبب و بالا معنای تفعّل در صرف بحث بشود؛ معنای مطاوعه اینجا ظاهراً مد نظر پذیرفتن محبت مردم، انس گرفتن با مردم، محبت کردن با مردم، اظهار محبت با مردم میتواند معنا بشود. این عاقلانهترین کار است.
خوب، یعنی انسان در ارتباط با خدا و در ارتباط با خلق، در هر دو دارد به نحو مطلوب زندگی میکند. این میشود رأس عقل. در ارتباط با خالق ایمان دارد و در ارتباط با مردم هم اهل محبت است. دلسوزی، ایمان و محبت، هر دو از یک جنس است؛ دیگر عقل. حال عقل را از جنس محبتها اینجا فرمودهاند که خیلی حائز اهمیت است. عقل عملی بیشتر میتواند منظور باشد. انسان در عملکرد خودش عاقلانه عمل میکند. در مورد خدای متعال مؤمن و در مورد مردم هم با محبت.
حدیث بعدی از امام صادق (ع):
«اَورَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ»
باورعترین مردم کسی است که هنگام شبهه توقف بکند. ورع غیر از تقواست. برای اینکه کسی باورع باشد، باید دید که با شبهات چگونه برخورد میکند. ما معمولاً میگوییم: این که حرام نیست، این که مشکل ندارد، این که حالا اختلافیه، آن که فلان است... نه دیگر، کسی که با ورع است، دیگر به اختلافی بودن اینها کار ندارد. همین قدر که یک مرجعی یک نظر این شکلی داده، خب، من هم میتوانم رعایت بکنم، احتیاط میکنم.
«أعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ الْفَرَائِضَ»
عابدترین مردم کسی است که فرائض را اقامه بکند، دستورات، واجبات و محرمات و اینها را خلاصه اقامه بکند در زندگی خودش، همه را پیاده بکند و مبنای عملش قرار دهد.
«أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَکَ الْحَرَامَ»
زاهدترین مردم، زاهد... زاهدترین مردم کیست؟ میرویم و میگردیم، در بیابانها یک نفر پیدا میکنیم؟ کسی است که از حرام کنارهگیری کند.
و آخر روایت:
«أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ»
بیشترین تلاش را در بین مردم، بیشترین اجتهاد را در بین مردم، کسی دارد که گناهها را ترک میکند. پرتلاشترین آدمهاست. فعالترین انسانهاست. خوب، یعنی آن بالاترین درجات با سادهترین کارها حاصل میشود. کارهای فوقالعاده لازم نیست آدم انجام بدهد، نه ریاضتهای مثل مرتاضهای هندی میخواهد، نه خودکشی کردن میخواهد. همین که به عنوان محرمات، به عنوان واجبات، همین قدری که انسان تعلقات خودش را از دنیا ببرد، اینها دیگر آن مراحل بالا با او حاصل میشود.
خدا انشاءالله ما را اهل این معارف قرار دهد.
اَلْحَمْدُلِلَّهِ.
در حال بارگذاری نظرات...