برخی نکات مطرح شده در این جلسه
جلسه پرسش و پاسخ
استقبال بی نظیر از مباحث شنود
سوالات بسیار زیاد و در زمینه های مختلف کاربران
چرا برخلاف گفته قرآن، شیطان اینقدر قوی بود؟
یکی از کید های شیطان، این است که خود را ضعیف جلوه دهد.
اگر درحزب الله باشی، کید شیطان ضعیف است.
شیطان پیامبر خدا را از بهشت بیرون کرد.
اگر قدرت شیطان را حس کردی، به دامان خدا پناه می بری.
چرا انسان در حالات خاص، نباید اطراف محتضر باشد؟
چرا نباید محتضر تنها بماند؟
تجربه تا چه اندازه اهمیت دارد؟
مخاطب این حرفها تویی؛ خود خودت!
گاهی حاجات دیگران، در دست ماست.
اجابت دعا با رسیدگی به دیگران.
کاوری که خدا بر اعمال ما کشیده است.
اینکه از نیات دیگران آگاه بودم، آزارم می داد.
با اراده، بلوک ها را جا به جا می کردم.
قدرت شهید ونفوس اولیا
ملائکه در عالم ماده تصرف می کنند.
آیا در برزخ، امکان گریه وجود دارد؟
متن جلسه
‼️توجه: متن زیر صرفاً توسط هوش مصنوعی تایپ شده و ویرایش نشده است‼️
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد الطیبین الطاهرین و آیت الله ظالم من الان الی قیام یوم الدین خدا را شکر میکنیم باز هم بابی از معارف و حقایق این عالم رو برای ما گشود روز شهادت امام صادق علیه السلام مایه گشایش یک در جدیدی معارف و حقایق به روی ماه خدمتتون عرض کنم که بحث بسیار جذاب و مهم و مفید الحمدلله رب ایشالا که شاکر نعمت باشیم و قدر بدانیم با عملمون و این مباحث انشالله فراموش نشه و مرور حالا بنده خودم لطف خدا یک دور که کامل توی مصاحبه بودم یک دورم کامل سلطان شنید و احساس میکنم کمه یعنی باید چهار پنج بار دیگه حداقل بشنویم و در فواصل مختلف اینا رو هی مرور بکنیم فراموش نکنیم که چه خبره و با چه شیطانی با چه دشمنی مواجهیم و درگیریم یادمون بیاد که اخلاص سرلوحه کار و زندگیمون قرار بدیم یادمون بیاد که باید به اهل بیت توسل بکنیم یادمون بیاد که حق الناس چقدر مهمه و این اثر پروانهای اعمال تا کجاها امتداد داره و کشیده میشه خدا را شکر میکنیم که ما بندههای مثل بنده گنهکار رو فراموش نمیکنه و اسباب ذکر رحمت و یادآوری و علمش رو از ما دریغ با همه بدیهایی که از امثال بنده میبینه باز هم تفضل میکنه و دری از حقایق و تذکر و معارف به روی ما باز خوب ما واکنشهای وسیعی داشتیم نسبت به این سلسله جلسات که یکمی هم از تصور ما بیرون بود اصلا کلا این شکلیه آیا حتماً تصدیق میکنند که اون چیزایی که فکر میکنی خیلی میگیره اونایی که فکر میکنی خیلی میگیره اصلاً نمیگیره هیچ اتفاقی نمیافته تا خدا بفهمونه که شما هیچکارهاید خب به هر حال کتاب شنود دو ساله چاپ شده ولی این موج صوتها رو نداشت حالا یه بخشش البته برمیگرده به اینکه کتاب واقعا اربن ار تیکه تیکه شد و اون گل کار ازش گرفته شد و اصل مطالبش گرفته و الحمدلله برادر عزیزمون آقا صادق ما آقا صادق مستعار ایشون اومدند و قبول کردند که صحبت بکنند و زحمت کشیدند دو سفر ایشون از تهران داشتند آمد گفتگو کردیم خود تهرانم چند ساعتی و الانم که باز خدمتشون هستیم حجم وسیعی از سوال واکنشها که خوب خیلی غالباً یعنی ۹۰ درصد به بالا واکنشها بسیار مثبت همه امروز متحیریم