معرفی
محدوده توکل تا کجاست؟
تعریف تواضع
جایگاه ما نزد اهلبیت علیهمالسلام
تعریف تواضع
جایگاه ما نزد اهلبیت علیهمالسلام
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
«عَنِ الْحَسَنِ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام فِداکَ مَا حَدُّ التَّوَکُّلِ؟»
حسن بن جعفر میگوید که خدمت امام رضا علیه السلام پرسیدم: «فدایتان شوم، حد توکل چیست؟»
«حد» اینجا خیلی وقتها منظور تعریف است؛ شبیه همان «حد و رسم» که در منطق میگوییم. تعریف توکل چیست؟ محدودۀ توکل چیست؟ تا کجا توکل است و از کجا به بعد توکل نیست؟
«فَقَالَ لِیَ: أَنْ لاَ تَخَافَ مَعَ اللَّهِ أَحَداً.»
خیلی حدیث زیبایی است. حضرت فرمودند: «اینکه همراه خدا از کس دیگری نترسی.» این میشود توکل. اگر از کسی دیگر ترسیدی، توکل نیست!
واگذار کردیم و دیگر کاری به چیزش نداریم. نه! خیلی وقتها ما توکل را با دمدمیمزاجی و باری به هر جهت بودن و اینها اشتباه میگیریم. توکل این است که انسان تشخیص وظیفه بدهد، به آن بایستد و هر چه هم که شد، از کسی نترسد.
عرض کردم که آقا تعریف تواضع چیست؟
«فَقَالَ: أَنْ تُؤْتِیَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ مَا تُحِبُّ أَنْ یُوتَوْکَ مِثْلَهُ.»
به مردم چیزی را بدهی؛ یعنی از آن موضع خودت، حقی را به مردم بدهی، شأنی را برای مردم قائل باشی که دوست داری آنها همین را به تو عطا بکنند. همان شأنی که دوست داری دیگران برای تو قائل باشند، تو هم برای دیگران قائل باش.
صبحگاهی اگر برای فرزند من و برادر من و پدر من و اینها حرفی زده بشود، کاری بشود، چیزی بشود، انسان چطور به خشم میآید؟ چطور پی احقاق حق است؟
برای دیگران... من خودم را یک چیز ویژهای میدانم. یک ژن خوب میدانم. امتیاز ویژه برای خودم قائلم که این خلاف تواضع است. تواضع این نیست، بلکه اتفاقاً بالاتر از این، این است که شما حتی اگر از حق و حقوق خودت میگذری، از حق و حقوق دیگران نگذری. دیگر اوج توکل!
یعنی یک چیزی حق طبیعی من است، من مظلوم واقع شدهام، برای گرفتن حق خودم کاری نکردم، ولی شما مثل من، بلکه کمتر از من مظلوم واقع شدی؛ برای گرفتن حق شما اقدام میکند.
«فِدَاکَ أَشْتَهِی أَنْ أَعْلَمَ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ؟»
این آخرش خیلی جالب است. به امام رضا علیه السلام عرض کرد: «آقا، دوست دارم ببینم جایگاه من پیش شما چقدر است؟ کیف أنا عندک؟ من پیش شما چی هستم؟»
مثلاً وقتی حرم میرویم، میگوییم: «نگاه شما نسبت به من چیست؟ من در نظر شما چه هستم؟» خب، حالا پاسخ حضرت چیست؟
«فَقَالَ: انْظُرْ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ؟»
«من پیش تو چی هستم؟ هر طور که من پیش تو هستم، تو هم پیش من همانقدر هستی.»
چقدر تو به من توجه داری؟ من به همان میزان به تو توجه دارم. چقدر من در نفس تو اهمیت دارم؟ تو در نفس من همانقدر اهمیت داری. من اولویت چندم زندگیت هستم؟ اولویت چندم برای منی؟
خیلی کاربردی است. ببین من پیش تو چه شکلی هستم، تو هم پیش من همان شکلی هستی.
خدا انشاءالله توفیق عمل عنایت بفرماید.
الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم.
«عَنِ الْحَسَنِ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام فِداکَ مَا حَدُّ التَّوَکُّلِ؟»
حسن بن جعفر میگوید که خدمت امام رضا علیه السلام پرسیدم: «فدایتان شوم، حد توکل چیست؟»
«حد» اینجا خیلی وقتها منظور تعریف است؛ شبیه همان «حد و رسم» که در منطق میگوییم. تعریف توکل چیست؟ محدودۀ توکل چیست؟ تا کجا توکل است و از کجا به بعد توکل نیست؟
«فَقَالَ لِیَ: أَنْ لاَ تَخَافَ مَعَ اللَّهِ أَحَداً.»