مطالب و از این عجایب که حالا یه گوشهای از این مباحث و این چند وقتم ما هرجا که رفتیم تو این دو هفته حرف مستند شنود بود و جاهای مختلفی که گفتگو داشتیم این بحثا به هر حال اثرگذار بوده و خیلی موج آفرین بود البته سوالاتی هم هست یعنی تعداد سوالات هم بالاست خیلی از مطالب ابهام داره نیاز به توضیح داره بعضی جاها محل اشکاله مخاطبین یعنی به بعضی جاها نقد دارند نسبت به مطالب که باید پاسخگو سوالها هم خیلی فراوان و مختل ۲۰۰ صفحه ما سوال حجم کتاب شنود ۹۶ صفحه است دوتا شنود فقط ما سوال داشتیم بابت این ۱۴ جلسه اونم از یه سری مبادی خاصش ۲۰۰ صفحه بوده اگه بخوایم وسیعتر نگاه کنیم بیش از اینها میشه و سوالاتم بعضیاش واقعا سوالات جونداری است یعنی سوالاتی است که باید تام یکی یکی میخونیم مرور میکنیم و پاسخهای آقا صادق رو هم انشالله خواهیم شنید نکاتی هم که حالا بیاد برای ما لابلا انشالله ما البته سقف جلسه رو تا ساعت ۷ قرار دادیم هفت و نیم ولی طبعاً اکتفا نخواهند کرد مخاطبین عزیز و ما خودمونو آماده کردیم برای تا اذان مغرب که به احتمال قریب به یقین تا اون موقع پیش میره آقا بسم الله اگه نکته مطلبی بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم منم تشکر میکنم از شما حاج آقا دیگه واقعاً نمیدونم ولی نعمت موعودی باعث شدید که ما حرفایی که چندین سال وظیفه داشتیم بگیم و کاهلی کرده بودیم تو گفتنش تو حاج آقا عمادی بنده خدا چندین بار ۶ مزاحمشون شدیم هی کتاب اصلاح کردن دوباره برگرداندن اصلاح کردن برگرداندن چندین بار توی حالا بیمارستان بعد از بیمارستان تو خونه دائم میومدیم نسخههای مختلفشو اصلاح میکردیم هی گیرهای مختلف میدادن که به هر ترتیب کتاب شن تشکر میکنم همیشه دعا میکنم برای سلامتیشون خیلی زحمت کشیدنم برای من برای مجموعه و اینکه همیشه دستشون خیر و برکت اگر کتاب شنود پا گرفته من واقعا تو هیچ نقشی نیت ایشون بود و قدم از طرف دوم خود حاج آقا این بخش رو بگذریم بعد حالا تا از بحث عبور نکردیم ما برای همسر آقا صادق فاتحه فرستادیم حالا خوبه که یه عزیز دیگری هم که حق داره به گردن همه ماها مجموعه توالی و این بحثا و اینها یه فاتحه هم به روی پدر و مادر و برادر حاج آقای عمادی انشالله همه عزیزان با همدیگه باید ذکر یک صلوات هدیه اللهم صل علی محمد و آل محمد بسم الله الرحمن الرحیم الرحمن از سوالات شروع کنیم یا مطلبی دارید حجم سوالات خیلی بالاست حالا تک تک دوستان دارن میفرستن سوالاتی که حالا بیشتر پرسیده شده یه سوالی که خیلی این سوال جدی و چالشی است و زیاد هم پرسیده شده آقا شیطون شما چرا انقدر قویه شیطونی که گفتی قرآن که میگه انکید الشیطانه کان ضعیفا چرا پس این شیطان کان قوی بسم الله الرحمن الرحیم اول اینکه ما خیلی خودمونو کلید شیطان در برابر کید خدا ضعیفه شیطان پیامبر خدا را آدم رو کجا کانادا ضعیف در برابر خدا اینکه خدا میگه شیطان اصحابش کید میکنند مکر الله اگر تو توی حزب الله بودی مکر خونها رو تو تاثیر نداره مکر خدا رو اونها غلبه همونجور که بارها و بارها توی سیستمهای مختلف توی برههای مختلف دیده شده که تو جنگها توی مقابلههای خیر و شر دشمن مکث میکرد علیه دوستان خدا و اتفاقاً یه سری که تو اون طایفه یه کمی پاشون میلرزید حریف اون مکر شیطان نشدند خوردن زیرپایی شیطان خوردن همون عده قلیلی که تو حزب الله بودن خدا خود خدا رو براشون قالب کن یعنی هرکس تو حزب خدا باشه قید شیطان روش تاثیر کی گفته ضعیف شیخ کبیر بالای آسمون میزنه زمین هزاران نوع تفسیر ترجمه میکنه یک راه درسته که نری انجامش بدی سیستم خودمون داریم یک شخصی رو که مثلاً میخوام سیستم اطلاعاتی میگن سناریو سیستم اطلاعاتی پیچیدهترین افراد میشینند سناریو طراحی میکنم ما با این افراد میگیم نخبه اطلاعاتی ماشین سناریو طراحی میکنند مثلاً فلان اتفاق فلان جریانی که قراره اتفاق بیفته چه جور اتفاق بیفته طرف خودش متوجه نشه فریب بخوره دشمن به نام سنور اطلاعاتی تازه انسان کید کیت انسانی از غیب اطلاع نداره حالا نمیگم از غیب زیاد اطلاع داره ولی از پیرامونش اطلاعات در حال حاضر هزار تا چرا جلوی هم میچینه خیلی پیچ شیطان و ک و اگر متصل نبودیم اتصال نداشته باشیم به خدا فکر نکن ما خیلی سهل انگاری میکنیم یعنی دقیقاً یکی از کلیدهای شیطان اینکه خودش ضعیف جلو شما همین بود که تموم شد رفت اتفاقا برعکس دقیقاً همون جا که شیطان ضعیف فرض کردی و کردش ضعیف فرض کردی بیچاره میش شما اگه کید شیطان بزرگ فرض کردی در برابر خودت متصل میشی به یه قدرت بالاتر از خودت پناه بردن نگاه کنید خیلی جاها خود پناه میبرم به خدا خیلی بزرگتر از ما رو زده زمین پیامبرا رو بعضیاشون شتک کرده ضربه فنی کرده که عمل ما فکر کنیم شیطان ضعیفه خودش کیده عرض کنم خدمتتون که سوالی که هست اینه که شما در مورد خانمها در ایام خاص چرا اینجوری کردی چرا اینجوری گفتید بعد حالا سوال اینه که بنده خدا چه گناهی کرده اولاً خودش این ثانیا اینکه مثلاً این خانم تو ایام اونجوری میخواد برای اون آقا داره بنده خدا از دنیا میره آب میخواد یعنی خانم نباید آب بیاره براش ادامش همین بود که متاسفم برای طرز فکرت خوب بسم الله الرحمن الرحیم دوباره سالی بسم الله میگم که این قفل زبان چون کلماتی که من میگم خیلیاش اصلاً یه دفعه خودم خودم گوش میکنم باورم نمیشه که خودم این حرفا رو زدم مال من نیست واقعاً اول اینکه منچستر از خودم نگفتم که من الان طرز فکر من باشه یا چیزی باشه که من گفته من چیزی که دیدم دارم میگم حالا یه سری دوست دارم نه فضا برای مطابق میلشون باشه یعنی همه چی گل و بلبل باشه خدا فقط بیاد از بهشتش بگه فقط بیاد از خوبی یه سری اتفاقات مخصوصاً حالا تو این احکام ما داریم شخصی که حالت جنوب هست مثلاً تو مسجد نره قرآن انقدر آیه بیشترین نخونه نمیدونم کسی که حالا خانمی که تو این وضعیت ماهانه هست رعایت کن تو مسجد نشینه نمیدونم فلان اتفاق براش نیفته از این حرم اهل بیت میخواد بره نمیدونم اونایی که معصومن وارد نشه از این میخواد وارد شه از این در بره از اون در خارج بشه یک حالا احکام اینجوریه این نشان میده انسان تو اون حالات یک سری خاص یک سری حالات خاص براش مترتبه گناهکار نیست اصلاً هیچ ربطی به گناه نداره هیچ ربطی شما از لحاظ حلال جنب شده اجازه نداری بری تو مسجد اجازه نداری انقدر آیه رو بیشتر بخونی اجازه نداری سورههایی