خیلی حدیث زیبایی است. حضرت فرمودند: «اینکه همراه خدا از کس دیگری نترسی.» این میشود توکل. اگر از کسی دیگر ترسیدی، توکل نیست!
واگذار کردیم و دیگر کاری به چیزش نداریم. نه! خیلی وقتها ما توکل را با دمدمیمزاجی و باری به هر جهت بودن و اینها اشتباه میگیریم. توکل این است که انسان تشخیص وظیفه بدهد، به آن بایستد و هر چه هم که شد، از کسی نترسد.
عرض کردم که آقا تعریف تواضع چیست؟
«فَقَالَ: أَنْ تُؤْتِیَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ مَا تُحِبُّ أَنْ یُوتَوْکَ مِثْلَهُ.»
به مردم چیزی را بدهی؛ یعنی از آن موضع خودت، حقی را به مردم بدهی، شأنی را برای مردم قائل باشی که دوست داری آنها همین را به تو عطا بکنند. همان شأنی که دوست داری دیگران برای تو قائل باشند، تو هم برای دیگران قائل باش.
صبحگاهی اگر برای فرزند من و برادر من و پدر من و اینها حرفی زده بشود، کاری بشود، چیزی بشود، انسان چطور به خشم میآید؟ چطور پی احقاق حق است؟
برای دیگران... من خودم را یک چیز ویژهای میدانم. یک ژن خوب میدانم. امتیاز ویژه برای خودم قائلم که این خلاف تواضع است. تواضع این نیست، بلکه اتفاقاً بالاتر از این، این است که شما حتی اگر از حق و حقوق خودت میگذری، از حق و حقوق دیگران نگذری. دیگر اوج توکل!
یعنی یک چیزی حق طبیعی من است، من مظلوم واقع شدهام، برای گرفتن حق خودم کاری نکردم، ولی شما مثل من، بلکه کمتر از من مظلوم واقع شدی؛ برای گرفتن حق شما اقدام میکند.
«فِدَاکَ أَشْتَهِی أَنْ أَعْلَمَ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ؟»
این آخرش خیلی جالب است. به امام رضا علیه السلام عرض کرد: «آقا، دوست دارم ببینم جایگاه من پیش شما چقدر است؟ کیف أنا عندک؟ من پیش شما چی هستم؟»
مثلاً وقتی حرم میرویم، میگوییم: «نگاه شما نسبت به من چیست؟ من در نظر شما چه هستم؟» خب، حالا پاسخ حضرت چیست؟
«فَقَالَ: انْظُرْ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ؟»
«من پیش تو چی هستم؟ هر طور که من پیش تو هستم، تو هم پیش من همانقدر هستی.»
چقدر تو به من توجه داری؟ من به همان میزان به تو توجه دارم. چقدر من در نفس تو اهمیت دارم؟ تو در نفس من همانقدر اهمیت داری. من اولویت چندم زندگیت هستم؟ اولویت چندم برای منی؟
خیلی کاربردی است. ببین من پیش تو چه شکلی هستم، تو هم پیش من همان شکلی هستی.
خدا انشاءالله توفیق عمل عنایت بفرماید.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه صدم : تواضع؛ شرط انتخاب الهی
جهاد با نفس
جلسه صد و یکم : تواضع؛ راه خزائن الهی
جهاد با نفس
جلسه صد و دوم : تواضع؛ آینه اخلاق اجتماعی
جهاد با نفس
جلسه صد و سوم : درجات تواضع در نگاه امام رضا
جهاد با نفس
جلسه صد و چهارم : سنت الهی در بالا بردن فروتنان
جهاد با نفس
جلسه صد و ششم : تواضع بیادعا در رفتار روزمره
جهاد با نفس
جلسه صد و هفتم : صدقه کثرت میآورد، تواضع رفعت
جهاد با نفس
جلسه صد و هشتم : افتادگی؛ شرط فیض الهی
جهاد با نفس
جلسه صد و نهم : سادهزیستی؛ مرز بندگی و اشرافیت
جهاد با نفس
جلسه صد و دهم : تواضع در سیره امام سجاد
جهاد با نفس
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و هفت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و هشت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و نه
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نود
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نود و یک
جهاد با نفس
جلسه چهارصد و یک
جهاد با نفس
جلسه چهارصد و دو
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل و یک
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل و دو
جهاد با نفس
در حال بارگذاری نظرات...