که احکامه یعنی چی نشون میده که هیچ ربطی به گناه نداره هیچ ربطی به بد و خوب بودن آدما نداره یک سری شرایط آلات وضعی ارسال یک سری اتفاقات اون حالات براش میفته حالا میگن که البته اینم که من هیچ ربطی باز به کما و اینها نیست اینو من گفتم من شنیدم شخصی که میخواد بمیره بالا سر مثلاً اینجور نیان من گفتم نگفته من اونجا دیدم یا مثلاً اتفاقی بوده که من اونجا سیر کردم دیدم روایت داریم کسی که داره میمیره بالا سرش بشینن قرآن بخونن بچه مثلاً فلان نباشه نمیدونم کسی گناهکار نیاد بالا سرش بالا سرش قرآن بخونم جنوب نباشه چرا چون که وجود انسانی که اینجوریه یه مقداری این شخصو شاید اذیت میکنه من یه چیزی بگم خیلی جالبه ربطی به اون مشاهدات روایت روایت صحبت بکنیم که گاهی روایات و این مطالب با همدیگه چیز شده ماستا قیمت ولی یه چیز خیلی جالب که بنده این روایتو ندیده بودم یعنی از این مطالب شما خیلی استفاده کردم واقعا و برام خیلی یه چیز عجیب بود آقای عمادی یه چیز خیلی جالب بود در عروقه عروهها که مهمترین کتاب فقهی شیعه است بحث احتضار یه بابی است مکروهات محتضر مجدد مراجعه کردم الان لپ تاپ نیومد بلوکه واستون بخونم بعد یه سری گفته که مثلاً چیز سنگین رو شکم محتضر نذار چیز آهنی ندارن زن حائ کنارش نباشه مرد جنوب نباشه محتضر رو تنها نذارن حالا گوش بده این کتاب عروه خوب علما کتاب عروه را حاشیه زدن دیگه همه رسالهها حاشیه عروه است بعضیام شرح مدارک الاروه مرحوم اشتهادی مستمسک الروه مرحوم حکیم و کتابهای دیگه یه روایتی حاج عمادی زیر اینجا ذکر کرده من برگام ریخت فکم افتاد نمیدونم چی بگم روایت گوش بده آقا صادق میگه مرده رو تنها نذارید محتضر رو یعبس الشیطان فی جوفه من گفتم سبحان الله وقتی روایتو خوندم میگه شیطان میاد تو شکمش ور میره وقتی محتضرو تنها میذاری دورش باشین با ذکراتون شیاطینو دفع کنید اول از شما شنیدم بعد بچه خوندن دهنم باز مونده به خدا این چه روایتیه نفهمیده بودم اگر قبلا خوندم حالا شاید ۱۰ سال پیش خوندم نمیدونم یادم تنهاش نذارید حالا جنوب و حائز بحثش جداست که گفتم ملائکه نمیان ملائکه اذیت میشن بحث جداست این تیکش خیلی عجیب بود تنها نذارید طراحی کردن که تنها بشه اون زنه که اومد تو آی سی یو طراحی کرد که این پیرمرد تنها بشه خالی بشه دورش موقع جون دادن تنها جون بده خیلی عجیبه این روایت الشیطان فی جوفه تو شکم این تعبیر تعبیر عجیب غریبیه تو شکمش میاد عبس میکنه ور میره سینه تو عقاید او هی ور میره تو شکم این تنهاش نذارید موقع جون دادن نقل کرده بودن همه هم ذیل همین بحث مرحوم صاحب عروه اگه این بحثا رو حالا پیشنهادشون اینه که اینا رو بشینیم مستند بکنیم این یه نمونشه یکی از اینا بود که روایت داریم و اینم به شما بگم حالا قاطی نکنه ایشون روایتو با تجربش قاطی نکنه من به شما بگم تجربه ایشون برای من مفت نمیارزه که باهاش روایتو میفهمم داستان که نشستیم با همدیگه تعریف بکنیم بعضی داستان دوست دارن داستانو به هم نزن حرف میزنی داستان خراب میشه فیلم سینمایی مگه تا تهش ببین بعد بریم دنبال زندگیم زندگی کرد این جمله به جمله میگه میخوره تو سر من من اینا رو یه بار گوش دادم حضوری یه بار گوش دادم مجازی هر سری گوش میدم میخوره تو سرم اینا پتکه اینا آیات و روایته اینا داستانی نیستش که با همدیگه بخونیم کیف بکنیم خیلی سنگینه آقا یه لحظه تصور کن موقع جون دادن چه اتفاقی برات رقم میخوره شیاطین چه شکلی بهت حمله میکنن مخاطب این حرفا رو خودمون بگیم گفتن ایشون که یکی از کارهای شیطان اینه که خودشو ضعیف جلوه میده یکی دیگه از کارهای شیطانم اینه که مشغولت میکنه به دیگری همه شیطون پس کله گوینده و مصاحبه گیرنده و این بغلی و اون صدای بابا تو چی خودت بزرگوار شیطون نمیزاره من مشغول خودم بشم به خودم برگردم یه لحظه بگم تو مخاطب این حرفایی سر کوچه و سر خیابونم اگه کسی رد میشه مخاطبش تویی خود خودت خدا شاهده شما بودی دیدی حرف میزدی آقا من میریختم به هم فلان قضیه گوشی دست من بود فلان قضیه را از فلانی یادم میافتاد از فلانی حلالیت نگرفتم همین جا داشت صحبت میکرد پیام میدادم اون یکی اونجوری شد نمیخوام بگم آدم مخاطبشو یه کمی یه کمی خودمون ما مخاطبیم حالا من هی بشینم مشغول این بشم که اون چیکار کرد این چی گفت این اون فلان جا این فلان مسئول همش خودمم خودمم خودمم مخاطب شیطون نمیذاره ما خودمونو مخاطب این حرفا بدانیم شیطون نمیذاره ما متنبه بشیم مشغول حواشیمون میکنه مشغول درگیرمون میکنه با چیزای بیخود بیرون من یه جا عاشق داشتم در مورد همین کتاب شنود صحبت میکردم یه دفعه دیدم هی بغل دستی میزنه به اون یکی میگه ببین من میگفتم فلانی حق الناس میکنه فلان فلانی فلانی چرا یک لحظه فکر نمیکنی خودم چقدر مناسب کردم خودتو زی حق ببینی بقیه رو ناحق ببین به خدا اول برای خودم دارم میگم اول تذکر به خودمه هی همش فکر میکنم چرا بقیه در حق من ظلم کردند هیچ وقت نمیگم من چه کار کردم که این بر سرم اومده چیکار کردم من با بقیه چه جورم من چقدر حقوق دیگران رعایت میکنند من چقدر ناحقی میکنم که بیام اصلاحشون کنم همش میگم نه نگاه کنید فلانی چقدر ناحق کرده فلان مسئول فلان مسئول فلان من فلان مسئول که همش خودمونیم ایام شب قدر بود من داشتم تلویزیون نگاه میکردم شب قدر نمیرفتم بیرون رفتم داشتم تلویزیون مراسم اح تلویزیون شبای احیا رو نگاه میکردم دیدم مثلاً مسجد یکی از مراسم چندین هزار نفر نشسته بودند داشتند دعا میکردم بعد یه دفعه توجه کردم حالا چیزی که بهم دست داد دیگه حسی بود بهم دست دیدم همه حاجتها یکی گرفتار خونه داره اون یکی ازدواج داره وام میخواد اون بعد دیدم مثلاً همه حاجتها به همدیگه میخوره اون رئیس بانک اون فلانه اون پولدار همه حاجتها توسط خود همون جمعیتی که همونجا بودن همه کارشون گیر خودشون بود گیر همدیگه بود یعنی حاجت این بابا دستش برطرف میشد حاجت اون بابا من همه دست به بالا میکرد به غیر از این نیست مگه کار ما رو کی داره انجام میده خودمون داریم انجام میدیم مگه حکومتی که دارم میگردیم خودمون همین خودمون بیام به داد همدیگه برسیم همه مشکلات برطرف همین آدم خوبا رو میگم بدا رو نمیگم همه آدمایی که تو شب احیا نشستیم دم در خونه دست میبریم سمت خدا حاجت من اینه حاجت من اینه مثلاً میخوام بچهام ازدواج کنم جهیز نداره میخوام ازدواج کنم در صورتی که با همدیگه اگه میشه خدا رو وسط میبردن اصلاً مشکلشون با همدیگه حل میشد بشینید با همدیگه صاف کنید راهتونو به خدا اگه همدیگرو بفهمیم خدا رو بفهمیم اصلاً نیاز خیلی از دعاهامون همین دنیا دست خودمون مستجا شما یه قضیهای بود اینو تو کتاب گفته بودی من بعداً یه مروری به کتاب کردم دیدم خیلی از مطالب هست که برعکس تو کتاب بود یکیش این بود که قضیه جنهای شیعهای که رسیدگی کردن به بچههای شما این چی بود آقا یه توضیح بدین یکی از چیزها این بود که آقا چرا هی حالت بد میشه بگو دیگه ما نصف جون نکن من دیروز یه کتابی دست کتاب با مضمون یکی از احادیث امام صادق یک دستورالعمل سلوکی که امام صادق به عبدالله بن جندب دادن یک حدیث خیلی زیبا من پیشنهاد میدم همه دوستان این کتابو بگیرن اسم شیعه ما چند کتاب خیلی کوچک خیلی زیبا است بشین این کتابو هرچی سوال دارید جوابش تو اینه اصلا حرف من نیست مثل اینکه امام صادق نشسته بود جلو من دارم عین متنشو پیدا میکنم جواب خودت حدیث بگم خوب پس بریم سراغ سوالات سوال اول حال به همین ترتیبی که برای ما فرستادن من میخونم من سوالا رو قبلا مطالعه نکرد تعدادشو قبلاً برام فرستادن اینا رو الان رفقای چند دقیقه فرستادن که بخونیم لطفاً از آقا صادق بپرسید که اون دو ماه چه چیزی باعث ناراحتی شدید ایشون میشه چند بار ایشون در صحبتهاشون از عدم تحمل زندگی در اون دو ماه که چشمشون باز بود میگفتند ولی اصلا اشاره نکردند که چرا اون دو ماه غیرقابل تحمل بوده براشون خواهشاً توضیح دهند میخوام یه بار دیگه خیلی این کلمه واقعیت در اصل به ببنده هیچ کدوم ما تحمل شنیدن و دیدنشو نداریم وقتی پردهها میری کنار و ما واقعیت تجسم اعمال میبینیم واقعیت یک نیاتشو میفهمیم اول خودمون بعد دیگران اصلا دیگه مثل اینکه هیچ زندگی که همه خودشونو دارن در نظر میگیرند وحید و تمام تعارفات از جوش میاد کنار برداشته همه به خاطر نفس خودشون دارن یه سری کارا رو انجام میدن کسی که داره خوبی میکنه تهش واقعیت اینه پردهها که میره کنار میبینی واقعیتش اینه زندگی در واقعیت خیلی سخته طی کردن عمر تو واقعیت اعمال خیلی سخته یعنی پردهها پردههای اعمال افتاده باشه شما دوستت دو تا صمیمی که داره باهاش زندگی میکنی شبانه پیش تو نشسته تو محل کار دوست صمیمیته واقعیت نیاتشو میبینی ما یک مثالی زدم مثال اصلا خوبی نیست خودتم بعد از سانسورش کردی ولی وقتی میفهمی مثلاً عزیزترین افراد اون دوست داشتنی ترین افرادی که دورتن با چه نیاتی دور چی تو ذهنشون میگذ تو اعمالشون چی میگذره یه دفعه میبینی در واقع همه دور اطرافیانت بهت حسرت دارند دیگه حسودی بهت این حسودی دیگه تو واقعیت عملشون پدیداره خیانتهاشون مشخص جای پشت سرت حرف زده غیبت تو کرده دیگه اون تعارفات رفته کنار واقعیت عملشو طرف گوشت برادر مردشو داره میخوره غیبته دیگه حالا اینو تو واقع تو ببینی تحمل نداری اینا رو ببین از همدیگه از همه زده میش یعنی خدا یکی از عنای پرده کاور رو اعمال من نمیذاره واقعیت همو ببینیم که روایت داریم اگر خدا این پردهها رو میزد کنار برادر جنازه برادرشو دفن خدا خیلی وقتا نمیذاره ما چشممون باز بشه اصل افراد رو ببینیم اون دو ماه جور شده بود که من در خونه رو بسته بودم بین همه خوبا بودم جامعه رو تحمل نداشتم هیچیو تحمل نداشتم یعنی تو همه چی کیدوکس میدیدم توی سلام علیک یک نفر تو خیابون رو خودم کیلومتر میدید چون واقعیت تو ارتباطات یه دفعه میبینی یک شخص داره به یه شخص دیگه صحبت میکنه در واقعیت داره چه بر سرمون میاره اینها واقعیت اعمال بود که اصلاً وحشتناک بود من دوتا پرستارو دوباره نگفتم چون که به خیلیا برخورده بود حرف زدن دو تا پرستار من دیدم کلمه که از دهن اینا خارج میشد مثل اینکه یک ظرف آتیش بین اینها بود کلمه که حرف میزدن اینا آتیش میزدن در صورتی که دخترا با چند نفر در تماس بود پسرم با چند نفر دیگه در تماس بود حالا اینو دوست صمیمی تو اینو ببین اصلا قابل تحمل نیست برای و یکی از عنایات ویژه خدا به ما انسانهایی که خدا پوشون واقعیت مارها از همدیگه خدا ستاریت آوردی برای ما نمیذاره واقعا بفهمه اگه همین شما میفهمیدی منی که دارم حرف میزنم چی تو ذهنمه برا خودمه همش ریاکاری همه بابا این چی داره میگه ولش کن همش این اگه تهش اینه که من دیدم که هیچی دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشد یکی از عنای این بدترین عذابی بود که من دیگه تحمل هیچکسو نداشتم امید داشتم که خدایا منو بکشه یا ازم بگیر این فضا چون به هرکس نگاه میکردم همه زندگیش تو رو چشم نگاه میکرد توجه میکردم و میخواستم ببینم البته به اراده خودم زیاد نبود ولی در همون حد کمشم دیگه تحمل نداشتم چون واقعاً اینجور چیزا یک ظرفیت خیلی بالایی میخواد اینکه تهشو ببینی ولی به رو خودت نیاری حالا ما تو سیستم خودمون یه مقداری تجربشو داریم مثلاً ما داریم با یه متهمی صحبت میکنیم که تهشو میدونیم نمیتونی بگی نمیتونی پشتشو بگی نمیتونی به رو خودت بیاری فلانی متهم تو پروندهشو خوندی ریز به ریزشو میدونی ولی نمیتونی به روش بیاری حالا اینو هزار برابرش کنید ته اعمال همدیگه تازه ما تو اون سیستم خودمون از نیات دیگه خبر نداریم بعضی وقتا خدا میگم ظرفیت خیلی زیاد بزرگی میخواد فضا شکر کنید که اصلاً تجربهاش نکرد سوال بعدی سلام و درود ممنون از زحماتتون و همچنین پاسخگویی به شبهاتی که مردم مطرح کردند لطفاً درباره جابجا کردن بلو هایی که جلوی در منزل پدرتان هم بود توضیح بدین کمی با منطق جور در نمیاد چرا جور در نمیاد در کدام منطقه اینکه منطق لیبرالی بگه آره ولی واقعیت اینه که من اون کارو انجام دادم حالا چه بخواد قبول کنی چه بخواید نکنید ولی من یقین دارم که اون با اراده من جابجا شد با من برخوردی میکردم مثل شهدا یعنی انقدر تحویلم میگرفتند و انقدر توان داشتم البته این ربطی به شهدا نداره باز یعنی خیلی از ارواح روح انسان توان میگه که توی عالم ماده حضرت سلیمان تخت فلانی رو کی میتونه بیاره جنه گفتم ما با یه چشم به هم زدنی مثلاً بلند شید بشینی ما برات آوردیم حضرت آصف بلخیا با یه چشم به هم زدنی برات خودش که نرفت بیاره اراده کرد رفت آورد تاثیر روح انسان تو ماده این کارو تو اون فضا عادی عادی انقدر عادی بود که من یه کار عادی انجام دادم اینکه شهید میاد پای کارنامه بچهشو امضا میکنه این اقدام کاملا عادی اینکه طرف شخصی است یا مادر شهیدی است توی قم هستیم پارچه سبزی را اباعبدالله دور این عادیه تنها گریه تنها کتاب را بخونیم این واقعه عادیه تو عالم ماده اتفاق افتاده این نیست که من بگم نه یه چیز ماورایی بوده نه خیلی عادیه اینها و تو اون فضا اصلاً مثل اینکه من یک مثل اینکه مثلاً من یک سنگ همین الان این لیوانو بردارم بزارم اینجا به همین و آیه قرآن میگه فضر و رقاب تضربو انف خدای متعال به ملائکه دستور داد که تو جنگ ملائکه گردن بزنند این آیه قرآنه میگه بزن سر انگشتاشونو بزنیم گردناشونو بزنین ملائکه اومدن از لشکر دشمن زدن اینا رو همه رو قتل عام کردن قلع و قم کردن قطعاً یک مومن مومن نمیگم شهید قطعاً یک مومن از ملک بالاتر و میتونه در عالم ماده تاثیرگذار باشه سوال بعدی یه سوال که من دارم اگه امکانش هست از این عزیز بپرسید که اونور گریه کردن امکانش هست یعنی به خصوص موقعی که ایشون در کربلا سیر میکردند امکانشو داشتن که برای حضرت گریه کنند یا امکانش من چیزی یادمه اونور گریه نمیکردم من تو اون حالت توالت کما رو دارم میگم یعنی وقتی حالت تا حالا من میگم کمال مکاشفه بیمارستان که اینجایی تو بدن اونوریم اونجا من گریهای وقتی تو بدنم بودم بله مثل تو خواب میتونستم تو خواب گریه کنم ولی اونور اصلاً یک حالت فقط عشق آره اصلاً مثل اینکه آره مثل که آتیشت بیشتر میشد عشقت بیشتر میشد هیجانت بیشتر میشد حالا من میگم هیجانی نمیدونم اسمشو چی بذارم اصلا من هرچی به کربلا نزدیکتر میشدم مثل اینکه مثلاً این آره مشتعلتر میشدم حالا کلمه خیلی قشنگ مشتعل واقعا ذوب میشدم بیشتر ذوب میشدم گریه نبود بیشتر مست میشدم بیشتر حالت بی تابی بی قراری دقیقاً همین بیتابی آقای صادق که اونجا نپرسیدند که آینده ملت ایران با این همه تحریم و بدبختی و تورم و بی کفایتی مسئول کی تموم میشه این بدبختیهای ملت اون سه تا رو حذف کردید جلسه ۱۴ جلسه پایانی نیست ۱۵ ۱۵زدهم دارید اونو گوش بدید در مورد مسئولین بیکفایت تا کی بدبخت بشیم آینده کشور که من اصلاً خیلی روشن نبود که بخوام قسمتهایی که الان در ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ شاید که بیاد جریان چیه
جلسات مرتبط

جلسه دوازده
مستند صوتی شنود

جلسه سیزده
مستند صوتی شنود

جلسه چهارده
مستند صوتی شنود

جلسه پانزده
مستند صوتی شنود

جلسه شانزده
مستند صوتی شنود

جلسه هجده
مستند صوتی شنود

جلسه نوزده
مستند صوتی شنود

جلسه بیست
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و یک
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و دو
مستند صوتی شنود
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات مستند صوتی شنود

جلسه هجده - بخش نهم
مستند صوتی شنود

جلسه هجده - بخش هشتم
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و چهار
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و پنج
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و سه
مستند صوتی شنود

جلسه بیست
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و یک
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و دو
مستند صوتی شنود

جلسه نوزده
مستند صوتی شنود

جلسه هفده
مستند صوتی شنود